
حيا» منشأ راستي در گفتار است
عقل عملي ميگويد دروغ زشت است، قبيح است حيا كن. نتيجهاش چه ميشود؟ آدم از هر چيزي كه بدش ميآيد به ضدش رو ميكند. معمولياش اين است كه به ضدش رو ميكند. قُبح دروغ من را به راستگويي ميكشاند، وقتي درك كردم كه دروغ زشت است، حيا ميكنم و دروغ نميگويم. “صِدقُ الحَديثَ وَ صِدْقُ الْيأْسِ “
چون هر كدام از اينها بحث دارد، من مجبورم اشارهاي رد شوم و بروم. يعني آدم در زندگياش كه مدعي است، متشرع است ميگويد: همه امور دست خدا است، مسبب الاسباب او است، از اين حرفها ميزند بعد ته دلش را كه ميبيني پول و رياست را مسبب الاسباب ميداند. تمام اميدش به پولها و رياست است، از اينها دل نبريده است. اينها لفظي است. “يأس ” يعني انقطاع الي الله. بايد تو تمام اميدت خدا باشد.
در روايت بلافاصله بعد دروغ، يأس را ميگويد. صدق حديث از مكارم اخلاق است، يأس هم از مكارم است يعني انقطاع الي الله. اول اميد به پول و رياست نبند و بعد مدعي به ديانت شو! كسي كه مدعي به ديانت است اميد به پول و رياست نميبندد.
آقا مجتبي تهراني
نظر دهید » 
* «حيا» منشأ ملكات حسنه است
در روايتي است كه اين را داود بن سرحان نقل ميكند از امام صادق عليهالسلام ميگويد: “قال اباعبدالله عليهالسلام: يَا دَاوُدُ إِنَّ خِصَالَ الْمَكَارِمِ بَعْضُهَا مُقَيَّدٌ بِبَعْضٍ ” اين خصال زيبايي كه در انسان پيدا ميشود با هم رابطه دارند، حضرت اول رابطه را ميفرمايد، اين را خداوند تقسيم كرده است؛ ” يَكُونُ فِي الرَّجُلِ وَ لَا يَكُونُ فِي ابْنِهِ وَ يَكُونُ فِي الْعَبْدِ وَ لَا يَكُونُ فِي سَيِّدِهِ ” بله ممكن است يكي داشته باشد و يكي نداشته باشد. داشتن و نداشتنش را خدا تعيين كرده است. خصال يعني ملكه كه حالا من توضيح ميدهم. “صِدْقُ الْحَدِيثِ ” اوّل، راستگويي، خود راست گويي از حيا نشأت ميگيرد، چون آخر روايت دارد “و رَأْسُهُنَّ الْحَيَا ” چون من ميخواهم بخوانم تا به آخر برسم.
آقا مجتبي تهراني
نظر دهید » 
* حيا كليد هر خيري است
اين تعبير را در روايات داريم، در روايتي از علي عليهالسلام است كه خيلي هم زيبا است، ميفرمايد: “الحيا مفتاحُ كلّ خير ” يعني هر عمل نيكي كه از تو سر بزند كليدش حيا است. واجب خير است، مستحب خير است، ترك حرام خير است. من طلبه هستم، كسي نگويد ترك جنبه عدمي است، نه خير، ترك، كفّ نفس است. كفّ نفس امر وجودي است، من دارم نفساني بحث ميكنم. جلوگيري و خودداري امر وجودي است نه عدمي. اگر روي يك چيزي حكم واجب نيامد يعني حرام است؟ خير! اينطور نيست.
“الحيا مفتاح كل خير ” حيا كليد هر خيري است. روايت ديگري از علي عليهالسلام است كه ميفرمايد: “الْحَيَا سَبَبٌ إِلَى كُلِّ جَمِيل ” حيا سبب هر عمل نيكي است كه انسان انجام ميدهد. روايت ديگري است كه ميفرمايد: “الحيا تمام الكرم و احسن الشيم “. غرضم اين است كه روايات متعددي داريم گفتم. اينها همه جز معارف ما است كه من در يك قالبي ميريزم و سطحش را پايين ميآورم. پشتوانه تمام اعمال خيري كه ما انجام ميدهيم حيا است و زير بناي تمام آن گناهاني كه ما ميكنيم، بيحيايي است، وقاحت است. حالا درست عكس است، از اين طرف، زير بناي تمام اطاعات حيا است.
آقا مجتبي تهراني
نظر دهید » 
* «حيا» پشتوانه عمل به همه احكام اسلامي است
من در تعبيراتم عرض كردم: حيا “انكسار النفس ” است، انفعال در ربط با عمل قبيح است. عمل حرام، نزد عقل قبيح است، ترك واجب نزد عقل قبيح است. يعني غريزه حيا است كه موجب ميشود انسان به واجب عمل كند، همان غريزه حيا است كه موجب ميشود حرام را ترك كند. البته اين مطلب درجهبندي دارد.
كسي حيائش خيلي بيشتر است اين هم به واجب عمل ميكند و هم به مستحب، يكي حيائش كمتر است فقط به واجب بسنده ميكند. منظور اين است كه به فرد بستگي دارد كه آيا شخص بخيلي است يا اينكه واقعاً ميخواهد كادوها و نيكيهاي طرف مقابل را جبران كند. در باب حرام و مكروه هم همين است. پشتوانه عمل به احكام حيا است.
از خدا حيا كن!
حالا من در بُعد معرفتي وارد نشدم. آنجا بحث از “حيا من الله تعالي ” است. گاهي هم در زبان ما است كه ميگوييم: از خدا حيا كن! از خدا خجالت بكش! اين تعبيري است كه ما خودمان ميكنيم. لذا پشتوانه تمام احكام شرعيه ما، بايدها و نبايدها عبارت از همين حيا است. حالا من آخر بحثم به سراغش ميروم. من اينهايي را كه ميگويم ميخواهم بر حسب آنچه كه در معارف ما است بحث كرده باشم.
آقا مجتبي تهراني
نظر دهید » 
درهای آسمان گشوده شده است
روایت از پیغمبر اکرم(ص) است که حضرت فرمودند: «إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِی أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَیْلَةٍ مِنْه». تمام درهای آسمان- اشاره به جهت عِلوی است، یعنی آن عالم برتر از عالم ماده- در اولین شب ماه رمضان،باز میشوند؛ و این درها تا آخرین شب ماه مبارک رمضان بسته نمیشوند.
علی(ع) در روایتی فرمود: «أَلَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ مُفَتَّحَةٌ مِنْ أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْهُ»؛ آگاه باشید! تمام درهای آسمان از اولین شب ماه مبارک رمضان باز است. «أَلَا وَ الدُّعَاءُ فِیهِ مَقْبُول»(بحارالأنوار، ج93، ص371) آگاه باشید! دعا در این ماه مبارک پذیرفته شده است.
چه بسا آن روایت پیغمبر اکرم (ص) که فرمودند ماه رجب ماه خداوند است، ماه شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است، اشارهای به این باشد که امت من که ربوبیت حق را پذیرفتهاند در این ماه میتوانند از ربوبیت حق کمال استفاده را کنند.
لذا میفرماید ماه رمضان، ماه امت من است؛ نمیفرماید ماه خدا یا ماه من است. امت پیغمبر چه کسانی هستند؟ آنهایی هستند که ربوبیت خدا را پذیرفتهاند. آنها میتوانند در این ماه از ربوبیت حق کمال استفاده را ببرند. رب «پرورشدهنده» است؛ هرچه میخواهی در این ماه بخواه، هیچ حجابی در کار نیست. لذا خواستم به دوستان عرض کنم که باید هر لحظه از لحظات این ماه را قدر بدانیم و از آن بهترین بهره را نسبت به درخواستهای مادّی و معنوی بگیریم.
آقا مجتبي تهراني
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
عارفی به مردی گفت: شیطان بر مادر و پدر تو (آدم و حوا) سوگند خورد که نصیحت گر آنان است و دیدی که با آنان چه کرد. حال که به گمراهی تو سوگند خورده است و خطاب به پروردگار گفته است:
«فَبِعِزَّتِکَ لَاُغوِیَنَّهُم اَجمَعینَ» (به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد) (سوره ص/آیه۸۲)
معلوم است که با تو چه کند. اینک دامن همّت به کمر زن و خود را از مکر و فریبش برهان!
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
«هشام بن عبد الملک» از برخی عابدان و گشه گیران «شام» تقاضای پند و موعظه نمود. عابدی در پاسخ «هشام» این آیه را خواند: «وَیلٌ لِلمُطَفِّفین» (سوره مطفّفین/۱) : وای به حال کم فروشان.
سپس گفت : این انذار و تهدید برای کسی است که کیل و وزن را کم کند و کم بدهد پس ببین حال کسی که همه چیز مردم را غصب کند و از آنِ خود سازد چطور خواهد شد؟! «هشام» از کلام او به گریه افتاد.
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
فُضَیل عیاض از سردسته های دزدان بود. شبی قدّاره ی خود را برداشت، تا به خانه ای برود و عمل منافی عفت انجام دهد. بر پشت بام آن خانه پرید و همین که خواست خود را به درون خانه بیفکند، ناگاه شنید همسایه آن خانه، نیمه شب برخاسته و این آیه را می خواند: «اَلَم یَأنِ لِلَّذینَ ءَامَنُوا اَن تَخشَعَ قُلُوبُهُم لِذِکرِ اللهِ» : «آیا وقت آن نرسیده است که دل های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آن حقّی که نازل شده نرم و خاشع گردد؟»
حدید/۱۶
فضیل آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که بی درنگ گفت: «یَا رَبِّ قَد آنَ» : (ای پروردگار من! اکنون وقت آن فرا رسیده است). همان دم توبه ی حقیقی کرد و از پارسایان شد.
پندهای جاویدان/ص۳۳۱
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
روایت نموده اند که شخصی می خواست بداند که چه صوتی بهترین صوت قرآنی است. با این هدف، به محضر مبارک پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله شرفیاب شده و پرسید: یا رسول الله! چه کسی از بهترین صوت قرآنی برخوردار است؟
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در پاسخ فرمود: کسی که چون به قرائتش گوش فرا دهی، بنگری که از خدا می ترسد.
قصه های قرآن/ص ۵۱ و ۵۲
محمد حسين محمدي
نظر دهید » << 1 ... 626 627 628 ...629 ...630 631 632 ...633 ...634 635 636 ... 798 >>