<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>فانوس</title>
		<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description>فانوس</description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>آماده باش سپاه اسلام در سرتاسر جهان</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/آماده-باش-سپاه-اسلام-در-سرتاسر-جهان</link>
			<pubDate>23:17:00 +0330 یکشنبه، 12 بهمن 1404</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">ج -امام حسین علیه السلام</category>			<guid isPermaLink="false">1848877@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/screenshot__-_-_-_-_-_-__com.-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1080&quot; height=&quot;1088&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/screenshot__-_-_-_-_-_-__com.-1.jpg" alt="" width="1080" height="1088" /></p><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/آماده-باش-سپاه-اسلام-در-سرتاسر-جهان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1848877</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>مصادیق سبک زندگی اسلامی در سیره ائمه اطهار علیهم السلام</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/مصادیق-سبک-زندگی-اسلامی-در-سیره-ائمه-اطهار-علیهم-السلام</link>
			<pubDate>23:05:00 +0330 جمعه، 5 آبان 1402</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">سبك زندگي</category>			<guid isPermaLink="false">1647535@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;هنگامی که از سبك زندگي سخن مي‌گوييم اولاً باید شيوه زندگي ساختار‌مند باشد و سيستمي به قضيه نگاه كرد نه تك‌رفتاري؛ ثانياً متأثر از باورها و ارزش‌ها باشد. به عبارت ديگر، رفتار نهادينه شده را سبك زندگي مي‌گوييم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_41_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;600&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;هجمه عظیمی توسط رسانه های مختلف غربی به ابعاد مختلف سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی ما صورت گرفته است. پادزهر اصلی مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;البته این هجمه اختصاص به سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما ندارد، بلکه همه دنیا از آن ناراضی اند و حتی اروپائیان هم از اینکه سبک زندگی آمریکایی در کشورشان رواج پیدا می کند و هویت بومی و ملی شان را از بین می برد، ناراحتند. ولی کشور ما در نوک این حملات قرار دارد. هزاران شبکه ماهواره ای در کشور ما قابل دریافتند؛ هرچند همه به قصد ضربه زدن به سبک زندگی ما راه اندازی نشدند، ولی طبق برخی از آمار دو یا سه هزار شبکه ماهواره ای به طور قطع در کشور ما قابل دریافت است و اغلب اینها به زبان فارسی نیستند و عموم مردم ما نمی فهمند که اینها چه می گویند؛ اما از طریق کارکردی که اغلب اینها دارند، می توان فهمید که دگرگون کردن سبک زندگی جامعه مخاطبانشان را در دستور کار خود دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;به عنوان مثال: پخش موسیقی، آموزش رقص، نمایش مد و مدل، طراحی و دکوراسیون خانه و. .. هنرهایی هستند که بدون اینکه حرفی بزنند و یا نیاز به فهم زبان باشد، منتقل می شود که همه از مصادیق سبک زندگی هستند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;بنابراین، یکی از مهم ترین پادزهرهای مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است. با توجه به اینکه ذهن و زبان مردم کشورها اهل بیتی است اگر سبک زندگی و رفتار آنها را اهل بیتی و روزآمد کنیم، بهترین پادزهر در راه مقابله با اینها و ترویج سبک زندگی اهل بیت در سراسر دنیا خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;انقلاب اسلامی که با تأسی از فرهنگ اهل بیت به پیروزی رسید و به حیات خویش ادامه می دهد، مدعی پایه گذاری تمدنی جدید در عالم اسلام و گشایش درهایی جدید برای بشریت است. سالم ترین، زیباترین و ملموس ترین شیوه تمدن اسلامی، شیوه زندگی اسلامی است که در سخن و سیره اهل بیت (ع) عرضه شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;به تعبیر مقام معظم رهبری، این تمدن نرم افزاری می خواهد تا مردم محصولش را ببینند. لذا اگر صرفاً به اعتقادات و ارزش ها و سخنانی که از اهل بیت منتقل شده اکتفا کنیم و به تعبیر دیگر، فقط آموزه های دینی را تبلیغ کنیم ممکن است برای قشر محدودی از افراد در دنیا و در جامعه مان که دغدغه های اندیشه ای و معرفتی دارند جذابیت داشته باشد، ولی انگشت شمار و محدودند؛ اما زمانی این تمدن برای عموم مردم جامعه خودمان (یعنی همین حوزه تمدنی خاص اسلامی ـ ایرانی) و برای ملت های مختلف دنیا، جذابیت دارد و قدرت عرض اندام در مقابل سایر تمدن ها را خواهند داشت که محصول و میوه تمدنی را بچشند و ببیند و به صورت ملموس احساس کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;کارشناسان معتقدند که طریقه سبک زندگی، بُعد بیان گرایانه و نمایش گرایانه دارد و هویت باطنی و درونی جامعه را نمایش می دهد. ارزش ها و باورها دیدنی نیستند. زمانی می توان درون ملکات نفسانی را دید که به سبک و شیوه زندگی تبدیل شود و قابل عرضه و ارزیابی باشد. اگر این میوه تمدن اسلامی که در سخن و سیره اهل بیت عرضه شده به صورت روزآمد باشد شیرین ترین و جذاب ترین میوه ای است که می تواند برای بشریت عرضه شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;چینش سبک زندگی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;سبک زندگی از منظرهای گوناگون مورد تعریف و تحلیل قرار گرفته است. با توجه به اینکه حدود 130 سال از عمر این واژه می گذرد، تعاریف متنوعی از منظر جامعه شناختی و روان شناختی و ارزش شناختی برای آن ارائه شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;سبک زندگی را با توجه به معارف اهل بیت (ع) و محور بحث و موضوع همایش می توان به این صورت تعریف کرد: سبک زندگی مجموعه ای از رفتارهای فردی یا اجتماعی است که متأثر از باورها و ارزش های پذیرفته شده، امیال فردی، محیط اجتماعی و شرایط اقلیمی، وجهه غالب رفتار فرد، گروه یا جامعه شده باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;به نظر بنده این دقیق ترین و قابل دفاع ترین تعریف از سبک زندگی است که با توجه به الهام از معارف اهل بیت و سیره و سخن آنان بیان شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;هنگامی که از سبک زندگی سخن می گوییم اولاً باید شیوه زندگی ساختار مند باشد و سیستمی به قضیه نگاه کرد نه تک رفتاری؛ ثانیاً متأثر از باورها و ارزش ها باشد. به عبارت دیگر، رفتار نهادینه شده را سبک زندگی می گوییم. به عنوان مثال: اگر کسی یک بار در جلسه ای نوشیدنی خاصی مانند دلستر خورد، نمی توانیم بگوییم سبک تغذیه ای ایشان در نوشیدنی ها دلستر خوردن است؛ زیرا یک بار اتفاق افتاده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;مثال دیگر اینکه الان در عروسی ها مد شده که دامادها شب عروسی شان کراوات می زنند. ولی نمی توانیم بگوییم سبک پوشش این افراد کراوات زدن است. اینها رفتار موردی است و اصطلاحاً به اینها سبک زندگی گفته نمی شود. سبک زندگی باید وجهه غالب رفتار فرد یا گروه و یا جامعه شده باشد. با توجه به این تعریف، اهمیت سبک زندگی از نگاه اهل بیت و در سخن و سیره اهل بیت را توضیح خواهم داد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://fanoos.kowsarblog.ir/مصادیق-سبک-زندگی-اسلامی-در-سیره-ائمه-اطهار-علیهم-السلام#more1647535&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">هنگامی که از سبك زندگي سخن مي‌گوييم اولاً باید شيوه زندگي ساختار‌مند باشد و سيستمي به قضيه نگاه كرد نه تك‌رفتاري؛ ثانياً متأثر از باورها و ارزش‌ها باشد. به عبارت ديگر، رفتار نهادينه شده را سبك زندگي مي‌گوييم.</span><br /><span style="color: #808000;"> </span><br /><br /></p>
<p style="text-align: center;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_41_.jpg" alt="" width="1000" height="600" /></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">هجمه عظیمی توسط رسانه های مختلف غربی به ابعاد مختلف سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی ما صورت گرفته است. پادزهر اصلی مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">البته این هجمه اختصاص به سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما ندارد، بلکه همه دنیا از آن ناراضی اند و حتی اروپائیان هم از اینکه سبک زندگی آمریکایی در کشورشان رواج پیدا می کند و هویت بومی و ملی شان را از بین می برد، ناراحتند. ولی کشور ما در نوک این حملات قرار دارد. هزاران شبکه ماهواره ای در کشور ما قابل دریافتند؛ هرچند همه به قصد ضربه زدن به سبک زندگی ما راه اندازی نشدند، ولی طبق برخی از آمار دو یا سه هزار شبکه ماهواره ای به طور قطع در کشور ما قابل دریافت است و اغلب اینها به زبان فارسی نیستند و عموم مردم ما نمی فهمند که اینها چه می گویند؛ اما از طریق کارکردی که اغلب اینها دارند، می توان فهمید که دگرگون کردن سبک زندگی جامعه مخاطبانشان را در دستور کار خود دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">به عنوان مثال: پخش موسیقی، آموزش رقص، نمایش مد و مدل، طراحی و دکوراسیون خانه و. .. هنرهایی هستند که بدون اینکه حرفی بزنند و یا نیاز به فهم زبان باشد، منتقل می شود که همه از مصادیق سبک زندگی هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">بنابراین، یکی از مهم ترین پادزهرهای مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است. با توجه به اینکه ذهن و زبان مردم کشورها اهل بیتی است اگر سبک زندگی و رفتار آنها را اهل بیتی و روزآمد کنیم، بهترین پادزهر در راه مقابله با اینها و ترویج سبک زندگی اهل بیت در سراسر دنیا خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">انقلاب اسلامی که با تأسی از فرهنگ اهل بیت به پیروزی رسید و به حیات خویش ادامه می دهد، مدعی پایه گذاری تمدنی جدید در عالم اسلام و گشایش درهایی جدید برای بشریت است. سالم ترین، زیباترین و ملموس ترین شیوه تمدن اسلامی، شیوه زندگی اسلامی است که در سخن و سیره اهل بیت (ع) عرضه شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">به تعبیر مقام معظم رهبری، این تمدن نرم افزاری می خواهد تا مردم محصولش را ببینند. لذا اگر صرفاً به اعتقادات و ارزش ها و سخنانی که از اهل بیت منتقل شده اکتفا کنیم و به تعبیر دیگر، فقط آموزه های دینی را تبلیغ کنیم ممکن است برای قشر محدودی از افراد در دنیا و در جامعه مان که دغدغه های اندیشه ای و معرفتی دارند جذابیت داشته باشد، ولی انگشت شمار و محدودند؛ اما زمانی این تمدن برای عموم مردم جامعه خودمان (یعنی همین حوزه تمدنی خاص اسلامی ـ ایرانی) و برای ملت های مختلف دنیا، جذابیت دارد و قدرت عرض اندام در مقابل سایر تمدن ها را خواهند داشت که محصول و میوه تمدنی را بچشند و ببیند و به صورت ملموس احساس کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">کارشناسان معتقدند که طریقه سبک زندگی، بُعد بیان گرایانه و نمایش گرایانه دارد و هویت باطنی و درونی جامعه را نمایش می دهد. ارزش ها و باورها دیدنی نیستند. زمانی می توان درون ملکات نفسانی را دید که به سبک و شیوه زندگی تبدیل شود و قابل عرضه و ارزیابی باشد. اگر این میوه تمدن اسلامی که در سخن و سیره اهل بیت عرضه شده به صورت روزآمد باشد شیرین ترین و جذاب ترین میوه ای است که می تواند برای بشریت عرضه شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">چینش سبک زندگی</span><br /><span style="color: #808000;">سبک زندگی از منظرهای گوناگون مورد تعریف و تحلیل قرار گرفته است. با توجه به اینکه حدود 130 سال از عمر این واژه می گذرد، تعاریف متنوعی از منظر جامعه شناختی و روان شناختی و ارزش شناختی برای آن ارائه شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">سبک زندگی را با توجه به معارف اهل بیت (ع) و محور بحث و موضوع همایش می توان به این صورت تعریف کرد: سبک زندگی مجموعه ای از رفتارهای فردی یا اجتماعی است که متأثر از باورها و ارزش های پذیرفته شده، امیال فردی، محیط اجتماعی و شرایط اقلیمی، وجهه غالب رفتار فرد، گروه یا جامعه شده باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">به نظر بنده این دقیق ترین و قابل دفاع ترین تعریف از سبک زندگی است که با توجه به الهام از معارف اهل بیت و سیره و سخن آنان بیان شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">هنگامی که از سبک زندگی سخن می گوییم اولاً باید شیوه زندگی ساختار مند باشد و سیستمی به قضیه نگاه کرد نه تک رفتاری؛ ثانیاً متأثر از باورها و ارزش ها باشد. به عبارت دیگر، رفتار نهادینه شده را سبک زندگی می گوییم. به عنوان مثال: اگر کسی یک بار در جلسه ای نوشیدنی خاصی مانند دلستر خورد، نمی توانیم بگوییم سبک تغذیه ای ایشان در نوشیدنی ها دلستر خوردن است؛ زیرا یک بار اتفاق افتاده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">مثال دیگر اینکه الان در عروسی ها مد شده که دامادها شب عروسی شان کراوات می زنند. ولی نمی توانیم بگوییم سبک پوشش این افراد کراوات زدن است. اینها رفتار موردی است و اصطلاحاً به اینها سبک زندگی گفته نمی شود. سبک زندگی باید وجهه غالب رفتار فرد یا گروه و یا جامعه شده باشد. با توجه به این تعریف، اهمیت سبک زندگی از نگاه اهل بیت و در سخن و سیره اهل بیت را توضیح خواهم داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;"></span></p><a href="https://fanoos.kowsarblog.ir/مصادیق-سبک-زندگی-اسلامی-در-سیره-ائمه-اطهار-علیهم-السلام#more1647535">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/مصادیق-سبک-زندگی-اسلامی-در-سیره-ائمه-اطهار-علیهم-السلام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1647535</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>پژوهشی در متن دعای ندبه</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/تدوین-چکیده-سخنرانی-های-حجت-الاسلام-حسین-انصاری-از-سال-۱۳۹۴-تا-۱۳۹۹پیرامون-دعای-ندبه</link>
			<pubDate>22:58:00 +0330 جمعه، 5 آبان 1402</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">پژوهشی در متن دعای ندبه</category>			<guid isPermaLink="false">1647534@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;دعای ندبه که در چهار عید سعید فطر،قربان، غدیر خم، و روز جمعه خواندن آن مستحب شمرده می شود به عبارتی متن زیارت شریفی است که یک دورۀ کامل از عقاید، تاریخ، سیره، استراتژی و هویت شیعی را در خود دارد. گستردگی و فراگیری مضامین اصلی در این زیارت، آن را به اساسنامه دیدگاهی شیعه در عصر غیبت، تبدیل کرده است و جایگاه و اهمیت ویژه ای به آن می بخشد. در این مقاله سعی شده است تا بندهایی از این دعای پر محتوا که شامل مباحثی از رسالت پیامبر(ص)، نام علی(ع) به عنوان رمز اتحاد، جایگاه فاطمه(س) و مباحث هدایت سه گانه و … را بازخوانی کرده و اشارات رمز و رازدار و تاکیدهای متن زیارت را بر این مسأله ها به صورت  اجمالی بررسی گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt; (تدوین چکیده سخنرانی های حجت الاسلام حسین انصاری از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۹پیرامون دعای ندبه)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_40_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;800&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;مقدمه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;دعای ندبه مشتمل بر استغاثه و استمداد از امام زمان(عج) و تاسف بر غیبت و گریه از فراق ایشان است؛ از این‌رو به این نام شهرت یافته است.(حائری،ج۷: ۵۳۵) ندبه به معنی فراخوانی و نیز گریه و ناله است. دعای ندبه را اولین بار محمّد بن جعفر بن مشهدی (از علمای قرن ششم هـ.ق) در کتاب «مزار کبیر» معروف به مزار ابن مشهدی، از محمد بن علی بن ابی‌قرّه و او از کتاب محمد بن حسین بن سفیان بَزوفَری آورده است.(مشهدی،۱۴۱۹ق: ۵۷۳_۵۸۴) سپس سید ابن طاووس(م ۶۶۴ق)، در کتاب اقبال الاعمال این دعا را به امام صادق علیه‌السلام نسبت داده است.(سید بن طاووس،۱۳۷۶ش: ۵۰۴_۵۱۴) شیخ محمدتقی شوشتری (۱۲۸۱-۱۳۷۴ش)، رجالی معاصر، این دعا را انشاء امام زمان(ع) یا انشاء بزوفری می‌دانست و انتساب آن را به امام صادق(ع) رد کرده است.(استادی: ۱۰۴_۱۱۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;دعای ندبه با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر(ص) و آل او آغاز می‌گردد، سپس حکمت برگزیده شدن انبیاء و اولیاء و اینکه آنها مورد قبول خداوند بوده‌اند بیان شده است و مهمترین فضیلت زندگی هر یک از پیامبران اولوالعزم و پیش از آنان حضرت آدم اشاره شده و تاکید گردیده که برای اینکه حق پایدار بماند برای هر یک از آنان وصی و جانشین از سوی خدواند تعیین گردید به خاطر اینکه باطل بر اهل حق چیره نشود و احدی بر خدواند عذری نیاورد که چرا پیامبر و فرستاده‌ای از سوی تو نیامد و راهنمای هشدار دهنده‌ای نرسید تا آیات تو را پیروی کنیم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;آنگاه به جانشینی حضرت علی(ع) می‌پردازد و با آوردن قسمتی از فضایل آن حضرت سخن را به بی‌وفایی و شقاوتمندی دشمنان دین می‌کشاند که بر خلاف دستور صریحِ پیامبر اکرم(ص) امام علی(ع) و هدایتگران از فرزندانش را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند. آنگاه به استغاثه و اظهار شوق نسبت به آخرین بازمانده معصوم خاندان رسالت می‌پردازد و با درود مخصوص بر پیامبر(ص) و آل او با چند درخواست مهم برای تعجیل فرج و روی کار آمدن دولت حق و از بین رفتن باطل و محکم شدن پیوند با امام زمان(عج)، دعا خاتمه می‌یابد.(حائری،ج۷: ۵۳۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;شرح‌های متعددی از جمله شرح دعای ندبه از صدرالدین محمد حسنی مدرس یزدی، عقد الجمان لندبه صاحب الزمان از میرزا عبدالرحیم تبریزی و وسیله القربه فی شرح دعاء الندبه از شیخ علی خوئی و شرحی بر دعای ندبه از محدث ارموی (۱۳۷۵ش) بر دعای ندبه نوشته شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;خوانش ۱ : بازخوانی تاریخ سدۀ نخست با رویکرد کلامی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;دانش تاریخ ، کارایی متفاوتی دارد و فراتر از یک دانش و آگاهی صرف ، عمل می کند و به نیازهای گوناگونی پاسخ می دهد. از این میان یکی هم سودمندی تاریخ برای علم کلام و دانش دفاع از عقیده و درستی آن است که از دیرباز مورد بهره برداری بوده است. در تاریخ اسلام، تکیه بر گزاره های تاریخی برای اثبات عقیده و مذهب، مسئله ای شناخته شده و ناگزیر است و بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. گاهی تفاوت و تمایز مذاهب اسلامی و پیروان آنان از یکدیگر را در دانش تاریخی ، حافظۀ تاریخی ، و میزان درستی و اثبات پذیر بودن گزاره ها و تحلیل های تاریخی هر یک از گروه های مذهبی باید جستجو کرد. شیعه را دانش و خوانش تاریخی او از اسلام در سده های نخستین، شیعه کرده است. هم چنان که هویت مذاهب دیگر را نیز بدون تاریخ و جدای از آن نمی توان باز شناسی کرد. برای نمونه، پر رنگ بودن تاریخ زندگی برخی از همسران پیامبر(ص) و برخی از صحابه آن حضرت در خوانش تاریخی مذهب اهل سنت به گونه ای ویژه و فوق العاده می شود که در مذهب اهل بیت(ع) برخی دیگر از همان کسان. اکنون جدای از داوری در بارۀ گونه های متفاوتی از بازخوانی تاریخ سده نخست اسلامی ، باید به نکته تأکید و توجه کرد که مذاهب اسلامی به گونه ای –خواسته یا ناخواسته- تاریخی اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;دلیل تاریخی بودن –به معنای تکیه داشتن به تاریخ برای اثبات حقانیت- این مذاهب، را در رویکرد درونی آنها باید سراغ گرفت. ۱)جایگاه و ارزش تعیین کنندۀ نصوص آسمانی قرآن و پیامبر(ص) در بارۀ ادامۀ دین و سرنوشت آن و امر جانشینی؛ ۲) سابقه و پیشگامی در ایمان به پیامبر و تلاش در راه تحقق رسالت آن حضرت؛ و ۳) درگیری و تنازع بر امر خلافت پس از وفات پیامبر و گفتگو ها و موضعگیری ها و نیز اتفاقات و حوادث تلخ و خونباری که در همان روزگار به وقوع پیوسته است، نیاز مجموعۀ این مذاهب را به تاریخ جدی کرده است. البته در این میان سهم تشیع شاید ازحجم افزونتری برخوردار باشد که دلایل متعددی دارد. از جمله، به نصگرایی جدی تشیع درمسئلۀ اعتقاد به جانشینی پیامبر(ص) و ارزش فضائل و مناقب خاندان وحی، و سپس وضعیت سیاسی پیش آمده برای جامعۀ شیعه، باید اشاره کرد. از آنجا که حامیان و معتقدان به خلافت، بر مسند قدرت تکیه زده و تسلط سیاسی خود را با خشونت و ارعاب از یکسو و محافظه کاری و عقب نشینی حساب شده خاندان وحی و شیعیان از سوی دیگر، تثبیت کرده بودند، نیاز چندانی به تاریخ گذشته و تاکید بر گزاره های تاریخی برای خود نمی دیدند و داستان فتنه را به گمان خود تمام شده تلقی می نمودند. در حالی که شیعه برای اثبات اصول کوچک و بزرگ خود، به گزارش های تاریخی نیازی غیر قابل چشمپوشی داشت . درست اینکه مذهب شیعه – اگر نگوییم بیشتر- دست کم به اندازۀ نیاز مذهبی اش به عقل و خردورزی و استدلال، به تاریخ و تکرار و تحلیل آن خود را نیازمند می دید و باید به آن استناد می جست.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حقیقت های یاد شده، سبب شده است تا از نگاه بخشی از پژوهشگران، شیعه، بنیادگزار دانش تاریخ در جهان اسلام شناسایی شود و یا حداقل، از نگاه سختگیران، نیز از پیشگامان اولیۀ این دانش محسوب گردد.( در این باره رجوع کنید: «اصل الشیعه و اصولها»؛ و «تاسیس الشیعه لعلوم الشریعه») گذشته از کتابی مانند «کتاب سلیم بن قیس کوفی» کتاب های غیر قابل مناقشه دیگری را می توان یافت که نگرش تاریخی شیعه را بازگویی و روایت می کنند. مانند کتاب «السقیفه» و «الصفین» اثر نصر بن مزاحم منقری و کتاب «تاریخ ابی مخنف». بر همین اساس است که در تاریخ شیعه کتاب هایی را می توان یافت که کلامی اند اما خط رویکرد تاریخی در آنها درشت است، مانند «الایضاح» اثر فضل شادان نیشابوری و یا کتاب های تاریخی را نام برد که رویکرد کلامی در آنها قوت دارد، مانند «الارشاد» شیخ مفید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;با مقدمه ای که گذشت می شود دریافت که چرا یکی از ارکان چندگانۀ در فهرست موضوعات دعای ندبه، بازخوانی تاریخ سدۀ اول اسلامی و فرازهای حساس آن بوده است بلکه به نگاه و تحلیل تاریخی مستفاد از بخش تاریخی متن دعا که منظور انشاء کنندۀ دعا (معصوم «ع») پی برد ودر این آشنایی تحلیلی به دریافت های تازه دست یافت.(انصاری،۶ شهریور،۱۳۹۴)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://fanoos.kowsarblog.ir/تدوین-چکیده-سخنرانی-های-حجت-الاسلام-حسین-انصاری-از-سال-۱۳۹۴-تا-۱۳۹۹پیرامون-دعای-ندبه#more1647534&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">دعای ندبه که در چهار عید سعید فطر،قربان، غدیر خم، و روز جمعه خواندن آن مستحب شمرده می شود به عبارتی متن زیارت شریفی است که یک دورۀ کامل از عقاید، تاریخ، سیره، استراتژی و هویت شیعی را در خود دارد. گستردگی و فراگیری مضامین اصلی در این زیارت، آن را به اساسنامه دیدگاهی شیعه در عصر غیبت، تبدیل کرده است و جایگاه و اهمیت ویژه ای به آن می بخشد. در این مقاله سعی شده است تا بندهایی از این دعای پر محتوا که شامل مباحثی از رسالت پیامبر(ص)، نام علی(ع) به عنوان رمز اتحاد، جایگاه فاطمه(س) و مباحث هدایت سه گانه و … را بازخوانی کرده و اشارات رمز و رازدار و تاکیدهای متن زیارت را بر این مسأله ها به صورت  اجمالی بررسی گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;"> (تدوین چکیده سخنرانی های حجت الاسلام حسین انصاری از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۹پیرامون دعای ندبه)</span></p>
<p style="text-align: center;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_40_.jpg" alt="" width="1000" height="800" /></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">مقدمه:</span><br /><span style="color: #808000;">دعای ندبه مشتمل بر استغاثه و استمداد از امام زمان(عج) و تاسف بر غیبت و گریه از فراق ایشان است؛ از این‌رو به این نام شهرت یافته است.(حائری،ج۷: ۵۳۵) ندبه به معنی فراخوانی و نیز گریه و ناله است. دعای ندبه را اولین بار محمّد بن جعفر بن مشهدی (از علمای قرن ششم هـ.ق) در کتاب «مزار کبیر» معروف به مزار ابن مشهدی، از محمد بن علی بن ابی‌قرّه و او از کتاب محمد بن حسین بن سفیان بَزوفَری آورده است.(مشهدی،۱۴۱۹ق: ۵۷۳_۵۸۴) سپس سید ابن طاووس(م ۶۶۴ق)، در کتاب اقبال الاعمال این دعا را به امام صادق علیه‌السلام نسبت داده است.(سید بن طاووس،۱۳۷۶ش: ۵۰۴_۵۱۴) شیخ محمدتقی شوشتری (۱۲۸۱-۱۳۷۴ش)، رجالی معاصر، این دعا را انشاء امام زمان(ع) یا انشاء بزوفری می‌دانست و انتساب آن را به امام صادق(ع) رد کرده است.(استادی: ۱۰۴_۱۱۲)</span><br /><span style="color: #808000;">دعای ندبه با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر(ص) و آل او آغاز می‌گردد، سپس حکمت برگزیده شدن انبیاء و اولیاء و اینکه آنها مورد قبول خداوند بوده‌اند بیان شده است و مهمترین فضیلت زندگی هر یک از پیامبران اولوالعزم و پیش از آنان حضرت آدم اشاره شده و تاکید گردیده که برای اینکه حق پایدار بماند برای هر یک از آنان وصی و جانشین از سوی خدواند تعیین گردید به خاطر اینکه باطل بر اهل حق چیره نشود و احدی بر خدواند عذری نیاورد که چرا پیامبر و فرستاده‌ای از سوی تو نیامد و راهنمای هشدار دهنده‌ای نرسید تا آیات تو را پیروی کنیم.</span><br /><span style="color: #808000;">آنگاه به جانشینی حضرت علی(ع) می‌پردازد و با آوردن قسمتی از فضایل آن حضرت سخن را به بی‌وفایی و شقاوتمندی دشمنان دین می‌کشاند که بر خلاف دستور صریحِ پیامبر اکرم(ص) امام علی(ع) و هدایتگران از فرزندانش را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند. آنگاه به استغاثه و اظهار شوق نسبت به آخرین بازمانده معصوم خاندان رسالت می‌پردازد و با درود مخصوص بر پیامبر(ص) و آل او با چند درخواست مهم برای تعجیل فرج و روی کار آمدن دولت حق و از بین رفتن باطل و محکم شدن پیوند با امام زمان(عج)، دعا خاتمه می‌یابد.(حائری،ج۷: ۵۳۵)</span><br /><span style="color: #808000;">شرح‌های متعددی از جمله شرح دعای ندبه از صدرالدین محمد حسنی مدرس یزدی، عقد الجمان لندبه صاحب الزمان از میرزا عبدالرحیم تبریزی و وسیله القربه فی شرح دعاء الندبه از شیخ علی خوئی و شرحی بر دعای ندبه از محدث ارموی (۱۳۷۵ش) بر دعای ندبه نوشته شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">خوانش ۱ : بازخوانی تاریخ سدۀ نخست با رویکرد کلامی</span><br /><span style="color: #808000;">دانش تاریخ ، کارایی متفاوتی دارد و فراتر از یک دانش و آگاهی صرف ، عمل می کند و به نیازهای گوناگونی پاسخ می دهد. از این میان یکی هم سودمندی تاریخ برای علم کلام و دانش دفاع از عقیده و درستی آن است که از دیرباز مورد بهره برداری بوده است. در تاریخ اسلام، تکیه بر گزاره های تاریخی برای اثبات عقیده و مذهب، مسئله ای شناخته شده و ناگزیر است و بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. گاهی تفاوت و تمایز مذاهب اسلامی و پیروان آنان از یکدیگر را در دانش تاریخی ، حافظۀ تاریخی ، و میزان درستی و اثبات پذیر بودن گزاره ها و تحلیل های تاریخی هر یک از گروه های مذهبی باید جستجو کرد. شیعه را دانش و خوانش تاریخی او از اسلام در سده های نخستین، شیعه کرده است. هم چنان که هویت مذاهب دیگر را نیز بدون تاریخ و جدای از آن نمی توان باز شناسی کرد. برای نمونه، پر رنگ بودن تاریخ زندگی برخی از همسران پیامبر(ص) و برخی از صحابه آن حضرت در خوانش تاریخی مذهب اهل سنت به گونه ای ویژه و فوق العاده می شود که در مذهب اهل بیت(ع) برخی دیگر از همان کسان. اکنون جدای از داوری در بارۀ گونه های متفاوتی از بازخوانی تاریخ سده نخست اسلامی ، باید به نکته تأکید و توجه کرد که مذاهب اسلامی به گونه ای –خواسته یا ناخواسته- تاریخی اند.</span><br /><span style="color: #808000;">دلیل تاریخی بودن –به معنای تکیه داشتن به تاریخ برای اثبات حقانیت- این مذاهب، را در رویکرد درونی آنها باید سراغ گرفت. ۱)جایگاه و ارزش تعیین کنندۀ نصوص آسمانی قرآن و پیامبر(ص) در بارۀ ادامۀ دین و سرنوشت آن و امر جانشینی؛ ۲) سابقه و پیشگامی در ایمان به پیامبر و تلاش در راه تحقق رسالت آن حضرت؛ و ۳) درگیری و تنازع بر امر خلافت پس از وفات پیامبر و گفتگو ها و موضعگیری ها و نیز اتفاقات و حوادث تلخ و خونباری که در همان روزگار به وقوع پیوسته است، نیاز مجموعۀ این مذاهب را به تاریخ جدی کرده است. البته در این میان سهم تشیع شاید ازحجم افزونتری برخوردار باشد که دلایل متعددی دارد. از جمله، به نصگرایی جدی تشیع درمسئلۀ اعتقاد به جانشینی پیامبر(ص) و ارزش فضائل و مناقب خاندان وحی، و سپس وضعیت سیاسی پیش آمده برای جامعۀ شیعه، باید اشاره کرد. از آنجا که حامیان و معتقدان به خلافت، بر مسند قدرت تکیه زده و تسلط سیاسی خود را با خشونت و ارعاب از یکسو و محافظه کاری و عقب نشینی حساب شده خاندان وحی و شیعیان از سوی دیگر، تثبیت کرده بودند، نیاز چندانی به تاریخ گذشته و تاکید بر گزاره های تاریخی برای خود نمی دیدند و داستان فتنه را به گمان خود تمام شده تلقی می نمودند. در حالی که شیعه برای اثبات اصول کوچک و بزرگ خود، به گزارش های تاریخی نیازی غیر قابل چشمپوشی داشت . درست اینکه مذهب شیعه – اگر نگوییم بیشتر- دست کم به اندازۀ نیاز مذهبی اش به عقل و خردورزی و استدلال، به تاریخ و تکرار و تحلیل آن خود را نیازمند می دید و باید به آن استناد می جست.</span><br /><span style="color: #808000;">حقیقت های یاد شده، سبب شده است تا از نگاه بخشی از پژوهشگران، شیعه، بنیادگزار دانش تاریخ در جهان اسلام شناسایی شود و یا حداقل، از نگاه سختگیران، نیز از پیشگامان اولیۀ این دانش محسوب گردد.( در این باره رجوع کنید: «اصل الشیعه و اصولها»؛ و «تاسیس الشیعه لعلوم الشریعه») گذشته از کتابی مانند «کتاب سلیم بن قیس کوفی» کتاب های غیر قابل مناقشه دیگری را می توان یافت که نگرش تاریخی شیعه را بازگویی و روایت می کنند. مانند کتاب «السقیفه» و «الصفین» اثر نصر بن مزاحم منقری و کتاب «تاریخ ابی مخنف». بر همین اساس است که در تاریخ شیعه کتاب هایی را می توان یافت که کلامی اند اما خط رویکرد تاریخی در آنها درشت است، مانند «الایضاح» اثر فضل شادان نیشابوری و یا کتاب های تاریخی را نام برد که رویکرد کلامی در آنها قوت دارد، مانند «الارشاد» شیخ مفید.</span><br /><span style="color: #808000;">با مقدمه ای که گذشت می شود دریافت که چرا یکی از ارکان چندگانۀ در فهرست موضوعات دعای ندبه، بازخوانی تاریخ سدۀ اول اسلامی و فرازهای حساس آن بوده است بلکه به نگاه و تحلیل تاریخی مستفاد از بخش تاریخی متن دعا که منظور انشاء کنندۀ دعا (معصوم «ع») پی برد ودر این آشنایی تحلیلی به دریافت های تازه دست یافت.(انصاری،۶ شهریور،۱۳۹۴)</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;"></span></p><a href="https://fanoos.kowsarblog.ir/تدوین-چکیده-سخنرانی-های-حجت-الاسلام-حسین-انصاری-از-سال-۱۳۹۴-تا-۱۳۹۹پیرامون-دعای-ندبه#more1647534">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/تدوین-چکیده-سخنرانی-های-حجت-الاسلام-حسین-انصاری-از-سال-۱۳۹۴-تا-۱۳۹۹پیرامون-دعای-ندبه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1647534</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>پرتوي از درخشش زهرا(س)</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/پرتوي-از-درخشش-زهرا-س</link>
			<pubDate>22:14:00 +0330 چهارشنبه، 3 آبان 1402</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">پرتوي از درخشش زهرا(س)</category>			<guid isPermaLink="false">1647398@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;چه زود گذشت آن هفده روزي که قم ميزبان وجود نازنين و پر برکت بود. گويي ديروز بود که کاروان شتران در ميان شادي و صلوات وارد قم شد. قدم به قدم قرباني ذبح کرده بودند تا خداوند وجود اين ميهمان را از گزند حوادث حفظ کند. امروز هفده روز از آن مي‏گذرد و حال و هواي شهر تغيير کرده و هر جا که مي‏نگري، پرچم عزا برافراشته شده است. مردم گريه کنان به سمت منزل موسي بن خزرج در حرکتند. فاطمه جان! چه زود از ما خسته شدي و همانند مادرت زهراي مرضيه گل عمرت در جواني پرپر شد. امروز هم بعد از حدود سيزده قرن از آن روز، مردم هلهله کنان کاروان نمادين حضرت معصومه عليها السلام را گرامي مي‏دارند و بعد از هفده روز، خانه دل را نيز همانند شهر و ديار خويش سياه‏پوش مي‏کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_38_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;600&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;فاطمه معصومه عليها السلام کيست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;نامش فاطمه، دختر موسي بن جعفر صلي الله عليه و آله و سلم و بنابر قول مشهور، در اول ذيقعده سال 173 ه . ق در مدينه به دنيا آمد. از همان کودکي، مشکلاتي را که دشمنان اهل بيت: براي آن خاندان و شيعيانشان پديد مي‏آوردند لمس کرد. آن حضرت به لقب‏هايي همچون معصومه، کريمه اهل‏بيت، شفيعه، محدثه، اخت الرضا، طاهره، حميده، رشيده، تقيه و نقية معروف است. هر کدام از اين لقب‏ها، به کمالي از ايشان اشاره دارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;فضيلت نام فاطمه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;با توجه به منابع تاريخي، در هر خانه‏اي از خانه‏هاي اهل‏بيت: نام «فاطمه» زينت‏بخش بوده است. اين امر به دليل شرافت و زيبايي اين نام مي‏باشد و روايات بسياري در بيان برتري اين نام بر ديگر نام‏ها وجود دارد. همين مطلب که امام موسي بن جعفر عليه السلام از ميان دختران خويش، اين بانو را فاطمه نام نهاد، گوياي عظمت و برتري ايشان در مقايسه با ديگران است که تاريخ نيز اين امر را اثبات کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;خروج از مدينه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;سال 200 ه.ق است. زمان سفر تحميلي امام رضا عليه السلام به «مرو» فرا رسيده است. آن حضرت، شهادت خويش و بازنگشتن را از اين سفر به آشنايان خبر مي‏دهد و کنار قبر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با همه وداع مي‏کند. صداي گريه اطرافيان بلند است و دل‏سوخته‏تر از همه، خواهر امام رضا عليه السلام يعني حضرت فاطمه معصومه عليها السلام است. وداع او با برادر، انسان را به ياد وداع زينب عليها السلام مي‏اندازد. ديده در ديده دارند و دل با دل گره زده‏اند. اشک ديده نيز نشان از آخرين ديدار داشت تا اينکه کاسه چشمان فاطمه عليها السلام کاروان برادر را با سيل خروشان اشک، بدرقه کرد. يک‏سال گذشت و قلب شکسته خواهر، تاب و توان خويش را از دست داد و درمانِ درد خويش را، در رسيدن به امام و برادرش علي بن موسي الرضا عليه السلام يافت. از اين رو، با جمعي از آشنايان و بستگان به سمت «مرو» رهسپار شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حمله به کاروان فاطمي&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;کاروان، منزل به منزل و شهر به شهر به سوي مرو حرکت مي‏کرد. حضور کاروان فرزندان موسي بن جعفر عليه السلام در شهرهاي مختلف، بهترين تبليغ براي بيان حقانيت تشيع بود. بديهي است مخالفان حقيقت و دشمنان اهل بيت: در صدد مبارزه با آنان برآمدند. از اين رو، در شهر ساوه به کاروانيان حمله کردند و تعدادي را به شهادت رساندند. غم و اندوه، قلب فاطمه معصومه عليها السلام را بيش از پيش سوزاند. زماني که آرام آرام دردِ فراقِ برادر با شوق وصال، التيام مي‏يافت، ظاهر شدن آثار بيماري، اميد او را به يأس تبديل کرد. پس با جاني خسته و جسمي رنجور به اطرافيان خويش فرمود: «مرا به شهر قم ببريد؛ زيرا از پدرم شنيدم که فرمود: شهر قم مرکز شيعيان ماست».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ورود به قم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;عشق به اهل بيت: از همان ابتدا در سينه مردمان قم مي‏جوشيد. زماني که مردم قم از حرکت فاطمه معصومه عليها السلام به قم آگاه شدند، با شادي وصف‏ناپذيري به استقبال ايشان شتافتند و موسي بن خزرج، بزرگ خاندان اشعري، افسار شتر آن حضرت را به دست گرفت و به سمت منزل خويش راهنمايي کرد. عطر صلوات فضاي شهر را پر کرده بود. خاک قم به خود مي‏باليد که مرکب فاطمه معصومه عليها السلام پا بر آن گذاشته است. مردم دسته دسته براي عرض ادب و احترام نزد ايشان مي‏رفتند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;بيت النور&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;بالاترين مقام براي انسان، مقام عبوديت است که همان رهايي از بندگي طاغوت‏هاي نفساني و ستايش يگانه معبودي است که سزاوار عبادت است. بندگان واقعي خداوند زماني که خداي خويش را شناختند، غرق در عبادت و راز و نياز با او مي‏گردند و مانند پروانه، تا مرز سوختن پيش مي‏روند. فاطمه معصومه عليها السلام نيز در طول عمر خويش، از عبادت خداوند غافل نشد و با عبادت خويش از زمين تا عرش اعلي را نورافشاني کرد. اتاقکي که ايشان در مدت اقامت هفده روزه‏شان در منزل موسي بن خزرج در اختيار داشتند، به «بيت النور» معروف شده است. بر سر در آن خانه نور اين دو بيت به چشم مي‏خورد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;شده بنياد اين کاخ منوّر / به پاس دختر موسي بن جعفر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;عبادتگاه معصومه است اينجا / کز اينجا قم شرافت يافت ديگر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;سفري ناتمام&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;هنوز طعم شيرين نقل و نباتي که مردم به مناسبت ورود دختر موسي بن جعفر عليه السلام خورده بودند به کامشان باقي بود که بعد از هفده روز، وفات فاطمه معصومه عليها السلام کامشان را تلخ کرد. گفته مي‏شد که ايشان را در شهر ساوه مسموم کرده‏ اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;سرانجام روح بلند آن بانوي آسماني، بعد از 28 سال زندگي طاقت‏فرسا و مظلومانه، در روز دهم ربيع الثاني سال 201 ه.ق به پيشينيان پاکش پيوست. سلام خداوند بر او و بر پدرانش باد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;مراسم دفن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پس از وفات حضرت فاطمه معصومه عليها السلام ايشان را غسل دادند، کفن کردند و به سوي قبرستان «بابِلان» تشييع نمودند. ولي هنگام دفن آن بزرگوار، به دليل نبودن محرم، مشکلي پيش آمد. سرانجام تصميم گرفتند پيرمردي به نام «قادر» اين کار را انجام دهد. مردم منتظر آمدن آن پيرمرد نيکوکار بودند که ناگهان دو سواره را ديدند که به سوي آنان مي‏آيند. وقتي آن دو نزديک پيکر پاک فاطمه معصومه عليها السلام رسيدند، پياده شدند و بر آن نماز خواندند. سپس جسم پاک دختر موسي بن جعفر عليه السلام را دفن کردند و بدون اينکه با کسي سخن بگويند، از آنجا دور شدند. بزرگان معتقدند اين دو بزرگوار، امام رضا و امام جواد8 بوده‏اند. پس از به پايان رسيدن مراسم دفن، موسي بن خزرج، سايباني از حصير و بوريا بر قبر شريف آن بزرگوار برافراشت. بعدها قُبّه‏اي آجري بر آن بنا کردند که قبله‏گاه ارادتمندان اهل‏بيت: و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت و امامت شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;فضيلت‏هاي حضرت معصومه عليها السلام&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;1. شرافت نسبي&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;انتساب حضرت معصومه عليها السلام به خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و پرورش در خانه امام موسي کاظم عليه السلام، شرافتي است که هيچ‏کس نمي‏تواند آن را انکار کند. در زيارت‏نامه حضرت هم مي‏خوانيم: «سلام بر تو اي دختر رسول خدا، سلام بر تو اي دختر خديجه و فاطمه، سلام بر تو اي دختر اميرمؤمنان، سلام بر تو اي دختر حسنين، سلام بر تو اي دختر ولي خدا، سلام بر تو اي خواهر ولي خدا، سلام بر تو اي عمه ولي خدا و سلام بر تو اي دختر موسي بن جعفر».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;2. عبادت و تقوا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;با توجه به آموزه‏هاي قرآني، گرامي‏ترين انسان‏ها نزد خداوند، باتقواترين افراد هستند. دستيابي به نيروي پارسايي و قرب الهي، هدفي است که انسان‏هاي پاک در زندگي خويش به دنبال آن هستند و بهترين وسيله پرواز و اوج گرفتن، راز و نياز با خالق هستي است. عاشقان واقعي و عابدان راستين، در طول زندگي خويش لحظه‏اي از ياد معبود غافل نمي‏شوند و پيوسته به ياد معشوق خويشند. حضرت معصومه عليها السلام نيز با عبادت خاشعانه و با راز و نياز عاشقانه خويش، حيرت همگان را برانگيخت و با اوج گرفتن در آسمان تقوا، گوي سبقت را از ديگران ربود و به مقام عبوديت الهي رسيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;3. دانش و معرفت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;تربيت و رشد در خاندان علم و سيراب شدن از سرچشمه وحي، حضرت معصومه عليها السلام را به مقامي رسانيد که پدر بزرگوارش امام کاظم عليه السلام بعد از ديدن پاسخ‏هايي که فاطمه معصومه عليها السلام به پرسش‏هاي شيعيان داده بود، سه بار فرمود: «پدرش به فدايت باد».&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;از سايه‏سار وجود اين بانوي عالمه و محدّثه، شهر قم به بزرگ‏ترين مرکز علمي در جهان تبديل شده است؛ به طوري که از تمام دنيا، تشنگان هدايت و حقيقت، رو به سوي اين شهر مي‏آورند و بعد از زيارت فاطمه معصومه عليها السلام ، جامي از چشمه علوم وحي سر مي‏کشند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;4. معصومه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پيروي کامل از دستورات دين و خارج نشدن از راه هدايت، انسان را به درجه‏اي از تقوا و طهارت روح مي‏رساند که ناپاکي گناهان از جسم و جان زدوده مي‏شود و ميوه شيرين عصمت، قلب انسان را صفا مي‏بخشد. فاطمه معصومه عليها السلام نيز به جايي رسيد که امام رضا عليه السلام ايشان را «معصومه» ناميد و فرمود: «هر کس معصومه را در قم زيارت کند، گويي مرا زيارت کرده است».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;5. شفيعه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;شفاعت، مقام والايي است که در روايات به آن «مقام محمود» گفته شده است. بدون ترديد داشتن حق شفاعت و رسيدن به اين مقام، شايستگي لازم را مي‏طلبد؛ چرا که خداوند، شفاعت را فقط از کساني مي‏پذيرد که خود به آنها اذن اين کار را داده باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;بالاترين مقام شفاعت از آنِ پيامبران الهي و اهل‏بيت: است و بعد از آنها، کساني که شأن و قربي نزد خداوند داشته باشند، شفاعت مي‏کنند. در زيارت‏نامه حضرت معصومه عليها السلام آمده است که ايشان، منزلت بسيار والايي نزد خداوند دارند و به همين دليل هم در روايت آمده که: «با شفاعت او، شيعيان وارد بهشت مي‏شوند». از اين رو، زائران حرم فاطمي به اميد نيل به شفاعت ايشان، زمزمه کنان مي‏گويند: «يا فاطمةُ اشفعي لي في الجّنة؛ اي فاطمه! شفيع ما در بهشت باش».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;6. زهراي ثاني&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;شباهت‏هايي ميان حضرت معصومه عليها السلام با حضرت زهرا عليها السلام ديده مي‏شود. اين دو بزرگوار افزون بر مشابهت در اسم، در دانايي، شفاعت و بسياري از صفات نيز شبيه يکديگرند و زيارت فاطمه معصومه عليها السلام ، زيارت فاطمه زهرا عليها السلام مي‏باشد؛ چنان‏که در کرامتي از اميرمؤمنان عليه السلام به پدر بزرگوار حضرت آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي چنين گفته شده است: «خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه عليها السلام را به فاطمه معصومه عليها السلام عنايت فرموده است. هر کس بخواهد ثواب زيارت حضرت زهرا عليها السلام را درک کند، به زيارت فاطمه معصومه عليها السلام برود. خود مرحوم آيت اللّه‏ مرعشي نجفي چنين گفته‏اند: «شصت سال است که هر روز اولين زائر حضرت معصومه عليها السلام هستم».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;7. کريمه اهل‏بيت:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;انسان در اثر پرهيزکاري، مي‏تواند به جايي برسد که مظهر اراده حق و واسطه فيض الهي گردد. اين ثمره بندگي حقيقي و اطاعت کامل از ذات پروردگار است. اولياي خداوند، هم در زندگي و هم بعد از آن، سرچشمه کرامت‏هايي هستند که نشان بزرگي روح آنان و پيوستگي‏شان به منبع فيض و کرم بي‏پايان خداوند کريم است. فاطمه معصومه عليها السلام نيز «کريمه اهل‏بيت» است. به همين دليل، قلب‏هاي شکسته و دست‏هاي نيازمند و مأيوس از همه جا، به حرم فاطمه معصومه عليها السلام مي‏آيند و از خرمن کَرَم اين کريمه، خوشه ‏چيني مي‏کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ريحانه رسول&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;رواق دختر موسي بن جعفر است اينجا / حريم فاطمه بنت پيغمبر است اينجا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;درِ بهشت برين گر طلب کني به خدا / ببوس با ادب آن را که آن در است اينجا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;زمين قم به مثَل چون صدف بود آري / وجود حضرت معصومه گوهر است اينجا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;کند به درگه او سجده صبحدم خورشيد / که از فروغ ولايت منوّر است اينجا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;برو طهارت دل کن بيا به روضه او / که جاي مردم پاک و مطهّر است اينجا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;زمين قم شده روشن از آن به غيب و شهود / که نور حق به جمالت برابر است اينجا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ز آفتاب قيامت غمي نخواهد بود / مرا که سايه لطف تو بر سر است اينجا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;سزد که «معجزه» قم همچنان بهشت بُود / چرا که دختر موسي بن جعفر است اينجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم/ پرتوي از درخشش زهرا(س)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">چه زود گذشت آن هفده روزي که قم ميزبان وجود نازنين و پر برکت بود. گويي ديروز بود که کاروان شتران در ميان شادي و صلوات وارد قم شد. قدم به قدم قرباني ذبح کرده بودند تا خداوند وجود اين ميهمان را از گزند حوادث حفظ کند. امروز هفده روز از آن مي‏گذرد و حال و هواي شهر تغيير کرده و هر جا که مي‏نگري، پرچم عزا برافراشته شده است. مردم گريه کنان به سمت منزل موسي بن خزرج در حرکتند. فاطمه جان! چه زود از ما خسته شدي و همانند مادرت زهراي مرضيه گل عمرت در جواني پرپر شد. امروز هم بعد از حدود سيزده قرن از آن روز، مردم هلهله کنان کاروان نمادين حضرت معصومه عليها السلام را گرامي مي‏دارند و بعد از هفده روز، خانه دل را نيز همانند شهر و ديار خويش سياه‏پوش مي‏کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #808000;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_38_.jpg" alt="" width="1000" height="600" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">فاطمه معصومه عليها السلام کيست؟</span><br /><span style="color: #808000;">نامش فاطمه، دختر موسي بن جعفر صلي الله عليه و آله و سلم و بنابر قول مشهور، در اول ذيقعده سال 173 ه . ق در مدينه به دنيا آمد. از همان کودکي، مشکلاتي را که دشمنان اهل بيت: براي آن خاندان و شيعيانشان پديد مي‏آوردند لمس کرد. آن حضرت به لقب‏هايي همچون معصومه، کريمه اهل‏بيت، شفيعه، محدثه، اخت الرضا، طاهره، حميده، رشيده، تقيه و نقية معروف است. هر کدام از اين لقب‏ها، به کمالي از ايشان اشاره دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">فضيلت نام فاطمه</span><br /><span style="color: #808000;">با توجه به منابع تاريخي، در هر خانه‏اي از خانه‏هاي اهل‏بيت: نام «فاطمه» زينت‏بخش بوده است. اين امر به دليل شرافت و زيبايي اين نام مي‏باشد و روايات بسياري در بيان برتري اين نام بر ديگر نام‏ها وجود دارد. همين مطلب که امام موسي بن جعفر عليه السلام از ميان دختران خويش، اين بانو را فاطمه نام نهاد، گوياي عظمت و برتري ايشان در مقايسه با ديگران است که تاريخ نيز اين امر را اثبات کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">خروج از مدينه</span><br /><span style="color: #808000;">سال 200 ه.ق است. زمان سفر تحميلي امام رضا عليه السلام به «مرو» فرا رسيده است. آن حضرت، شهادت خويش و بازنگشتن را از اين سفر به آشنايان خبر مي‏دهد و کنار قبر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با همه وداع مي‏کند. صداي گريه اطرافيان بلند است و دل‏سوخته‏تر از همه، خواهر امام رضا عليه السلام يعني حضرت فاطمه معصومه عليها السلام است. وداع او با برادر، انسان را به ياد وداع زينب عليها السلام مي‏اندازد. ديده در ديده دارند و دل با دل گره زده‏اند. اشک ديده نيز نشان از آخرين ديدار داشت تا اينکه کاسه چشمان فاطمه عليها السلام کاروان برادر را با سيل خروشان اشک، بدرقه کرد. يک‏سال گذشت و قلب شکسته خواهر، تاب و توان خويش را از دست داد و درمانِ درد خويش را، در رسيدن به امام و برادرش علي بن موسي الرضا عليه السلام يافت. از اين رو، با جمعي از آشنايان و بستگان به سمت «مرو» رهسپار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">حمله به کاروان فاطمي</span><br /><span style="color: #808000;">کاروان، منزل به منزل و شهر به شهر به سوي مرو حرکت مي‏کرد. حضور کاروان فرزندان موسي بن جعفر عليه السلام در شهرهاي مختلف، بهترين تبليغ براي بيان حقانيت تشيع بود. بديهي است مخالفان حقيقت و دشمنان اهل بيت: در صدد مبارزه با آنان برآمدند. از اين رو، در شهر ساوه به کاروانيان حمله کردند و تعدادي را به شهادت رساندند. غم و اندوه، قلب فاطمه معصومه عليها السلام را بيش از پيش سوزاند. زماني که آرام آرام دردِ فراقِ برادر با شوق وصال، التيام مي‏يافت، ظاهر شدن آثار بيماري، اميد او را به يأس تبديل کرد. پس با جاني خسته و جسمي رنجور به اطرافيان خويش فرمود: «مرا به شهر قم ببريد؛ زيرا از پدرم شنيدم که فرمود: شهر قم مرکز شيعيان ماست».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">ورود به قم</span><br /><span style="color: #808000;">عشق به اهل بيت: از همان ابتدا در سينه مردمان قم مي‏جوشيد. زماني که مردم قم از حرکت فاطمه معصومه عليها السلام به قم آگاه شدند، با شادي وصف‏ناپذيري به استقبال ايشان شتافتند و موسي بن خزرج، بزرگ خاندان اشعري، افسار شتر آن حضرت را به دست گرفت و به سمت منزل خويش راهنمايي کرد. عطر صلوات فضاي شهر را پر کرده بود. خاک قم به خود مي‏باليد که مرکب فاطمه معصومه عليها السلام پا بر آن گذاشته است. مردم دسته دسته براي عرض ادب و احترام نزد ايشان مي‏رفتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">بيت النور</span><br /><span style="color: #808000;">بالاترين مقام براي انسان، مقام عبوديت است که همان رهايي از بندگي طاغوت‏هاي نفساني و ستايش يگانه معبودي است که سزاوار عبادت است. بندگان واقعي خداوند زماني که خداي خويش را شناختند، غرق در عبادت و راز و نياز با او مي‏گردند و مانند پروانه، تا مرز سوختن پيش مي‏روند. فاطمه معصومه عليها السلام نيز در طول عمر خويش، از عبادت خداوند غافل نشد و با عبادت خويش از زمين تا عرش اعلي را نورافشاني کرد. اتاقکي که ايشان در مدت اقامت هفده روزه‏شان در منزل موسي بن خزرج در اختيار داشتند، به «بيت النور» معروف شده است. بر سر در آن خانه نور اين دو بيت به چشم مي‏خورد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #808000;">شده بنياد اين کاخ منوّر / به پاس دختر موسي بن جعفر</span><br /><span style="color: #808000;">عبادتگاه معصومه است اينجا / کز اينجا قم شرافت يافت ديگر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">سفري ناتمام</span><br /><span style="color: #808000;">هنوز طعم شيرين نقل و نباتي که مردم به مناسبت ورود دختر موسي بن جعفر عليه السلام خورده بودند به کامشان باقي بود که بعد از هفده روز، وفات فاطمه معصومه عليها السلام کامشان را تلخ کرد. گفته مي‏شد که ايشان را در شهر ساوه مسموم کرده‏ اند.</span><br /><span style="color: #808000;">سرانجام روح بلند آن بانوي آسماني، بعد از 28 سال زندگي طاقت‏فرسا و مظلومانه، در روز دهم ربيع الثاني سال 201 ه.ق به پيشينيان پاکش پيوست. سلام خداوند بر او و بر پدرانش باد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">مراسم دفن</span><br /><span style="color: #808000;">پس از وفات حضرت فاطمه معصومه عليها السلام ايشان را غسل دادند، کفن کردند و به سوي قبرستان «بابِلان» تشييع نمودند. ولي هنگام دفن آن بزرگوار، به دليل نبودن محرم، مشکلي پيش آمد. سرانجام تصميم گرفتند پيرمردي به نام «قادر» اين کار را انجام دهد. مردم منتظر آمدن آن پيرمرد نيکوکار بودند که ناگهان دو سواره را ديدند که به سوي آنان مي‏آيند. وقتي آن دو نزديک پيکر پاک فاطمه معصومه عليها السلام رسيدند، پياده شدند و بر آن نماز خواندند. سپس جسم پاک دختر موسي بن جعفر عليه السلام را دفن کردند و بدون اينکه با کسي سخن بگويند، از آنجا دور شدند. بزرگان معتقدند اين دو بزرگوار، امام رضا و امام جواد8 بوده‏اند. پس از به پايان رسيدن مراسم دفن، موسي بن خزرج، سايباني از حصير و بوريا بر قبر شريف آن بزرگوار برافراشت. بعدها قُبّه‏اي آجري بر آن بنا کردند که قبله‏گاه ارادتمندان اهل‏بيت: و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت و امامت شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">فضيلت‏هاي حضرت معصومه عليها السلام</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">1. شرافت نسبي</span><br /><span style="color: #808000;">انتساب حضرت معصومه عليها السلام به خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و پرورش در خانه امام موسي کاظم عليه السلام، شرافتي است که هيچ‏کس نمي‏تواند آن را انکار کند. در زيارت‏نامه حضرت هم مي‏خوانيم: «سلام بر تو اي دختر رسول خدا، سلام بر تو اي دختر خديجه و فاطمه، سلام بر تو اي دختر اميرمؤمنان، سلام بر تو اي دختر حسنين، سلام بر تو اي دختر ولي خدا، سلام بر تو اي خواهر ولي خدا، سلام بر تو اي عمه ولي خدا و سلام بر تو اي دختر موسي بن جعفر».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">2. عبادت و تقوا</span><br /><span style="color: #808000;">با توجه به آموزه‏هاي قرآني، گرامي‏ترين انسان‏ها نزد خداوند، باتقواترين افراد هستند. دستيابي به نيروي پارسايي و قرب الهي، هدفي است که انسان‏هاي پاک در زندگي خويش به دنبال آن هستند و بهترين وسيله پرواز و اوج گرفتن، راز و نياز با خالق هستي است. عاشقان واقعي و عابدان راستين، در طول زندگي خويش لحظه‏اي از ياد معبود غافل نمي‏شوند و پيوسته به ياد معشوق خويشند. حضرت معصومه عليها السلام نيز با عبادت خاشعانه و با راز و نياز عاشقانه خويش، حيرت همگان را برانگيخت و با اوج گرفتن در آسمان تقوا، گوي سبقت را از ديگران ربود و به مقام عبوديت الهي رسيد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">3. دانش و معرفت</span><br /><span style="color: #808000;">تربيت و رشد در خاندان علم و سيراب شدن از سرچشمه وحي، حضرت معصومه عليها السلام را به مقامي رسانيد که پدر بزرگوارش امام کاظم عليه السلام بعد از ديدن پاسخ‏هايي که فاطمه معصومه عليها السلام به پرسش‏هاي شيعيان داده بود، سه بار فرمود: «پدرش به فدايت باد».</span><br /><span style="color: #808000;">از سايه‏سار وجود اين بانوي عالمه و محدّثه، شهر قم به بزرگ‏ترين مرکز علمي در جهان تبديل شده است؛ به طوري که از تمام دنيا، تشنگان هدايت و حقيقت، رو به سوي اين شهر مي‏آورند و بعد از زيارت فاطمه معصومه عليها السلام ، جامي از چشمه علوم وحي سر مي‏کشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">4. معصومه</span><br /><span style="color: #808000;">پيروي کامل از دستورات دين و خارج نشدن از راه هدايت، انسان را به درجه‏اي از تقوا و طهارت روح مي‏رساند که ناپاکي گناهان از جسم و جان زدوده مي‏شود و ميوه شيرين عصمت، قلب انسان را صفا مي‏بخشد. فاطمه معصومه عليها السلام نيز به جايي رسيد که امام رضا عليه السلام ايشان را «معصومه» ناميد و فرمود: «هر کس معصومه را در قم زيارت کند، گويي مرا زيارت کرده است».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">5. شفيعه</span><br /><span style="color: #808000;">شفاعت، مقام والايي است که در روايات به آن «مقام محمود» گفته شده است. بدون ترديد داشتن حق شفاعت و رسيدن به اين مقام، شايستگي لازم را مي‏طلبد؛ چرا که خداوند، شفاعت را فقط از کساني مي‏پذيرد که خود به آنها اذن اين کار را داده باشد.</span><br /><span style="color: #808000;">بالاترين مقام شفاعت از آنِ پيامبران الهي و اهل‏بيت: است و بعد از آنها، کساني که شأن و قربي نزد خداوند داشته باشند، شفاعت مي‏کنند. در زيارت‏نامه حضرت معصومه عليها السلام آمده است که ايشان، منزلت بسيار والايي نزد خداوند دارند و به همين دليل هم در روايت آمده که: «با شفاعت او، شيعيان وارد بهشت مي‏شوند». از اين رو، زائران حرم فاطمي به اميد نيل به شفاعت ايشان، زمزمه کنان مي‏گويند: «يا فاطمةُ اشفعي لي في الجّنة؛ اي فاطمه! شفيع ما در بهشت باش».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">6. زهراي ثاني</span><br /><span style="color: #808000;">شباهت‏هايي ميان حضرت معصومه عليها السلام با حضرت زهرا عليها السلام ديده مي‏شود. اين دو بزرگوار افزون بر مشابهت در اسم، در دانايي، شفاعت و بسياري از صفات نيز شبيه يکديگرند و زيارت فاطمه معصومه عليها السلام ، زيارت فاطمه زهرا عليها السلام مي‏باشد؛ چنان‏که در کرامتي از اميرمؤمنان عليه السلام به پدر بزرگوار حضرت آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي چنين گفته شده است: «خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه عليها السلام را به فاطمه معصومه عليها السلام عنايت فرموده است. هر کس بخواهد ثواب زيارت حضرت زهرا عليها السلام را درک کند، به زيارت فاطمه معصومه عليها السلام برود. خود مرحوم آيت اللّه‏ مرعشي نجفي چنين گفته‏اند: «شصت سال است که هر روز اولين زائر حضرت معصومه عليها السلام هستم».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">7. کريمه اهل‏بيت:</span><br /><span style="color: #808000;">انسان در اثر پرهيزکاري، مي‏تواند به جايي برسد که مظهر اراده حق و واسطه فيض الهي گردد. اين ثمره بندگي حقيقي و اطاعت کامل از ذات پروردگار است. اولياي خداوند، هم در زندگي و هم بعد از آن، سرچشمه کرامت‏هايي هستند که نشان بزرگي روح آنان و پيوستگي‏شان به منبع فيض و کرم بي‏پايان خداوند کريم است. فاطمه معصومه عليها السلام نيز «کريمه اهل‏بيت» است. به همين دليل، قلب‏هاي شکسته و دست‏هاي نيازمند و مأيوس از همه جا، به حرم فاطمه معصومه عليها السلام مي‏آيند و از خرمن کَرَم اين کريمه، خوشه ‏چيني مي‏کنند.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #808000;">ريحانه رسول</span><br /><span style="color: #808000;">رواق دختر موسي بن جعفر است اينجا / حريم فاطمه بنت پيغمبر است اينجا</span><br /><span style="color: #808000;">درِ بهشت برين گر طلب کني به خدا / ببوس با ادب آن را که آن در است اينجا</span><br /><span style="color: #808000;">زمين قم به مثَل چون صدف بود آري / وجود حضرت معصومه گوهر است اينجا</span><br /><span style="color: #808000;">کند به درگه او سجده صبحدم خورشيد / که از فروغ ولايت منوّر است اينجا</span><br /><span style="color: #808000;">برو طهارت دل کن بيا به روضه او / که جاي مردم پاک و مطهّر است اينجا</span><br /><span style="color: #808000;">زمين قم شده روشن از آن به غيب و شهود / که نور حق به جمالت برابر است اينجا</span><br /><span style="color: #808000;">ز آفتاب قيامت غمي نخواهد بود / مرا که سايه لطف تو بر سر است اينجا</span><br /><span style="color: #808000;">سزد که «معجزه» قم همچنان بهشت بُود / چرا که دختر موسي بن جعفر است اينجا</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم/ پرتوي از درخشش زهرا(س)</span></p>
<p> </p><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/پرتوي-از-درخشش-زهرا-س#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1647398</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>منظور از «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ» در زیارتنامه حضرت معصومه(س)</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/منظور-از-یَا-فَاطِمَةُ-اشْفَعِیr-لِی-فِی-الْجَنَّةِ-در-زیارتنامه-حضرت-معصومه-س</link>
			<pubDate>22:02:00 +0330 چهارشنبه، 3 آبان 1402</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">منظور از «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ» در زیارتنامه حضرت معصومه(س)</category>			<guid isPermaLink="false">1647394@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;منظور از شفاعت در زیارتنامه حضرت معصومه(س): «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ‏»، چیست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_37_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;571&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حرف جر «فی» معانی گوناگونی دارد، مانند:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;«وسط»، «داخل»،همراهی، تعلیل(بیان علت)، استعلاء(اعلام برتری)، مقایسه بین دو چیز، و نیز به معنی «باء»، «الی»، و «مع»، و معنای «من»(از).&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;بر این اساس، معنای «فی» تنها «داخل و درون» نیست و به عنوان نمونه، اگرچه آیه «یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ»معنایش گفت‌وگو در داخل جهنم است، اما معنای آیه «أَ تُحَاجُّونَنا فِی اللَّهِ» گفت‌وگو در داخل خدا نیست!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt; با ذکر این مقدمه باید گفت؛ مراد از این فراز از زیارت‌نامه حضرت معصومه(س) «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ‏&amp;#8230;»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;آن است که از حضرتشان بخواهیم تا برای وارد شدن به بهشت شفاعتمان کند. این معنا با فرازهای دیگر این روایت و روایات دیگری که در این زمینه وارد شده است، سازگار است؛ مانند: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة»؛ هر کس او را با معرفت و شناخت به حقّانیت او، زیارت کند، بهشت جایگاهش خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;البته اخیراً برداشت‌هایی از عبارت «اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ» مطرح می‌شود که حضرت معصومه(س) حتی در بهشت برای بهشتیان شفاعت می‌کند تا آنان در درجات بالاتری قرار گیرند، اما با توجه به این‌که نظریه غالب در میان اندیشمندان اسلامی این است که تکامل در بهشت آخرتی ممکن نیست، شاید نتوان این معنا را قبول کرد. علاوه بر این‌که با توجه به آنچه در ارتباط با معنای گوناگون حرف جر «فی» گفته شد، نمی‌توان تنها با استناد به آن، چنین برداشت جدیدی را از این فراز از زیارت‌نامه داشت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| منظور از شفاعت در زیارتنامه حضرت معصومه(س): «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ‏»، چیست؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">منظور از شفاعت در زیارتنامه حضرت معصومه(س): «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ‏»، چیست؟</span><br /> <br /><span style="color: #808000;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: center;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_37_.jpg" alt="" width="1000" height="571" /></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><br /><span style="color: #808000;"> </span><br /><span style="color: #808000;">حرف جر «فی» معانی گوناگونی دارد، مانند:</span><br /><span style="color: #808000;">«وسط»، «داخل»،همراهی، تعلیل(بیان علت)، استعلاء(اعلام برتری)، مقایسه بین دو چیز، و نیز به معنی «باء»، «الی»، و «مع»، و معنای «من»(از).</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">بر این اساس، معنای «فی» تنها «داخل و درون» نیست و به عنوان نمونه، اگرچه آیه «یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ»معنایش گفت‌وگو در داخل جهنم است، اما معنای آیه «أَ تُحَاجُّونَنا فِی اللَّهِ» گفت‌وگو در داخل خدا نیست!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;"> با ذکر این مقدمه باید گفت؛ مراد از این فراز از زیارت‌نامه حضرت معصومه(س) «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ‏&#8230;»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">آن است که از حضرتشان بخواهیم تا برای وارد شدن به بهشت شفاعتمان کند. این معنا با فرازهای دیگر این روایت و روایات دیگری که در این زمینه وارد شده است، سازگار است؛ مانند: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة»؛ هر کس او را با معرفت و شناخت به حقّانیت او، زیارت کند، بهشت جایگاهش خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">البته اخیراً برداشت‌هایی از عبارت «اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ» مطرح می‌شود که حضرت معصومه(س) حتی در بهشت برای بهشتیان شفاعت می‌کند تا آنان در درجات بالاتری قرار گیرند، اما با توجه به این‌که نظریه غالب در میان اندیشمندان اسلامی این است که تکامل در بهشت آخرتی ممکن نیست، شاید نتوان این معنا را قبول کرد. علاوه بر این‌که با توجه به آنچه در ارتباط با معنای گوناگون حرف جر «فی» گفته شد، نمی‌توان تنها با استناد به آن، چنین برداشت جدیدی را از این فراز از زیارت‌نامه داشت.</span><br /><span style="color: #808000;"> </span><br /><span style="color: #808000;">منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| منظور از شفاعت در زیارتنامه حضرت معصومه(س): «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ‏»، چیست؟<br /></span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/منظور-از-یَا-فَاطِمَةُ-اشْفَعِیr-لِی-فِی-الْجَنَّةِ-در-زیارتنامه-حضرت-معصومه-س#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1647394</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>آیا امام رضا(ع) هنگام دفن حضرت معصومه(س) در قم حاضر بودند؟</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/آیا-امام-رضا-ع-هنگام-دفن-حضرت-معصومه-س-در-قم-حاضر-بودند</link>
			<pubDate>21:54:00 +0330 چهارشنبه، 3 آبان 1402</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">آیا امام رضا(ع) هنگام دفن حضرت معصومه(س) در قم حاضر بودند؟</category>			<guid isPermaLink="false">1647393@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;آیا امام رضا(ع) هنگام دفن حضرت معصومه(س) در قم حاضر بودند؟ همراهان حضرت معصومه(س) در سفر به ایران چه افرادی بودند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_36_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1080&quot; height=&quot;1080&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پاسخ:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt; ۱. در کتاب «تاریخ قم» نوشته حسن بن محمد بن حسن قمى‏(قرن چهارم هجری) و نیز بخشی از ضمیمه جلد 48 بحار الانوار به نقل از کتاب «تاریخ قم» در ماجرای دفن بدن مطهر حضرت معصومه(س) دو قول نقل شده است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;الف. حسن بن محمد قمى می‌گوید: خبر دادند مرا بزرگان قم از آباء خود که وقتى مأمون حضرت رضا(ع) را در سال دویست هجرى به مرو براى ولایت عهدی خواست، در سال دویست و یک فاطمه خواهرش به قصد دیدار برادر خارج شد همین که به ساوه رسید، مریض شد، پرسید: «چقدر راه است بین ساوه و قم؟» گفتند: ده فرسخ فرمود: «مرا ببرید به قم» او را به قم بردند و در منزل موسى بن خزرج بن سعد اشعرى وارد شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;بنابر صحیح‌ترین روایات وقتى خبرش به قم رسید بزرگان قم به استقبال او رفتند، پیشاپیش آنها موسى بن خزرج بود وقتى خدمت حضرت معصومه رسید مهار ناقه‌اش را گرفته به منزل خود رسید و در خانه او هفده روز بود آن‌گاه از دنیا رفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;موسى دستور داد او را غسل داده کفن کردند و نماز بر او خوانده و در زمینى که متعلق به موسى بود دفن کردند و اکنون مزار مقدس اوست. بر فراز قبرش سقفى از بوریا ساختند تا بالأخره زینب که دختر حضرت جواد(ع) بود بر فراز قبر او قبه‌اى ساخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ب. به من خبر داد: حسین بن على بن حسین بن موسى بن بابویه از محمّد بن حسن بن احمد بن ولید که وقتى فاطمه(س) از دنیا رفت، او را غسل داده کفن کردند و بدن او را به قبرستان بابلان بردند و او را در سردابى گذاشتند که برایش حفر شده بود. قبیله سعد اختلاف کردند از این‌که چه کسى او را داخل سرداب گذارد. سپس همه قبول کردند که خادم پیرمردى از این قبیله به نام قادر مباشر این کار شود همین که از پى او فرستادند دیدند دو سوار از طرف بیابان می‌آیند هر دو نقاب دارند نزدیک جنازه که رسیدند نماز خواندند بر او و وارد سرداب شدند و جنازه را در سرداب گذاشته دفن کردند بعد از سرداب خارج شده بدون این‌که با کسى صحبت کنند سوار شده رفتند هیچ‌کس نفهمید آنها که بودند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;شاید بتوان گفت که آن دو نفر حضرت امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده‌اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;۲. درباره همراهان حضرت معصومه(س) باید گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;روشن است که حضرت معصومه(س) در شرایط حاکم بر آن عصر و ناامنى جاده‌ها، با همراهانى قابل اعتماد و مسلح به مسافرت پرداخت. ولی در منابع تاریخی و نیز کتاب «تاریخ قم» - که به جریان سفر حضرت معصومه(س) می‌پردازد - نامی از این افراد نیامده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;البته یکی از پژوهشگران معاصر درباره همراهان حضرتشان می‌گوید: حضرت معصومه(س) در رأس یک قافله 22 نفری متشکل از علویان و برادران امام رضا(ع) برای دیدار با آن امام همام رهسپار ایران گردید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;منبع:&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| آیا امام رضا(ع) هنگام دفن حضرت معصومه(س) در قم حاضر بودند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">آیا امام رضا(ع) هنگام دفن حضرت معصومه(س) در قم حاضر بودند؟ همراهان حضرت معصومه(س) در سفر به ایران چه افرادی بودند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: center;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_36_.jpg" alt="" width="1080" height="1080" /></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><br /> <br /><span style="color: #808000;">پاسخ:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;"> ۱. در کتاب «تاریخ قم» نوشته حسن بن محمد بن حسن قمى‏(قرن چهارم هجری) و نیز بخشی از ضمیمه جلد 48 بحار الانوار به نقل از کتاب «تاریخ قم» در ماجرای دفن بدن مطهر حضرت معصومه(س) دو قول نقل شده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">الف. حسن بن محمد قمى می‌گوید: خبر دادند مرا بزرگان قم از آباء خود که وقتى مأمون حضرت رضا(ع) را در سال دویست هجرى به مرو براى ولایت عهدی خواست، در سال دویست و یک فاطمه خواهرش به قصد دیدار برادر خارج شد همین که به ساوه رسید، مریض شد، پرسید: «چقدر راه است بین ساوه و قم؟» گفتند: ده فرسخ فرمود: «مرا ببرید به قم» او را به قم بردند و در منزل موسى بن خزرج بن سعد اشعرى وارد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">بنابر صحیح‌ترین روایات وقتى خبرش به قم رسید بزرگان قم به استقبال او رفتند، پیشاپیش آنها موسى بن خزرج بود وقتى خدمت حضرت معصومه رسید مهار ناقه‌اش را گرفته به منزل خود رسید و در خانه او هفده روز بود آن‌گاه از دنیا رفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">موسى دستور داد او را غسل داده کفن کردند و نماز بر او خوانده و در زمینى که متعلق به موسى بود دفن کردند و اکنون مزار مقدس اوست. بر فراز قبرش سقفى از بوریا ساختند تا بالأخره زینب که دختر حضرت جواد(ع) بود بر فراز قبر او قبه‌اى ساخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">ب. به من خبر داد: حسین بن على بن حسین بن موسى بن بابویه از محمّد بن حسن بن احمد بن ولید که وقتى فاطمه(س) از دنیا رفت، او را غسل داده کفن کردند و بدن او را به قبرستان بابلان بردند و او را در سردابى گذاشتند که برایش حفر شده بود. قبیله سعد اختلاف کردند از این‌که چه کسى او را داخل سرداب گذارد. سپس همه قبول کردند که خادم پیرمردى از این قبیله به نام قادر مباشر این کار شود همین که از پى او فرستادند دیدند دو سوار از طرف بیابان می‌آیند هر دو نقاب دارند نزدیک جنازه که رسیدند نماز خواندند بر او و وارد سرداب شدند و جنازه را در سرداب گذاشته دفن کردند بعد از سرداب خارج شده بدون این‌که با کسى صحبت کنند سوار شده رفتند هیچ‌کس نفهمید آنها که بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">شاید بتوان گفت که آن دو نفر حضرت امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">۲. درباره همراهان حضرت معصومه(س) باید گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">روشن است که حضرت معصومه(س) در شرایط حاکم بر آن عصر و ناامنى جاده‌ها، با همراهانى قابل اعتماد و مسلح به مسافرت پرداخت. ولی در منابع تاریخی و نیز کتاب «تاریخ قم» - که به جریان سفر حضرت معصومه(س) می‌پردازد - نامی از این افراد نیامده است.</span><br /><span style="color: #808000;">البته یکی از پژوهشگران معاصر درباره همراهان حضرتشان می‌گوید: حضرت معصومه(س) در رأس یک قافله 22 نفری متشکل از علویان و برادران امام رضا(ع) برای دیدار با آن امام همام رهسپار ایران گردید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">منبع:</span><span style="color: #808000;">پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| آیا امام رضا(ع) هنگام دفن حضرت معصومه(س) در قم حاضر بودند؟</span></p>
<p> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/آیا-امام-رضا-ع-هنگام-دفن-حضرت-معصومه-س-در-قم-حاضر-بودند#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1647393</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>لقب حضرت معصومه(سلام الله علیها)</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/لقب-حضرت-معصومه-سلام-الله-علیها-1</link>
			<pubDate>21:47:00 +0330 چهارشنبه، 3 آبان 1402</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">لقب حضرت معصومه(س)</category>			<guid isPermaLink="false">1647392@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;هر انسانی که گناه و معصیت نکند و پا به عرصه ایمان، اسلام و تقوا بگذارد، آرام آرام از حیطه وسوسه های شیطان دور می شود و می تواند آن لباس کرامتی که خدا از ابتدا به او پوشانده بود را حفظ کند و کرامت ذاتی او کامل می شود؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_35_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;2500&quot; height=&quot;2440&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;برخی گمان می کنند که صفت «کریمه» حضرت معصومه(س) به دلیل باسخاوت بودن به ایشان تعلق گرفته است؛ حضرت فاطمه کبرا(سلام الله علیها) ملقب به معصومه، دختر امام موسی کاظم(علیه السلام) در اولین روز ماه ذی القعده سال ۱۷۳ هجری قمری، ۲۵ سال بعد از تولد حضرت امام رضا(علیه السلام) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود. از میان فرزندان امام موسی کاظم(علیه السلام)؛ امام رضا(علیه السلام) و حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حضرت معصومه(سلام الله علیها) به همراه امام رضا (علیه السلام) هر دو در دامان پاک یک مادر به نام حضرت نجمه خاتون(سلام الله علیها) که از مهاجران مغرب بود، متولد شده و پرورش یافته اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;کریمه یعنی کسی که دارای روح بزرگ و منزه از هر پستی است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) دختر حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) را با لقب «کریمه» بودن می شناسیم؛ برای اینکه بدانیم ایشان چگونه دختری بودند، خوب است به بُعد وجودی آن حضرت در ویژگی کرامت بپردازیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;برخی گمان می کنند که صفت «کریمه» حضرت معصومه(سلام الله علیها) به دلیل باسخاوت بودن به ایشان تعلق گرفته است؛ در حالیکه این طور نیست؛ کرامت در مقابل هَوان و پستی است و کریمه بودن به معنای دارا بودن روح بزرگوار و منزه از هر پستی است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;کرامت، لباسی که خداوند بر تن فرزند آدم کرده است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;موضوع کریم بودن انسان در قرآن کریم جزو مهم ترین موضوعات است؛ چراکه خداوند تبارک وتعالی انسان را به عنوان کریم معرفی می کند: «وَلَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا؛ یعنی نوع انسان فی نفسه ذاتاً کریم خلق شده است و شایستگی کرامت زائد را هم دارد»(اسرا/۷۰)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;در این آیه خدا به این حقیقت اشاره می کند که همه انسان ها زن، مرد و به طور کلی فرزند انسان ذاتاً کریم است. این کرامت لباسی است که خداوند بر تن فرزند آدم کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://fanoos.kowsarblog.ir/لقب-حضرت-معصومه-سلام-الله-علیها-1#more1647392&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">هر انسانی که گناه و معصیت نکند و پا به عرصه ایمان، اسلام و تقوا بگذارد، آرام آرام از حیطه وسوسه های شیطان دور می شود و می تواند آن لباس کرامتی که خدا از ابتدا به او پوشانده بود را حفظ کند و کرامت ذاتی او کامل می شود؛</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: center;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_35_.jpg" alt="" width="2500" height="2440" /></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><br /><span style="color: #808000;">برخی گمان می کنند که صفت «کریمه» حضرت معصومه(س) به دلیل باسخاوت بودن به ایشان تعلق گرفته است؛ حضرت فاطمه کبرا(سلام الله علیها) ملقب به معصومه، دختر امام موسی کاظم(علیه السلام) در اولین روز ماه ذی القعده سال ۱۷۳ هجری قمری، ۲۵ سال بعد از تولد حضرت امام رضا(علیه السلام) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود. از میان فرزندان امام موسی کاظم(علیه السلام)؛ امام رضا(علیه السلام) و حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">حضرت معصومه(سلام الله علیها) به همراه امام رضا (علیه السلام) هر دو در دامان پاک یک مادر به نام حضرت نجمه خاتون(سلام الله علیها) که از مهاجران مغرب بود، متولد شده و پرورش یافته اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">کریمه یعنی کسی که دارای روح بزرگ و منزه از هر پستی است</span><br /><span style="color: #808000;">حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) دختر حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) را با لقب «کریمه» بودن می شناسیم؛ برای اینکه بدانیم ایشان چگونه دختری بودند، خوب است به بُعد وجودی آن حضرت در ویژگی کرامت بپردازیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">برخی گمان می کنند که صفت «کریمه» حضرت معصومه(سلام الله علیها) به دلیل باسخاوت بودن به ایشان تعلق گرفته است؛ در حالیکه این طور نیست؛ کرامت در مقابل هَوان و پستی است و کریمه بودن به معنای دارا بودن روح بزرگوار و منزه از هر پستی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">کرامت، لباسی که خداوند بر تن فرزند آدم کرده است</span><br /><span style="color: #808000;">موضوع کریم بودن انسان در قرآن کریم جزو مهم ترین موضوعات است؛ چراکه خداوند تبارک وتعالی انسان را به عنوان کریم معرفی می کند: «وَلَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا؛ یعنی نوع انسان فی نفسه ذاتاً کریم خلق شده است و شایستگی کرامت زائد را هم دارد»(اسرا/۷۰)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">در این آیه خدا به این حقیقت اشاره می کند که همه انسان ها زن، مرد و به طور کلی فرزند انسان ذاتاً کریم است. این کرامت لباسی است که خداوند بر تن فرزند آدم کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;"></span></p><a href="https://fanoos.kowsarblog.ir/لقب-حضرت-معصومه-سلام-الله-علیها-1#more1647392">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/لقب-حضرت-معصومه-سلام-الله-علیها-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1647392</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سیری در سیره فردی و اجتماعی امام حسن عسکری (ع)</title>
			<link>https://fanoos.kowsarblog.ir/سیری-در-سیره-فردی-و-اجتماعی-امام-حسن-عسکری-ع</link>
			<pubDate>17:10:00 +0330 سه شنبه، 2 آبان 1402</pubDate>			<dc:creator>فانوس</dc:creator>
			<category domain="main">سیری در سیره فردی و اجتماعی امام حسن عسکری (ع)</category>			<guid isPermaLink="false">1647244@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام حسن عسکری علیه السلام در روز جمعه هشتم ربیع الثانی سال 232 هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت امام هادی علیه السلام و مادر مکرمه اش بانوی عارفه ایست که به نام های «سلیل » ، «حدیثه » و «سوسن » خوانده می شود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_34_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;571&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;مدت امامت امام حسن عسکری علیه السلام شش سال بود که از سال 254 هجری قمری شروع و در سال 260 با شهادت آن حضرت پایان یافت. امام حسن عسکری علیه السلام در طول مدت زندگانی و به ویژه در دوران امامت خویش به واسطه مبارزه با طاغوت های زمان در تبعید و زندان و تحت نظر به سر می برد و سرانجام در هشتم ربیع الاول سال 260 و در 28 سالگی در شهر سامراء و توسط احمد معتمد، پانزدهمین خلیفه عباسی به طرز مرموزی مسموم و به شهادت رسید. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;زندگی آن حضرت در دوران شش تن از خلفای ستمگر عباسی سپری شد که به ترتیب جعفر متوکل، محمد منتصر، ابوالعباس احمد مستعین، ابو عبدالله معتز، محمد مهتدی و احمد معتمد می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;از آنجایی که امام عسکری علیه السلام را در محله عسکر - که محل سکونت سپاهیان ترک عباسی بود - جای داده بودند به آن حضرت عسکری می گویند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حضرت حجة بن الحسن امام زمان علیه السلام یگانه فرزند و جانشین امام حسن عسکری علیه السلام است که بعد از آن حضرت سکاندار کشتی ولایت و امامت گردید و امروزه آفتاب وجودش در پشت پرده غیب قرار گرفته است و به اراده خداوند متعال ظهور نموده و جهان را با نور وجودش پر از عدل و داد خواهد ساخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;در مورد امامت امام عسکری علیه السلام روایات متعددی از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده است که یکی از آن روایات چنین است: یحیی بن یسار قنبری می گوید: امام هادی علیه السلام چهار ماه قبل از شهادت خویش به فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام وصیت کرد و به امامت و خلافت او اشاره نمود و در آن حال مرا به همراه عده ای از دوستان و شیعیان بر آن گواه گرفت. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;در این نوشتار فرازهایی از ویژگی های برجسته فردی واجتماعی آن حضرت را می خوانیم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;1- عبادت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام عسکری علیه السلام همانند پدران گرامی خود در توجه به عبادت خدا نمونه بود. آن حضرت به هنگام نماز از هر کاری دست می کشید و چیزی را بر نماز مقدم نمی داشت. ابوهاشم جعفری در این مورد می گوید: روزی به محضر امام یازدهم مشرف شدم، امام مشغول نوشتن چیزی بود، وقت نماز رسید، امام نوشته را کنار گذاشته و به نماز ایستاد&amp;#8230; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;عبادت امام عسکری آن چنان قلب ها را مجذوب خود می نمود که دیگران را به یاد خدا می انداخت و حتی افراد گمراه و منحرف رابه راه صحیح هدایت نموده و اهل عبادت و تهجد می نمود و بدترین افراد در اثر جذبه ملکوتی آن بزرگوار به بهترین انسان ها تبدیل می شدند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;روزی برخی از عباسیان از صالح بن وصیف (رئیس فرماندهان نظامی مهتدی عباسی) خواستند که بر امام عسکری علیه السلام سختگیری نماید. او گفت: دو نفر از بدترین و سختگیرترین زندانبانان خود را بر ابو محمدابن الرضا (امام عسکری علیه السلام) گماشته ام، اما آن دو در اثر معاشرت با او منقلب شده و در عبادت و مناجات به مراحل عالی قدم گذاشته اند. سپس آندو زندانبان را فراخوانده و در حضور عباسیان از حالات امام عسکری علیه السلام سؤال کرد و آنان گفتند: ما چه بگوییم در مورد کسی که روزها روزه می گیرد و همه شب به عبادت می ایستد و به غیر ذکر و سخن خدا هیچ سخن دیگری بر زبان نمی آورد و هنگامی که به ما نظاره می کند، بر بدن ما لرزه افتاده و کنترل خود را از دست می دهیم! وقتی عباسی ها چنین دیدند منقلب شده و برگشتند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;2- سخاوت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;از آنجا که امامان معصوم علیهم السلام برترین نمونه و اسوه کامل صفات عالیه انسانی بودند، رفتار آنان در همه ابعاد می تواند برای پیروانشان درس آموز باشد. و یکی از آن صفات زیبا، سخاوت است. ما در مورد سخاوت امام عسکری علیه السلام فقط به نقل یک روایت بسنده می کنیم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;محمد بن علی می گوید: زمانی بر اثر تهیدستی کار زندگی بر ما سخت شد. پدرم گفت: بیا با هم به نزد ابو محمد (امام عسکری علیه السلام) برویم. می گویند او مردی بخشنده است و به جود و سخاوت شهرت دارد. گفتم: او را می شناسی؟ گفت: نه، او را هرگز ندیده ام.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;با هم به راه افتادیم. در بین راه پدرم گفت: چقدر خوب است که آن بزرگوار دستور دهد به ما 500 درهم بپردازند! تا با آن نیازهایمان را برطرف کنیم. دویست درهم برای لباس، دویست درهم برای پرداخت بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;من پیش خود گفتم: کاش برای من هم سیصد درهم دستور دهد که با صد درهم آن یک مرکب بخرم و صد درهم برای مخارج و صد درهم برای پوشاک باشد تا به کوهستان (در اطراف همدان و قزوین) بروم. هنگامی که به سرای امام رسیدیم، غلام آن حضرت بیرون آمده و گفت: علی بن ابراهیم و پسرش محمد وارد شوند. چون وارد شده و سلام کردیم، امام به پدرم فرمود: «یا علی! ما خلفک عنا الی هذا الوقت؟ ; ای علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پدرم گفت: ای آقای من! خجالت می کشیدم با این وضع نزد شما بیایم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;وقتی از نزد آن حضرت بیرون آمدیم، غلام آمده و کیسه پولی را به پدرم داد و گفت: این پانصد درهم است، دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر. آنگاه کیسه ای دیگر درآورده وبه من داد و گفت: این سیصد درهم است، صد درهم برای خرید مرکب و صد درهم برای پوشاک و صد درهم دیگر برای سایر هزینه ها، اما به کوهستان نرو بلکه به سوراء برو&amp;#8230; . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;3- زهد و ساده زیستی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;کامل بن ابراهیم مدنی در مورد زهد و ساده زیستی امام عسکری علیه السلام می گوید: جهت پرسیدن سؤالاتی به محضر آن حضرت شرفیاب شدیم. هنگامی که به حضورش رسیدیم، دیدم آن گرامی لباسی سفید و نرم به تن دارد. پیش خود گفتم: ولی خدا و حجت الهی خودش لباس نرم و لطیف می پوشد و ما را به مواسات و همدردی با برادران دینی فرمان می دهد و از پوشیدن چنین لباسی باز می دارد. امام در این لحظه تبسم نمود و سپس آستینش را بالا زد و من متوجه شدم که آن حضرت پوشاکی سیاه و زبر بر تن نموده است. آن گاه فرمود: «یا کامل! هذا لله و هذا لکم; این لباس زبر برای خداست و این لباس نرم که روی آن پوشیده ام برای شماست! »&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;4- جذب عواطف و صید دل های مشتاق&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;فضائل و کمالات معنوی آن حضرت موجب شده بود که دوست و دشمن شیفته آن حضرت شده و از صمیم قلب به آن حضرت ارادت بورزند و وجود گرامی امام را خواسته یا ناخواسته محترم شمارند. به دو نمونه در اینجا اشاره می کنیم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;1- احمد بن عبیدالله بن خاقان قمی نماینده خلیفه عصر و متصدی خراج شهر قم بود. او با اینکه یکی از دشمنان سرسخت و از آزار دهندگان اهل بیت علیهم السلام بود، در مورد ویژگی های اخلاقی امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: من در شهر سامراء هیچ کس از علویان را ازلحاظ رفتار و وقار و پاکدامنی و نجابت و بزرگواری برتر از ابومحمد ابن الرضا (امام عسکری علیه السلام) نه دیدم و نه شناختم. او در میان خاندان خویش و قبیله بنی هاشم و سرلشکران و وزیران و سایر مردم و حتی در میان سالخوردگان و اشراف محترم تر و عزیزتر از همه بود، این حقیقت را من با چشم خودم مشاهده کردم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;روزی در کنار پدرم - که یکی از افراد سرشناس دستگاه خلافت بود - ایستاده بودم و در آن روز پدرم جلسه عمومی داشت وهمه افراد را به حضور می پذیرفت. ناگهان نگهبانان خبر آوردند که ابو محمد، ابن الرضا دم در ایستاده است. پدرم با صدای بلند گفت: اجازه دهید وارد شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;من از این گفت و گو شگفت زده شدم، زیرا تا آن لحظه ندیده بودم که در حضور پدرم جز خلیفه و ولیعهد وی، کس دیگری را با کنیه به او معرفی نمایند. سپس تازه جوانی گندمگون، خوش قامت، زیباروی و با اندامی موزون، با جلال و وقار ویژه وارد اتاق شد. پدرم با دیدن وی از جای برخاست و چند قدم به استقبالش رفت، با آنکه تا آن لحظه ندیده بودم که چنین رفتاری را با یک نفر هاشمی و یا یکی از فرماندهان لشکری نشان داده باشد. چون نزدیکش رسید، دست بر گردن او انداخته و از صورت و سینه اش بوسیده و دستش را گرفت و در روی تخت خود نشانید وخودش نیز پهلوی او نشست و با او به گفت و گوی صمیمانه پرداخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پدرم در ضمن صحبت به او «فدایت شوم » می گفت. از برخورد احترام آمیز پدرم با این جوان ناشناس هر لحظه بر حیرتم افزوده می شد. هنگام خداحافظی پدرم با احترام فوق العاده او را بدرقه کرده و او رفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;احمد بن خاقان در ادامه می افزاید: بعد از رفتن او، من به غلامان پدرم گفتم: این چه کسی بود که او را در حضور پدرم با کنیه یاد کردید و پدرم با او این چنین رفتاری محترمانه داشت؟ !&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;گفتند: او یکی از علویان است که به او حسن بن علی می گویند وبه ابن الرضا معروف است. شگفتی من بیشتر شد. هنگام شب وقتی پدرم تنها شد، به او گفتم: پدر! این جوان که صبح او را دیدم چه کسی بود که نسبت به او چنین احترام نمودی و در گفت و گوی با او «فدایت شوم » می گفتی؟ ! و خودت و پدر و مادرت را فدایش می ساختی؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;گفت: «پسرم! او امام رافضیان است، او حسن بن علی است که به ابن الرضا معروف است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;آنگاه پدرم بعد از اندکی سکوت درادامه سخنانش چنین گفت: پسر جان! اگر حکومت از دست خلفاء بنی عباس بیرون رود، هیچ کس از بنی هاشم جز او سزاوار آن نیست و این به جهت فضیلت، پاکدامنی، زهد و پرهیزگاری و اخلاق شریف و شایستگی ذاتی اوست. اگر پدر او را دیده بودی، مردی بزرگوار، نجیب و شخصیت با فضیلتی را دیده بودی.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;با شنیدن این سخنان اندیشه و نگرانیم دو چندان شد و خشمم نسبت به پدر افزون گشت. به نظرم سخنان پدر اغراق آمیز می آمد و بعد از آن دلم می خواست در مورد حسن بن علی پرس و جو کنم و پیرامون شخصیت وی کاوش و بررسی نمایم. از هیچ یک ازبنی هاشم و سران سپاه ونویسندگان و قاضیان و فقیهان و دیگر افراد، درباره حسن بن علی سؤالی نکردم مگر آنکه او را نزد آنان در نهایت بزرگی و ارجمندی یافتم. مقام بلند و سخنان نیک و تقدم بر فامیل و سایر بزرگان، از جمله ویژگی هایی بود که من از زبان آنان در ستایش حسن بن علی شنیدم. بعد از این، ارزش و مقام وی در نظرم بزرگ آمد و فهمیدم که دوست و دشمن او را به نیکی یاد کرده و می ستایند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;احمد بن خاقان در ادامه سخنان خویش بعد از نقل ماجرای شهادت امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: بعد از رحلت او، جعفر (برادر امام حسن عسکری علیه السلام) نزد پدرم آمد و گفت: «مقام و منصب برادرم را به من بده. من سالی بیست هزار دینار برایت می فرستم.» پدرم به او تندی کرده و گفت: ای احمق! سلطان به روی کسانی که به امامت پدر و برادرت معتقد بودند شمشیر کشید تا آن ها را از عقیده شان برگرداند و نتوانست این کار را عملی سازد (زیرا مردم از روی اخلاص و صمیمیت به آن ها معتقد بودند.) پس اگر شیعیان، پدر و برادر تو را امام می دانند، نیازی به سلطان و غیر سلطان نداری که منصب آن ها را به تو بدهند و اگر نزد شیعیان این منزلت را نداری، بوسیله ما بدان نخواهی رسید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پدرم به خاطر این سخن جعفر، او را پست و کم عقل خواند، وی را بیرون کرد و تا زنده بود به او اجازه ورود نداد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;2- محمد بن اسماعیل می گوید: علی بن نارمش که دشمن ترین افراد نسبت به اولاد علی بن ابی طالب علیهم السلام بود، موظف به زندانبانی امام حسن عسکری علیه السلام شد. به او دستور دادند که هر چه می توانی بر او سخت بگیر. حضرت عسکری علیه السلام بیش از یک روز نزد او نبود که احترام و بزرگداشت آن حضرت در نظر او به جایی رسید که در برابر امام عسکری علیه السلام چهره بر خاک می گذاشت و دیده از زمین بر نمی داشت. امام از نزد او خارج شد در حالی که بصیرت او به آن حضرت از همه بیشتر و ستایشش برای او از همه نیکوتر بود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;5- پرورش نیروی تفکر و تعقل در افراد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;اسحاق کندی فیلسوف عراق بود. او به تالیف کتابی با موضوع تناقضات قرآن همت گماشت. او آن چنان با شور و علاقه مشغول تدوین این کتاب گردید که از مردم کناره گرفته و به تنهایی در خانه خویش به این کار مبادرت می ورزید، تا اینکه یکی از شاگردانش به محضر پیشوای یازدهم شرفیاب شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام به او فرمود: «آیا در میان شما یک مرد رشید پیدا نمی شود که استاد شما را از این کارش منصرف سازد؟ !» عرض کرد: ما از شاگردان او هستیم، چگونه می توانیم در این کار یا کارهای دیگر به او اعتراض کنیم؟ !&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام فرمود: «آیا آنچه بگویم به او می رسانی؟» گفت: آری. فرمود: «نزد او برو با او انس بگیر و او را در کاری که می خواهد انجام دهد یاری نما، آنگاه بگو سؤالی دارم، آیا می توانم از شما بپرسم؟ به تو اجازه سؤال می دهد. بگو: اگر پدیدآورنده قرآن نزد تو آید، آیا احتمال می دهی که منظور او از گفتارش معانی دیگری غیر از آن باشد که پنداشته ای؟ خواهد گفت: امکان دارد. و او اگر به مطلبی توجه کند، می فهمد و درک می کند. هنگامی که جواب مثبت داد، بگو: از کجا اطمینان پیدا کرده ای که مراد و منظور عبارات قرآن همان است که تو می گویی؟ شاید گوینده قرآن منظوری غیر از آنچه تو به آن رسیده ای داشته باشد و تو الفاظ و عبارات را در غیر معانی و مراد متکلم آن به کار می بری؟ !»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;آن شخص نزد اسحاق کندی رفت و همانطوری که امام به او آموخته بود، با مهربانی تمام با او انس گرفت، سؤال خود را مطرح کرد و او را به تفکر و اندیشیدن وادار نمود. اسحاق کندی از او خواست سؤال خود را تکرار کند، در این حال به فکر فرو رفت و این احتمال به نظر او ممکن آمده و قابل دقت بود، برای همین شاگردش را قسم داد که منشا این پرسش را برای او بیان کند. او گفت: به ذهنم رسید و پرسیدم. استاد گفت: باور نمی کنم که به ذهن تو و امثال تو این پرسش خطور نماید، راستش را بگو، این سؤال را از کجا آموخته ای؟ شاگرد گفت: ابو محمد عسکری به من یاد داد. استاد گفت: آری، الان حقیقت را گفتی. چنین سؤالی جز از آن خاندان نمی تواند باشد. آنگاه نوشته های خود را در این زمینه در آتش سوزانید. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;6- ترویج فرهنگ صرفه جویی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;برنامه ریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساخت های توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می شود. در سیره امام حسن عسکری علیه السلام در این رابطه نکات قابل توجهی وجود دارد و در ذیل نمونه ای از آن را می خوانیم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;محمد بن حمزه سروری می گوید: توسط ابوهاشم جعفری - که با هم دوست بودیم - نامه ای به محضر امام عسکری علیه السلام نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی ایجاد بفرماید. وقتی که جواب را توسط ابوهاشم دریافت کردم، آن حضرت نوشته بود: «مات ابن عمک یحیی بن حمزة و خلف ماة الف درهم و هی واردة علیک، فاشکرالله و علیک بالاقتصاد و ایاک و الاسراف، فانه من فعل الشیطنة; پسر عمویت یحیی بن حمزه از دنیا رفت و مبلغ صد هزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم ها بر تو وارد می شود (به ارث به تو می رسد) پس خدا را سپاسگذاری کن و بر تو باد به میانه روی، و از اسراف بپرهیز که اسراف از رفتارهای شیطانی است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;بعد از چند روزی، پیکی از شهر حران آمده و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسرعمویم یحیی بن حمزه دقیقا همان روزی فوت کرده است که امام علیه السلام آن خبر را به من داد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی ام، طبق دستور امام علیه السلام زندگی خود را بر اساس میانه روی تنظیم نموده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی ام سامان یافت در حالی که در گذشته فردی مبذر و اسراف کار بودم. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;7- تاکید بر اصل قرآنی تقیه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام عسکری علیه السلام برای حفظ نهضت اسلامی و ترویج فرهنگ اهل بیت علیهم السلام از روش های مختلفی استفاده می کرد. آن حضرت چون در عصر حاکمیت مستبدترین سلاطین عباسی زندگی می کرد و از خطرات بزرگ نسبت به مذهب شیعه و پیروان آن آگاه بود، همواره پیروان خود را به رعایت اصل قرآنی تقیه سفارش می نمود. آن حضرت طبق آیه تقیه که در سوره آل عمران بیان شده است: «لایتخذ المؤمنون الکافرین اولیآء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شی ء الا ان تتقوا منهم تقیة و یحذرکم الله نفسه و الی الله المصیر » ; «افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را به دوستی بگیرند و هرکس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد مگر اینکه از آنان به نوعی تقیه کنید و خداوند شما را از [عقوبت ] خود بر حذر می دارد و بازگشت به سوی خداست.» ، شیعیان را به تقیه توصیه نموده و به این ترتیب از جان شیعیان پاسداری و حفاظت می کرد. به روایتی در این زمینه توجه کنید:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حلبی (یکی از ارادتمندان امام عسکری علیه السلام) می گوید: در شهر سامراء در روزی که قرار بود امام حسن عسکری علیه السلام به بیرون از منزل تشریف بیاورد، به اتفاق عده ای از شیعیان برای ملاقات آن حضرت در بیرون منزلش به انتظار ایستادیم. در آن حال نامه ای از امام علیه السلام دریافتیم که آن حضرت نوشته بود: «الا لایسلمن علی احد و لا یشیر الی بیده و لایومی فانکم لاتؤمنون علی انفسکم  ; کسی [در این موقعیت] به من سلام نکند و با دست خود به من اشاره ننماید و [حتی کوچکترین] اشاره ای نکند، برای اینکه شما امنیت جانی ندارید.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;8- تبیین جایگاه آل محمد علیهم السلام در جامعه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ابوهاشم می گوید: از امام حسن عسکری علیه السلام تفسسیر آیه زیر را پرسیدم: «ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله »  ; «سپس این کتاب را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم، از میان آن ها عده ای بر خود ستم کردند و عده ای میانه رو بودند و گروهی به اذن خدا در نیکی ها پیشی گرفتند.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام علیه السلام فرمود: هر سه دسته مربوط به آل محمد صلی الله علیه و آله می باشند. آنکه بر خود ظلم روا داشته، کسی است که اقرار به امام ننموده است و مقتصد کسی است که عارف به مقام امام است و گروه سوم و اشخاصی که سبقت درگرفتن فیض و خیرات دارند، امامان معصوم علیهم السلام هستند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ابو هاشم می گوید: من در فکر فرو رفتم که این چه عظمتی است که نصیب امامان معصوم علیهم السلام شده و مقداری هم اشک ریختم. امام عسکری علیه السلام نگاهی به من انداخته و فرمود: مقام ائمه بالاتر از آن است که تو در مورد عظمت شان آل محمد صلی الله علیه و آله می اندیشی! شکر خدا را به جا آور که تو را از تمسک کنندگان به ریسمان ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله قرار داده است و روز قیامت; زمانی که سایر مردم با رهبرانشان محشور می شوند، تو در ردیف پیروان آل محمد صلی الله علیه و آله بوده وبا آنان محشور خواهی شد. تو بهترین راه راانتخاب نموده ای! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;9- اهتمام به دو اصل تولی و تبری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;سیره عملی امام عسکری علیه السلام در صحنه های اجتماعی، نکات برجسته ای برای پیروان آن حضرت دارد. یکی از مهم ترین فرازهای سیره اجتماعی آن حضرت، توجه به دو اصل تولی و تبری می باشد. در موارد متعدد و مناسبت های به دست آمده، امام یازدهم علیه السلام شیعیان رابه دوستی اهل بیت علیهم السلام و بیزاری از دشمنان آنان ترغیب می نمود. به عنوان مثال روزی علی بن عاصم کوفی که مردی نابینا بود به محضر امام شرفیاب شد. او ضمن گفت و گو با حضرت، ارادت خالصانه خویش را به خاندان نبوت اظهار نموده وگفت: من از یاری عملی شما ناتوانم و به غیر از ولایت و محبت شما و بیزاری از دشمنانتان و لعن به آنان در خلوت ها سرمایه ای ندارم، با این حال وضعیت من چگونه خواهد بود؟ !&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام عسکری علیه السلام فرمود: پدرم از جدم رسول خدا روایت نمود که: «من ضعف علی نصرتنا اهل البیت و لعن فی خلواته اعداءنا بلغ الله صوته الی جمیع الملائکة&amp;#8230; فاذا بلغ صوته الی الملائکة استغفروا له و اثنو علیه; هرکس توانایی یاری نمودن ما اهل بیت را نداشته باشد و در خلوت هایش به دشمنان ما لعنت بفرستد، خداوند صدای او را به همه فرشتگان می رساند&amp;#8230; هنگامی که صدای او به فرشتگان برسد، آنان برای وی طلب آمرزش نموده و او را می ستایند.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام علیه السلام در ادامه می فرماید: آن فرشتگان می گویند: «اللهم صل علی روح عبدک هذا الذی بذل فی نصرة اولیائه جهده و لو قدر علی اکثر من ذلک لفعل; خدایا بر روح این بنده ات درود فرست که در یاری اولیائش تمام تلاش خود را انجام می دهد و اگر بیش از این توانایی داشت انجام می داد.» در این حال از طرف خدای سبحان ندا می آید که ای ملائکه من! من دعای شما را درحق این بنده ام اجابت کردم و بر روح او درود فرستادم و در ردیف ارواح ابرار و از بهترین بندگان برگزیده خویش گردانیدم.  »&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;احمدبن مطهر می گوید: یکی از شیعیان به امام عسکری علیه السلام نامه نوشته و در مورد ارتباط با واقفیه سؤال کرد. آن حضرت در جواب نوشت: «آن ها را دوست نداشته باشید، به عیادت مریض های آنان نروید، در تشییع جنازه هایشان شرکت نکنید، بر مرده هایشان نماز نخوانید و در این مورد فرقی نمی کند که کسی امامت یکی از امامان معصوم را انکار کند یا اینکه فردی که دارای مقام امامت از طرف خدانیست را جزء امامان معصوم بداند و یا (مانند مسیحیان) قائل به تثلیث باشد. بدانید که منکر آخرین امامان معصوم علیه السلام همانند انکار کننده امامان قبلی است و هرکس به تعداد امامان بیفزاید مثل کسی است که از امامان معصوم کم می کند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;10- پاسخ به پرسش های روز&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;یکی از مهم ترین موارد در سیره اجتماعی امام عسکری علیه السلام پاسخ گویی به شبهه های فرهنگی و دینی جامعه بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ابوهاشم جعفری می گوید: روزی ابوبکر فهفکی از امام یازدهم پرسید: چرا زن بی نوا درارث یک سهم و مرد دو سهم می برد. امام فرمود: «چون جهاد و پرداخت مخارج به عهده زن نیست و نیز پرداخت دیه قتل خطا بر عهده مردان است و بر زن چیزی نیست. »&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ابوهاشم در ادامه می افزاید: من پیش خود گفتم که قبلا شنیده بودم «ابن ابی العوجا» از امام صادق علیه السلام همین را پرسید و همین جواب را شنید. در این هنگام که از قلب من چنین سخنی خطور نمود، حضرت رو به من نموده و فرمود: «آری، این سؤال ابن ابی العوجاء است و وقتی سؤال همان است، پاسخ ما نیز همان خواهد بود. اول و آخر ما در علم و منزلت مساوی هستند و برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان فضیلت و امتیازشان ثابت است. »&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;11- تشویق عالمان و دانشمندان راستین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;حمایت ائمه اطهار علیهم السلام از دانشمندان راستین و متفکران متعهد، در گسترش فرهنگ غنی و مترقی اهل بیت علیهم السلام نقش مهمی داشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام عسکری علیه السلام با قدر دانی از چهره های فرهنگی شیعه، جرقه امید را در دل دانشوران و دانش دوستان پدید می آورد و آنان را برای تلاش هرچه بیشتر در راه گسترش فرهنگ شیعه امیدوارتر می ساخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;ابوهاشم جعفری از یاران راستین امام عسکری علیه السلام و از نوادگان جعفر طیار علیه السلام می گوید: روزی کتاب «یوم و لیله » از تالیفات یونس بن عبدالرحمن را به حضرت امام حسن عسکری علیه السلام عرضه کردم. حضرت آن را مطالعه نموده و پرسید: این کتاب تالیف کیست؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;گفتم: این از آثار یونس بن عبدالرحمن از منتسبین به آل یقطین است. امام علیه السلام فرمود: «اعطاه الله بکل حرف نورا یوم القیامة; خداوند در مقابل هر حرف [که در این کتاب نوشته، ] نوری برای او در قیامت عطا فرماید. »&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;همچنین امام عسکری علیه السلام در نامه ای به علی بن بابویه قمی - از دانشمندان برجسته شیعه در قم - به نحو شایسته ای او را می ستاید. در بخشی از آن نامه آمده است: ای بزرگ مرد و مورد اعتماد و فقیه شیعیان من، ابوالحسن علی بن حسین قمی! خداوند متعال تو را بر اموری که مورد رضای اوست موفق بگرداند و برای تو فرزندان صالح و شایسته عطا فرماید. ای مرد دانشمند و مورد اطمینان من، ابالحسن! صبرکن و شیعه مرا به صبر فرمان ده، همانا زمین از آن خداست که بندگانش را وارث آن می سازد. و سرانجام نیکو برای پرهیزگاران است و سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو و بر همه شیعیانم باد. »&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;12- رهبری مبارزات سری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;پیشوای یازدهم علی رغم فشارهای شدید سیاسی و با وجود حضور اجباری در مناطق نظامی و تحت کنترل، با تیز بینی خاصی با دوستان و شیعیان خویش ارتباطی عمیق ایجاد کرده بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;به عنوان نمونه: امام حسن عسکری علیه السلام در یکی از روزها داود بن اسود را فرا خوانده و چوبی گرد و دراز به اندازه کف دست در اختیارش گذاشت و دستور داد که آن را به عثمان بن سعید عمری از افراد مورد اعتماد امام عسکری علیه السلام و اولین نائب خاص حضرت مهدی علیه السلام برساند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;او می گوید: به قصد اجرای فرمان حضرت عسکری علیه السلام به راه افتادم. در راه با سقایی روبه رو شدم که استرش راه را سد کرده بود. من آن چوب را به هدف راندن استر بالا برده و به حیوان زدم. ناگهان چوب شکسته و شکاف برداشت، چون چشمم به قسمت شکافته چوب افتاد نامه هایی را دیدم که در داخل آن جاسازی شده بود. با عجله چوب را در آستینم پنهان کردم. دراین حال مرد سقا شروع کرد به داد و فریاد کردن، به من و سرورم دشنام می داد. بعد از انجام ماموریت، به خانه امام علیه السلام بازگشتم. عیسی از خدمتگزاران آن حضرت به نزدم آمد و گفت: مولای تو می گوید: «چرا استر را زدی و چوب را شکستی؟ ! دیگر کاری نکن که نیازی به عذر خواهی داشته باشد و از تکرار خطای خود خودداری نما. اگر شنیدی کسی به ما دشنام می دهد اعتنا نکن و از معرفی خود پرهیز کن، چون ما در سرزمینی بد زندگی می کنیم. پس راه خود را برو و بدان که اخبار و احوال تو به ما می رسد.  »&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;13- نجات جامعه از بحران های سرنوشت ساز&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;در سامراء قحطی سختی پیش آمد، معتمد خلیفه وقت فرمان داد مردم به نماز استسقاء (طلب باران) بروند، مردم سه روز پی در پی برای نماز به مصلی رفتند و دست به دعا برداشتند ولی باران نیامد، روز چهارم جاثلیق (پیشوای اسقفان مسیحی) همراه مسیحیان و راهبان به صحرا رفت، یکی از راهبان هر وقت دست به سوی آسمان بلند می کرد بارانی درشت فرو می بارید. روز بعد جاثلیق همان کار را کرد و آن قدر باران آمد که مردم دیگر تقاضای باران نداشتند; همین موجب شگفتی ونیز شک و تردید وتمایل به مسیحیت درمیان بسیاری از مسلمانان شد و جامعه اسلامی در آستانه یک بحران سرنوشت ساز و خطرناک قرار گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;این وضع برخلیفه ناگوار بود، پس به دنبال امام عسکری علیه السلام فرستاد و آن گرامی را از زندان آوردند. خلیفه به امام عرض کرد: امت جدت را دریاب که گمراه شده اند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;امام فرمود: از جاثلیق بخواه که فردا سه شنبه به صحرا بروند. خلیفه گفت: مردم باران نمی خواهند بنابراین به صحرا رفتن چه فایده ای دارد؟ امام فرمود: برای آنکه انشاءالله شک و شبهه را برطرف سازم. خلیفه فرمان داد و پیشوای اسقفان همراه راهبان سه شنبه به صحرا رفتند. امام علیه السلام نیز در میان جمعیت عظیمی از مردم به صحرا آمدند. آنگاه مسیحیان و راهبان برای طلب باران دست به سوی آسمان برداشتند، آسمان ابری شد وباران آمد. امام فرمان داد دست راهب معینی را بگیرند و آنچه در میان انگشتان اوست بیرون آورند. در میان انگشتان او استخوان سیاه فامی از استخوان های آدمی یافتند، امام استخوان را گرفت و در پارچه ای پیچید و به راهب فرمود: اینک طلب باران کن. راهب این بار هم دست به آسمان برداشت اما ابر کنار رفت و خورشید نمودار شد. مردم شگفت زده شدند. خلیفه از امام پرسید:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;این استخوان چیست؟ امام علیه السلام فرمود: این استخوان پیامبری از پیامبران الهی است که از قبور برخی از پیامبران برداشته اند و استخوان پیامبری ظاهر نمی شود جز آنکه باران می آید. امام را تحسین کردند و استخوان را آزمودند دیدند همانطور است که امام می فرماید. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #808000;&quot;&gt;منبع: حوزه نت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;https://fanoos.kowsarblog.ir&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام حسن عسکری علیه السلام در روز جمعه هشتم ربیع الثانی سال 232 هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت امام هادی علیه السلام و مادر مکرمه اش بانوی عارفه ایست که به نام های «سلیل » ، «حدیثه » و «سوسن » خوانده می شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #808000;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fanoos/quick-uploads/billboard_mockups-01-1_34_.jpg" alt="" width="1000" height="571" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">مدت امامت امام حسن عسکری علیه السلام شش سال بود که از سال 254 هجری قمری شروع و در سال 260 با شهادت آن حضرت پایان یافت. امام حسن عسکری علیه السلام در طول مدت زندگانی و به ویژه در دوران امامت خویش به واسطه مبارزه با طاغوت های زمان در تبعید و زندان و تحت نظر به سر می برد و سرانجام در هشتم ربیع الاول سال 260 و در 28 سالگی در شهر سامراء و توسط احمد معتمد، پانزدهمین خلیفه عباسی به طرز مرموزی مسموم و به شهادت رسید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">زندگی آن حضرت در دوران شش تن از خلفای ستمگر عباسی سپری شد که به ترتیب جعفر متوکل، محمد منتصر، ابوالعباس احمد مستعین، ابو عبدالله معتز، محمد مهتدی و احمد معتمد می باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">از آنجایی که امام عسکری علیه السلام را در محله عسکر - که محل سکونت سپاهیان ترک عباسی بود - جای داده بودند به آن حضرت عسکری می گویند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">حضرت حجة بن الحسن امام زمان علیه السلام یگانه فرزند و جانشین امام حسن عسکری علیه السلام است که بعد از آن حضرت سکاندار کشتی ولایت و امامت گردید و امروزه آفتاب وجودش در پشت پرده غیب قرار گرفته است و به اراده خداوند متعال ظهور نموده و جهان را با نور وجودش پر از عدل و داد خواهد ساخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">در مورد امامت امام عسکری علیه السلام روایات متعددی از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده است که یکی از آن روایات چنین است: یحیی بن یسار قنبری می گوید: امام هادی علیه السلام چهار ماه قبل از شهادت خویش به فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام وصیت کرد و به امامت و خلافت او اشاره نمود و در آن حال مرا به همراه عده ای از دوستان و شیعیان بر آن گواه گرفت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">در این نوشتار فرازهایی از ویژگی های برجسته فردی واجتماعی آن حضرت را می خوانیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">1- عبادت</span><br /><span style="color: #808000;">امام عسکری علیه السلام همانند پدران گرامی خود در توجه به عبادت خدا نمونه بود. آن حضرت به هنگام نماز از هر کاری دست می کشید و چیزی را بر نماز مقدم نمی داشت. ابوهاشم جعفری در این مورد می گوید: روزی به محضر امام یازدهم مشرف شدم، امام مشغول نوشتن چیزی بود، وقت نماز رسید، امام نوشته را کنار گذاشته و به نماز ایستاد&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">عبادت امام عسکری آن چنان قلب ها را مجذوب خود می نمود که دیگران را به یاد خدا می انداخت و حتی افراد گمراه و منحرف رابه راه صحیح هدایت نموده و اهل عبادت و تهجد می نمود و بدترین افراد در اثر جذبه ملکوتی آن بزرگوار به بهترین انسان ها تبدیل می شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">روزی برخی از عباسیان از صالح بن وصیف (رئیس فرماندهان نظامی مهتدی عباسی) خواستند که بر امام عسکری علیه السلام سختگیری نماید. او گفت: دو نفر از بدترین و سختگیرترین زندانبانان خود را بر ابو محمدابن الرضا (امام عسکری علیه السلام) گماشته ام، اما آن دو در اثر معاشرت با او منقلب شده و در عبادت و مناجات به مراحل عالی قدم گذاشته اند. سپس آندو زندانبان را فراخوانده و در حضور عباسیان از حالات امام عسکری علیه السلام سؤال کرد و آنان گفتند: ما چه بگوییم در مورد کسی که روزها روزه می گیرد و همه شب به عبادت می ایستد و به غیر ذکر و سخن خدا هیچ سخن دیگری بر زبان نمی آورد و هنگامی که به ما نظاره می کند، بر بدن ما لرزه افتاده و کنترل خود را از دست می دهیم! وقتی عباسی ها چنین دیدند منقلب شده و برگشتند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">2- سخاوت</span><br /><span style="color: #808000;">از آنجا که امامان معصوم علیهم السلام برترین نمونه و اسوه کامل صفات عالیه انسانی بودند، رفتار آنان در همه ابعاد می تواند برای پیروانشان درس آموز باشد. و یکی از آن صفات زیبا، سخاوت است. ما در مورد سخاوت امام عسکری علیه السلام فقط به نقل یک روایت بسنده می کنیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">محمد بن علی می گوید: زمانی بر اثر تهیدستی کار زندگی بر ما سخت شد. پدرم گفت: بیا با هم به نزد ابو محمد (امام عسکری علیه السلام) برویم. می گویند او مردی بخشنده است و به جود و سخاوت شهرت دارد. گفتم: او را می شناسی؟ گفت: نه، او را هرگز ندیده ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">با هم به راه افتادیم. در بین راه پدرم گفت: چقدر خوب است که آن بزرگوار دستور دهد به ما 500 درهم بپردازند! تا با آن نیازهایمان را برطرف کنیم. دویست درهم برای لباس، دویست درهم برای پرداخت بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">من پیش خود گفتم: کاش برای من هم سیصد درهم دستور دهد که با صد درهم آن یک مرکب بخرم و صد درهم برای مخارج و صد درهم برای پوشاک باشد تا به کوهستان (در اطراف همدان و قزوین) بروم. هنگامی که به سرای امام رسیدیم، غلام آن حضرت بیرون آمده و گفت: علی بن ابراهیم و پسرش محمد وارد شوند. چون وارد شده و سلام کردیم، امام به پدرم فرمود: «یا علی! ما خلفک عنا الی هذا الوقت؟ ; ای علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">پدرم گفت: ای آقای من! خجالت می کشیدم با این وضع نزد شما بیایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">وقتی از نزد آن حضرت بیرون آمدیم، غلام آمده و کیسه پولی را به پدرم داد و گفت: این پانصد درهم است، دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر. آنگاه کیسه ای دیگر درآورده وبه من داد و گفت: این سیصد درهم است، صد درهم برای خرید مرکب و صد درهم برای پوشاک و صد درهم دیگر برای سایر هزینه ها، اما به کوهستان نرو بلکه به سوراء برو&#8230; . </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">3- زهد و ساده زیستی</span><br /><span style="color: #808000;">کامل بن ابراهیم مدنی در مورد زهد و ساده زیستی امام عسکری علیه السلام می گوید: جهت پرسیدن سؤالاتی به محضر آن حضرت شرفیاب شدیم. هنگامی که به حضورش رسیدیم، دیدم آن گرامی لباسی سفید و نرم به تن دارد. پیش خود گفتم: ولی خدا و حجت الهی خودش لباس نرم و لطیف می پوشد و ما را به مواسات و همدردی با برادران دینی فرمان می دهد و از پوشیدن چنین لباسی باز می دارد. امام در این لحظه تبسم نمود و سپس آستینش را بالا زد و من متوجه شدم که آن حضرت پوشاکی سیاه و زبر بر تن نموده است. آن گاه فرمود: «یا کامل! هذا لله و هذا لکم; این لباس زبر برای خداست و این لباس نرم که روی آن پوشیده ام برای شماست! »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">4- جذب عواطف و صید دل های مشتاق</span><br /><span style="color: #808000;">فضائل و کمالات معنوی آن حضرت موجب شده بود که دوست و دشمن شیفته آن حضرت شده و از صمیم قلب به آن حضرت ارادت بورزند و وجود گرامی امام را خواسته یا ناخواسته محترم شمارند. به دو نمونه در اینجا اشاره می کنیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">1- احمد بن عبیدالله بن خاقان قمی نماینده خلیفه عصر و متصدی خراج شهر قم بود. او با اینکه یکی از دشمنان سرسخت و از آزار دهندگان اهل بیت علیهم السلام بود، در مورد ویژگی های اخلاقی امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: من در شهر سامراء هیچ کس از علویان را ازلحاظ رفتار و وقار و پاکدامنی و نجابت و بزرگواری برتر از ابومحمد ابن الرضا (امام عسکری علیه السلام) نه دیدم و نه شناختم. او در میان خاندان خویش و قبیله بنی هاشم و سرلشکران و وزیران و سایر مردم و حتی در میان سالخوردگان و اشراف محترم تر و عزیزتر از همه بود، این حقیقت را من با چشم خودم مشاهده کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">روزی در کنار پدرم - که یکی از افراد سرشناس دستگاه خلافت بود - ایستاده بودم و در آن روز پدرم جلسه عمومی داشت وهمه افراد را به حضور می پذیرفت. ناگهان نگهبانان خبر آوردند که ابو محمد، ابن الرضا دم در ایستاده است. پدرم با صدای بلند گفت: اجازه دهید وارد شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">من از این گفت و گو شگفت زده شدم، زیرا تا آن لحظه ندیده بودم که در حضور پدرم جز خلیفه و ولیعهد وی، کس دیگری را با کنیه به او معرفی نمایند. سپس تازه جوانی گندمگون، خوش قامت، زیباروی و با اندامی موزون، با جلال و وقار ویژه وارد اتاق شد. پدرم با دیدن وی از جای برخاست و چند قدم به استقبالش رفت، با آنکه تا آن لحظه ندیده بودم که چنین رفتاری را با یک نفر هاشمی و یا یکی از فرماندهان لشکری نشان داده باشد. چون نزدیکش رسید، دست بر گردن او انداخته و از صورت و سینه اش بوسیده و دستش را گرفت و در روی تخت خود نشانید وخودش نیز پهلوی او نشست و با او به گفت و گوی صمیمانه پرداخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">پدرم در ضمن صحبت به او «فدایت شوم » می گفت. از برخورد احترام آمیز پدرم با این جوان ناشناس هر لحظه بر حیرتم افزوده می شد. هنگام خداحافظی پدرم با احترام فوق العاده او را بدرقه کرده و او رفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">احمد بن خاقان در ادامه می افزاید: بعد از رفتن او، من به غلامان پدرم گفتم: این چه کسی بود که او را در حضور پدرم با کنیه یاد کردید و پدرم با او این چنین رفتاری محترمانه داشت؟ !</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">گفتند: او یکی از علویان است که به او حسن بن علی می گویند وبه ابن الرضا معروف است. شگفتی من بیشتر شد. هنگام شب وقتی پدرم تنها شد، به او گفتم: پدر! این جوان که صبح او را دیدم چه کسی بود که نسبت به او چنین احترام نمودی و در گفت و گوی با او «فدایت شوم » می گفتی؟ ! و خودت و پدر و مادرت را فدایش می ساختی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">گفت: «پسرم! او امام رافضیان است، او حسن بن علی است که به ابن الرضا معروف است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">آنگاه پدرم بعد از اندکی سکوت درادامه سخنانش چنین گفت: پسر جان! اگر حکومت از دست خلفاء بنی عباس بیرون رود، هیچ کس از بنی هاشم جز او سزاوار آن نیست و این به جهت فضیلت، پاکدامنی، زهد و پرهیزگاری و اخلاق شریف و شایستگی ذاتی اوست. اگر پدر او را دیده بودی، مردی بزرگوار، نجیب و شخصیت با فضیلتی را دیده بودی.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">با شنیدن این سخنان اندیشه و نگرانیم دو چندان شد و خشمم نسبت به پدر افزون گشت. به نظرم سخنان پدر اغراق آمیز می آمد و بعد از آن دلم می خواست در مورد حسن بن علی پرس و جو کنم و پیرامون شخصیت وی کاوش و بررسی نمایم. از هیچ یک ازبنی هاشم و سران سپاه ونویسندگان و قاضیان و فقیهان و دیگر افراد، درباره حسن بن علی سؤالی نکردم مگر آنکه او را نزد آنان در نهایت بزرگی و ارجمندی یافتم. مقام بلند و سخنان نیک و تقدم بر فامیل و سایر بزرگان، از جمله ویژگی هایی بود که من از زبان آنان در ستایش حسن بن علی شنیدم. بعد از این، ارزش و مقام وی در نظرم بزرگ آمد و فهمیدم که دوست و دشمن او را به نیکی یاد کرده و می ستایند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">احمد بن خاقان در ادامه سخنان خویش بعد از نقل ماجرای شهادت امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: بعد از رحلت او، جعفر (برادر امام حسن عسکری علیه السلام) نزد پدرم آمد و گفت: «مقام و منصب برادرم را به من بده. من سالی بیست هزار دینار برایت می فرستم.» پدرم به او تندی کرده و گفت: ای احمق! سلطان به روی کسانی که به امامت پدر و برادرت معتقد بودند شمشیر کشید تا آن ها را از عقیده شان برگرداند و نتوانست این کار را عملی سازد (زیرا مردم از روی اخلاص و صمیمیت به آن ها معتقد بودند.) پس اگر شیعیان، پدر و برادر تو را امام می دانند، نیازی به سلطان و غیر سلطان نداری که منصب آن ها را به تو بدهند و اگر نزد شیعیان این منزلت را نداری، بوسیله ما بدان نخواهی رسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">پدرم به خاطر این سخن جعفر، او را پست و کم عقل خواند، وی را بیرون کرد و تا زنده بود به او اجازه ورود نداد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">2- محمد بن اسماعیل می گوید: علی بن نارمش که دشمن ترین افراد نسبت به اولاد علی بن ابی طالب علیهم السلام بود، موظف به زندانبانی امام حسن عسکری علیه السلام شد. به او دستور دادند که هر چه می توانی بر او سخت بگیر. حضرت عسکری علیه السلام بیش از یک روز نزد او نبود که احترام و بزرگداشت آن حضرت در نظر او به جایی رسید که در برابر امام عسکری علیه السلام چهره بر خاک می گذاشت و دیده از زمین بر نمی داشت. امام از نزد او خارج شد در حالی که بصیرت او به آن حضرت از همه بیشتر و ستایشش برای او از همه نیکوتر بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">5- پرورش نیروی تفکر و تعقل در افراد</span><br /><span style="color: #808000;">اسحاق کندی فیلسوف عراق بود. او به تالیف کتابی با موضوع تناقضات قرآن همت گماشت. او آن چنان با شور و علاقه مشغول تدوین این کتاب گردید که از مردم کناره گرفته و به تنهایی در خانه خویش به این کار مبادرت می ورزید، تا اینکه یکی از شاگردانش به محضر پیشوای یازدهم شرفیاب شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام به او فرمود: «آیا در میان شما یک مرد رشید پیدا نمی شود که استاد شما را از این کارش منصرف سازد؟ !» عرض کرد: ما از شاگردان او هستیم، چگونه می توانیم در این کار یا کارهای دیگر به او اعتراض کنیم؟ !</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام فرمود: «آیا آنچه بگویم به او می رسانی؟» گفت: آری. فرمود: «نزد او برو با او انس بگیر و او را در کاری که می خواهد انجام دهد یاری نما، آنگاه بگو سؤالی دارم، آیا می توانم از شما بپرسم؟ به تو اجازه سؤال می دهد. بگو: اگر پدیدآورنده قرآن نزد تو آید، آیا احتمال می دهی که منظور او از گفتارش معانی دیگری غیر از آن باشد که پنداشته ای؟ خواهد گفت: امکان دارد. و او اگر به مطلبی توجه کند، می فهمد و درک می کند. هنگامی که جواب مثبت داد، بگو: از کجا اطمینان پیدا کرده ای که مراد و منظور عبارات قرآن همان است که تو می گویی؟ شاید گوینده قرآن منظوری غیر از آنچه تو به آن رسیده ای داشته باشد و تو الفاظ و عبارات را در غیر معانی و مراد متکلم آن به کار می بری؟ !»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">آن شخص نزد اسحاق کندی رفت و همانطوری که امام به او آموخته بود، با مهربانی تمام با او انس گرفت، سؤال خود را مطرح کرد و او را به تفکر و اندیشیدن وادار نمود. اسحاق کندی از او خواست سؤال خود را تکرار کند، در این حال به فکر فرو رفت و این احتمال به نظر او ممکن آمده و قابل دقت بود، برای همین شاگردش را قسم داد که منشا این پرسش را برای او بیان کند. او گفت: به ذهنم رسید و پرسیدم. استاد گفت: باور نمی کنم که به ذهن تو و امثال تو این پرسش خطور نماید، راستش را بگو، این سؤال را از کجا آموخته ای؟ شاگرد گفت: ابو محمد عسکری به من یاد داد. استاد گفت: آری، الان حقیقت را گفتی. چنین سؤالی جز از آن خاندان نمی تواند باشد. آنگاه نوشته های خود را در این زمینه در آتش سوزانید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">6- ترویج فرهنگ صرفه جویی</span><br /><span style="color: #808000;">برنامه ریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساخت های توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می شود. در سیره امام حسن عسکری علیه السلام در این رابطه نکات قابل توجهی وجود دارد و در ذیل نمونه ای از آن را می خوانیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">محمد بن حمزه سروری می گوید: توسط ابوهاشم جعفری - که با هم دوست بودیم - نامه ای به محضر امام عسکری علیه السلام نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی ایجاد بفرماید. وقتی که جواب را توسط ابوهاشم دریافت کردم، آن حضرت نوشته بود: «مات ابن عمک یحیی بن حمزة و خلف ماة الف درهم و هی واردة علیک، فاشکرالله و علیک بالاقتصاد و ایاک و الاسراف، فانه من فعل الشیطنة; پسر عمویت یحیی بن حمزه از دنیا رفت و مبلغ صد هزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم ها بر تو وارد می شود (به ارث به تو می رسد) پس خدا را سپاسگذاری کن و بر تو باد به میانه روی، و از اسراف بپرهیز که اسراف از رفتارهای شیطانی است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">بعد از چند روزی، پیکی از شهر حران آمده و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسرعمویم یحیی بن حمزه دقیقا همان روزی فوت کرده است که امام علیه السلام آن خبر را به من داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی ام، طبق دستور امام علیه السلام زندگی خود را بر اساس میانه روی تنظیم نموده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی ام سامان یافت در حالی که در گذشته فردی مبذر و اسراف کار بودم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">7- تاکید بر اصل قرآنی تقیه</span><br /><span style="color: #808000;">امام عسکری علیه السلام برای حفظ نهضت اسلامی و ترویج فرهنگ اهل بیت علیهم السلام از روش های مختلفی استفاده می کرد. آن حضرت چون در عصر حاکمیت مستبدترین سلاطین عباسی زندگی می کرد و از خطرات بزرگ نسبت به مذهب شیعه و پیروان آن آگاه بود، همواره پیروان خود را به رعایت اصل قرآنی تقیه سفارش می نمود. آن حضرت طبق آیه تقیه که در سوره آل عمران بیان شده است: «لایتخذ المؤمنون الکافرین اولیآء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شی ء الا ان تتقوا منهم تقیة و یحذرکم الله نفسه و الی الله المصیر » ; «افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را به دوستی بگیرند و هرکس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد مگر اینکه از آنان به نوعی تقیه کنید و خداوند شما را از [عقوبت ] خود بر حذر می دارد و بازگشت به سوی خداست.» ، شیعیان را به تقیه توصیه نموده و به این ترتیب از جان شیعیان پاسداری و حفاظت می کرد. به روایتی در این زمینه توجه کنید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">حلبی (یکی از ارادتمندان امام عسکری علیه السلام) می گوید: در شهر سامراء در روزی که قرار بود امام حسن عسکری علیه السلام به بیرون از منزل تشریف بیاورد، به اتفاق عده ای از شیعیان برای ملاقات آن حضرت در بیرون منزلش به انتظار ایستادیم. در آن حال نامه ای از امام علیه السلام دریافتیم که آن حضرت نوشته بود: «الا لایسلمن علی احد و لا یشیر الی بیده و لایومی فانکم لاتؤمنون علی انفسکم  ; کسی [در این موقعیت] به من سلام نکند و با دست خود به من اشاره ننماید و [حتی کوچکترین] اشاره ای نکند، برای اینکه شما امنیت جانی ندارید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">8- تبیین جایگاه آل محمد علیهم السلام در جامعه</span><br /><span style="color: #808000;">ابوهاشم می گوید: از امام حسن عسکری علیه السلام تفسسیر آیه زیر را پرسیدم: «ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله »  ; «سپس این کتاب را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم، از میان آن ها عده ای بر خود ستم کردند و عده ای میانه رو بودند و گروهی به اذن خدا در نیکی ها پیشی گرفتند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام علیه السلام فرمود: هر سه دسته مربوط به آل محمد صلی الله علیه و آله می باشند. آنکه بر خود ظلم روا داشته، کسی است که اقرار به امام ننموده است و مقتصد کسی است که عارف به مقام امام است و گروه سوم و اشخاصی که سبقت درگرفتن فیض و خیرات دارند، امامان معصوم علیهم السلام هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">ابو هاشم می گوید: من در فکر فرو رفتم که این چه عظمتی است که نصیب امامان معصوم علیهم السلام شده و مقداری هم اشک ریختم. امام عسکری علیه السلام نگاهی به من انداخته و فرمود: مقام ائمه بالاتر از آن است که تو در مورد عظمت شان آل محمد صلی الله علیه و آله می اندیشی! شکر خدا را به جا آور که تو را از تمسک کنندگان به ریسمان ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله قرار داده است و روز قیامت; زمانی که سایر مردم با رهبرانشان محشور می شوند، تو در ردیف پیروان آل محمد صلی الله علیه و آله بوده وبا آنان محشور خواهی شد. تو بهترین راه راانتخاب نموده ای! </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">9- اهتمام به دو اصل تولی و تبری</span><br /><span style="color: #808000;">سیره عملی امام عسکری علیه السلام در صحنه های اجتماعی، نکات برجسته ای برای پیروان آن حضرت دارد. یکی از مهم ترین فرازهای سیره اجتماعی آن حضرت، توجه به دو اصل تولی و تبری می باشد. در موارد متعدد و مناسبت های به دست آمده، امام یازدهم علیه السلام شیعیان رابه دوستی اهل بیت علیهم السلام و بیزاری از دشمنان آنان ترغیب می نمود. به عنوان مثال روزی علی بن عاصم کوفی که مردی نابینا بود به محضر امام شرفیاب شد. او ضمن گفت و گو با حضرت، ارادت خالصانه خویش را به خاندان نبوت اظهار نموده وگفت: من از یاری عملی شما ناتوانم و به غیر از ولایت و محبت شما و بیزاری از دشمنانتان و لعن به آنان در خلوت ها سرمایه ای ندارم، با این حال وضعیت من چگونه خواهد بود؟ !</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام عسکری علیه السلام فرمود: پدرم از جدم رسول خدا روایت نمود که: «من ضعف علی نصرتنا اهل البیت و لعن فی خلواته اعداءنا بلغ الله صوته الی جمیع الملائکة&#8230; فاذا بلغ صوته الی الملائکة استغفروا له و اثنو علیه; هرکس توانایی یاری نمودن ما اهل بیت را نداشته باشد و در خلوت هایش به دشمنان ما لعنت بفرستد، خداوند صدای او را به همه فرشتگان می رساند&#8230; هنگامی که صدای او به فرشتگان برسد، آنان برای وی طلب آمرزش نموده و او را می ستایند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام علیه السلام در ادامه می فرماید: آن فرشتگان می گویند: «اللهم صل علی روح عبدک هذا الذی بذل فی نصرة اولیائه جهده و لو قدر علی اکثر من ذلک لفعل; خدایا بر روح این بنده ات درود فرست که در یاری اولیائش تمام تلاش خود را انجام می دهد و اگر بیش از این توانایی داشت انجام می داد.» در این حال از طرف خدای سبحان ندا می آید که ای ملائکه من! من دعای شما را درحق این بنده ام اجابت کردم و بر روح او درود فرستادم و در ردیف ارواح ابرار و از بهترین بندگان برگزیده خویش گردانیدم.  »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">احمدبن مطهر می گوید: یکی از شیعیان به امام عسکری علیه السلام نامه نوشته و در مورد ارتباط با واقفیه سؤال کرد. آن حضرت در جواب نوشت: «آن ها را دوست نداشته باشید، به عیادت مریض های آنان نروید، در تشییع جنازه هایشان شرکت نکنید، بر مرده هایشان نماز نخوانید و در این مورد فرقی نمی کند که کسی امامت یکی از امامان معصوم را انکار کند یا اینکه فردی که دارای مقام امامت از طرف خدانیست را جزء امامان معصوم بداند و یا (مانند مسیحیان) قائل به تثلیث باشد. بدانید که منکر آخرین امامان معصوم علیه السلام همانند انکار کننده امامان قبلی است و هرکس به تعداد امامان بیفزاید مثل کسی است که از امامان معصوم کم می کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">10- پاسخ به پرسش های روز</span><br /><span style="color: #808000;">یکی از مهم ترین موارد در سیره اجتماعی امام عسکری علیه السلام پاسخ گویی به شبهه های فرهنگی و دینی جامعه بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">ابوهاشم جعفری می گوید: روزی ابوبکر فهفکی از امام یازدهم پرسید: چرا زن بی نوا درارث یک سهم و مرد دو سهم می برد. امام فرمود: «چون جهاد و پرداخت مخارج به عهده زن نیست و نیز پرداخت دیه قتل خطا بر عهده مردان است و بر زن چیزی نیست. »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">ابوهاشم در ادامه می افزاید: من پیش خود گفتم که قبلا شنیده بودم «ابن ابی العوجا» از امام صادق علیه السلام همین را پرسید و همین جواب را شنید. در این هنگام که از قلب من چنین سخنی خطور نمود، حضرت رو به من نموده و فرمود: «آری، این سؤال ابن ابی العوجاء است و وقتی سؤال همان است، پاسخ ما نیز همان خواهد بود. اول و آخر ما در علم و منزلت مساوی هستند و برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان فضیلت و امتیازشان ثابت است. »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">11- تشویق عالمان و دانشمندان راستین</span><br /><span style="color: #808000;">حمایت ائمه اطهار علیهم السلام از دانشمندان راستین و متفکران متعهد، در گسترش فرهنگ غنی و مترقی اهل بیت علیهم السلام نقش مهمی داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام عسکری علیه السلام با قدر دانی از چهره های فرهنگی شیعه، جرقه امید را در دل دانشوران و دانش دوستان پدید می آورد و آنان را برای تلاش هرچه بیشتر در راه گسترش فرهنگ شیعه امیدوارتر می ساخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">ابوهاشم جعفری از یاران راستین امام عسکری علیه السلام و از نوادگان جعفر طیار علیه السلام می گوید: روزی کتاب «یوم و لیله » از تالیفات یونس بن عبدالرحمن را به حضرت امام حسن عسکری علیه السلام عرضه کردم. حضرت آن را مطالعه نموده و پرسید: این کتاب تالیف کیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">گفتم: این از آثار یونس بن عبدالرحمن از منتسبین به آل یقطین است. امام علیه السلام فرمود: «اعطاه الله بکل حرف نورا یوم القیامة; خداوند در مقابل هر حرف [که در این کتاب نوشته، ] نوری برای او در قیامت عطا فرماید. »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">همچنین امام عسکری علیه السلام در نامه ای به علی بن بابویه قمی - از دانشمندان برجسته شیعه در قم - به نحو شایسته ای او را می ستاید. در بخشی از آن نامه آمده است: ای بزرگ مرد و مورد اعتماد و فقیه شیعیان من، ابوالحسن علی بن حسین قمی! خداوند متعال تو را بر اموری که مورد رضای اوست موفق بگرداند و برای تو فرزندان صالح و شایسته عطا فرماید. ای مرد دانشمند و مورد اطمینان من، ابالحسن! صبرکن و شیعه مرا به صبر فرمان ده، همانا زمین از آن خداست که بندگانش را وارث آن می سازد. و سرانجام نیکو برای پرهیزگاران است و سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو و بر همه شیعیانم باد. »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">12- رهبری مبارزات سری</span><br /><span style="color: #808000;">پیشوای یازدهم علی رغم فشارهای شدید سیاسی و با وجود حضور اجباری در مناطق نظامی و تحت کنترل، با تیز بینی خاصی با دوستان و شیعیان خویش ارتباطی عمیق ایجاد کرده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">به عنوان نمونه: امام حسن عسکری علیه السلام در یکی از روزها داود بن اسود را فرا خوانده و چوبی گرد و دراز به اندازه کف دست در اختیارش گذاشت و دستور داد که آن را به عثمان بن سعید عمری از افراد مورد اعتماد امام عسکری علیه السلام و اولین نائب خاص حضرت مهدی علیه السلام برساند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">او می گوید: به قصد اجرای فرمان حضرت عسکری علیه السلام به راه افتادم. در راه با سقایی روبه رو شدم که استرش راه را سد کرده بود. من آن چوب را به هدف راندن استر بالا برده و به حیوان زدم. ناگهان چوب شکسته و شکاف برداشت، چون چشمم به قسمت شکافته چوب افتاد نامه هایی را دیدم که در داخل آن جاسازی شده بود. با عجله چوب را در آستینم پنهان کردم. دراین حال مرد سقا شروع کرد به داد و فریاد کردن، به من و سرورم دشنام می داد. بعد از انجام ماموریت، به خانه امام علیه السلام بازگشتم. عیسی از خدمتگزاران آن حضرت به نزدم آمد و گفت: مولای تو می گوید: «چرا استر را زدی و چوب را شکستی؟ ! دیگر کاری نکن که نیازی به عذر خواهی داشته باشد و از تکرار خطای خود خودداری نما. اگر شنیدی کسی به ما دشنام می دهد اعتنا نکن و از معرفی خود پرهیز کن، چون ما در سرزمینی بد زندگی می کنیم. پس راه خود را برو و بدان که اخبار و احوال تو به ما می رسد.  »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">13- نجات جامعه از بحران های سرنوشت ساز</span><br /><span style="color: #808000;">در سامراء قحطی سختی پیش آمد، معتمد خلیفه وقت فرمان داد مردم به نماز استسقاء (طلب باران) بروند، مردم سه روز پی در پی برای نماز به مصلی رفتند و دست به دعا برداشتند ولی باران نیامد، روز چهارم جاثلیق (پیشوای اسقفان مسیحی) همراه مسیحیان و راهبان به صحرا رفت، یکی از راهبان هر وقت دست به سوی آسمان بلند می کرد بارانی درشت فرو می بارید. روز بعد جاثلیق همان کار را کرد و آن قدر باران آمد که مردم دیگر تقاضای باران نداشتند; همین موجب شگفتی ونیز شک و تردید وتمایل به مسیحیت درمیان بسیاری از مسلمانان شد و جامعه اسلامی در آستانه یک بحران سرنوشت ساز و خطرناک قرار گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">این وضع برخلیفه ناگوار بود، پس به دنبال امام عسکری علیه السلام فرستاد و آن گرامی را از زندان آوردند. خلیفه به امام عرض کرد: امت جدت را دریاب که گمراه شده اند!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">امام فرمود: از جاثلیق بخواه که فردا سه شنبه به صحرا بروند. خلیفه گفت: مردم باران نمی خواهند بنابراین به صحرا رفتن چه فایده ای دارد؟ امام فرمود: برای آنکه انشاءالله شک و شبهه را برطرف سازم. خلیفه فرمان داد و پیشوای اسقفان همراه راهبان سه شنبه به صحرا رفتند. امام علیه السلام نیز در میان جمعیت عظیمی از مردم به صحرا آمدند. آنگاه مسیحیان و راهبان برای طلب باران دست به سوی آسمان برداشتند، آسمان ابری شد وباران آمد. امام فرمان داد دست راهب معینی را بگیرند و آنچه در میان انگشتان اوست بیرون آورند. در میان انگشتان او استخوان سیاه فامی از استخوان های آدمی یافتند، امام استخوان را گرفت و در پارچه ای پیچید و به راهب فرمود: اینک طلب باران کن. راهب این بار هم دست به آسمان برداشت اما ابر کنار رفت و خورشید نمودار شد. مردم شگفت زده شدند. خلیفه از امام پرسید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">این استخوان چیست؟ امام علیه السلام فرمود: این استخوان پیامبری از پیامبران الهی است که از قبور برخی از پیامبران برداشته اند و استخوان پیامبری ظاهر نمی شود جز آنکه باران می آید. امام را تحسین کردند و استخوان را آزمودند دیدند همانطور است که امام می فرماید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808000;">منبع: حوزه نت</span></p><div class="item_footer">https://fanoos.kowsarblog.ir</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fanoos.kowsarblog.ir/سیری-در-سیره-فردی-و-اجتماعی-امام-حسن-عسکری-ع#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fanoos.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1647244</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
