
فهم درست دین، شناخت حق و زمان آگاهی از ویژگیهای حضرت صدیقهی طاهره علیهاالسلام است.
شرایط سیاسی- اجتماعی پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بسیار پیچیده و حساس بود. از یک سو، نیروهای خارجی زخم خورده، در انتظار مرگ این رسالت عظیم با پدید آمدن درگیریهای داخلی بودند، از سوی دیگر، تودههای مسلمان هنوز با ژرفای معارف اسلامی آشنا نشده بودند و عدهای نیز در درون خویش، نفاق را پنهان کرده بودند، گرایشهای عمیقی به جاهلیت و کفر داشتند و کینهی ژرف خویش را برای فرارسیدن فرصتهای مناسب پنهان میکردند. دستهبندیهای مهاجر و انصار و مرزبندیهای قبیلهای، همه زمینههای بسیار خطرناکی برای بروز یک درگیری مسلحانه و نابودکننده بود. حضرت زهرا علیهاالسلام با رعایت همهی این مصالح عمومی و دینی و حاکمیت را رسوا ساخت و امامت و ولایت را تبیین کرد.
روشنگری در چنان شرایط تیرهای، شناخت عمیق سیاسی میخواست و درک ژرف دینی و دلسوزی برای اسلام.
حضرت زهرا علیهاالسلام روشنگری دینی و ستیز سیاسی خویش را چنان استوار، بنیان نهاد که اسلام دچار بحران و سقوط نگردد، ولی حاکمیت رسمیت یافته نیز، به عنوان حاکمیت حق، پذیرفته نشود.
حضرت زهرا علیهاالسلام نشان داد که غصب، حاکمیت دارد و حقیقت ندارد. امامت، حاکمیت ندارد و حقانیت دارد.
از اینرو شیوههای سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام بسیار قابل ملاحظه است. او چون عایشه به جنگ حقیقت، امامت و… نرفت. همانگونه که چون بسیاری از زنان نامدار آن زمان، ساکت و بیتفاوت نماند. و چون زبیر نیز با شمشیر و بدون درک موقعیت، به ستیز نپرداخت.
او بزرگترین حامی عدالت، امامت و حقانیت بود و سختترین دشمنان حاکمیت غاصب و رسمیت یافته. لیکن ستیز و حمایت او در اوج حکمت و تدبیر بود. اشک را برگزید و خطبه را؛ تبیین حقایق را انتخاب کرد و دفن و تشییع پنهان را. تا بدون جنگ سرخ، مظلومیت خویش و امامت مغصوب را اعلان کند. او انقلابی سبز آفرید، نه شورشی سرخ. و سرانجام فرهنگ مبارزه با نیرویهای به ناحق حاکم را، آنگاه که رویارویی نظامی، ثمربخش نباشد، به ما آموخت.
خطبهی زهرا علیهاالسلام را بنگرید که چگونه از معارف دینی سخن میگوید. اساس و اصول دین را چگونه شناخته و شروع انحراف را چگونه سریع دریافته، و بالاتر این که: چگونه از آیندهی وخیم این انحراف، پرده برداشته است.
با ما همراه شوید تا با این ارزشها بیشتر آشنا شویم و پایبندی زهرا علیهاالسلام را به آن بنگریم و تجلی این اصول ارزشمند را در زندگی حضرت بیابیم؛ آنگاه این نمونهی والا را اسوهی نیک خویش بسازیم.
در پایان بر خود لازم میدانم که از الطاف حضرت استاد آیهالله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی دام ظله العالی که همه کتاب را ملاحظه فرمودند و در بخشهای گوناگون کتاب راهنماییم کردند و با مقدمهی پرمحتوای خویش بر غنای کتاب افزودند سپاسگزاری و قدردانی کنم استاد بزرگواری که سالها از درسهایش توشه میگیرم و از اخلاق و اخلاص و رهنمودهایش بهرهمند میشوم. خداوند سایه بلند پایهی معظم له را بر سر ما مستدام بدارد.
و نیز باید که از سرور بزرگوار جناب حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ حسن عرفان دامت برکاته نیز تشکر کنم چرا که بر نگارش کتاب نظارت بسیار داشته و راهنماییهای ایشان در سراسر کتاب دستگیرم بوده است ویرایش و ویراستاری کتاب نیز لطف این عزیز بزرگوار است.
و از بزرگ برادرم حجهالاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد احمدی دامت برکاته معاونت فرهنگی، پژوهشی انتشارات امیر کبیر تشکر دارم که با تلاش ایشان در فرصت کوتاه این کتاب به چاپ رسید و در اختیار خوانندگان محترم قرار گرفت. گفتنی است که ثواب این زاد راه فرهنگی را به روح پدرم حضرت حجهالاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد حسینیان فضائلی قدس سره و حاج دائی عزیزم حضرت استاد مرحوم شیخ علی صفائی حائری قدس سره تقدیم میکنم هم او که نمونهاش در سرتاسر زندگیام کمتر دیدهام و از دست دادنش شکیبم را برده است.
از خداوند میطلبم که این اثر را سودمند قرار دهد و با قبول آن بر من منت نهد و افتخار فهم درست دین و پایبندی به آن در زندگی و دفاع از حریم دین را به من عنایت کند.
زخم خورشید: کاوشی در زندگی حضرت زهرا علیهالسلام
مهدی حسینیان قمی
نظر دهید » 
حتی یک مورد مخالفت، عصیان و نافرمانی از زهرا علیهاالسلام در زندگی مشترک با امام علی علیهالسلام دیده نشد. هرگز دروغ، خیانت و درگیری از وی سر نزد. خود بر این هماهنگی، همدلی و همسویی تصریح دارد. او سعی داشت بنابر سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شوهرش امام علی علیهالسلام چیزی نخواهد، مباد که از توان ایشان بیرون باشد. هر چه که حضرت به خانه میآورد به همان اکتفا میکرد.
آن چنان ستوده و آراسته به کمال بود که در دل امام علی علیهالسلام جای داشت به گونهای که نگاه به او غم و درد را میزدود.
فاطمه علیهاالسلام اسوهی رفتار درست در برابر شوهر است. آنچه نیاز و توقع روانی، عاطفی و معنوی شوهران را در زندگی مشترک برآورده میکند تا برای سرپرستی از خانواده، دلگرم باشند و به ادارهی بایستهی زن و فرزندان خویش همت گمارند.
امروز طغیان علیه شوهر و ناسازگاری با او در اختیار او نبودن چه بسا ارزش تلقی میشود؛ آنچه از دیدگاه فاطمه علیهاالسلام یک ضدارزش است.
در روزگار ما، برخی زنان به دلیل هوسرانی و راهیابی ضدارزشها، شوهران خویش را رها ساختهاند و از کانون خانواده در حقیقت بریدهاند. دل به خانه و زندگی و همراهی با شوهر نمیدهند و نگاه به دیگران دارند.
بنابراین، زهرا علیهاالسلام در این ارزشها اسوهی زنان ماست، زیرا این ارزشها پایدار و جاودانه و جهانی است.
پیروی از زهرا علیهاالسلام میطلبد که زنان ما اینگونه باشند. از سوی دیگر، مردان نیز باید راه امام علی علیهالسلام را بروند. آنان هم باید خواستههای همسران خویش را درک کنند و مانند امام علی علیهالسلام او را جبر و اکراه به کاری وادار نکنند.
با تحقق این ارتباط محبتآمیز و واقع بینانه بین زن و شوهر، اسوهی زندگی مشترک ما، زندگی زهرا و علی علیهماالسلام خواهد بود. و خانوادههای ما هم بدون نزاع و درگیری و باصفا و محبت اداره میگردد. چیزی که آرمان هر انسان پایبند به ارزشهاست.
بحارالأنوار، ج 43، ص 81، ح 3، به نقل از علل الشرایع.
نظر دهید » 
سادهزیستی، دل را صفا میدهد و زندگی را رونق باطنی میبخشد و درستکاری و پایبندی به ارزشها را در انسان تقویت میکند.
سادهزیستی، هنر مسلمانی است که میخواهد در دنیا برای آخرت خویش کارکند و اهداف بلند دیگری جز دنیا و خوشگذرانی برایش مطرح است. سادهزیستی سیرهی انسانی است که میخواهد آزاد زندگی کند و ایمان و پایبندی خویش را به ارزشها و مبانی دینی از دست ندهد.
ما در این کوتاه سخن نمیخواهیم از حقیقت ارزشمند سادهزیستی پرده برگیریم و آثار ارجمند این سیرهی پاکان را بازگو کنیم و بر این باوریم که انسانها ارزش سادهزیستی را در زندگی، کم و بیش یافتهاند و میدانند که چگونه سادهزیستی، انسان و زندگی او را دگرگون میسازد و آن را به حقیقت بایسته و شایستهی خویش نزدیک میکند.
در نگاهی کوتاه به زندگی زهرا علیهاالسلام این ارزش والا را مشخصا در اوج میبینیم. باید به زهرا علیهاالسلام تأسی جست و از دنیا فاصله گرفت و سادهزیستی را شعار خویش ساخت و آثار و برکات تأسی به این برترین اسوه را دید.
بحارالانوار، ج 43، ص 189، ح 19.
نظر دهید » 
حضرت زهرا علیهاالسلام احترامی عمیق نسبت به پدر میگذاشت. به استقبال پدر میرفت، پدر را میبوسید و در کنار پدر مینشست. اگر احساس میکرد کارش برای پدر ناخوشایند است، به زودی جبران میکرد. پدر را با ادب و احترام صدا میزد و از او کوچکترین سوء ادبی سر نمیزد.
فرزندان امروز نیز باید همچون حضرت زهرا علیهاالسلام باشند و احترام به مادر و پدر را یک اصل در زندگی خود بگیرند؛ که فاطمه علیهاالسلام بهترین اسوه در اینباره است.
عشق حضرت زهرا علیهاالسلام به پدر، وصفناپذیر است. آن گونه که با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روز به روز از جسمش کاسته شد و دیری دوام نیاورد.
دختران و پسران جامعه اسلامی میتوانند از این ارتباط بسیار احترامآمیز و پرمحبت، سرمشق بگیرند، آنگاه پیآمدهای شگفت این تأسی را در زندگی خویش بیابند. و جهنم ناهنجاریهای خانوادگی موجود را به بهشت آرامی تبدیل کنند.
حضرت زهرا علیهاالسلام در سخنرانی خویش فرمود: خداوند، نیکی به پدر و مادر را بر فرزندان واجب کرده تا از خشم و نفرت به دور باشیم.
بسیاری از نکبتها، بدبختیها، ناآرامیها و اختلافها و جهنمهای ساختگی ما، معلول عدم رعایت این اصل مهم در زندگی است.
أمالی صدوق، مجلس 24، ص 100.
نظر دهید » 
از گفتار و رفتار سرور زنان، صدیقهی طاهره علیهاالسلام به دست میآید که ارتباط زنان با نامحرمان باید به حداقل برسد و به هنگام برخورد با نامحرم، پوشیده و با عفاف کامل باشند؛ به گونهای که این ارتباط، تحریکزا و تهییجکننده نباشد، تا عفت عمومی آسیب نپذیرد.
فاطمه علیهاالسلام فرمود: بهترین چیز برای زنان، عدم ارتباط با مردان نامحرم است، به گونهای که مردی آنان را نبیند و آنان نیز مردی را نبینند.
به هنگام نیاز و ضرورت برخورد با مردان نامحرم نیز، شایسته است زنان ما، همانند آن اسوهی عفاف عمل کنند. آنچنان که حضرت زهرا علیهاالسلام پوشیده و در حجابی کامل به گونهای که حتی قدمهایش نیز در لباسهایش پنهان شده بود، پا به مسجد گذارد و برای احقاق حق، گرچه کوبنده، لیکن از پشت پرده سخن گفت.
باید دید چه زنانی در جامعهی ما توانستهاند، در برخورد با مرد بیگانه از رفتار دختر پیامبر خویش، سرمشق بگیرند؟ آنان که در برخورد با نامحرمان و سخن گفتن با آنان، نه حرمت ایمانی خویش را پاس میدارند و نه از پوشش کامل و خوبی برخوردارند؟! با این وضع آیا میتوان پیروی از آن تجسم عفاف ملکوت را ادعا کرد؟
از حضرت زهرا علیهاالسلام میپرسند: چه هنگامی زن به خدای خویش نزدیکتر است؟ پاسخ میدهد: هنگامی که در اندرون خانه است.
این سقوط زن نیست که در خانه بماند، بل از دیدگاه حضرت زهرا علیهاالسلام معراج زن و اوج پرواز اوست. چه این که در خانهماندن زن، آبادی و جریان درست زندگی خانوادگی و ارضاء عاطفی روانی شوهر و فرزندان را از یک سو و کاسته شدن زمینهی بسیاری از مفاسد اجتماعی را در پی دارد.
لیکن، در سایهی حضوری بیپروای زن در محیط بیرون، گذشته از این که محیط خانه روبه خرابی میگذرد و شوهر و فرزندان، پناه خویش را از دست میدهند، جامعه و محیط بیرون، نیز آلوده میگردد. و این چیزی نیست که نیازمند اثبات باشد. اگر چشم بر واقعیتها نبندیم، واقعیت خود گویا و نمایان است.
مناقب این شهر آشوب، ج 3، ص 227.
نظر دهید » 
وقتی که خبر مصادرهی فدک به فاطمه علیهاالسلام رسید، با گروهی از خدمتگزاران و زنان روانهی مسجد شد. بسیار شبیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گام برمیداشت و چادرش از ناراحتی به پایش میپیچید.
ابوبکر با گروهی از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بود. فاطمه علیهاالسلام وارد مسجد شد، در حالی که پرده نازک سفیدی پیش رویش افکنده بود. آنگاه نالهای سر داد که مردم از شنیدن آن به شدّت گریستند. لحظاتی سکوت کرد تا صدای شیون مردم خاموش شود. وقتی که سکوت سراسر مسجد را فراگرفت و جوش و خروششان فرونشست، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آغاز سخن کرده، فرمود:
حمد و ثنا پروردگار را سزا است که از نعمتهای خویش برخوردارمان ساخت. سپاس هم برازندهی اوست که به ما درس سپاسگزاری آموخت و مواهب بیمنتهای خود را بیدریغ به ما ارزانی فرمود و منتهای بیپایان خود را کریمانه بر ما فروگذاشت.
آنچه به ما موهبت کرده، از شمار افزون است و در برابر این عطایا و نعمتها کسی را یارای تدارک و تلافی نیست. فقط از ما میخواهد که قدر نعمت بدانیم و شکر نعمت فروگذاریم و از کفران و ناسپاسی بپرهیزیم.
1 نظر » 
نخستین انگیزهی مطالبه فدک از جانب فاطمه علیهاالسلام این بود که با مطالبهی فدک و استرداد آن، میتوانست خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام را- که با توطئه «سقیفهی بنیساعده» از دستش خارج نموده بودند و ابوبکر را جانشین وی کرده بودند- به شوهرش بازگرداند و از حقوق آن حضرت دفاع کند.
ابن ابیالحدید در شرح نهجالبلاغه مینویسد:
از علی بن الفارقی (مدرس غربیه بغداد) پرسیدم: آیا فاطمه علیهاالسلام راستگو نبود؟
او جواب داد: آری، راستگو بود.
پرسیدم: چرا ابوبکر حقش را به وی برنگرداند؟
لبخندی زد و با آهنگی که کمتر رنگ شوخی داشت و هالهای از لطافت و ظرافت و ابهت آن را در بر گرفته بود، گفت: اگر ابوبکر، امروز فدک را به فاطمه علیهاالسلام میداد، فردا خلافت را برای همسرش امیرالمؤمنین علیهالسلام مطالبه میکرد و ابوبکر را از مقام خلافت میراند. ابوبکر نمیتوانست برای خلافت عذری داشته باشد و ناگزیر به ترک آن میشد، زیرا فاطمه علیهاالسلام راستگو و در سخنش صادق بود و در ادعایش نیاز به گواه و شاهد نداشت. بنابراین، دیگر عذر ابوبکر پذیرفته نمیشد. [1] .[2]
انگیزهی دوم این است که حق گرفتنی است نه دادنی. هر کسی موظف است حقوق از دست رفتهاش را مطالبه کند و باز ستاند، اگر چه نسبت به آن احساس بینیازی کند، این با زهد و تقوای انسان منافات ندارد و شایسته نیست که انسان در برابر از دست رفتن حقوق خویش سکوت کند، چه سکوت در برابر ظالم، کمک به ظلم است. اگر در برابر او ایستادگی نشود، ممکن است به کار خود ادامه داده، دست تعدی را به سوی دیگران دراز کند.
انگیزهی سوم این است که آدمی هر چند دلبستگی به دنیا نداشته باشد و دنیایش را به خاطر آخرت رها کند، ولی برای حفظ آبرو و امرار معاش و ادامهی زندگی به عوامل مادی نیازمند است و از طرفی میتواند از ثروت خویش نه تنها به زندگی خود بهبود ببخشد، بلکه میتواند به دیگران نیز کمک کند، کما اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با ثروت خدیجه علیهاالسلام توانست علاوه بر احیای دین خدا، به یاری بینوایان و تهیدستان نیز بشتابد.
انگیزه چهارم اینکه انسان به اقتضای عقل باید به دفاع از حقش بپردازد. اگر پیروز شد به هدف خود دست مییابد و اگر نتوانست به حق خود برسد، مظلوم واقع خواهد شد و با این مظلومیت و ستمدیدگی، غاصب و ستمگر را که مدعی درستی است، رسوا خواهد کرد. علاوه بر آن، مظلومیت یک فرد، بهترین وسیله جلب قلوب و انظار است و ظالم و ستمگر طبیعتاً مورد تنفر همگانی واقع خواهد شد. [3] .[ 4]
منبع:
[1] شرح ابن ابیالحدید بر نهجالبلاغه، ج 16، ص 284.
[2] معصوم سوم، ص 45- 47.
[3] فاطمه علیهاالسلام من المهد الی اللحد، ص 356- 357.
[4] محرقة القلوب، ص 30.
نظر دهید » 
زمانی که برای خلافت ابوبکر، از علی علیهالسلام بیعت گرفتند، عایشه خرسند شد و این خرسندی تا پایان خلافت ابوبکر و عمر و عثمان ادامه داشت. وقتی که عثمان به قتل رسید، چون عایشه میخواست که پسر عمویش طلحه پس از او به خلافت برسد، بیش از همه خوشحال شد، اما علیرغم انتظارش علی علیهالسلام به خلافت رسید. همین جا بود که فریاد برآورد:
وا عثمانا، قتل عثمان مظلوما، دریغا که عثمان مظلوم کشته شد.[1]
در همین زمان بود که فتنهی جنگ جمل را طرحریزی و برپا نمود و خود بر شتر (جمل) سوار شد و به جنگ با علی علیهالسلام رفت. [2] .
از این مطالب که توسط ابویعقوب (به نقل از ابن ابیالحدید) ذکر گردید، معلوم میشود که غصب فدک بدون مقدمه نبوده و نقشهای از پیش طراحی شده بود.
ابوبکر با کینه و دشمنی قدیمی که از فاطمه علیهاالسلام و امیرالمؤمنین در دل داشت، همین که به خلافت رسید، بیدرنگ فدک را از دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفت.
انگیزهی دیگری که برای مصادره فدک وجود داشت، همانا تضعیف موقعیت اقتصادی اهلبیت علیهمالسلام بود و در حقیقت میتوان آن را جنگ اقتصادی نامید، زیرا با باز پس گرفتن فدک که یک پشتوانهی نیرومند اقتصادی برای امیرالمؤمنین علیهالسلام محسوب میشد، میخواستند آن حضرت از نظر مالی تضعیف شود و پشتوانهی مردمی ایشان از بین برود. این همان شیوهی منافقین بود که دربارهی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اجرا میشد، چه آنان میگفتند: به کسانی که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند کمک و انفاق نکنید تا از گردش پراکنده شوند. [3] .
درآمد سالانه فدک- که رقم مهم و قابل توجهی بود- میتوانست در پیشبرد اهداف امیرالمؤمنین علیهالسلام که همان ادامه راه رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم و اجرای عدالت و برقراری حکومت حق و تأمین رفاه مسلمین و کمک و یاری مستضعفین و… بود، مؤثر باشد. چنین رقم مهمی از درآمد، عامل تعیین کنندهی سرنوشت جنگ اقتصادی است. به همین خاطر بود که مخالفان خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام اولین کاری که کردند، مصادره فدک بود. به نظر آنان با انجام این عمل، مشکلات دیگری که در این راه وجود داشت به آسانی حل میشد.[4]
منبع:
[1] جلاء العیون، ص 127.
[2] شرح ابن ابیالحدید بر نهجالبلاغه، ج 9، ص 192- 199.
[3] فاطمه علیهاالسلام من المهد الی اللحد، ص 354.
[4] پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، ج 1، ص 279.
نظر دهید » 
زمانی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیمار شد (بیماری که منجر به رحلت آن حضرت گشت)، عایشه توسط پیکی از پدرش که تحت لشکر اسامه قرار بود عازم جبهه شود، درخواست کرد تا از اسامه سرپیچی کرده، خود را به مدینه برساند. با آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود: لشکر اسامه را تجهیز کنید خدا لعنت کند کسی را که از او سرپیچی نماید. و این جمله را سه بار تکرار فرمود. [1] .
آنگاه عایشه به بلال گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: ابوبکر امامت کند و با مردم نماز گزارد.
نمازی که عایشه بدان اشاره میکرد، نماز صبح بود، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین سخنی نفرموده بود و نامی از ابوبکر نبرده بود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود:
لیصل بهم احدهم، یکی از آنان نماز بگزارد.
پیامبر از شخص معینی نام نبرد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با آنکه به شدت بیمار بود و ضعف و ناتوانیشان به حدی بود که نمیتوانست روی پای خود بایستد، به همراه علی علیهالسلام و فضل بن عباس [2] به آرامی به مسجد وارد شد و ابوبکر را به کناری زد و نماز را خود خواند.
ابویعقوب استاد ابن ابیالحدید چنین ادامه میدهد:
وقتی که فاطمه علیهاالسلام وفات یافت، بجز عایشه، بقیهی همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تسلیت گویی بنیهاشم آمدند. فقط عایشه بود که تمارض کرد (خود را به مریضی زده) و حاضر نشد به نزدشان برود، حتی بعدها به امیرالمؤمنین علیهالسلام گفتند که عایشه در مرگ فاطمه علیهاالسلام شادی میکرد.[3]
منبع:
[1] (ملل و نحل، ص 37).
[2] به روایتی، پیامبر صلی الله علیه و آله، دست خود را بر دوش عباس گذارد و به مسجد رفت. (ناسخ التواریخ، ج 3، ص 446)
[3] فاطمه، فاطمه است، ص 121.
نظر دهید » << 1 ... 161 162 163 ...164 ...165 166 167 ...168 ...169 170 171 ... 798 >>