
تقواى قلب
«و من یعظّم شعائر اللّه فانها من تقوى القلوب» (1)
از نظر قرآن كریم منشأ تعظیم شعایر الهى تقواى قلب انسان است و اضافهى تقوا به قلوب، اشاره به این است كه حقیقت تقوا و اجتناب از گناهان امرى است معنوى كه وابسته به قلب است، و منظور از قلب، دل و نفس انسانى است. بنابراین، تقوا فقط در گرو ظاهر اعمالى كه جز حركات و سكنات بدنى نیست، نخواهد بود. چون حركات و سكنات در اطاعت و معصیت مشترك است. مثلاً بىجان كردن در قصاص و جنایت، و نیز نماز براى خدا و براى ریا و مانند اینها از نظر ظاهرى یكى است. پس، اگر یكى حلال و دیگرى حرام، و یكى زشت و دیگرى معروف است، به دلیل همان امر معنوى درونى و تقواى قلبى است، نه خود عمل. (2)
________________________________________
پی نوشت ها:
1- حج/32.
2- المیزان، ج14، ص410.
منبع:
قرائتی، هزار و یک نکته از قرآن
نظر دهید » 
لطایف و حكایات اخلاقی
غرور عبادت سوز
روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى مىگذشت. در راه به عبادتگاهى رسید كه عابدى در آنجا زندگى مىكرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى كه به كارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آنجا گذشت.
صفحات: 1· 2
نظر دهید » 
عزيزان من!در اين عمر كوتاه خود تلخ و شور زندگى را آزمودم و فراز و نشيب هايش را ديدم، و عزت و ذلّت و فقر و غنا، و سختى و راحتى آن را تجربه نمودم، سرانجام با تمام وجود، اين حقيقت قرآنى را لمس كردم كه «و ما الحيوة الدنيا الا متاع الغُرور»، آرى دنيا متاع غرور و فريب است و بيش از آنچه فكر مى كنيم توخالى و بى محتواست و به گفته شاعر:
![]()
زندگى نقطه مرموزى نيست
غير تبديل شب و روزى نيست
تلخ و شورى كه به نام عمر است
راستى آش دهن سوزى نيست!
![]()
تنها عقيده به حيات جاويدان در سراى ديگر است كه به زندگى اين جهان مفهوم مى بخشد و اگر آن نبود زندگى اين دنيا نه مفهومى داشت، نه هدفى!
من در تمام عمر خود چيز باارزشى نيافتم جز آنچه به جنبه هاى معنوى و ارزش هاى انسانى منتهى مى شود، همه ارزش هاى مادى سراب بود، انسان ها در خوابند، نقش ها نقش بر آبند، و انسان در زندگى دائماً در رنج و تب و تاب است.
![]()
كودكان ديروز، جوانان امروزند، و جوانان امروز، پيران فردا، و پيران، فردا در بستر خاك آرميده اند، چنان كه گوئى هرگز نبوده اند!
هرگاه از كنار خانه بعضى از بزرگان علما و يا رجال و شخصيّت هاى مهم ديروز كه مى گذرم به خاطرم مى آيد روزى در اين خانه چه رفت و آمدهائى بود، چه هياهوئى و غوغائى، و چه چشم هائى به آن خانه دوخته شده بود; ولى امروز گرد و غبار فراموشى روى آن پاشيده شده و خاموش و بى سر و صدا.
گاه به ياد كلام هشداردهنده مولى على علیه السلام در نهج البلاغه مى افتم كه فرمود:
«فَكَأَنَّهُمْ لَمْ يَكُونُوا لِلدُّنْيا عُمّاراً وَ كَاَنَّ الاْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ داراً; گوئى هرگز اهل اين دنيا نبودند و سراى آخرت هميشه خانه آنها بوده است!».
![]()
دوستانى را با قامت هاى خميده مى بينم كه بر عصا تكيه زده، چند قدمى را طى مى كنند، و مى ايستند تا نفسى تازه كنند و چند گام ديگر بپيمايند، ناگهان دوران جوانى آنها در نظرم مجسّم مى شود، چه قامت كشيده اى داشتند؟ چه شور و نشاطى؟ چه جنب و جوشى؟ چه خنده هاى مستانه اى و چه قهقهه هااى؟ ولى امروز گرد و غبار اندوه بر تمام چهره آنها نشسته، و چنان افسرده اند كه گوئى «از كوى شادمانى هرگز گذر نكرده اند!».
اينجاست كه مفهوم كلام بيدارگر الهى «وَ مَا هذِهِ الحَيوةُ الدُّنْيا اِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ» را با تمام وجود خود احساس مى كنم و مطمئن مى شوم ديگران هم به سن من برسند اگر كمى دقّت كنند درمى يابند.
با اين حال اين همه سر و دست شكستن براى مال و مقام، جاه و جلال براى چيست؟ و اين گردآورى ها براى كيست؟ و اين همه غفلت از كجا ناشى مى شود؟
![]()
مخصوصاً در جهان كنونى كه دگرگونى ها شتاب بيشترى به خود گرفته و تحوّلات، شديد شده است.
خانواده هايى را مى شناسم كه ديروز، همه دور هم جمع بودند و براى خود عالمى داشتند، امروز همه پراكنده شده اند، يكى در آمريكا زندگى مى كند، ديگرى در اروپا، ديگرى در جاى ديگر و پدر و مادر سالخورده در خانه، غريب و تنها مانده اند، و گاهى ماه ها مى گذرد كه نه خبرى از فرزندان خود دارند و نه فرزندان از آن ها. به ياد كلام پر نور امام مى افتم.«إنَّ شَيْئاً هذا آخِرُهُ لَحَقيقٌ اَنْ يُزْهَدَ فى اَوَّلِه; چيزى كه پايانش اين است سزاوار است در آغاز آن حرص و ولعى نباشد!»
![]()
گاه به زيارت اموات مخصوصاً محلّى كه مقبره علما و فضلا است رفته ام و ديده ام، اى عجب! گروه زيادى از دوستان و اَحِبّاى قديم، امروز اينجا آرميده اند، عكس هاى آنها كاملاً آشناست در اعماق تاريخ گذشته فرو مى روم، نكند من هم در ميان آنها هستم و خيال مى كنم زنده ام و به ياد گفته آن شاعر باصفا مى افتم:
هر كه باشى و به هر جا برسى آخرين منزل هستى اين است!
![]()
حضرت آيةالله مكارم شيرازي
منبع : سایت اطلاع رسانی دفتر آیة الله مکارم شیرازی
نظر دهید » 
نسیه داده میشود حتی به شما!
یكی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط نقل میکند: روزی مرحوم مرشد چلویی معروف، خدمت جناب شیخ رسید و از كسادی بازارش گله كرد و گفت: داداش! این چه وضعی است كه ما گرفتار آن شدیم؟
صفحات: 1· 2
نظر دهید » 
انسان کامل
امیر مؤمنان علی علیهالسلام در توضیح ویژگیهای انسان کامل در قالب شرح حال یکی از برادران دینیشان چنین فرمود: «در گذشته، برادری دینی داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود؛ چون دنیای حرام در چشم او بی ارزش مینمود و از شکمبارگی دور بود، پس آنچه را نمییافت، آرزو نمیکرد و آنچه را مییافت زیادهروی نداشت. در بیشتر عمرش ساکت بود؛ اما گاهی که لب به سخن میگشود،
نظر دهید » << 1 ... 771 772 773 ...774 ...775 776 777 ...778 ...779 780 781 ... 798 >>