« تهذيب108قصه 60 »

درس آزادى

نازم آن آموزگارى را كه در يك نيم روز
دانش آموزان عالم را چنين دانا كند
ابتدا قانون آزادى نويسد در جهان
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا كند
هر كه باشد چون حسين آزاد و ديندار و شجاع
حرف باطل را نبايد از كسى اصغا كند
نقد هستى داد وهستى جهان يكجا خريد
عاشق آن باشد كه چون سودا كند يكجا كند
عقل مات آمد ز دانشگاه سيار حسين
كاين چنين غوغا بپادر صحنه دنيا كند
درس آزادى از آنرو ساخت تواءم با عمل
تا جنايت پيشگان را در جهان رسوا كند
نام دانشگاه خود ايمان و آزادى گذاشت
گيتى آن را اين زمان تسليم دست ما كند
آن كسى را شيعه بتوان گفت كو از جان و دل
در حيات خويش اين برنامه را اجرا كند
سر سلسله مردم آزاد حسين است
آنكس كه در اين ره سر و جان داد حسين است
مردى كه چو كوهى به بر تيشه بيداد
دامن به كمر بر زد و اِستاد، حسين است
درسى به بشر داد به دستور الهى
درسش عملى بود، نه كتبى ، نه شفاهى
آئين يزيدى كه برى بود ز انصاف
ننمود به تطميع و به تهديد گواهى

كشكول شيخ بهايي


موضوعات: گنجينه احاديث
   یکشنبه 25 مرداد 1394


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو