
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دو فرزند پسر داشت که در خردسالی درگذشتند. با مرگ آن دو که «قاسم» و «عبدالله»، نام داشتند، زبان مشرکین به طعن و ناسزا گشوده شد که: محمد صلی الله علیه و آله و سلم پسری ندارد و با مرگش نسل او منقطع و برای همیشه محو و نابود خواهد شد.
تنها سه دختر برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باقی مانده بود که آنها هم به نظرشان اولاد، محسوب نمیشدند.
هنوز، دختر، بنا به اعتقادات دوره جاهلیت، موقعیت اجتماعی و ارزشی در جامعه نداشت و او را با دیده تحقیر مینگریستند و بر پایهی همین اعتقادات نابجا بود که مشرکین، زبان به سرزنش میگشودند.
فقط یک امید مانده بود و آن بارداری خدیجه علیهاالسلام بود. همه چشمها در انتظار پایان وضع حمل خدیجه علیهاالسلام بودند. خدیجه علیهاالسلام دوران کهولت را میگذراند، بلکه میتوان گفت پیر شده و برای یک زن پیر امکان حمل دوباره نبود و این آخرین حمل و بارداری خدیجه علیهاالسلام محسوب میشد. مگر آنکه گفته شود، خاندان انبیاء و رسول از این قاعدهی طبیعی مستثنی هستند، ولی آینده نشان داد که دیگر باردار نشد.
مشرکان در انتظار این بودند که سرانجام حمل چه خواهد شد؟ آیا پسر است یا دختر؟ اگر پسر باشد، آیا دیگر میتوانستند بهانهای برای طعن و سرزنش داشته باشند؟ بنابراین، اگر جنین پسر بود، تمام امیدهایشان به باد فنا میرفت و نام و آیین وی برای همیشه جاویدان و برقرار میماند. آن وقت است که جز سرافکندگی و شرمساری و حسرت و نومیدی نصیبی نخواهند داشت.
پس باید امیدوار بود که جنین دختر باشد، در این صورت مطابق میل و آرزویشان خواهد بود. دیگر آیینی به نام اسلام برقرار نخواهد ماند و دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای همیشه محو و نابود خواهد گشت.
منبع:نظام حقوق زن در اسلام، ص 57.
نظر دهید » 
فاطمه علیهاالسلام درست در زمانی طلوع کرد که اعراب، به زن به دیده تحقیر مینگریستند و او را همطراز با حیوان و بلکه پستتر از آن به شمار میآورند، ولی با تولد فاطمه علیهاالسلام اوضاع جزیرة العرب رنگی دیگر به خود گرفت.
بنیاد فکریشان نسبت به دختر، درهم ریخته شد و آنچه را که درباره زن میاندیشیدند، نقش بر آب گشت. با میلاد فاطمه علیهاالسلام زن در مسیری دیگر،غیر از آنچه که بود، گام نهاد و تمام معیارهای گذشته تغییر یافت. هر چند با بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و نزول آیات الهی، مقام زن به مردم معرفی شد، ولی تنها معرفی کافی نبود، بلکه میبایست الگویی را بشناسند تا زنان او را سرمشق قرار داده و از او پیروی کنند. بدون شک، این الگو و نمونه، غیر از فاطمه علیهاالسلام کسی دیگر نبود.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارای سه دختر دیگر نیز بود که هر یک عمری سپری کردند، ولی نامی از ایشان در میان نیست. چرا چنین بوده است؟ مگر پدر و مادرشان با فاطمه علیهاالسلام یکی نبود؟
آری، همگی فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند، ولی فاطمه علیهاالسلام از ویژگیهایی برخوردار بود که خواهرانش آن را نداشتند. همان طوری که در میان تمام افراد بشر، با وجود آن همه نوابغ و افراد برجسته، فقط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود که از هر لحاظ شایستگی رسالت داشت و خداوند فقط او را به این مقام الهی برگزید، فاطمه علیهاالسلام نیز نه تنها از خواهرانش، بلکه از همه زنان جهان به اقتضای مشیت الهی و به خاطر استعداد و شایستگی و لیاقت خود، برتری یافت و فقط او بود که بیشتر عمرش را به کسب فیض از پدرش، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، گذراند و از سرچشمه وحی و نبوت سیراب شد.
منبع:نظام حقوق زن در اسلام، ص 56.
نظر دهید » 
فضایل فاطمه علیهاالسلام چنان پرابهت و باشکوه است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با آن همه جلالت و قدر، در او با دیده احترام مینگرد و رفتارش با او در حد بالاتر و برتر از رفتار یک پدر نسبت به دخترش است. پیشوای پرهیزگاران، امیرمومنان علیهالسلام، آنچنان شیفته شخصیت فاطمه علیهاالسلام است که نهایت احترام را نسبت به او معمول میدارد و در سوگش میگوید: «ای کاش روحم با درگذشت فاطمه علیهاالسلام از بدنم جدا میشد و به سرای ابدی میشتافت. دیگر زندگی پس از او بیهوده است.»
رهبران راستین، ائمهی اطهار علیهمالسلام، مادرشان فاطمه علیهاالسلام را مظهر قداست و طهارت میدانند. پس چنین بانویی زیبنده آن است که سرور زنان جهان باشد، چنان که بوده و هست و خواهد بود.
در تاریخ اسلام اگر بخواهیم بهترین الگو را برای زنان بیابیم، یقیناً فاطمه علیهاالسلام است، چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه یکی از چهار زنی است که برترین بانوان اهل بهشتند. افتخار زنان، این بس که خداوند فاطمه علیهاالسلام را به صورت زن آفرید تا آیت کامل آفرینش باشد.
فاطمه پیوند رسالت و امامت
فاطمه علیهاالسلام آینه تمام نمای فضیلت و انسانیت است. به راستی اگر او نبود، برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نسلی باقی میماند؟ آیا حجت خدا بر زمین میتوانست برقرار بماند؟ آیا نقطه اتصال رسالت با ولایت قطع نمیشد؟ آیا جز او کسی میتوانست، پیوندی جاودانه میان ائمهی اطهار علیهمالسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برقرار کند؟
فاطمه علیهاالسلام هر چند دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، همسر نمونه مولای متقیان علیهالسلام و مادر ائمه اطهار علیهمالسلام است، در عین حال خود دارای شخصیتی والا و مستقل است که باید دربارهاش سخنها گفت و کتابها نوشت.
زندگی سراسر مشقت فاطمه علیهاالسلام چنان است که برای هر زنی الگو و سرمشق است. گر چه در عنفوان جوانی گل وجودش هنوز بهار عمر نادیده، خزان گشت و پرپر شد و در زیر خاک نهان گردید، ولی زندگیش چنان درخشان و مملو از کمالات و فضایل است که اوراق زرینی از تاریخ بشر را به خود اختصاص داده است.
منبع:آمنه (س)، مادر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، پاورقی ص 33.
نظر دهید » 
در طول تاریخ بشریت زنانی آمدند و درخشیدند و توانستند نقشآفرینان جهان بشریت و نمودار فضایل اخلاقی و انسانی گردند، اما هرگز به پای فاطمه علیهاالسلام- هر چند عمرش کوتاه بود و چند صباحی بیشتر عمر نکرد- نرسیدند.
فاطمه زهرا علیهاالسلام که در دامان خدیجه علیهاالسلام و در خاندان نبوت پرورش یافت، خود یکی از آیات الهی بود که به صورت انسان آفریده شد.
وقتی که زندگانی یگانه دختر برجسته رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را مورد مطالعه قرار میدهیم، میبینیم که وی از چنان عظمتی برخوردار است که با گذشت قرنها، هنوز بشر نتوانسته او را چنان که هست، بشناسد.
یادگار خدیجه کبرا علیهاالسلام- هر چند عمرش کوتاه و وجود نازنینش بهار عمر را ندیده- خزان گشت، ولی توانست پرثمرترین و با فضیلتترین و بهترین الگو برای زنان باشد.
فاطمه علیهاالسلام را میتوان از نظر کردار، گفتار، زهد و پرهیزگاری،
بندگی و عبادت، عصمت و طهارت، سخنان گهربار و تسلیم و انقیاد در برابر آفریدگار جهان با دیگر زنان سنجید. آنگاه باید دریافت که آیا میتوان نظیر و مانندی برایش یافت؟
منبع:حقوق زن در اسلام و اروپا، ص 66.
نظر دهید » 
لعن الله قاتل فاطمه الزهراء سلام الله علیها

3 نظر » 
ولایت فقیه به عنوان مهم ترین و اصلی ترین نهاد نظام جمهوری اسلامی است که مطابق قانون اساسی در اعمال مستقیم و غیر مستقیم قدرت سیاسی نقش بسیار مهمی دارد.
بدین لحاظ بررسی جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران موضوع اساسی و مهمی است که همواره در جامعه ضرورت آن وجود دارد. به خصوص که با مسائل روزمره جامعه و استراتژی قانون گرایی دولت جدید مرتبط است و باید تلاش مضاعفی صورت گیرد که همه امور در چهارچوب قانون و طبق قانون اساسی باشد.

نظریه ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) که مبنای نظام جمهوری اسلامی است، وظایف، شرایط و اختیاراتی را برای ولی فقیه اثبات کرده که بیشترین قرابت و شباهت را با نظام امامت دارد. با تکمیل و تتمیم این نظریه در طول ده ساله عمر حضرت امام(ره) در نظام جمهوری اسلامی، ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی نهادینه شد. در واقع قانون اساسی، ترجمان حقوقی و ساختاری همان نظریه است که براساس ولایت امر و امامت مستمر، زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشرایط را آماده می کند تا ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد.
بنابراین می توان گفت که مبنای فکری و نظری نظام جمهوری اسلامی ایران، نظریه (ولایت مطلقه فقیه) حضرت امام خمینی(ره) و ساختار حقوقی و اجرایی آن، قانون اساسی است و در واقع قانون اساسی استنتاجی از آن نظریه و براساس آن نظریه است.
منبع:
مقدمه قانون اساسی، بحث (ولایت فقیه عادل).
1 نظر » 
تکاليف مردم در انتخابات
حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار جمعى از اقشار مختلف مردم قم در تبيين وظايف و تکاليف مردم و بخش هاي مختلف جامعه در ارتباط با انتخابات مي فرمايند : «انتخابات در پيش است، اين انتخابات خيلى مهم است. نه خصوصِ اين انتخابات، همه ى انتخابات ها مهم است، اين هم از جمله مهم است. مردم وظائفى دارند؛ مسؤولين، نخبگان وظائفى دارند. اولاً سعى شود اهميت و ارزش و عظمت انتخابات محفوظ بماند؛ معلوم باشد. مردم با اميد و اعتماد به پاى صندوقها بروند. دوم، در انتخابات با كرامت رفتار كنند همه؛ چه آنهائى كه نامزد ميشوند، چه آنهائى كه طرفدار آنهايند، چه آنهائى كه مخالف با بعضى از نامزدها هستند. جناحهاى مختلف كشور، بداخلاقى و بدگوئى و اهانت وتهمت و اين حرفها را مطلقاً راه ندهند. اين از آن چيزهائى است كه اگر پيش بيايد، دشمن از او خوشحال ميشود.نكته ى سوم اينكه مراقب فعاليتهاى دشمن باشید.
اين ننگ است براى هر كسى كه امريكا بخواهد او را تحت الحمايه ى خود بگيرد. اول، خود آن كسانى كه آن دشمن ميخواهد از آنها حمايت كند، بعد هم مردم فكر كنند، ببينند چرا ميخواهد حمايت كند. كدام نقص در اينها هست كه موجب شده است دشمن بخواهد از او حمايت كند. در داخل يك خانواده ممكن است دو تا برادر، يك برادر و خواهر با هم اختلاف داشته باشند. اگر دشمن، دزد، خائنى كه بيرونِ خانه است، با يكى از اينها ارتباط برقرار كرد و گفت من طرف تو هستم، آن بايستى به خود بيايد، بگويد چه اشتباهى كردم كه اين دشمن خانوادگى ميخواهد از من حمايت كند. مردم هم بايد حواسشان جمع باشد؛ نگذاريد انتخابات بشود ملعبه ى دست بيگانگان. انتخابات مال ملت ايران است، مال جمهورى اسلامى است، مال اسلام است؛ مرزهاشان را با دشمن مشخص و متمايز كنند. من بارها به بعضى از افراد سياسى كه فعاليتهائى دارند و گاهى يك مخالف خواني هائى ميكنند، تذكر داده ام، نصيحت كرده ام؛ گفته ام مواظب باشيد مرزهاى ميان شما و دشمن كمرنگ نشود؛ پاك نشود.
مرز وقتى كمرنگ شد، احتمال اينكه كسانى از اين مرز عبور كنند يا دشمن از اين مرز عبور كند و بيايد اين طرف يا دوست و خودى غافل شود و از مرز عبور كند و برود به دامن دشمن، زياد خواهد بود. مرزها را روشن كنيد؛ مشخص كنيد. اين ملت سالها است كه با توطئه ى امريكا، با دشمنى امريكا، با انواع و اقسام لطمه زدنهاى امريكا مواجه است. هر كار توانستند عليه اين ملت كرده اند. مواظب باشيد مرزهاتان را مشخص كنيد. كسانى هستند مزدور آنهايند؛ كسانى هستند نوكر آنهايند؛ كسانى هستند در خدمت آنهايند. مرزهاتان را با اينها هم روشن كنيد و مشخص كنيد. وقت بصر و صبر، يكى همينجاست؛ بصيرت. ملت ايران وقت انتخابات كه ميرسد، احتياج به بصيرت دارد؛ نگاه كند ببيند دشمن چه موضعى گرفته است در قبال اين حركت عظيم مردمى؛ حواس خود را جمع كند، تصميم درست بگيرد. اين هم وظيفه ى ما مردم است كه بايستى مراقبت كنيم. »
( ديدار جمعى از اقشار مختلف مردم قم به مناسبت سالروز قيام نوزدهم ديماه 1386/10/19 )

همچنين رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار جمعى از پرسنل و فرماندهان نيروى هوائى ارتش پيرامون اهميت و ضرورت شرکت گسترده در انتخابات بيان مي دارند :« آنچه در انتخابات بسيار مهم است، حضور عمومى مردم است؛ همه بايد در انتخابات شركت كنند؛ اين يك وظيفه ى ملى است؛ اين چيزى نيست كه با بودن دولتهاى مختلف، روى كار بودن جريانهاى مختلف، جناحهاى مختلف، تغيير بپذيرد. انتخابات يك فريضه است؛ همه بايد شركت كنند؛ همه بايد خود را موظف بدانند براى اينكه در انتخابات شركت كنند. بهانه جوئى نبايد بشود. بعضى از حرفها بهانه جوئى است.
گاهى بهانه جوئى حقيقى است، گاهى بهانه جوئى براى اين است كه مردم دلسرد بشوند. انتخابات در كشور ما در مقايسه ى با انتخاباتهائى كه ما مى بينيم در دنيا دارد انجام ميگيرد و خبرش را داريم، جزو سالم ترينهاست؛ انتخاباتِ خوبى است. البته من به مجريان انتخابات توصيه كرده ام، الان هم توصيه ميكنم: بايد بشدت قانون را رعايت كنند. حد و مرز، قانون است. همه بايد الزامات قانونى را بپذيرند و تسليم الزامات قانونى بشوند. قانون حد فاصل حق و باطل است در حركت و مشى ملت و مسئولين. قانون را نبايد دور زد. اين بايد رعايت بشود؛ بحمداللَّه رعايت هم ميشود. ما هم توصيه داريم ميكنيم كه با مراقبت و دقت بيشتر قانون را رعايت كنند؛ به كسى ظلم نشود، حق كسى تضييع نشود؛ حق مردم در طرف مقابل، تضييع نشود، كه آدمهاى ناباب و ناصالح، صالح معرفى نشوند؛ آدمهاى صالح هم از حق خودشان محروم نمانند، ناصالح معرفى نشوند. اين رعايتهائى است كه بايد همه بكنند. اما آنچه كه اصل است، حضور در انتخابات است؛ بايد همه در انتخابات شركت كنند؛ اين يك وظيفه ى عمومى است. » (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از پرسنل و فرماندهان نيروى هوائى ارتش 1386/11/19 )
ويژگي هاي کانديداي اصلح
ما باید خودمان كارهای خودمان را منظم و مرتب كنیم. مردم نگاه كنند به اظهارات داوطلبان محترمی كه در این میدان وارد شدند، ما هم نگاه میكنیم؛ تشخیص بدهیم، ترجیح بدهیم، ببینیم آن كسی كه میتواند برای انقلاب، برای كشور، برای آینده، برای عزت ملی، برای باز كردن گره مشكلات، برای ایستادگی قدرتمندانه و عزتمندانه در مقابل جبههی معاندان، و برای الگو كردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان عالم، بیشتر و بهتر تلاش كند، كیست؟ ممكن است تشخیص یك نفر با تشخیص کسی دیگر مخالف باشد؛ هیچ اشكالی ندارد. این را من به همه بگویم: ممكن است شما به یكی از نامزدها علاقهمند شوید، رفیقتان به یك نامزد دیگر؛ این موجب نشود كه شما در مقابل هم قرار بگیرید. برای انتخابات و برای گزینش عالیترین مقام اجرائی در كشور - كه بسیار هم حساس است، بسیار هم مهم است - سازوكارهای درستی وجود دارد؛ سازوكار قانون. هیچ مانعی ندارد كه شما به یكی علاقهمند باشید، بنده به یكی دیگر علاقهمند باشم؛ شما به او رأی دهید، من به دیگری رأی دهم؛ بالاخره اكثریتی هست، اقلیتی هست، ضابطهای هست، قانونی هست؛ بر طبق آن عمل خواهد شد. آحاد مردم با هم كدورت بیجا درست نكنند، به خاطر اینكه این به آن علاقهمند است، این به آن علاقهمند است؛ خب، باشند. خود داوطلبان محترم هم باید رعایت كنند. كار را با حماسه، با شور، با غیرتمندی، اما بدون چالش، بدون منافرت پیش ببرند. ظرافت كار اینجا است كه ممكن است سكون و سكوت و جمود و خمودگی وجود نداشته باشد، نشاط باشد، تحرك باشد، در میدان و در عرصه گفتگو باشد - گفتگوهای گرم و داغ - درعینحال نفرتپراكنی نباشد؛ این میشود. این یك نكتهای است كه آقایان داوطلبان محترم خوب است كه رعایت كنند.
نكتهی دیگر این است كه رفتار داوطلبان در ریختوپاش و خرج و تبلیغاتِ زیاد از اندازهی لازم میتواند ماها و آحاد مردم را نسبت به آنچه كه بعداً پیش خواهد آمد، آگاه و هشیار و بیدار كند. آن كسی كه یا از بیتالمال هزینه میكند، یا از پول مشتبه به حرامِ بعضیها استفاده میكند، نمیتواند اطمینان مردم را جلب كند؛ به این چیزها خیلی باید توجه كرد.
در تبلیغات انتخاباتی، در شعارهای انتخاباتی، آنچه كه اهمیت دارد، این است كه مواضع عزتآفرین و صحیح و عاقلانه و حكیمانهی انقلاب و نظام تثبیت شود. مبادا در شعارهایمان، ما به زید و عمرو در خارج از این مرزها یا آدمهائی در داخل مرزها، چراغ سبز نشان دهیم.
بیانات در دانشگاه امام حسین علیهالسلام۱۳۹۲/۰۳/۰۶
همچنيبن ايشان در اجتماع بزرگ مردم يزد در لزوم شناسايي نماينده اصلح و ويژگي هاي آن مي فرمايند : «آنچه كه من عرض مى كنم، در درجه ى اول حضور مردمى است. در درجه ى بعد كه البته حائز اهميت بسيارى است اين هم، پيدا كردن نماينده ى اصلح است. آن كسانى كه به وسيله ى شوراى نگهبان صلاحيت آنها اعلام ميشود، معنايش اين است كه اين از حداقل صلاحيت مورد نياز برخوردار است. در بين اين كسانى كه اعلام ميشوند، افرادى هستند با صلاحيتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پايينتر. هنر ملت ايران و مردم شهرها و حوزه هاى انتخابيه اين است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترين را انتخاب كنند؛ بهترين از لحاظ ايمان، بهترين از لحاظ اخلاص و امانت، بهترين از لحاظ ديندارى و آمادگى براى حضور در ميدانهاى انقلاب؛ دردشناسترين و دردمندترين نسبت به نيازهاى مردم را انتخاب كنند. اينها فرصتهائى هست، بايستى مردم عزيز ما در همه جاى كشور هوشيارانه، با بصيرتِ تمام تلاش كنند، پيدا كنند و با رأى خود مسجل كنند و مجلس را - آن مجلسى را كه مورد نياز جامعه ى كنونى ماست - تشكيل بدهند.
البته مردم توجه بايد داشته باشند كه تبليغات رنگين و متنوع ملاك نيست؛ وعده هاى غير عملى ملاك نيست. من با خودِ نماينده هاى محترم در دوره هاى مختلف وقتى مواجه شدم، به اينها گفتم: آقايان و خانمهاى نماينده! وظيفه ى نماينده اين نيست كه وعده ى عمرانى و فلان پروژه، فلان كار را در منطقه ى انتخابى خود به مردم بدهد؛ اينها كار اجرائى است، كار دولت است. وظيفه ى نماينده اين است كه بتواند قانون مورد نياز كشور را پيدا كند، آن قانون را جعل كند. وقتى قانون شد - يعنى قاعده اى گذاشته ميشود - دستگاههاى اجرائى و قضائى مجبورند برطبق قانون عمل بكنند و عمل ميكنند. وعده هاى غير عملى دادن، وعده هاى بزرگ دادن، اينها ملاك نيست؛ بايد مردم توجه كنند؛ گاهى علامت منفى هم هست. از طرف علاقه مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقيهاى انتخاباتى، شايسته ى ملت ما نيست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونيتدار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامه ها، در مطبوعات، در پايگاههاى اينترنتى و غيره، اينها اصلاً مصلحت نيست. من به طور جد از همه ى كسانى كه نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه مندىاى دارند، درخواست مي كنم، اصرار ميكنم كه اين علاقه مندى خودتان را از راه تخريب ديگران، اهانت به ديگران، متهم كردن ديگران نشان ندهيد. هرچه ميخواهيد، از نامزد مورد علاقه ى خودتان تمجيد كنيد، تعريف كنيد؛ اما ديگران را تخريب نكنيد.
اين علامت بدى است. بعضى جاها در دنيا معمول است اسرار خانوادگى يكديگر را برملا ميكنند، عكسهاى پنهانى از هم ميگيرند، افشا ميكنند. خوب، همان هائى هستند كه وقتى هم رفتند مجلس - ديده ايد در تلويزيون - سر يك مسئله اى مى افتد به جان هم، با مشت و لگد با هم رفتار ميكنند! اينكه امتياز براى نماينده نيست.آنچه كه در مورد انتخابات بايد به ياد مردم عزيز ما باشد، آماده شدن براى حضور همه جانبه و گسترده در انتخابات و كوشش كردن براى شناسائىِ اصلح و مراعات كردن رفتارهاى انتخاباتى است، كه اين را عرض كرديم.»
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم يزد 1386/10/12)
رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم آذربايجان در تبيين اين موضوع مهم مي فرمايند : « به كى رأى بدهند؟ شاخص اين است كه شعارهاى انقلاب بايستى به وسيله ى مسئولين و منتخبين ما روز به روز زنده تر شود اين شاخص است. ربطى به جناح بنديها ندارد، ربطى به اسمها ندارد. علاج دردهاى اين ملت و وسيله ى رسيدن به آرمانهاى اين ملت، شعارهاى انقلاب است؛ اينها بايد حفظ شود. آن كسانى كه با اين شعارها به معناى حقيقى كلمه مخالفند، دشمنِ اين شعارهايند؛ اينها نبايد در مراكز تصميم گيرى واقع بشوند. بين ملتند، باشند. آحاد ملت، هر كسى هر عقيده اى داشته باشد، اشكال ندارد؛ اما آن كسى كه عقيده اش اين است كه اين ماشين بايد راه نيفتد، اين را نميشود پشت رُل گذاشت. يك آدمى كه عقيده اش اين است كه از اين جا بايد اين اتومبيل حركت نكند، اين شخص را پشت فرمان خودرو بگذاريم، هيچ وقت اين اتومبيل حركت نخواهد كرد. بايد كسى را بگذاريم كه معتقد به اين حركت باشد، معتقد به اين راه باشد، معتقد به آن هدف باشد، معتقد به توانائيهاى ملى باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد و شاخصها را قبول داشته باشد. اين آن نقطه ى حساس است. اين هم نكته ى دوم است.البته بايد هوشيارى بخرج داد؛ بايد هوشيارى بخرج داد. از دوروها و دورنگها و ظاهر باطن مختلفها بايستى ترسيد.» 
(بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم آذربايجان به مناسبت روز 29 بهمن1386/11/28)
تاثير مشارکت حداکثري در تقويت اتحاد ملي
رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم آذربايجان مي فرمايند : «چند صباح ديگر انتخابات داريم. حضور در انتخابات هم از همين قبيل است؛ حضور است. من اصرارم در همه ى انتخاباتها بر حضور است. بايد آمد سر صندوق رأى، به كورى چشم دشمن بايستى رأى داد. دشمن ميخواهد كه ملت انتخابات نداشته باشد، راهپيمائى بيست و دو بهمن نداشته باشد، راهپيمائى قدس نداشته باشد، حضور در مراسم عظيم دينى نداشته باشد، احساسات دينى نداشته باشد. جوان ما بى تفاوت و بى رگ و بى اعتنا و دلسپرده ى به شهوات و غرق در فساد و در مواد مخدر باشد. دشمن اين را ميخواهد؛ اين براى دشمن خوب است، لذا اين را ترويج ميكنند؛ گاهى به زبان بيان ايدئولوژى، گاهى به زبان تهديد سياسى، گاهى به زبان تهديد نظامى، گاهى به وسيلهى باندهاى قاچاق مواد مخدر، گاهى به وسيلهى ترويج فيلمهاى مهيج شهوت؛ دشمن همه جور وارد ميدان ميشود و تلاش ميكند و خودكشون ميكند كه بلكه بتواند اين ملت را از اين حركت مستقيم و قوى و عزيز منصرف كند.
وقت انتخابات هم كه ميشود - شايد يادتان هست - غالباً قبل از انتخابات يك حرفى ميزنند كه معنايش اين است كه مردم در انتخابات شركت نكنيد؛ كارهائى ميكنند، تلاش ميكنند؛ گاهى به وسيله ى آدمهاى غافل و فريب خورده، گاهى به وسيله ى آدمهاى وابسته، كارهائى ميكنند كه بلكه مردم را از شركت در اين مراسم عظيم باز بدارند، كه انتخابات يكى از اين مراسم بسيار عظيم است.من توصيه ام به مردم در درجه ى اول اين است كه بيايند وارد ميدان انتخابات شوند، صندوقهاى رأى را پر رونق كنند. خود اين صفوفى كه ايستادند، ممكن است زحمت هم داشته باشد؛ در هواى سرد؛ يك ساعت - كمتر، بيشتر - اما اين مجاهدت است، اين جهاد است؛ اين زحمت پيش خداى متعال اجر دارد. بروند رأى بدهند. » 
(بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم آذربايجان به مناسبت روز 29 بهمن 1386/11/28)
آن رهبر فرزانه در ديدار با مجلس خبرگان مي فرمايند : « دشمن با استفاده از شگرد رايج خود براي تقسيمبندي عرصه سياسي كشور به تندرو و ميانه رو، تلاش ميكند با گفتمان حاكم بر پايبندي به اصول انقلاب اسلامي مقابله كند و به صراحت نيز اعلام كرده است كه بايد فشار به ايران را افزايش داد تا در دو انتخابات مهم آينده، ميانهروها يا همان افرادي كه به اصول و نظام جمهوري اسلامي معتقد نيستند برسر كار بيايند.»ايشان با تأكيد بر اينكه اكثريت مردم و مسئولان به اصول نظام و انقلاب معتقدند تصريح مي نمايند: «اين اصول بايد مبناي همكاري و اتحاد ملي قرار گيرد و اقليتي هم كه اين اصول را قبول ندارند، به عنوان شهروند از حقوق عمومي برخوردار هستند. » رهبر انقلاب اسلامي تصريح نمودند : « نظام جمهوري اسلامي ايران به بركت استقامت، شجاعت، فداكاري و حضور مردم در صحنه همواره حركت رو به پيشرفت داشته و اكنون به قدرت اول منطقه و كشوري تأثيرگذار در بسياري از مسائل جهاني تبديل شده است. » رهبر انقلاب اسلامي، همراهي و تبادل نظر نيروهاي معتقد به انقلاب و پررنگ كردن مرزها با دشمن را از جمله شاخصهاي نظام اسلامي دانستند و افزودند: « مجموعه نيروهاي معتقد به انقلاب با سلايق و عقايد مختلف بايد در چارچوب اصول با يكديگر اتحاد و همكاري داشته باشند و مرزهاي فكري، عقيدتي و ارزشي خود را با دشمن پررنگ كنند.» 
(ديدار اعضاي مجلس خبرگان ، 1386/12/7 )
و بالآخره رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام تأکيد مي نمايند : «البته ملت ايران به فضل الهى آمادگى اش خيلى خوب است. شما هم بايستى اين آمادگي هارا بيشتر كنيد؛ بخصوص حالا كه مسئله ى انتخابات هم مطرح است. من خواهش ميكنم هميشه، در همه ى دوران ها، انتخابات ها را وسيله اى قرار بدهيد براى قوت ملى، براى افزايش اقتدار ملى؛ نه براى تضعيف نظام و تضعيف آبروى ملت. جنجال هائى كه بعضاً از طرف بعضى از احزاب و گروهها و جريانهاى سياسى و جناحهاى بداخلاق در اطراف انتخابات ميشود، تضعيف كننده ى كشور و ملت و نظام است. جناحهاى مختلف، جريانهاى مختلف، گرايشهاى مختلف، با شوق و ذوق و علاقه مندى همهى عواملشان را بسيج كنند و انتخابات را به عنوان يك هدف عالى، هدف خوب، هدف شيرين مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روى هم كشيدن قضايا را نكشانند. انتخابات را وسيله اى بكنيد براى اينكه دشمنان را نااميد بكنيد و انشاءاللَّه اين انتخابات هم مثل بقيهى انتخاباتها مايه ى عزت روزافزون اسلام باشد.»
( رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام ، 1386/6/31) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 7/100102541)
مردم سالاری دینی
نظر دهید » 
حضرت امام (رحمه الله) درباره جايگاه و اهميت اين مجلس فرمايشات متعددى دارند؛ به عنوان نمونه مى فرمايند: «مجلس خبرگان يك مجلسى است كه بايد شما و ملت بدانند كه اين مجلس پشتوانه كشور است براى حفظ امنيت كشور و حفظ استقلال كشور و حفظ آزادى براى كشور» و از همين رو، در وصيت نامه الهى ـ سياسى خود هشدار دادند كه «مسامحه در انتخاب خبرگان آسيب زيادى بر اسلام و كشور جمهورى اسلامى وارد خواهد كرد و احتمال اين مطلب براى مردم تكليف الهى ايجاد مى كند».
صحيفه نور، ج 17، ص 88.

مقام معظم رهبرى نيز درباره اهميت اين مجلس مى فرمايند: «مجلس خبرگان پايگاه و جايگاه بسيار رفيع و با عظمتى دارد، در حساس ترين و خطرناكترين لحظات زندگى ملت و نظام ما اين مجلس است كه بايد به داد ملت برسد، اين منتخبان ملتند كه بايد در آن لحظه خطير دين خودشان را به ملت ايفا كنند». و همچنين؛ «مجلس خبرگان در حقيقت يك پشتوانه ى عظيمى براى نظام است؛ مثل صندوق ذخيره ى ارزى معنوى نظام. يك پشتوانه و يك ذخيره ى معنوى است كه بايد حاضر باشد، آماده باشد، پا به كار باشد و به روز باشد براى هنگام لازم و مورد نياز؛ همچنان كه كشورها نيروهاى مسلحشان را آماده نگه مى دارند، سال هاى متمادى در پادگان هايشان هستند و عملاً كارى انجام نمى دهند؛ ليكن براى لحظه ى مورد نياز به روز و آماده نگه مى دارند. مسئله مجلس خبرگان، يك چنين چيزى است. اگر اين مجلس نباشد، در آن ساعت فقدان و خلأ رهبرى، هيچ دست و انگشتى گره گشاى مشكلى كه پيش خواهد آمد، نخواهد بود. اين، آن مجلسى است كه كار آن در لحظه بحران و در لحظه ى لزوم گره گشايى اساسى است. اين مجلس بايد هميشه باشد، هميشه آماده به كار باشد، متوجه اوضاع باشد، مسائل جارى، مهم و اساسى كشور را دائماً مورد سنجش قرار دهد و براى آن لحظه اى كه نياز هست، آن كار اصلى خودش را ـ كه انتخاب رهبرى است ـ انجام دهد. اين، اهميت مجلس خبرگان را نشان مى دهد. در لحظه بحران، نقش آفرينى منحصر به اين مجلس است».
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار خبرگان منتخب ملت 9/6/85.
نظر دهید » 
1. انتخاب رهبر
تعيين رهبر در زمان حضور امام معصوم (علیه السلام) ، بر مبناى «نصّ الهى» صورت مى پذيرد كه به صورت دقيق فرد واجد شرايط را به مردم معرفى مى كند؛ اما در زمان غيبت ـ چون نصب فقها براى ولايت، به صورت «عام» بوده و ناظر به فرد خاصى نمى باشد ـ با «انتخاب مردم» است. لذا با استفاده از شيوه انتخاب مردمى، بايد فردى را كه داراى صفات لازم براى رهبرى است تعيين نمود.
امام خمينى (رحمه الله) ، صحيفه امام، ج 10، صص 308 و 526 ؛
بر اساس اصل يكصدوهفتم قانون اساسى مقرّر مى دارد: «…تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبرى درباره همه فقهاى واجد شرايط مذكور در اصل پنجم و يكصدونهم بررسى و مشورت مى كنند. هرگاه يكى از آنان را اعلم به احكام و موضوعات فقهى يا مسائل سياسى و اجتماعى يا داراى مقبوليت عامه يا واجد برجستگى خاص در يكى از صفات مذكور در اصل يكصدونهم تشخيص دهند، او را به رهبرى انتخاب مى كنند و در غيراين صورت، يكى از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفى مى كنند…».
2. نظارت بر رهبر
در نظام اسلامى، براى مصون ماندن هر چه بهتر صاحبان قدرت، افزون بر مكانيزم هاى كنترل درونى نظير ايمان،عدالت و تقوا، دو نوع نظارت بر رهبرى وجود دارد: يكى نظارت عمومى مردم كه در جهت ايفاى نقش «النصيحة لائمة المسلمين» وهم چنين لزوم امر به معروف و نهى از منكر، بر عهده آحاد جامعه قرار داده شده است. و نوع ديگر، نظارت نهادينه كه توسط نهاد خاصّى اعمال گردد و پشتوانه حقوقى دارد. در اين نظارت، صرفاً به ارزيابى وقايع آشكار و موضع گيرى هاى پيدا اكتفا نمى شود، بلكه حقّ تفحّص داشته و مى تواند از مقام مسئول پاسخ بخواهد.
آشنايى با مجلس خبرگان رهبرى، دبير خانه مجلس خبرگان رهبرى، 1385، ص 29.
بر اين اساس مجلس خبرگان طبق اصل يكصدويازدهم موظف است همواره وجود شرايط در رهبر را احراز كند و مرتباً رهبر و نحوة اداره امور توسط وى را زير نظر و نظارت دقيق خويش قرار دهد. بنابراين يكى از وظايف مهم مجلس خبرگان، «نظارت بر بقاى شرايط رهبرى» است.
حكومت اسلامى، سال سوم، ش2، ص19 ـ 10 ؛ مشروح مذاكرات قانون اساسى، ص1112 ـ 1062 ؛ مشروح مذاكرات شوراى بازنگرى قانون اساسى، ص1295 ـ 1213 ؛ سيد جلال الدين مدنى، حقوق اساسى در جمهورى اسلامى ايران، ج2، ص84 ـ 79 ؛ جمهورى و انقلاب اسلامى مجموعه مقالات ص55 ـ 53 ؛ محمد جواد صفار، آشنايى با قانون اساسى، ص 51 ـ 47.
3. بركنارى رهبر
در نظام اسلامى تداوم رهبرى ولى فقيه، به «استمرار صلاحيت و شايستگى» وى در جنبه هاى «علمى، اخلاقى و مديريتى» بستگى دارد و با فقدان هريك از شرايط لازم براى رهبرى و با كمترين انحراف، مشروعيت آن از بين رفته و منصب خود را ز دست مى دهد. چنانكه حضرت امام (رحمه الله) مى فرمايد: «اگر فقيهى بر خلاف موازين اسلامى كارى انجام دهد، نعوذ باللّه فسقى مرتكب شد، خود به خود از حكومت مُنعزل است». و يا اينكه: «فقيه، اگر يك كلمه دروغ بگويد، يك قدم بر خلاف برگذارد، ولايت ندارد». بر اين اساس مطابق اصل يكصدويازدهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران؛ «هرگاه رهبر از انجام وظايف قانونى خود ناتوان شود يا فاقد يكى از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضى از شرايط بوده است از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل يكصد و هشتم مى باشد».ولايت فقيه، پيشين، ص 61. صحيفه امام، ج 11، ص 306.
پرسش ها و پاسخ ها ـ دفتر بيست و سوّم :مجلس خبرگان رهبرى
(عليرضا محمدى)
نظر دهید » << 1 ... 166 167 168 ...169 ...170 171 172 ...173 ...174 175 176 ... 798 >>