
السلام عليك يا صادق آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم

نظر دهید » 
السلام عليك يا صادق آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم

نظر دهید » 
السلام عليك يا صادق آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم

نظر دهید » 
عظمت علمى امام صادق (ع)
در باب عظمت علمى امام صادق (ع) شواهد فراوانى وجود دارد و اين معنا مورد قبول دانشمندان تشيع و تسنن است. فقها و دانشمندان بزرگ در برابر عظمت علمى آن حضرت سر تعظيم فرود مىآوردند و برترى علمى او را مىستودند.
صفحات: 1· 2· 3· 4· 5· 6· 7· 8· 9· 10· 11· 12· 13· 14· 15· 16· 17· 18· 19· 20· 21· 22· 23· 24· 25
نظر دهید » 
فعالیتهای سیاسی امام صادق(ع)
برخلاف تصور عمومی، حركت امام صادق (ع) تنها در زمینههای علمی (با تمام وسعت و گستردگی آن) خلاصه نمیشد، بلكه امام فعالیت سیاسی نیز داشت، ولی این بُعد حركت امام، بر بسیاری از گویندگان و نویسندگان پوشیده مانده است. در اینجا برای اینكه بی پایگی این تصور «كه امام صادق (ع) بنا به ملاحظه اوضاع و احوال آن زمان هرگز در امر سیاست مداخله نمیكرد و هیچ گونه ابتكار عمل سیاسیای نداشت، بلكه در جهت سیاست خلفای وقت حركت میكرد» روشن گردد، نمونهای از فعالیتهای سیاسی امام را ذیلا میآوریم:
صفحات: 1· 2· 3· 4· 5· 6· 7· 8· 9· 10· 11· 12· 13· 14· 15· 16· 17· 18· 19
نظر دهید » 
اشعار جانسوز آدم عليهالسلام در سوگ هابيل
آدم عليهالسلام در سوگ جانسوز پسر شهيدش، اشعار زير را سرود و خواند:
تغيّرت البلاد و من عليها فوجه الْأَرْض مغبرّ قبيح
تغير كل ذى طعم و لون و قَلَّ بشاشة الوه المليح
ارى طول الحياد علىَّ غمّاً و هل انامن حياتى مستريح
و مالى لا اجود بسكب دمع و هابيل تضمنه الضريح
قتل قابيل هابيلاً اخاه فواحُزنى لَقَد فقد المليح
يعنى: سرزمينها و آن چه در آنها هست همه دگرگون شده، و چهره زمين غبارآلود و زشت گشته است.
مزه هر غذايى، و رنگ هر چيزى تغيير يافته، وچهره شاداب و نمكين اندك شده است.
طول زندگى را براى خود اندوهى دراز مىنگرم، آيا روزى خواهد آمد كه از اين زندگى پر رنج راحت شوم؟
چه شده كه اشكهايم جارى نمىگردد، و چشمهايم از اشك فشانى دريغ مىكنند، با اين كه پيكر هابيل در ميان قبر قرار گرفته است.
قابيل برادرش هابيل را كشت، واى بر اين اندوه كه به فراق هابيل زيبايم گرفتار شدم.(63)
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
اندوه شديد آدم عليهالسلام، و دلدارى خداوند
قابيل جنايتكار پس از دفن جسد برادرش، نزد پدر آمد. آدم عليهالسلام پرسيد: هابيل كجاست؟
قابيل گفت: من چه مىدانم، مگر مرا نگهبان او نموده بودى كه سراغش را از من مىگيرى؟!
آدم عليهالسلام كه از فراق هابيل، سخت ناراحت بود، برخاست و سر به بيابانها نهاد تا او را پيدا كند. همچنان سرگردان مىگشت اما چيزى نيافت. تا اين كه دريافت كه او به دست قابيل كشته شده است، با ناراحتى گفت: لعنت بر آن زمينى كه خون هابيل را پذيرفت.(60)
از آن پس آدم عليهالسلام از فراق نور ديده و بهترين پسرش، شب و روز گريه مىكرد، و اين حالت تا چهل شبانه روز ادامه يافت.(61)
آدم عليهالسلام در جستجوى ديگر، قتلگاه هابيل را پيدا كرد و طوفانى از غم در قلبش پديدار شد. آن زمين را كه خون به ناحق ريخته پسرش را پذيرفته، لعنت نمود، و نيز قابيل را لعنت كرد. از آسمان ندايى خطاب به قابيل آمد كه لعنت بر تو باد كه برادرت را كُشتى…
حضرت آدم عليهالسلام بسيار غمگين به نظر مىرسيد و آه و نالهاش از فراق پسر عزيزش بلند بود. و شكايتش را به درگاه خدا برد، و از او خواست كه ياريش كند و با الطاف مخصوص خويش، او را از اندوه جانكاه نجات دهد.
خداوند مهربان به آدم عليهالسلام وحى كرد و به او بشارت داد كه: آرام باش، به جاى هابيل، پسرى را به تو عطا كنم كه جانشين او گردد.
طولى نكشيد كه اين بشارت تحقق يافت، و حوا عليهاالسلام داراى پسر پاك و مباركى گرديد. روز هفتم اين نوزاد، خداوند به آدم عليهالسلام چنين وحى كرد: اى آدم! اين پسر از ناحيه من به تو هِبَه (بخشش) شده است، نام او را هبة الله بگذار. آدم عليهالسلام از وجود چنين پسرى خشنود شد، و نام او را هبة الله گذاشت.(62)
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
اوقات
اوقات نيز مانند مكانها و ساير موجودها داراى سعد و نحس و شريف و غير شريف است و هر وقتى از اوقات، حكمى ويژه دارد. اثر اين حكم در كارهايى كه در آن وقت انجام گيرد و حتى در موجودهايى كه در آن وقت يافت شود آشكار مىشود… در شرايع الهى براى هر وقتى از اوقات، حكم يا احكامى بيان شده است؛ به ويژه در شريعت پيامبر ما، حضرت خاتم النبيى (صلى الله عليه و آله و سلم) كه براى هر يك از سال، ماه، روز، شب و ساعت به تفصيل احكام و وظايفى بيان شده است.
اخبار فراوانى در اين زمينه رسيده كه در روز قيامت اوقات و زمانها و همچنين ديگر عرضها به صورت اعيان(46)، بلكه به صورت انسان به صحنه قيامت آورده مىشوند، گرچه خردهاى ضعيف توانايى ادراك آن را ندارد ولى مؤمن نبايد مانند اين حقايق را منكر شود. بايد بگويد آنان به آنچه گفتهاند دناتر بودهاند و از خداوند بخواه تا معرفت و شناخت اين حقايق را بهره او گرداند.
انسان خردورز آنگاه كه دريافت اوقات و زمانها هر يك احكام و اشاراتى ويژه دارد و مت عمرش به منزله سرمايهاى بس گرانبها است، به گونهاى كه با هر نفس آن مىتواند منافع بزرگ و ممالك فراوانى بلكه سلطنتى الهى براى خويش فراهم كند، بايد از تباه ساختن وقت خود و بهره نبردن از آن به شدت بخل ورزد و از اين كه به جاى اين همه سود، عمر خود را وسيلهاى براى كسب شقاوت دائمى و عذاب جاويدان الهى گرداند به شدت بر حذر باشد.
مطلب ديگر اينكه انسان بايد يقين داشته باشد كه سعادت و شقاوت و لذت و خوشى و رد و رنج در اين دنيا به قضا و قدر الهى است، نه به سعى و كوشش، يا تهيه اسباب؛ و بين كوشش آدمى و دستيابى به مطلوب و بين تهيه اسباب و آنچه انسان آرزوى رسيدن به آن را دارد رابطه عموم و خصوص من وجه است.
از معصوم (عليه السلام) رسيده كه:
هر كس صبح كند، در حالى كه بيشترين توجه و اهتمام وى به دنيا باشد، در پيشگاه خدا براى او چيزى نيست و خدا چهار خصلت را ملازم او خواهد ساخت: اندوهى پيوسته و بى پايان و اشتغالى كه همراه آن فراغتى نخواهد بود و فقرى كه با آن روى بى نيازى نخواهد ديد و آرزويى كه برايش سرانجامى نيست.
آداب مقدمات نماز
آيه الله ملكى تبريزى قدس سره
نظر دهید » << 1 ... 708 709 710 ...711 ...712 713 714 ...715 ...716 717 718 ... 798 >>