
مهربانی و گذشت، استمداد از خداوند، اخلاص، توکل، ذکر خوبیها ،عمل به دستورهای دینی، صبر و استقامت ، افشای منشأ گناه ،توجه به نوع تفکر و روحیهها،همکاری حکومت و مردم. حال به چند مورد از آنها اشاره ميكنيم:
توکل
توکل پشتوانه همه حرکتهای ایمانی است. هر چند انسان از همه عوامل موفقیت در امر و نهی دینی برخوردار باشد نباید بر آنها اتکا داشته باشد بلکه باید ضمن به کارگیری همه امکانات برای اصلاح دیگران تنها بر خداوند توکل کند و امر خود را بر او واگذارد.
عمل به دستورهای دینی
کسی که خود اهل عمل به فرامین الهی است و از معصیت دوری میکند امر و نهی او از تأثیر بیشتری برخوردار است.
1 نظر » 
اسلام برای حفظِ سلامتِ جامعه و دفع آفاتِ تهدیدکننده و نیز برای تضمین رشد مناسب و درخورِ جامعه ی اسلامی، دو فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را در نظر گرفته و در درون نظام جای داده است. در نظام اجتماعی اسلام، این دو فریضه در تمام سطوح، مورد نظر و توجّه است:
الف. در سطحِ عموم مردم (امّت)؛
ب. در سطح نخبگان؛
ج. و در سطحِ دولت مردان و کسانی که دارای قدرتِ اجرایی هستند.
در واقع با آن که در اسلام، امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه ی همگانی است و همه در برابر آن مسئول هستند، ولی قشرهایی از جامعه به نحو ویژه مخاطب این دو فریضه اند. در حقیقت این گروه های خاصّ از جامعه ی اسلامی، به خاطر موقعیت ها و توانایی های ممتازی که دارا می باشند، علاوه بر وظیفه ای که همانند دیگر افرادِ مردم دارند به نحو فوق العاده ای، وظیفه مندِ امر به معروف و نهی از منکر می باشند.
1 نظر » 
موضعگیری قلبی
موضعگیری قلبی بخشی مهم از دینداری انسان را تشکیل میدهد و حب و بغض در راه خدا از مهمترین مسائل اصولی اسلام میباشد و داراي مراتبي است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بهترین اعمال حب و بغض در راه خداست.
امام صادقعلیه السلام فرموده است : در عزت مؤمن کافی است که چون عمل زشتی را ببیند، خدا از ناخشنودی قلب او آگاه گردد
مرتبه اول
اظهار تنفر قلبی
مرتبه اول آن است که با شخص معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد برای گناه اوست که این گونه با وی رفتار شده است، مثل اینکه از او روبرگرداند، یا با چهره عبوس ملاقات کند، یا ترک مراوده نماید و از او اعراض کند تا معصیت را ترک گوید.
1 نظر » 
شناخت معروف و منکر، تأثیر، قصد ادامه گناه، نبود مفسده در امر و نهی، موضعگیری قلبی
شناخت معروف و منکر
امر و نهی کننده باید معروف و منکر را بشناسد و بداند که آنچه ترک شده است معروف بوده و یا آنچه انجام گرفته است منکر بوده است. پس اگر چنین علمی نداشته باشد امر و نهی بر او واجب نیست.
1 نظر » 
با توجه به گستره ابعاد زندگی بشر و سرپیچیهای او از احکام عقل و شرع در تمامی صحنههای زندگی، هیچ سازمان و دستگاه گستردهای قادر به اصلاح جامعه و کنترل افراد آن نخواهد بود. به همین علت خداوند با تکلیف قرار دادن امر و نهی اصلاح جامعه را ممکن و آسان کرده است، به گونهای که اصلاح مردم به دست خود آنها در همه جا و حتی در خصوصیترین محیط های زندگی صورت میپذیرد و کمترین هزینهای را هم برای بیتالمال در بر ندارد.و با پاداش و تهدیدی که بر انجام و ترک آن مقرر فرموده است، تحقق این وظیفه را تضمین نموده است.
معروف و منکرهای اخلاقی و اجتماعی
معروفهای واجب اخلاقی
رازداری، عفت، غیرت، عدالت، حقگرایی ، آخرتگرایی، کفرستیزی، مبارزه با گناه، رعایت قانون و حقوق مردم، احترام به مقدسات مذهبی امید به خدا، جواب دادن به سلام دیگران، خودسازی،…
2 نظر » 
حرکت در مسیر هدایت از دو راه امکانپذیر است:
الف) در اثر رشد معنوی و یا توجه به انگیزههای درونی: انسانهایی که در جهت تقویت نیروی ایمان تلاش کردهاند و در صحنه «جهاد اکبر» به موفقیت و پیروزی دست یافتهاند،بسرعت به سوی رفتار شایسته جذب می شوند و همان عامل درونی، آنها را از بدیها بازمیدارد:
انَّ الصَّلوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ (عنکبوت، آیه 45).
ب) در اثر هدایت و ارشادهای بیرونی: بدیهی است که افراد جامعه را نمی توان به حال خود واگذاشت و نیز نمی توان به این حد بسنده کرد که هر کس خود را اصلاح کند، بلکه امر به معروف و نهی از منکر با توجه به نکات زیر ضروری است:
اول آنکه انگیزههای معنوی در همه افراد به حدّی قوی نیست که آنها را در مسیر صلاح و هدایت قرار دهد و از منکرات باز دارد. بنابر این با «امر به معروف و نهی از منکر» رشد معنوی در افراد بوجود آمده تقویت میشود. از این رو «امر به معروف و نهی از منکر» نه تنها در مواردی به «اجبار»، فراریان از فضیلت را به این سو میکشد و افسار گسیختگان را مهار میکند، بلکه پرتو ایمان و نور معنویت را بر جان انسانهای پاک سرشت میتاباند و رسوبات هوا و هوس را از اعماق جان و فطرت آنها میزداید.
1 نظر » 
انسان، مخلوق تک بعدی نیست تا تنها به یک چیز و یک کار و یک جا و یک نقطه متوجه باشد؛ زیرا وجودش مرکّب از غرایزي است که هر یک او را به سویی میخوانند؛ مثلًا در انسان، هم غریزه میل به غذا هست، و هم میل به ریاست، و هم میل به راحتی و آسایش، و هم میل به نیکوکاری و عبادت، و … همین اختلاف خواهشها و غرائز است که بشر را با اشکالات بسیار روبرو نموده و حوایج او را نامحدود ساخته است. و همینها هستند که او را وادار به کار و کوشش و تحصیل کمال و رفع حوایج میکند. اگر انسان اینها را نمیداشت انسان نمیبود. و اگر این غرایز مختلف نبود، این عزّت و امتیاز و آقایی در میان مخلوقات، نصیب او نمیشد.
ایمان به خدا بهترین وسیلهای است براي سعادتمندي بشر که فقط آن میتواند جلوي جنبشهای نفس انسان بایستد و او را از افراط و تفریط نجات دهد و طمأنینهی قلب به او میبخشد. چنانچه در قرآن مجید میفرماید:
(أَلَا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) سورهی رعد، آیهی 28.
هیچ وسیله دیگر نمیتواند در این نتیجه، جای ایمان قرار بگیرد. و خداست که بهترین راه و روش زندگی را به انسان یاد داده و به هر کار نیکی هدایت فرموده است. و چون همه افراد از حیث ایمان در یک درجه و مرتبه نیستند و میزان تأثیر و تسلط بر نفوس یکسان نیست، باید هر کس مراقب و مواظب خود باشد و با ملاحظه، قدم بردارد و هوای نفس را کوچک و حقیر نشمارد.
2 نظر » 
شهادت مولایم را تسلیت عرض می نمایم.
امام حسن عسکری(ع):
پـارسـاتـریـن مـردم کسـى است که در هنگـام شبهه تـوقف کنـد.
عابـدتـریـن مـردم کسـى است که واجبـات را انجـام دهـد.
زاهـد تـریـن مـردم کسـى است که حـرام را تـرک نمـاید.
کـوشنـده تـریـن مـردم کسـى است که گنـاهـان را رهـا سازد. (تحف العقول ،ص 489.)
.gif)
نظر دهید »