« حكايت65حكايت63 »

حکایت های قرآنی


فُضَیل عیاض از سردسته های دزدان بود. شبی قدّاره ی خود را برداشت، تا به خانه ای برود و عمل منافی عفت انجام دهد. بر پشت بام آن خانه پرید و همین که خواست خود را به درون خانه بیفکند، ناگاه شنید همسایه آن خانه، نیمه شب برخاسته و این آیه را می خواند: «اَلَم یَأنِ لِلَّذینَ ءَامَنُوا اَن تَخشَعَ قُلُوبُهُم لِذِکرِ اللهِ» : «آیا وقت آن نرسیده است که دل های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آن حقّی که نازل شده نرم و خاشع گردد؟»
حدید/۱۶
فضیل آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که بی درنگ گفت: «یَا رَبِّ قَد آنَ» : (ای پروردگار من! اکنون وقت آن فرا رسیده است). همان دم توبه ی حقیقی کرد و از پارسایان شد.
پندهای جاویدان/ص۳۳۱

محمد حسين محمدي

 

 

 


موضوعات: گنجينه احاديث
   سه شنبه 27 مرداد 1394


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو