
بعد از حادثه غدیر تا دو قرن امویها و عباسیها شدیداً به دنبال کتمان واقعه غدیر بودند تا ضمن مخدوش نمودن نام امیرالمؤمنین موانعی را در مسیر تبیین فضائل امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ایجاد نمایند. علیرغم همه تلاشها نام امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بر بلندای تاریخ میدرخشد.

امروز وظیفهداریم تا نسبت به جریان غدیر مسئله ولایت و امامت را بهدرستی تبیین و غدیر را به فرهنگی فراگیر در میان آحاد جامعه بهویژه کودکان تبدیل نماییم. تصریح پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای رساندن پیام حاضرین به غایبین و پدران به فرزندان وظیفه و رسالتی بسیار مهم است.
در غدیر ولایت اهلبیت علیهمالسلام اعلام، در ظهر عاشورا با خون سیدالشهدا علیهالسلام تثبیت و در عصر ظهور ولایت الهی ائمه اطهار علیهمالسلام تحقق خواهد یافت.
منبع: حوزه نت
نظر دهید » 
برآیند تحقیقات عالمان، دین پژوهان و محققان ژرف اندیش با الهام از آیات و روایات و نیز سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام آن است که غدیر گنجینه تمام احکام و آدابی است که خدای متعال به پیامبر اسلام ابلاغ نمود و در واقع پیمانه و ظرفی است که تمام فداکاری های حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی “صلی الله علیه وآله وسلم” در آن گرد آمده است تا پیوند ناگسستنی بعثت و خاتمیت را رقم بزند.

*مدرسه و فرهنگ امیرالمؤمنین
غدیر، مدرسه و فرهنگ امیرالمؤمنین(علیه السلام) است تا بشریت را به سعادت دنیا و آخرت برساند در واقع تحولات مدنی، فرهنگی و معنوی وام دارغدیرند، زیرا مهم ترین عامل ماندگاری دین و آموزه های ناب اسلام اعتقاد به حقیقت غدیراست، حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عنوان صاحب مدرسه غدیر، پس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) از چنان منزلت والایی بر خوردار است که هیچ کس را یارای همسنگی با او نیست لذا امام صادق(علیه السلام) درباره «حکم بن عتیبه» که می خواست غیر از راه و مرام علی(علیه السلام) به مراتب خداشناسی دست یابد فرمود؛ فَلْیُشَرِّقْ وَلْیُغَرِّبْ، اَما وَاللهِ لایُصیبُ الْعِلْمَ إِلا مِنْ اَهْلِ بَیْت نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئیلُ؛ بدانیداگرکسی شرق وغرب عالم را برود تا به علم واقعی دست یابد به خدا سوگند دست نخواهد یافت مگر از محضر کسانی که جبرئیل بر آنان نازل شده است. / کافی، ج ۱، ص ۳۹۹

*بزرگترین عید خدا
روایات رسیده از پیامبر اکرم وائمه معصومین (علیهم السلام) حاکی ازآن است غدیر بزرگ ترین عید خدا است، ازپیامبراکرم(ص) روایت شده است که فرمود:یوم غدیرخمّ أفضل أعیاد امتی، وهو الیوم الذی أمرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب أخی علیّ بن أبی طالب علماً لأمتی تهتدون به من بعدی، وهو الیوم الذی أکمل الله فیه الدین، وأتم علی أمتی فیه النعمة، ورضی لهم الإسلام دیناً…؛ روز غدیر خم، بهترین عیدهای امت من است و روزی است که خدا مرا فرمان داد برادرم علی بن ابی طالب را به جانشینی خویش نصب نمایم تا در نبود من، مردم به وسیله او هدایت شوند دراین روز خداوند دین خود را کامل و نعمتش را بر امت من تمام نمود و دین اسلام را برای آنان برگزید. / صدوق، الامالی، ص ۱۲۵

* مصافحه فرشتگان با غدیریان
اگر امت اسلام قدر غدیر را می شناخت حظ و بهره خود را از این مدرسه انسان سازی میبرد تا جایی که محبوب فرشتگان می شدند آنگاه که امام معصوم و رئوف حضرت رضا(علیه السلام) سوگند یاد می کند: وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ به خدا سوگند، اگر مردم ارزش روز غدیر را شناخته بودند فرشتگان با آنان روزی ده بار مصافحه میکردند. / وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۰۲
تعبیرامام رضا(علیه السلام) درباره غدیرکم نظیر است زیرا در هیچ موردی غیر ازغدیراز مصافحه فرشتگان با بندگان سخنی به میان نیامده است، مصافحه نشان دهنده احترام و اظهار محبت به افراد ودوستان است از طرفی فرشتگان ازجنس آدم نیستند وبی جهت به کسی دست دوستی نمیدهند و تنها از خدا فرمان می برند ملاک آنان فقط فرمان الهی است، خدای متعال درباره فرمانبرداری فرشتگان می فرماید: لا یَعْصُونَ اللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ…؛ آنچه خداوند به آنان دستور داده، سرپیچی نمی کنند. / تحریم آیه ۶.
یعنی همان طور که پیامبران و رسولان و امامان معصوم(علیهم السلام) دست دوستی در دست کسانی که خدا را دوست ندارند و خدا نیزدوست شان ندارد نمی گذارند فرشتگان نیز بیهوده با هر کسی مصافحه نمی کنند. بنابراین کسی می تواند طرف مصافحه فرشتگان قرار گیرد که به مراتب والای شناخت رسیده باشد این که فرشتگان روزی ده بار با کسی که حقیقت غدیر را بشناسد مصافحه کنند نشان از عظمت غدیر وعارفان به غدیردارد زیرا انسان اگر در ماه حتی در سال یک بار مورد محبت فرشتگان قرار گیرد، نشانه لطف خداوند به اوست چه رسد همه روزه و هر روز ده بار فرشتگان با وی مصافحه کنند.

* در شب عید غدیر همه بخشیده میشویم
حضرت امام زین العابدین علیه السلام درباره رحمت خداوند در ماه مبارک رمضان و شب عید فطر می فرمایند؛ «إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَی فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ الْإِفْطَارِ سَبْعِینَ أَلْفَ أَلْفِ عَتِیقٍ مِنَ النَّارِ فَإِذَا کَانَ آخِرُ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَعْتَقَ فِیهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِی جَمِیعِهِ»؛ خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان، هنگام افطار هفتاد هزار هزار شخص را که همه مستوجب آتش هستند از آتش نجات میدهد، شب آخر ماه رمضان که میشود، به مقدار تمام آنچه که در ماه رمضان از آتش نجات داده است، نجات میدهد. / بحارالأنوار، ج۹۵، ص ۱۸۷ . حال روایتی که از امام رضا(علیه السلام) درباره برکت و فضیلت و برتری غدیر نقل شده حیرت آور است، حضرت می فرماید… یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَهِ الْفِطْرِ؛ در روز غدیر دو برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر از دوزخ آزاد شده اند آزاد می شوند. / تهذیبالاحکام/۶/۲۴
عید فطری که هر کسی در ماه رمضان بخشیده نشده باشد در شب عید فطر بخشیده میشود، بنابر این قدر مدرسه غدیر را بدانیم وتلاش کنیم با پیروی از مهم ترین پیام غدیر که ولایت پذیری است با تاسی ازعارفان به غدیر درعصرغیبت که عصرآزمون ولایت پذیری است زمینه ظهور و حضور آخرین حجت خداوندی را فراهم سازیم.
منبع: حوزه نت
نظر دهید » 
ابن جبر متوفای قرن هفتم هجری قمری در کتاب گرانسنگ نهج الایمان، خطبهای نسبتاً مفصّل در بیان شأن و مقام و منزلت آن حضرت بیان کرده و کلمه «معاشر الناس» را حدود ۷۰ مرتبه ذکر کرده است که این تعبیر بهترین دلیل بر بین المللی بودن سخنان آن فرستاده بزرگ الهی است؛ سخنانی که خطاب آن عمومی بود و اختصاص به قشر خاصی نداشت.

هجدهم ماه ذی حجه روز تاجگذاری مولای متقیان امیر مؤمنان علی علیه السلام به وسیله نبی مکرم اسلام است.
در این روز سرنوشت ساز که مربوط به آینده امت اسلامی میشود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آن هوای گرم و بیابان بیآب و علف سخنان بسیار مهمی درباره افضلیت مولای متقیان بیان داشتند.
به قدری هوا گرم بود که به گفته مرحوم شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ ق) در کتاب الارشاد (ج ۱، ص ۱۷۵) اکثر مردم از شدت گرما ردای خود را بر قدمهای خود میپیچیدند.
سبط ابن جوزی حنفی مذهب (متوفای ۶۸۵ ق) در کتاب تذکرة الخواص (ص ۳۷) تعداد حاضرین را ۱۲۰ هزار نفر ذکر کرده است. ابن عساکر دمشقی شافعی مذهب (متوفای ۵۷۱ ق) در کتاب تاریخ دمشق (ج ۴۵، ص ۱۸۷) در عبارتی در وصف سخنرانی نبی مکرم اسلام میگوید: «فقام و قال ما شاء الله أن یقول» و این گفته دلالت میکند که حضرت در آن شدت گرما سخنرانی کوتاهی نداشته بلکه مطالب فراوانی را در آن حضور گسترده بیان داشته است.
❤️❤️❤️ ❤️
۱. أیها الناس: ای مردم اینجا آخرین مقامی است که در آن توقف میکنم پس گوش فرا دهید و اطاعت کنید و امر پروردگار خود را بپذیرید چرا که خداوند مولای شما و علی امام شما است.
❤️ ❤️
۲. معاشر الناس: ای مردم علی را برتر بشمارید چرا که هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را به من عنایت کرد و هر آنچه به من آموخت به تحقیق آن را به علی نیز تعلیم کرد همان شخصیتی که بعد از من تبیین کننده علوم برای شماست.
❤️ ❤️
۳. معاشر الناس: ای مردم علی را برتر بشمارید زیرا خداوند او را برتر قرار داده است و او را بپذیرید چرا که خداوند او را منصوب نموده است.
❤️ ❤️
۴. معاشر الناس: ای مردم علی امامی از سوی خداوند است.
❤️ ❤️
۵. معاشر الناس: ای مردم علی را برتر بشمارید زیرا او برترین مردم بعد از من در میان مردان و زنان است.
❤️ ❤️
۶. معاشر الناس: ای مردم به درستی که علی و پاکان از فرزندان من همگی از صلب علی هستند؛ آنها ثقل اصغر هستد و قرآن ثقل اکبر است. این بیان حضرت اشاره به حدیث صحیح و متواتر ثقلین دارد که در منابع دست اول اهل سنت آمده است.
❤️ ❤️
۷. بدانید و آگاه باشید که من وظیفهام را ادا کردم و پیامی که لازم بود به شما ابلاغ کنم را به شما ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم و برایتان توضیح دادم بدانید … بدانید که غیر از این برادرم (علی) شخص دیگری امیر مؤمنان نیست و حکومت بر مردم بعد از من برای کسی جز علی جایز نیست.
❤️ ❤️
۸. معاشر الناس: ای مردم این علی برادر و جانشین من برای هر کسی است که به من ایمان آورده و علی تفسیر کتاب پروردگار است.
❤️ ❤️
۹. معاشر الناس: به درستی که خداوند با امامت علی دینش را بر شما کامل کرد. روشن است که این سخن رسول خدا، اشاره به آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» دارد.
نظر دهید » 
يك سال قبل از مرگ معاويه، امام حسين عليه السّلام به همراه عبد اللَّه بن عباس و عبد اللَّه بن جعفر به حجّ رفتند. حضرت مردان و زنان بنى هاشم و دوستان و شيعيانشان را كه به حجّ آمده بودند و نيز گروهى از انصار را كه حضرت و اهل بيتش آنان را مى شناختند جمع كردند. سپس افرادى را فرستادند و فرمودند: احدى از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله وسلم كه معروف به صلاح و عبادت هستند و امسال به حج آمده اند را ترك نكنيد و آنها را نزد من جمع نمائيد».

در منى بيش از هفتصد نفر نزد آن حضرت در خيمه اش جمع شدند كه اكثر آنان از تابعين بودند، و حدود دويست نفر از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و ديگران بودند.
امام حسين عليه السّلام در مقابل آنان براى خطابه ايستاد و خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود:
امّا بعد، اين طغيانگر در باره ما و شيعيانمان آنچه ديديد و مى دانيد و حاضر بوده ايد روا داشت! من مى خواهم از شما مطالبى را سؤال كنم، اگر راست گفتم مرا تصديق كنيد و اگر دروغ گفتم تكذيب كنيد.بحق خداوند بر شما و حق پيامبر و حق قرابتم با پيامبرتان، از شما مى خواهم كه وصف اين مجلس مرا با خود ببريد و سخنان مرا بازگو كنيد و همه شما دعوت كنيد قبائلى را كه ياران شما هستند، آنان كه از آنها در امان هستيد و به آنان اطمينان داريد.
آنان را به آنچه از حق ما مى دانيد دعوت كنيد كه من مىترسم اين امر ولايت كهنه شود و حق از بين برود و مغلوب گردد، ولى خداوند نور خود را كامل خواهد كرد اگر چه كافران را خوش نيايد.
امام حسين عليه السّلام چيزى از آنچه خداوند در باره آنان از قرآن نازل كرده ترك نكرد مگر آنكه تلاوت نمود و تفسير كرد. و نيز چيزى از آنچه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در باره پدر و برادر و مادرش و خودش و اهل بيتش فرموده بود ترك نكرد مگر آنكه نقل نمود. در همه اينها صحابه مى گفتند: «بخدا قسم آرى شنيده ايم و شهادت مى دهيم»، و تابعين مى گفتند:
«بخدا قسم كسى از صحابه براى ما نقل كرده كه او را راستگو مى دانيم و به او اطمينان داريم».
حضرت هم مى فرمود: شما را بخدا قسم مى دهم كه آن را براى كسانى كه به آنها و به دينشان اعتماد داريد نقل كنيد.

نظر دهید » 
[صحيح ترمذى 2/ 301] از «ابو حمزة» كه مردى از انصار بود، روايت كرده است كه از «زيد بن ارقم» شنيدم، مى گفت:
نخستين كسى كه افتخار تشرّف به آئين اسلام را پذيرفت، على عليه السّلام بود.

مؤلف گويد: اين حديث را «حاكم» در كتاب [مستدرك الصحيحين 3/ 136] روايت كرده است و صحت آنرا تصديق نموده است و «نسائى» نيز در كتاب [خصائص ص 2] نقل كرده است و «ابن سعد» هم، در [طبقات 3/ قسم 1/ 12] روايت كرده است و «ابن اثير» هم در [اسد الغابة 4/ 17] و «متّقى» هم، در [كنز العمال 6/ 400] نقل كرده و اضافه نموده است: اين حديث را «ابن ابى شيبه» روايت كرده است و «احمد بن حنبل» در مجلد چهارم مسندش اين حديث را به دو سند، روايت كرده يكى در صفحه 368 و ديگرى در صفحه 371 و اين حديث را «ابن جرير طبرى» در [تاريخ طبرى 2/ 55] به دو سند نقل كرده است.

[تاريخ ابن جرير طبرى 2/ 57] از «محمد بن منكدر» و «ربيعة بن ابى عبد الرحمن» و «ابو حازم مدنى» و «كلبى» روايت كرده است كه به اتفاق گفته اند:
حضرت على عليه السّلام نخستين بزرگوارى است كه اسلام آورده است. «كلبى» اضافه كرده است: اسلام او، در سنين نه سالگى بوده است.
[مستدرك الصحيحين 3/ 465] از «ابن عباس» روايت كرده است، «ابو موسى اشعرى» گفت: على عليه السّلام نخستين بزرگوارى است كه به رسول گرامى صلّى اللّه عليه و آله پيوسته و آئين او را پذيرفته است. «حاكم» گويد: اين حديث از سند صحيح برخوردار است. [همان كتاب 3/ 136] از «سلمان فارسى» روايت كرده است كه
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: نخستين كسى كه كنار حوض كوثر بر من وارد مى شود، نخستين كسى است كه اسلام آورده است، او همانا على بن ابيطالب عليه السّلام است.
نظر دهید » 
مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُوني بِكَفٍّ واحِد في وَقْت واحِد اي مردم، شما بيش از آن هستيد كه با يك دست و در يك زمان با من دست دهيد

وَقَدْ أَمَرَنِيَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ الاْقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِيٍّ أَميرِالْمُؤْمِنينَ و پروردگارم مرا مأمور كرده است كه از زبان شما اقرار بگيرم دربارهي آنچه براي علي اميرالمؤمنين عليه السلام منعقد نمودم
وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الأئمة مِنّي وَمِنْهُ، عَلى ما أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّيَّتي مِنْ صُلْبِهِ و اماماني كه بعد از او ميآيند و از نسل من و اويند، پيش از اين به شما خبردادم و گفتم كه فرزندان من از نسل اويند.
فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ:‹‹إنّا سامِعُونَ مُطيعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّكَ في أَمْرِ إمامِنا عَلِيٍّ أَميرِالْمُؤْمِنينَ وَمَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الأئمة
پس همگي چنين بگوئيد: «ما شنيديم و اطاعت ميكنيم و راضي هستيم و سر تسليم فرود ميآوريم دربارهي آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندي دربارهي امر امامتِ اماممان علي اميرالمؤمنين و اماماني كه از نسل او به دنيا ميآيند.

نظر دهید » 
با توجه به اهمیت واقعه ی غدیرخم در جهان اسلام، ابتدا باید به دستورات خداوند و استشهاد پیامبر (ص) و نزول آیات قرآن در این زمینه توجه داشت؛ زیرا خداوند و پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) زمینه این رویداد بزرگ اعتقادی و تاریخی را رقم زده اند و تأیید و نصرت آن پرداخته اند. در اینجا به تفسیر 13 آیه ای که در این رویداد بزرگ بشری نازل شده است، می پردازیم. در واقعه غدیر، 3 آیه مهم و مطرح بر پیامبراسلام، حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گشته است.

آیه 79 سوره بقره
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
پس وای بر آن کسانی که از پیش خود کتاب را نوشته و به خدای متعال نسبت دهند تا به بهای اندک بفروشند، پس وای بر آنها از آن نوشتهها و آنچه از آن به دست آرند.

نظر دهید » 
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِاللَّهِ، « فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ »
اي مردم، حج و عمره از شعائر الهي هستند، (خداوند ميفرمايد:)«پس هر كس به خانهي خدا به عنوان حج يا عمره بيايد براي او اشكالي نيست كه بر صفا و مروه بسيار طواف كند و كسي كه در انجام كارهاي خير فرمان خدارا اطاعت كند خداوند سپاس گزار وداناست.»

مَعاشِـرَ النّاسِ، حِجُّـوا الْبَيْتَ، فَما وَرَدَهُ أَهْـلُ بَيْتٍ إلاَّ اسْتَغْنَـوْا وَأُبْشِـرُوا، وَلا تَخَلَّفُـوا عَنْهُ إلاّ بُتِـرُوا وَافْتَقَرُوا
اي مردم، به حج خانهي خدا برويد. هيچ خانداني به خانهي خدا وارد نميشوند مگر آنكه مستغني ميگردند و شاد ميشوند، و هيچ خانداني آن را ترك نميكنند مگر آنكه منقطع ميشوند و فقير ميگردند.
مَعاشِرَ النّاسِ، ما وَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ ما سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إلى وَقْتِهِ ذلِكَ، فَإذَا انْقَضَتْ حجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ
اي مردم، هيچ مؤمني در موقف (عرفات، مشعر، مني) وقوف نميكند مگر آنكه خداوند گناهان گذشتهي او را تا آن وقت ميآمرزد، و هرگاه كه حجش پايان يافت اعمالش را از سر ميگيرد.
مَعاشِرَ النّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَنَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَيْهِمْ وَاللهُ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ
اي مردم، حاجيان كمك ميشوند و آنچه خرج ميكنند به آنان برميگردد، و خداوند جزاي محسنين را ضايع نمينمايد.

نظر دهید » 
شواهد موجود در كتب تاریخى گویاى این حقیقت است كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از آغاز رسالت با رویكرد عمده زنان به آیین توحیدى روبرو شد. اولین پذیرنده اسلام (خدیجه)، اولین شهیده (سمیه)[1]و بانوانى كه از سابقین و مهاجران [2]شمرده مىشدند [3]نمونه روشنى از مشاركت زنان در عرصههاى اجتماعى را به نمایش مىگذارند. حضور زنان در حجةالوداع بارزترین و ماندگارترین نوع شركت در صحنههاى اجتماعى است. اخبار فراوانى كه به وسیله راویان زن از این مراسم عظیم نقل شده، گویاى تلاش گسترده زنان در پاسدارى از این میراث مقدس است. دستاوردهاى بانوان در عرصه اخبار غدیر به دو گروه عمده تقسیم مىشود:
زنان صحابی حضرت زهرا (س]
ام سلمه
اسماء بنت عمیس
ام هانى بنت ابىطالب (سلام الله علیهما)
عایشه دختر ابى بكر
فاطمه دختر حمزة بن عبدالمطلب
همسر زید بن ارقم
زنان تابعین
همسر زید بن عایشه بنت سعد
دارمیه حجونیه كنانیه
حسنیه
عمیرة بنت سعد بن مالك
امال مجتبى علویه
فاطمه بنت على بن ابى طالب(علیه السلام)

اخبار زنان صحابى:
در سال دهم هجرى، با اعلام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، مؤمنان بسیارى از شهرهاى مختلف به سوى مدینه روان شده، در حومه شهر مسكن گزیدند و به انتظار موسم حج نشستند؛ حجى كه بعدها به حجةالوداع، حجةالاسلام، حجةالبلاغ، حجةالكمال، حجةالتمام شهرت یافت. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روز شنبه، پنج یا شش روز قبل از آغاز ذىالحجة، از مدینه حركت كرد. در این سفر همه زنان و اهلبیت پیامبر با وى همراه بودند. [4]گروهى از این بانوان حدیث غدیر را نقل كردهاند كه نام و روایتشان چنین است:

حضرت زهرا (س)
حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یگانه یادگار رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است كه همچون دیگر اهلبیت (علیهمالسلام) بارها به یادآورى واقعه غدیر پرداخت. نگاهى به سخنان آن بزرگوار جایگاه وى در عرصه اخبار غدیر را آشكار مىسازد:
گروهى از انصار، براى توجیه خطاى خویش، به ایشان گفتند: اگر مطالب شما را قبل از بیعت با دیگران مىشنیدیم، با غیر على بیعت نمىكردیم. حضرت فرمود:
آیا پدرم در روز غدیر براى كسى جاى عذر باقى گذاشت؟ [5]و نیز در جواب محمود بن لبید كه پرسیده بود: آیا از سخنان پیامبر دلیلى بر امامت على دارید؟
فرمود: شگفتا، آیا روز غدیر را فراموش كردید؟!
محمود بن لبید گفت: آن روز چنان بود؛ ولى از آنچه به شخص شما اشاره شده، بگویید.
حضرت فرمود: خدا را شاهد مىگیرم، شنیدم [پیامبر] فرمود: على بهترین كسى است كه در میان شما جانشین خود قرار مىدهم. على (علیه السلام) امام و جانشین بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین امامان نیكاناند. اگر از آنان اطاعت كنید، شما را هدایت خواهند كرد و اگر با آنان مخالفت ورزید، تا قیامت اختلاف در میان شما حاكم خواهد بود. [6]
روایتى با سند بسیار دقیق و مشهور بیان مى دارد كه دختر بزرگوار پیامبر، حدیث غدیر را چنین بیان فرمود:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): «من كنت ولیه فعلى ولیه و من كنت امامه فعلى امامه.» [7]
رسول خدا (ص) فرمود: هر كه من سرپرست اویم، على سرپرست اوست و هر كه من امام او هستم، على امام اوست.
احتجاجى از فاطمه زهرا (علیهاالسلام) به وسیله چند تن از زنان به این صورت روایت شده است:
قالت: انسیتم قول رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یوم غدیر خم، من كنت مولاه فعلى مولاه و قوله: انت منى بمنزلة هارون من موسى علیهماالسلام. [8]
آیا سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم را فراموش كردهاید كه فرمود: هر كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست و آیا سخنش را فراموش كردهاید كه فرمود: تو نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسى هستى.
حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) عمر خویش را در راه اثبات ولایت امیرمؤمنان (علیهالسلام) به انصار و مهاجرین صرف نمود و سرانجام نیز در همین راه به شهادت رسید و سیده شهیدان ولایت نام گرفت.ام سلمه
حضور زنان پیامبر، از جمله ام سلمه [9]در مراسم غدیر، در كتب مختلف مورد تاكید قرار گرفته است. [10]صاحب روضةالصفا مىگوید:
«چون حضرت رسول خدا (ص) در غدیر خم حدیث «من كنت مولاه فعلى مولاه» را در شأن امیرمؤمنان فرمود، سپس از منبر فرود آمد و در خیمه خاص خود نشست و فرمود كه امیرمؤمنان در خیمه دیگر بنشیند، بعد از آن طبقات خلائق را فرمود تا به خیمه على (علیه السلام) رفتند و زبان به تهنیت على (علیه السلام) گشادند. چون مردم از این امر فارغ شدند، امهات مؤمنین به فرموده آن حضرت نزد على رفتند و او را تهنیت دادند». [11]
ام سلمه یكى از دو زن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است كه حدیث غدیر را روایت كرده است. او ماجراى غدیر را چنین باز مى گوید:
اخذ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بید على بغدیر خم فرفعها حتى راینا بیاض ابطیه فقال «من كنت مولاه فعلى مولاه» ثم قال «ایها الناس انى مخلف فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى و لن یفترقا حتى یردا على الحوض».[12]
در غدیر خم رسول خدا (ص) دست على (صلی الله علیه و آله و سلم) را بالا برد تا آنجا كه سفیدى زیر بغلش را دیدیم، آنگاه فرمود: هر كه من مولاى او هستم، پس على مولاى اوست. بعد فرمود: اى مردم، من دو چیز گرانبها در میان شما بر جاى مىگذارم، كتاب خدا و عترتم. این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا وقتى در حوض به من برگردند.
ام سلمه از معدود كسانى است كه بعد از وفات نبى اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خط ولایت امیرمؤمنان (علیهالسلام) باقى ماند. او به فرزنش چنین وصیت كرد. «یا بنى الزمه فلا و الله ما رایت بعد نبیك صلى الله علیه و آله اماما غیره»; پسركم، همراهش [على] باش. به خدا قسم، بعد از پیامبرت امامى غیر او ندیدم. [13]ام سلمه روایات دیگرى نیز، درباره امیرمؤمنان (علیهالسلام)، از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل كرده است.[14]

نظر دهید »