
دانلود مداحی کودکانه باز این چه شورش است که در خلق عالم است - امیری حسین و نعم الامیر + متن

صوت مداحی کودکانه باز این چه شورش است که در خلق عالم است - امیری حسین و نعم الامیر
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
أمیری حسینٌ و نِعم الأمیر
ماه ناله، ماه ماتم، ماه غم
قلب من گشته هوایی حرم
زیر باران دو چشمان ترم
می زنم در روضههای تو قدم
می نویسم روی قلبم نام تو
بر لبانم باز شعر «محتشم»:
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است…»
زینت دوش نبی! آخر چرا
سر جدایی در دل صحرا حسین؟
من فدای آن لبان خشک تو
تشنه کامی بر لب دریا حسین!
خواهر تو زینبت شد بی پناه
بعد تو در عصر عاشورا حسین
نظر دهید » 
کودک تا هفت سالگی به محبت نیاز دارد، منظور این نیست که بعد از آن احتیاج به محبت ندارد. محبت در طول عمر انسان سرمایه ی بقا و حیات اوست و ضمانت سلامتی روح او، ولی تا هفت سالگی بیشتر باید با او از طریق محبت رفتار کرد و تا آن زمان او معنی تشویق و تأدیب را درک نمی کند. تنها یک چیز باعث رشد و بالندگی او می شود و آن ابراز علاقه ی بیشتر و محبت به اوست، او باید تا هفت سالگی بازی کند، پس از آن پدر و مادر تکالیف دیگری نسبت به او دارند که باید به آنها بپردازند، در راستای این وظایف، جهت هدایت مستمرّ و حفظ و حراست او، دو روش موجود هست یکی راه تشویق است و دیگری راه تأدیب.

با ورود کودک به هفت سالگی، دوران سخت و دشوار تربیت او فرا می رسد. زمان مدرسه رفتن و وارد شدن به جمع دوستان و گروه همسالان، آن هم کودکانی که هرکدام فرهنگ، اخلاق، خلق و خوی متفاوتی دارند، و هر یک از این عوامل می تواند در خلق و خوی او تأثیر بگذارد، و اگر والدین اشراف کامل به او نداشته باشند، احتمال دارد زحمات پیشین آنها هدر رود. در اینجاست که وظیفه ی خطیر و مهم پدر و مادر بیشتر می شود. تشویق و تأدیب ضرورتش در این مواقع احساس می شود.
ادب و تأدیب دو اصطلاح همگون و هم خانواده است، یکی به معنی تربیت کردن و دیگری به معنی تنبیه کردن می باشد. اسلام تربیت و ادب آموزی به فرزند را مقدم بر تأدیب و تنبیه می داند. «ادب» نشان دادن راه و اصول صحیح زندگی است و یاد دادن نحوه ی رفتار با خود و با دیگران است. تأدیب و تشویق هم باید در همین مسیر باشد. تأدیب هم به دو نحو امکان دارد که وقتی کودک از مسیر صحیح و راه درست زندگی منحرف شد او را باز گرداند و یا از ادامه ی راه نادرست باز دارد. یکی اینکه زشتی انحراف را به او نشان دهد و دیگر اینکه با اعمال درست زشتی راهی را که پیش گرفته و یا عملی که انجام داده او را بیدار و شرمنده کند و یا اینکه با مقداری تنبیه بدنی که منجر به صدمه دیدن نباشد و او را متنبه کند وی را تأدیب کند.
دوران تربیت کودک را پیشوایان اسلام، به سه دوره ی هفت ساله تقسیم کرده اند.
نظر دهید » 
گفتن سلام بر حسین ، قبل از خواندن نماز

امام زمان عج اللّه تعالی فرجه الشریف هر روز و شب به امام حسین علیه السّلام سلام میدهند.
پس چقدر خوب است بعد از گفتن اذان و اقامه و قبل از خواندن نماز، سه بار به امام حسین علیه السّلام سلام بدهیم؛ زیرا با این کار به یاد امام حسین علیه السّلام میافتیم که حتّی در سختترین شرایط و موقع جنگ نماز خود را به جا آوردند.
سلام به امام حسین علیه السّلام قبل از نماز یک درس بزرگ برای ما است و آن اینکه همیشه از نمازهای خود مراقبت کنیم و آنها را اول وقت به جا بیاوریم؛ زیرا امام حسین علیه السّلام در روز عاشورا به دوستانشان فرمودند: من دوست دارم، پروردگارم را ملاقات کنم، در حالی که نماز ظهر را خوانده باشم.

مامان جونم غم داره
زیر چشاش نم داره
نگاش به تنگ آبه
تو تنگ آب گلابه
آب میخوره با لیوان
میگه حسین حسین جان

امام حسین مهربون
که رفتهای به آسمون
تشنه بودی آبی نبود
خسته بودی خوابی نبود
یزید و آدمهای بد
بچهها رو کتک میزد
شهید شدی تو کربلا
حالا تویی عزیز ما
آب میخوریم میگیم سلام
به لبهای خشک امام

ذکر حسین گوییم
تا آب می کنیم نوش
به حرف رهبر خود
همیشه می کنیم گوش
گفتن سلام بر حسین ، هنگام آب خوردن
امام صادق علیه السّلام به ما توصیه فرمودهاند، که وقتی آب نوشیدیم، به امام حسین علیه السّلام سلام بدهیم.
ایشان فرمودند. بندهای نیست که آب بنوشد و امام حسین علیه السّلام را یاد کند و قاتل ایشان را لعنت کند
و خداوند منّان صد هزار حسنه برای او مینویسد و صد هزار گناه از او، محو میکند
و صد هزار درجه، مقامش را بالا میبرد و گویا صد هزار بنده، آزاد کرده
و روز قیامت حق تعالی او را با قلبی آرام و مطمئن محشورش میکند.

شعری هم در این زمینه وجود دارد که منتسب به حضرت سکینه علیه السلام است که گفته می شود پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) خطاب به شیعیان آن حضرت، برای سلام دادن به امام حسین علیه السّلام پس از نوشیدن آب، سروده است.

گفتن سلام بر حسین، هنگام بخشیدن یا عفو دیگران
هر گاه کسی را بخشیدیم و به او فرصت دوباره دادیم هم بگوییم: سلام بر حسین؛ امام حسین علیه السّلام حر را بخشید و به او فرصت دوباره داد، با آن که او مهمترین عامل، بسته شدن آب بر روی اهل بیت امام حسین علیه السّلام بود.
گفتن سلام بر حسین ، هنگام دیدن گرسنگان
هرگاه گرسنهای را دیدیم و ساده از کنارش عبور نکردیم هم بگوییم: سلام بر حسین
بنابراین، سلام برحسین برای همهی لحظاتی است که درجبههی حق و باطل روزمرهمان فارغ از هرمنفعتی ، طرف حق را بگیریم!
گفتن سلام بر حسین، هنگام سکوت نکردن در مقابل ظلم
هرگاه ظلم را دیدیم و سکوت نکردیم هم بگوییم: سلام بر حسین، این مهمترین درسی بود که امام حسین علیه السّلام به ما دادند. ایشان با همه ی اهل بیت خود با آن شرایط سخت، وارد سرزمین کربلا شدند، تا به همهی انسانها بگویند: هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة به معنای «محال است تَن به ذلّت دهیم» این جمله، جمله ای معروف از امام حسین (علیه السّلام) است؛ که در روز عاشورا گفته شده است.
حسین مظهر آزادگی و آزادی است
خوشا کسی که چنینش مرام و آئین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو
که این مرام حسین است و منطق این است
![]()
صوت شعر شیعتی مهما شربتم - گروه محراب
![]()
متن شعر شیعتی مهما شربتم منتسب به امام حسین علیه السّلام
شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
(ویاهنگامی که ازغریبی یا شهیدی خبری شنیدید، برمن ندبه کنید)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
(من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند)
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
(و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند)
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
(ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می دیدید)
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
(که چگونه برای کودک خردسالم،آب خواستم و آنان رحم نکردند)
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
(و به جای آب، با تیر جفا او را سیراب کردند)
یا لرزئ مصاب هدّ ارکان الحجون
(وه! چه فاجعه غم انگیز و دردناک که براثر آن کوههای بلند مکه به لرزه درآمد.)
ویلهم قد جرحوا قلب، لرسول الثقلین
(وای بر آنها که با این کار خود، قلب مبارک رسول را جریحه دار کردند)
فالعنواهم ماستطعتم شیعتی فیکل حین
(ای شیعیان من هرچه توان دارید درهر زمان آنها را لعنت کنید)
پانوشت:
۱. برگرفته از صحبتهای یکی از علمای دینی
۲. کامل الزیارات، ص ۱۰۶و ۱۰۷
سایت تابناک، تبیان، فارس - کانال مهدی یار (سروش) و مدرسه مهدوی (ایتا)
نظر دهید » 
وقتى سخن از«تنبيه» به ميان مى آيد، در اكثر ذهنها، «انضباط» متبلور مى شود و در نتيجه برخى تنبيه را با انضباط و اطاعت كوركورانه مترادف مى دانند.

بعضى افراد معتقدند كه انضباط در سايه اطاعت كوركورانه به دست مى آيد و منضبط كسى است كه بدون اظهارنظرى، دستور مافوق خود را اجرا نمايد. كسانى كه اين گونه فكر مى كنند، چند فرض را قبول كرده اند كه:
1- مافوق هيچ وقت اشتباه نمى كند و دستورهاى او هميشه با صلاح و صواب همراه است.
بنابراين، زيردستان بدون چون و چرا بايد از وى اطاعت كنند;
نظر دهید » 
این که عبادت باید چگونه باشد، امر بسیار مهمی است که خداوند، آن را در قرآن یادآوری کرده است. عبادت، غذای روح است، ولی همان گونه که غذای جسم ویژگی هایی دارد تا برای بدن سودمند باشد؛ عبادت نیز ویژگی هایی دارد. از جمله این که عبادت باید خاضعانه، عاشقانه، آگاهانه، پنهانی و خالصانه باشد تا روح را به تعالی برساند.
💕

💕
1 _ عبادت خاضعانه و خاشعانه
نماز که یکی از مهم ترین عبادت هاست، باید در نهایت خضوع، فروتنی و سر افکندگی در برابر پروردگار بزرگ صورت گیرد. انسان در حال نماز باید چنان باشد که گویی خداوند را در برابر خود می بیند. هر چه انسان، بزرگی خداوند را بیش تر احساس کند، بیش تر به کوچکی و ناتوانی خود پی می برد و خاضعانه تر به این کار (نماز) می پردازد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
اُعبُدُ اللّه کَاَنَّکَ تَراه.چنان خدا را عبادت کن که گویی او را می بینی.
خداوند نیز در قرآن فرموده است:و الّذینَ هُم فی صلاتهم خاشِعون. (مؤمنون: 3)
کسانی [رستگارند] که در نمازشان، خاضع و خاشع باشند.
💕
2 _ عبادت عاشقانه
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است:
اِنَّ الدّینَ المَتین، فَاَوغِل فیهِ برفِقٍ وَ لا تُبَغِّض اِلی نَفسِکَ عِبادةَ الله.
همانا دین پابرجا است. پس نسبت به آن مدارا کن (زمانی که آمادگی روحی نداری، خود را مجبور به عبادت نکن) تا عبادت نزد تو مبغوض نشود.
عبادت باید به اندازه باشد و از افراط و تفریط دوری شود وگرنه از عشق به عبادت کاسته می شود.
روزی برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خبر آوردند که گروهی از امّت تو برای انجام عبادت، همسر و فرزند خود را رها کرده و به مسجد آمده اند. پیامبر فریاد برآورد: «این روش من نیست. من خود با همسرم زندگی می کنم و در خانه می نشینم. هر کس غیر از این انجام دهد، از من نیست».
امام علی علیه السلام نیز فرمود:
ان للقلوب اقبالاً و ادبارا، فاذا اَقبَلَتْ فاحملوها علی النَّوافِلِ.
برای قلب ها، روی آوری و پشت کردن است. پس وقتی دل تمایل پیدا کرد، آن را به نوافل وادار کنید.
💕
3 _ عبادت آگاهانه و با حضور قلب
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
صلاةُ رکعتین بِتَدَبُّر، خیرٌ من قیام لَیلَةٍ و القلبُ ساه.
خواندن دو رکعت نماز با توجه، از شب زنده داری ناآگاهانه بهتر است.
💕
در قرآن نیز آمده است:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری حَتّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ. (نساء: 43)
ای کسانی که ایمان آورده اید! در حالی که مست هستید، به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید.
هم چنین امام صادق علیه السلام فرمود:
مَن صلّی رکعتَینِ یَعلَمُ ما یقولُ فیهما انصرف و لَیسَ بَینَهُ و بَینِ اللّه ذَنبٌ اِلا غَفَر لَهُ.
هر کس دو رکعت نماز بخواند، در حالی که بداند (با چه کسی سخن می گوید و) چه می گوید، گناهش بخشیده می شود.
💕
4 _ عبادت پنهانی
چه بسا عبادت با ریا و خودنمایی انجام گیرد که در این صورت سودمند و سازنده نخواهد بود. به همین دلیل، به عبادت پنهانی سفارش شده است تا آدمی بر این آفت چیره شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
اَعظَمُ العِبادةِ اَجرا اَخفاه.
پاداش عبادتی بیش تر است که پنهانی تر باشد.
تنها نمازهای جماعت است که اسلام به آشکار کردن آن امر فرموده است که البته آن نیز باید بی ریا و خالصانه باشد. رعایت این جنبه از عبادت برای این است که آدمی، اخلاص واقعی را به دست آورد. گفتنی است پدر و مادر و مربیان هنگام پرورش کودکان باید نماز و دیگر اعمال عبادی را در برابر آنان انجام دهند تا کودکان و نوجوانان از کارشان الگو برداری کنند.
💕

💕
5 _ عبادت خالصانه
هر عبادتی باید خالصانه و برای خشنودی خداوند صورت گیرد؛ زیرا عبادت ناخالص به صاحبش بازگردانده می شود. خداوند در قرآن فرموده است:
وَ لا یُشرِک بِعبادةِ ربّهِ اَحَدا. (کهف: 110)[آدمی باید] کسی را در عبادت با خدا شریک نسازد.
امام رضا علیه السلام فرمود:
مَن شَهَّرَ نَفسَهُ بِالعِبادةَِ فَاتَّهِمُوهُ عَلی دینِه.
هر کس با مطرح کردن عبادت خویش در جامعه، خود را مشهور می کند، نسبت به دین او بدبین باشید.
چنین کسانی، دین را دست مایه ای برای فریب مردم و رساندن خود به مقام های دنیایی می سازند. در این صورت، عبادت بی اخلاص مانند پیکر بی جان و روح است.
در قرآن آمده است:وَ ما اُمِرُوا الاّ لِیَعبُدوا اللّه مُخلِصینَ لَهُ الدّین… (بینه: 5)و امر نشدند مگر این که خدا را با اخلاص تمام در دین حق پرستش کنند…
منبع: پرورش دینی کودک: تاثیر پرورش در جذب کودکان به نماز / زهرا کریما
نظر دهید » 
مهم ترین مواد آموزشی که برای هر کودکی لازم است چنین است:

الف: باورهای توحیدی؛
کسی که خردسالی را تربیت کند تا بگوید «لا اله الا الله»، خداوند از او حساب نمی کشد.
ب: دوستی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندانش (علیهم السلام)؛
فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: دوستیِ پیامبرتان، دوستی اهل بیت (علیهم السلام) او و خواندن قرآن.
ج: واجبات، به ویژه نماز و روز؛
قرآن کریم می فرماید «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده تان را از آتش،نگه دارید»معنای آن چنین است که به آنان{خانواده} چیزهایی را بیاموزید که به وسیله آن از آتش، نجات یابند.
د: قرآن؛
یکی از حق های فرزند بر پدر آن است که «يُعَلِّمَهُ الْقُرْآن» پدر قرآن را به او بیاموزد. و کسی که پیش از بلوغ قرآن بخواند، به تحقیق، در کودکی به او حکمت داده شده است. و حق فرزند بر پدر آن است که اگر دختر بود سوره نور را به او تعلیم دهد.و به فرزندانتان سوره «یس» بیاموزید، زیرا این سوره، گل{باغ} قرآن است.

ه: نوشتن؛
یکی از حق های فرزند بر پدر آن است که پدر نوشتن را به کودک خویش بیاموزد.
و: بهداشت؛
روزی امام (علیه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: پسرم! آیا به تو چهار نکته نیاموزم که به کمک آن ها از طب، بی نیاز شوی؟ گفت: چرا، ای امیرمومنان!
فرمود: بر سر سفره ننشین، مگر آن هنگام که گرسنه ای؛ و از سفره برنخیز، مگر درحالی که هنوز، میل به خوردن داری؛ خوب بجو؛ و به گاه خُفتن، به مستراح برو. اگر این چهار نکته را به کاربستی، از طب، بی نیاز می شوی. نیز لقمان حکیم به فرزندش چنین می گفت: فرزندم! چون معده از غذا پر شود، اندیشه فرو می خوابد و از کار می افتد و زبان حکمت گنگ می شود و اعضای بدن از عبادت بازمی مانند.
و امام حسین (علیه السلام) فرمود: پدرم امیر مؤمنان (علیه السلام) به ما دستور می داد که: هرگاه مسواک کردیم، آب ننوشیم، مگر آن که اول سه بار مضمضه کنیم. (آب دردهان بچرخانیم و دور بریزیم).
ز: حکمت های اخلاقی؛
روزی امیر مؤمنان (علیه السلام) از پسرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) پرسید: فرزندم! عقل چیست؟ گفت: نگهداری آنچه در قلبت به ودیعه گذاشته ای. فرمود: بخل چیست؟ گفت: این که {مصرف} اندک را اسراف، و آنچه را انفاق کرده ای، از بین رفتن بدانی. فرمود: بی نیازی چیست؟ گفت: کمی ِ آرزوهایت و رضایت به آنچه تو را بسنده است؛ و… سپس حضرت علی (علیه السلام) فرمودند این حکمت ها را به فرزندانتان بیاموزید؛ چراکه مایه ی فزونیِ خِرد و دوراندیشی و صاحب نظر شدن است.

ح: شعرهای سودمند؛
امیر مؤمنان (علیه السلام) از این که شعر{پدرش} ابوطالب، روایت و تدوین شود، خُرسند می شد و می فرمود: آن را فراگیرید و به فرزندانتان یاد بدهید؛ چراکه او بر دین خدا بود و در آن، دانشِ بسیار است.
ط: شنا و تیراندازی:
به پسرانتان، شنا و تیراندازی یاد دهید و به دختر، ریسندگی.
منبع:گفتگوی صمیمانه با اهل بیت علیهم السلام در باره تربیت کودک/ رحمت پوریزدی.
نظر دهید » 
شناخت صحیح احکام الهی به عنوان یک عنصر مهم، در تربیت دینی فرزندانمان محسوب می شود. اگر بخواهیم فرزندان خود را طوری تربیت کنیم که احکام الهی رعایت نمایند باید از همان زمان کودکی بر طبق دستورات دینی عمل نماییم. برای اینکه دختران و پسران هنگام بلوغ با مشکلی روبه رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایی یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود. این مسأله در مورد دختران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا آنها زودتر از پسران به بلوغ می رسند. در تعالیم اسلامی به این نکته توجه کامل و توصیه شده است که از حدود 6 سالگی با دختر و پسر به روشی جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامی توصیه شده است که دختر بچّه شش ساله را پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. همچنین زنهای نامحرم از بوسیدن پسر بچّه ای که سنش از هفت سال گذشته است، خوداری کنند. همینطور توصیه کرده اند که بستر کودکان در شش سالگی از هم جدا شود.

رعایت این اصول سبب می شود که دختران و پسران از همان آغاز به تدریج نقش مردانه و زنانه مناسب را پیدا کنند و برای بلوغ آمادگی کافی داشته باشند. به هر حال باید از دوران کودکی زمینه برای رشد ویژگیهای فطری دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو در مسیری که آفرینش با تدبیری حکیمانه پیش پای آنها نهاده است، سوق داده شوند.(1) در ارتباط با آموزش کودکان باید این نکته را مدّ نظر داشته باشیم که آیا ما هستیم که او را متدین و مؤمن می سازیم و یا خود اوست که می باید ایمان بیاورد و متدین شود؟ پاسخ دقیق می تواند روشنگر شیوه برخورد ما با فرزندان درتمامی زمینه ها از جمله برخورد با جنس مخالف باشد.
نظر دهید » 
لالا لالا یه گلدون گل ناز یه باغ از نرگس خوش بوی شیراز
لالا لالا انار دونه دونه لالا لالاعطرنعناع عطر پونه
لالایی چشمه آبی ماهی قرمز نبینم داغ اون چشما رو هرگز
ببینه نو گلم روی امامش که زنجیر طلاست حرف و کلامش
مدینه تابه مشهد لاله رسته سر راهش چقدر آهو نشسته
توی صحن آقا خوابیده طفلم می خنده روی ماه و دیده طفلم
به گیسوی گلم فیروزه بسته چشش مثل دهان روزه بسته
شاعر: علی محمد مودب
تهیه شده در: فضای مجازی آستان قدص رضوی
نظر دهید » 
دانشمندان علوم تربيتى و صاحب نظران پرورش و آموزش در آغاز تربيت فرزندان اختلاف نظر دارند، گروهى معتقدند تربيت را از دوران دبستان و آموزش هاى اوليه كودك بايد شروع كرد وقتى كه كودك كار نوشتن و خواندن را مى آموزد تربيت را با آموزش شروع مى نمايد و به كمك آموزش، پرورش روحى و تربيت را نيز آغاز مى نمايد و اين برنامه تربيتى را براى پسر و دختر به صورت مساوی غالبا از سنين شش سالگى شروع مى نمايند.

ناگفته نماند كه دنياى متمدن امروز و كارشناسان فرهنگى و آموزش و پرورش، سن شش سالگى را براى آموزش و تعليم در نظر گرفته اند نه تربيت و پرورش روانى و دينى و اخلاقى !!! لذا در كنار كلمات ساده آموزشى، كلمات تربيتى و پرورش كمتر گنجانده شده است و اين نشان مى دهد كه كارشناسان و روان شناسان در كار تعليم و آموزش، سن شش سالگى را مناسب براى پرورش روحى و تربيتى نمى بينند، لذا كمتر دستور العمل آموزشى براى كارهاى روحى و تربيت هاى دينى و معنوى در دبستان و كلاس اول به چشم مي خورد.
اما در اسلام، پيامبران الهى و پيشوايان معصوم مخصوصا آموزش و پرورش روحى و دينى و عبادى را از سنين پنج تا شش سالگى توصيه نموده اند.
و پاره اى از دانشمندان سنين تربيت اطفال را از دوره راهنمائى يا بالاتر ذكر كرده اند.
و گروهى از صاحب نظران معتقدند كه تربيت روحى از بدو تولد شروع مى گردد.

بنابراين به تبعيت از قانون وراثت، همسرى ان ولى ما به لطف الهى با تحقيقات وسيع، ابتكار عمل را به دست گرفته و مسئله تربيت اطفال را از انتخاب همسر آغاز نموده ايم، درست است كه هنوز فرزندى وجود ندارد كه تربيتش آغاز گردد، ولى اگر ما يك همسر فهميده و عالمه و مؤمنه و مهربانى كه شرایط تربيت صحيح فرزندان آينده ما را در دست بگيرد، اختيار نمائيم به خوبى مى توانيم صاحب يك يا چند فرزند صالح و شايسته باشيم، چرا كه بيشترين بار تربيتى و اخلاقى روى دوش مادرها نهاد شده است و اين مادر با كفايت است كه مهمترين دوران تربيتى كودكان را به عهده دارد.
تخاب نمائيم كه تمامى اوصاف و سجاياى اخلاقى و تربيتى شايسته براى فرزندان آينده مان در آن خانواده يافت شود و بعد از تفحص كامل و تحقيق گسترده از آن خانواده همسر انتخاب نموده تا از چنين همسر فرزندان شايسته و خوبى را انتظار ببريم.
براى دست يافتن به يك همسر با كفايت و خوب و شايسته، به ناچار بايد علم و اطلاعى از قانون وراثت داشته باشيم و يا به وسيله يك دانشمند كه به علم انساب آگاهى داشته باشد بتوانيم يك همسر شايسته اختيار كنيم، حضرت اميرالمؤ منين على (عليه السلام) توسط برادرش عقيل كه عالم به انساب عرب بود و به علم انساب آگاهى داشت، همسر شايسته اى انتخاب كرد و از آن همسر خوب، ابوالفضل العباس (عليه السلام) را به دست آورد.

اينك بپردازيم به قانون وراثت، از اين فصل خواسته هاى خود را تامين نموده و از راه وراثت گمشده خود را بيابيم.
امير مؤ منان على (عليه السلام) در اين مورد مى فرمايد:
خير ما ورث الاباء الابناء الادب.
بهترين ارثى كه پدران مى توانند به فرزندان خويش بدهند تاديب و تربيت صحيح است.
ثروت و مال تنها، ارثى نيست كه پدران براى فرزندان باقى مى گذارند بلكه اثرى جاويدتر و يادگارى برتر و برجسته تر از ادب و تربيت نيست كه والدين براى فرزندان به ارث مى گذارند.

منبع: پدر، مادر، معلم مرا خوب تربيت كن، سيد حسين موسوى راد لاهيجى
نظر دهید »