
«اوقات فراغت»، یکی از سرمایه های ارزشمند و گنج های نهان است. به شرط آن که توانایی استخراج و بهره گیری از این گنج را داشته باشیم.

این که گفته اند:«فرصت، به دست آمدنی نیست؛ بلکه به دست آوردنی است» کلامی درست است و کار کسانی است که خلاقیت آنان در «مدیریّت زمان» و استفاده از «فرصت های موجود»، سبب می شود که زمان، گسترش یابد و از «هیچ»؛ «خیلی چیزها» پدید آید.
مثلاً اگر «تعطیلات»، نوعی فرصت و مهلت است، بدون برنامه ریزی برای استفاده از آن، این «منبع سود»، به راحتی تبدیل به «کانون زیان» می شود و این سرمایه از کف می رود.
این گونه است که ایّام فراغت، به ایّام حسرت تبدیل می شود و سرمایه به زیان!
گرچه دل انسان می خواهد ایّام فراغت را به خوشی و لذّت و تفریح و حتّی بیکاری و راحتی بگذراند، ولی با حسرت های بعدی این گونه رفتار با یک «نعمت الهی» چه کنیم؟
پیشوای پاکان و اسوه ی پاکی ها، امام علی (علیه السلام) فرمود:
ان یکن الشغل مجهدة فالفراغ مفسدة. (میزان الحکمه، ج 7، ص 459)
اگر کار و اشتغال، زحمت دارد، بیکاری هم فساد انگیز است.
و این جایی است که فراغت را به معنای بیکاری بگیریم و این سرمایه را تباه سازیم؛ ولی اگر از این امکان موجود، برای آینده بهره بگیریم چه؟ نه تنها مفسده نیست، بلکه سودآور و مایه ی مسرّت خواهد بود.

آنچه به عنوان «ایّام فراغت» داریم، فرصتی است که هنوز گرفتاری ها و اشتغالات، آن قدر ما را محاصره نکرده که به هیچ کاری نرسیم. مجال موجود و حال نقد را باید به بهترین صورت به بهره وری رساند؛ چرا که شاید دیگر پیش نیاید و مجالی دست ندهد.
باز هم از کلام مولا علی (علیه السلام) بیاموزیم که بر قلّه ی رفیع آگاهی و موعظه و حکمت نشسته و به ما نوآموزان و تازه پایان، چنین پند می دهد:
و اعلم ان الدنیا دار بلیة لم یفرغ صاحبها فیها ساعة الّا کانت فرغته علیه حسرة یوم القیامة. (نهج البلاغه، تصحیح: صبحی الصالح، نامه ی 59)
بدانید که دنیا، سرای گرفتاری است و اهل دنیا، هرگز ساعتی به فراغت و بیکاری و بی خیالی در آن نمی گذرانند؛ مگر آن که همین یک ساعت، مایه ی حسرتشان در روز قیامت خواهد بود.
پس چه باید کرد؟
ایّام فراغت را نباید به معنای ایّام بیکاری و تعطیلی کار و وانهادن خویش و از یاد بردن هدف و فرونشستن از طیّ طریق و ادامه ی مسیر دانست. این «آفت عمر» است. کدام جوان با همّت و هوشیاری این گونه عمل می کند؟
درست است که جسم و جان ما هم نیازمند «تفریحات سالم» است ولی تفریحات سالم چیست و چگونه روح ما شاد و انبساط خاطر می یابد؟
بعضی با تماشای مناظر طبیعی و قدم زدن در باغ و ساحل رودخانه و هوای آزاد و دامنه ی کوه، «انبساط خاطر» می یابند. بعضی با دید و بازدید و «صله ی رحم»، به مسرّت و شادی می رسند؛ برخی با ورزش و نرمش؛ بعضی با مطالعه و کارهای علمی و فعالیّت های هنری و ذوقی؛ برخی با حضور در یک مسجد و فضای روحانی و شرکت در مراسم مذهبی. بعضی هم این تفریح را در یک شب نشینی یا تماشای یک فیلم و مسابقه می جویند.
در مواردی، تفریح، به کام انسان زهر می شود و روح را آزرده و خسته می سازد و اعصاب را می فرساید و دل را چرکین، خشم را افزون، وقت را تلف، و دوستی ها را تبدیل به دشمنی و حسادت می کند.
راستی! از اوقات فراغت، چگونه باید بهره گرفت؟
بعضی از کسانی که در اوقات فراغت و روزهای تعطیلی، ساعت ها پای فیلم می نشینند و خود را از هوای آزاد و قدم زدن در دامن طبیعت و تحرّک بدنی و تجدید نشاط روحی محروم می کنند، به خیال تفریح، خود را خسته تر و فرسوده تر می سازند. در کنج خانه نشستن و تنها چشم به صفحه ی تلویزیون و صحنه ی فیلم دوختن، نوعی «تفریح کاذب» است. بیچاره «روح» که گاهی زیر دست و پای ندانم کاری های ما «له» می شود و برای یک قطره «معنویت» بال بال می زند و ما از آن دریغ داریم!
باری، چه کنیم که فراغتمان به حسرت تبدیل نشود؟
هوشیاری لازم است که با سرمایه ای به نام فراغت، بازی نکنیم.
از وصیت های حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم)، به ابوذر غفاری این است که «پنج چیز را قبل از پنج چیز، غنیمت بشمار، یکی هم آسودگی و فراغت را پیش از گرفتاری و مشغولیت». (…و فراغک قبل شغلک (مکارم الأخلاق، ص 459)
یک بار دیگر هم جام روح و پیاله ی دلمان را زیر بارش حکمتی نغز از مولای متقیان قرار دهیم که می فرماید:
اجعل زمان رخائک عدة لأیّام بلائک. (تصنیف غرر الحکم، ص 473)
روزگار آسوده خاطری خویش را سرمایه و ره توشه ای برای روزهای گرفتاری ات قرار بده.
نیز، از سخنان حکیمانه ی اوست:
فلیعمل العامل منکم فی ایّام مهله قبل ارهاق اجله و فی فراغه قبل اوان شغله.(نهج البلاغه، خطبه ی 86) هر کوشنده و تلاشگری از شما، پیش از آن که اجلش فرا رسد، عمل کند و پیش از آن که دوران گرفتاری فرا رسد، در دوره ی فراغت بکوشد.
اگر دوره ی فراغت به بیکاری بگذرد که فساد خیز است، به خصوص برای جوانان:
جوانی و بیکاری و خواسته
بسی فتنه ها زین سه برخاسته
اگر به کم کاری و اهمال و پرداختن به امور کم ارزش وغیر اولویت دار هم بگذرد، باز، حسرت آور است و با روش و منش یک انسان دقیق و حسابگر – که ارزش زمان و عمر و قیمت فرصت ها و اوقات را می شناسد - ناسازگار است.
به هر حال، ما و زمان، در حال دادوستد با یکدیگریم. زمان از ما «عمر» و «فرصت»ها را می گیرد و ما، در «ظرف زمان»، به تلاش و تحصیل و مطالعه و فراگیری و تجربه اندوزی و خودسازی می پردازیم.
آیا نباید حساب کرد که چه می دهیم و چه می گیریم؟
سود می بریم یا زیان می کنیم؟
ما اکنون سر کلاس نشسته ایم؛ کلاس زندگی. در کلاس عمر، هر کس را یک بار می نشانند و درس می دهند و امتحان می گیرند. می توانیم دنیا را یک میدان وسیع مسابقه بدانیم که همه ی آدم ها رقیب مایند. ما هم در یک رقابت سالم، با همه شرکت کرده ایم. به خودمان نمره و امتیاز بدهیم که نحوه ی بهره گیری مان از فرصت هایمان چگونه است؟
در آغاز، به «مدیریّت زمان» اشاره کردیم. این وقتی است که اولویت ها را در زندگی خویش بشناسیم و به تناسب آن،فرصت های خود را خرج کنیم.
کسانی که در زندگی و مصرف سرمایه ی زمان، به اصلی و فرعی کردن مسائل نمی اندیشند و موضوعات را پیش خود به «مهم» و «مهم تر» و «لازم» و «لازم تر» تقسیم نمی کنند، کم ترین ضرر و ضایعه برایشان، این است که اصل را فدای فرع می کنند.
سرمایه ی ما همین یک بار زیستن است؛ ولی سود ما چیست؟
آنچه ندارد عوض، ای هوشیار!
عمر عزیز است، غنیمت شمار
کسی که اوقات فراغت خویش را به کارهای بیهوده یا کم اهمیت سپری کند، از کارهای مهم تر باز می ماند.
و این، خسارتی است بزرگ!
منبع: اوقات فراغت در قرآن و روایات /جواد محدثی
نظر دهید » 
فراغت شایسته
در فرهنگ اسلامی، فراغت به معنای بی کاری، بطالت و تنبلی وجود ندارد. انسان مسلمان نمی تواند وقت را به بیهودگی بگذراند.خداوند کریم به حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید:
«اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً، فاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ اِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»؛ همانا همراه سختی ها، آسانی و آسودگی است؛ پس هرگاه فراغت پیدا کردی، خود را به کار دیگری مشغول کن و تن پروری و تنبلی پیشه مکن و به سوی خدا و رضایت او رغبت کن.

در اینکه منظور از «فَانْصَبْ» چه کاری است، مفسّران نظرات مختلفی ابراز داشته اند. آنچه لازم به ذکر است، اینکه فراغت شایسته و سالم در فرهنگ قرآن، تنبلی و بی کار نشستن نیست.
در یکی از دعاهای امام سجّاد علیه السلام می خوانیم:
«اِنْ قدّرت لنا فراغاً من شغلٍ فاجعله فراغ سلامة لا تُدرکنا فیه تبعة و لاتلحقنا فیه سئمة؛ خداوندا! هرگاه برای ما فراغتی از کارها مقدّر نموده باشی، پس آن را با سلامتی (از آفات) قرارده که در آن به گناهی آلوده نشویم و خستگی به ما رو نیاورد.»

نکته جالب در سخن امام سجاد علیه السلام اینکه فراغتِ به معنای بطالت، خستگی و فرسودگی ایجاد می کند و روح و جسم را آزار می دهد. و این نکته ای است که پدر و مادر و تمام دست اندرکاران اوقات فراغت باید به آن توجّه داشته باشند که همیشه فرزندانشان را به کارهای متنوّع مشغول کنند. امام باقر علیه السلام در روایتی می فرماید:
حضرت موسی علیه السلام در مقام مناجات عرض کرد: پروردگارا! مبغوض ترین بندگان تو کدامند؟ خداوند فرمود: «جیفةٌ باللّیل و بطال بالنّهار آنان که همه شب را همچون مردار و در روز بی کار هستند.»

البته در سخنان امامان علیهم السلام ـ از جمله کلام امام سجاد علیه السلام ـ از یک نوع فراغت سخن گفته شده که «فراغتِ ممدوح» است. آن حضرت از خداوند می خواهد که طعم شیرین چنین فراغتی را با وسعت در رزق و روزی به او بچشاند: «و أذقنی طعم الفراغ لما تُحِبُّ بِسَعَةٍ من سَعَتِک…».
بسیاری از سختی ها و رنج های ما، که موجب فشارهای روحی و روانی ما می شوند، از زیاده طلبی و حرص و طمعِ زیاد ناشی می گردند. حضرت از خدا می خواهد که با وسعت در روزی که خداوند به او عطا می کند، طعم و مزّه فراغت و آسودگی را به او بچشاند؛ زیرا این امور، انسان را آن چنان مشغول می کند که از یاد و ذکر خدا غافل می شود .
منبع حوزه نت
نظر دهید » 
تعطيلات تابستان براي دانش آموزان فرصت مغتنمي است
تعطيلات تابستاني براي بچه ها خوب و دوست داشتني است اما براي پدر و مادرها نگراني هايي به همراه دارد: اينکه چه طور به بچه ها کمک کنيم تا تابستان خوبي را پشت سر بگذارند و ضمن استراحت ورفع خستگي 9ماه تحصيل تجربه هايي هم بياموزند و براي سال تحصيلي جديد آماده شوند و يا اينکه چه طور مي توان از اين تعطيلات به بهترين شکل استفاده کرد؟ به هر حال تعطيلات سه ماهه تابستاني آن قدرها هم کم نيست که بتوان آن را بدون برنامه ريزي گذراند و در عين حال بچه ها هم خيلي تمايل دارند در اوقات فراغت شان فعاليت هاي جدي انجام دهند. توصيه هايي را درباره فعاليت هاي مناسب براي تعطيلات تابستاني بخوانيد.

1-نوشتن خاطرات تابستاني
بهتر است با شروع تعطيلات يک دفتر 100 يا 200 برگ براي فرزندتان تهيه کنيد و از او بخواهيد کارهايي که هر روز انجام مي دهد را در آن بنويسيد. به او جايزه مي دهيد. او کم کم به اين فکر مي افتد که کارهاي مثبتي انجام دهد تا چيزي براي نوشتن دردفتر و دريافت جايزه داشته باشد. شما با يک تير دو هدف زده ايد، اول اينکه او اوقاتي را صرف نوشتن خواهد کرد که اين کار مهارت نوشتن و دقت و تمرکز او را بالا مي برد و دوم اينکه او براي ساير اوقاتش نقشه هايي خواهد کشيد.

2-عضويت در يک باشگاه ورزشي
در فصل تابستان باشگاه هاي زيادي براي انواع ورزش ها ثبت نام مي کنند. با شناسايي يکي از اين باشگاه هاي معتبر مي توانيد از مزاياي آن براي فرزندتان بهره مند شويد. اين کار موجب بالا بردن سلامت جسمي و رواني، افزايش مهارت هاي اجتماعي مانند مهارت هاي ارتباطي و پرکردن اوقات فراغت مي شود.

3-در صورت امکان يک کار نيمه وقت
هيچ چيز بدتر از بزرگ کردن يک فرزند راحت طلب که همه چيزش را والدينش بايد در اختيارش بگذارند، نيست. کودک بايد ياد بگيرد که براي موفقيت تلاش لازم است و همچنين قدر و ارزش پولي که پدر و مادرش به دست مي آورند را بداند. يک کار نيمه وقت حتي اگر هفته اي يک يا دو روز باشد، براي او در نظر بگيريد. بهتر است بابت اين کار دستمزد هم دريافت کند تا احساس بي حوصلگي و بي انگيزگي به او دست ندهد.
4-هنرعکاسي
عکاسي هنرخوبي است و امروزه در اغلب خانه ها دوربين عکاسي پيدا مي شود. اگر در منزل دوربين عکاسي داريد، به فرزندتان طرز کار با آن را بياموزيد و او را تشويق به عکاسي از سوژه هاي مختلف کنيد. عکاسي کردن مي تواند به افزايش دقت و تمرکز و نيز گسترش دايره تفکر و ديد او نسبت به محيط اطراف کمک زيادي کند و با کودکتان اين کار لحظه هاي شاد و به يادماندني تعطيلات تابستاني را براي هميشه ثبت مي کند.

5-تمرين آشپزي
فرزند شما چه پسر باشد و چه دختر، لازم است آشپزي را ياد بگيرد. پس از او بخواهيد حداقل هفته اي يک بار يک وعده غذايي را تهيه کند. به او آموزش دهيد و يا از او بخواهيد که از کتاب آموزش آشپزي بياموزد. آشپزي سالم را به او بياموزيد و به او ياد بدهيد با سالم ترين روش طبخ و با استفاده از سبزي ها وحبوبات غذاي مقوي و خوش مزه درست کند.
6- کتاب، يار مهربان
براي فرزندتان کتاب هاي مورد علاقه اش را تهيه کنيد و يا او را عضو کتابخانه عمومي محل کنيد. با کتاب خواندن اطلاعات و آگاهي او افزايش خواهد يافت و دامنه لغاتش بيشتر مي شود.
7-ثبت نام در کلاس هاي هنري
اگر فرزندتان علاقه مند به هنر خاصي است و يا استعدادي در زمينه نقاشي، طراحي، خوش نويسي و ديگر هنرها دارد، حتماً او را در اين کلاس ها ثبت نام کنيد. اجازه بدهيد تا در اين تابستان استعدادهاي دروني اش شکوفا شود. او را تشويق به ادامه کار کنيد و البته انتظار نداشته باشيد با ثبت نام در يک کلاس نقاشي مهارت زيادي به دست بياورد. همين اندازه که به اين هنرها علاقه جدي نشان دهد کافي است که به او فرصت هاي بيشتري براي پيشرفت داده شود.
8-يادگيري يک زبان خارجي
يادگيري يک زبان خارجي را براي فرزندتان تبديل به نوعي آموزش اجباري نکنيد بلکه اين کار را يک تفريح برايش بدانيد. کافي است او نسبت به فوايد يادگيري يک زبان خارجي آگاهي پيدا کند. بدون شک علاقه او به مراتب بيشتر خواهد شد. اگر احساس کند اين يادگيري به نوعي تکرار همان درس هاي مدرسه است، ممکن است کمي مقاومت نشان دهد.
9-داستان نويسي
از فرزندتان بخواهيد هفته اي يک داستان کوتاه بنويسد. او را تشويق به انجام اين کار کنيد. مي توانيد به او سوژه بدهيد و بگوييد در مورد اين اتفاق يا درمورد آينده خودت يک داستان بنويس. او را وادار به فکر کردن کنيد. او را از نظر ذهني درگير در کنار هم قراردادن وقايع و اتفاقاتي کنيد که بايد با مهارت در کنار هم قرار گيرند تا داستاني را به وجود بياورند.
10-بازديد از موزه
يک تفريح يک روزه و بازديد از يک موزه مي تواند تجربه اي جالب و مفيد و آموزنده باشد. موزه جايي براي آشنايي با فرهنگ ها و تاريخ گذشتگان و معاصران است. سعي کنيد در تابستان شرايطي را فراهم آوريد تا تمام موزه هاي شهر را ببيند.

11-سينما و تماشاي فيلم
يکي ديگر از برنامه هايي که مي توان براي پر کردن يک روز تابستان تدارک ديد، تماشاي فيلم در سينما است. بچه ها سينما را دوست دارند، به ويژه اگرفيلم مربوط به گروه سني خودشان و شاد و پرهيجان باشد. تماشاي چنين فيلمي آنها را براي مدتي راضي خواهد نمود.
12-بادبادک بازي
بادبادک بازي يکي از شيرين ترين و دوست داشتني ترين تفريحات بازي مورد علاقه بچه هاست. به فرزندتان ياد بدهيد که با استفاده از چوب، حصير،کاغذ شابلن خياطي، چسب و چند متر نخ يک بادبادک زيبا بسازد. در اولين گردش بيرون از خانه در مکان هاي مناسب آن را به آسمان بفرستيد و از داشتن روزي خاطره انگيز و پر هيجان لذت ببريد. به جز ساخت يک بادبادک، ساخت کاردستي هاي ديگر هم مي تواند ضمن تقويت خلاقيت و افزايش اعتماد به نفس بچه ها، مهارت هاي ديگرشان را نيز بيشتر کند. از فرزندتان بخواهيد با مقواها، کاغذها، جعبه ها و ساير لوازم و وسايلي که لازم نداريد و به کار نمي آيد، کاردستي تهيه کند و وسايلي که مي سازد را دراتاق خودش استفاده کند و يا به دوستانش هديه بدهد.
منبع:روزنامه سلامت شماره 228 /س
نويسنده:فرزانه فولادبند
1 نظر » 
همانطور که با دیدن اولین جوانه و آمدن پرستوها، متوجه رسیدن بهار میشویم، میتوانیم شروع فصل تابستان را هم با جمله معروف مامان..حوصله ام سر رفته.. علامت گذاری کنیم. تعطیلات تابستانی اصولا برای همه، به غیر از صبورترین، خلاق ترین و بگذارید صادقانه بگوییم، ثروتمندترین والدین، دردسری بزرگ به شمار میرود.
والدین بدون اینکه متوجه شوند، برای هرچه بهتر گذشتن تعطیلات و با تهیه کتاب و لوازم سرگرمی، غذا خوردن در رستوران، خوردن بستنی و دعوت از دوستان فرزندانشان و از سفرهای داخلی گرفته تا پیک نیکهای کوچک و بزرگ و کلاسهای تقویتی و تفریحی، پول زیادی خرج میکنند.

این مشکل برای افرادی که به تنهایی از فرزندان خود نگهداری میکنند، ابعاد بسیار بزرگتری دارد. بر خلاف خانواده هایی با هردو والد، که پدر و مادر میتوانند با استفاده جداگانه از مرخصیهای خود و همچنین تقسیم وقت، این دوره را ساده تر بگذرانند، پدران و مادران مجرد، مجبور هستند امور کار و زندگی و تعطیلات را به بهترین شکل ممکن سر و سامان دهند.
بنا به نظر کارشناسان، برنامه ریزی برای کل تابستان بسیار موفقتر از برنامه ریزی روزانه است. این شیوه ذهنی آسوده تر برای والدین به همراه خواهد داشت و کودکان نیز میدانند که چه برنامه هایی در انتظارشان است و با علاقه بیشتری خود را با والدین همراه میکنند.

اما نباید فراموش کنید که این برنامه ریزی باید با مشورت اعضای خانواده انجام شود، تصمیمات آمرانه و خودخواهانه همواره موجب اختلاف خواهد شد. در ضمن برنامه های ساده و ارزان میتوانند به اندازه تفریحات پرخرج جذاب و مفرح باشند، نکته مهم این است که قصد ما از اجرای آنها رفع تکلیف نباشد و همه با خوشی و خوبرویی در آنها شرکت کنیم.
اگر بتوانید با چند تن از دوستان و اقوام برنامه ریزی کنید که علاوه بر استفاده از نظرات و پیشنهادات یکدیگر در امر برنامه ریزی، کاری کنید که همواره چند بزرگتر همراه بچه ها باشند و در عین حال باقی والدین زمانی برای رسیدگی به امور دیگر داشته باشند، تابستانی بسیار بهتر از سالهای پیش در انتظارتان خواهد بود.
● در اینجا چند روش جالب برای برنامه ریزی تابستان که توسط والدین واقعی-نه کارشناسان- اجرا و توصیه شده اند میپردازیم:
▪ من و دخترم قبل از شروع تابستان جدولی با ۴۰ خانه (یا به تعداد روزهای تعطیل) تهیه میکنیم و در هر خانه چیزی برای یکدیگر مینویسیم که در هر روز باید اجرا شود. این کار میتواند رسیدگی به امور ساده روزمره، یک فعالیت مفرح یا کاری خنده دار باشد.صبح هر روز، یک شماره را انتخاب میکنیم و کاری که در خانه مربوط به آن نوشته شده را انجام میدهیم. این کار برای ما به یک رسم تابستانی محبوب تبدیل شده است.

▪ عروسکهای کاغذی. یک کاغذ A۴ معمولی را به ۴ قسمت تقسیم کنید و به بچه ها بگویید در هر قسمت تصویر یکی از شخصیتهای محبوب داستانی خود را با ماژیک نقاشی کنند. سپس نقاشیها را بریده و یک عدد نی برای دستگیره، به پشت آنها بچسبانید. سپس میتوانید داستانها را با این عروسکهای کاغذی نمایش دهید. پشتی مبل و پیشخوان آشپزخانه محل مناسبی برای نشستن و نمایش دادن است. حسن این کار این است که نه تنها کودکان توجه فراوانی از دیگران دریافت میکنند و نمایش دادن در پرورش خلاقیت، جسارت و حافظه آنها بسیار موثر است، بلکه داستانها و شخصیتها، بسیار متعددند و این کار میتواند یک سرگرمی پایان ناپذیر باشد.
▪ در روزهایی که بسیار گرم یا بارانی است، به پیک نیک خانگی میرویم. با یک ملحفه چادر میزنیم، غذای خود را که شامل خوراکیهای پیک نیکی مانند ساندویچهای کوچک، شیرینیهای خانگی و نوشیدنیهای ساده است، در جایی غیر از محل معمول میخوریم. تلویزیون را تا بازگشت از پیک نیک روشن نمیکنیم و در عوض با چراغ قوه به اکتشاف در خانه، زیر مبلها و داخل پارکینگ میپردازیم.
▪ مادر من در ابتدای تابستان مرا به بازار میبرد، تعدادی تی-شرت ساده ارزان و مقداری دکمه، روبان، پولک، رنگ پارچه و اکلیل برایم میخرد تا من در تعطیلات این تی-شرتها را به میل خود تزئین کنم. این یکی از بهترین تفریحات من است.
▪ برای کوچکترها یک برنامه اکتشافی ترتیب میدهم. فهرستی از چیزهایی که در خانه یا حیاط وجود دارند، مانند یک سنگ پهن، یک برگ گرد، یک مداد آبی و… تهیه میکنم و به آنها میدهم تا بگردند و پیدایشان کنند. هر مورد جایزه کوچک و یافتن تمام موارد هم یک جایزه بزرگتر دارد.

▪ هدف اصلی من این است که آنها را در ساعات اولیه صبح با فعالیتهایی چون رفتن به پارک، شنا، دوچرخه سواری و خرید (پیاده) حسابی خسته کنم تا ساعات عصر بتوانند با تماشای فیلم، بازیهای نشسته مانند مونوپلی و مانند آن سرگرم شوند و من هم به کارهایم برسم یا استراحت کنم.
▪ من برای هر یک از سه فرزند نوجوانم یک دوربین یک بار مصرف میخرم و از آنها میخواهم که از جالبترین صحنه ها و آنچه واقعا برایشان جذاب است عکس بگیرند. سپس عکسها را چاپ کرده و با کمک یکی از اعضای هنرمند خانواده، بهترین آنها را-بدون دانستن اینکه عکس متعلق به کدام یک از بچه هاست- انتخاب میکنیم و جایزه ای اساسی به او میدهیم.

اهمیت جایزه کمک میکند تا بچه ها به جای اینکه به سرعت فیلم دوربین را تمام کنند، وسواس به خرج داده، بیشتر اوقات خود را به گشت و گذار و یافتن سوژه جالب بگذرانند و گاهی تا پایان تابستان به عکاسی ادامه دهند.
منبع:
نظر دهید » 
فراغت در دعای امام سجاد(علیه السّلام)
در فرهنگ و انديشه اسلامى، اوقات فراغت با بیهودگی و معطّلی یا آلودگی و روزمره گی همسو نیست، بلكه فراغت، فرصت دوبارهای برای تلاش و فعالیتهای فكری و جوشش شناخت و بینش است كه در آن گرچه فعالیتهای ظاهری فیزیكی تعطیل میشود، كوششي دروني و سفر به ديار قرب و قرار الهى، با پاكینیّت و تابناكی اندیشه آغاز میگردد. سوغات این سفر نیز تا هفتهها و ماهها و گاه سالهای بسیار، روشنی بخش شبها و روزهای زندگی خواهد بود. از اینرو، امام سجاد(علیه السّلام) از پیشگاه پروردگار پر مهر چنین درخواست میكند:
خدایا! اگر براي ما فراغتي از كارها مقدّر فرمودهاى، آن را سالم قرار ده كه در آن، گناهی ما را در نیابد و خستگی به ما روی نیاورد، تا فرشتگان و نویسندگان بدیها، با پروندههایی خالی از بیان گناهانمان، از سوی ما بازگردند و نویسندگانِ نیكیها، به خاطر نیكیهایی كه از ما نوشتهاند، شادمان شوند.[1]

اوقات فراغت و كاركردهای آن
اوقات فراغت، میتواند لحظات زیبا و زرّین زندگی هر جوان باشد كه متفاوت از دیگر اوقات، سبب رضایتِ درونی و افزایش شادكامی او شود. فراغت، جوان را از تكرار و يكنواختي نجات ميدهد و با جدا شدن از روزمرگى، زمینهساز سلامت او شده، خستگيهاي روحى، آسيبهاي روانى، افسردگیها، غمها، تلاطمها و درگیریهای متعدد و متفاوت جسم و جانش را برای دقایقی از او دور میكند.
در فرهنگ عمید درباره تعریف اوقات فراغت اینطور آمده است: فراغت در فارسی به معنای آسودگی و آسایش از كار و شغل است. فرد در این اوقات میخواهد به اشتغالی بپردازد كه با كمال میل به آنها علاقهنشان میدهد؛ خواه به منظور استراحت و خواه برای ایجاد تنوّع.
اوقات فراغت، كاركردهایی دارد كه بعضی از آنها عبارتند از:

1. رفع خستگى: یكی از كاركردهای اساسی اوقات فراغت، رفع خستگى و تأمين استراحت جوان است. كار مداوم، بدون زماني براي رفع خستگى، موجب پایین آمدن بازده كار و صدمه دیدن سلامت روانی میشود. البته باید توجه داشت كه هدف از این اوقات، بطالت نیست، بلكه زمانی است كه فرد به تمددّ اعصاب میپردازد و نتیجه آن، افزایش بازده اوست.
پس از انجام كار در طول مدتی مشخص، جوان نیاز دارد اوقاتی را صرف تفریح سالم كند. بيترديد تفريحهاي سالمي چون كوهنوردى، شنا، اسبسواری و مانند آن كه از سوی اسلام نیز تأیید شده است، در برطرف شدن خستگی جوان مؤثر است و به بازده كار او كمك میكند.

2. شكوفایی استعدادها: استعدادهای انسان اگر در زمینه و شرایط مساعدی قرار گیرد، به فعل تبدیل میشود. ازاینرو، شناسایی این زمینهها در زندگی جوان بسیار حیاتی است. اوقات فراغت، یكی از این موقعیتهای بسیار مناسب است كه جوان میتواند با بهرهگیری از آن، به شناسایی و تقویت استعدادهای خود بپردازد.

3. رشد اجتماعى: اوقات فراغت جوان افزون بر تأثیراتی كه بر شخصیت او دارد، به رشد اجتماعى وي نيز كمك ميكند. شركت جوان در فعاليتهاي اجتماعى، سبب بهبود روابط او با دیگران میشود و به پیشرفت او از نظر اجتماعی یاری میرساند. بسیاری از پیشرفتهای جوان با پیشرفت اجتماعی او پیوند تنگاتنگ دارد؛ زیرا اگر جوان بهترین و ارزندهترین استعدادها را نیز داشته باشد، تا زمانیكه توانایی ارائه آنها را در سطح اجتماع نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.

جوانی و فراغت
تا چشم برهم بزنى، او رفته است؛ درست مثل یك ثانیه. شاید هم از ثانیه سریعتر میرود. به هر حال گذشتنش را احساس نميكنى. انگار نمیرود، بلكه میدَوَد. همه به دنبالش هستند. سعی میكنند او را بگیرند. آرزو دارند او را زندانی كنند، ولی یك روز كه جلوی آینه میایستند، ميبينند اي واى، او رفته است. او همینطور است. گفتم كه، از دست همه فرار میكند. حالا دیگر حتماً میدانی درباره چه كسی حرف میزنم. بله، جوانی را میگویم.
این جوانی شیطان و بازیگوش كه از دست همه میگریزد. گاهی فكر میكنم جوانیِ هركس، یك دونده است؛ دوندهای كه فقط در مسابقات دو سرعت شركت میكند و همیشه هم پیروز است. جوانی هركس، در انتهای مسیر میایستد و به صاحبش میخندد. انگار به او میگوید: «ديدي هر چقدر دنبالم دويدي مرا نگرفتى!»
و آن وقت تو ديگر حوصله بحث با او را ندارى؛ آهي ميكشى، عصايت را بلند ميكني و ميگويى: «جوانی كجایی كه یادت به خیر…!» شاید هم از پشت عینك به خیابان نگاه كنی و با حسرت به بچههای كوچك چشم بدوزی كه شاد و پر نشاط به هر سو میدوند… .

ولی نباید بگذاریم جوانی این كارها را بكند؛ چون همه چیز میتواند تغییر نماید. مگر تو كه نوجوان هستى، چند روز پيش كودك نبودى؟ پس چرا كودكیات به تو نمیخندد؟! كودكی معمولاً با خاطرات رنگارنگ به در خانهات میآید و تو را شاد میكند، ولي اين جوانى، بس كه مغرور است، دلش میخواهد همه به او افتخار كنند، برایش كف بزنند و… .
خیلی دلم میخواهد این جوانی سر به هوا و بازیگوش را تنبیه كنم. فكر میكنی چه تنبیهی برای او مناسب است؟ صدایت را نمیشنوم؛ كمی بلندتر بگو!
آها… حالا شنیدم. باشد… پس اگر تو هم موافق هستى، بیا همینجا، همین الان، برای این جوانی شیطان و بازیگوش یك لایحه بیبرو و برگرد تصویب كنیم تا دیگر نتواند از زیرش در برود و قالمان بگذارد:
1. هر چیزی و هر كاری سرجای خودش و به وقت خودش. درس جای خود، گردش و تفریح جای خود، مطالعه آزاد و اينترنت و سفر و موبايل بازى… هم سر جای خودش.
2. وقت تلف كردن ممنوع! به هر شكل و از هر راه و به هر عنوانى.
3. درس خواندن لازم است، ولی كافی نیست. پس مطالعه آزاد، آزاد و ضروری است.
4. همه زندگی كه درس خواندن و كلاس رفتن و كار نیست. پس تكلیف استراحت و اوقات فراغت چه میشود؟ پس یك برنامهریزی اساسی برای اوقات استراحت و فراغت الزامی است.
البته به تشخیص خودش و انتخاب خودش (جوانی را میگویم). اجازه تغییر و جابهجایی در برنامهها را دارد، اما اجازه حذف برنامهها را ابداً! این را هم بگویم: آى! جوانى! با توأم. اوقات فراغت را دستكم نگیر. ميتواني خيلي كارهاي بزرگ و مهم و اساسي را در اين اوقات انجام دهي كه شايد مواقع ديگر نتوانى.
خوب… حالا دیگر میشود نگران نبود. یا بهتر بگویم، كمتر نگران جوانى بود. بله. جوانى… همانی كه یك روز، همه ما، بدون استثناء آرزوی بازگشتنش را آه خواهیم كشید… .

فراغت در سنگر
نمیدانم شما چقدر با فرهنگ جبهه و روحیات و فعالیتهای بچههای جبهه و دفاع مقدس آشنا هستید. اما میدانم هستند كسانیكه شاید حتی به ذهنشان هم خطور نمیكند كه این بروبچهها هم، برای خودشان اوقات فراغتی داشتهاند و توی این اوقات فراغت هم، حالی و عالمی خوش.
شاید برایتان جالب باشد كه بدانید جوانان و در كل بچههای دوران دفاع مقدس، با آن همه تك و پاتك و حمله و دفاع و آموزش و عملیات و …، چطور اوقات فراغتی هم داشتند؟ و اصلاً توی این فراغتها چطور فعالیت میكردند؟ آن هم با آن امكانات محدود و ساده و… . پس اگر تمایل دارید، نیمنگاهی به این گزارشها بیندازید تا گل از گلتان بشكفد و به بچههای جبهه برای فراغتشان هم آفرین بگویید.
یكی از رزمندهها میگوید:[2] تا جایی كه من یادم میآید و در جبهه شاهد بودم، بچهها اوقات فراغت خودشان را به این نحو میگذراندند:

1. گفتوگوهای دستهجمعی بعد از صرف نهار یا شام كه بیشتر حول خاطرات دور میزد.
2. انتقال تجربيات خود به دوستان و برادران همرزم از راه گفتوگو و آموزشهاي غيررسمى. مثلاً اگر كسی نقشهخوانی خوب میدانست یا كسی ردیابی ستارگان را بلد بود یا با قطبنما حسابی كار كرده بود، بیدریغ این دانش خود را در اختیار همه میگذاشت.
3. بحث در زمينههاي عقيدتى، اخلاقي و سياسى، مثل ابراز نگرانی بچهها از وضع بدحجابی و… .
4. مشاعره بین بچههای علاقهمند كه بیشتر اشعار عرفانی در سطح فهم خود را بیان میكردند.

5. توسل به پیشوایان معصوم(علیه السلام)، از راه مداحی و خواندن ادعیه مثل دعاهای كمیل، سمات، ندبه و… .
6. كُشتی گرفتن بچههایی كه با هم ندارتر بودند به اصطلاح؛ و تماشای دیگران.
7. شستن ظروف و واكس زدن پوتین بچهها بدون اینكه كسی آگاه شود.
8. فوتبال و والیبال و دیگر ورزشهای نشاطآور با توجه به موقعیتهای خاص استراتژیك منطقه.
9. مطالعه كه در صدر اوقات فراغت بچهها قرار داشت. از خواندن قرآن گرفته تا كتابهاي مختلف عقيدتى، عرفانى، سیاسی و نشریات و روزنامههای در دسترس.
10. بازدید از ویرانههای ناشی از جنگ و گشت در منطقه.
11. نامه، وصیتنامه، خاطره، گزارش و… نويسى.

12. نظافت، اعم از نظافت اسلحه یا شستوشوی لباس پس از استحمام و نظافت كلی و هفتگی سنگر.
13. شركت در كلاسهایی كه از طرف گردان و گاه لشكر دایر میشد.
14. خلوت و تنهايى؛ قدم زدن و تفكر. بهویژه در زمانهای خاص، مثل قبل و بعد از عملیات، موقع غروب آفتاب و صبح.
15. مصاحبت با پیرمردان سنگر و استفاده از تجارب و خاطرات آنها.
16. اختصاص هر وقت و هر لحظه برای شنیدن سجایای اخلاقی امام از راه نوار كاست یا ویدئو و یا بهوسیله برادران روحانی گردان كه از اساتید خود بعضاً شنیده بودند و… .
رزمنده دیگری چنین ادامه میدهد:
حدود چهار سالی كه در جبهه بودم، اوقات فراغت من و دوستان به این نحو میگذشت كه عرض میكنم:
1. رفتن به كوه و دشت اطراف مقرّ؛
2. گرفتن جانوران و آوردن آنها به اردوگاه برای نمایش؛
3. خلوت كردن با خود و خدا و یادآوری و محاسبه؛
4. شنا و آبتنی در رودخانه؛
5. عكس یادگاری گرفتن؛
6. سربه سر هم گذاشتن به بهانه اینكه كی از چی بدش میآید؛
7. گذاشتن مراسم ترحیم ساختگی كه در آن، هر یك از بچهها نقش اقوام و خانواده را بازی میكردند برای به اصطلاح ادخال سرور؛
8. برقراری مسابقات بین بچهها، نظير مسابقات تيراندازى، دو، كارداندازي به دشمن فرضى، پرتاب وسيلهاي بهعنوان نارنجك براي خوب شدن نشانهگيرى، بازوبسته كردن سلاح برای كسب سرعت عمل و امثال آنها؛
9. دعوت از بچهها به چادر یا سنگری كه در همسایگی هم بودند. عیادت دوستان و آشنایانی كه در همان منطقه یا اردوگاه بودند. دعوت امام جماعت به سنگر یا چادر؛
10. مصاحبت با افراد باتجربه، صحبت با بزرگترها در مورد عملیاتهای گذشته و اوضاع آن زمانها؛

11. نوشتن خاطرات و كشیدن نقاشی در مورد جنگ و شهید؛
12. راهانداختن تئاتر و نمایش و دیدن فیلمهای تهیه شده؛
13. شركت در مراسم دینی و انجام فرایض و مستحبّات، خواندن نماز قضا، دعا، ذكر و مصيبت و سينهزنى؛
14. خواندن كتب مختلف، بهویژه استفتائات امامخمینی(ره)؛
15. شركت در كارهاي اجتماعي نظير شستن ظروف غذاي دستهجمعى، شركت در نظافت و احداث توالتهای صحرایی و…؛
16. گشتوگذار در شهرهای جنگزده مجاور و… .
و كلی برنامههای دیگر كه بچههای آن روزگار برای پركردن اوقات فراغتشان انجام میدادند، مثل شكار كبك، خوردن فالوده و نوشابههاي صلواتى، دیدار مجروحان، آموزش كمكهای اولیه، تكواندو، تنیس، خطاطى، آموزش زبانهاي عربى، انگلیسی و… آنهم چطور و با كدام امكانات؟ فكر كنید… امكاناتی مثل برگ نخل، هسته خرما، میوه كاج، سنگ، پوكههای توپ و فشنگ، سیم، یونولیت، كتاب، كاست، روزنامه، كاغذ و قلم ساده، كارتن خالى، چفیه و كمربند، قوطی كمپوت، لباسهای پاره، طناب، نایلون، قابلمه، نی و فلوت، توپ پلاستيكى، گردو، كوبلن، و… .
و حالا فكر كنید من و شما، بله، من و شما، امروز چقدر امكانات و البته امنیت و زمان داریم و چه كارهایی كه میتوانیم در اوقات فراغتمان بكنیم و خودمان خبر نداریم!

تابستان
دارد میآید… دارد شروع میشود… چیزی نمانده كه از راه برسد… گوشهايت را كه كمي تيز كنى، صداي پايش را ميشنوى. میدانی از چه حرف میزنم؟ میدانی میخواهم چه بگویم؟ ميدانم كه تو هم منتظرش هستى. ميدانم كه هزار و يك برنامه برايش رديف كردهاى؟ از روزی كه میآید، بیوقفه؛ تا روزی كه میرود…
بله؛ از فصل خوابهای طولانی صبح تا لنگه ظهر برای بعضیها، خمیازههای كشدار بعدازظهرها برای بعضیها، و برعكس، فعاليتهاي بیوقفه بيحساب و كتاب و بي استراحت و جوان از پا درآر، برای بعضیها؛ و شاید از فصل برنامهریزیهای ناب و سودمند و هدفمند و اصولی برای عدهای دیگر.
من كه از اول گفتم ميدانى. تابستان را میگویم، با تمام ثانیهبه ثانیه و دقیقه به دقیقه و ساعت به ساعت و روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماهش… سه ماه تمام… شوخی نیست. سه ماه تمام كه به حساب عمرمان اضافه خواهد شد: «آی جوون! بپا سه ماه عاطل و باطل و هدر رفته و مایه شرمندگی رودست عمر و جوونیت نمونه كه بعداً پشیمون میشیها… از ما گفتن…».

پنجرهای رو به تابستان
یكی رو وا میكنم، سرده؛ پس زمستونه. شاید اون یكی باشه. نه، باد مییاد؛ پاییزه… از وقتی یادم میاد، دنبال پنجرهای بودم رو به تابستونی با نشاط. پنجرهای كه تابستونش زود نگذره. پنجرهای كه تابستونش اینقدر پُر از كلاس و سردرگمی نباشه. پنجرهای كه وجود تابستونش رو حس كنم. پنجرهاي كه وقتي بازش كنى، ببيني هوا خوبه و بپري با دوستات هوا خورى… اما بین اینهمه پنجره، چه زود پنجره تابستون رو گم كردم!

اوقات فراغت؛ دیروز و امروز
صدای جیرجیرکها فضا را پر كرده است. پدر و مادرها به زور هم شده سعی میكنند بچههایشان را بخوابانند. فقط كافی است چند لحظه صبر كنید تا صدای خروپفشان بلند شود. … آرامآرام دستی كه به زور سرتان را به بالش چسبانده بود، شُل خواهد شد. پاورچینپاورچین از خانه خارج و وارد كوچه میشوید.میبینید در بقیه خانهها هم قصه همین بوده… زحمت نكشید. هر چقدر هم تلاش كنید چند نفری پیش از شما زیر درخت توت پیر كوچه نشستهاند. در همان زمان كه صحبتش را میكنیم، پديدهاي بود به نام لولههاي آب ِشهردارى. چیزی كه در این لولهها جریان داشت، در واقع آب تصفیه نشدهای بود كه برای آبیاری گل و گیاه و پركردن حوض و… استفاده میشد.
این لولهها همهجا بودند. سر جویهای بزرگ، كنار درختها، و حوضها… كنار جویها…
باز هم خودتان انصاف بدهید؛ هوا گرم بود؛ جوی هم كه بزرگ، آب هم كه بود. فقط چیزی لازم بود تا جلوی آب را میگرفت و استخری مجّانی و… .
اما حكایت الان فرق میكند. حالا دیگر بالای شهر و پایین شهری وجود ندارد. هر بچهای كه دست توی جیبش میكند، چند اسكناس سبز كف دستش به شما چشمك میزند. وقتی كه آلاسكا به بستنی عروسكی تبدیل میشود، چندان عجیب نیست كه در كوچههای چهار متری بنبست هم كافیشاپ و كافینت و كلاس آموزش رایانه ببینید.
دیگر خیلی از دیوارهایی كه زمانی روی آنها نوشته شده بود: لعنت بر كسیكه اینجا آشغال بریزد، به دیوار یك خانه فرهنگ تبدیل شده است. دیگر زندگی شیرین شده. سرظهر كه میشود، پدر و مادرتان دیگر بهجای به زور خواباندنتان، شما را روانه استخر میكنند. دیگر تابستان میآید و كمبود وقت… كلّی تفریح؛ آن هم از نوع سالم…
شما خیلی مهم شدهاید…

كم كردن تنبلى
خوب، گمانم حالا دیگر هم من و هم شما متوجه شدیم كه اوقات فراغت به معنای «بیكاری» نیست. من و شما در اوقات فراغت ميتوانيم كارهاي متعددي انجام بدهيم كه يك فرق اساسي با بقيه كارهاي ما دارد و آن هم اين است كه هدف اين فعاليتهاي فراغتى، با بقیه كارهای ما متفاوت است. در واقع، هدف از فعالیتهایی كه ما در اوقات فراغتمان انجام میدهیم، كسب آرامش و لذت روانی است. ما كاری را نه از روی اجبار، بلكه با میل و رغبت و نه به خاطر منافع مادی صرف انجام میدهیم. این لحظات به خود اختصاص دارند و مرتبط با اهداف، خواستهها و آرزوها و تمایلات شخصی ما هستند.
خوب جوان! این یعنی چه؟!
يعنى… يعنى… بله… درست حدس زدید؛ يعنى با كمي همت و ذوق و علاقه به خرج دادن، در اوقات فراغت خودت میتوانی كارهایی بكنی و به نتایج بزرگ و ارزشمندی برسی كه شاید خودت هم فكرش را نمیكردی كه یك روز بشود از اوقاتی كه به نظر كوتاه، بیثمر، یا كسالتآور بار میآیند، اینطور به نفع خود، بهرهبرداری كرد. اگر بناست آخر كار، كسی برنده این بازی سرنوشتساز «من و اوقات فراغت» باشد، تنها چاره كار، همین بهرهبرداری از این اوقات است؛ البته به شرط رعایت اعتدال و دوری از افراط و تفریط. با یك برنامهریزی اساسی و به موقع و روكم كن، چطورى؟ موافقى؟
میخواهیم روی بطالت و كسالت و بیحوصلگی را كم كنیم؛ با همین برنامهها… يا على!

پی نوشت ها :
[1]. صحیفه سجادیه، ترجمه: غرویان، ج 1، دعای یازدهم، ص 63.
[2]. نك:سيدمهدي فهيمى، فرهنگ جبهه (اوقات فراغت)، ج 1، 1384.
برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
منبع : http://www.hawzah.net
1 نظر » 
باید برنامه و الگوهای سنتی توجه به فراغت به معنی پر کردن زمان خالی جوانان را رها کرده و به الگوهای جدید توجه نماییم. چون گفته میشود هدف از فراغت آزادسازی ذهنی و ادراکی افراد است نه پرکردن ذهن آنها با یک سری اطلاعات طبقه بندی شده.
در امر سیاست گذاری باید از خود جوانان ایده و الگوهای نو و جذاب را بگیریم و آنها را پیاده نماییم و از برنامه ریزی دستوری و غیر منعطف پرهیز نماییم.
بدانیم که فراغت ، بیکاری نیست و در واقع زمانی که جوان میتواند به مدیریت ذهن، آرامش و رشد خلاقیت هایش بپردازد به شرط اینکه زمینه های آن فراهم گردد.
به جوانان فرصت دهیم تا در کنار هم باشند و در گردهمایی ها و جلسات به مباحث انتقادی آزاد بپردازند. در واقع با این کار هم روحیه کارگروهی را تقویت مینماییم هم زمینه رشد هویت اجتماعی آنها را فراهم میکنیم.
برای ایجاد الگوهای فراغتی لازم است به ایجاد انجمن ،نهادها و سازمانهای غیر دولتی و وابسته توجه نماییم. لذا صرف سرمایه گذاری دولتی نمیتواند به احیاء تمدن فراغتی کمکی نماید.
برای فراغت باید تبلیغات گسترده ای صورت گیرد و مردم را با فرهنگ زندگی در فراغت آشنا ساخت.
دولت میتواند در کنار سهام عدالت و مسکن مهر ، سهامی بنام فراغت تعریف نموده و با در نظر گرفتن هزینه ای تفریحی یک خانواده در این زمینه مشارکت نماید.
با توجه به اینکه فرهنگ ایران زمین، فرهنگی غنی ، اصیل وریشه دار است میتوان با دستمایه قرار دادن داستانها و شعرهای بی نظیری که در شاهنامه و یا افسانه هزار و یک شب و… وجود دارد، کارناوالهای سیار به وجود آورد و در اماکن عمومی مثل پارک ها ، فرهنگسراها برای مردم تئاتر ونمایش های زنده خیابانی اجرا نمود.
رشد صنایع مختلفی که به نوعی با پدیده فراغت در ارتباط نزدیکی قرار دارند مثل صنعت توریسم و گردشگری.
توجه به مسائل مربوط به بهداشت روانی و بکارگیری روشهای بهبود کیفیت زندگی افراد تاثیر بسزایی را در چگونگی شکل گیری اوقات فراغت ایفا میکنند .
منبع:
نگاهی متفاوت به پدیده اوقات فراغت /نوید پژمان
نظر دهید » 
دانستن اینکه جوان در اوقات فراغت خود دست به چه انتخاب هایی میزند ، از اهمیت ویژه ای برای دست اندرکاران و برنامه ریزان امور جوانان برخوردار است. ((تحقیقات سازمان ملی جوانان نشان میدهد که علی رغم گستردگی جمعیت جوان کشور و تنوع تقاضاها ، امکانات اوقات فراغت تنها پاسخگویی 20 درصد تقاضای دختران ایرانی است . لذا این امر باعث شده علی رغم تلاشهای صورت گرفته ، 80 درصد دانش آموزان دختر از نحوه ی گذران اوقات فراغت خود راضی نیستند و آنها توزیع امکانات را ناعادلانه و نیز برنامه ها را ناکافی میدانند. در گذشته ، به دلیل سادگی جوامع ، جوانان به راحتی قادر به توصیف هویت شخصی خود بودند ، ولی در حال حاضر با پیچیده شدن جوامع ، جوانان بیش از آنچه خود را محدود در یک فضای جغرافیایی خاص کنند ، خود را متعلق به یک فضای جهانی میدانند.

برنامه ریزی در مورد اوقات فراغت جوانان ، موجب تعادل شناختی آنها نسبت به زمان و مکان خواهد شد. اوقات فراغت جوانان در سه سطح خُرد( فردی )، میانه( نهاد خانواده مدرسه) ، و کلان (سیاستگذاری حکومتی) قابل بررسی بوده و ترکیب این سه سطح در سطح کلان برنامه ریزی وجود نداشته باشد ، دچار اختلال میشود. دو عامل محیطی و گروه همسالان ، در برنامه ریزی اوقات فراغت جوانان اثر جدی دارند.

اگر اوقات فراغت جوانان پر نشود ، آنها به هر طریقی به سمت گروههای همسالان کجرو هدایت میشوند. با توجه به وابسته بودن این دو متغیر به همدیگر ، اگر محیط را که متشکل از خانواده و گروههای مختلف است ، سالم و پاک نگه داریم ، تغییر نگرشی در گروه همسالان ایجاد خواهد شد.
تحقیقات اجتماعی نشان میدهد یکی از عوامل مهم بزهکاری در جوانان ، خالی بودن اوقات فراغت آنهاست . در این زمان است که زمینه های بزهکاری اجتماعی شکل میگیرد . اساساٌ اگر اندیشه به سمت اهداف مثبت گرایش پیدا نکند به خمودی و نهایتاٌ منفی گرایی تبدیل میشود. اندیشمندان کارکردهای مختلفی را برای اوقات فراغت جوانان در نظر گرفته اند:

Ø استراحت ، تجدید قوا و تمدد اعصاب

Ø تفریح و سرگرمی (دوری از فعالیت های منفی )

Ø رشد شخصیت و برقراری تعادل در شکل گیری هویت

Ø کسب معلومات و ارتقای آگاهی ها

Ø پرورش و شکوفایی استعداد و خلاقیت
برنامه ریزی برای اوقات فراغت جوانان ضمن اینکه نقش مکمل در برنامه های رسمی تربیتی آنان ایفا میکند، مانع از گسترش بزهکاری شده و در شکل پیشرفته ی خود، جوانان را مسوولیت پذیر ، جامع و مشارکت جو بار می آورد.
مهمترین نیازهای فراغتی جوانان چه دختر و چه پسر به ترتیب اولویت این گونه طرح شده اند:
Ø گردشگری : خانوادگی، اردوی مدارس ،اردوی مساجد ، بسیج

Ø مشارکتهای اجتماعی : عضویت در گروهها و انجمن های مختلف

Ø فعالیتهای ورزشی : با توجه به علایق ، توانایی های نوجوان و امکانات خانواده

Ø فعالیتهای هنری : معرفی فرهنگسراها و تاکید به مجهز سازی آنها

Ø فعالیتهای فرهنگی : آموزش موسیقی ، شعر و…

Ø مطالعه : ترویج فرهنگ مطالعه و معرفی کتابخانه ها


Ø فعالیتهای دینی : معرفی مساجد ، روضه ها ،تکایا و …

Ø مهارت آموزی : آموزش یک فن مثل نجاری

Ø آموزش زبان و رایانه: در آموزشگاها و فرهنگسراها

بهره گیری از اوقات فراغت جوانان و نوجوانان باید از طرف سازمانهای مختلف مثل سازمان فرهنگی – هنری ، شهرداری که اداره کننده ی فرهنگسراهاست ؛ آموزش و پرورش ، پایگاهای بسیج ، کانون های فرهنگی ، هیئت های مذهبی و حتی سازمانهای غیر دولتی (ngoها) برنامه ریزی شود.

اوقات فراغت در بین دختران دانشگاهی
عمده ترین فعالیت دانشجویان در اوقات فراغت عبارتست از مطالعه روزنامه ، گوش دادن به رادیو ، رفتن به سینما ، پرداختن به فعالیتهای فرهنگی ،هنری، سیاسی وورزشی. عمده ترین مشکلات دانشجویان برای گذران اوقات فراغت عبارتست از مشکلات مادی ،اجتماعی ، خانوادگی، و تربیتی.
پیشرفت تحصیلی دانشجویان با متغیرهای چون مسائل و مشکلات خانوادگی ، میزان علاقه مندی ، نحوه ی گذران اوقات فراغت ، رشته ی تحصیلی ، حضور در دانشگاه و میزان آگاهی اجتماعی دانشجویان ارتباط دارد.
براساس تحقیقی که در دانشگاه تهران برروی دانشجویان صورت گرفنه؛ بین سن با میزان اوقات فراغت دانشجویان و همچنین بین میزان اوقات فراغت و مقدار ورزش کردن دانشجویان رابطه ی معناداری وجود دارد.


دانشجویانی که اغلب اوقات فراغت خود را با ورزش پر میکنند بیشتر به پیاده روی ، کوهنوردی ، دویدن و بدنسازی علاقمند میباشند. دانشجویان دختر و پسر در گذراندن اوقات فراغت برای فعالیتهای فرهنگی ، تشکیل خانواده و به سر بردن با همسر و فرزندان ، کارهای تفریحی و سرگرم کننده ، دیدگاه مشابهی دارند ، در حالی که دانشجویان پسر بیشتر دوست دارند در امور سیاسی شرکت کنند.
منبع:
نحوه گذران اوقات فراغت و ارائه راهکارهایی جهت بهبود کیفیت آن ، فاطمه رئیسی، فصلنامه مطالعات فرهنگی- دفاعی زنان، سال دوم، شماره4 ، بهار1386
1 نظر » 
بر اساس تحقیقات دفتر امور زنان ریاست جمهوری ، بسیاری از زنان خانه دار از اوقات فراغت خود احساس رضایت نمیکنند. بر این اساس افسردگیهایی که دامنگیر زنان خانه دار میشود ناشی از احساس بطالت در گذران عمر آنهاست. در هر حال به اعتقاد بسیاری از کارشناسان روانشناسی اجتماعی ، زنان خانه داری که نمیتوانند از اوقات بیکاری خود استفاده ی بهینه داشته باشند ، بیشتر آسیبهای روانی می بینند و با احساس نوعی نا امنی روانی ، به سوی افسردگی و در موارد حادتر خودکشی پیش میروند. بر این اساس احساس ناامنی روانی و افسردگی های این چنینی تاثیر بسیاری بر جسم و روح این گروه از زنان میگذارد ، تا جایی که میتواند به طلاق و فروپاشی نظام خانواده ها منجر شود. سلامت روانی زنان خانه دار در گروه برنامه ریزی برای همین ساعتهای (اوقات فراغت) است. چرا که آنها بقیه ی وقت خود را به نوعی مشغول هستند و فرصت فکر کردن به مسائل دیگر را ندارند ، ولی وقتی از کارهایشان فراغت پیدا میکنند، تازه فرصتی دست میدهد که درباره ی خود و دیگران فکر کنند، تا زمانی که برای پرکردن این ساعتها که مدت آن کم هم نیست فکری نشده و برنامه شخصی ارائه نشود، سلامت روانی که یکی از مظاهر نهادینه شدن جامعه ی سالم است ، عینیت نمی یابد. سختی ها و دشواریهای زندگی به تنهایی هرگز قادر نیستند زنان خانه دار را افسرده و مایوس کنند، بلکه نداشتن برنامه های مدون برای ساعات فراغت و تغییر در سرنوشت خود است که استرس را در آنها به وجود می آورد.

اگر شرایط دشوار به گونه ای باشد که زنان خانه دار احساس کنند در سرنوشت کانون خانواده تاثیر گذارند ، زندگیشان پر از لذت و شادی میشود. به اعتقاد پژوهشگران ،گذران اوقات فراغت برای زنان خانه دار و شاغل باعث افزایش بهره وری ، بهداشت روانی ، روحیه ی شادابی ، نشاط و همچنین کاهش بیماریهای زنان و طلاق میشود.

در تحقیقی دیگر که از طرف دفتر امور زنان ریاست جمهوری انجام گرفته ، نشان داده شده است که ؛ زنان شاغل نیز با داشتن وظیفه ی مضاعف (کار بیرون و کار منزل) کمتر دارای اوقات فراغت میباشند ، ولی در گذر زمان به همراه کوچک شدن بعد خانوار و توسعه ی تکنولوژی، زنان از وقت آزاد بیشتری برخوردار خواهند شد که میبایست از این اوقات استفاده کرد، تا هر چه بیشتر توانمندیهای آنها تقویت شده و به عنوان انسانی توسعه یافته در خدمت خود ،خانواده و جامعه باشند.

بر اساس تحقیقات روانشناسان ؛ نحوه ی گذراندن اوقات فراغت زنان به میزان زیادی با سطح تحصیلات و پایگاه اجتماعی ایشان بستگی دارد. در گذران اوقات فراغت زنان، هرچه پایگاه اجتماعی – اقتصادی زنان افزایش یابد، نحوه ی گذران اوقات فراغت ایشان بیشتر جنبه ی فردی با محدوده ی کوچکتر پیدا میکند ، مانند گفتگوی تلفنی با دوستان و اقوام ، شرکت در گردشهای خانوادگی.

یکی دیگر از متغیرهای مداخله گر در نحوه ی گذراندن اوقات فراغت زنان ، سن آنان است ، به طوری که دختران نوجوان و جوان اوقات فراغت خود را به گونه ای میگذرانند که با زنان بزرگسال متفاوت است.تحقیقات دفتر امور زنان ریاست جمهوری نشان میدهد که بیشترین میزان اوقات فراغت زنان در شهرهای بزرگ صرف فعالیتهایی مانند ورزش ، مراسم مذهبی ، مهمانی ، سیر وسفر ، فعالیتهای هنری ، کلاسهای آموزشی،مطالعه ، سرگرمی در منزل و یا سرگرمی های دیگر (مثل تئاتر ، سینما رفتن ، دیدن از موزه) میشود.در نتیجه اوقات فراغت سه دوره در تاریخ طی کرده است .
در اولین مرحله ، اوقات فراغت در کنار کار قرار داشته و ایامی را به خود اختصاص میداد و فرد در طی این دوره به هنر یا فعالیت خاصی نیز مشغول است.
در دومین مرحله ، اوقات فراغت در مقابل کار بوده و بیشتر حالت منفعل مثل استراحت و تفریح و گذران وقت دارد.
در جامعه ی امروز که سومین مرحله ی اوقات فراغت را نشان میدهد، فراغت با کار تداخل و هم پوشانی دارد و حتی کار برای زنان و مردان امروزی حالت یک نوع فعالیت اوقات فراغت شده و حتی اضافه کاری و داشتن مشاغل گوناگون حالت تفریحی برای مردم در جریان زندگی امروز است.

براساس همه ی مطالبی که بیان شد ، بیشتر اوقات فراغت دختران در خانه میگذرد و بیشتر صرف تماشای فیلم میشود. بیش از نیمی از جوانان جامعه برای گذران اوقات فراغت به موسیقی گوش میدهند و درصد متوسطی از آنها از اینترنت برای پرکردن اوقات فراغت خود استفاده میکنند.

با توجه به زیاد بودن مقدار اوقات فراغت جوانان ایرانی نسبت به جوانان دیگر جوامع ، برنامه ریزی برای اوقات فراغت نیاز به الگوهای ملی دارد . زیرا امکانات تفریحی برای پرکردن اوقات فراغت جوانان در کشور ما 20 درصد میباشد ، هیچگونه چارچوب مشخصی ندارد و اگر الگوی آن از کشورهای خارجی و غیر اسلامی گرفته شود ، با فرهنگ ما همخوانی ندارد.
لذا اوقات فراغت باید به گونه ای برنامه ریزی شود که تمام اولویتهای لازم برای گذراندن آن مد نظر قرار گیرد ؛ و امکانات آن فراهم شود .
براساس تحقیقات انجام شده الگوها باید شامل تمام موارد مذکور باشد؛ گردشگری ، مشارکتهای اجتماعی،فعالیتهای ورزشی ،هنری ،فرهنگی ،مطالعه ،فعالیتهای دینی ، مهارت آموزی، آموزش زبان و آموزش رایانه.

والدین به چگونگی گذران وقت جوانان ،کودکان و نوجوانان خود اهمیت زیادی میدهند و حتی برای آنان برنامه ریزی میکنند؛ در حالی که از این موضوع غافلند که نحوه ی گذران وقت جوانان را نباید برای نوجوان و جوان تعیین کرد، بلکه بهتر است آنها در استفاده از اوقات فراغت خود آزاد باشند.

بطور کلی میتوان گفت: اوقات فراغت بانوان با توجه به مطالب گفته شده ،برنامه ریزی کاملی ندارد و حتی در بعضی از مواقع اصلاٌ پویا نیست. بسیاری از برنامه های مربوط به سرگرمی بانوان به صورت غیر فعال است که چندین عامل اجتماعی و فرهنگی این محدودیتها را ایجاد کرده است. بسیاری از خانواده ها فرزندان دختر خود را بیشتر محدود میکنند و همیشه فرزند پسر از آزادی بیشتری برخوردار است . حتی در سطح کلان تر یعنی اجتماع خودمان این موانع و محدویتها بیشتر شده و اغلب طبخ غذا و کارهای ظریف را به خانم ها اختصاص داده و آنها را از نظر عاطفی ، هیجانی تر توصیف میکنند . البته براساس شش عاملی که برای کیفیت گذران اوقات فراغت مطرح شده، پرکردن اوقات فراغت در بانوان بستگی به سن ، نیازهای روحی و فردی ،فرهنگ نوع خانواده و گروههای اجتماعی آنها دارد.
منبع:
نحوه گذران اوقات فراغت و ارائه راهکارهایی جهت بهبود کیفیت آن ، فاطمه رئیسی، فصلنامه مطالعات فرهنگی- دفاعی زنان، سال دوم، شماره4 ، بهار1386
نظر دهید » 
والدین میپندارند که باید وقت فرزندان خود را لزوماٌ پر کنند ، بدون توجه به علایق آنها کلاسهای مختلف درسی ،هنری، ورزشی ، اردو و… را برای آنها تجویز و فرزند انسان را ملزم به شرکت در آن میکنند که این خود باعث عدم استقبال جوانان میشود.





این در حالی است که اگر فراغت از جهتی زیر سلطه و عقیده افراد دیگری غیر از خود جوانان باشد ، دیگر فراغت محسوب نمیشود، چرا که به عقیده ی کارشناسان ، افراد در این ساعات دست به گزینش میزنند و در برابر فرصتهای پیش روی خود ، گزینه ها را انتخاب میکنند.
براساس تحقیقات دفتر امور زنان ریاست جمهوری ، بیشتر جوانان معتقدند والدین آنها در مورد گذراندن اوقات فراغت آنها تصمیم میگیرند و بیشتر زمان فراغت با والدین و سایر اعضاء خانواده صرف میشود یا در مرحله ی بعد بیشتر با دوستان وخویشان، زمان خود را صرف میکنند.

در زمانی که جامعه سنتی تر بود ، بیشتر اوقات فراغت درون خانواده صرف میشد و به صورت غیر رسمی ، همنشینی و محاوره با خویشاوندان یا دوستان و همسایه ها بود . اما با پیشرفت جوامع و پراکندگی وظایف ، خانواده به تدریج رسمی و در اموری جنبه تجاری پیدا کرد و به صورت خاص در آمد.

از این رو گروههای چهره به چهره طبیعی چون خانواده ، خویشان و جمع دوستان در جامعه ی ما هنوز اهمیت شایانی دارند و پس از آن رغبت ایرانیان به وسایل سمعی و بصری اهمیت دارد.

براساس تحقیقی که بر روی خانواده های کارمند صورت گرفته ، ملاحظه شده است که موضوعاتی از قبیل تفریح با خانواده ، شرکت در مهمانی های خانوادگی ، فعالیتهای مذهبی و معنوی به صورت خانوادگی و رسیدگی به امور خانواده میتواند تاثیرات مثبتی بر روی اوقات فراغت خانواده داشته باشد.
منبع:
نحوه گذران اوقات فراغت و ارائه راهکارهایی جهت بهبود کیفیت آن ، فاطمه رئیسی، فصلنامه مطالعات فرهنگی- دفاعی زنان، سال دوم، شماره4 ، بهار1386
نظر دهید »