
على بن فضال از پدرش روايت كرده كه :
از على بن موسى الرضا (ع) پرسيد از شب نيمه شعبان فرمود آن شبى است كه خدا گردنها را از دوزخ آزاد كند و گناهان كبيره را در آن بيامرزد گفتم بيش از شبهاى ديگرى نمازى دارد، فرمود وظيفه اى در آن نيست ولى اگر خواهى نافله بخوانى بر تو باد بنماز جعفر بن ابى طالب و ذكر خدا را در آن فراوان كن با استغفار و دعاء زيرا پدرم ميفرمود دعاء در آن مستجاب است گفتم مردم ميگويند آن شب برات است فرمود آن شب شب قدر است در ماه رمضان .
نظر دهید » 
كشتى نوح عليهالسلام بر فراز كوه جودى
طوفان، سيل و آب سراسر جهان را فرا گرفت. كشتى نوح عليهالسلام بر روى آب به حركت در آمد، سرنشينان كشتى نجات يافتند و گنهكاران به هلاكت رسيدند. آب به قدرى بالا آمده بود كه بنابر روايتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
صفحات: 1· 2
نظر دهید » 
شكرگزارى هميشگى نوح عليهالسلام
قرآن نوح عليهالسلام را به عنوان عبد شَكور (بنده بسيار شكرگزار) معرفى كرده است.(107)
امام سجاد عليهالسلام فرمود: مردم سه خصلت را از سه نفر آموختند، صبر و استقامت را از ايوب عليهالسلام، شكر و سپاس را از نوح عليهالسلام، و حسادت را از پسران يعقوب عليهالسلام.(108)
صفحات: 1· 2
نظر دهید » 
هلاك شدن كنعان پسر نوح عليه السلام
يكى از پسران حضرت نوح عليهالسلام كنعان نام داشت كه به زبان عربى به او يام مىگفتند. حضرت نوح عليهالسلام با روش و شيوهها و گفتار گوناگون او را به سوى توحيد دعوت كرد، ولى او با كمال گستاخى و لجاجت به دعوت پدر اعتنا ننمود و مثل ساير مردم به بتپرستى ادامه داد.
هنگامى كه بلاى جهان گير طوفان فرا رسيد، نوح عليهالسلام ديد پسرش كنعان در خطر غرق و هلاكت افتاده، دلش به حال او سوخت، از ميان كشتى او را صدا زد و گفت:
صفحات: 1· 2
نظر دهید » 
احكام و آداب مقدّمات طهارت و ادعيه آن
آداب معنوى هنگام رفتن به توالت
از جمله مقدّمات پيش از طهارت، مطالبى است كه انسان هنگام وارد شدن در توالت و هنگام بول و غايط نمودن و اين گونه امور ضرورى، بدان نيازمند است.
اينك مىگويم: اى بنده ى بد، اى پست، چه چيز باعث شده كه بر پادشاه عالَميان و خداوندگار اوّلين و آخرين جرأت پيدا كنى؟ و چه چيز تو را از جايگاه خويش، كه بندهاى نيازمند و ذليل هستى، در آورده و به فروگذارى و گستاخى و اشتغال داشتن به غير بندگى و خدمت و معامله با مالكِ روز جزا، واداشته است؟
واى بر تو، آيا نمىبينى كه خود مخزن و حمّال كثافتهاى پست و عهده دار تميز كردن محلّ خروج پليديها مىباشى، و اين امور را هر روز و شب مكرّر با دستت انجام مىدهى، و تا هنگام مرگ از اين كار پست رهايى نخواهى داشت.
واى بر تو، چگونه از زير بار نشانه ى ذلّت و نقص سر به سوى صاحب جبروت و مالك مُلك و ملكوت بلند مىكنى؟ آيا نمىدانى كه آغاز تو بسان پدرت، از نطفه اى بدبو و گنديده بوده، كه از محلّ درآمدن پيشاب كه ناپاك است بيرون مىآيد، و بعد از آن كارت حمّالى و شستن كثافت مىباشد و بعد از مرگ به صورت مُردار گنديده و زشت مى گردى.
سرت را از روى ذلّت و شرم به زير انداز و صدايت را از روى بيم و هراس آهسته كن، و زبونىِ خويش را بشناس، و در تدبير امور خود تأمّل كن، و بكوش كه مولايت تو را از اسارت بندگى رها ساخته، و از فرومايگى اين امور پست بيرون آورد. دست به دامن او شو و به او توسّل بجوى كه تو را از اين بردگى اسارت آزاد ساخته و از آزادگان قرار داده و براى سكونت در بهشتى كه خانه ى آرامش و محلّ آسودگى است، شايسته گرداند، و بدين وسيله تو را از اين كار پست و اشتغال به شستن كثافتها و محلّ خروج پليديها بالا برده، و اين جسد سخيف و دون را ويران ساخته، و بر بُنيادى والا و پاكيزه از اين پليديها آباد كند، به گونه اى كه براى سكونت در خانه اى كه خوشي هايش دايمى و جاودانى است، صلاحيّت پيدا كنى كه اين دست به دامن شدن و توسّل جستن تنها در دنيا ميسّر است، پس اگر به چيز پست و دون بسنده نمايى، زيانكار خواهى بود و گناه از خودت مىباشد و مصيبت و گرفتارى به خودت برمى گردد.
ادب حضور از فلاح السائل
نظر دهید » 
فضيلت دعا كردن براى حضرت حجّت عجّل اللَّه تعالى فرجهالشريف
اينك مىگويم: اگر دعا براى برادران دينى اين همه فضيلت دارد، پس فضيلت دعا براى سلطان و فرمانروايى كه سبب هستى و وجود توست. و تو معتقدى كه اگر او نبود، خداوند نه تو و نه هيچ كس از مكلّفين زمان او و تو را نمىآفريد، و اينكه لُطف الهى به وجود او - صلوات اللّه عليه - سبب تمام آنچه كه تو و غير تو در آن قرار داريد مىباشد، و وسيلهى تمامى خيراتى است كه بدان نايل مىگرديد، چگونه خواهد بود؟
پس مبادا و مبادا كه تا حدّى كه امكان دارد خود و يا احدى از خلايق را در دوست داشتن و دعا نمودن، بر او مقدّم كنى. و نيز هنگام دعا كردن براى آن مولاى عظيم الشأن حضور قلبى و زبانى داشته باش.
و مبادا گمان كنى كه علّت ذكر اين مطلب براى آن است كه آن بزرگوار به دعاى تو احتياج دارد. بسيار دور است، بسيار دور است، اگر چنين اعتقادى داشته باشى، در اعتقاد دوستىات مريض و بيمارى؛ بلكه اين را براى آن گفتم كه حقّ بزرگ و احسان گرانبار حضرتش را بر تو بشناسانم.
و ديگر اينكه: اگر پيش از دعا براى خويش و كسانى كه نزد تو گرامى هستند، براى آن بزرگوار دعا نمايى، خداوند - جلّ جلاله - زودتر درهاى اجابت را به روى تو خواهد گشود؛ زيرا تو - اى بنده، - درهاى قبولى دعا را با قفلهاى جنايتها و گناهانت بستهاى، پس اگر براى اين مولايى كه در نزد خداوند مالك زندگان و مردگان خاصّ و ويژه مىباشد دعا كنى، خداوند به خاطر او زود درهاى اجابت را به روى تو مىگشايد، و در نتيجه تو نيز به خاطر چنگ زدن به ريسمان او در دعايى كه براى خود و ديگران مىكنى، در زمرهى فضل او داخل شده، و رحمت و كَرَمَ و عنايت خداوند - جلّ جلاله - تو را نيز فرا مىگيرد.
و مبادا بيايى و اساتيدى را كه از آنها پيروى مىكنى، بشمارى و بگويى كه من نديدهام آنان به آنچه كه تو گفتى عمل كنند، و آنها از مولايمان كه بدو اشاره نمودى - صلوات اللّه عليه - غافل، و نسبت به او بىاعتنا هستند.
جواب اينكه: به آنچه كه گفتم عمل كن، كه مطلبِ حقّ است، زيرا هركس نسبت به مولايمان بىاعتنا، و از آنچه كه ذكر نمودم غافل باشد، به خدا سوگند، كه در اشتباه فضاحت بارى مىباشد.
و حديثى كه جدّم ابو جعفر طوسى - رضوان اللّه عليه - مطلبى را كه ذكر نموديم، گوشزد مىكند. وى روايت نموده كه بعضى از صالحين يعنى ائمّه (عليهمالسلام) فرمود: در شب بيست و سوّم ماه رمضان مكرّر - در حال سجده و ايستاده و نشسته و به طور كلّى در هر حال كه هستى - و نيز در كلّ اين ماه و در طول عمرت به هر صورت كه ممكن شد، و هرگاه كه در طول عمرت به يادت آمد، اين دعا را مكرّر مىخوانى. به اين صورت كه بعد از حمد و ستايش خداوند متعال، و صلوات بر پيامبر اكرم حضرت محمّد (صلى الله على و آله و سلم) مىگويى:
أَللّهُمَّ، كُنْ لِوَلِيِّكَ فُلانِ بْنِ فُلانٍ78 فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةٍ، وَليّاً وَ حافِظاً وَ قآئِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً، حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
- خدايا، در اين لحظه و در تمام لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و يارىگر و راهنما و ديدبانِ ولىِّ حضرت حجّة بن الحسن - كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد، - باش، تا اينكه او را به صورتى كه خوشايند اوست [و همه از او فرمانبرى مىنمايند ]ساكن زمين گردانيده، و مدّت زمان طولانى در آن بهرهمند سازى.
اينك اهتمام ائمّه (عليهمالسلام) را نسبت به اين دعا براى آن بزرگوار چگونه مىبينى؟ آيا مانند كوتاهى كردن تو نسبت به آن مقام شريف است؟ بنابراين از بسيار دعا كردن براى او - صلوات اللّه عليه - و براى كسانى كه دعا كردن براى آنان در نمازهاى واجب، جايز است، خوددارى مكن؛ كه در روايتى آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر سخنى كه در نماز واجب با آن خداوند متعال را مورد خطاب قرار دهى، كلام آدمى و گفتارى كه نماز را باطل كند نيست.
بنابراين، عذرى در ترك اهتمام و همّت گماشتن نسبت به اين امر براى تو باقى نمىماند.
ادب حضور از فلاح السائل
نظر دهید » 
صلي الله عليك يا صالح بن موسي عليه السلام

نظر دهید » 
(ومن کتاب له علیه السلام ) (إلیهم بعد فتح البصرة).
از نامه هاى آن حضرت علیه السَّلام است باهل کوفه (که از آنان) پس از فتح و فیروزى (از جنگ) بصره (قدر دانى نموده).
وَ جَزَاکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ مِصْرٍ عَنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ أَحْسَنَ مَا یَجْزِی الْعَامِلِینَ بِطَاعَتِهِ وَ الشَّاکِرِینَ لِنِعْمَتِهِ فَقَدْ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ دُعِیتُمْ فَأَجَبْتُمْ .
خدا بشما اهل کوفه از جانب خاندان پیغمبرتان پاداش دهد نیکوتر پاداشى که به فرمانبران و سپاسگزاران نعمت و بخشش خود مى دهد که (دستور ما را) شنیدید و (از آن) پیروى نمودید، و (براى یارى دین) دعوت شدید و پذیرفتید (تا آنکه دشمنان خدا را شکست داده از پا در آوردیم).
منبع نهج البلاغه نامه ۲
نظر دهید » << 1 ... 731 732 733 ...734 ...735 736 737 ...738 ...739 740 741 ... 798 >>