
يد اللّه. . .

صاحب منتخب التّواريخ از كتاب «انوار العلويّه» چنين نقل مىكند: وقتى نادرشاه گنبد حرم حضرت امير عليه السّلام را تذهيب نمود از او پرسيدند كه بالاى «قبّه مقدّسه»
چه نقش كنيم؟ نادر فورا گفت: «يد اللّه فوق ايديهم» . فرداى آن روز، ميرزا مهدى خان، وزير او گفت: نادر سواد ندارد و اين كلام، به دلش الهام شده است؛ اگر قبول
نداريد، برويد مجدّدا سؤال كنيد. لذا آمدند و پرسيدند كه در بالاى قبّۀ مقدّسه فرموديد چه نقش كنيم؟ نادر گفت: همان سخن كه ديروز گفتم. 1
1) . غنچه غريب غدير، ص 175.
نظر دهید » 
(تربت سرخ )
(ابى بكار)، گفت :
از تربتى كه بالاى سر قبر حضرت حسين بن على عليه السلام بود مقدارى برداشتم ،اين تربت سرخ رنگ بود، پس بر حضرت رضا عليه السلام وارد شده و آن را به حضرت عرضه داشتم .
آن جناب تربت را در كف دستشان نهاده و بوئيدند، سپس چنان گريتند كه اشك هاى مبارك شان جارى شد،سپس فرمودند:
اين تربت جدم مى باشد
اى كه دارى در دل جان آرزوى كربلا
مى رود اين كاروان امشب بسوى كربلا
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(تربت بالاى سر)
(حضرت ابى عبداللّه عليه السلام ) فرمودند:
جنب سر مبارك حسين بن على عليه السلام تربت قرمزى است كه در آن شفاء هر دردى ، غير از مرگ مى باشد.
(يونس بن ربيع ) مى گويد: بعد از اينكه ، اين حديث را شنيدم نزد قبر حاضر شده و طرف سر قبر را حفر كردم و چون به قدر يك ذراع كندم از راءس قبر خاك هائى مثل ريگ هاى ريزى كه آب آنها را با خود مى آورد بر ما ريخت ، رنگ آنها قرمز و اندازه شان قدر يك درهم بود، آنها را با خود به كوفه آورده پس ممزوج و عجينشان كرده و پنهانشان نمودم و بعد به تدريج از آن به مردم مى دادم تا با آن مريض هاى خود را مداوا كنند.
كربلا قافله عشق بسامان آمد
عاشق اينك به برت با همه ياران آمد
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(تربت قبر)
(حضرت ابى عبداللّه عليه السلام )، فرمودند:
هر گاه كسى از شما تربت قبر حسين عليه السلام را خواست تناول كند، بگويد:
بار خدايا از تو سؤ ال مى كنم به حق فرشته اى كه آن را اخذ نموده و رسولى كه آن را جاى داده و وصّى كه در آن پنهان شده آن را شفاء از هر دردى قرار بده (نام دردهاى مورد نظر را ببر).
حضرت ابو جعفر عليه السلام فرمودند:
هرگاه تربت قبر حسين عليه السلام را اخذ كردى بگو:
خدايا به حق اين تربت و بحق فرشته اى كه موكّل بر آن است ، و به حق فرشته اى كه آن را حفر نموده ، قرار بده اين تربت را شفاء از هر دردى و امان از هر خوف و هراسى .
سپس حضرت فرمودند:
اگر شخصى چنين كند حتما تربت شفاء هر دردى خواهد بود و از هر خوفى امان برايش مى باشد.
شه لب تشنگان را كربلا شد آخرين منزل
بگفتا بر گشائيد همرهان از ناقه ها محمل
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(بيماريهاى فراوان )
محضر مبارك ابى عبداللّه عليه السلام عرضه داشتم :
من مردى هستم مبتلا به بيمارى هاى فراوان و هيچ دوائى نيست مگر آن را مصرف كرده و به منظور مداوا خورده ام ولى بهبودى برايم حاصل نشده چه بايد بكنم ؟
حضرت به من فرمودند:
كجائى ، و چرا از تربت حسين عليه السلام غافل هستى ،در آن شفاء از هر دردى بوده و امن است از هر خوف و هراسى ، البته وقتى آنرا اخذ مى كنى بگو:
خدايا از تو مى خواهم به حق اين تربت و به حق فرشته اى كه آنرا اخذ نموده و به حق پيامبرى كه آن را قبض كرده و به حق وصِىّ كه در آن حلول نموده ، درود فرست بر محمد و اهل بيتش و قرار بده براى من در آن شفاء از هر دردى و امان از هر خوف و هراسى .
راوى مى گويد: سپس حضرت فرمودند،
فرشته اى كه تربت را اخذ كرد جبرئيل 7 بود و آن را به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نشان داده و گفت :
اين تربت فرزندت حسين است ، بعد از تو امتّت او را مى كشند.
و پيامبرى كه آن را قبض نمود وجود مبارك حضرت محمد صلى الله عليه و آله مى باشد.
و اما وصيى كه در آن حلول كرده عبارت است از حضرت حسين بن على عليه السلام كه سرور و آقاى شهداء است .
محضر مباركش عرض كردم : شفاء از هر درد را دانستم اما چگونه امان از هر خوف و هراسى است ؟
حضرت فرمودند:
هر گاه از سلطانى خوف داشتى يا خوفى ديگر در تو پيدا شد از منزلى بيرون ميا مگر آنكه با تو از تربت قبر حسين عليه السلام باشد و هنگامى كه مى خواهى آن را اخذ كنى و بردارى بگو:
خدايا اين تربت قبر حسين ولى و فرزند ولى تو است ، آن را به منظور حفظ از آنچه خوف و از آنچه خوف ندارم برداشته ام .
البته اين فقره يعنى (از آنچه خوف ندارم ) را نيز بگو زيرا گاهى ابتلائات و حوادثى براى تو پيش مى آيد كه از آنها خوف و هراسى نداشتى و احتمال پيش آمدنش را نمى دادى .
راوى مى گويد: پس تربت را به همان طورى كه حضرت دستور فرموده بودند برداشتم ، بخدا سوگند بدنم صحت و بهبودى يافت و برايم امان شد از تمام خوفها و هراسها، به او از آنچه خوف و هراسش را نداشتم عيناً همان طورى كه حضرت فرمودند و پس از آن به حمداللّه هيچ امر مكروه و ناگوارى برايم پيش نيامد.
اى كعبه اميد و امان كربلاى تو
سرهاى سرخوشان جهان را هواى تو
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(نردبان به آسمان )
(اسحق بن عمّار،) مى گويد:
از (حضرت ابا عبداللّه امام ششم عليه السلام ) شنيدم كه فرمودند:
براى جاى قبر حسين بن على عليه السلام حريم معلومى مى باشد، كسى كه آن را بداند و پناهنده به آن شود پناه داده مى شود.
محضرش عرضه داشتم : فدايت شوم ، (مكان حريم قبر را براى من بيان فرمائيد)؛ حضرت فرمودند:
(از مكانى كه امروز قبر آن است اين طور ارزيابى كنى : از هر جانب چهارگانه ، يعنى : جانب جلو و پشت و سمت راست و سمت چپ بيست و پنچ ذراع اندازه بگير و مساحتى كه از ملاحظه آن بدست مى آيد حريم قبر مى باشد).
و مكان قبر روزى كه حضرت در آن دفن شدند، باغى از باغهاى بهشت بوده ، و (در همان جا نردبانى نصب شده و اعمال زوّار آن جناب را بوسيله آن به آسمان مى برند و هيچ فرشته و پيامبرى در آسمان نيست ، مگر از خدا در خواست مى كند كه به او اذن و اجازه زيارت قبر امام حسين عليه السلام داده شود، پس دسته اى براى زيارت به پائين آمده و گروهى پس از زيارت به بالا مى روند.
اى حسينى مذهبان اينجا ديار كربلاست
خيمه ها بر فرازيد اين وادى عشق و وفاست
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(حافظ از خوف )
ابو حمزه ثمالى از حضرت ابى عبداللّه عليه السلام نقل كرد، من در مكّه بودم (…در اثناء حديثش گفت ):
فدايت شوم مى بينم اصحابمان را كه تربت حائر را براى استشفاء اخذ مى كنند، آيا اينكه مى گويند در اين تربت شفاء هست درست است ؟
نظر دهید » 
(زمين مقدس )
(حضرت على بن الحسين عليه السلام ) فرمودند:
خداوند متعال بيست و چهار هزار سال قبل از اينكه زمين كعبه را خلق كند و آن را حرم قرار دهد، (زمين كربلاء را آفريد و آن را حرم امن و مبارك گردانيد) و هر گاه حق تعالى بخواهد، كره زمين را بلرزاند و حركتش دهد (شايد كنايه از قيامت باشد) (زمين كربلاء را همراه تربتش در حالى كه نورانى و شفاّف هست ، بالا برده و آن را در برترين باغ هاى بهشت قرار دهد و بهترين مسكن در آنجا مى گرداندش و ساكن نمى شود در آن مگر انبياء و مرسلين ).
(يا بجاى اين فقره فرمودند: و ساكن نمى شود در آن مگر رسولان و اولوالعزم ). (اين زمين بين باغ هاى بهشت مى درخشد). همان طورى كه ستاره در خشنده بين ستارگان نور افشانى مى نمايد، نور اين زمين چشم هاى اهل بهشت را تار مى كند و با صدائى بلند مى گويد:
(من زمين مقدّس و طيّب و پاكيزه و مباركى هستم كه سيدالشهداء عليه السلام و سرور جوانان اهل بهشت را در خود دارم .)(4)
بوى بهشت مى وزد از كربلاى تو
اى كشته اى كه جان دو عالم فداى تو
در حيرتم چه شد كه نشد آسمان خراب
وقتى شنيد ناله واغربتاى تو
رفتى بپاس حرمت كعبه به كربلا
شد كعبه حقيقى دل كربلاى تو
اجر هزار عمره و حج در طواف توست
اى مروه و صفا به فداى صفاى تو
با گفتن رضا بقضائك بقتلگاه
شد متحدّ رضاى خدا با رضاى تو
تو هر چه داشتى بخدا دادى ، حسين
فردا خداست جلّ جلال جزاى تو
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(دعاى تربت )
حضرت صادق عليه السلام فرمودند:
(هرگاه خواستى تربت از قبر حسين عليه السلام بردارى و با خود ببرى ابتداء فاتحة الكتاب و معوذتين (قل اعوذ برب الفلق ، و قل اعوذ برب الناس ) و قل هو اللّه احد و اناانزلناه فى ليلة القدر و آية الكرسى را بخوان و سپس بگو: بار خدايا به حق محمد كه بنده و رسول و حبيب و نبى و امين توست و به حق اميرالمؤ منين على بن ابى طالب كه بنده و برادر رسول تو است و به حق فاطمه كه دختر نبى و همسر ولى تو است و به حق حسن و حسين و به حق پيشوايانى كه هاديان و راهنمايان هستند.
و به حق اين تربت و به حق فرشته اى كه موكل به اين و به حق وصِىّ كه در آن حلول كرده و به حق جسم و كالبدى كه اين تربت آن را در خود گرفته و به حق سبط پيامبر كه درون اين تربت است و به حق تمام فرشتگان و انبياء و فرستادگانت ، درود فرست بر محمد و آل محمد، و اين تربت را براى من و براى هر كس كه با آن استشفاء مى جويد شفاء از هر درد و مرض و امان از هر خوف و هراسى قرار بده .
خدايا، به حق محمد و اهل بيتش آنرا شاخصى نافع و رزقى واسع و شفاء از هر درد و مرض و آفت و عيب و سبب بهبودى تمام دردها قرار بده ، به درستى كه تو بر هر هر چيزى قادر و توانا مى باشى .
و بعد بگو:
خدايا، اى پروردگار اين تربت مبارك و ميمون و اى پروردگار فرشته اى كه آن را فرود آورده و اى پروردگار وصِىّ كه در آن مى باشد، درود فرست بر محمد و آل محمد و من را بوسيله آن منتفع گردان ، تو بر هر چيزى قادر و توانا مى باشى ).
بار بگشائيد نينوا اينجاست
وعدگاه ما با خدا اينجاست
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » << 1 ... 134 135 136 ...137 ...138 139 140 ...141 ...142 143 144 ... 203 >>