
عوامل رو سیاه شدن در قیامت

یکی از اوصافی که در قرآن در مورد روز قیامت آمده” روزی که چهرهایی سفید و چهره هایی سیاه شود ” که برخی از عوامل رو سفید شدن در قیامت عبارتند از تقوای الهی ،انس و الفت با اهل بیت علیهم السلام ،جهاد،انفاق،عفت، و …. در این مقاله برخی از عوامل رو سیاه شدن و بی آبرویی در برزخ را به اختصار ذکر می کنیم .
نظر دهید » 
ریشه غضب الهی و فعال شدن آن در درون ما انسان هاست. خدا سیستم ما را جوری آفریده که یک سری باید ها و نباید هایی هست، اگر ما خلاف این عمل کردیم یعنی فاصله گرفتیم. خدا هیچ گاه از دست ما عصبانی نمیشود بلکه ما هستیم که از خداوند دور میشویم. این دوری از خداوند یعنی خدا غضب کرده است.

میفرماید: از پاکیها بخورید و بیاشامید (هر کاری که میکنید پاکی و طهارت باشد) اگر علیه اینها طغیان کردید از رحمت خدا دور میشوید و سقوط میکنید. خدا از سر رحمت میگوید که خودت را از رحمت من دور نکن.
این معنای غضب که ریشه ای در خود ما انسانها دارد. پس نگویید که خدا علیه ما غضب کرده است، تو از خدا فاصله گرفته ای. این غضب به نفع خودت برمی گردد. چرا خدا غضب میکند؟ خدا غضب نکرده است، تو داری از رحمت الهی دور میشوی و در حقیقت خدا از تو طلبکار است نه اینکه تو از خدا طلبکار باشی. خدا میفرماید که من این فضای قشنگ را برای تو فراهم کردهام، چرا از این فضا دور میشوی؟امام رضا علیه السلام :خداوند عزّ و جلّ به یكى از پیامبران خود وحى فرمود كه : هرگاه اطاعت شوم ، خشنود مى گردم و چون خشنود گردم ، بركت مى دهم و بركت من پایانى ندارد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم ) به معراج تشریف برده بودند و در معراج در بهشت سرزمین های آماده کشت و ساخت دیده بودند و مشاهده کرده بودند که فرشتگانی مشغول ساختمان اند. بخشی از مدت را به ساختن آن قصری و ساختمان های دیگر قصرهای بهشتی می پردازند. بخشی را هم بیکار می نشینند. ایشان از جبرائیل سوال کرد که چرا آنگونه است؟ او خدمت شان عرض کرد که آقا باید وسایل ساختمان و تدارکات برایشان برسد. بدون تدارکات نمی شود ساختمان ساخت. حالا تدارکاتش چیست؟ حالا ایشان مثال زده بود. ذکری است که صاحب این قصر می گوید.
آدم با یک مقدمات آماده ای برای ساختن آمده است؛ اگر درست رفتار کند، ساختمان درست ساخته می شود. شما با ساختمان درست از حادثه مرگ به سلامت می گذرید؛ در واقع اگر انسان ساختمان درست و سالم و به اندازه کافی ساخته باشد، به راحتی از حادثه بزرگ مرگ می گذرد. اگر ساختمان درستی ساخته باشد که حالا آن خودش یک مرحله بالاتری از ساختمان لازم دارد، درست به قیامت می آید.
ساختمان درست در نماز دیده می شود. اگر یک نماز درست خواندی، نشان می دهد که ساختمان درست شده است. به حد کفایت ساختمان ساخته شده و هیچ کم نیست. اگر یک ذره پنجره اش کم باشد، در نماز دیده می شود. یک دانه آجرش کم باشد در نمازت دیده می شود. آدم کمبودش را در نماز احساس می کند. اگر یک دانه نماز درست خوانده شد، آن زمان ساختمان کامل است.
درست چیست؟
آن است که آدم یک نماز بخواند و هیچ چیز از دنیا به خاطر او نگذرد؛ یعنی از حوادث و مسائل دنیایی چیزی از خاطر او عبور نکند.نماز درست خودش برکت دارد ، مایه خیر و برکت هم می شود .
امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند به بركت وجود شیعیان نمازگزار ما، عذاب را از شیعیانى كه نماز نمى خوانند دفع مى كند. اگر همه آنها نماز را ترک مى كردند، قطعاً هلاک مى شدند ، و خداوند به بركت وجود شیعیان زكات پرداز ما [عذاب را] از شیعیانى كه زكات نمى دهند دور مى گرداند… و این است معناى سخن خداوند عزّ و جلّ كه: “اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمى كرد، قطعاً زمین تباه مى گردید."(سوره بقره آیه 251) .(الكافی : 2/451/1)
هرچه آدم جوان تر است و سن کمتری دارد، زودتر می تواند تصمیم بگیرد و از چشم و زبان و گوش و دستش شروع کند و برای یک پاکی در چشم و گوش و زبان و دست و .. تصمیم بگیرد.
منبع : بیانات حجت الاسلام جاودان (برنامه سمت خدا)
نظر دهید » 
عمل برای خوشبختی واقعی !!

آرزوی خوشبختی و تلاش برای بدست آوردن آن خواسته ی تمامی انسان هاست. اما آنچه در این بین شایان توجه است تفاوت ها و تمایزاتی است که در تعریف خوشبختی دیده می شود.
تفاوت در جهان بینی افراد و نوع نگرش آنها به زندگی مادی سرچشمه ی چنین اختلافاتی گردیده است.
نظر دهید » 
حضرت علی (علیه السلام) در خانه امین قریش

از سال ازدواج پیامبر اکرم با خدیجه کبری(علیهماالسلام) - كه بیست و پنجمین سال عمر رسول خدا بود - تا سىامین سال عمر آن حضرت، اتفاق مهمى كه در تاریخ ضبط شده باشد در زندگانى آن بزرگوار ذكر نشده است، و بنابر روایات مشهور علماى شیعه و اهل تسنن، در سىامین سال عمر آن حضرت بود كه حضرت على(علیهالسلام) در خانه ابوطالب به دنیا آمد.
1 نظر » 
آن وقت که دلها می میرند

یا عَلى ثَلاثٌ مُجالَسَتُهُمْ تُمیتُ الْقَلْبَ: مُجالَسَةُ الاَْنْذال وَ مُجالَسَةُ الاَغْنیاء; وَالَحَدیثُ مَعَ النِّساء.
اى على، همنشینى با سه گروه قلب را مى میراند: همنشینى با انسانهاى پست، همنشینى با ثروتمندان، سخن گفتن با زنان.
نكته هایى كه از این فقره از وصیّت نامه حضرت رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) خطاب به امیرمؤمنان (علیه السلام) استفاده مى شود این است كه:
نظر دهید » 
از زبان همسر استاد مطهری
ساعتی از نیمه شب میگذشت، که زنگ ساعت مرتضی به صدا در آمد، عادت همیشهاش بود، که در تاریکی شب به دور از چشم بندههای خدا با معبودش راز و نیاز کند. اما آن شب حال دیگری داشت. صدای گریهاش را میشنیدم. دلم میخواست کمی بلندتر حرف بزند. تا من……….هم بشنوم که مرتضی در دل سیاه شب چگونه او را صدا میزند و یا حداقل یاد بگیرم که انسان چطور باید با خالقش صحبت کند.

نجوای شبانهاش که تمام شد، سر بر بالین نهاد تا کمی آرام گیرد. اما ساعتی یعد یکباره از جا برخاست. نور مهتاب اتاق را روشن کرده بود. پرسیدم: مرتضی چه شده؟ سکوت سنگینی میان من و او فاصله انداخت. التهاب و موج هیجان در نگاهش بود، دلم طاقت نیاورد. دوباره پرسیدم: « مرتضی چه اتفاقی افتاده؟» آرام لب به سخن گشود.
خواب دیدم؛ خواب عجیبی که در باور انسان نمیگنجد. من و امام در صحن مسجد الحرام در کنار کعبه ایستاده بودیم. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به سمت ما آمد من به امام اشاره کردم: آقا فرزند شما هستند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) امام را بوسید بعد به سمت من آمد و مرا محکم در آغوش فشرد و صورتم را بوسید. هنوز گرمی لبهای پیامبر را بر گونه هایم احساس میکنم حادثه مهمی در راه است.
پنج شب گذشت، پنج شب به یاد ماندنی، پنج شب ناب از حضور او در میان جمع خانواده، پنج شب آموختن از او که دغدغه اسلام محمدی (صلیاللهعلیهوآله) را داشت.
پنج شب به اندازه یک ثانیه گذشت و مرتضی مجروح و خون آلود از تیر کینه منافقین در بیمارستان طرفه بر بستر افتاد. زمان به سرعت میگذشت وشاید در آن لحظه هیچ کس باور نداشت که او اینگونه ما را رها کند، ما که هنوز تشنه آموختن بودیم، سؤالات مکرر در ذهنم میآمد چرا در تمام این مدت نپرسیدم، چرا نخواستم که بگوید. شاید قرنها از تاریخ انسان بگذرد تا چون اویی در عالم ظاهر گردد. چرا نپرسیدم…….؟
زمان ایستاد و مرتضی پر کشید وقتی به خانه رسیدم، پاسی از شب گذشته بود. صدای زنگ ساعت مرتضی برای دعای شبانهاش تنها صدای حاکم بر فضای خانه بود. بغض تلخی بر جانم نشست و یکباره به هق هق گریه تبدیل شد. چه بزرگی را در ماه بهشتی، ماه خدا از دست دادیم.
منبع:
www.m-motahari.com
نظر دهید » << 1 ... 777 778 779 ...780 ...781 782 783 ...784 ...785 786 787 ... 798 >>