اصالت حيات آخرت در برابر حيات دنيا
انسان يك موجود ممتد و متكامل از دنيا به بى نهايت است و حيات او در دنيا به خاطر محدوديتها و ضعفهايى كه در عالم طبيعت است ، حياتى بسيار ضعيف و پست است و اگر انسان مدارج كمال را درست طى كند به حياتى بالاتر و قويتر و بهتر خواهد رسيد.اينكه انسان چگونه مدارج كمال را طى كند تا به حيات بالاتر و بهتر برسد مطلبى است كه درباره آن بعدا خواهيم گفت . در بررسى و ارزيابى حيات دنيا و آخرت بهترين و تنها مرجع ما خالق و مالك دنيا و آخرت است .
pan style="color: #3366ff;">لله الاخره و الاولى .
آخرت و دنيا فقط از آن خداست . (19)هيچ كس بدن استمداد از او نمى تواند درباره اين دو نظام اظهار نظر درست و ارزيابى دقيقى كند. حال ببينيم خالق و مالك و مدبر اين دو نظام (نظام دنيا و آخرت ) درباره آنها چه مى فرمايد.خداوند در چند جاى قرآن كريم حيات دنيا را مقابل آخرت بازيچه و پست معرفى نموده كه نمونه هايى مى آوريم :و ما الحياه الدنيا الا لعب و لهو و للدار الاخره خيرللذين يتقون افلا تعلقون .حيات دنيا جز مشغوليت و بازى بيش نيست و همانا سراى آخرت براى اهل تقوا بسيار بهتر است . آيا تعقل نمى كنيد(20) ؟و در جاى ديگر ضمن معرفى مراحل حيات دنيا، آن را فريب و غرور معرفى نموده و ضعيف بودن اين حيات را با مثالى تبيين مى كند:اعلموا انما الحيوه الدنيا لعب و لهو و زينه و تفاخر بينكم و تكاثر فى الا موال و الاولاد كمثل غيث اعجب الكفار نباته ثم يهيج فتراه مصفرا ثم يكون حطاما و فى الاخره عذاب شديد و مغفره من الله و رضوان و ما الحيوه الدنيا الا متاع الغرور.بدانيد كه زندگى دنيا به حقيقت مشغوليت و بازى و خود آرايى و فخر فروشى به يكديگر و حرص زياد كردن اموال و اولاد است و در مثل مانند بارانى است كه بموقع ببارد و گياهى در پى آن از زمين برويد كه زارع را تعجب آورد و سپس مى بينى كه زرد و خشك شود و مى پوسد و در عالم آخرت عذاب سخت جهنم - براى كفار- و آموزش و رضايت خداوند- براى مومنين - است و حيات دنيا جز متاع فريب و غرور نيست . (21)و بازى براى نشان دادن درجه ضعف حيات و موقت و زودگذر بودن آن دنيا چنين مى فرمايد:انما مثل الحيوه الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما يا كل الناس و الانعام حتى اذا اخذت الارض زخرفها و ازينت و ظن اهلها انهم قادرون عليها اتها امرنا ليلا او نهارا فجعلناها حصيداكان لم تغن بالامس كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون .در حقيقت مثال حيات دنيا مانند آبى است كه از آسمان نازل مى كنيم تا به رسيدن آن انواع مختلف گياه زمين از آنچه انسانها و حيوانات تغذيه مى كنند، برويد تا آنگاه كه زمين خرم شود و زينت يابد، و مردم آن سرزمين فكر مى كنند، كه خود قادر بر چنين كارى بودند. ناگهان فرمان ما شبانه يا روزانه مى رسد و آن محصول را از بين مى برد و زمين چنان خشك شود كه گويى ديروز چيزى در آن نبوده است ، اين گونه آيات خود را براى اهل فكر واضح بيان مى كنيم .و بالاخره حيات آخرت معرفى نموده و مى فرمايد:و ما هذا الحيوه الدنيا الالهو و لعب و ان الدار الاخره لهى الحيوان لو كانوا يعلمون .اين زندگى دنيا چيزى جز لهو و بازى نيست و بدرستى كه حيات حقيقى همان سراى آخرت است اگر بفهمند.در سوره مباركه يوسف آيه 109 مى فرمايد:ولدار الاخره للذين اتقوا افلا تعقلونخانه آخرت در حقيقت براى كسانى كه تقوا پيشه كردند بهتر است ، آيا تعقل نمى كنيد.همان طور كه از آيات فوق پيداست ، خداوند كه خالق انسان و جهان و رب آنهاست و نيز مالك دنيا و آخرت است را بهتر از خود انسان مى شناسد، اصالت را به آخرت داده است و حيات آخرت را براى او بهتر و باقى تر مى داند، البته مشروط به اينكه اهل ايمان و تقوا باشد. همچنين درك اين حقيقت را كه آخرت بهتر و باقى تر است را فقط در توان اهل فكر و تعقل دانسته است يعنى فقط كسانى كه تعقل مى كنند و اهل فكر هستند اصالت را در زندگيشان به حيات بالاتر و به بهتر مى دهند و مبنايشان در كليه امورشان حيات ابديشان است نه حيات ضعيف و موقت دنيا.
نام كتاب : كمالات وجودى انسان
مؤ لف : محمد شجاعى