https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

کلیدواژه ها: پرنده-هاي-باهوش

موضوعات: فيلم و صوت
   شنبه 23 آبان 13941 نظر »

بدعت چیست و بدعت گزار کیست؟

قال على (علیه السلام):

«اَمّا اَهْلُ الْبِدْعَةِ فَالُْمخالِفُونَ لاَِمْرِ اللهِ، وَ لِکِتابِه، وَ رَسُولِه، اَلْعامِلُونَ بِرَأْیِهِمْ وَ اَهْوائِهِمْ وَ اِنْ کَثُرُوا»;

«بدعت گزاران کسانى هستند که مخالف دستورات خداوند و قرآن مجید و رسول خدا هستند و به افکار و عقاید و هوى و هوس خویش عمل مى کنند. (چنین اشخاصى اهل بدعت هستند) هر چند تعداد آن ها زیاد باشد»(1).

شرح و تفسیر

بدعت بر دو قسم است: 1ـ گاه به معنى نوآورى در مسایل علمى، صنعتى، اجتماعى، ذوقى و مانند آن است. انسان اگر مسأله تازه اى را با ذوق سلیم و راهنمایى عقل ارائه دهد، این امر مثبتى است و بیش تر از آن تعبیر به ابداع مى شود و روشن است که پیشرفت علوم و صنایع بشرى در سایه این نوآورى هاست.
2ـ معنى دیگر بدعت تحریف احکام خدا، یا اضافه کردن چیزى بر آن است; که این نوع از بدعت، بدعت منفى است، و متأسّفانه گاهى این دو نوع را جابجا مى کنند تا با تظاهر به بدعت مثبت، بدعت منفى را پیاده کنند، مثل این که به عنوان نوآورى مى گویند: «وضو براى زمانى بوده که بهداشت به طور مطلوب مراعات نمى شد و مردم به اندازه کافى خود را شست و شو نمى کردند، بدین جهت اسلام وضو را براى رعایت بهداشت لازم کرد، ولى اکنون که مردم خود به خود بهداشت را در حدّ مطلوب رعایت مى نمایند، دیگر وضو لازم نیست!». بدین جهت باید هوشیار بود که بدعت گزاران، بدعت منفى را در لباس بدعت مثبت پیاده نکنند.

ادامه »


موضوعات: سبك زندگي
   جمعه 22 آبان 1394نظر دهید »

بزرگ ترین گناهان

قال على (علیه السلام):

«جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُیُوبِه مِنْ اَکْبَرِ ذُنُوبِه»;
«از بزرگ ترین گناهان، عدم آگاهى انسان به عیوب خویش است»(1).

شرح و تفسیر

گناهانى که انسان انجام مى دهد معمولا ریشه نفسانى دارد; یعنى خلق و خویى دارد که سبب این گناه مى شود. مثلا، شخصى که غیبت مى کند چون خلق و خوى حسادت دارد مرتکب این گناه بزرگ مى شود. یا کسى که از مال حرام اجتناب نمى کند چون دنیاپرست و حریص است و آرزوهاى طولانى دارد، وابسته به دنیا مى گردد. یا کسى که دیگران را تحقیر مى کند، چون متکبّر و خود برتربین است این گناه کبیره را به راحتى انجام مى دهد. حال اگر انسان این گناهان را بشناسد و ریشه هاى نفسانى آن را اصلاح کند، سرچشمه هاى گناه در وجود او خشکیده مى شود. امّا اگر به سرچشمه ها توجّهى نشود و فقط به قلع و قمع شاخه ها بپردازد، موفقیّتى به دست نمى آید. با توجّه به این مطلب روشن مى شود که چرا عدم شناخت ریشه هاى نفسانى از بزرگ ترین گناهان است.

ادامه »


موضوعات: سبك زندگي
   جمعه 22 آبان 1394نظر دهید »

بهترین اعمال
عن امیرالمؤمنین (علیه السلام):

«عَلَّمَ اَصْحابَهُ فى مَجْلِس واحِد اَرْبَعَمِأَةِ باب مِمّا یَصْلَحُ لِلْمُؤْمِنِ فى دینِه وَ دُنْیاهُ، … قالَ: انْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ، فَاِنَّ اَحَبَّ الاَْعْمالِ اِلى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»;

«حضرت على (علیه السلام) در یک جلسه چهارصد موضوع به یارانش تعلیم داد که براى دین و دنیاى آن ها مفید بود (یکى از آن موضوعات این بود): منتظر فرج باشید و از رحمت الهى مأیوس نشوید، چون محبوب ترین اعمال در نزد خداوند متعال انتظار فرج است»(1).

شرح و تفسیر

منظور از کلمه «الفرج» چیست؟

در این جا دو احتمال وجود دارد:

1ـ «ال» در «الفرج» الف و لام جنس است، یعنى همواره در مشکلات و سختى ها امیدوار به یافتن راه حل و گشایشى باشید و هیچ گاه از رحمت الهى ناامید نشوید; زیرا رحمت الهى پایان ناپذیر و نامتناهى است. دنیا همواره فراز و نشیب داشته و امّت هاى مختلف نیز مشکلات و مصائب گوناگونى داشته اند، و گاه شیاطین و فرمانروایان ظالم عرصه را بر مردم تنگ مى کردند و لشکر ایمان تضعیف مى شد، به گونه اى که گاه مشکلات نفس گیر مى شد، ولى هیچ گاه مؤمنان از رحمت الهى مأیوس نمى شدند.
به عنوان مثال در جنگ احزاب آن قدر عرصه بر مسلمانان تنگ شد که به تعبیر قرآن «مى خواست سینه ها از گلوها خارج شود!»(2) و به تعبیر ما «کارد به استخوان رسیده بود» ولى مسلمانان باز هم به حل مشکلات و انتظار رفع ناملایمات امید داشتند و این انتظار به ثمر نشست و خداوند به وسیله باد تمام بساط کفّار را در هم ریخت.
بنابراین اگر مشکلاتى براى جامعه، حوزه هاى علمیّه، انقلاب، جوانان، حکومت اسلامى، نوامیس مسلمانان و مانند آن پیش مى آید، نباید خود را ببازیم و از رحمت حق مأیوس گردیم، او که رحمتش عام است و شامل کسانى که حتّى او را نمى خوانند و نمى شناسند(3) مى شود، چطور شامل حال ما نمى شود؟!

ادامه »

   جمعه 22 آبان 1394نظر دهید »

بهترین رفیق

قال على (علیه السلام):

«حُسْنُ الْخُلْقِ خَیْرُ رَفیق» و قالَ اَیْضاً: «رُبَّ عَزیز اَذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ ذَلیل اَعَزَّهُ خُلْقُهُ»;

«بهترین رفیق انسان اخلاق نیکوى اوست» و نیز مى فرماید: «چه بسا اخلاق (بد) انسان عزیزى را ذلیل کند و اخلاق (خوب) انسان ذلیلى را به (اوج) عزّت برساند»(1).

شرح و تفسیر

زندگى انسان، یک زندگى دستجمعى است و لذا نمى تواند تنها زندگى کند; زیرا در این صورت از همه چیز عقب مى ماند. و روشن است که در زندگى اجتماعى و دستجمعى نیاز به دوست و رفیق وجود دارد، تا در مشکلات و گرفتارى ها، خوشى ها و ناخوشى ها، فراز و نشیب هاى زندگى همراه انسان باشد و به او کمک کند. زندگى بدون دوست و رفیق، زندگى بسیار ناگوارى است و موجب عذاب روح انسان مى شود، بدین جهت یکى از شکنجه هاى سخت براى زندانیان، زندان انفرادى است.

ادامه »


موضوعات: سبك زندگي
   جمعه 22 آبان 1394نظر دهید »

به این طریق از ما باش!

قال على (علیه السلام):

«یا کُمَیْلُ! لا تَأْخُذْ اِلاّ عَنّا، تَکُنْ مِنّا»;

«اى کمیل! اگر مى خواهى از ما باشى، تمام معارف دینت را از ما بگیر!»(1).

شرح و تفسیر

بعضى مسأله ولایت را خیلى آسان گرفته اند و کسانى که عاشقانه بر ائمّه اطهار (علیهم السلام) مى گریند و براى آن ها سینه مى زنند و عزادارى مى کنند و توسّلاتشان ترک نمى شود را اهل ولایت مى دانند; یعنى همین را کافى مى دانند. بلکه بعضى تصوّر مى کنند که ولایت با گناه و خلاف کارى هم جمع مى شود!


ادامه »


موضوعات: سبك زندگي
   جمعه 22 آبان 1394نظر دهید »

هواى نفس دشمنى درونى و همیشه بیدار

قال على (علیه السلام):
«لا فَضیلَةَ کَالْجِهادِ، وَ لا جِهادَ کَمُجاهَدَةِ الْهَوى»;
«هیچ فضیلتى همچون جهاد نیست، و هیچ جهادى همچون مبارزه با نفس نمى باشد»(1).

شرح و تفسیر

امام (علیه السلام) طبق این روایت جهاد را سرلوحه تمام فضایل مى شمرد; زیرا جهاد نسبت به تمام عبادت ها مشکلاتش فراوان تر و انجام آن سخت تر است و به مقتضى روایتى که از پیامبر (صلى الله علیه وآله) نقل شده، که «اَفْضَلُ الاَْعْمالِ اَحْمَزُها; برترین اعمال مشکل ترین آن هاست»(2). هیچ فضیلتى به مرتبه و منزلت جهاد در راه خدا نمى رسد. و در میان شاخه هاى مختلف جهاد، جهاد با نفس، از همه سخت تر و بدین جهت برتر است و لذا پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) آن را جهاد اکبر نامید(3).

سؤال: مگر مى شود کسى با خودش بجنگد؟ مبارزه معمولا دو طرفى است، از یک سو خود انسان و از سوى دیگر شخص بیگانه، امّا این که انسان با خودش جهاد کند به چه معناست؟

پاسخ: وجود انسان از بخش هاى متعدّدى تشکیل یافته است، به تعبیر دیگر انسان تک بُعدى نیست، بلکه ابعاد مختلفى دارد و این ابعاد مختلف همه یک سو و یک جهت نیستند، لذا ممکن است بعضى از ابعاد وجودى انسان با بعضى دیگر، که در تضّاد است، به مبارزه برخیزد; زیرا بُعد انسانى و ملکوتى با بُعد حیوانى همواره در ستیز است.

آرى هواى نفس، دشمنى درونى و همیشه بیدار است که در خانه دل لانه گزیده و همه جا همراه انسان است و پیوسته او را وسوسه مى کند و به آلودگى ها دعوت مى نماید، و تنها با ذکر و یاد خداوند و مراقبت دائم مى توان بر این دشمن خطرناک و بى رحم پیروز شد، چرا که دل آرام گیرد به ذکر خدا;
(اَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)(4).

——————————————————————————–

1. بحارالانوار، جلد 75، صفحه 165.
2. بحار الانوار، جلد 67، صفحه 191 و 237 و جلد 82، صفحه 332.
3. بحار الانوار، جلد 19، صفحه 182.
4. سوره رعد، آیه 28.

 


موضوعات: سبك زندگي
   پنجشنبه 21 آبان 1394نظر دهید »

محبّت واقعاً معجزه مى کند

قال على (علیه السلام):

«اَلْمَوَدَّةُ اَشْبَکُ الاَْنْسابِ وَ الْعِلْمُ اَشْرَفُ الاَْحْسابِ»;

«محبّت و دوستى محکم ترین پیوند نسبى، و علم و دانش شریف ترین حسب محسوب مى شود»(1).

شرح و تفسیر

در میان عرب معروف است که وقتى مى خواهند شخصیّت کسى را بیان کنند «نَسَب» و «حَسَب» او را بیان مى دارند. منظور از «نسب» این است که او فرزند چه کسى و از کدام قبیله مى باشد؟
و امّا «حسب» در لغت به معناى «مفاخر» است، منتهى گاه شخص مفاخر پدرانش را بیان مى کند و گاه دیگر مفاخر خودش را; مثلا «کرم» براى شخص «کریم» حسب و شرف محسوب مى شود، هر چند پدرانش کریم نبوده باشند.
حضرت على (علیه السلام)در روایت فوق ترسیمى روشن از حسب و نسب ارائه مى کند و مى فرماید: «مهم ترین و محکم ترین پیوندهاى نسبى، مودّت و محبّت نسبى است». از کسى پرسیدند که دوست خوب مى خواهى یا برادر؟ پاسخ داد: برادرى مى خواهم که دوست خوبى براى من باشد. این مطلب همان چیزى است که در روایت فوق بدان اشاره شده است.

محبّت واقعاً معجزه مى کند، محبّت سخت ترین دشمنان را ممکن است رام کند و این، وسیله مهمّى براى پیشرفت در دنیا و آخرت و سرمایه مهمّى براى تبلیغ و عرضه آیین اسلام به تمام جهانیان است.
حضرت در ادامه حدیث مى فرماید: «بهترین چیزى که مى توان به آن افتخار کرد علم و دانش است» با توجّه به این که «علم» در این روایت به صورت مطلق ذکر شده، شامل هر نوع علمى، غیر از علوم محرّمه و مکروهه، مى شود.

نتیجه این که دو چیز عامل موفّقیت است: «علم» و «محبّت».

——————————————————————————–

1. بحار الانوار، جلد اوّل، صفحه 183 و جلد 74، صفحه 419.

گفتگوي قرآني

 

 


موضوعات: سبك زندگي
   پنجشنبه 21 آبان 1394نظر دهید »

یکی از مسائل مهم در بحث شفاعت این است که بدانیم شفاعت چه موقع واقع میشود؟ البته مراد از شفاعت همان شفاعتی است که عذاب را بر میدارد. از جمله آیاتی که میتوان از آن، زمان وقوع شفاعت را دریافت، این آیات واقع در سوره مدثر است: «کل نـفـس بما کسبت رهینة*إلاأصحـاب الیمین*فی جنـات یتسآءلون*عن المجرمین*ما سلککم فی سقر؛ هر نفسی در گرو اعمالی است که کسب کرده است، مگر اصحاب یمین که آنان در بهشت هائی استقرار دارند، و با مجرمان گفتگو دارند، که چه چیز شما را در دوزخ وارد کرده و در آنجا مجتمع نمود؟!» (مدثر/38تا42) «آنها میگویند: چون چنین و چنان بودیم، و چنین و چنان کردیم، شفاعت شفیعان درباره ما ثمری نبخشید؛ «فما تنفعهم شفـاعة الشـافعین»؛ (مدثر/48).


این آیات دلالت داشت که اوصاف کسانی که مورد شفاعت قرار میگیرند چیست و اوصاف کسانی که از شفاعت محرومند کدام است؟ و اینک میگوئیم: علاوه بر دلالت بر اصل شفاعت، دلالت دارند بر اینکه شفاعت شافعان، در رهائی از گرو و رهن نفوس و اقامت و خلود در زندان دوزخ فائده میبخشد، و اما سائر اهوال روز رستاخیز و مشکلات و سختیها و احوال برزخ همه به جای خود باقی بوده و دلیلی بر وقوع شفاعت در آنها نداریم و ممکن است بگوئیم از این آیات استفاده میشود که شفاعت انحصار در استخلاص از گرو آتش جهنم دارد.

ادامه »

کلیدواژه ها: شفاعت قيامت برزخ

موضوعات: سبك زندگي
   پنجشنبه 21 آبان 1394نظر دهید »

1 ... 189 190 191 ...192 ... 194 ...196 ...197 198 199 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو