https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

دنیا طلبی باعث شد تا کوفیان، حاضر به از دست دادن دنیای خود نباشند و اگر آن را در خطر می‌دیدند به سرعت عقب‌نشینی می‌کردند.

 

 

مردم هر شهری دارای صفات خاصی هستند که فضای عمومی جامعه آن‌ها را شکل می‌دهد. صفات کلی مردم کوفه به گونه‌ای بود که موجب ایجاد فضایی در جامعه آن‌ها شد که در برابر برخی حوادث پیش روی آنان چرخش‌های ناگهانی از خود نشان می‌دادند. این نوشتار به بررسی برخی از صفات منفی مردم این شهر می‌پردازد، زیرا با مشخص شدن این صفات می‌توان به علل رویگردانی کوفیان از امام حسین(علیه‌السلام) پی‌ برد.

قبل از بیان صفات منفی جامعه کوفه لازم است تا به دو نکته توجه داشته باشم؛ اول آن‌که این صفات و ویژگی‌ها درباره همه افرادی که در کوفه زندگی می‌کردند صادق نیست و دیگر آن‌که این صفات خود را در مرحله خاصی بروز داده‌اند و چه بسا در مرحله‌ای دیگر به ضد این صفات در میان کوفیان برخورد کنیم.

1. دنیاطلبی
گر چه بسیاری از مسلمانان صدر اسلام با هدفی خالص و به جهت پیشرفت اسلام و به دست آوردن رضای خداوند در فتوحات اسلامی شرکت کردند، اما افراد و قبایل فراوانی نیز وجود داشتند که به قصد به دست آوردن غنائم جنگی در این جنگ‌ها شرکت می‌کردند. این عده که پس از تأسیس کوفه در آن ساکن شده بودند، بر اخلاقیات دیگر مردم نیز تأثیر می‌گذاشتند. اینان حاضر به از دست دادن دنیای خود نبودند و به محض احساس خطری نسبت به دنیای خود عقب‌نشینی کرده و برعکس هر گاه احساس می‌کردند حظ و بهره‌ای وجود دارد، فوراً در آن داخل می‌شدند. وجود این خصیصه در کوفیان باعث شده بود از هر جریان و حکومتی که دنیای آنان را تأمین کند، طرف‌داری کنند که جریانات مختلف تاریخی مؤید این مدعاست.

در جنگ جمل که احتمال پیروزی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بر سپاه دشمن کم بود، تعداد کمی از کوفیان به آن حضرت پیوستند، یعنی دوازده هزار نفر که شاید حدود ده درصد جمعیت کوفه را تشکیل می‌داد. گرچه این تعداد کم از میان افراد باایمان و شجاع کوفه بودند و توانستند سرنوشت جنگ را تغییر دهند؛ اما در جنگ صفین که حکومت امیرالمومنین(علیه‌السلام) را سامان‌یافته دیدند و امید فراوانی به پیروزی داشتند، رغبت بیشتری به شرکت در جنگ نشان دادند، به‌طوری‌که تعداد سپاهیان آن حضرت را در این جنگ بین ۶۵ تا ۱۲۰ هزار نفر نگاشته‌اند که تعداد افراد غیر کوفی آن، ناچیز بود.

پس از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) تعداد فراوانی از کوفیان به سپاه امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) پیوستند، اما هنگامی‌که ضعف آن سپاه را مشاهده کردند، دسته‌دسته خود را از آن بیرون کشیدند.

هم‌چنین تعداد فراوان بیعت‌کنندگان با مسلم که رقم آن‌ها را بین ۱۲ تا ۴۰ هزار نفر نوشته‌اند نیز می‌توان طبق همین اصل توجیه کرد؛ زیرا در آن هنگام از سویی به علت مرگ معاویه و جوانی و خامی یزید، حکومت مرکزی شام را در ضعف می‌دیدند و از سوی دیگر به علت ضعف فرمان‌دار کوفه یعنی «نعمان بن بشیر» او را قادر به مقابله با یک قیام جدی نمی‌دانستند.
حتی پس از ورود عبیدالله به کوفه و تهدید کردن مردم، هنوز امید به پیروزی داشتند و لذا تعداد زیادی از آن‌ها به همراه مسلم در محاصره قصر عبیدالله شرکت کردند؛ اما هنگامی‌که احساس خطر کردند، مسلم را تنها گذاشته و به خانه‌های خود گریختند، این احساس خطر هنگامی شدت گرفت که شایعه حرکت سپاه شام از سوی طرف‌داران عبیدالله میان مردم انتشار یافت ترس از سپاه شام را نیز می‌توان یکی از نتایج دنیاطلبی کوفیان دانست.

از این‌جا به عمق کلام امام حسین(علیه‌السلام) هنگام فرود در سرزمین کربلا پی می‌بریم که فرمود: «مردم بندگان دنیایند و دین مانند امری لیسیدنی بر زبان آن‌ها افتاده است تا هنگامی به دنبال دین می‌روند که معیشت آن‌ها برقرار باشد، اما هنگامی‌که در امتحان افتند، دین‌داران اندک خواهند بود». 

2. نظام ناپذیری
 بیشتر ساکنان کوفه را مردمی تشکیل می‌دادند که قبل از شهرنشین شدن، در میان قبایل خود، در صحراها و بیابان‌ها ساکن بودند و بدویت عربی بر آن‌ها حاکم بود و این اولین بار بود که شهرنشینی را تجربه می‌کردند. یکی از ویژگی‌های این صحرانشینان، آزادی بی‌حد و حصری بود که در صحرا و بیابان داشتند، این ویژگی باعث می‌شد تا در مقابل قوانین و مقررات، یک نظام منسجم تحمل کمتری داشته باشند و این درست نقطه مقابل مردم شام بود که قرن‌ها از شهرنشینی آن‌ها می‌گذشت و لذا در مقابل حکومت، مردمی مطیع و آرام بودند.

معاویه هنگام شمردن برتری‌های خود بر امیرالمومنین(علیه‌السلام) می‌گوید: «من در میان مطیع‌ترین لشکر بودم، درحالی‌که او -امیرالمومنین(علیه‌السلام)- در میان نافرمان‌ترین سپاه به سر می‌برد». نظام‌ناپذیری کوفیان باعث می‌شد تا آن‌ها از آغاز تأسیس کوفه دائماً با امیران و والیان خود در کشمکش باشند، به‌گونه‌ای که خلیفه دوم را از دست خود به ستوه آورده بودند، او در مقام شکوه از آن‌ها گفت: «چه مصیبتی بالاتر از این‌که با صد هزار جمعیت روبرو باشی که نه آن‌ها از امیران خود خشنودند و نه امیران از دست آن‌ها رضایت دارند». در میان قومی این‌چنینی، تنها والیانی می‌توانند حکومت کنند که یا چنان رفتار کنند که با عقاید و خواست‌های مردم برخوردی نداشته باشند و یا آن‌که با شدت عمل و دیکتاتوری به سرکوب اعتراضات مردم بپردازند.

لذا می‌بینیم یکی از حاکمانی که طولانی‌ترین مدت حکمرانی را تا سال ۶۱ هجرت در کوفه داشت مغیره بن شعبه است که از سال ۴۱ هجری تا سال مرگش در سال ۵۰ هجری از سوی معاویه عهده‌دار حکومت کوفه بود. او سعی می‌کرد، طوری رفتار کند که کمترین تعارض را با مردم و گروه‌های مختلف داشته باشد و لذا وقتی به او می‌گفتند: «فلانی دارای عقیده شیعی یا خارجی است»، جواب می‌داد: «خداوند چنین حکم کرده که مردم مختلف باشند و او خود بین بندگانش حکم خواهد کرد».می‌توان چنین گفت که چنین جامعه‌ای امیر عادل و آزاداندیش را برنمی‌تابد، در این جامعه از این گونه والیان سوءاستفاده می‌کنند و در مقابل آن‌ها به معارضه برمی‌خیزند که نمونه آن را در رفتار کوفیان با امیرالمومنین(علیه‌السلام) مشاهده می‌کنیم. کسی برای این جامعه مناسب است که همانند «زیاد بن ابیه» ، «عبیدالله بن زیاد» و «حجاج بن یوسف ثقفی» با خشونت و ظلم آن‌ها را وادار به اطاعت از حکومت کند.

3. احساساتی بودن
این خصیصه را می‌توان با مطالعه مقاطع مختلف تاریخ کوفه به خوبی مشاهده کرد. شاید بتوان علت اصلی آن را عدم رسوخ ایمان در قلب‌های بسیاری از آن‌ها دانست. در طول تاریخ کوفه و به ویژه در همان نیم قرن اول حیات آن، به بسیاری از جریان‌ها برخورد می‌کنیم که کوفیان تحت تأثیر احساسات و به وسیله سخنرانی و یا هر عامل دیگری وارد جریانی شده، اما پس از فروکش نمودن احساسات، از عزم خود برگشته و از ادامه کار منصرف شده‌اند. نمونه‌های واضح آن را می‌توانیم در مواردی هم‌چون بیعت با مسلم، حمله به قصر عبیدالله بن زیاد و سپس تنها گذاشتن مسلم، هم‌چنین محاصره قصر عبیدالله به وسیله قبیله «مذحج» در اعتراض به دست‌گیری «هانی» و نیز گریه کردن کوفیان بعد از جریان کربلا و پس از سخنرانی‌ حضرت زینب و امام سجاد(علیه‌السلام) مشاهده کرد.

این خصیصه در میان کوفیان تا به آن حد رسیده بود که فرماندهان و حکم‌رانان لایقی هم‌چون امیرالمؤمنین و امام حسین(علیهماالسلام) نیز برای تشویق و ترغیب مردم به جنگ، چاره‌ای جز استفاده از ابزار تحریک‌کننده‌ی احساسات، یعنی سخنرانی نداشتند نمونه آن را در جنگ جمل مشاهده می‌کنیم که بالاخره با سخنرانی افرادی هم‌چون امام حسین(علیه‌السلام) و عمار یاسر نیرویی در خور توجه به کمک امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) شتافتند. طبعاً هر گاه طرف مقابل نیز از ابزار تحریک احساسات استفاده می‌کرد، این حکم‌رانان دچار مشکل می‌شدند، چنان‌چه این امر را در جنگ صفین و هنگام برافراشتن قرآن‌ها بر سر نیزه‌ها به خوبی می‌توانیم ببینیم. یکی از موفق‌ترین افرادی که توانست از احساسات کوفیان به خوبی بهره‌برداری کند، مختار بن ابی عبید ثقفی بود که البته باز همین‌که کوفیان احساس کردند ورق علیه او برگشته است، دور او را خلوت کردند تا به‌راحتی به دست مصعب بن زبیر کشته شود.

در نتیجه: با ملاحظه این سه خصلت در می‌یابیم که کوفیان، حاضر به از دست دادن دنیای خود نبودند و به محض کمترین احساس خطری نسبت به دنیای خویش عقب‌نشینی می‌کردند. نظام ناپذیری آنان نیز باعث می‌شد تا آن‌ها از آغاز تأسیس کوفه دائماً با امیران و والیان خود در کشمکش باشند و در آخر احساسات فراوان کوفیان آنان را از تصمیمات درست و عقلایی باز می‌داشت تا جایی که دست از یاری فرزند پیامبر(صلی‌الله‌وعلیه‌وآله) کشیدند.

 

منبع: کتاب «کوفه از پیدایش تا عاشورا» / نعمت‌الله صفری فروشانی 

 

   سه شنبه 24 مرداد 1402نظر دهید »

«سلام‌ کردن‌»، از بهترين‌ آموزه‌های‌ دين‌ مبين‌ اسلام‌ و شاخص برجسته در سبک زندگی رسول‌خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) است. سلام‌ بهترین وسیله برای آغاز ارتباط‌ اجتماعی‌ با ديگران‌ است‌.

 

 

این فرهنگ که در تربیت اجتماعی و توسعه اخلاقی بسیار مؤثر است، از سوی امام حسین(علیه السلام) تقویت شده و حضرت با سخن و عمل خویش یاران و دوستان خود را به سلام‌ تشویق کرده است؛ چنانکه فرموده است: «لِلسَّلَامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِئِ وَ وَاحِدَةٌ لِلرَّاد؛ سلام‌ کردن‌ هفتاد حسنه‌ دارد، شصت‌ و نه‌ حسنه‌ آن‌ برای سلام‌‌کننده‌ و يک‌ حسنه‌ و پاداش‌ برای‌ پاسخ‌دهنده‌ است»‌.

ز سلام خوش‌سلامان، بکشم ز کبر دامان

که شدست از سلام‌ات، دل و جان ما مُطیّب

حضرت در بیانی دیگر تأکید کرده‌ است: «الْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلَام؛نهایت بُخل آن است که کسی در سلام کردن بُخل بورزد». چنین بیانی اثر بسیاری بر یاران و دوستداران ائمه: دارد و موجب تلاش آن‌ها برای گرفتار نشدن در دام زشت‌ترین نوع بُخل می‌‌شود.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ/ روش‌های امام حسین(ع)در تربیت اخلاقی پیروان.

   سه شنبه 24 مرداد 1402نظر دهید »

بسياری‌ از مشکلات‌ انسان‌ها به‌‌ويژه‌ جوانان،‌ نداشتن‌ اعتماد به‌ نفس‌ و خودباوری‌ است. کسی‌ که‌ عزت‌ نفس و خودباوری دارد‌، بر نفس خویش مسلط‌تر است و از ارزش‌های خود استوارتر حراست می­‌کند‌. امام حسین(ع) هر طبقه و سنی را به روشی خاص به سمت خودباوری و احساس عزت هدایت می‌کرد که نمونه‌هایی از آن ذکر می‌شود.

 

 

 

الف. توصیف عزیزانه از کودک‌

عبدالله‌ بن‌ عتبه‌ می‌گويد: «روزی‌ در خدمت‌ سيدالشهداء(ع) بودم‌ که‌ فرزند کوچک‌ آن‌ حضرت‌ (امام‌سجاد(ع)) وارد شد. امام‌ او را پيش‌ خواند و به‌ سينه‌اش‌ چسبانيد، پيشانی‌اش‌ را بوسيد و فرمود: «بِأَبِي أَنْتَ مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ- وَ أَحْسَنَ خَلْقَك؛ پدرم‌ به‌ فدايت! چقدر خوش‌بو وزيبايی».

این احترام به کودک در حضور دیگران، در تربیت او بسیار مؤثر است و احساس خوبی در جمع خواهد داشت.

ب. تحسین امیدآفرین

وقتی حر بن یزید ریاحی که اولین فرمانده لشکر ابن‌زیاد بود و امام حسین(ع) را آزرده بود، از کار خود پشیمان شد و به سمت حضرت آمد؛ حضرت به گرمی از او استقبال کرد و هرگز گذشته‌اش را به رخش نکشیدِ بلکه هنگامی‌ که‌ جنازه‌ خونين‌ «حر» را در آخرين‌ لحظات‌ زندگی‌ به‌ محضرامام‌ حسين‌(ع)آوردند، امام‌ در حالی که‌ با دستان‌ مبارک‌، صورت‌ او را نوازش‌ می‌داد و خون‌چهره‌اش‌ را پاک‌ می‌کرد، خطاب به او فرمود: «واللهِ ما أخطَأت أُمُّكَ إذ سَمَّتكَ حُرّاً، فَأنتَ واللهِ حُرٌّ فِي الدُّنيا و سَعِيدٌ فِي الآخرةِ؛ سوگند به‌ خدا! مادرت‌ در اين نام نهادن‌ اشتباه‌ نکرده‌ است‌، به‌ خدا قسم‌ تو در دنيا آزادمرد و در آخرت‌ سعادتمند خواهی بود».

این رفتار تربیتی، به یقین امیدبخش است و به بینندگان و شنوندگان این پیام را می‌دهد که برای بازگشت هیچوقت دیر نیست و بزرگی مقدار گناه نیز هرگز مانع نخواهد بود.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ/روش‌های امام حسین(ع)در تربیت اخلاقی پیروان.


موضوعات: ايجاد خودباوری
   سه شنبه 24 مرداد 1402نظر دهید »

 این کتاب با سخنانی در حوزه تعریف نماز و چرایی اهمیت نماز آغاز می‌شود و با آموزش نحوه عبادت به بیش از نوزده سؤال اصلی در موضوع نماز پاسخ می‌دهد.

 

 

در پایان نیز با ذکر خاطراتی آموزنده حلاوت درک این فریضه الهی را به مخاطبان می چشاند. از دیگر عناوین طرح شده در این کتاب می‌توان به معنای اقامه کردن نماز، رعایت ادب در نماز، مصادیق سبک شمردن نماز، یادگیری تلفظ صحیح حروف در نماز و عواقب اعراض از یاد خدا و سبک شمردن نماز اشاره کرد.

سؤالات کتاب «قطره‌ای از دریای نماز» را به مقتضای نیاز روز  که آقای قرائتی به طور مستقیم به سؤالات پاسخ گفتند. 

 

   دوشنبه 23 مرداد 1402نظر دهید »

در آموزه های وحیانی و تعالیم قرآن و عترت(علیه السلام)، اعراض از نماز به شدت مذمّت شده است. از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل شده است كه فرمودند: نماز ستون دین است. پس هركس نماز را از روی عمد ترك كند، پایه های دین خود را ویران ساخته است و آن كس كه نماز را در وقت آن به جا نیاورد، داخل «ویل» می شود كه سرزمینی در جهنم است؛ چنانكه خدای تعالی در قرآن كریم فرمود: «فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّین الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون »

 

و نیز قرآن شریف می فرماید:

«فِی جَنّاتٍ یتَسائَلونَ، عَنِ المُجرِمینَ مَا سَلَكَكُم فِی سَقَرَ، قَالُوا لَم نَكُ مِنَ المُصَلّینَ وَ لَم نَكُ نُطعِمُ المِسكِینَ وَ كُنَّا نَخوضُ مَعَ الخَائِضِینَ» 

روز قیامت بهشتیان از گناهكاران سؤال می كنند چه چیز شما را به جهنم كشانید؟ پاسخ می دهند: ما از نماز گزاران نبودیم و به مستمندان طعام نمی دادیم و با آنان  كه سخن باطل می گفتند هم آواز می شدیم و با گناهکاران همنشین بودیم.

قرآن كریم در ادامه این آیات می فرماید:
«فَمَا تَنفَعُهُم شَفَاعَةُ الشّافِعینَ» شفاعت شفاعت كنندگان سودشان نبخشد.

 

ادامه »

   دوشنبه 23 مرداد 1402نظر دهید »

جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام
مشخصات کتاب:
شابک : ۵۰۰۰۰ ریال:978-600-243-090-8
شماره کتابشناسی ملی : ۳۸۷۴۴۹۰
عنوان و نام پدیدآور : جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام/ علی اکبر مهدی پور.
مشخصات نشر : قم: عطر عترت، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۲۲۴ ص.
موضوع : حسین بن علی (ع)، امام سوم، ۴ - ۶۱ق.
موضوع : حسین بن علی (ع)، امام سوم، ۴ - ۶۱ق – کرامت ها
موضوع : عباس بن علی (ع)، ۲۶؟ - ۶۱ق. – کرامت ها
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۳
رده بندی کنگره : BP۴۱/۴/م۸۸۶۴ج۴ ۱۳۹۲
سرشناسه : مهدی پور، علی اکبر، ۱۳۲۴ -
 

 

 

 


عناوین اصلی کتاب شامل:
اشاره؛ پیش گفتار؛ زنده جاوید؛ جاودانگی نهضت حسینی؛ امام حسین علیه السلام راز خلقت جهان؛ نام نامی و یاد گرامی امام حسین علیه السلام؛ کشتی نجات؛ کرامات حسینی؛ ختم زیارت عاشورا؛ بازدید امام حسین علیه السلام از زائران؛ مرغ «یاحسین» گو؛ آزمون انبیا و اولیاءدر مورد امام حسین علیه السلام؛ عنایت امام حسین علیه السلام به مجالس حسینی؛ عنایت امام حسین علیه السلام به عزاداران؛ عنایات امام حسین علیه السلام به زائران ایّام عاشورا؛ حضور حضرت فاطمه علیهاالسلام برای زائران؛ زیارت امام حسین علیه السلام؛ دیدار یار با عنایت سالار شهیدان؛ مسجد داش آغلیان؛ رعایت حریم عاشورای امام حسین علیه السلام؛ بی اعتنایی به مجالس حسینی؛ هشدار به روضه خوان ها؛ هشدار به وعّاظ و خطباء؛ عروسی در شب عاشورا؛ اظهار شادی در روز عاشورا؛ مسخره عزاداران در روز عاشورا؛ لعنت بر قاتلان امام حسین علیه السلام؛ سکّه ای که خداوند برای امام حسین علیه السلام زده، برای خودش نزده است.؛ دل سوخته ی امام حسین علیه السلام؛ شهید علقمه؛ جایگاه رفیع حضرت علی اکبر و حضرت علی اصغر علیهماالسلام؛ گوشه ای از عنایت دختر سه ساله ی امام حسین علیه السلام؛ عنایت حضرت زینب علیهاالسلام به یک شاعر متعهّد؛ عنایت حضرت زینب علیهاالسلام به شاعران مرثیه سرای؛ شفاعت جناب حرّ در محضر حضرت؛ از کرامات حضرت مسلم علیه السلام؛ زهیر بن قین؛ اکسیر شفا

 

ادامه »

   یکشنبه 22 مرداد 1402نظر دهید »

شفاعت و جرأت بر گناه

یکی دیگر از مسائل مطرح در این باب، این است که آیا مسألۀ شفاعت، از عوامل «جرأت بر گناه» محسوب نمی‌شود؟

 

 

 

در پاسخ، باید گفت: اولاً وعدۀ شفاعت، در صورتی موجب جرأت مى‌شود که به صورت مطلق و به طور حتمی باشد؛ امّا اگر شفاعت از جهاتی مبهم باشد و معلوم نباشد که در حق کدام‌یک از گناهکاران و با چه شرایطى واقع مى‌شود، سبب جرأت بر گناه نخواهد شد. ثانیاً شفاعت نه تنها موجب تجری بر معصیت نمی‌شود، بلکه باعث کم‌تر شدن گناهان می‌شود؛ زیرا اگر گناهکار بداند هنوز راهی همچون شفاعت وجود دارد، به خدا امید پیدا کرده و از گناه یأس که بالاترین معاصی است، رهایی می‌یابد. ثالثاً شفاعت بی‌ضابطه نیست تا موجب جری شدن شخص بر انجام گناه شود. رابعاً زمان وقوع شفاعت، معلوم نیست. روز محشر، معادل پنجاه هزار سال است و در این روز، مواقف و منازل متعددی وجود دارد و روشن نیست که شفاعت در چه مرحله و زمانی واقع می‌شود. چه بسا که پس از گذشتن انسان از همۀ آن مراحل و طی کردن همۀ آن گردنه‌های صعب و سخت واقع شود! خامساً اگر امید به شفاعت موجب جرأت پیدا کردن گناهکار بر گناه باشد، توبه و وعدۀ پذیرش آن نیز ممکن است گناهکار را در گناه کردن، جرأت بخشد و شخص، با امید به این‌که بعد از گناه توبه می‌کند، مرتکب گناهان بیشتر شود.

شفاعت‌کنندگان

از آیات قرآن مجید، استفاده مى‌شود که شفیعان در روز قیامت متعددند، و دایرۀ شفاعت آنان متفاوت است؛ از جمله انبیای الهی، ملائکه، شاهدان اعمال، مؤمنان، قرآن کریم، توبه و عمل صالح. در روایات نیز به شفیع بودن قرآن، عبادت، شهیدان، ائمۀ معصوم و شیعیان آن‌ها و علما تأکید شده است. رسول خدا(ص) فرمود: «ثَلاثَهٌ یَشْفَعونَ إلی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَیُشَفَّعُونَ: الأنبیاءُ، ثُمَّ العُلَماءُ، ثُمَّ الشُهَداءُ سه دسته‏اند كه نزد خدای عز و جل شفاعت می‏كنند، پس شفاعت آنان پذیرفته می‏شود: پیامبران، دانشمندان، سپس شهدا».

شفاعت کبری

شفاعت کبری در روز قیامت، برای پیامبر اسلام(ص) است. آیات قرآن و روایات بر این امر تأکید دارند؛ مانند این آیه: وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى؛ «و به زودى پروردگارت آن قدر به تو عطا مى‌كند كه خشنود شوى». بی‌شک خشنودی پیغمبر اكرم(ص) تنها در نجات خویش نیست، بلكه زمانى راضى و خشنود مى‌شود كه شفاعتش دربارۀ امتش نیز پذیرفته شود. امام باقر(ع) از قول امیرالمؤمنین(ع) نقل مى‌كند كه رسول اكرم(ص) فرمود: «أَشْفَعُ لِأُمَّتِی حَتَّى یُنَادِی رَبِّی رَضِیتَ یا مُحَمَّدُ؟ فَأَقُولُ: رَبِّ رَضِیتُ؛روز قیامت من در جایگاه شفاعت مى‌ایستم و آن قدر گنه‌كاران را شفاعت مى‌كنم كه خداوند مى‌فرماید: آیا راضى شدى یا محمّد؟! و من مى‌گویم: راضى شدم، راضى شدم!»

شفاعت اهل بیت

در قرآن كریم آیات فراوانى وجود دارد كه به گفتۀ مفسران و به بیان احادیث، در مورد اهل بیت: و شفاعت آن‌ها نازل شده است؛ از جمله آیه‌ای است که می‌فرماید: مَن ذَا الَّذِى یَشْفَعُ عِندَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ؛ «کیست آن كس كه جز به اذنش در پیشگاهش شفاعت كنند؟» معاویة بن عمار از امام صادق(ع) دربارۀ منظور این آیه پرسید، حضرت فرمود: «نَحْنُ أُولَئِكَ الشَّافِعُونَ؛ ما از شفاعت‌كنندگان هستیم».

شفاعت امام حسین(ع)

یکی از شفیعان روز قیامت، امام حسین(ع) است. ایشان بنا به فرمایش پیامبر رحمت(ص)، کشتی نجات برای طوفان‌زدگان است؛ از این رو، هم در دنیا دستگیری می‌کند و هم در آخرت. به همین جهت، در زیارتنامه‌هاى حسینى بارها از خداوند به واسطۀ آن حضرت، تقاضاى شفاعت مى‌کنیم. در سجدۀ پایان زیارت عاشوراى حسینى، بعد از حمد و ستایش خداوند به سبب تحمّل مصیبت آن حضرت، مى‌گوییم: «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ؛خدایا شفاعت حسین را روز ورود به صحنۀ محشر، روزى‌ام کن»؛ و به دنبال آن مى‌افزاییم: «وَثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْق عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ؛ خداوندا! گام‌هاى مرا از روى صدق نزد خودت، با حسین و یارانش ثابت بدار؛ همان یارانى که خون خود را تقدیم او کردند». بنا بر حدیث شریف کسا، هر کدام از اهل‌بیت که به پیامبر(ص) وارد می‌شوند، آن حضرت جمله‌ای دربارۀ آن‌ها می‌فرماید؛ اما وقتی امام حسین(ع) وارد می‌شود، پیامبر می‌فرماید: «وَعَلَیْكَ السَّلامُ یا وَلَدى وَ یا شافِعَ اُمَّتى و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت‌كنندۀ امتم!» نه تنها آن حضرت در قیامت شفاعت می‌کند، بلکه زائران و گریه‌کنندگان بر آن حضرت نیز به مقام شفاعت می‌رسند.امام صادق(ع) دربارۀ مقام زائر امام حسین(ع) می‌فرماید: «زَائِرُ الْحُسَیْنِ(ع) مُشَفِّعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لِمِائَةِ رَجُلٍ کُلُّهُمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النَّارُ مِمَّنْ کَانَ فِی الدُّنْیَا مِنَ الْمُسْرِفِینَ؛ زائر امام حسین(ع) شفیع صد نفر در روز قیامت است؛ کسانی که آتش دوزخ بر ایشان واجب شده و کسانی که در دنیا از مسرفان بوده‌اند». در روایات آمده است که امام حسین(ع) هنگام وداع با حرم جدّش لحظاتى به خواب فرو رفت و در عالم رؤیا این سخن را از جدش شنید: «اِنَّ لَکَ فِى الْجَنَّهِ دَرَجاتٌ لاتَنالُها اِلاّ بِالشَّهادَهِ؛[ براى تو مقامى نزد خدا تعیین شده که جز با شهادت به آن نمى‌رسى». به یقین یکى از شئون این مقام، همان مقام شفاعت است. در این‌جا به موردی از شفاعت حسینی اشاره می‌کنیم.

شفاعت امام حسین(ع) نسبت به تأخیر عمر آیت‌اللَّه حائری

هنگامی که آیت‌اللَّه حائری، سرپرست حوزۀ علمیه اراک بودند، برای مرحوم آیت اللَّه حاج آقا مصطفی اراکی، چنین نقل کردند:

در آن هنگام که در کربلا بودم و به درس و بحث اشتغال داشتم، شبی که شب سه‌شنبه بود، در عالم خواب دیدم شخصی به من گفت: ای شیخ عبدالکریم! کارها را انجام بده که سه روز دیگر خواهی مرد. من از خواب بیدار شدم و حیران بودم و به خود می‌گفتم: البته خواب است، شاید تعبیر نداشته باشد. روز سه‌شنبه و چهارشنبه، مشغول درس و بحث بودم، تا این‌که آنچه در عالم خواب دیده بودم، از خاطرم رفت. روز پنجشنبه که تعطیل بودم، با بعضی از رفقا به طرف باغ مرحوم سیدجواد رفتیم. در آن‌جا قدری گردش و مباحثۀ علمی نمودیم تا ظهر شد، ناهار را همان جا صرف کردیم. پس از ناهار، ساعتی خوابیدیم. در همین هنگام لرزۀ شدیدی مرا فرا گرفت. رفقا در آن‌جا عبا و روانداز داشتند؛ روی من انداختند، ولی همچنان بدنم لرزه داشت و در میان آتش تب افتاده بودم. حس کردم که حالم بسیار وخیم است. به رفقا گفتم، زودتر مرا به خانه برسانید. آن‌ها وسیله‌ای فراهم کرده، زود مرا به شهر کربلا آورده، به خانه‌ام رساندند. در خانه، بی حال و حس، در بستر افتاده بودم، بسیار حالم دگرگون شد و در این میان، به یاد خواب سه شب قبل افتادم. علائم مرگ را مشاهده کردم و با در نظر گرفتن خوابی که دیده بودم، احساس کردم پایان عمرم نزدیک شده است. در این حال، ناگهان دیدیم دو نفر ظاهر شدند و در جانب راست و چپ من نشستند، و به همدیگر نگاه می‌کردند و به همدیگر می‌گفتند: اجل این مرد رسیده، مشغول قبض روحش گردیم. در این هنگام با قلبی صاف و خالص به ساحت مقدس امام حسین(ع) متوسل شدم و عرض کردم: ای حسین عزیز! دستم خالی است، کاری نکردم و برای خود توشه‌ای فراهم ننموده‌ام، شما را به حق مادرتان حضرت زهرا سلام الله علیها از من شفاعت کنید، که خدا مرگ مرا به تأخیر اندازد، تا خود را برای سفر آخرت آماده سازم. همان دم دیدم شخصی نزد آن دو نفر که می‌خواستند روحم را قبض کنند، آمد و به آن‌ها گفت: حضرت سیدالشهدا(ع) فرمودند: شیخ عبدالکریم به ما متوسل شده و ما هم در پیشگاه خدا از او شفاعت کردیم تا عمرش را به تأخیر بیندازد، خداوند شفاعت ما را پذیرفت، بنابراین شما روح او را قبض نکنید. در این وقت، آن دو نفر به هم نگاه کردند و به آن شخص گفتند: سمعاً و طاعةً. آن‌گاه دیدم آن دو نفر همراه فرستادۀ امام حسین(ع) به سوی آسمان پرواز کرده و رفتند. این موهبت به برکت لطف مولایم امام حسین(ع) بود.

البته ذکر این نکته لازم است که عقیده به شفاعت آن حضرت نباید دستاویزی برای ترک واجبات و انجام محرمات شود؛ همان‌گونه كه مسیحیان معتقدند مسیح به دار آویخته شد تا موجب آمرزش‌ مسیحیان شود. عده‌اى از ارادتمندان و عزاداران حسینی نیز در شب و روز عاشورا، نمازشان قضا می‌شود یا عزاداری را بر نماز اوّل وقت و نماز جماعت، مقدّم می‌دارند، بعد هم می‌گویند: «همه غرق گناهیم و یک حسین داریم!» این خطاست و با روح و فلسفۀ شفاعت، منافات دارد.

منبع:حوزه نت/ حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سبحانی‌نیا
 

   یکشنبه 22 مرداد 1402نظر دهید »

شناخت روش­‌های مطلوب تربیتی، مهم‌ترین مسئله متولیان هدایت جامعه است؛ زیرا با چنین شناختی می‌توانند از توانمندی‌های بالقوه و استعدادهای درونی اعضای جامعه هدف به نحو مطلوب بهره‌برداری کنند. داشتن روش درست تربیت، موجب می‌شود مربی بتواند انسان‌هایی را تربیت کند که به نحو روشمند از تاریکی گمراهی خارج شوند، در پرتو نور هدایت قرار گیرند، سبک زندگی آنان چنان شود که قدرت نظارت بر خود و توان بازنگری در اعمال خویش را تحصیل کنند و حداکثر کارایی را برای تغییر شرایط محیطی خویش به منظور استفاده بهینه از توانمندی‌های فطری و امکانات محیطی به­دست آورند. بر اساس اعتقاد ما عالی‌ترین روش تربیتی برای تأمین این نیاز، روش ائمه اطهار: است که حضرت سیدالشهدا، امام حسین(ع) یکی از آن انوار طیبه است. آن حضرت در طول زندگی خود در مقام مربی کارکردهای تربیتی روشمندی داشته که در سخن و رفتارشان جلوه کرده است.

 

 

شناخت حقیقت دنیا، عنصر بسیار مهمی در تغییر رفتارهای انسان و جهت‌گیری اوست. بسیاری از مشکلات جامعه، از نشناختن حقیقت دنیا و وابستگی شدید به دنیا نشأت گرفته است. امام حسین(ع) در چند بیت شعر حقیقت دنیا و ارزش آن را چنین بیان کرده ­است:

فَإِنْ تَكُنِ الدُّنْيَا تُعَدُّ نَفِيسَةً

فَإِنَّ ثَوَابَ اللَّهِ أَعْلَى وَ أَنْبَلُ

وَ إِنْ تَكُنِ الْأَبْدَانُ لِلْمَوْتِ اُنْشِئَتْ

فَقَتْلُ امْرِئٍ بِالسَّيْفِ فِي اللَّهِ أَفْضَلُ‏

وَ إِنْ تَكُنِ الْأَرْزَاقُ قِسْماً مُقَدَّراً

فَقِلَّةُ سَعْيِ الْمَرْءِ فِي الْكَسْبِ أَجْمَلُ

وَ إِنْ تَكُنِ الْأَمْوَالُ لِلتَّرْكِ جَمْعُهَا

فَمَا بَالُ مَتْرُوكٍ بِهِ الْمَرْءُ يَبْخَل‏

«اگرچه زندگی این دنیا از نظر گروهی بسیار با ارزش است، ولی آخرت که جهان پاداش الهی است، برتر، والاتر و با ارزش‌تر است و اگر این بدن‌ها برای مرگ آفریده شده است، پس کشته شدن انسان در راه خدا از همه چیز پسندیده‌تر است، و اگر روزی‌ها مقدّر و تقسیم شده استِ پس هر چه انسان در کسب ثروت کم‌حرص‌تر باشد، نیکوتر است و اگر جمع‌ کردن‌ اموال‌ برای‌ ترک‌ کردن ‌است، بنابراين‌ به‌ آنچه‌ ترک‌ خواهد شد؛ چرا بايد بخل‌ ورزيد و آن‌ را صرف‌ نکرد».

زیبایی و لطافت این بیان، در ذهن شنونده خاطره می‌سازد و در تربیت اخلاقی او نقش سازنده‌ای دارد.

منبع:روش‌های امام حسین(ع)در تربیت اخلاقی پیروان/فرج‌الله میرعرب

   یکشنبه 22 مرداد 1402نظر دهید »

قرآن کریم همواره برای امر به نماز، از واژه «اقامه» بهره می گیرد. مگر در موارد بسیار نادری، در قرآن شریف عبارت «نماز خواندن» نیامده است. بلكه در آیات مختلف می فرماید:«أقِیمُوا الصَّلَوةَ» یعنی نماز را به پا دارید. به  پا داشتن نماز به معنای صرفاً خواندن آن نیست، بلكه به معنای زنده نگه داشتن روح و هدف نماز در زندگی فردی و اجتماعی است.

 

 

 

بنابراین نماز باید در متن زندگی آدمی جریان داشته باشد و یک امر مهم و زنده تلقّی شود.با توجّه به روایات فراوانی، از آیاتی که امر به اقامه نماز می نماید، به تأکید قرآن کریم بر «نماز جماعت» تعبیر می شود؛ زیرا اقامه صلاة به معنای زنده نگه داشتن نماز و برپا داشتن آن در اجتماع مسلمانان است.شخصی كه نماز را به صورت فُرادی و با حضور قلب به جا می آورد و مستحبّات و تعقیبات نماز را نیز انجام می دهد، می توان گفت نماز خوانده، ولی آن را اقامه نكرده است و در فرهنگ قرآنی چنین نمازی كامل نیست؛ نماز باید در مسجد، در میان مردم و با جماعت خوانده شود. نماز باید در اجتماع مسلمانان زنده و پویا باشد. نماز جماعت یك شعار است و این شعار باید زنده نگه  داشته شود.در باب نماز جماعت و اهمیت آن، احادیث فراوانی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله) و ائمه اطهار (علیه السلام)( نقل شده است. مضمون احادیث این است كه اگر شخصی بدون دلیل نماز جماعت را ترك كرد، با او همنشینی، معاشرت و داد و ستد نكنید و با او پیوند ازدواج نیز برقرار ننمایید. و در مقابل، کسانی که به نماز و نماز جماعت اهمیت می دهند و آن را برپا می دارند را دارای مقام و منزلت بالایی دانسته و گرامی داشته است. 

پیامبر اكرم(صلی الله علیه واله) درباره نماز جماعت می فرمایند: كسی كه نمازهای پنجگانه را به جماعت بگزارد، هر خیر و نیكی را به او گمان ببرید.«مَنْ صَلَّی الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ جَمَاعَةً فَظُنُّوا بِهِ كُلَّ خَیرٍ» 

امام صادق(علیه السلام) نیز فرمودند: «مسلمانی كه نمازهای صبح و عشا را به جماعت بخواند، در پناه خداوند عزّ و جل است؛ كسی كه به چنین شخصی ستم روا دارد، به خدا ستم كرده است و كسی كه او را كوچك شمارد،  خدا را كوچك شمرده است.» 

مؤمنان نباید به خواندن نماز فُرادا اكتفا كنند. آن چیزی كه مورد تأكید اسلام است، زنده نگه داشتن نماز است. در جامعه اسلامی، هنگامی كه مؤذّن اذان می گوید، باید همه كارها تعطیل شود، همه مردم به مسجد روی آورند و در نماز جماعت شركت كنند. همه با هم تكبیر بگویند و با هم ركوع و سجود را انجام دهند. این  یك وظیفه مهم برای مسلمانان است. در روایت آمده است از جمله چیزهایی كه نزد خداوند شکایت می كند،  مسجد خرابی است كه مردم در آن نماز برپا ندارند. در روایتی نقل شده است: «چون قیامت برپا می شود،  قومی محشور می شوند كه صورت های آن ها مانند ستاره می درخشد. ملائكه از آن ها می پرسند، اعمال شما چه بوده است؟ آن ها پاسخ می دهند: ما با شنیدن اذان برای گرفتن وضو حركت می كردیم و به كار دیگری مشغول نمی شدیم. بعد دسته ای دیگر محشور می شوند كه چهره های آنان مانند ماه درخشان است. از آن ها نیز همان سؤال می شود، جواب می دهند: ما قبل از اذان وضو می گرفتیم و برای ادای نماز آماده می شدیم.  سپس طایفه دیگری محشور می شوند كه چهره های آنان همچون خورشید می درخشد؛ آنان در پاسخ فرشتگان می گویند: ما قبل از اذان وارد مسجد می شدیم و اذان را در مسجد می شنیدیم.» 

منبع: پایگاه ضیاء الصالحین


موضوعات: اقامه نماز
   یکشنبه 22 مرداد 1402نظر دهید »

1 ... 14 15 16 ...17 ... 19 ...21 ...22 23 24 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو