على راهنما و قرآن ناطق است!

قطب الّدين شافعى شيرازى كه از اكابر علماى اهل تسنّن است در كتاب «كشف الغيوب» مى‌نويسد:

اين امر مسلّم است كه راه را بى‌راهنما نتوان پيمود، و تعجّب مى‌نمايم از كلام  عمر كه گفته، «چون قرآن در بين ما هست، به راهنما احتياجى نيست!»

اين كلام مانند كلام آن كس ماند كه گويد: چون كتب طب در دست هست، احتياجى به طبيب نمى‌باشد!

بديهى است كه اين حرف غير قابل قبول و خطاى محض است؛ چه آن كس كه از كتب طب نمى‌تواند سر درآورد، قطعا بايد به طبيبى رجوع نمايد كه عالم به آن علم است. همين قسم است، قرآن كريم كه هركس نمى‌تواند به فكر خود از آن بهره‌بردارى

كند؛ ناچار بايد رجوع نمايد به آن كسانى كه عالم به علم قرآن‌اند. چنان‌كه خداى تعالى در قرآن مى‌فرمايد:

«وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى اَلرَّسُولِ وَ إِلىٰ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ اَلَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ.» 1 (و اگر به رسول و صاحبان امر (پيشوايان دين) رجوع مى‌كردند، همانا تدبير كار را آنان كه اهل بصيرت‌اند مى‌دانستند) .

كتاب حقيقى، سينۀ اهل علم است، چنان‌كه خداوند در آيه 48 سورۀ عنكبوت مى‌فرمايد:

«بَلْ هُوَ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ فِي صُدُورِ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ»

-بلكه اين قرآن آيات روشن الهى است در سينۀ آنان كه از خداوند، نور علم و دانش يافتند- به همين جهت على عليه السّلام كرم اللّه وجهه فرمود: انا كتاب اللّه الناطق و هذا هو الصّامت.

-من كتاب ناطق خدا هستم و اين قرآن كتاب صامت است- 2

 

1) . سوره نساء، آيۀ 83.
2) . غنچۀ غدير غريب، ص 125(كمپانى، فضل اللّه، على كيست؟ ص 72(نقل از شب‌هاى پيشاور)) .

 

   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

پيامبران و ولايت على عليه السّلام

 

در كتاب «سليم بن قيس» آمده است: سليم گويد: از مقداد پرسيدم و گفتم: خداوند تو را رحمت كند! بهترين مطلبى كه دربارۀ علىّ بن ابى طالب از پيامبر خدا شنيده‌اى، براى من نقل كن.

مقداد گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه مى‌فرمود:

خداوند متعال در پادشاهى خود يگانه است، پس حق تعالى خود را به انوارش شناسانيد، سپس امر خود را به آنان واگذار كرد و بهشتش را بر آنان ارزانى داشت.

هركس را-از جنّ و انس-خدا بخواهد قلبش را پاك گرداند ولايت على بن ابى طالب را به او مى‌شناساند، و هركس كه خدا بخواهد بر قلبش پرده‌اى بكشد او را از شناخت على بن ابى طالب باز مى‌دارد.

سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست! آدم سزاوار آن نشد كه خداوند او را بيافريند و از روحش بر او بدمد و توبۀ او بپذيرد و او را به بهشتش بازگرداند مگر به خاطر نبوّت من و اقرار او به ولايت على پس از من.

سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست! ملكوت آسمان و زمين به ابراهيم نشان داده نشد و خداوند او را دوست خود قرار نداد مگر به خاطر نبوّت من و اقرار او به ولايت على پس از من.

سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست! خداوند با موسى سخن نگفت و عيسى را نشانه و آيت بر جهانيان نشناسانيد مگر به خاطر نبوّت من و شناسايى على پس از من.

سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست! هيچ پيامبرى، به پيامبرى نرسيد مگر به خاطر شناخت و اقرار بر ولايت ما، و هيچ آفريده‌اى از جانب خداوند اهليّت پيدا نكرد كه خداوند بر او نظر نمايد مگر با بندگى در برابر خدا و اقرار به على پس از من.

آن‌گاه مقداد سكوت كرد.

گفتم: خدا رحمتت كند! مطلب ديگرى هم هست؟

گفت: آرى، از پيامبر خدا شنيدم كه مى‌فرمود:

على، حاكم و مدبّر اين امّت و گواه بر آن‌ها و متصدّى حساب آن‌هاست.

او صاحب مقام والا است، او همان راه حقّ روشن است، او صراط مستقيم خداوند است.

مردم پس از من به وسيلۀ او از گمراهى هدايت مى‌شوند، و از كوردلى بصيرت و بينش پيدا مى‌كنند، و به وسيلۀ او نجات يافتگان، نجات مى‌يابند، و به وسيلۀ او از مرگ پناه برده مى‌شوند و از ترس امان مى‌يابند و به وسيلۀ او گناهان محو و ظلم و ستم دفع و رحمت (الهى) نازل مى‌گردد.

و هو عين اللّه الناظرة، و اذنه السامعة، و لسانه الناطق في خلقه، و يده المبسوطة على عباده بالرحمة، و وجهه في السماوات و الأرض، و جنبه الظاهر اليمين، و حبله القوىّ المتين، و عروته الوثقى الّتي لا انفصام لها، و بابه الّذى يؤتى منه، و بيته الّذي من دخله كان آمنا، و علمه على الصراط في بعثه، من عرفه نجا إلى الجنّة، و من أنكره هوى إلى النار.

او چشم بيناى خداوند و گوش شنواى اوست، او زبان گوياى خداوند در خلقش و دست باز او به رحمت، بر بندگانش است، او وجه خدا در آسمان‌ها و زمين است، او جنب راست و آشكار اوست.

او ريسمان قوى و محكم خداوند و دستگيرۀ محكم اوست كه هرگز از هم گسيختگى ندارد، او باب خداوند است كه بايستى از آن وارد شد، و خانۀ خداست كه هركس واردش شود در امان خواهد بود.

او علم و پرچم خداوند بر روى صراط در روز برانگيختن مردم خواهد بود، هركس او را بشناسد به سوى بهشت، نجات خواهد يافت و هركس او را انكار كند به سوى دوزخ سقوط خواهد كرد. 1

 

1) . قطره‌اى از درياى فضايل اهل بيت عليهم السّلام، ج 2، ص 290-292.

کلیدواژه ها: آسمان نبوت خدواند
   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

اسم اعظم

برسى رحمه اللّه در كتاب «مشارق الأنوار» نقل مى‌كند كه صاحب كتاب «عيون الأخبار» روايت كرده است:

روزى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در راهى مى‌گذشت، يك نفر يهودى كه از يهوديان خيبر بود با آن حضرت همراه شد، در بين راه به درّه‌اى-كه بر اثر سيل آب زياد در آن جمع شده بود-رسيدند، يهودى فورا پارچه‌اى را كه نخى يا پشمى بود به خود پيچيده و روى آب به راه افتاد، مقدارى كه رفت على عليه السّلام را صدا زد و گفت: اگر آن‌چه را من مى‌دانم تو مى‌دانستى از آب عبور مى‌كردى همان‌طور كه من عبور كردم.

امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمودند: قدرى توقّف كن، سپس اشاره‌اى فرمود، فورا آب منجمد گرديد و سفت شد و به روى آن به راه افتاد.

يهودى كه چنين ديد خود را بر قدم‌هاى على عليه السّلام انداخت و عرض كرد: اى جوانمرد؛ چه چيزى گفتى كه آب را به سنگ تبديل كردى؟

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:

تو چه چيز گفتى كه بر روى آب عبور كردى؟ عرض كرد:

من خدا را به اسم اعظم او خواندم.

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اسم اعظم خدا چيست؟

عرض كرد: اسم جانشين حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله.

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: من جانشين حضرت محمّدم.

يهودى به حقّانيّت آن حضرت اعتراف كرد و اسلام آورد. 1

1) . قطره‌اى از درياى فضايل اهل بيت عليهم السّلام، ج 1، ص 251(مشارق الأنوار،172؛ مدينة المعاجز، ج 1، ص 430، ح 290) .

   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

معرفی خصوصی علی بن ابیطالب عليه السلام

در مطلب قبل مطالبی در مورد دستور حج تمتع و حواشی آن بیان شد.بعد از آن ماجرا تقریبا به آغاز مراسم حج می رسیم. نقل های تاریخی صریحی داریم که طوایفی بزرگ و گروه هایی عظیم به طور دسته جمعی در حجة الوداع شرکت کرده بودند.

ادامه »

   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

غذاى على عليه السّلام

حمزه مى‌گويد: «روزى هنگام شام نزد معاويه بودم، و او شام مخصوصش را جلوى من گذاشت، لقمه در گلويم ماند و بغض راه گلويم را گرفت. پرسيدم معاويه! اين چه غذايى است؟ گفت: غذاى مخصوص است كه از مغز گندم، و مغز سر حيوانات، و روغن بادام، و غيره تهيه شده است.

گفتم: شبى در دارالأماره، خدمت على عليه السّلام بودم، افطار من يك دانه نان و كمى شير، و غذاى امير المؤمنين يك نان خشك بود كه در آب مى‌زد و مى‌خورد، و آرد آن نان‌ها از گندمى بود كه خود حضرت آن را كاشته بود.

وقتى خادمه آقا آمد سفره را جمع كند، من گله كردم كه على عليه السّلام پير مرد شده است، كار او زياد است از غذاى او مواظبت كنيد. خادمه گريه كرد و گفت: ايشان راضى نمى‌شود كه مقدارى روغن زيتون به نان‌ها بزنيم تا نرم شود. امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: حمزه! رئيس و پيشواى مسلمانان بايد از نظر غذا، مسكن و لباس از همه پايين‌تر باشد تا روز قيامت بازخواست او كم‌تر باشد. معاويه گريه كرد و گفت: «اسم كسى به ميان آمد كه فضايل او قابل انكار نيست.» 1

 فضايل على عليه السّلام *

1) . على عليه السّلام از زبان ديگران، ص 206(مظاهرى، حسين، چهارده معصوم عليه السّلام، ص 52) .

   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

مجاهد راه خدا

جابر جعفى از امام محمد باقر عليه السّلام نقل مى‌كند كه امام زين العابدين عليه السّلام به زيارت قبر امير مؤمنان علي عليه السّلام آمد و كنار قبر آن حضرت ايستاد و گريست و گفت:

السّلام عليك يا أمين اللّه فى ارضه، و حجّته على عباده، السّلام عليك يا امير المؤمنين، اشهد انّك جاهدت فى اللّه حقّ جهاده، و عملت بكتابه، و اتّبعت سنن نبيّه صلّى اللّه عليه و اله.. 1

سلام بر تو اى امانتدار خدا در زمين او و حجّتش بر بندگان او سلام بر تو اى امير مؤمنان گواهى مى‌دهم كه تو در راه خدا جهاد كردى چنان‌كه بايد و رفتار كردى به كتاب خدا (قرآن) و پيروى كردى از سنت‌هاى پيامبرش صلّى اللّه عليه و اله.

 

1) . كليات مفاتيح نوين، آيت اللّه مكارم، ص 259. زيارت امين اللّه (بحار الانوار، ج 97، ص 266 و 267، ح 9) .

کلیدواژه ها: مجاهد راه خدا
   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

اتمام حجت زيد بن ارقم با غدير

1. زيد بن ارقم كسى است كه در غدير بالاى سر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله شاخه‌هاى درختان را بالا گرفته بود تا به هنگام سخنرانى به آن حضرت برخورد نكند. طبعا او هنگام معرفى و بلند كردن امير المؤمنين عليه السّلام توسط پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نزديك‌تر از همه شاهد ماجرا بود. او كسى است كه متن كامل خطبۀ مفصل پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در غدير را به خاطر سپرد و براى نسل‌هاى بعد نقل كرد. 2

2. شخصى مانند زيد بن ارقم كه در غدير اين مقدار به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نزديك بود در موقعيت حساسى نياز به شهادت او دربارۀ غدير بود. در كوفه امير المؤمنين عليه السّلام از او خواست تا برخيزد و دربارۀ غدير در پيشگاه مردم شهادت دهد. ولى او برنخاست و شهادت نداد و ادعا كرد غدير را فراموش كرده است! ! !

در آن‌جا امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اگر دروغ مى‌گويى خدا چشمانت را كور كند. او از مجلس بيرون نرفته كور شد و بين مردم به نفرين شدۀ امير المؤمنين عليه السّلام شناخته شد. او بعد از ديدن اين معجزه قسم ياد كرد از آن پس هركس دربارۀ غدير بپرسد آن‌چه را ديده و شنيده بيان كند و شهادت دهد. 3

3. برادر زيد بن ارقم مى‌گويد: روزى با زيد نشسته بوديم كه اسب سوارى از سفر رسيده، آمد و سلام كرد و سراغ زيد را گرفت و به او گفت: من از منطقۀ فسطاط مصر آمده‌ام تا حديثى را كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به ياد دارى از تو سؤال كنم و آن حديث غدير در ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام است. زيد ضمن بيان مفصلى از ماجراى غدير گفت: پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در غدير بر فراز منبر فرمود: اى مردم، چه كسى بر شما از خودتان صاحب اختيارتر است؟ گفتند: خدا و رسولش. فرمود: «خدايا شاهد باش، و تو اى جبرئيل شاهد باش» و اين را سه مرتبه فرمود. سپس دست على بن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و او را به سوى خود بلند كرد و فرمود: «من كنت مولاه فعلىّ مولاه. . .» ، و اين را نيز سه مرتبه فرمود. 1

1) . اسرار غدير، ص 295-296.
2) . العدد القوية، ص 169؛ التحصين، ص 578؛ الصراط المستقيم، ج 1، ص 301.
3) . بحار الانوار، ج 31، ص 447؛ ج 37، ص 199؛ الغدير، ج 1، ص 93.

 درسى از خطبه غدير

1) . بحار الانوار، ج 37، ص 152.

 

 

   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

حكومت على عليه السّلام، نسخه كامل اسلام

عدالت على عليه السّلام در قلمرو جامعه يعنى تأمين عدالت اجتماعى. در اين‌جا امير المؤمنين عليه السّلام نسخۀ كامل اسلام است. حكومت امير المؤمنين عليه السّلام يك حكومت صد در صد اسلامى است، نه 99 درصد يا 99/99 درصد؛ نه، بلكه  صد در صد يك حكومت اسلامى است.

تا آن جايى كه به امير المؤمنين و دامنۀ اختيار و قلمرو قدرت او ارتباط پيدا مى‌كند، يك لحظه حركت و تصميم غير اسلامى در او نيست؛ يعنى عدالت مطلق. البته در مناطق گوناگونى از حكومت امير المؤمنين كاملا ممكن بود و اتفاق هم افتاد، كه كارهاى غير عادلانه‌اى انجام بگيرد؛ اما امير المؤمنين به عنوان يك فرد مسئول، هر جا كه با چنين چيزى مواجه شد، احساس تكليف كرد. نامه‌ها و هشدارها و خطبه‌هاى جانسوز و جنگ‌هاى امير المؤمنين، همه در راه اجراى اين عدالت بود. 1

مقام معظم رهبرى

 

1) . قاموس عدالت، ص 139.

   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم ):.
عليكم بعلى بن ابى طالب فانه مولاكم فاحبوه , و كبيركم فاتبعوه , و عالمكم فاكرموه , و قائدكم الى الجنة فعززه , فاذا دعاكم فاجيبوه , و اذا امركم فاطيعوه ,احبوه بحبى , و اكرموه بكرامتى , ما قلت لكم فى على الا ما امرنى به ربى جلت عظمته .
هـمراه على عليه السلام باشيد زيرا او مولا و سرپرست شماست , پس دوستش داشته باشيد بزرگ شماست , از او پـيـروى كنيد, دانشمند شماست , گرامى اش داريد درراه بهشت پيشواى شماست , عزيزش داريد هـنـگامى كه شما را مى خواند پاسخش دهيد, و چون فرمانتان دهد, فرمانش بريد به محبتى كه به مـن داريد, دوستش بداريد و به كرامت من گرامى اش داريد من درباره على چيزى به شما نگفتم , مگرآنچه پروردگارم فرمان داده است .

 

   پنجشنبه 9 مهر 1394نظر دهید »

1 ... 132 133 134 ...135 ... 137 ...139 ...140 141 142 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو