
مستحب است دعای ندبه را در چهار عید یعنی: «فطر و قربان و غدیر و روز جمعه» بخوانند و دعا این است:

الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً . اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَىٰ مَا جَرىٰ بِهِ قَضاؤُكَ فِي أَوْلِيائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَدِينِكَ، إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لَازَوالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلالَ، بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجاتِ هٰذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها، فَشَرَطُوا لَكَ ذٰلِكَ، وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاءَ بِهِ، فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ وَالثَّناءَ الْجَلِيَّ، وَأَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلائِكَتَكَ، وَكَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ، وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ؛
ستایش ویژۀ خدا، پروردگار جهانیان است و درود و سلام خدا، سلامی کامل، بر سرور ما محمد، پیامبرش و اهلبیت او. خدایا تو را ستایش، بر آنچه به آن جاری شد قضای تو درباره اولیایت، آنان که تنها برای خود و دینت برگزیدی، آنگاه که برای ایشان اختیار کردی، فراوانی نعمت پابرجایی که نزد توست، نعمتی که تباهی و نابودی ندارد، پس از آنکه بیمیل بودن نسبت به رتبههای این دنیای فرومایه و زیب و زیورش را با آنان شرط کردی، آنان هم آن شرط را از تو پذیرفتند و تو هم وفا نمودن به آن را از جانب آنان دانستی، پس قبولشان کردی و مقرّب درگاهشان نمودی و برای آنان یاد والا و ثنای روشن پیش آوردی و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستادی و به وحیات بزرگشان داشتی و از دانشت به آنان عطا کردی؛
وَجَعَلْتَهُمُ الذَّرِيعَةَ إِلَيْكَ، وَالْوَسِيلَةَ إِلَىٰ رِضْوانِكَ، فَبَعْضٌ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ إِلَىٰ أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْها، وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِي فُلْكِكَ، وَنَجَّيْتَهُ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ، وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَلِيلاً، وَسَأَلَكَ لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ فَأَجَبْتَهُ، وَجَعَلْتَ ذٰلِكَ عَلِيّاً، وَبَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْلِيماً، وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ رِدْءاً وَوَزِيراً، وَبَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ، وَآتَيْتَهُ الْبَيِّناتِ، وَأَيَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ، وَكُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَرِيعَةً وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً، وَتَخَيَّرْتَ لَهُ أَوْصِياءَ؛
و ایشان را دستآویز به سویت و وسیله به جانب خشنودیات قرار دادی، پس بعضی را در بهشت جای دادی تا آنکه از آنجا بیرونش آوردی و بعضی را در کشتی خود حمل نمودی و او را و هر که همراه او ایمان آورده بود به رحمتت از هلاک شدن نجات دادی و بعضی را برای خود دوست صمیمی گرفتی و از تو درخواست نام نیک، در میان آیندگان کرد و تو درخواست او را اجابت نمودی و نامش را بلند آوازه کردی و با بعضی از میان درخت سخن گفتی، سخن گفتنی ویژه و برای او برادرش را یاور و وزیر قرار دادی و بعضی را بدون پدر به وجود آوردی و دلایل آشکار به او عنایت فرمودی و به روحالقدس او را حمایت کردی و برای همه آنان شریعت مقرّر فرمودی و راه را روشن و واضح ساختی و جانشینانی اختیار کردی؛
مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ إِلَىٰ مُدَّةٍ، إِقامَةً لِدِينِكَ، وَحُجَّةً عَلَىٰ عِبادِكَ، وَ لِئَلَّا يَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ، وَيَغْلِبَ الْباطِلُ عَلَىٰ أَهْلِهِ وَلَا يَقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً مُنْذِراً، وَأَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِياً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزىٰ، إِلَىٰ أَنِ انْتَهَيْتَ بِالْأَمْرِ إِلىٰ حَبِيبِكَ وَنَجِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وآلِهِ؛
نظر دهید » 
۱- وفات جناب سكينه دختر حضرت امام حسين عليهالسلام در سال ۱۱۷ قمری

سكينه با ضمّ سين و فتح كاف دختر امام حسين عليهالسلام و والده ماجده اش رباب دختر امرءالقيس است سكينه زنى بزرگوار و عاقله و فصيحه و بليغه و از علم و ادب و شعر حظّ وافر داشت . بعد از وفاتش به احترام آن خاتون خالدبن عبدالملك حاكم مدينه پيغام داد جنازه را حركت ندهند تا من بيايم . از شب تا صبح جنازه به تأخير افتاد و در اطراف آن جنازه عطر و عودها سوزانيدند .
بعضى نوشته اند که : در مدينه مدفون است و بعضى در مصر دانند و بعضى در مكه.
اين مخدره به عبدالله بن الحسن پسر عمويش كه در كربلا شهيد شده معقوده بود كه قبل از زفاف عبدالله به شهادت رسيد .
نوشته اند که : بعدا مصعب بن زبير بن عوام آن مخدره را تزويج نمود و بعد از آن عبدالله بن عثمان بن عفّان . نامش آمنه يا امينه بود كه مادرش رباب او را سكينه ملقب ساخت . ناگفته نماند كه حضرت سيد الشهداء به اين خاتون علاقه بيشتر داشت و در كربلا به سن نسوان بود.موقع وداع امام حسين اشك به صورت سكينه جارى شد . به امام عرض كرد : استسلمت للموت پدر جان مهياى مرگ شده اى ؟ فرمود : كيف لا يستسلم للموت من لا ناصر له و لا معين چگونه مهياى مرگ نشود كسى كه يار و معينى ندارد ؟ آن مخدّره به شدّت گريست. در منتخب طر يحى آمده است كه : حضرت او را به سينه خود چسبانيد و اشك آنرا پاك مى كرد و با سوز دل مى فرمود:
سيطول بعدى يا سُكينة فاعلمى منكالبكاءاذالحمامدهانى لا تحرقى قلبى بدمعك حسرة مادام منّى الرّوح فى جُثمانى
بدان اى سكينه بعدازمن زياد خواهدشد گريه تو زماني كه مرگ مرا دريافت
با اشك حسرت قلب مرا نسوزان مادامي كه روح در بدن من است
منبع:
کتاب حوادث الایام، سید مهدی مرعشی نجفی
نظر دهید » 
یکی از سیره های مدیریتی نبوی که در در دوره ده ساله حکومت اسلامی در مدینه جنبه اجرایی پیدا کرد ومی تواند الگویی برای حکومت ها باشد((نظارت))و((حسابرسی) از کار گزا ران نظام حکومتی است، تحلیل جامع این سیره نبوی درصورتی امکان پذیراست که چند نکته به درستی توضیح داده شود؛

نکته اول؛ این است نظارت و حسابرسی که بتواند نظام حکومتی ویا اداری را به درستی مدیریت کند و مانع از هرگونه اختلاس، رشوه و تبعیض شود چهار مرحله دارد:
مرحله اول؛ ازن ظارت که هزینه را پایین آورده و بازدهی مدیریت رابالامی برد((نظارت گزینشی))یا((نظارت پیشگیرانه))است۰ یعنی پیش از انکه شخص به مدیریت سازمانی منصوب شودبایست شایستگی وی از نظر تعهد و تخصص همچنین توانایی نسبت به مدیریت آن سازمان احراز شودچرا که پیشگیری از خطا و اشتباه، بهتر از درمان واصلاح خواهدبود،ازهمین روخداوند متعال پیش ازانکه حضرت ابراهیم را به امامت نصب کند درچهار مرحله:((آتش نمرود، قر بانی کردن اسماعیل،بردن زن وبچه به بیابان حجاز و تحمل در برابر بد اخلاقی همسر امتحان نمود، پس ازاین بود که فرمود : ((انی جاعلک للناس اماما: من توراپیشوای مردم قراردادم:بقره/۱۲۴ ))به دلیل اینکه ((نظارت گزینشی)) اصل وپایه درسیستم حکومتی سالم است وقتی ابو برده وپسر عموهایش بر پیامبر وارد شدند ویکی از آنها گفت:((ای رسول خدا ما را بر پستی از آنچه خداتورا بر آن ولایت وحکومت داد زمامداری ده؟پیامبر فرمود:((انا والله لانولی علی هذالعمل احدا ساله ولااحدا حر ص علیه:به خدا سوگند ماهرگز کسی را که درخواست زمامداری کند و یا بر کسب آن حریص باشدحکومت آن نخواهیم داد: صحیح مسلم/ج/۲ /ص۲۰۷)) ازهمین روست امام علی (ع )در فرمان خود به مالک نوشت ::((ثم انظر فی امورعمالک فاستعملهم اختبار ا :سپس درامو ر کارمندانتان بیندیش وپس از آزمایش به کارشان بگمار : نهج البلاغه ،نامه،۵۳))
مرحله دوم؛ پس از گزینش دقیق واحراز لیاقت وکاردانی ،((خود کنترلی)) است یعنی هرمدیری ومسولی بداند پست ومقام اجرایی ازجمله اموری اندکه می توانند هرشخص سالمی رابه فساد وتباهی بکشانند پس بهتر از هرکسی خودشخص است که می تواند عملکردش را حسابرسی ونظارت کند ،نقطه ضعف کارش را بشناسد ودرمقام رفع آن بر آید ،از همین روست که امام کاظم علیه السلام فرمود:((لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم :ازمانیست کسی که هرروز به حساب. خود نپردازد: بحار /ج۷/ ۷۲))
مرحله سوم؛ ازنظارت وحسابرسی ((دولت کنترلی)) است،یعنی مامورین ویژه((مخفی و پنهان)) از چشم مدیر مربوطه که دایماعملکرد وی را تحت نظر داشته و مراقبت کامل نمایند تامانع ازتخلفات احتمالی وی شوند از همین رو امام علی (ع) درنامه به مالک اشتر می نویسد:
((ثم تفقد اعمالهم وابعث العیون من اهل الصدق والوفا علیهم فان تعاهدک فی السر لامورهم حدوه لهم علی استعمال الا مانه والرفق بالرعیه : پس رفتار کار گزاران رابرسی کن وجاسو سانی راستگو وفا پیشه بر. انان بگمار که مر اقبت وبازسی پنهانی از کار آنان سبب امانت داری ومهربانی بارعیت خواهد بود: نهج البلاغه، نامه ۴۰)
مرحله چهارم؛ از نظارت بر عملکرد مدیریت اجرایی((کنترل مردمی)) است ۰به این معنا چون مردم بدنه اصلی حاکمیت وصاحبان حق اند بی هزینه ترین ومطمین ترین راه برای نظارت و ان کان یسعی تفاخرا وتکاثرا فهو فی سبیل الشیطان: روزی رسول اکرم با اصحاب خود نشسته خوبود، جوان توانا ونیرومندی را دید که اول صبح به کار وکوشش مشغول شده است کسانی که در محضر ان حضرت بودندگفتند این جوان شایسته ی مدح وتمجید بود اگر جوانی ونیرومندی خود رادر راه خداگام بر می دارد ،همچنین اگر کارمی کند به نفع والدین ضعیف یا کودگا ناتوان که زندگی انان را تامین کند واز مردم بی نیازشان سازد،بازهم به راه خدا می رود،ولی اگرکار می کند تابا درامد خود می رود،ولی اگر کارمی کند تا بادر امد خود به تهیدستان مباهات نماید وبرثروت ودارایی خود بیفزاید او به راه شیطان رفته واز صراط حق منحرف شده است:احیاالعلوم غزالی ج۱،ص۳۲۵)
نظر دهید » 
داستان کتاب «سه کاهن» به یک روز از زندگی پیامبر اکرم(ص) در چهارسالگی ایشان باز میگردد. در این داستان، حلیمه، دایه پیامبر، در تلاشی قابل توجه سعی دارد تا جان پیامبر را از گزند کاهنانی نجات دهد که میخواهند بر اساس نشانههای ظاهری پیامبر خاتم، وی را در کودکی از بین ببرند.
قیصری، نویسنده کتاب، داستان خود را با عبارات منقطع و جملات کوتاه و پرضرب آغاز میکند و به جلو میبرد. بر همین اساس، بخش عمدهای از این داستان نیز با دیالوگهای حلیمه و اطرافیان او جلو میرود؛ اما نویسنده با شگردی قابل توجه، هیچ کدام از این دیالوگ ها را از زبان پیامبر اکرم(ص) بازگو نمیکند. او در حقیقت، سعی دارد تا پیامبر را از زبان اطرافیانش توصیف کند.
مجیدقیصری، به روایت ماجرای ترور رسول اکرم(ص) توسط برخی از یهودیان که موضوعی بکر در تاریخ اسلام است، میپردازد؛ ماجرایی که بسیاری از آن بیخبرند.
َحلیمه در تلاش است از جان نبی اسلام(ص) در برابر گزندِ کاهنانی که براساس نشانههای ظاهری پیامبر به دنبال یافتن و از بین بردن ایشان هستند، محافظت کند.

«قصههایی از حضرت محمد(ص)» کتاب مصوری است که به روایت محمدرضا سرشار برای گروه سنی (ج) تدوین شده است. این مجموعه با هدف آشنایی کودکان با مراحل مختلف زندگی پیامبر گرامی اسلام و شناخت بهتر سیره و رفتار ایشان و الگوگرفتن از مکتب اسلام تدوین شده است. دفتر نخست مجموعه به شرح چگونگی تولد حضرت محمد(ص) اختصاص یافته است.نوشتن داستان درباره شخصیتهای مذهبی و مقدس چون پیامبر(ص) و امامان بزرگوار(علیهماالسلام) کار بسیار دشواری است. چون نویسندگان هم باید به اصول و شگردهای داستاننویسی و جذابیتهای آن پایبند باشند هم تاریخ و رویدادهای تاریخی را بشناسند و حساسیت بسیاری که در ارتباط با نوشتن از شخصیتهای مقدس وجود دارد را درک کنند.
«قصههایی از حضرت محمد(ص)» یک مجموعه ۱۰ جلدی از محدرضا سرشار درباره پیامبر اکرم(ص) است. نویسنده در این مجموعه، در قالب داستان، مخاطبان خود که کودکان هستند را با زندگی و اخلاق پیامبر آشنا میکند.
«تولد»، نخستین جلد از این مجموعه ۱۰ جلدی است که از به دنیا آمدن تا مبعوث شدن پیامبر و دعوت همگان به اسلام را شامل میشود. «زندگی در صحرا»، عنوان دومین جلد از این مجموعه است. «یک سال با مادر» و «با پدر بزرگ» به کودکی حضرت محمد (ص) میپردازد.
«سفر به شام» عنوان پنجمین جلد از این مجموعه است که به روزگار جوانی یامبر میپردازد. «ازدواج با خدیجه» و «محمد امین» از دیگر جلدهای این مجموعه است. «پیامبری» از زمانی میگوید که حضرت مبعوث شده و رسالت مهمی را برعهده گرفته است. «دعوت خویشان» و «دعوت همگان به اسلام» عنوان جلد نهم و دهم این مجموعه است.
نویسنده، گرچه در این مجموعه از قالب روایتگری استفاده کرده اما به اصل داستانها پایبند بوده و از ورود داستانها و شخصیتهای فرعی جلوگیری کرده است.
«قصههایی از حضرت محمد(ص)» به روایت محمدرضا سرشار و با تصویرگری سید حسام الدین طباطبایی را انتشارات قدیانی در ۱۱۰۰ نسخه منتشر کرده است.

کتاب «پیامبر» نیز مجموعه کتابهایی به قلم نقی سلیمانی و تصویرگری رضا مکتبی درباره زندگی پیامبر اسلام(ص) است که براساس قرآن و با استفاده از نهج البلاغه و کتابها و روایتهای معتبر نوشته شده است. این کتاب یک رمان بلند است و در آن زندگی پیامبر اسلام(ص) در دورانهای گوناگون از پیش از تولد تا زمان بعثت و پس از آن، برای نوجوانان بازگویی شده است. بخش سوم از این مجموعه، به دوران نوجوانی آن حضرت میپردازد.

نظر دهید » 
اين ماه مانند نامش بهار ماه هاي دوازده گانه است؛ چون ولادت رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم در اين ماه اتّفاق افتاده است…

فضيلت : اين ماه مانند نامش بهار ماه هاي دوازده گانه است؛ چون ولادت رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم در اين ماه اتّفاق افتاده است … ( المراقبات . ص 71 ) .
روزه ي روز 17ربيع الأوّل بسيار فضيلت دارد و اين روز، يکي از آن چهار روز است که در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).
آداب و اعمال :
شب اوّل : اين شب در سال سيزدهم بعثت، مبداء هجرت حضرت رسول صلّي الله عليه و آله از مکّه معظّمه به مدينه منوّره بود و در آن شب در غار ثور مخفي شد و حضرت امير عليه السّلام جان خود را فداي جان شريف او نمود و در جاي آن حضرت خوابيد … و اين آيه در شأن ايشان نازل شد : (( وَ مِنَ النَّاسِ مَن يشري نَفسَهُ ابتِغَآءَ مَرضَاتِ اللهِ )) (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).
روز اوّل :
1- روزه . 2- زيارت : مناسب است زيارت جناب رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلّم و امام اميرالمؤمنين علي عليه السّلام در اين روز (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .
روز هشتم ؛
1- حزن و اندوه از شهادت حسن عسکري عليه السّلام و عرض تسليت به حضرت بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف : در اين روز وفات امام ابي محمّد الحسن الزّکي العسکري عليه السّلام واقع گرديده و براي مراقب سزاوار است که در اين روز، محزون و اندوهناک باشد بويژه از لحاظ اين که صاحب مصيبت در آن روز، حجّت عصر و امام زمان او ارواح العالمين فداه و عليه و علي آبائه صلوات الله مي باشد و به آنچه او را در نظر آيد آن حضرت را زيارت کند و امام عليه السّلام را به آنچه مناسب داند تعزيت و تسليت گويد؛
2- آغاز امامت، ولايت و خلافت حضرت بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف : سپس به شکرانه ي خلافت امام عليه السّلام خداي را شکر گويد و از غيبت و دوري او اظهار تأثّر نمايد و زمان ظهور و فوائدي که از آن عايد مي گردد و انوار و خيرات و برکاتي که به مردم مي رسد به يادآورد ( المراقبات .ص 75 ).
3- زيارت : مناسب است زيارت آن دو امام بزرگوار در اين روز (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).
روز نهم ؛
1- در اين روز تنها يک روايتي وارد شده که در آن هلاک (( دشمن خدا )) اتّفاق افتاده است. اين روز، روز سرور شيعيان آل محمّد صلوات الله عليهم اجمعين مي باشد. و بين شيعيان اين امر مشهور گشته و هر چند ساير روايات موافق و مساعد با آن نيست لکن ممکن است که تقيه اقتضاي تغيير وقت را نموده باشد. ( المراقبات . ص 76 ) .
2- روز اوّلِ امامت حضرت ولي عصر بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .
روز دهم ؛ تزويج رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم با{حضرت}خديجه عليها السّلام در اين روز صورت گرفت …(المراقبات .ص 76 ) .
روز دوازدهم : به روايتي ولادت حضرت رسول صلّي الله عليه و آله و سلّم مي باشد. همچنين در اين روز پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم در سال سيزدهم بعثت وارد مدينه شدند (و پس از ورود ايشان به مدينه ؛ هجرت ايشان،مبداء تاريخ اسلامي قرار گرفت) (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل )
روز هفدهم ؛ ولادت باسعادت و با برکت خاتم الأنبياء حضرت محمّد بن عبدالله صلّي الله عليه و آله و سلّم مي باشد و معروف آن است که ولادت با سعادتش در مکّه معظّمه در خانه ي خود آن حضرت واقع شده در روز جمعه در وقت طلوع فجر در عام الفيل در ايام سلطنت انوشيروان عادل. همچنين در اين روز شريف در سال 83 ه.ق ولادت با برکت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام واقع شده است و باعث مزيد فضل و شرافت اين روز گرديده است (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .
اعمال مهمّه در اين روز ؛
1- غسل .
2- روزه : از براي آن فضيلت بسيار است و روايت شده هر که اين روز را روزه بدارد ثواب روزه ي يک سال را خدا براي او مي نويسد و اين روز يکي از آن چهار روز است که در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است.
3- زيارت : زيارت حضرت رسول صلّي الله عليه و آله و سلّم و همچنين زيارت امام اميرالمؤمنين عليه السّلام .
4- نماز : دو رکعت نماز که در هر رکعتي يک مرتبه حمد و ده مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره اخلاص است، بگزارد و پس از نماز در محلّ نماز بنشيند و دعائي که روايت شده است بخواند : اَللَّهُمَّ اَنتَ حَي لاَ تَمُوتُ …
5- تصدّق و خيرات : مسلمانان اين روز را تعظيم بدارند و تصدّق و خيرات نمايند و مؤمنين را مسرور کنند و به زيارت مشاهد مشرّفه بروند. (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .
6- عيد گرفتن : به آنچه موافق حقيقت عيد است (عمل کند) يعني به آنچه که در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقرّرات شرع باشد همچنان که عادت و سنّت پاره اي از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره اي از افعال حرام مي پردازند.
ا : حقيقت عيد : عيد عبارت از … موسمي است که ( حق متعال ) ، نيکوکار و بدکار را براي حضور در برابر خويش به عرض خاکساري و مسکنت و اظهار مراسم عبوديت خوانده تا در آن، جايزه و بخشش کند و لباس امان و خلعت بر آنان بپوشاند …
ب : براي هر مجلسي لباس مخصوصي و زينتي مناسب آن لازم است و لباس شايسته ي اهل چنين مجلس(ي)، لباس تقوا و تاج آنها، تاج کرامت و وقار مي باشد ؛ يعني لباس اهل اين مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربّانيه و تطهير آنها، پاکيزه ساختن دل از اشتغال به غير خدا و بوي خوش ايشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرين او{عليهم السّلام} است ( المراقبات .ص81 - 84 ) .
وقايع :
شب اوّل ربيع الأوّل سال 13 بعثت ؛ هجرت پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم از مکّه به مدينه وجان فشاني امام اميرالمؤمنين عليه السّلام و خوابيدن در بستر ايشان براي حفظ جان پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم
8 ربيع الأوّل سال 260 ه.ق ؛ شهادت حضرت امام حسن عسکري عليه السّلام در سنّ 28 سالگي و آغاز امامت و ولايت و خلافت حضرت بقيه الله الأعظم عجّل الله تعالي فرجه الشّريف از لحظه ي شهادت امام حسن عسکري عليه السّلام .
9 ربيع الأوّل ؛ هلاکت غاصب دوم .
10 ربيع الأوّل ؛ سالروز ازدواج حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم با حضرت خديجه عليها السّلام .
14 ربيع الأوّل سال 64 ه.ق ؛ به درک رفتن يزيد بن معاويه لعنه الله عليهما
17ربيع الأوّل سال عام الفيل ؛ ولادت با سعادت و با برکت حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم و در سال 83 ه.ق ولادت با سعادت و با برکت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام ./*
منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ / ماه ربيع الأوّل ؛ { اهمّيت / فضيلت . آداب و اعمال . وقايع }
نظر دهید » 
پس از مرگ معاویه و اصرار یزید برای اینکه والی مدینه از هر راهی از امام حسین (علیهالسلام) بیعت بگیرد، امام از مدینه به سمت مکه به راه افتادند و زمانی که یزید عدهای را برای دستگیری ایشان به مکه فرستاد، امام از مکه به سمت کوفه رفتند. اما چرا کوفه مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) شد؟ چرا ایشان سایر مراکز شیعه نشین آن زمان مانند یمن را به عنوان نقطۀ آغاز قیام انتخاب نکردند؟ پاسخ به این شبهه نیازمند بررسی ابعاد گوناگون قیام امام است، که در این مقاله به مهمترین آنها خواهیم پرداخت، اما در ابتدا لازم است برای رسیدن به پاسخ چرایی انتخاب کوفه به عنوان مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) کمی از شرایط جامعه اسلامی را در زمان شروع امامت ایشان شرح دهیم.

دوران امامت امام حسین (علیهالسلام) در سالهای پایانی حکومت معاویه آغاز شد، جامعه اسلامی در اواخر حکومت معاویه دچار دگرگونی و انحراف شدید بود، اما به حکومت رسیدن شخصی با خصوصیات یزید میتوانست نقطۀ پایانی بر حکومت اسلام بر جامعه باشد؛ زیرا یزید در عمل حتی به هیچ یک از ظواهر اسلام هم مقید نبود. سالها فرمانروایی معاویه جامعه را کم کم به مرز انحطاط کشانده بود، گناه و فحشا قبیح شمرده نمیشد، مردم حکومت غاصبان را خواست خدا میدانستند، پرداخت مالیاتهای سنگین آنها را از تفکر به مشکلات دیگر بازداشته و اشراف را روز به روز بر همۀ جوانب زندگی مردم مسلطتر میکرد.
یزید چنین جامعهای را از پدر تحویل گرفته بود و خود و اطرافیانش میدانستند که مرگ معاویه میتواند آغازگر قیامهایی با اهداف مختلف باشد. در نتیجه یزید پیکهایی را برای بیعت گرفتن از افراد مختلفی که از جایگاه اجتماعی آنان میترسید، روانه کرد.[1] در رأس این فراد امام حسین (علیهالسلام) قرار داشتند. ایشان بزرگ هاشمیان و نوادۀ پیامبر بودند و طبق تعهد معاویه در صلحنامهای که با امام حسن (علیهالسلام) امضاء کرده بود، حکومت میبایست به ایشان تحویل میشد. یزید وجود امام را خطر بزرگی برای ادامه حکومت خود تلقی میکرد و به همین علت فشار و تهدیدی فراوان برای بیعت گرفتن از امام حسین (علیهالسلام) وارد میآورد، واضح است که امام حسین (علیهالسلام) هرگز حاضر به بیعت با چنین فردی نبودند.[2]
اما چه شد که کوفه مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) شد؟ امام حسین (علیهالسلام) از همان ابتدای خروج از مدینه هدف خود را عمل به واجب فراموش شده، یعنی امر به معروف و نهی از منکر بیان کردند و فرمودند جهان اسلام را گناه و انحراف فراگرفته و من برای عمل به مسئولیت شرعی و الهی خود و اصلاح امت جدم قیام میکنم.[3] پیداست که امام برای عملی کردن این تصمیم نیاز به همراهی مردم داشتند و این همراهی در درجه اول نیازمند آگاه سازی مردم از شرایط موجود بود.
نظر دهید » 
1. حفظ امنیت و جلوگیری از هتک حرمت خانواده اولین دلیل از دلایل همراهی خانواده امام حسین(علیهالسلام)

بعد از آنکه یزید به والی مدینه دستور داد، به هر طریقی که میتواند از امام بیعت بگیرد، حضرت این شهر را ناامن دیدند و راهی مکه شدند. در مدینه هیچ خانۀ امنی وجود نداشت که امام اهل خویش را به آنها بسپارند. البته این ناامنی تنها ویژۀ مدینه نبود و هیچ نقطۀ امن دیگری نیز برای ایشان وجود نداشت. این عدم امنیت امام را بر آن داشت که خانوادۀ خویش را با خود همراه سازند.
با مطالعۀ سلوک خاندان اموی و به ویژه شخص یزید میتوان دریافت اصلاً بعید نبود، که آنان موجبات هتک حرمت خانوادۀ حضرت را فراهم آورند و این بزرگواران را به گروگان بگیرند و در نتیجه اسارت آنها و حوادث ناگوار در پی آن امام حسین (علیهالسلام) را از جهاد و شهادت بازدارد.
ممکن است این سؤال پیش بیاید که در ادامۀ واقعۀ عاشورا نیز این خانواده به اسارت درآمدند؛ اما نکتۀ قابل توجه این است که این دو نوع اسارت بسیار با هم تفاوت داشتند. در اسارت نوع اول هیچکدام از خواستهها و اهداف امام تحقّق نمییافت؛ اما نوع دوم اسارت کارکردهایی داشت که میتوان از آن به عنوان یکی از دلایل همراهی خانواده امام حسین (علیهالسلام) با ایشان یاد کرد.
علاوه بر این مردم مدینه پس از اینکه متوجه شدند امام با یزید بیعت نکردهاند، حضور امام و خانوادۀ ایشان را برای خود خطرناک میدانستند و خود این مردم و بزرگانشان به امام توصیه کردند که از مدینه خارج شوند. این توصیه را نمیتوان تنها به عنوان مصلحت اندیشی برای امام در نظر گرفت، زیرا اگر مصلحت امام برای مردم مدینه اهمیت داشت، خود در کنار ایشان قیام میکردند؛ بلکه این توصیهای بود برای حفظ امنیت و آرامش مدینه. در نتیجه مردم مدینه با حضور خانوادۀ امام که میتوانست این امنیت را بر هم بزند نیز مخالف بودند.
1 نظر » 
اهداف قیام امام حسین علیه السلام: و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة َ؛ - خدایا- جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد.

امام حسین علیه السلام قبل از خروج از مکه خطاب به برادرش محمد حنفیه وصیت نامه ای نوشتند که ضمن آن اهداف خود را از قیام اعلام می دارند. در آنجا می فرماید: من برای اصلاح دین جدّم رسول الله و امر به معروف و نهی از منکر قیام می نمایم.
با مطالعه تاریخ زمان امام حسین علیه السلام در می یابیم که در دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تغییرات بسیاری ایجاد شده و بدعت های فراوانی نهاده شده بود. امام برای این که حقیقت دین رسول اکرم صلی الله علیه و آله حفظ شود و دینی سالم به نسل های بعدی رسانده شود هیچ راهی نداشت جز این که قیام نماید و بدین وسیله اعلام کند که حقیقت دین اسلام به یغما برده شده و دین کنونی، دینی است تحریف شده که خلفا به واسطه آن راهی برای حکومت نامشروع خود یافته اند. پس امام قیام می کند تا پیام دین واقعی را به گوش افرادی که خواهان شنیدن حقیقت هستند برساند.
منبع: پایگاه تخصصی منبرها
نظر دهید »