
حکایت مرحوم بهلول و انگور
روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟ بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!
بهلول دانا
نظر دهید » 
آيت الله آقا مجتبي تهراني
* شكر منعم امري فطري است
چون من سراغ احكام شرعيه آمدم، ميخواهم حيا را در اين فضا بحث كنم. ما در باب شكر مُنعِم بحثي داريم كه يك امر فطري است. از همان فطريات انسان است، يعني اگر كسي به آدم محبتي كرد، احساني كرد، انسانيت اقتضا ميكند كه از آن تشكر كنيم. اين مطلب، چيزي نيست كه قابل انكار باشد، مگر اينكه شخصي مسخ شده باشد. شكر انواعي دارد، شكرِ قلبي داريم، زباني داريم، عملي داريم. حتي در روايات اين تعبير آمده است كه “الانسان عبيد الاحسان “. انسان بنده احسان است.
ما الآن داريم در منطقه شريعت بحث ميكنيم، چون وارد احكام شرعيه شديم. كساني كه خودشان را متدين ميدانند، مسلمان ميدانند، مؤمن ميدانند و ميگويند ما معتقد به مبدأ و معاد هستيم، اينهايي كه مدعي هستند كه تمام نعمتهايي كه در اختيار ما است چه متصل و چه منفصل خدا به ما داده است، بحث درباره احكام شرعيه، مربوط به اينها است. عقل عملي جز غرايز و فطريات است، اين عقل اقتضا ميكند كه انسان از كسي كه به او نيكي كرده است، به نحوي تشكر نمايد.
عقل عملي، تشكر را لازم ميداند
مثلاً اگر كسي كادويي به من داد و محبتي كرد، من در صدد اين هستم كه يك وقت آن را جبران كنم، يك شرايطي پيش بيايد كه بتوانم جواب محبت او را بدهم، زمينهاي فراهم شود تا بتوانم جبران كنم كه از آن به “مكافات ” تعبير ميكنيم، اين لزوم جبران را چه كسي به من ميگويد؟ از درون من است، هيچ احتياجي نيست كه ديگري به من تذكر دهد. خودم فطرتاً اينطور هستم. اينها همه عقل عملي است، تمام اينها دروني من است، خود درون من ميگويد كه جواب نيكي، نيكي است.
امّا اگر كسي بخواهد بر عكس عمل كند، يعني جواب نيكي را با بدي دهد، اينجا عقل تقبيح ميكند، خجالت ميكشد، حيا ميكند، لازم نيست كسي به من بگويد، خودم به خودم ميگويم: خجالت نميكشي كه فلاني اين همه به تو محبت كرده است، حال تو اينطوري با او رفتار ميكني و اينطوري سزا ميدهي؟!
دينداري يعني “انجام خواستههاي كسي كه همه چيز به ما داده است! “
در باب عمل به احكام شرعيه، اعم از الزامي و غير الزامي، يعني واجب، مستحب، حرام و مكروه همه اينها، وجدان انسان ميگويد: آن مُنعِمي كه به تو اين همه نعمت داده است، اين همه محبت كرده است حالا از تو عملي را خواسته است، پس جواب احسان او را بده! بايد تشكرت اين باشد كه به امر و نهي او جواب مثبت دهي. حالا ميخواهد درخواستش يك درخواست مثبت يا منفي باشد، اين هيچ فرقي نميكند. مثلاً مولا ميگويد: من اين كار را از تو ميخواهم، اين كار را براي من بكن! من گره از كارت باز كردم، اين گره را هم تو از كار من باز كن! حال اگر تو آن كار را نكني درونت تو را نكوهش ميكند. آيا منفعل نميشوي؟ منزجر نميشوي؟ خودت از خودت متنفر نميشوي؟ درونت به تو ميگويد: اين چه برخوردي است؟ حيا نميكني؟
نظر دهید » 
آيت الله آقا مجتبي تهراني
حسن و قبح درجه دارد
حُسن و قُبح نسبت به بايدها و نبايدها است كه به آنها احكام يا اعمال ميگوييم. در اين شكي نيست كه زيبايي يك عمل با زيبايي عمل ديگر مساوي نيست. خود انسان درك ميكند كه يك عمل زيبا است، يك عمل ديگر را هم ميبيند كه زيبا است، امّا اين دو را با هم مقايسه ميكند، اين مراتب حسن و قبح است.
بعد قُبح اعمال هم همينطور است، يك عمل زشت است، يك عمل زشتتر است. سيلي زدن به صورت غير زشت است، قتل هم زشت است، امّا آيا اين دو مساوي هستند؟ نه. لذا ميگويند: حُسن و قُبح داراي مراتب است.
* تبعيت احكام از مراتب مصلحتها و مفسدهها
احكام ما كه بايد و نبايدها است چون بر محور حسن و قبح است، اگر مصلحت ملزمه باشد، حكم الزامي و جدّي است كه نبايد ترك كني. اگر از آن طرف مفسده زياد باشد، نبايد انجام دهي. اين مصلحت و مفسده مراتب دارد، آنهايي كه اهلش هستند ميفهمند، ما احكام واجب داريم و از آن طرف احكام مستحب داريم، مستحب آنجايي است كه انجام عمل رجحان دارد، يعني انجام دادن با انجام ندادنش فرق ميكند؛ در انجام دادن يك چيزي نصيب انسان ميشود، لذا ميگويند: اين كار رجحان دارد؛ امّا مصلحت، ملزمه نيست يعني به اندازهاي نيست كه لازم باشد، حتماً آن كار را انجام دهي. در باب مكروهات هم همينطور است. لذا تمام بايدها و نبايدها در شريعت اسلام بر محور “مصلحتها و مفسدهها ” و “حُسنها و قُبحها ” است، هميشه اينطور است.
نظر دهید » 
آيت الله آقا مجتبي تهراني
براي اسلاميشدن جامعه بايد «حيا» را تقويت كرد
به گزارش خبرگزاري فارس، جلسات درس اخلاق و معارف اسلامي آيتالله مجتبي تهراني به مناسبت ايام فاطميه اول از 25 تا 29 فروردين در خيابان ايران، كوچه شهيد ملكي برگزار ميشود.
متن كامل چهارمين جلسه دروس اين مرجع تقليد با موضوع «حيا» كه روز دوشنبه 28 فروردينماه و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء برگزار شده است در پي ميآيد.
متن، صوت و فيلم اين جلسات در پايگاه اطلاعرساني حضرت آيتالله مجتبي تهراني به نشاني www.mojtabatehrani.ir در دسترس علاقهمندان قرار ميگيرد.
* مروري بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به “حيا ” بود. عرض كردم يكي از مشكلات اساسي جامعه ما، همين مسأله رواج بيحيايي در روابط گوناگون ديداري، گفتاري و شنيداري است. گفته شد كه حيا فريضهاي از فرايض انساني است كه بازدارنده انسان از اعمال زشت و قبيح ميباشد. در آخر جلسه گذشته رابطه بين عقل عملي و حيا را مطرح كردم و رواياتي هم در اين رابطه خواندم. روايت از علي عليهالسلام بود كه فرمودند: «اعقل الناس احياهم»، عاقلترين مردم، باحياترين آنها است. بعد رابطه حُسن و قُبح با اعمال شرعيه را كه اين هم رابطه با حيا است، مطرح كردم وگفتم كه احكام شرعيه ما بر محور مصالح و مفاسد است، مصلحت و مفسده همان حُسن و قُبح است. اگر مصلحت اهمّي باشد، حكم الزامي ميآيد و آن عمل واجب ميشود و اگر مفسده، مفسده ملزمه باشد حكم حرمت ميآيد. آخر جلسه گذشته عرض كردم كه مصلحت و مفسده همان حُسن و قُبح است و احكام شرعيه ما هم بر همين محور است؛ لذا رابطه مستقيم با حيا دارد كه برايتان توضيح ميدهم.
نظر دهید » 
دعای تقاضای شهادت
شما در دعاها ببینید! این را به ما آموختهاند که شما تقاضای شهادت کنید! این هم مرگ است، امّا مرگ فیسبیلالله. بگذارید از ماه رمضان بگویم. در دعاهای شبهای ماه رمضان این را میخوانید: «وَ لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ حَجَ بَیتِکَ الْحَرَامِ وَ قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ فَوَفِّقْ لَنَا»، این دعای ماه رمضان است که در هر شب میخوانیم. این را به عنوان نمونه گفتم که در دسترس ما است. تقاضا میکند: «قَتلاً فی سَبیلِکَ فَوَفِّق لَنا»، این موت عین سعادت است؛ یعنی چه؟ یعنی شهادت عین سعادت است.
دعا برای شهادت
لذا چون عین سعادت است، در ادعیهی ما ترغیب شده است که نسبت به شهادت دعا کنید! چون این عین سعادت است. لذا معصومین(صلواتاللهعلیهماجمعین)، هم میبینیم که در ادعیه، دعا نسبت به شهادت را مطرح کردهاند و هم در عمل دعوت به شهادت کردهاند. از این طرف در ادعیه دعا نسبت به شهادت را بیان کردهاند و هم در نسبت به دعوت، دعوت کردنِ مردم به شهادت را گفتهاند.
رفتار همیشگی حسین (علیهالسّلام) دعوت به شهادت بود
البتّه بگویم که این کار، کارِ همیشگی حضرت در حرکتش از مکّه بهسوی کربلا بود؛ یعنی دعوت به شهادت و از هیچکس هم پنهان نمیکرد.
دعوت حسین (ع) از حبیب برای شهادت
میگویند: همین که وارد کربلا شد به شخصی در کوفه نامه نوشت: «مِنَ الحُسین ابنِ عَلی مِنَ الرَّجُلِ الفَقیه حَبیب ابنِ مَظاهِرِ الاَسَدی»، و امّا بعد، «فَاِنّّا قَد نَزلنا کَربَلا وَاَنتَ تَعلَم قِرابَتَنا مِن رَسوُلِ الله فَاِن اَرَدتَ نُصرَتَنا فَقدِم اِلَینا عاجِلا»، از حسین به حبیب. حبیب! ما وارد کربلا شدیم. تو هم قرابت ما با پیغمبر را میدانی و جایگاه ما را خوب میشناسی، اگر میخواهی ما را یاری کنی، دعوتت میکنم، «فَاقدِم اِلَینا عاجِلاً»، سریع خودت را برسان و الّا عقب میمانی. او را دعوت به شهادت میکند. هم با زبان دعوت میکرد و هم با نوشته.
نظر دهید » 
سخنان واحاديث چهارده معصوم
انديشه و تفكر
انديشه، روشني آورَد و غفلت، تيرگي و ناداني و گمراهي. امام علي (ع)
هر كه بينديشد، عبرت گيرد و هر كه عبرت گيرد، عزلت گزيند و هر كه عزلت گزيند سالم ماند. 159تحف امام علي (ع)
اي علي همانا هيچ فقري سخت تر از جهل و هيچ مالي سودمندتر از عقل و هيچ تنهايي اي وحشت انگيز تر از خود بزرگ بيني و هيچ پشتيباني نيكوتر از مشورت نيست و هيچ عقلي چون تدبير و چاره انديشي و هيچ حسبي چون خوش اخلاقي وهيچ عبادتي مانند تفكر نمي باشد. پيامبر(ص)13 تحف
خدا عقل را به انسان نداد جز آنکه روزی او را با کمک عقل نجات بخشید. حکمت 407 نهج البلاغه
نظر دهید » 
سخنان واحاديث چهارده معصوم
همه ديده ها در روز قيانت گريانند مگر سه ديده
اي علي: همه ديده ها در روز قيانت گريانند مگر سه ديده: آنكه در راه خدا بيداري كشيده، ديده اي كه از حرام هاي الهي بر هم هناده شده و ديده اي كه از بيم خدا بسيار اشك ريخته است. پيامبر (ص)
نظر دهید » 
احاديث وسخنان چهارده معصوم
دوستي
امام حسن عليه السلام به يكي از فرزندان خود فرمود: اي پسر جانم! با هيچ كس برادري مكن مگر آنكه بداني كجاها رفت و آمد دارد و چون خوب به اين مسأله پي بردي و معاشرت او را پسنديدي به اين شرط صميمانه با او دوستي كن كه در لغزش،گذشت داشته باشيد و در سختي، ياري كردن با مال وجان.
نظر دهید » 
آيت الله آقا مجتبي تهراني
جذب ائمّه به سوی رحمت و سعادت الهی
من این روایت را مطرح کرده و دستهبندی نمودم. در علّتها هم علّت تکراری نیاوردم، چنانچه هر کدام از آنها یک تعبیر و یک قالب جدا داشت. امّا تمام اینها در یک چیز مشترک هستند؛ حتّی آنهایی هم که نسبت به غیر باشد، همینطور است که همه با هم همسو هستند و آن این اصلی است که عرض میکنم؛ ائمّه میخواهند افراد را بهسوی سعادت بکِشند. آیا شما غیر از این را میفهمید؟ نه! واقعاً همین است که میخواهند بندگان را بهسوی سعادت و رحمت خدا بکِشند. این جذب است، جذب بهسوی سعادت و رحمت. نمیخواهند آنها رویگردان شوند. میخواهند جلوی رویگردانی اینها را بگیرند. توجّه کنید! آنها در یک چیز مشترکاند و آن اصل جذب بهسوی رحمت خدا و سعادت ابدی است. آنها دنبال این هستند. ائمّه هیچکس را نمیخواهند مأیوس و ردّ کنند. یک جا نمیبینیم که اینطور باشد.
این بحثهایی که میکنم، تقریباً بحثهای ریشهداری است و کمتر کسی هم به این سبک بحث کرده است. امّا توجّه داشته باشید که اینجا با جاییکه «تقاضای شهادت» میکنند، اشتباه نشود! بین این دو فرق بگذارید! کما اینکه در قبل، در بحث لعن و نفرین، گفتم که این بحث راجع نباید به مؤمن و مشرک و کافر خلط شود. مشرک و کافر را قرآن هم لعن کرده، آن ربطی به اینها ندارد، اینها را با هم خلط نکنید!
نظر دهید » << 1 ... 645 646 647 ...648 ...649 650 651 ...652 ...653 654 655 ... 798 >>