
شهیدی که برای حفظ معبر دهانش را پر از گِل کرده بود !!!!
دهانش را پر از گِل کرده بود تا معبر لو نرود
برای شروع عملیات «کربلای 4» به آبادان منتقل شدیم و به عنوان غوّاصان خط شکن به خط دشمن زدیم؛ به هر ترتیبی بود خط دشمن را شکستیم و پاکسازی کردیم، وقتی برای آوردن مجروحان و شهدا وارد معبر شدیم، دیدیم که شهید «سعید حمیدیاصیل» هر دو پایش قطع شده و پیکر مطهرش در گوشهای از معبر افتاده است اما آنچه که ما را به تعجب وا داشت، این بود که دهان شهید پر از گِل شده بود.
بعدها متوجه شدیم که وقتی به پاهای سعید ترکش خورد و قطع شد، برای اینکه صدای نالهاش بلند نشود و باعث لو رفتن معبر نشود، دهان خود را پر از گِل کرده بود.
شهیدان «سعید و علی حمیدیاصیل» برادرانی بودند که در عملیات «کربلای 4» آسمانی شدند.
چند سؤال شهید از مردم
در بخشی از وصیتنامه شهید «سعید حمیدیاصیل» که از نیروهای گردان غواصی اهواز و شهر ملاثانی استان خوزستان بود، آمده است: آن کس که از منزل خارج و بسوی خدا و رسولش هجرت نماید و سپس مرگ او را دریابد پاداش او بر خدا و پیامبرش خواهد بود.آن چرا که میخواهم بنویسم، با اینکه تکرار مکررات است ولی دریغ نمیکنم چون «ان الذکری تنفع المومنین».تا کی میخواهید به خاطر مسائل دنیایی از همدیگر نگذرید؟! در حالی که فرزندان شما در جبههها از جان خود میگذرند؛ تا کی میخواهید در چارچوب حیات خود در گناهان محصور باشید؟! تا کی میخواهید بدون رعایت حجاب در خیابانها راه بیافتید؟! در حالی که رزمندگان در جبههها از گناهانی که در خلوت مرتکب شدهاند، نیمههای شب ناله میکنند.مبادا به جبههها نیاید و مصداق این آیه شوید: «ما لکم اذا قیل لکم قاتلوا فی سبیل الله و المستضعفین اثقالتم الی الارض» دل خود را به دنیا خوش نکنید که دنیا جای افراد مؤمن نیست، ای مردم نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و امام خود را تنها گذارید، همان گونه که امام حسین(ع) را تنها گذاشتند.
1 نظر » 
سیاه و سفید
بسمه تعالی
یک صفحه سفید گذاشت جلوی دختر و گفت بنویس! هرچه می خواهی بنویس بد ،زشت،احساسی،هیجان انگیز،دوست داشتنی،هی بنویس و پاک کن….
چند دقیقه بعد صفحه سفید کاغذ پر از علامت و حرف بود.چروک و خط خطی و کثیف.جای پاک کردن ها و نوشتن های مکرر رویش دیده می شد.کاغذ را گرفت.یک کاغذ سیاه به او داد و گفت بنویس.همان هایی که آنجا نوشتی پاک کن،خط خطی کن…
دختر گفت نمی شود استاد،روی برگه سیاه چیزی نوشت نمی شود!
استاد چادرش را سر کرد و لبخند ملیحی زد.نگاه دختر به سیاهی چادر خیره ماند.
“حجاب واکنش مقابله با تیر نگاه های آلوده است…”
آیا خود را واکسینه کرده ای؟
نظر دهید » 
سخن و خنده پیامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)
روزی مرد بیابان نشینی خدمت پیامبر(ص) رسید در حالی که آن حضرت برآشفته بود و به یارانش اعتراض می کرد. آن مرد خواست چیزی بپرسد. اصحاب گفتند: ای مرد، چیزی نگو که ما او را دگرگون می بینیم، گفت: مرا واگذارید به خدایی که او را به حقّ، پیامبر قرار داده است، تا او لبخند نزند دست بر نمی دارم. آنگاه عرض کرد: یا رسول الله! شنیده ام که دجال در حالی که مردم از گرسنگی مرده اند، برای آنها آبگوشت می آورد.
پیامبر خدا(ص) از همه مردم گشاده زبان تر1 و شیرین سخن تر بود و خود می فرمود: «من فصیح ترین عربم2 و اهل بهشت به زبان محمّد(ص) سخن می گویند». آن حضرت کم حرف و نرم گفتار بود و در وقت گفتن، سخن بیهوده نمی گفت و سخنش مانند جواهر به رشته کشیده بود.3 گفته اند: مانند حرف زدن شما تند حرف نمی زد، سخنش آرام و منظم بود در حالی که شما پراکنده سخن می گویید.
نظر دهید » 
حضور قلب در نماز چگونه به دست مي آيد؟
يكي از شرط هاي اساسي پذيرفته شدن نماز در نزد خداي متعال، مسئله «حضور قلب پيدا كردن» در حين نماز است؛ از اين رو آيات و روايات فراواني در اين باره وارد شده كه همه بر اين مطلب تصريح مي كنند كه ميزان قبولي نماز، بستگي به ميزان توجه انسان در نماز دارد.متأسفانه بسياري از ما عبادت هاي خود را بدون حضور قلب و با حواس پرتي كامل انجام مي دهيم و به همين جهت است كه يك عمر نماز مي خوانيم، اما اثري از آثار معنوي و روح نواز آن را در خود نمي بينيم.
نظر دهید » << 1 ... 438 439 440 ...441 ...442 443 444 ...445 ...446 447 448 ... 798 >>