سنت پیاده روی اربعین حسینی که توسط علمای بزرگی چون شیخ انصاری و میرزا حسین نوری به یاد اهل بیت سیدالشهدا علیه السلام تاسیس و پایه گزاری شد و امروز سطح بین المللی پیدا کرده است پيام ها ودرسها فراوانی درخود جا داده است.

 

 

 

نخستین پیام؛ این حرکت معنوی میزان تاثیر گزاری ((اخلاص)) است که درپشت این سنت وجود دارد و هر صاحب فکری را وا می دارد که در کنارآن توقف کرده به تامل بپردازد که عمل خالصانه چگونه می تواند سنت حسنه ای فراتر از زمان مکان و ملت قرار دهد، چراکه درسال (۱۳۱۹) که میرزا حسین نوری صاحب لولو مرجان بدون هیچ امکانات و موکبی باجمع ۳۰نفره ای درایام اربعین حسینی با پای پیاده ازنحف به کربلا حرکت کرد هرگز فکر نمی کرد این سنت خالصانه و پاک وی این چنین فرا گیر می شود که جمعیت سی میلیون نفره عاشق را ازهرجانب عراق به وادی عشق بکشاند پس با نگاه به این جمعیت عظیم اگرچه شیخ نورمازندران دیده نمی شود و او خود را پشت اخلاص زائرین پنهان کرده است ولی این درس را به همه آموخته است عملی که از سر اخلاص باشد شعاع تاثیرش تا کجا است پس همه این درس صفای باطن و اخلاص را سرلوحه رفتار خود قرار دهیم چراکه: ((الیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه :فاطر/۱۰)).

 

ادامه »

   دوشنبه 6 شهریور 1402نظر دهید »

 

زیارت نامه اربعین که تعلیم امام صادق (ع) به صفوان جمال است سلوک معنوی و سیاسی منزل به منزل  برای زائرانی است که رنج سفر را بر خود هموار می کنند و خود را به کربلا می رسانند تا زیر قبه امام حسین(ع) این زیارتنامه را در روز اربعین بخوانند تا باگوش جان و سر پاسخ سلام امام(ع) را بشنوند و ابراهیم مجاب دیگری شوند. به دلیل همین نقش ویژه ای که در((منازل هشت گانه)) دراین زیارتنامه نهفته است، به تحلیل اجمالی هریک از منازل پرداخته می شود:

 

 

 

((منزل اول))
درمنزل اول که با پنج سلام آغاز و پایان می پذیرد امام صادق(ع) به زائر می آموزد که امام حسین(ع) را در روز اربعین با این جایگاه رفیع و بلند که مظهر تجلی و وارث اوصاف همه انبیای سلف است و اینکه در دفاع از دین همه انبیا که همان توحید خالص است و همه کروبات و مصیبت را پذیرفت و مظلومانه به شهادت رسید، سلام می دهی چرا که دراین سلام پنج گانه، امام(ع) با اوصافی چون: ولی، حبیب، خلیل، صفی که اوصاف انبیا از آدم  تا خاتم است، سلام داده می شود و این پیامی ندارد جز اینکه حسین بن علی(ع) وارث و تجلی همه انبیا است از همین رو می خوانیم :

( ۱) السلام علی ولی الله و حبیبه: سلام بر ولی خدا و دوست دارش (۲) السلام علی خلیل الله ونجیبه: سلام بر خلیل خدا و محرم اسرارش (۳) السلام علی صفی الله وابن صفیه: سلام بر برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش (۴)السلام علی الحسین  المظلوم الشهید: سلام بر حسین مظلوم شهید(۵) السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات: سلام بر اسیر دربند ناگواریها  و کشته ای که اشک فراوان بر او ریخته می شود.

 

ادامه »

   یکشنبه 5 شهریور 1402نظر دهید »

هرچه به اربعین حسینی و نزدیک شدن پیاده روان به کربلا می رسیم به ویژه دراین سال سخت بیماری کرونا که شرعا وعقلا وقانون نمی توان در پیاده روی زیارت اربعین حسینی  در کربلا حضور پیداکرد، حسرت و دلتنگی جا افتادگان ازاین قافله حسینی بیشتر می شود و پیوسته پرسیده می شود که ما در کجای این قافله قرار می گیریم؟ در پاسخ باید گفت: جاماندگان به چند گروه تقسیم می شوند:

 

 

 

گروه اول؛ کسانی اند که ازفضیلت زیارت سید الشهداء و به وجوب یا استحباب آن آگاهی دارند تمکن مالی وجسمی هم دارند ولی بی اعتنای از آن می باشند وعمداً زیارت را ترک می کنند این ها مصداق بارز این احادیث اند:

۱-عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ فِيمَنْ تَرَكَ زِيَارَةَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ قَالَ «إِنَّهُ قَدْ عَقَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَقَّنَا وَ اِسْتَخَفَّ بِأَمْرٍ هُوَ لَهُ ۰۰۰: حلبی می گوید به امام صادق(ع)عرض کردم:کسی که قدرت بر رفتن زیارت امام حسین(ع) دارد ولی ترک می کند چه حکمی دارد؟ امام (ع)فرمودند: چنین شخصی عاق رسول خدا وعاق ما اهل بیت می شود و حق ما اهل بیت را سبک شمرده است :تهذیب الاحکام،ج۶،ص۲۵).

 ۲-عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ  روایت می کند که امام صادق(ع)فرمود: «لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ يَزُرِ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَكَانَ تَارِكاً حَقّاً مِنْ حُقُوقِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِأَنَّ حَقَّ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَرِيضَةٌ مِنَ اَللَّهِ تَعَالَى واجبه علی کل مسلم:  اگر کسی همه عمر خود رابه حج بگذارد ولی امام حسین(ع) را زیارت نکند، حقی ازحقوق رسول الله(ص) را ترک کرده است؛ زیراحق امام حسین(ع) از جانب خدااست که برهر مسلمانی واجب است:همان))

۳-امام صادق(ع)فرمود: (حَقٌّ عَلَى‏ الْغَنِیِ‏ أَنْ‏ یَأْتِیَ‏ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی السَّنَهِ مَرَّتَیْنِ وَ حَقٌّ عَلَى الْفَقِیرِ أَنْ‏ یَأْتِیَهُ فِالسَّنَهِ مره:برغنی وتوانگر است که سالی دو بار وبرفقیر است که سالی یک باربه زیارت امام حسین(ع) برود: کامل الزیارات ص ۲۹۳)

4 -قال الصادق ( ع ): من لم یأت قبر الحسین ( ع ) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة .
 امام صادق ( ع ) فرمودند: کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود: .کامل الزیارات ، ص 193))

گروه دوم؛ کسانی اند به دلیل ناتوانی جسمی و مشکل کاری توفیق تشرف ندارند ولی ازنظر مالی کمک می کنند تا زائرین سیدالشهداء راحت سفر زیارتی را بگذرانند و یا هزینه زائر را می دهند که آن شخص به زیارت سید الشهدا برود این گروه همان اجر وثوابی را می برند که زائرین می برند چرا که در روایت آمده است :

صفوان جمال ازامام صادق(ع) پرسیدم: ((… فما لمن جهزالیه ولم یخرج لعله؟قال :یعطیه الله بکل درهم انفقه من الحسنات مثل حیل احد ویخلف علیه اضعاف ما انفق،ویصرف عنه من البلاءمما قدنزل فید فع ویحفظ فی ماله: کسی که به دلیل عذری خود نمی تواندبه زیارت برود ولی هزینه سفر دیگری می دهد که به زیارت برود چه ثوابی. دارد؟امام(ع)فرمودند:در مقابل هریک درهمی که خرج کرده خداوند متعال به قدرکوه احد ازحسنات به وی دا ده  وچند برابر هزینه ای را که متحمل شده برایش باقی  می گذارد ونیز بلاهایی که که نازل شده را از وی دور می کند وهمچنین مال و دارایی وی راحفظ و نگه داری می فرماید: کامل الزیارات باب ۴۴).

گروه سوم؛ کسانی اند که توان مالی وجسمی ندارند یا به دلیل مشکل بیماری کرونا نمی توانند به زیارت اربعین حسینی بروند ولی قلبشان پر می کشد برای زیارت سیدالشهداء(ع) اینان همین که همسوی با زائران کوه دوست اند همان اجر وثواب زایران را دارند.

چراکه عطیه بن عوفی درروز اربعین به هنگام زیارت تربت سیدالشهداء(ع) آنهم درحالی که جابر می گفت: ((سلام بر شما ای ارواحی که در راه حسین(ع) فدا شدید و شهادت می دهم که شما نماز را به پاداشتید و زکات را پرداختید و امر به معروف و نهی از منکر نمودید و با ملحدان جهاد کردید و خدا را آن قدر عبادت کردید تا به مرحله یقین رسیدید و قسم به کسی که حضرت محمد(ص) را به نبوّت و حق مبعوث کرد، ما در آنچه شما وارد شدید و عمل کردید، شریک هستیم.)

(عطیه می گوید: به جابر گفتم: ما چگونه در ثواب آنها شریک هستیم، در حالی که ما نه به وادی فرود آمدیم و نه از کوهی بالا رفتیم و نه شمشیر زدیم، ولی این گروه میان سر و بدن های شان جدایی افتاده و فرزندانشان یتیم شده اند و همسرانشان بیوه گشته اند؟

جابر گفت: ای عطیه! از حبیب خود رسول خداشنیدم که فرمود: اگر کسی گروهی را دوست داشته باشد، با آن گروه محشور خواهد شد و کسی که کار گروهی را دوست بدارد، با آنان در کار آنان شریک خواهد شد و قسم به آن کس که محمد (ص) را به پیامبری مبعوث کرد، نیّت من و نیّت یاران بر آن چیزی است که امام حسین(ع) و اصحاب او بر آن گذشته و رفته اند. بحارالانوار، ج 37، ص 190.بشارة المصطفی، ص 125).

منبع: ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/سید محمدتقی قادری

   چهارشنبه 1 شهریور 1402نظر دهید »

هرچند روایت خاصی در پیاده روی برای زیارت اربعین حسینی وجود ندارد ولی زمینه های وجود دارد و همین موجب سنت شدن پیاده روی در روز اربعین حسینی توسط علمای بزرگ شده است چرا که:

 

 

 

اولا: در باب فضیلت زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام آمده است که اگر زیارت ((ماشیا:پیاده)) باشد وشخص باپای پیاده به زیارت تربت سید الشهداء برود از آجر مضاعف بر خوردار خواهدبود ازهمین رو ابن قولویه درباب (49)کامل الزیارات ده حدیث درفضیلت زیارت  اورده که درهمه آنها عنوان ((ماشیا)) آمده است ازجمله آنها این روایت ((ان کان ماشیا کتب الله له بکل خطوه حسنه  و محی عنه سیئه…:اگراین زیارت پیاده انجام بگیرد خداوند متعال برای هرگامی که زائر برمی دارد.یک حسنه می نویسد وبرای هرگامی  ازگناهش می گذرد))

ثانیا: درهمین باب (49) ازکتاب کامل الزیارات یکی ازاداب زیارت را(پابرهنه بودن زائر) دانسته است، ازهمین رو در روایت آمده است هنگامی که زائر به تربت سیدالشهدا نزدیک شد، پس ازانجام غسل زیارت از آب فرات، ازآنجا تاحرم را ((پابرهنه )) برود. ازهمین رو امام (ع) می فرمایند: ((وعلق نعلیک و امش حافیا: نعلین را ازپا درآورده و پابرهنه به جانب‌ حرم نما))

ثالثا: هرچند برخی از اهل رجال و حدیث شناس  در روایت امام حسن عسکری(ع) که یکی ازنشانه های مومن را زیارت اربعین دانسته اند؛ ازنظر سند و دلالت شبهه کردند که ازنظر سند این روایت مرسل است و ازنظر دلالت هم  منظور زیارت اربعین، زیارت چهل نفر ازمؤمنین  است. ولی همه قبول دارند که امام صادق(ع) به صفوان جمال تعلیم داده است روزاربعین خود را به کربلا رسانده زیر قبه امام حسین علیه السلام زیارتنامه اربعین بخواند

رابعا: هرچند دراین که بازماندگان واهل بیت سیدالشهداء(ع) دراربعین اول به کربلا رسیدند اثباتا و نفیا موافقین و مخالفین بزرگی دارد و محل اختلاف است. ولی در این که جابر وعطیه دراربعین اول به کربلا آمدند و تربت سید الشهدا علیه السلام را زیارت کردند مورد اتفاق همه محققین وتاریخ نگاران است.

علماء پیشین و گذشته چون شیخ انصاری و میرزاحسین نوری(ره) درجمع  بین زیارت (ماشیا،حافیا: پیاده وپا برهنه) و خواندن زیارتنامه اربعین زیرقبه سیدالشهداء علیه السلام و زنده نگه داشتن نام و یاد اهل بیت یا جابر به عنوان اولین زائر تربت حسيني زیارت پیاده روی دراربعین سیدالشهداء علیه را سنت کرده اند و چون این سنت خالصانه و بدون هیچ حاشیه بوده است نه تنها با گذشت زمان بسیار طولانی ازبین نرفته است بلکه اگر در روز تاسیسش زائرین سی نفر بوده اند، ولی امروز تعدادان ان به بیست وپنج میلیون نفر، واگردیروززایرین اربعین محدود به مردم عراق بوده است، امروز  جهانی و بین المللی شده است و ازسراسر جهان دراین همایش خالصانه حضور دارند

منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ/ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی

   سه شنبه 31 مرداد 1402نظر دهید »

تاکید سیره قولی وعملی ائمه اطهار علیهم السلام بر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام بر مستحب مؤکد و یا به عنوان فریضه ازاین جهت است که زیارت چند فلسفه مهم عملی و ایمانی به دنبال داشته و در ساختن انسانیت انسان نقش کلیدی دارد

 

 

 

1-(سنخیت پیداکردن زائر با مزور)

نخستین اثرعملی زیارت آنست که اگر زائر زیارت همراه‌ با اداب و شرایط انجام دهد زیارت مزور وصاحب قبه آنچنان زائر راپیش می برد و او را ازنظر روحی و باطنی دگرگون می کند و وصل به مزو ر می کند متحد با وی می سازد زائر از جنس وسنخ مزور می شود و تکرار وجود آن حضرت می گردد، چراکه زائر هر گام به تربت سیدالشهدا ء نزدیک می شود می داند درصورتی می تواند به حقیقت وماهیت زیارت راه پیداکند.

2-(زیارت تجدید عهد ومیثاق بامزور)
دومین اثرعملی و فکری زیارت زيارت، تجديد عهد با «خط امامت»، ميثاق با «خون شهيد»، پيمان با «محور توحيد» و بيعت با «رسالت» و «وحى» است. امام هشتم شيعيان جهان، در مورد عهد و پيمانى كه هر امامى بر گردن رهروان خود دارد، فرموده است: «…لِكُلِّ إِمَام عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهشِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ، فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: (سائل، ج15، 338) براى هر امامى به گردن شيعيان و هوادارانش پيمانى است; از جمله وفا به اين پيمان، زيارت قبور آنان است. پس هر كس از روى رغبت و پذيرش، آنان را زيارت كند، امامان در قيامت شفيع ايشان خواهند بود)).

بر اساس همين وفاى به عهد است كه شيعه همواره در احياى نام و ياد و زيارت قبور اولياى دين، چه رنج ها كه كشيده و چه شهيدها كه داده است و اكنون نيز اين خط ايثار و شهادت دوام دارد و زيارت ادامه همين خط است و تبرّك و توّسل و استشفا و استشفاع، فيض گيرى از آن معنويات است، كه سيره و روش گذشتگان صالح ما نيز همين بوده است. خصیصه نورانی سید الشهداء را بشناسد و در خودش نهادینه کند.

با توسّل به ارواح مطهّر پيشوايان معصوم(عليهم السلام) است كه زيارت معنا پيدا مى كند و قبولى اعمال عبادى ما، بدون «استشفاع» و «توسّل» و بدون عرض ارادت و «مودّت» به آستان اقدسشان، بى ثمر و قاصر از وصول به هدف است و اشرف انبيا حضرت محمّد مصطفى(صلى الله عليه وآله) در اين باره چنين فرموده است: «…وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّد بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ عَبْداً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً مَا قَبِلَ اللَّهُ ذَلِكَ مِنْهُ حَتَّى يَلْقَاهُ بِوَلايَتِي وَ وَلايَةِ أَهْلِ بَيْتِي:(بحار، ج15، ص172): سوگند به آنكه جان محمّد در دست اوست، اگر بنده اى در روز قيامت، عمل هفتاد پيغمبر را بياورد، خدا آن را از وى نمى پذيرد تا اينكه با «ولايت» من و «ولايت» اهل بيت من، خدا را ملاقات نمايد.)) 

3-(زیارت ارتباط زنده بازنده است) 
از آن جا که روح (نفس) انسان موجودی مجرد است و فنا و نابودی در آن راه ندارد، پس هرگز با مرگ نابود نمی شود، بلکه از جهانی کوچک به جهانی وسیع تر انتقال می یابد. در حقیقت روح از زندان تن رها می گردد. بنابراین، حتی هنگامی که زائر تربت و محل دفن بدن شخصی را زیارت می کند و با او ارتباط برقرار می سازد، این ارتباط از نوع ارتباط زنده با زنده است.

شیخ الرئیس ابن سینا می گوید: “زائر که با وجود مادی و روحی خویش به سوی مزور می رود از نفس مزور استمداد می طلبد تا خیری را تحصیل یا زیانی را دفع کند. نفس مزور نیز به جهت جدا شدن از عالم ماده و مشابهتی که با عقول مجرد یافته است، منشأ اثر فراوان و کامل تری خواهد بود. و چون زائر با جسم و جان سراغ مزور رفته است هم بهره های مادی می برد و هم فوائد روحی:(رسائل ابن سینا، ق338) با توجه به این معنا از زیارت، حیات و ممات مزور برای زائر یکی خواهد بود و او را حاضر و شاهد خواهد دانست.

روایات بسیاری اشاره یا تصریح به این معنا دارد که حیات و ممات معصوم (ع) یکی است. رسول خدا (ص) می فرماید: “کسی که پس از مرگ و وفات مرا زیارت کند؛ مانند کسی است که مرا در حال حیات ملاقات کرده است و من در هر دو حال شاهد بر او هستم و شفاعت او در روز رستاخیز بر عهده من است (کامل الزیارات، ص45) همچنین دور و نزدیک برایش تفاوت نخواهد داشت. رسول اکرم (ص) می فرماید: ” هر کس مرا پس از مرگم زیارت کند؛ مانند کسی است که در زمان حیاتم به سوی من شتافته است و اگر نتوانستید، درود و سلام برایم بفرستید این صلوات شما به من می رسد (سفینه البحار،ج3، ص 518) این که در برخی از زیارت نامه ها به حیات مزور اعتراف می شود، به خاطر این است که زائر متوجه باشد که با زنده حرف می زند و زنده ای را زیارت می کند. ازهمین رو در اذن دخول حرم مطهر می خوانیم: (يَرَوْنَ مَقَامِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي، وَ يَرُدُّونَ سَلامِي).

منبع:ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/ سید محمدتقی قادری

   یکشنبه 29 مرداد 1402نظر دهید »

 اگر زائر بخواهد از توفیق زیارتش از بالاترین اجر برخوردار شود و ازنظر روحی لذت کامل ببرد و از نظرعملی نیز تغییر در رفتار پیدا کند، راهکارش آشنایی با آداب زیارت و مؤدب شدن به اين آداب است. هرچند در روايات قريب به سي و دو ادب براي زيارت آمده است؛ ولی دراين يادداشت تنها پنج ادب که رکن اصلی و مادر همه آداب است مورد شرح و تفسیر قرار می گیرد:

 

 

 

یکم؛ معرفت به صاحب قبه
نخستین ادب از آداب زیارت ((معرفت)) زائر به جایگاه و مرتبه قدسی، ملکوتی و غیبی به ((مزور)) و صاحب قبه ای است که تشرف به زیارتش پیدا کرده است. به این معنا زائر به این باور قلبی و معرفتی رسیده باشد که: 

اولا؛ صاحب قبه ‌و ((مزوری)) که به زیارتش شتافته از نظر قدسی و ملکوتی دراین جهان از نظر تقرب به خداوند متعال مظهر تجلی اسماء الحسنی و آیینه تمام نمای صفات جمال وجلال الهی است؛ آنهم به گونه ای که((مزور)) هرچند خداوندگار نیست؛ ولی خداوند کار است و بسیاری از کارهای نشدنی به اذن الهی به برکت آنان شدنی می شودکه در توصیف شان در زیارت جامعه آمده است:
(( فبلغ الله بکم اشرف محل المکرمین، واعلی منازل المقربین، و ارفع درجات المرسلین… بکم فتح الله و بکم یختم، و بکم ینزل العیث؟ و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه، و بکم ینفسچ الهم، و یکشف الضر))

ثانیا؛ هر چند صاحب قبه ظاهرا دربین ما نیست و ما او را در برابر مان نمی بینیم و سخن وی را نمی شنویم ولی به حکم آیه مبارکه: ((ولاتحسبن الذین قتلوا فی سیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم يرزقون))
غيب و شهادت؛ ممات و حيات آنان يكسان است همانگونه که درزندگی دنیوی ما را می بینند و سخن ما را می شنوند و برمکنونات قلبی واقف اند وخواسته های مشروع ما را برآورده می کنند درحیات برزخی نیز این گونه اند سلام ما را می شنوند و پاسخ می دهند و خواسته های مشروع رابه هنگام توسل پاسخ می دهند وبرای این که زائر با چنین باوری تشرف به به زیارت پیدا کند به ما آموخته اند به هنگام  تشرف اذن دخول خواسته و این گونه بگو:

((اللهم انی اعتقد حرمه صاحب هذالمشهد الشریف فی غیبته ،کمااعتقدها فی حضرته،واعلم ان رسولک وخلفائك عليهم السلم،احياءعندك ير زقون،يرون مقامي  ويسمعون كلامي ويرددن سلامي))
بنابراين زايري كه با چنین معرفتی به زیارت می رود که باور دارد بین او و صاحب قبه حجاب و حایلی نیست قطعا از چنین انس مجالستی حظ و لذت روحی در بالاترین ممکن می برد.

دوم: طهارت نفس
دومین ادب از آداب زیارت(طهارت نفس) و(پاکی روحی) زائراست. به این معنا غرض وفلسفه زیارت (اتحاد روحی) زائر با صاحب قبه است و اگر دراین زیارت چنین اتفاقی نیفتد رفتن و نرفتن زیارت مساوی خواهد بود، و اگر بخواهد چنین اتحادی به وجود بیاید، لازمه اش ((سنخیت روحی)) بین زائر و مزور خواهد بود و این سنخیت تنها راهکارش ((طهارت نفس)) و((پاکی روحی)) زائر را می طلبد، چرا که:

اولا؛ صاحب قبه به حکم آیه مبارکه: ((انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا))ونیز زیارت جامعه که در توصیفشان امده است:((عصمکم الله من الزلل وامنکم من الفتن، وطهرکم من الدنس، واذهب عنکم الرجس، و طهرکم تطهیرا: خداوند نگهداشت شما را ازلغزش، و ایمن داشت شما را از فتنه و آزمایشات و پاکتان کرد از چرکی و دور کرد ازشما پلیدی را و بخوبی پاکیزه تان کرد))
ثانیا؛هرچند ازنظرمکانی هیچ تفاوتی بین مکان ها نیست چرا که همه این هامخلوق خدایند ولی اماکن متبرکه به دلیل این که بدن مطهر معصومی چون سید الشهدا را در خود جا داده است متمایز ازهمه مکانها شده و ازطهارت و قداست خاصی برخورداراست ازهمین رو دراذن دخول اماکن متبرکه آمده است:

((اللهم ان هذه بقعه طهرتها، وعقوه شرفتها، ومعالم زکیتها: خدا یا! این نعمتی است که  تو پاکش کردی ود رباری است که شرافتش دادی وجایگا ههایی است که  پاکیزه اش ساختی: بحار ،ج۹۹،ص۱۱۵))
به دلیل همین طهارت است وقتی صحابه جلیل القدری  چون ابو بصیر خواست درحال جنابت بر امام صادق (ع)وارد شود امام (ع)فرمود: (( اما تعلم انه لاینبغی للجنب ان یدخل بیوت الانبیاء: آيا نمي دانی که برای شخص جنب شایسته نیست که درخانه انبیا و اولیا داخل شود؛ راوی می گوید: ابوبصیر برگشت و ما همه وارد به امام شدیم )). 

سوم:غسل زیارت
سومین ادب از آداب زیارت ((غسل زیارت))است. غرض وهدف ازاین غسل طهارت نفس وپاکیزگی روحی زائر است تا بتواند بامؤدب شدن به این ادب روحی سنخیت باصاحب قبه پیدا کند؛چراکه زائر، با غسل زیارت می یابد وقتی نمی تواند بابدن کثیف وچرکین پا به قبه معصوم بگذارد وبه وی اذن دخول نمی دهند پس   یقین پیدا می کند قلب قفل شده از سنگینی معصیت را،قطعا اذن دخول نمی دهند  پس به هنگام غسل کردن می یابد  همانگونه که آب جاری قدرت دارد بدن کثیف را نظیف کند و او را آماده ورود به قبه کند غسل توبه درونی نیز می تواند ازاو آدمی جدیدی بسازد که سنخیت واتحاد روحی با صاحب قبه پیدا کند واذن دخول پیدا کند، ازهمین رو در روایت آمده است زائر به هنگام غسل این گونه دعاکند:
((اللهم اجعله لی نورا وطهورا وحرزا،وشفاءمن كل داء وافه وعاهة،اللهم طهر به قلبي واشرح به صدري وسهل به امري؛ خدا با اين غسل را نور و پاکیزگی و نگهبان و شفای از هر درد و افت وعیب قرار بده! با این غسل قلبم را نیز پاک کن و سینه ام را بگشای و کارم را آسان گردان؛ بحار،ج۷،ص ۱۲۹)).

چهارم : پابرهنه به سمت قبه رفتن
چهارمین ادب از آداب زیارت به حکم آیه مبارکه ((فاخلع نعلیک باالوادی المقدس طوی)) آن است زائر کفش را ازپا در آورده و پابرهنه به سمت تربت و قبه سیدوالشهداء(ع)حرکت نماید.
چراکه پا به مکانی خواهد گذاشت که به برکت صاحب قبه مقدس ونورانی است و نمی توان با کفش وارد شد بلکه ازدور باید پابرهنه گام بردارد تا بتوان اذن دخول گرفت.
ازهمین رو در روایت امده است :

۱-ابوصامت از امام صادق(ع) نقل می کند: 
« مَنْ أَتَی الْحُسَینَ(ع) مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ أَلْفَ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَهٍ فَإِذَا أَتَیتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیتَ بَابَ الْحَیرِ فَکبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً»؛[همان]
هر کسی پیاده به زیارت قبر حسین(ع) برود، خداوند برای هر قدمی هزار حسنه نوشته و هزار گناه از او پاک می کند و رتبه اش هزار درجه بالا می رود. پس هرگاه به فرات رسیدی، غسل کن و کفش هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتی به درب حَرَم رسیدی، چهار بار تکبیر بگو و کمی راه برو و دوباره چهار بار تکبیر بگو.

حسین بن ثُویر از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود:
«إِذَا أَتَیتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَاغْتَسِلْ عَلَی شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیابَک الطَّاهِرَهَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّک فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بِالتَّکبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ»؛[همان]
 زمانی که به زیارت ابا عبدالله(ع) رفتی، پس غسل کن در نهر فرات و سپس لباس های پاک بپوش؛ آن گاه با پای برهنه راه برو؛ پس تو در حرمی از حرم خدا و حرم پیامبرش هستی و بر تو باد به تکبیر و گفتن لااله الا الله)). 

پنجم: غمگین ومتاثر
پنجمین ادب از آداب زیارت  سید الشهدء(ع) که نشان می دهد که زائر خود را درکنار قبه و بارگاه و مزار سید الشهداء علیه السلام می بیند،((غمگین ومهموم)) بودن است، چراکه زائر دربرابر تربتی قرار دارد که صاحب ان دریک روز شاهد به شهادت رسیدن هفتاد دو تن از عزیزانی بود که خود درشب عاشورا در وصفشان فرمود: (( أَمَّا بَعْدُ، فَإنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَابًا أَوْفَی وَلَا خَیرًا مِنْ أَصْحَابِی، وَلَاأَهْلَ بَیتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیتِی؛ فَجَزَاکمُ اللَهُ عَنِّی خَیرَ الْجَزَآء امّا بعد، من حقّاً اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم، و نه اهل بیتی نیکوکارتر و با صِله و پیوندتر از اهل بیت خودم سراغ ندارم؛ پس خداوند شما را از طرف من به بهترین جز ابرساند)) وخود نیز باداشتن داغ مرگ چنین عزیزانی درقلب به ((قتل صبر)) به شهادت رسید، زائر چنین قبه ای باید نشان بدهد که تاچه اندازه ومرتبه ای به این صاحب قبه نزدیک است  واین امکان ندارد مگر شرایط روحی وی قبل از رسیدن به تربت سیدالشهدا(ع)با رسیدن به تربت متفاوت باشد ازهمین رو در روایت امده است: 

((عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا زُرْتَ الْحُسَیْنَ ع فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِینٌ مَكْرُوبٌ أَشْعَثُ مُغْبَرٌّ جَائِعٌ عَطْشَانُ وَ اسْأَلْهُ الْحَوَائِجَ وَ انْصَرِفْ وَ لَا تَتَّخِذْهُ وَطَناً:
امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه خواستی امام حسین علیه السلام را زیارت كنی او را زیارت كن در حالی كه محزون و مكروب ژولیده موی و غبار آلود و گرسنه و تشنه لب باشی و از اباعبدلله علیه السلام حوائجت را بخواه و برگرد و كربلا را وطن خود مگیر.:تهذیب الاحكام/ج6/ص76)

واگر زائری مؤدب به اين آداب شد و با چنین معرفت و شناخت و روحیه بسیار پاک و قلبی شکسته  وارد حرم سیدالشهداء شد و گفت:((السلام علیک یا اباعبد الله )) نه با گوش دل و قلب بلکه با گوش سر خواهد شنید که حضرت پاسخ دادند ((وعلیک السلام)) همان گونه که وقتی ابراهیم مجاب گفت((السلام علیک  یاجدی یا اباعبدالله))از داخل مزار و تربت شریف صدا بلند شد ((وعلیک السلام یاولدی))
پس هرکس می خواهد ابراهیم مجاب دوم شود نه ازگوش دل، بلکه باگوش سر جواب سلام خودش را ازمضجع و تربت امام علیه السلام بشنود همت کند زیارت با اداب ماثوره ازاهل بیت علیهم السلام انجام دهد.

منبع:ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/سید محمدتقی قادری

   جمعه 27 مرداد 1402نظر دهید »

پس از معرفت و شناخت نسبت به مضجع شریف و کرامت تربت امام حسین علیه السلام و این که علی رغم تلاش دشمنان هرروز برعظمت و جا دانگی آن افزوده شده و می شود، ولی دراین که روایات در باب زیارت ازنظر فقهی چه اقتضایی دارد؟ بایست گفت: در مساله دو نظریه دربین فقها وجود دارد

 

 

 

نظریه اول این است به چهار دلیل، روایات دراین باب دلالت بر واجب بودن زیارت دارد:
دلیل اول؛ تعبیراتی ((واجبه، مفترضه)) دربرخی از این روایات آمده است که -نمی توان حمل برخلاف ظاهر نمود- دلالت بر وجوب فقهی دارند:

۱-مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ از امام باقر روایت می کند که فرمودند:«مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ وَ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ لَهُ بِالْإِمَامَةِ مِنَ اللَّهِ»؛
شیعیان ما را به زیارت امام حسین (ع) امر کنید، چرا که زیارتش روزی را افزون و عمر را طولانی و بلاها و بدی‌ها را دفع می‌کند و زیارت کردن امام حسین (ع) بر هر مومنی که اقرار به امامت او ازجانب خدا داشته باشد، واجب است. ((تهذیب/ج6/ ص42))

۲- از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: زِیَارَهُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَاجِبَهٌ عَلَى کُلِّ مَنْ یُقِرُّ لِلْحُسَیْنِ بِالْإِمَامَهِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛ زیارت حسین بن علی علیهماالسّلام بر هر کسی که به امامت حسین علیه السّلام از طرف خدای عزّ و جلّ اقرار دارد، واجب است.[همان]

۳-زنی به نام ام سعید می گوید: امام صادق (ع) به من فرمود:
((یَا أُمَّ سَعِیدٍ تَزُورِینَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ قَالَتْ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ لِی زُورِیهِ فَإِنَّ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ وَاجِبَهٌ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاء؛ می گوید: حضرت صادق علیه السّلام به من فرمود: آیا مزار حسین علیه السّلام را زیارت می کنی؟! عرض کردم: آری! آن حضرت فرمود: امّ سعید! مزار حسین را زیارت کنید زیرا زیارت او بر مردان زنان واجب است.؛همان))

 دلیل دوم: در برخی دیگر از روایات آمده است شیعیانی که از توانایی اقتصادی برخوردارند سالی دوبار و آن دسته از شیعیان که از توانایی اقتصادی برخوردار نیستند یک بار بایست به زیارت سید الشهدا بروند. از همین رو آمده است:
امام صادق(ع)فرمود:(حَقٌّ عَلَى‏ الْغَنِیِ‏ أَنْ‏ یَأْتِیَ‏ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی السَّنَهِ مَرَّتَیْنِ وَ حَقٌّ عَلَى الْفَقِیرِ أَنْ‏ یَأْتِیَهُ فِالسَّنَهِ مره: برغنی وتوانگر است که سالی دو بار وبرفقیر است که سالی یک باربه زیارت امام حسین(ع) برود: کامل الزیارات، ص ۲۹۳)

دلیل سوم: دردسته سوم روایات تعبیراتی ((عاق؛جفا)) آمده است که نمی توان جز معنای فقهی وجوب شرعی فهمید: 

۱-عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ فِيمَنْ تَرَكَ زِيَارَةَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ قَالَ «إِنَّهُ قَدْ عَقَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَقَّنَا وَ اِسْتَخَفَّ بِأَمْرٍ هُوَ لَهُ: حلبی می گوید به امام صادق(ع)عرض کردم:کسی که قدرت بر رفتن زیارت امام حسین(ع) دارد ولی ترک می کند چه حکمی دارد؟ امام (ع)فرمودند: چنین شخصی عاق رسول خدا وعاق ما اهل بیت می شود و حق ما اهل بیت راسبک شمرده است:تهذیب الاحکام،ج۶،ص۲۵).

۲-عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ روایت می کند که امام صادق(ع)فرمود: «لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ يَزُرِ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَكَانَ تَارِكاً حَقّاً مِنْ حُقُوقِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِأَنَّ حَقَّ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَرِيضَةٌ مِنَ اَللَّهِ تَعَالَى واجبه علی کل مسلم: اگر کسی همه عمر خود رابه حج بگذارد ولی امام حسین(ع) را زیارت نکند ،حقی ازحقوق رسول الله(ص) را ترک کرده است؛ زیراحق امام حسین(ع) ازجانب خدااست که برهر مسلمانی واجب است.

۳-امام صادق (ع) به سدیر فرمود: 
 تَزُورُ الْحُسَیْنَ ع فِی کُلِّ یَوْمٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا قَالَ فَمَا أَجْفَاکُمْ قَالَ فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ جُمْعَةٍ قُلْتُ لَا قَالَ فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ شَهْرٍ قُلْتُ لَا قَالَ فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ سَنَةٍ قَالَ قُلْتُ قَدْ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ یَا سَدِیرُ مَا أَجْفَاکُمْ لِلْحُسَیْنِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَلْفَیْ أَلْفِ مَلَکٍ شُعْثاً غُبْراً یَبْکُونَهُ وَ یَزُورُونَهُ لَا یَفْتُرُونَ وَ مَا عَلَیْکَ یَا سَدِیرُ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی کُلِّ جُمْعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ أَوْ فِی کُلِّ یَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُفِدَاکَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فَرَاسِخُ کَثِیرَةٌ فَقَالَ لِی اصْعَدْ فَوْقَ سَطْحِکَ ثُمَّ الْتَفِتْ یَمْنَةً وَ یَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَکَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَنْحُو نَحْوَ الْقَبْرِ فَتَقُولُ السَّلَامُ علیک یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ تُکْتَبُ لَکَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حَجَّةٌ.

 ای سدیر آیا قبر حسین علیه السلام را هر روز زیارت می کنی؟ عرض کردم فدایت شوم نه، فرمودند: چقدر شما جفا می کنید آیا پس در هر ماه او را زیارت می کنی؟ عرض کردم: خیر فرمودند: آیا پس در هر سال او را زیارت می کنی: عرض کردم گاهی اوقات چنین می شود، فرمودند: ای‌ سدیر چقدر شما به حسین علیه السلام جفا می کنید مگر نمی دانی که خداوند هزار هزار فرشته ژولیده موی وغبار گرفته دارد که گریه می کنند وامام حسین علیه السلام را زیارت می کنند و هرگز خسته نمی شوند و هیچ باک و رنجی بر تو نیست ای سدیر که در هر جمعه 5 مرتبه و در هر روز یک مرتبه قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کنی، عرض کردم: فدایت شوم میان ما و او فرسخ های بسیاری است. 

حضرت فرمودند: بر روی پشت بام خانه ات برو، پس توجهی به جانب راست بعد چپ بنما پس سرت را بلند کن و بسوی آسمان پس رو کن بسمت قبر امام حسین علیه السلام و بگو “السلام علیک یا اباعبدلله السلام علیک و رحمة الله و برکاته” که برایت بدین خاطر یک زیارت نوشته می شود، این زیارت یک حج و یک عمره است سدیر گفت: چه بسیار که این فرمایش را در هر ماه بیش از بیست مرتبه انجام می دادم. (وسائل‏ الشیعة ج 14 ص 493).

دلیل چهارم: روایاتی است کسانی را که در رفتن به زیارت تربت سیدالشهدا کوتاهی می کنند سلب هویت می کند که خود را شیعه می پندارند:

۱- امام الصادق ( علیه السلام ) می فرماید:
من لم یأت قبر الحسین ( علیه السلام ) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة؛ کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود: کامل الزیارات، ص193.

 ۲-امام صادق(ع) در ديدار با يكى از اصحاب برجسته اش به نام ( ابان بن تغلب)، از وى مى‏ پرسد: اى ابان! كى به زيارت قبر حسين رفته‏ اى؟ ابان - مدتى است طولانى كه به زيارتش نرفته‏. امام - سبحان‏ الله… تو از بزرگان و روساى شيعه‏ هستى ‏و درعين حال، حسين(ع) را رها كرده و به زيارتش نمى ‏روى؟…کامل الزیارات،ص ۳۳۱.

نظریه دوم؛ که نظر قریب به اتفاق فقهاء ومحدثین است می گویند: واژگانی چون (واجبه، فریضه) در لسان معصومین درزمان صدور این دسته از روایات به معنای واجب به اصطلاح فقها نیست؛ بلکه به معنای لازم است و از این روایات بیش از استحباب نمی توان فهمید.

منبع:ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/ سید محمدتقی قادری»

   پنجشنبه 26 مرداد 1402نظر دهید »

عظمت و نقش زیارت مضجع و تربت سیدالشهداء علیه السلام در ایام اربعین پس از (1381) سال زمانی بیشتر خودش را به ارادتمندان نشان می دهد که گزارش دقیقی در مدت چهارده قرن پس از شهادت امام از ساخت و بازسازی مکرر قبه و مضجع شریف حسینی توسط ارادتمندان به آستان مقدس آن حضرت، تخریب و ویران کردن آن توسط دشمنان فاسد ارائه شود تا به خوبی نشان داده شود که (يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ، آیه 6).

 

 

 

گزارشات تاریخی بیانگر این واقعیت است زیارت تربت سیدالشهدا ازسال (۶۱) تا کنون(۱۴۴۱)همیشه همراه با ترس و خوف ونا امنی روبرو بوده است و در مدت 1381 سال شیعیان باهزینه جانشان زیارت تربت را انجام داده و می دهند چرا که قبه؛ حرم و تربت سیدالشهدا دراین مدت 1381سال دائما بین تخریب و نوسازی قرار داشت ازهمین رو تاکنون ده مرحله راپشت سر گذرادند.

 مرحله اول: ساختن قبه و گنبد توسط مختارثقفی
 گزارش‌های تاریخی نشان می دهد نخستین قبه توسط مختار بن ابی عبید ثقفی ساخته ‌شد. این بنا با آجر و گچ دراواخر سال ۶۵ق به اتمام رسید. به گفته عبدالجواز کلیددار بنای نخستین عبارت بود از یک سایه بان و یک مسجد که دو درب داشت یکی از آنها در شرق بود. بنای مذکور تا پایان دوره بنی امیه همچنان پا بر جا بوده‌است.

از تشویق امام صادق(ع) به زیارت امام حسین(ع) و کیفیت زیارت آن حضرت استفاده می‌شود که قبر امام در آن زمان دارای بنا و ساختمان بود.‌ در روایت امام صادق (ع) آمده است: «هر گاه قصد زیارت قبر امام حسین(ع) کردی، بیرون حرم بایست و به طرف قبر بنگر، آن گاه وارد روضه شو و در برابر آن، مقابل سر حضرت (ع) بایست و هنگام بیرون رفتن از دری که پایین پای علی بن حسین قرار دارد، بیرون شو. سپس به مرقد شهیدان رو آور، آن گاه به مرقد حضرت عباس(ع) برو، در باب السقیفه توقف کن و بر او سلام کن.» واژه‌هایی، همانند «بیرون حرم بایست»، «آن گاه وارد روضه شو»، «از دری که پایین پای علی بن الحسین(ع) قرار دارد، بیرون شو: کامل الزیارات، ص256» گویای وجود بنایی بر قبر امام حسین(ع) در دوران نخست است.

مرحله دوم: تخریب توسط منصور دوانقی
منصور دوانقی که درسال (۱۴۶ ق) با شعار(یالثارات الحسین) به حکومت رسیده بود، پس از تسلط براوضاع و کشتن سادات، بقعۀ امام حسین(ع) را که قدمت ۱۲۱ ساله داشت تخریب و با خاک یکسان نمود. 

مرحله سوم: ساخت قبه وگنبد
 پس از دوازده سال ازویرانی قبه سید الشهداء (ع) درسال (۱۵۸ ق) مهدی عباسی فرزند منصور به حکومت رسید سخت گیری نسبت به سادات وشیعیان کاسته شد وباردیگر قبه وگنبد همراه بارواق برای تربت سید الشهداء(ع)ساخته شد.

مرحله چهارم: تخریب قبه و گنبد
سیزده سال بیشتر از نوسازی قبه امام حسین (ع) نمی گدشت که در سال(۱۷۱ق) هارون به حکومت رسید او راه جدش منصور را در پیش گرفت علاوه برسخت گیری نسبت به سادات و شیعیان قبه و بارگاه سیدالشهداء را تخریب و باخاک یکسان نمود.

مرحله پنجم: باز سازی توسط مامون
با روی کار آمدن مأمون (حکومت:۱۹۸ ۲۱۸) سیاست بنی عباس تغییر کرد. وی در دوره حاکمیتش به جهت ابراز علاقه ظاهری به علویان، بر مرقد امام بنایی را احداث کرد. اما مشخص نیست که چه کسی به تعمیر بارگاه حسینی اقدام نمود، با توجه به اینکه احتمال تعمیر توسط خود مامون منتفی نیست. بنای احداث شده در زمان مامون در دوره وی وهمچنین در دوران خلافت معتصم و واثق عباسی از گزند حوادث مصون ماند.

مرحله ششم :تخریب توسط متوکل
در زمان خلافت متوکل (حکومت: ۲۳۲ ) مرقد امام حسین(ع) از جانب وی مورد تجاوز قرار گرفت. ابوالفرج اصفهانی در علت تخریب توسط متوکل بیان می‌دارد که وی کنیز آوازه خوانی را که همیشه برای مجالس عیش و نوشش دعوت می‌کرد، به قصر خود طلبید، اما ماموران وی اطلاع داند کنیز به زیارت قبر امام حسین(ع) رفته و این امر باعث ناراحتی متوکل شده واقدام به تخریب بقعه امام حسین(ع) کرد. اما شیخ طوسی علت تخریب را اجتماع طرفداران اهل بیت و بیم متوکل از این اجتماع می‌دارند. وی شخصی به نام دیزج یهودی را برای این کار اعزام کرد، در تخریب بقعه مسلمانان همراه وی احتیاط کردند بدین جهت دیزج یهودیان منطقه را استخدام کرده وبقعه را تخریب نمود. 

پس از ویران کردن قبر زمین آن را شخم زده و آب بر آن جاری کردند. بنابر برخی گزارش‌ها، آب در اطراف مرقد به گردش درآمد و قبر را فرا نگرفت.حتی متوکل گروهی از مأموران خود را گرداگرد مرقد و راه‌های منتهی به آن گماشت و زائران را از زیارت قبر بازداشت و آنان را مورد پیگرد قرار داد. بنا بر بعضی اقوال وی دو مرتبه اقدام به تخریب بقعه کرد، یکبار در سال ۲۳۳ق و یکبار در سال ۲۳۶ق و در این فاصله بقعه تعمیر شده بود، که ویرانی دوم مهمتر بوده است. 

مرحله هفتم: تجدید بنا به دست منتصر
منتصر عباسی فرزند متوکل درسال (۲۴۷ق) به حکومت رسید و بر خلاف پدرش مردم را به زیارت امام حسین(ع) تشویق می‌کرد،[ وی پس از کشتن پدرش اقدام به بازسازی مرقد امام حسین(ع) کرد و مناره‌ای برای راهنمایی زائران از راه دور ساخت. علاوه بر مناره این بنا دارای قبه، بارگاه، مسجد و صحن بوده است.این بنا در ذی الحجه سال ۲۷۳ قمری بر اثر حوادث طبیعی فرو ریخت.

مرحله هشتم: نوسازی و توسعه
در سال ۲۸۳ق محمد بن زید محمد برادر داعی کبیر، از نو بقعه امام حسین(ع) را بنا نهاد. وی قبۀ بزرگی ساخته و دو درب ورودی گذاشت. همچنین در مجاورت قبه بنای دیگری با سقف چوبی بنا کرد تا مردم در آن به نماز وعبادت بپردازند، وی سقفی نیز بر مرقد سایر شهداء زد، دیواری در اطراف کربلا کشید و خانه‌های زیادی در آنجا ساخت. این بنا در زمان خلافت طائع بالله بیست و چهارمین خلیفه عباسی توسط ضبّه بن محمد اسدی غارت شد. به گفته برخی این غارت در سال ۲۶۹ق بوده‌است.

پس از اطلاع عضدالدوله از غارت مرقد امام حسین(ع) توسط ضبه بن محمد اسدی، به عراق لشکر کشید و وی را متواری کرده و حرم امام حسین(ع) را تعمیر نمود. عضد الدوله در چهار طرف بقعه رواق ساخت، سپس رواقها را تزیین نمود، ضریحی با چوب ساج ساخته و توسط پارچه‌های دیباج پوشاند و مساحت حائر را ۲۴۰۰ قدم توسعه داد، سپس اطراف شهر را دیواری بلند و محکم محصور کرده و برای زراعت نهر آبی به کربلا کشاند.

مرحله نهم :غارت حرم در سال ۵۲۶ق
المسترشد بالله خلیفه سی ام عباسی در سال ۵۲۶ق به حرم امام حسین(ع) یورش برده و تمام تزئینات، جواهرات حرم را به غارت برد تا بین سربازان خود تقسیم کند، وی می‌گفت قبر نیازی به این جواهرات ندارد، وی و پسرش راشد پس از خروج از کربلا کشته شدند.

مرحله دهم حمله وهابی‎ها
از سال ۸۵۸ تا سال ۱۲۱۶ق آسیبی به حرم نرسید تا اینکه در این سال در ۱۸ ذی الحجه وهابیها به سرکردگی سعود بن عبدالعزیز پس از تسلط بر حجاز به کربلا یورش برده خرابی‌های زیادی به بار آورده و افراد زیادی را قتل عام کردند. وهابیون به مرقد مطهر صدمات زیادی وارد کرده و ذخائر موجود در آن جا را به غارت بردند. کلید‌دار می‌نویسد:

«آنان درب‌های حرم و نرده‌های فلزی و آینه کاری حرم را کندند و اشیای قدیمی و هدایای پادشاهان و شاهزادگان ایرانی را به تاراج بردند. همچنین تزئینات دیوارها و طلاهای سقف، شمعدان ها، فرش‌های گرانبها، لوسترهای گران قیمت، درب‌های کنده کاری شده و غیره را تاراج کردند. افزون بر این کار نزدیک به پنجاه نفر را کنار ضریح و پانصد نفر را در صحن شریف به قتل رساندند. شهر کربلا را نیز ویران کردند و بی‌رحمانه به کشتار پیرمردان و کودکان و زنان و مردان و غارت خانه‌ها پرداختند و کسی از حمله وحشیانه آنان در امان نماند.»
این حادثه به قدری تاسف بار بود که وقتی میرزا ابوطالب اصفهانی، چندین ماه پس از این فاجعه به کربلا وارد شد، تلخ کامی‌ها و آشفتگی‌های ناشی از آن را چنین گزارش کرد:
«در صحن مقدس، خون مذبوحان روان، گنبد و حجره‌های صحن از لاش مقتولین پُر بود.، شدت آن حادثه به جایی رسید که من بعدِ یازده ماه از آن وارد کربلا شدم، هنوز آن قدر تازگی داشت که به جز نقل آن، حدیثی دیگر در شهر نبود و راویان در اثنای حکایت می‌گریستند و از شنیدن آن، موها بر اندام راست می‌شد.»

مرحله یازدهم :حمله مناخور روسی
«شخصی به نام سلیمان با تابعیت روسی، مدت‌ها مناخور (امیرآخور) والی بغداد بود. حاکم بغداد، مناخور را مأمور حمله به کربلا کرد. مردم کربلا تا سال ۱۲۴۷ پیوسته از ستم مناخور در فشار بودند، قوای او به سوی کربلا روان شد و مدت هجده روز آن را در محاصره گرفت. در این مدت، سه بار به شهر هجوم بردند، ولی موفق نشدند. در مجموع کربلا در نیمه قرن سیزدهم هجری از سوی سپاه مناخور بارها تهدید شد تا این که سرانجام داوود پاشا برای اهالی کربلا امان صادر کرد. در این رویدادها کسانی که به خانه رؤسای فرقه شیخیه، از جمله شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی پناه می‌آوردند، از یورش و تهاجم مصون بودند.» 

مرحله دوازدهم : 
حمله بعثی ها در شعبان ۱۴۱۱ق قیام مردمی در عراق شکل گرفت و بیشتر استان‌ها به دست مردم افتاد. رژیم بعث برای نابودی این شورش‌ها با استفاده از نیروی هوایی و سلاح‌های سنگین شهرها را نابود کردند. از جمله این شهرها کربلا بود که نیروهای بعثی به فرماندهی حسین کامل داماد صدام به آنجا یورش بردند. نیروهای صدام مقاومت مردم را درهم شکستند و مردم را دسته دسته اسیر و اعدام می‌کردند. بعثی‌ها به حرم امام حسین وحضرت عباس علیهما السلام آسیب‌های جدی رساندند. آن‌‌ها داخل حرم حسینی و حضرت ابوالفضل(ع) شده، از روی اجساد شهدا گذشته و به تاراج جواهرات و اشیای گران ‌بهای آن دو حرم پرداختند.همچنین به مدت شش ماه درِب حرم بسته شده و اجازه زیارت داده نمی‌شد.

مرحله سیزدهم : تشکیل ستاد باز سازی عتبات
ازسال (1382) وپس از سقوط نظام دیکتاریوری حزب بعث عراق واعدام صدام وتشکیل ستاد بازی توسط ایران درعراق باهمکاری این دوکشور وهزینه مردمی شیعیان دوکشور ایران وعراق مرقد مطهر و پاک سید الشهداء علیه السلام و توسعه و ساختن صحن عقیله بنی هاشم درست هزار هکتار هزاران برابر چهارده قرن وزیباتر و هنرنمایی فوق العاده چشم نوازتر گنبد، گلدسته، صحن حرم سیدالشهد اء علیه السلام ساخته و باز سازی شده است، و هر ساله دراین مدت 17 سال درایام اربعین سرور و سالار شهیدان قریب به 25 میلیون زائر ازسراسر جهان به ویژه ایران اسلامی با پای پیاده از نجف به کربلا می روند وبه کوری چشم اموی مسلکان و وهابی مذهبان نام و یاد و خاطره اهل بیت و سید الشهداء علیه السلام که اولین زائرتربت مقدسش بودند را گرامی می دارند.
منبع:((ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی)) /سید محمدتقی قادری

 

   چهارشنبه 25 مرداد 1402نظر دهید »

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو