https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

 

کلیدواژه ها: پاداش

موضوعات: گنجینه معرفت
   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

خود رو از نامحرمان بپوشان اين دست بخاطر دفاع از تو قطع شده…

مواظب باش در روز قيامت ازت پيش خدا شكايت نكند


موضوعات: خاطرات شهدا
   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

 

کلیدواژه ها: شايد باورش سخت است

موضوعات: حجاب و عفاف
   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

شهدای نوجوان مانند چراغ هایی هستند که راه را برای جوانان امروز کشور روشن ساخته اند .

براي شادي روحشان صلوات

اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم

کلیدواژه ها: شهدای نوجوان

موضوعات: خاطرات شهدا
   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

نماز معراج مومن است


موضوعات: صلوات و نماز
   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

من به آمار زمین مشکوکم ؟

اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت

پس چرا مهدي فاطمه تنهاســـــــــــــــت؟

من که در تردیدم ؟

نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت

من به آمار ، به این جمــــــــــــــــــــــــــــع

و به این سطح که گویند پر از آدمهاست

مشکوکم

نکند هیچکسی اینجا نیســــــــــــــــــــت

من به آمار زمین مشکوکــــــــــــــــــــم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

من که می گویم نیست

گر که هست دلش از کثرت غم فرســـــــوده ست

یا که رنجور و غریــــــــــــــــب

خسته ومانده ودر مانده براه

پای در بند و اســـــــــــــــــــیر

سرنگون مانده به چــــــــــاه

خسته وچشــــــــــــم به راه

تا که یک آدم از آنچا برسد

هیچکس اين جا نیست

وای ازاين تنـــــــــــــــــــــــــها یی

هیچکس با او نیســـــــــت

گفت:اگر اشک به دادم نرسد می شکنم

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

بر لب کلبه ی محصور وجود

من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم

اندر این تنهایی

به خدا می شکنم به خدا می شکنم

من به آمار زمین شک دارم

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

آگاهى حضرت به علت ويرانى مسجدى در عدن

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در دوران خلافت ابوبكر در ساحل عدن گروهى مى خواستند مسجدى بنا كنند، هر بار كه ساختمان را بالا مى بردند فرو مى ريخت و ويران مى شد.
جريان را با ابوبكر در ميان گذارده راه حلى خواستند، او دستور داد دوباره بنا كنيد، دوباره با استحكام آن را بنا كردند اما باز سقوط كرد و ويران شد، وقتى مشكل را به ابوبكر گزارش دادند به منبر رفت و به مردم گفت : اگر در ميان شما كسى در اين مورد چيزى مى داند بگويد.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: طرف راست و چپ قبله را حفر كنيد، دو قبر آشكار مى شود كه بر آن سنگى است كه روى آن نوشته من رضوى و خواهرم حياد، دختران تبع هستيم ، براى خداوند شريك قبول نكرديم ، آنها را غسل داده نماز گذاريد و دفن كنيد، آنگاه مسجد را بنا كنيد كه خراب نخواهد شد، چون چنين كردند ساختمان ايستاد و خراب نشد

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

آگاهى حضرت امير عليه السلام از گفتگوى عمرو با زن

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

عمرو بن حريث بعد از گفتگو نزد حضرت برگشت ، حضرت به او فرمود: اى عمرو چرا و به چه حقى آن سخنان را در حق من روا داشتى (ساحر و كاهن و مخدوم ) آگاه باش به خدا قسم كه سخن آن زن درباره من از تو بهتر بود، و من و تو هر دو مقابل خداوند خواهيم ايستاد بنگر چه گريزى از خداوند دارى ؟
عمرو گفت : يا اميرالمؤمنين من از خداوند استغفار مى كنم و از شما معذرت مى خواهم ، مرا ببخش . خدايت ببخشايد.
حضرت فرمود: نه به خدا قسم من هرگز اين گناه را بر تو نمى بخشم ، تا من و تو در مقابل آن (خدائى ) كه ظلم نمى كند بايستيم .
مؤ لف گويد: اينكه حضرت امير عليه السلام عمروبن حريث را نبخشود با آنكه حضرتش درياى رحمت الهى است به جهت نفاق و كينه اى بود كه در دل عمرو بود و توبه نكرده بلكه تظاهر مى نمود.
و اين عمرو بن حريث همان است كه وقتى عبيداللّه از او خواست تا ميثم را معرفى كند گفت : ميثم تمار دروغگو و طرفدار آن مرد دروغگو على بن ابيطالب است ، ميثم گفت : اى امير او دروغ مى گويد: بلكه منم راستگو طرفدار آن مرد راستگو على بن ابيطالب كه به حق امير مؤمنان است ، و در ترجمه او وى را به عنوان كافر بى دين و دشمن خدا و فرماندار بنى اميه معرفى كرده اند

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

آگاهى حضرت از مرگ سلمان و طىّ الارض حضرت

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

جابر انصارى گويد: اميرالمؤمنين عليه السلام با ما نماز صبح را در مدينه خواند، پس از آن روى مبارك را به طرف ما كرده فرمود: خداوند اجر شما را در مرگ برادرتان سلمان عظيم گرداند، آنگاه حضرت عمامه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را بر سر گذارد و بر استرى به نام عضبا سوار شد و به قنبر فرمود:
اى قنبر ده قدم به شمار، قنبر گويد: ده قدم شمردم خود را بر در خانه سلمان در مدائن ديدم .

ادامه »

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

1 ... 290 291 292 ...293 ... 295 ...297 ...298 299 300 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو