
خانوادههایی که به یمن ورود شبکه های اجتماعی دیگر خانواده نیستند.

این روزها تب استفاده از شبکههای اجتماعی روز به روز بیشترشده و خانوادهها خصوصا، همسران را مورد تهدید قرار دادهاست.
گسترش شبکههای اجتماعی و در ادامه اپلیکیشنهای موبایلی و ارتباطات مجازی جدید باعث شدهاست که این روزها گوشیها و تبلتهای مردان و زنان متاهل مانند حریم خصوصیشان به حساب آید، حریمی به اصطلاح خصوصی که در برخی از موارد با ارتباطات پنهانی همراه است.
نگاه واقعبینانه این حقیقت را آشکار میکند که امروزه برخی از زوجها با وجود داشتن نقش همسری در یک خانواده، باز هم معتاد به شبکههای اجتماعی هستند و این روند تا آن اندازه پیش میروند که حتی از نقشهای مهم خود در خانه غافل میشوند؛ زیرا این اعتیاد در ابتدا ناخواسته و آرام آرام فرد را درگیر میکند.
باید گفت نقش همسری از مهمترین و ابدیترین نقشهایی است که انسانها در طول زندگی میپذیرند و باید در قبال قرار گرفتن در این نقش به تعهدات خود عمل کرده و به اصول و خواستههای یکدیگر احترام بگذارند. اما استفاده از شبکههای اجتماعی، به مرور زمان طرز فکر و روابط همسران را متحول میکند.
چرا که جایگزین بسیار خطرناک لحظات و روابطی میشود که زن و مرد میتوانند در کنار یکدیگر بگذرانند. این جایگزین خطرناک و البته خاموش، بهتدریج ذهن فرد را درگیر کرده و سبک خطرناکی از زندگی مجازی را به فرد تحمیل میکند تا جایی که زن یا مرد شدیدا درگیر ارتباطات آزاد مجازی با افراد مورد پسندشان از هر جنسی میشوند و متاسفانه این شدت ارتباط گاهی تا آنجا پیش میرود که سلایق افراد را تحت تاثیر قرار داده و حتی احساس تنفر، دلسردی، شک و خیانت و … در زوجین ایجاد میکند.
نقش همسری از مهمترین و ابدیترین نقشهایی است که انسانها در طول زندگی میپذیرند و باید در قبال قرار گرفتن در این نقش به تعهدات خود عمل کرده و به اصول و خواستههای یکدیگر احترام بگذارند.
نکته مهم این است که اکثر روابطی که از طریق شبکه های اجتماعی ایجاد میشود، پایه و اساسی ندارد زیرا مبنای واقعی ندارد. در این گونه روابط معمولا افراد ناشناس هنگام توصیف خود در این شبکهها، تصویر غیرواقعی (بعضا تحریک آمیز و دلربا) و مبالغهآمیز از خود ارائه میکنند و به طور خودآگاه یا ناخودآگاه موجب فریب افکار دیگران میشوند.
به ذکر مثالی توجه فرمایید:
خانم، از این موضوع ناراحت است که همسرش، اصلا به او جملات محبتآمیز نمیگوید و او را عزیزم و جانم خطاب نمیکند و پوشش نامرتبی در منزل دارد؛ اما در فضای اینترنت و در شبکههای اجتماعی به خانمهایی که در لیست مخاطبینش قرار دارند؛ کلمات محبتآمیز بسیاری نثار کرده و با آنها بسیار متشخصانه و محترمانه برخورد میکند. همچنین ممکن است همسر آن مرد، به دلیل پوشش معمولی خود در منزل، مورد مقایسه ناخودآگاه ذهنی مرد با زنان مخاطب مجازی او قرار گیرد و به تدریج نسبت به همسر خود، سرد شود.
در مقابل خانم نیز به فعالیت در فضای مجازی پرداخته و خواسته یا ناخواسته تصاویر مردانی را می بیند که به ظاهر بسیار متشخص و خوشپوش هستند در حالی که همانگونه که پیش از این گفته شد در همان زمان این ویژگی ها را در همسر خود نمیبیند در نتیجه دچار کمبود و ضعف شخصیتی و سرخوردگی میشود.
در کنار تمامی موارد فوق، حساسیت زوجین نسبت به استفاده همسر خود از شبکههای مجازی، آغازگر شک و تردید میان آنها شده و در نتیجه اختلافهای عمیقی، در روابط آنها بروز میکند.
چنین رابطهای در بلند مدت باعث سردی فضای خانواده و درنهایت طلاق عاطفی زوجین میگردد و این یک حقیقت تلخ است که روابط خانوادگی اکثر کاربران معتاد به شبکه های اجتماعی متزلزل شده و برخی نیز منجر به طلاق شده است.
نکته قابل تامل این است که زمانی که “طلاق عاطفی” بین زوجین اتفاق میافتد و روابطی سرد درگفتار، رفتار و حتی روابط جنسی، بین آن ها حاکم میگردد، شبکههای آنلاین اجتماعی که متاسفانه گزینهای همیشه در دسترس بودن است، به صورت پوشالی این خلا را پر کرده و موجب انحرافات زیادی میشود.
لازم به توضیح است که در گذشته انحرافات اخلاقی خیلی محدود به شرایط خاصی بود، مثل دیدن یک نوار ویدئویی، تصویر مستهجن یا فیلم و کلیپی در شبکه های ماهواره یا سایتهای اینترنتی- که با کد خاص و فیلترشکن در دسترس بودند، اما امروزه شبکههای اجتماعی باعث شدهاست که تمامی موارد مستهجن به راحتی و خیلی بیشتر از گذشته و با اشکال جدید و دل فریب عرضه شوند تا جایی که گاهی حتی خود فرد کنترلی بر دیدن آن ها ندارد.
مثلا تبلیغات محرکی که با باز شدن سایت یا وارد شدن به کانالی (شبکه تلگرام در تلفن همراه) ظاهر می شوند باعث میگردد که به تدریج سلیقه جنسی افراد مخصوا متاهلین تغییر کرده و رضایت کافی از همسر خود نداشتهباشند. افراد مختلف و حتی متاهلین با دیدن این نمودهای مستهجن، آرام آرام سلیقه ی جنسی شان تغییر کرده که حتی به ارتباطات نامشروع مجازی و حقیقی منتهی میگردد.
باید گفت استفاده بیرویه و غیر هدفمند از شبکههای مجازی توسط مجردین نیز آثار فردی و اجتماعی به مراتب خطرناکتر از موارد فوق دارد که توضیح آن در این مجال نمیگنجد.
نکته تاسفآور این است که با بالا گرفتن تب استفاده شبکههای اجتماعی در کشور ما که با فیسبوک آغاز شد، برخی از زنان و دختران ایرانی به ارائه تصاویر بدون حجاب و بعضا با پوشش نامناسب در این شبکهها پرداختند.
بخش غمانگیز ماجرا در این است که برخی از این بانوان که مشغول کار در ادارات و سازمانهای مختلف میباشند و در آنجا با پوشش حجاب ظاهر میشوند، تصاویر نامناسب خود را به راحتی و از طریق این شبکههای اجتماعی در اختیار همکاران مرد خود قرار میدهند که این مسئله ممکن است به ارتباطات نامشروع کشیدهشده عواقب نافرجامی را در پی داشتهباشد.
لازم به یادآوری است که به دلیل ذات تنوع طلب مردان، این شبکه ها و پیامدهایشان، زمینه پرورش و نمود این تنوع طلبی را افزایش دادهاست، به طوری که معیار و ملاک مردان برای ازدواج همین تصاویری است که در اکثر موارد مبالغه میباشد و یا در مردان متاهل سبک سلیقه جدیدی مطابق با این گونه تصاویر ایجاد کرده و زمینه سستی روابط زوجین را فراهم میکند.
در مورد بانوان مجرد و حتی متاهل نیز این گونه رفتار بروز و ظهور داشته و ملاک ظاهری همسرشان، مطابق با مردان حاضر در شبکههای اجتماعی تغییر میکند که پیامدهای آن مخصوصا در میان متاهلین پیش از این بیان گردید.
امروزه با پیشرفت فناوری اطلاعات به علت سهولت ارسال تصاویر و کلیپها در این فضاهای مجازی به صورت خصوصی و حتی گروهی و با وجود وسوسههای شیطان و هوای نفس انسان، اصولا محیطی مناسب برای “همهچیز دیدن” و “همهچیز شنیدن” مهیا شده است.
لازم به ذکر است اعتیاد آور بودن مشاهده تصاویر و کلیپهای مستهجن امروزه ثابت شده است و دارای عوارضی بسیار مخرب بر روح و روان فرد است.
در نهایت باید گفت نفوذ شبکههای اجتماعی در میان خانوادههای ایرانی باعث شده تا گروهی که برنامهریزی خاصی برای حضور در این فضا ندارند، بیشترین لطمه را ببینند و خانوادههای بسیاری به سمت جدایی و یا به تعبیر امروزیتر “طلاق عاطفی” بروند.
حضور بیش از اندازه زنان و مردان متأهل در شبکههای اجتماعی باعث شده است تا افراد در این شبکهها برای خود دوست یا معشوقهای داشته باشند اما با فرد دیگری زندگی کنند.
در حقیقت زن خانهداری که باید از حریم خانواده پاسداری کند در شبکههای اجتماعی با مردان غریبه همصحبت و حتی دلبسته شود و مردی که قرار است قوام و ستون خانواده باشد با دلبستگیهایی مجازی خود را مشغول کند.
منبع: اهل البیت
نظر دهید » 
«شوهرم با وجود داشتن سیویک سال سن، شدیداً دهنبین است. در همان دو هفته پس از عروسی، چند بار کتک خوردم. هر چیز که خانوده اش بگویند، باور میکند. از طرفی، همراه با خانواده شوهرم زندگی میکردم … .

****************
خانمی مینویسد: «زنگ تعطیلی مدرسه به صدا درآمد و من به خانه بازگشتم. به محض رسیدن به خانه، پدرم مرا با خوشرویی صدا کرد و با خود به اتاق برد. بعد از کمی صحبت، فهمیدم پدرم حرفی دارد. گفت: «دخترم! تو دیگر بزرگ شده و به اندازه کافی درس خواندهای. حالا که خواستگارانت از سر ما دست برنمیدارند، تو هم آماده باش و یکی را انتخاب کن. بالأخره، باید به فکر آینده هم باشی.» با این حرف، سر جایم خشکم زد؛ چون هیچوقت، انتظار چنین پیشنهادی از پدرم نداشتم. هیچ نگفتم و به اتاق خودم رفتم و ساعتها گریستم؛ ولی چه فایدهای داشت! حرف پدرم قاطع بود و در مقابلش کسی جرئت مخالفت نداشت. به مادر و خواهرم پناه بردم و از آنها یاری جستم. فایدهای نداشت و گفتند پدر تصمیم خود را گرفته است و از میان خواستگارانت، فلانی را انتخاب کرده است و تو هم جز موافقت، چارهای نداری.
چندین بار به اطرافیانم تأکید کرده بودم که این ازدواج، عاقبتی جز بدبختی ندارد. بعد از ازدواج، خداوند فرزندی به ما عطا کرد و از آن موقع که فرزندمان به دنیا آمد، نه تنها شوهرم بهتر نشد، بلکه به حرفهای نامربوط مادرش گوش داد و روزبهروز، عرصه را بر من تنگتر کرد؛ اگر مرا کتک نمیزد، غذا از گلویش پایین نمیرفت؛ مثل آدم کوکی بود و به حرف مادرش نشستوبرخاست میکرد و او هم عوض اینکه در بهبود زندگی فرزندش تلاش کند، برعکس، شوهرم را برای بههمخوردن زندگیمان تشویق میکرد.
روزی از دستش به تنگ آمده، به خانه پدرم پناه بردم. پدرم مثل همیشه، بعد از دلداری گفت: «زندگی، پستی و بلندی دارد. باید سوخت و ساخت.»
… از اینکه او در خانه پدرم مرا تهدید به کشتن کرد، بگذریم. در آخر، چندی از فامیلهایشان را فرستاد و مرا به خانه برگرداند. بعد از یک هفته، دیدم همان آش است و همان کاسه؛ نه شوهرم عوض شده، نه مادرش.
بالأخره، روزی فرا رسید که در دفتر طلاق حاضر شدم و من بعد از تمام صحبتهایم، جمله «مهرم حلال و جانم آزاد» را گفتم. موقع امضای طلاقنامه بود که مادر شوهرم و تمام فامیلهایشان، به پایم افتادند و چه خواهش و تمناها و عذرخواهیهایی که نکردند! سرانجام راضی شدم و به اتفاق شوهرم به خانه برگشتم.
هنوز چند روزی نگذشته بود و من خود را خوشبختترین زن دنیا میدانستم که مادرشوهرم که نمیتوانست خوبی ما را ببیند، دوباره کارهای قبلش را شروع کرد و دوباره زندگیمان را به هم زد. با این کارم، دوباره خودم را در چاه انداختم و الآن هیچ توجیهی ندارم که حرفی بزنم. شوهرم نیز میگوید: «[اگر میخواهی طلاق بگیری،] در محضر باز است!»
به خانه پدرم آمدم و شرح ماجرا را گفتم. پدرم به قدری ناراحت شد که نمیگذاشت به خانهام برگردم؛ حالا پدرم بیشتر از من پیگیر طلاق است. نمیدانم به حرف پدرم گوش دهم و دست از همه چیز بردارم یا بسوزم و بسازم. از طرفی، الآن فرزند دومم نیز به دنیا آمده و طاقت دوری فرزندانم را ندارم!
****************
نظر دهید » 
دکتر سید احمد جلیلی روانپزشک و رییس انجمن روانپزشکان ایران معتقد است: در هر فردی به ویژه جوانان علاقه به مورد توجه قرار گرفتن وجود دارد اما بسته به اینکه نیازها و خواسته های فرد در زندگی تا چه حد برآورده شود و به چه سمت و سویی متمایل شود عادت های خاصی را می پذیرد.

همه اینها بر می گرددبه اینکه چقدر برای جوانان برنامه ریزی کردیم؟ چند مراکز فرهنگی و ورزشگاه برای آنها درست شده است.
ما در این سال ها درآمدهای زیادی داشتیم . چقدر از این درآمدها برای جوانان صرف شده است؟ اینها سوالاتی است که به حیطه روانپزشکی مربوط نیست اما فرهنگ و عادت های جامعه به ویژه جوانان را شکل می دهد.
وی می گوید: آنچه به من روانپزشک مربوط است این است که باید خواسته ها، تمایلات و انرژی فوق العاده نسل جوان را عاقلانه به سوی هدف درست هدایت کرد. با اعمال فشار و دستور نه تنها هیچ کار مثبتی صورت نمی گیرد بلکه جنبه های منفی نیز گسترده تر می شود.
بعد اجتماعی؛ کمبود اعتماد به نفس
دکتر نادر راستی روانپزشک نظر دیگری دارد. وی می گوید: همه کارهای انسان ریشه روانی دارد و آرایش زیاد هم قطعا ریشه های روانی متعددی می تواند داشته باشد که منشا همه آنها نیاز به جلب توجه است.
وی معتقد است:
حتی کسانی که می گویند برای دل خودم اینگونه آرایش می کنم هم به دنبال جلب توجه هستند وگرنه چرا شبها در هنگام خواب اینگونه آرایش نمی کنند و آرایش آنها در روز و در خیابان است.
دکتر راستی با بیان اینکه آرایش زیاد در ایران دلایل اجتماعی هم دارد، می گوید: معمولا دلیل نیاز به جلب توجه بیش از حد کمبود اعتماد به نفس است. در برخی مواقع فرد دردرون خود نقصی دارد یا خود را زیبا نمی داند به طور مثال احساس می کند بینی بزرگی دارد یا صورتش زرد و نزار است یا پلکش آویخته است به همین دلیل تلاش می کند با آرایش زیاد این نقایص را برطرف کند. از همین روست که عملی مانند عمل بینی در کشور ما بسیار زیاد است. وگرنه خانمی که صورت خود را تمیز می کند و یا یک آرایش ملایم دارد تنها یک نیاز طبیعی خود را برآورده کرده است.
بعد روانی؛ احساس نقص
وی به یکی از مشکلات روانی به نام احساس نقص در بدن خود اشاره می کند و می افزاید: پیامد این مشکل جلب توجه بیش از حد است و فرد سعی می کند تمام اجزای صورت خود به گونه ای دیگر نمایش دهد. معمولا کسانی که به آرایش های تند روی می آورند این مشکل را دارند زیرا آرایش های تند و یا آرایش هایی با سبک های خاص و غیر معمول حالت نمایشی دارد و بیشتر یک علامت است.
این روانپزشک در عین حال به ریشه های خانوادگی نیاز بیش از اندازه به جلب توجه دیگران اشاره دارد و می گوید:
ممکن است فرد در خانواده مورد توجه لازم قرار نگرفته باشد به همین دلیل سعی می کند توجه جامعه را به خود جلب کند. البته جلب توجه یک نیاز عادی در هر فردی است اما زمانی که این نیاز بیش از اندازه شود حالت بیماری می گیرد و به صورت های غیر معمول خود را نشان می دهد.
ترس از پیری
وی همچنین معتقد است: یکی از دلایل آرایش زیاد هم می تواند این موضوع باشد که هرچه فرد را از پیری منع کنیم به آن حریص تر می شود. بنابراین وقتی جامعه روی مساله ای حساس باشد برخی افراد به آن موضوع گرایش بیشتری پیدا می کنند.
تقویت پایه های خانوادگی؛ کاهش فشار اجتماعی
دکتر راستی با تاکید بر اینکه باید دید فرد در کدام مرحله از زندگی دچار این نقص می شود، می گوید: نیازهای عاطفی نباید سرکوب شوند زیرا از جای دیگری سر بر می آورند. اگر نیاز به جلب توجه که ویژگی هر انسانی است برطرف نشود ریشه های عمیقتری می یابد بنابراین باید پایه های خانواده قوی شود و ارگان های اجتماعی نیز از فشار زیاد بر جوانان خودداری کنند چرا که ممکن است به پیامدهایی همچون اختلال شخصیت بینجامد.
نتیجه:
استفاده بیش از حد از لوازم آرایشی پدیده ای روانی و اجتماعی است و بر متولیان امر است که با بازبینی رفتارها و نحوه برخورد با مسائلی از این دست از گسترش بیش از پیش این پدیده جلوگیری کنند. واین مهم با فراهم کردن زمینه ای مناسب برای فرهنگ سازی و ایجاد لوازم وملزومات سرگرمی مطلوب و مطابق با عرف جامعه ، و تخلیه هیجانات جوانان میسر است، که نیاز به همت مضاعف مسؤلین و دست اندرکاران کلیه ارگان های فرهنگی و آموزشی در سطح کشور اسلامی مان دارد .
منبع: اهل البیت
نظر دهید » 
انسان، زیباپسند است، گرایش به انواع زیبایی ها مانند زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن و خود را آراستن، از فطرت انسان سرچشمه می گیرد. در این میان، آنچه اهمیت بیشتری دارد، نگه داشتن حریم ها و خارج نشدن از اعتدال در این زیباپسندی است. انسان از طریق حجاب و عفاف و رعایت حریم ها می تواند خود را از خطرات بیمه کند.

فواید حجاب بر امنیت اجتماعی
آثار و فواید حجاب اسلامی بر گسترش امنیّت اجتماعی، بسیار است که برخی از آنها عبارتند از:
◄ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه
◄جلوگیری از تهییج، تحریک جنسی و خنثی نمودن لذایذ نفسانی
◄کاهش چشم گیر مفاسد فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی
◄حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه اسلامی
◄حضور معنوی گرایانه زنان و مردان در محیط اجتماعی
◄کاهش تقاضای مدپرستی بانوان
◄حفظ ارزش های انسانی، مانند عفت، حیا و متانت در جامعه
◄مصونیّت زنان در همه زمان ها و مکان ها
◄سلامت و زیبایی موقعیّت اجتماعی و فرهنگی مردان و زنان جامعه اسلامی
◄هدایت، کنترل و بهره مندی صحیح از امیال و غرایز انسانی
◄مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب
◄از بین بردن فشارهای اجتماعی نامشروع و نابهنجار
نظر دهید » 
اثرات عفاف در امنیت اخلاقی
الف)تعديل جاذبه طبيعي بين زنان و مردان:
بر اساس قانون خلقت بين زن و مرد جاذبه اي طبيعي قرار داده شده كه ضامن سعادت و سلامت خانوادگي آن دو خواهد شد اما محور و مدار اين جذب طبيعي زن است. از اين رو در آيات شريفه براي حفظ آرامش زن و مرد، اصالت به زن داده شده است. پوشش زنان موجب تعديل جاذبه هاي طبيعي شده و اين نعمت الهي را در مسير و مجراي طبيعي خود قرار مي دهد به اين معنا كه حس خودآراي و زيبا پسندي زن و زيبايي هاي ظاهري او و جاذبه هاي طبيعيش محدود به خانه و خانواده شد و همين امور كه در جامعه ي بيرون، فساد آور است در درون خانواده نقش مثبت ايفا مي كند.

ب) ايجاد زمينه مشاركت سياسي_ اجتماعي زنان:
لازمه حضور اجتماعي زنان، حفظ حدود و پوشش و دوري از اختلاط و خودنمايي و تبرج است. هر حضوري داراي شرايط و قوانين است مانند سربازي كه به محض حضور در پادگان بايد ملتزم به قوانين باشد يك زن هم بايد با حجاب خود در جامعه حضور داشته و از استعدادها و قابليت هاي خود استفاده كند.
ج) بهداشت رواني جامعه:
پاك نمودن جامعه از جاذبه هاي كاذب و محرك هاي جنسي و رواني مانع از غرق شدن جامعه در مسائل شهواني و ضد اخلاقي خواهد شد. پوشش و حجاب در تمام ابعاد ارتباطات تضمين كننده سلامت جامعه خواهد بود.1
آثار حجاب:
حجاب، امنيت اخلاقي و فكري:
براي اينكه اختلاط بين زنان و مردان پيش نيايد و حدود اخلاقي حفظ شود، اسلام براي زنان حجاب را معين كرده است. خود اين حجاب، يكي از وسايل امنيت است. با حجاب زن مسلمان، هم خود زن مسلمان امنيت پيدا ميكند و هم مرد مسلمان امنيت پيدا ميكند. آنجايي كه حجاب را از زنان دور مي كنند، آنجايي كه زن را به عرياني و برهنگي نزديك مي كنند در درجه اول ، امنيت از خود زن و در درجه بعد از مردم و جوانان گرفته خواهد شد. براي اينكه محيط سالم و داراي امنيت باشد، زن بتواند كار خود را در جامعه انجام بدهد، مرد هم بتواند مسئوليت هاي خود را انجام بدهد، اسلام حجاب را معين كرده كه اين حجاب، يكي از آن احكام برجسته اسلام است چنانچه دختري مثلا مايل است پزشك شود و يا در فعاليت هاي ديگر علمي، اقتصادي شركت كند براي او ميدان ها باز است به شرط رعايت عفت و عفاف و عدم اختلاط و انتزاج زن و مرد، در جامعه اسلامي ميدان براي زن و مرد باز است.
حجاب، امنيت رواني فرد:
اسلام به روان انسانها توجه ويژه دارد همان گونه كه سلامت جسمي را در نظر دارد. خداوند متعال در« نظام تكوين» دو سرمايه عفاف و حيا را براي زن و مرد و غيرت را براي مردان قرار داد تا نگهبان روح و روان انسان ها و ضامن سلامت رواني آنهاباشد و در «نظام تشريع» نيز با حكم «حجاب» و «حدود حريم ارتباط با نا محرم» از ايجادزمينه هايي كه به جسم و روح آسيب ميرساند پيشگيري نمود.
اضطراب و ترس هاي مرضي ناشي از مزاحمت هاي خياباني و دغدغه ي مداوم نسبت به پذيرفته شدن از سوي مردان و يا عدم پذيرش و استفاده ي بي حد و مرز و افراطي از لذت هاي جنسي و جسمي و مورد بي مهري قرار گرفتن پس از سوء استفاده مردان بيمار «الذي في قلبه مرض» و .. از عوامل مهم در بيماريهاي رواني و افسردگي است كه در صورت باور حجاب و پذيرفتن آن، همه ي اين آسيب پذيري ها از بين خواهد رفت. بنابراين يكي از فلسفه هاي تشريع حكم حجاب، ايجاد آرامش رواني فرد و در نتيجه سلامت و امنيت رواني جامعه است.
نظر دهید » 
تعلیم و تربیت، عرصهای فرهنگی- اجتماعی به شمار می رود که در آن، عوامل متعدد و متنوعی ایفای نقش می کنند. از یک سو، تربیت، معطوف به آدمی است و بنا دارد وضعیت موجود وی را به وضعیت مطلوبی ارتقا بخشد. این امر سبب می شود وجود انسان و نحوه تعامل وی با شرایط سیاسی اجتماعی پیرامونی اش، به یکی از مؤلفههای تأثیرگذار در جریان تربیت تبدیل شود زیرا بدون شناخت انسان، تربیت صحیح امکان پذیر نیست. بنابراین، ارائه هرگونه طرحی برای اصلاح وضعیت موجود تربیتی، مسبوق به شناخت عناصر وجودی انسان و آگاهی از چگونگی تأثیر و تأثرهای عوامل اجتماعی فرهنگی بر ماهیت اوست.

از سوی دیگر، در جریان تربیت، دانشها و مهارتهای ویژه ای به یادگیرنده آموزش داده میشود و همین امر، دانش را نیز یکی از مؤلفه های محوری فرایند تعلیم و تربیت می سازد. از همین روی، ماهیت دانش آموخته شده و نگاه کلان جریان تربیت به این دانش نیز از جمله مسائل کلانی است که نظامهای تربیتی با آن دست به گریبانند. موضوع اخلاق و ارزشها نیز از سویی با وجود آدمی گره خورده و از سوی دیگر گاه با ادعاهای دانشی پشتیبانی شده است و به صورت محتوای تربیتی، مد نظر اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت قرار می گیرد. بنابراین این موضوع نیز از جمله محورهای مورد توجه در فعالیتهای تربیتی به شمار می رود.
بنابر این، می توان گفت سه مؤلفه انسان، دانش و ارزش، محوریترین مسائل کلان تعلیم و تربیتند که هر رویکرد تربیتی، ناگزیر از مواجهه با آنهاست. نگرش کلی هر رویکرد تربیتی به این مسائل، جهت جریان آن رویکرد را تا حد زیادی تعیین می کند و عملکردهای خرد آن را هدایت می نماید. بنابراین نگاه کلان نسبت به موضوع تربیت انسان و محتوای آن - دانش و ارزش، زیرساز هما فعالیتهای تربیتی یک رویکرد به شمار می آید.
در این میان، در دنیای امروز، سهم ساختارهای سیاسی- اجتماعی در تکوین ماهیت آدمی، پا رنگ تر گشته و شناخت پیچیدگی ها، چگونگی تأثیر و تأثرها و نحوه تعامل این ساختارها با وجود آدمی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. همین امر، تعلیم و تربیت را نیز به گونه ای گریزناپذیر و بیش ا گذشته با شبکه روابط پنهان و پیدای اجتماعی - سیاسی مرتبط ساخته و ماهیت تربیت را به گونه ای آمیخته با مسائل اجتماعی - سیاسی ساماندهی کرده است. ماهیت نظام های ارزشی و هنجارهای ارزشمند نیز بیش از گذشته با حقایق مطرح در دنیای دانش و نیز روندهای اجتماعی سیاسی در آمیخته است. همچنین زیرسؤال رفتن اعتبار داعیه های دانشی و فروریختن انگاره های مطلق گرایانه در باب دانش و گزاره های آن، عرصه های مختلف علمی و به ویژه علوم انسانی را دستخوش تغییرات اساسی ساخته و نظام های تربیتی را با چالش های جدی مواجه می سازد.
بنابراین می توان گفت هر گونه طرحی برای تربیت و نیز هر نوع ارزیابی عملکردهای تربیتی، بر نوعی از این دیدگاههای کلان استوار است. در چند دهه اخیر طرح دیدگاه های بدیع در این حوزهها، انگاره های دوران مدرن در این مسائل را دستخوش تحول ساخته و منظرهای جدیدی را در برابر اندیشمندان گشوده است. ظهور دیدگاه های جدید در این عرصه ها و تلاش برای فراتر رفتن از قالب های فکری گذشته، ابعاد تازه ای از این مسائل را پیش روی اندیشمندان نهاده و رویکردهای بدیعی را مطرح ساخته است.
در این میان، ظهور روش شناسی های جدید را که از دل فلسفه های متناظر خویش متولد شده و به تدریج در سایر رشته های علوم انسانی نیز نفوذ کرده اند، می توان در زمره مهمترین تحولات حوزه فلسفه قرار داد. در هر یک از فلسفههای جدید، اندیشمندان با طرح نگرشهای نو به واقعیت، جنبه هایی فراموش شده از آن را بررسی کرده اند و در نهایت، الگوهای جدیدی برای پژوهش درباره واقعیت به ویژه واقعیت های انسانی ساخته و پرداخته اند.
پیشرفت دانش در هر زمینه، مرهون انجام پژوهش در آن حیطه است و انجام پژوهش بدون دستیابی به روشی نظام مند امکان پذیر نخواهد بود. به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران - از جمله قراملکی (۱۳۸۵) - مهمترین عامل رشد علم، مطالعات نظاممند است. گرچه در زبان عامیانه، هرگونه تحقیق و تتبعی، پژوهش خوانده می شود، اما در اصطلاح خاص علمی، پژوهش ناگزیر از تبعیت از روشی ویژه و نظام مند است؛ رویکردی که در ضمن تضمین اعتبار یافته ها و دست آوردهای پژوهش، وظایف دیگری را نیز بر عهده گیرد. مفهوم سازی های پژوهشگر در مورد واژه های کلیدی پژوهش (قراملکی، ۱۳۸۵)، راهبردهای وی در رویارویی با مسأله و نیز چگونگی استفاده از تکنیکها و فنون جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها در دامان رویکرد و روش پژوهشی وی سامان می یابند و بنابراین می توان گفت، رویکرد پژوهش، هدایت کل فرایند تحقیق را از ابتدا تا انتها بر عهده دارد.
منبع: تبارشناسی و تعلیم و تربیت، نرگس سجادیه، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، تهران1394
نظر دهید » 
آرایش و نوع لباس از سر ضمیر انسان خبر می دهد.همچنین لباس تحت تاثیر فرهنگ و معرف شخصیت افراد است. میان شخصیت افراد و فرهنگ عمومی نیز ارتباطی قوی وجود دارد. به نظر نویسنده نیاز به ابراز وجود خود به دیگران در جامعه فاقد ارزشهای معنوی به این دلیل است که تنها جامعه اصالت دارد و فرصت بودن و نشان دادن و لذت بردن تنها چند روزی است . لذا مدسازان از این عطش سیری ناپذیر سودجویی می کنند .

فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی / فلسفه لباس عفیف ماندن است
متن زیر گزیده ای از کتاب “فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی” نوشته دکتر غلامعلی حداد عادل است که نگاهی عمیق به موضوع خودباختگی فرهنگی دارد. این کتاب اولین بار در سال 1359 منتشر شد و آنچه می خوانید گزارشی از چاپ چهارم این کتاب است.
نویسنده در مقدمه لباس پوشیدن را از دیدگاههای مختلفی چون روانشناسی، اخلاق، اقتصاد، جامعه شناسی، مذهب، قانون و جغرافیا قابل مطالعه می داند و می نویسد: منشا اصلی پیدایش لباس نیاز به محفوظ ماندن، عفیف ماندن و زیبابودن است امااشتباه است اگر تصور کنیم که می توانیم این همه اختلاف و تنوع را که در لباس افراد در جوامع و دورانهای مختلف دیده می شود تنها با درنظر گرفتن این سه اصل توجیه کنیم. رابطه فرهنگ و لباس را در طول رابطه لباس با سایر عوامل اجتماعی، اقلیمی، اقتصادی و تاریخی می دانیم نه در عرض آن. به عبارت دیگر، ما تاثیر فرهنگ را بر لباس مهمتر و کلی تر از آن می دانیم که از آن در ردیف سایرتاثیرها گفتگو کنیم و معتقدیم همه تغییراتی که در لباس ازناحیه عواملی داخلی غیر از فرهنگ ایجاد می شود تابع رابطه لباس و فرهنگ و محاط در چارچوب محدودیتهای فرهنگی است .
رابطه لباس و فرهنگ
دکتر حداد عادل فرهنگ را کلی ترین بخش و نگرشی که یک جامعه نسبت به جهان دارد می داند و از نقش جهان بینی در جنبه های محسوس زندگی سخن می گوید و تاکید می کند که اختلاف در لباس جوامع علاوه بر عوامل اجتماعی ، اقتصادی و . . . ناشی از فرهنگها و بینشهای مختلف آنان است و می نویسد : انسان بسته به این که برای جهان چه معنایی قائل باشد، خود را چگونه موجودی بشناسد، چه سرنوشتی برای خود تصور کند وسعادت خود را درچه بداند، لباس پوشیدن تفاوت می کند. معتقدیم که اگر در جوامع غربی مذهب و قانون تعیین کننده نوع پوشش نیست نباید تصور کرد که مردم در انتخاب لباس آزادند و لباس آنان از هیچ معیار و ملاکی تبعیت نمی کند وهیچ بینش برآن حاکم نیست. لباس انسان، نخست تابع فرهنگ جامعه اوست وسپس تابع سلیقه خود او. جامعه غربی با لباسی که برتن دارد با ما سخن می گوید اگر به این سخن گوش دهیم فلسفه و فرهنگ غرب را خواهیم شنید.
نظر دهید » 
دانلود مداحی کودکانه باز این چه شورش است که در خلق عالم است - امیری حسین و نعم الامیر + متن

صوت مداحی کودکانه باز این چه شورش است که در خلق عالم است - امیری حسین و نعم الامیر
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
أمیری حسینٌ و نِعم الأمیر
ماه ناله، ماه ماتم، ماه غم
قلب من گشته هوایی حرم
زیر باران دو چشمان ترم
می زنم در روضههای تو قدم
می نویسم روی قلبم نام تو
بر لبانم باز شعر «محتشم»:
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است…»
زینت دوش نبی! آخر چرا
سر جدایی در دل صحرا حسین؟
من فدای آن لبان خشک تو
تشنه کامی بر لب دریا حسین!
خواهر تو زینبت شد بی پناه
بعد تو در عصر عاشورا حسین
نظر دهید » 
محبوبترین مخلوق نزد خدا
محبوب ترین مخلوق نزد خدارسول خدا1: «وَلَمَوْلُودٌ فِی أُمَّتِی أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْس.»
«همانا یک نوزادِ متولد شده در امّتم، از آنچه خورشید بر آن می تابد، نزد من محبوب تر است.» مستدرک الوسائل، ج 14، ص 153 .
افتخار کردن پیامبر صلی الله علیه و آله به ازدیاد نسل
پیامبر: «تَنَاکَحُوا تَنَاسَلُوا تَکْثُرُوا فَإِنِّی أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلَوْ بِالسِّقْط.»
«ازدواج و تولید نسل کنید و زیاد شوید که من در روز قیامت به شما مباهات می کنم؛ حتی به طفلی که سقط شده باشد.»بحار الانوار، ج 44، ص 169.
مباهات حضرت رسول صلی الله علیه و آله به کثرت اولاد
حضرت رسول صلی الله علیه و آله: «أَکْثِرُوا الْوَلَدَ أُکَاثِرْ بِکُمُ الْأُمَمَ غَداً.»
«اولاد خود را زیاد کنید. من فردای قیامت به کثرت شما بر سایر امت ها افتخار می کنم.» وسائل الشیعه، ج 21، ص 357.
برترین زنان
نبی خاتم صلی الله علیه و آله: «خَیْرُ النِّسَاءِ الْوَلُودُ الْوَدُودُ.»
«بهترین زنان، زن بسیار فرزندآور و مهربان است.» نثر اللآلئ، ص 64.

فرزند بخواهید
رسول اکرم صلی الله علیه و آله: «اطْلُبُوا الْوَلَدَ وَالْتَمِسُوهُ فَإِنَّهُ قُرَّةُ الْعَیْنِ وَرَیْحَانَةُ الْقَلْبِ وَإِیَّاکُمْ وَالْعَجْزَ وَالْعَقْرَ.»
«در طلب فرزند باشید و آن را [از خدا] بخواهید که فرزند، روشنی چشم و ریحانه قلب است و از ازدواج با زنان پیر و نازا بپرهیزید.»بحار الانوار، ج 101، ص 84.
شکوه از اندک بودن شیعیان
در فرازی از دعای افتتاح چنین آمده است:
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُوا إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَغَیْبَةَ وَلِیِّنَا (إِمَامِنَا)وَکَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَقِلَّةَ عَدَدِنَا.»
«بارالها ما به درگاهت از فقدان پیغمبرمان صلی الله علیه و آله و غیبت اماممان و بسیاری دشمنمان و کمی عددمان شکایت می کنیم.»مفاتیح الجنان، دعای افتتاح، ص330.
فرزند صالح، گل بهشتی
خاتم انبیا صلی الله علیه و آله: «إِنَّ الْوَلَدَ الصَّالِحَ رَیْحَانَةٌ مِنْ رَیَاحِینِ الْجَنَّة.»
«فرزند شایسته و خوب، گلی از گل های بهشت است.»الکافی، ج6، ص3.
طلب فرزند مؤمن از خدا
رسول خاتم صلی الله علیه و آله: «مَا یَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ یَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهَ یَرْزُقُهُ نَسَمَةً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه.»
«چه چیزی مؤمن را از داشتن خانواده مانع می شود؟ شاید خدا به او فرزندی دهد که زمین را با [گفتن] لااله الاالله سنگین سازد.»وسائل الشیعه، ج20، ص14.
نظر دهید »