https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

در حیات اجتماعی اوقات فراغت و نحوه ی گذران آنرا نمیتوان مستقل و جدای از سایر نهادهای اجتماعی دانست، بلکه بین آنها یک سلسله روابط و مناسباتی متقابلی وجود دارد تا این پدیده بتواند راه و مسیر خود را باز کرده و ادامه دهد و خود را به عنوان نهادی ، استوار سازد .

 

 

از جمله نهادهایی که میتوانند بر این موضوع تاثیر گذار باشند، خانواده ،آموزش و پرورش ، مذهب ، حکومت و از بعد اقتصادی ، کار میباشد.

 

 

 

توسعه و پیشرفت دانش و فناوری علوم ارتباطات موجب شده تا به مرور زمان وسایل جمعی تغییر و تکامل قابل توجهی پیدا کنند.

 

 

 

با پیدایش هنر هفتم یعنی سینما، میل و اشتیاق شهروندان در اوقات فراغت برای استفاده از آن فوق العاده افزایش یافت ، و با گذار از مکاتب کلاسیک به سوی رئالیسم ، روز به روز به دامنه ی تماشاگران خود افزوده و هنر تئاتر را قربانی خود ساخت.

 

 

 

اما دیری نپایید که با ظهور تلویزیون و پذیرش آن از سوی خانواده ، سینما هم روز به روز قربانی آن شد و مخاطبان و تماشاگران خود را به اجبار به تلویزیون واگذار کرد چون شهروندان از این پس میتوانستند به راحتی اوقات فراغت خود را پر نمایند. میزان تاثیر گذاری این وسیله ی ارتباطی آنچنان زیاد شد که کتابهایی مانند (قدرت تلویزیون) به رشته ی تحریر در آمد و نظریاتی همچون (دهکده ی جهانی) مطرح گردید.

 

 

 

امروزه در کشورهای پیشرفته وجود شبکه های مختلف متعدد پخش که متکی به بخش خصوصی است توانسته با ایجاد فضای رقابت ، گروهها و طبقات و یا اقشار گوناگون را با اهداف متفاوت ، مخاطب خود سازند.

 

 

 

مطبوعات قادرند از بین باسوادان (تحصیل کرده ها) گروههای مختلف سنی و جنسی را به سوی خود فراخوانند و تنوع و تعدد آنها با توجه به حضور بخش خصوصی در آنها و تبیین دیدگاههای گوناگون توانسته است بخشی از اوقات فراغت را به خود اختصاص دهد.

 

منبع:

درآمدی جامعه شناختی بر اوقات فراغت / مهدی نوری

 


موضوعات: اوقات فراغت
   جمعه 9 تیر 1396نظر دهید »

نباید تصور کرد که معنای فراغت نقطه ی مقابل کار است و فراغت یعنی عدم تلاش و کوشش ، بلکه چه بسا فرد فارغ از کار روزمره ، کارآمدترین بخش فعالیت خود را در این زمان انجام میدهد. بنابراین آنچه میتواند این دو بخش را از همدیگر متمایز سازد تعاریف ذهنی و درونی است، چرا که فراغت نقطه ی مکمل کار است . برای روشن شدن این موضوع میتوان به سه کارکرد اساسی زیر توجه کرد:

 

 

الف) اولین کارکرد اوقات فراغت استراحت و رفع خستگی است؛ فراغت فرصتی است که انسان بتواند با میل و اختیار خود از طریق انجام فعالیتهای مورد علاقه ، اسباب تمدید اعصاب  و تجدید نیرو و تامین آسایش را برای خود فراهم سازد.

 

 

ب) شکوفا کردن استعدادها؛ این زمان قادر است بستری را فراهم سازد تا فرد بتواند متناسب با ذوق و استعداد خود در فرآیندی از فعالیت قرار گرفته و استعدادهای فردی و اجتماعی خود را شکوفا سازد.

ج) کارکرد مشارکت ؛ اوقات فراغت میتواند فرصتی باشد تا افراد بتوانند به دیدار دوستان و بستگان بروند و در یک دسته از روابط صمیمی و خانوادگی قرار گرفته و مشارکت اجتماعی را بین خود تقویت نمایند.(1)

 

 

* تجدید قوا؛ تامین بهداشت روانی؛ فراهم آوردن بستر لازم برای شکوفایی خلاقیت؛ کاهش آسیب پذیری اجتماعی؛ اوقات  فراغت و اشاعه فرهنگ عمومی؛

*اصلاح رفتار و تعالی شخصیت انسان؛ توسعه مهارتهای شناختی؛ فراهم کردن زمینه رشد اجتماعی؛  جمعیت جوان کشور؛ تعطیلات فراوان در طول سال؛ ضریب بالای موفقیت در آموزش؛ سفارشات و تاکیدات دین اسلام؛ احساس رضایت و تمدّد اعصاب؛ نیاز جسمانی؛ نیاز انسان به  تفریح؛  شرایط و مقتضیات زمان؛ ضرورت اقتصادی؛  ضرورت سیاسی؛  ایجاد روحیه خودباوری و.. می شود.

 

 

 

*یکی از کارکردهای اساسی اوقات فراغت رفع خستگی و تامین استراحت فرد است.  همه  انسانها به استراحت و رفع خستگی نیازدارند.  کار مداوم بدون زمانی برای رفع خستگی موجب پائین آمدن بازده عمل و کاهش سلامت روانی فرد می شود، اما هدف از این  اوقات بطالت نیست بلکه زمانی است که فرد به تمدد اعصاب می‌پردازد. انسانها به استراحت و رفع خستگی نیاز دارند. کار مداوم سبب بهم خوردن سلامت می شود. 

پس از کار، انسان نیاز دارد تا اوقاتی را صرف تفریح کند. پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) می فرمایند:

*مسافرت کنید تا سلامت بمانید. تفریح جنبه‌های مختلفی برای افراد می‌تواند داشته باشد. در اسلام به تفریحات سالم متعددی اشاره شده است که می‌توانند نقش موثری در روح و روان فرد داشته باشند.

 

 

*استعداد انسان اگر در شرائط مساعدی قرار گیرد به فعل تبدیل می شوند. از این جهت شناسائی این زمینه‌ها در زندگی فرد بسیار مهم است. اوقات فراغت یکی از زمینه های مناسب است که فرد می تواند با استفاده از آن به شناسائی و تقویت استعداد خود بپردازد­.

 

 

 

* اوقات فراغت علاوه بر تاثیرات فردی که در شخصیت فرد دارد به رشد اجتماعی او نیز کمک می کند. شرکت در شبکه‌های اجتماعی موجب بهبود روابط و پیشرفت اجتماعی فرد کمک می کند. بسیاری از پیشرفت های فرد با پیشرفت اجتماعی پیوند تنگاتنگی دارد اگر فرد دارای بهترین استعداد باشد تا زمانی که به ارائه آن در اجتماع نپردازد، چندان موفق نخواهد بود.2

 

منبع

1:جایگاه اوقات فراغت در اسلام ،جعفر کریمی، مهدی جمالی نژاد

2: درآمدی جامعه شناختی بر اوقات فراغت / مهدی نوری

فرهنگ اصفهان ، شماره 15 بهار 1379


موضوعات: اوقات فراغت
   جمعه 9 تیر 1396نظر دهید »

 بر اساس قرآن و روایات، اوقات فراغت و تفریح هایی سالم است که ویژگیهای زیر را داشته باشد:

 

Ø     در جهت تکامل و رشد شخصیت اسلامی و انسانی باشد.

Ø     باید نشاط آور باشد و کسل کننده نباشد.

Ø     در چهار چوب قوانین شرع باشد.

Ø     تعادل در آن مهم است یعنی نه افراط داشته باشه و نه تفریط.

Ø     بُعد اجتماعی در آن لحاظ شود مانند: ادخال سرور در مومنین

Ø     فقط و فقط پر کردن و تضییع وقت نباشد.

Ø     تفریحی که یک پله از رشد الهی پایین آورد، مذموم است. 

Ø     فعال و پر تحرک باشد.

Ø     باعث سبکی و از بین رفتن عقل نباشد.

Ø     برد و باخت در آن نباشد (قمار نباشد)

Ø     آزار و اذیت در آن نباشد.

Ø     ضرر به خود و دیگران نباشد.

Ø     لذت آن پایدار باشد.

 

اوقات فراغت تیغ دو لبه است:

اگر از اوقات فراغت، اسفاده مفید و ارزشمندی بشود، می تواند موجب ارتقاء و تعالی انسان بشود و در مقابل اگر از این اوقات، استفاده مناسبی نشود، تهدید به حساب می آید و مشکلاتی را به وجود خواهد آورد.

منبع:

 موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام

 


موضوعات: اوقات فراغت
   جمعه 9 تیر 1396نظر دهید »

ریشه شناسی: لغت اوقات فراغت از ریشه لاتین Licere به معنی"اجازه دادن” و فراغت بمعنی رخصت دادن معنی می دهد. حتی در اندیشه یونانی نیز لغت leisure هم زوج کار و یا نیروی کارگر بوده است.  واژه  فراغت معادل واژگان فرانسوی «لوآزیر»، انگلیسی «لژر» و آلمانی«فریزیت» است که در زبان فارسی رایج شده است. در فرهنگ لغت آکسفورد، زمانهایی را معرفی می کند که فرد مشغول کار و یا انجام وظیفه خود نباشد.

 

 

در لغت فارسی به «آسودگی»، «آسایش»، «آسوده شدن از کار»، «آزاد بودن از کار روزانه» و هر گونه فرصت و مجال دیگر و نظایر آن معنی شده است. بنابراین اوقات فراغت در معنای لغوی به فواصل زمانی روزمره-که خارج از انجام اعمال حیاتی و ضروری انسان است، اطلاق می گردد که می تواند در جهت انجام امور دلخواه مورد استفاده قرار گیرد.

اما گروه بین المللی جامعه شناسی درباره معنای اصطلاحی آن میگویند: «اوقات فراغت مجموعه ای از اشتغالات است که فرد کاملا به رضایت خاطر یا برای استراحت یا برای تفریح یا به منظور توسعه آگاهیها و یا فراگیری غیرانتفاعی و مشارکت اجتماعی داوطلبانه، بعد از رهایی از الزامات شغلی، خانوادگی و اجتماعی به آن می پردازد».

 

 

بطور کلی مجموعه فعاليتهايي كه شخص، پس از رهايي از تعهدها و تكليف هاي شغلي، خانوادگي و اجتماعي، با ميل و اشتياق به آنها مي پردازد و هدف از آن، استراحت، تفريح و تقويت رشد بدن، توسعه دانش و بالاخره ايجاد خلاقيت و بروز استعدادها براي به كمال رساندن شخصيت فرد در محيط اجتماعي است.

ديدگاه جامعه شناسان اینست كه اوقات فراغت عبارت است از وقت آزادي كه فرد در آن مختار است به آنچه كه علاقمند است بپردازد. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «فرح و شادمانی، باعث بهجت و انبساط  روح و وجد و نشاط می شود. »

براساس آموزه های دینی ما، میل به تفریح یکی از نیازهای طبیعی است که با سرنوشت انسان آمیخته است و از آغاز تا پایان زندگی همواره وجود دارد؛ بطوری که در دوران کودکی بشکل بازی در بزرگ سالی به اعتبار شرایط اجتماعی و خانوادگی به اشکال گوناگون محقق می شود و به همان اندازه که انسان به امور عبادی هدایت شده، با توجه به اوقات فراغت نیز توصیه شده است هر مسلمان نباید نسبت به آن بی اعتنا باشد و باید نهایت بهره روحی و معنوی را از آن ببرد.

 

 

امام سجاد (عليه السلام) در دعاى مكارم الاخلاق می فرماید:

 اللّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ و آلِهِ ، و اكفِني ما يَشغَلُنِي الاهتِمامُ بهِ ، و استَعمِلْني بما تَسألُنِي غَدا عَنهُ ، و استَفرِغْ أيّامِي فيما خَلَقتَنِي لَهُ .

بار خدايا! بر محمّد و آل او درود فرست و مرا از كارى كه اهتمام بدان  [از عبادت و بندگيت ] بازم  مى دارد، بى نياز گردان و مرا به كارى وادار كه فردا [ى قيامت] درباره آن از من بازخواست مى كنى و روزهاى مرا در راه آنچه براى آن آفريده شده ام، صرف نما.( الصحيفة السجّاديّة : الدعاء ۲۰  )

اسلام به جهت گیری عملی انسان توجه دارد و وی را مکلف می کند تا نسبت به گذراندن اوقات فراغتش احساس مسئولیت کند و تفریح را یکی از نیازهای طبیعی و ضروری بشر می شمارد و اهمیت آنرا برابر دیگر نیازهای زیستی- اجتماعی انسان می داند.

 (فراغت از نظر احادیث)

  پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) :  

أشَدُّ الناسِ حِسابا يَومَ القِيامَةِ المَكفِيُّ الفارِغُ، إن كانَ الشُغلُ مَجهَدَةً فالفَراغُ مَفسَدَةٌ .

روز قيامت سخت ترين حسابرسى را كسى دارد كه كارهايش را ديگران [از پيشكار و نوكر و خدمتكار ] انجام دهند و خودش بيكار بگردد. گو اين كه كار كردن مايه رنج و زحمت است اما بيكارى موجب فساد و تباهى است.( تنبيه الخواطر : ۱/۶۰)

 

 

در دین اسلام به مساله ی «وقت» توجه زیادی شده، تا جایی که خداوند در قرآن به مفردات و اجزاء وقت و زمان از جمله به « شب»، «روز»، «فجر»، «صبح»، «نیم روز» و «عصر» قسم  یاد کرده است. قسم یاد کردن خداوند به یکی از این اجزاء و مفردات زمان، نشانه عظمت و اهمیت آن است؛ یعنی خداوند بدین وسیله می خواهد فوائد و آثار و اهمیت زمان را به انسان متذکر شود.

امام رضا (عليه السلام) : در این باره می فرماید: «سعی کنید اوقات خود را به 4 بخش تقسیم کنید؛ ساعتی را برای مناجات و ارتباط با معبود قرار دهید، ساعتی را برای امرار معاش و کسب روزی اختصاص دهید و ساعتی را برای ارتباط و معاشرت با برادران و افراد مورد اعتماد و وثوق خود صرف کنید و ساعتی را نیز برای لذت بردن از امور حلال خالی نگه دارید. در پرتو وجود بخش چهارم از اوقات است که می توانید به 3بخش دیگر ساعات زندگی نایل آید و بهره لازم را ببرید. »

نظر اسلام درباره اوقات فراغت و نحوه گذران آن

 بدیهی است همان اندازه که انسان، به رعایت الگوهای دینی تعهد دارد، در برابر توجه به اوقات فراغت نیز مسئول است. بنابراین، هر مسلمانی وظیفه دارد اهمیت این مقوله را از یاد نبرد از ظرفیتهای سازمانی به بهترین شکل بهره برداری کند.

 

 

 پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) :  

در این باره می فرماید: «بیشتر مردم درد و خصلت دچار گمراهی و ضلالت هستند. یکی درباره سلامت و دیگری، در زمینه فراغت».

حضرت علی عليه السلام به ابوذر فرمود: ای اباذر، بسیاری از مردم درباره دو نعمت زیانکارند و از آن قدردانی نمی کنند، تندرستی و فراغت است. آن حضرت در جای دیگر می فرماید: تندرستی، نیرو، آسودگی خاطر و وجدان  نشاط را  فراموش مکن و با استفاده از این پنج نعمت بزرگ، آخرت را بطلب. براساس آموزه های دینی میل به تفریح یکی از نیازهای طبیعی است که با سرنوشت انسان آمیخته است و از آغاز تا پایان زندگی همواره وجود دارد؛ پیامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) می فرمایند: مومن نیرومند، بهتر و محبوبتر از مومن ناتوان است و برای جلب  توجه  مسلمانان، بدن را شخصیتی مستقل و صاحب حق ، قرارداده  و میفرمایند: بدن توحقی دارد که باید آنرا  ادا کنی. نگاه متفکران و اندیشمندان اسلامی نیز به اوقات فراغت نگاهی آزاد اندیشانه و متعالی است.

 

خواجه نصیرالدین طوسی معتقد است: برای آموختن فن و حرفه، که آغازش 13سالگی و بعد از آن ورزش است و حداقل استراحت فعال لازم است.

 ابوعلی سینا میگوید کسی که به تمرینات بدنی میپردازد، به هیچ درمانی نیازندارد، درمان او در جنبش و حرکت است­ . نظر اندیشمندان دینی دربارۀ اوقات فراغت و نحوۀ گذران آن متفاوت است. برخی میگویند: در اسلام وقت  فراغت مطرح نیست و همه ی ساعات عمر انسان مورد محاسبه قرار خواهد گرفت و در قیامت قبل از اینکه انسان قدمی بردارد از چهار چیز از او سؤال می شود:

 عمرت را در چه راهی صرف کردی؟ جوانی ات را در چه راهی سپری کردی؟ ثروتت را از چه راهی بدست آوردی و در چه راهی مصرف کردی؟ پس با این سؤالات انسان وقت بدون مسؤولیت نخواهدداشت، و در نتیجه دائماً خود را زیر نظر و مورد پرسش و محاسبه احساس می کند. پس زمانی که تعهد و مسؤولیتی بر دوشش حس نکند وجودندارد. برخی دستوراتی را که اسلام در باب گذران اوقات فراغت به آن اشاره می کند را سند قرار می دهند، مانند؛ قسمتی از وقت خود را به دیدار دوستان، قسمتی صرف خانواده و ساعاتی را برای انجام کار و عبادت در بقیۀ ساعات را صرف کسب آمادگی کنید.

 در روایتی از پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم):  

ایشان به امتّ خود به معاشرت با دوستان و خانواده در کنار تلاش اقتصادی و انجام عبادات دینی، سفارش می کنند.

 بنظر می رسد احساس فراغت اجتماعی غیر از احساس عدم نظارت و مسؤولیت الهی است و نمی شود «احساس فراغت اجتماعی» را با «احساس فراغت ازهمه چیز» یکسان دانست.

 

 

  یک نکته اخلاقی:

نماز، که گفتگو با خداست، باید با «حضور قلب» بجا آورد. حضور قلب  یعنی تمام توجه فکری و عاطفی انسان به محتوای نماز و ارتباط با خداوند اختصاص پیدا کند. اندیشمندان اسلامی در یافته اند که: حضور قلب در یک امر مستلزم فراغت قلب از امور دیگر است. بنابراین در آموزشهای اخلاقی متذکر شده اند که مقدمه حضور قلب، فراغت قلب است و باید تلاش کرد تا فراغت قلب بدست آید و برای بدست آوردن آن، فراغت وقت را برای مؤمنین مقدمۀ ضروری شمرده اند. با تذکر این نکته مقایسۀ آن با «وقت فراغت اجتماعی» متوجه میشویم که فراغت وقت، وسیعتر از فراغت اجتماعی است. پس اخلاقیون و عرفای اسلامی شرط حضور قلب را، فراغت وقت دانسته اند که فراغت اجتماعی زیر مجموعه ی آنست و با این مطلب به امکان وجود وقت فراغت اجتماعی تصریح کرده اند.

 

امام على (عليه السلام) : 

اِعلَمْ أنَّ الدنيا دارُ بَلِيَّةٍ لم يَفرُغْ صاحِبُها فيها قَطُّ ساعَةً إلاّ كانَت فَرغَتُهُ علَيهِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ .

بدان كه دنيا سراى آزمايش و گرفتارى است، كه آدمى هرگز در آن ساعتى آسوده و بيكار نشود، مگر اين كه آن بيكارى در روز قيامت مايه افسوس او گردد. ( نهج البلاغة: الكتاب۵۹)

 

منبع

جایگاه اوقات فراغت در اسلام ،جعفر کریمی، مهدی جمالی نژاد


موضوعات: اوقات فراغت
   جمعه 9 تیر 13961 نظر »

و چون شب عید فطر می رسد آن شب، شب جایزه است و چون صبح عید فطر می رسد خداوند متعال ملائکه خود را به همه بلاد و شهرها می فرستد و آنان به زمین هبوط می کنند و با صدایی که همه خلایق جز جنّ و انس می شنوند صدا می زنند:

 

 

 

ای امت محمّد! برخیزید برای گرفتن جایزه بزرگ خود از پروردگار کریم! همانا او امرزو [روز عید فطر] به بندگان روزه دار خود پاداش فراوان و آمرزش بزرگی عطا می کند.

 

 

و هنگامی که مردم [برای نماز عید فطر] به مصلای خود می روند، خداوند به ملائکه خود می فرماید: ای ملائکه! پاداش اجیر هنگامی که عمل خود را به پایان می رساند چیست؟ ملائکه می گویند: پروردگارا، باید پاداش کار او به طور کامل داده شود.

 

 

 

 

پس خداوند عزّوجلّ به ملائکه یاملائکتی ما جزاء الأجیر إذا عمل عمله؟ فیقول الملائکه إلهنا و سیدنا جزاؤه أن توفیّه أجره قال: فیقول عزوجل: فانی أشهدکم ملائکتی أنّی قد جعلت ثوابهم عن صیامهم شهر رمضان و قیامهم رضائی و مغفرتی و یقول جل جلاله:

 

 

 

یا عبادی سلونی فوعزّتی و جلالی لا تسألونی الیوم شیئا فی جمعکم لآخرتکم إلاّ أعطیتکم ولدنیاکم إلاّ نظرت لکم و عزّتی لأسترنّ علیکم عثراتکم ما رأیتمونی و عزّتی لا اخزینّکم و لا أفضحنّکم بین یدی أصحاب الخلود إنصرفوا مغفورا لکم قدأرضیتمونی فرضیت عنکم فتعرج الملائکه و تستبشر بما یعطی اللّه عزّوجلّ هذه الأمه اذا أفطروا من شهر رمضان.

 

 

 

 

خود می فرماید: شما گواه باشید که من پاداش روزه ماه مبارک رمضان و عبادت آنان را در شب های این ماه رضایت و خشنودی خود و آمرزش آنان قرار دادم.

 

 

 

سپس خدای متعال می فرماید: ای بندگان [روزه دار] من! به عزت و جلالم سوگند، امروز شما هیچ درخواستی برای آخرت خود نخواهید نمود جز آن که من به شما عطا خواهم نمود و برای دنیای خود نیز هر چه درخواست کنید برای شما ذخیره خواهم کرد، سوگند به عزّتم که لغزش های شما را می پوشانم و شما را بین اصحاب خلود [یعنی اهل بهشت] مفتضح و رسوا نخواهم نمود.

 

 

 

پس شما از مصلای خود آمرزیده باز گردید، همانا شما مرا خشنود کردید و من نیز از شما خشنود شدم. پس ملائکه با خشنود شدن از پاداش خداوند به این امت، در پایان ماه مبارک رمضان به آسمان بالا می روند.»

منبع:

ماه های رحمت ترجمه کتاب

«فضائل الاشهرالثلاثه» / شیخ صدوق

مترجم محمد حسینی بهارانچی

 


موضوعات: رويدادهاي قمري
   شنبه 3 تیر 1396نظر دهید »

سلیم بن قیس می گوید: هنگام وصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام حاضر بودم. حسین علیه السلام و محمد حنیفه و تمام فرزندان و رؤساء اهل بیتش و شیعیانش نیز حضور داشتند.

 

 

حضرت کتاب و اسلحه اش را به امام حسن داد و فرمود: فرزندم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به من دستور داده، تا ترا جانشین خود کنم و کتابها و اسلحه اش را به من داد. پیامبر به من دستور داده است، که چون مرگ تو نیز فرا رسید، آن را به برادرت حسین بدهی، سپس رو به فرزندش حسین کرد و فرمود: پیامبر به تو نیز دستور داده که آن را به فرزندت علی بن الحسین تحویل دهی، و بعد رو به علی بن الحسین کرد و به او فرمود: پیامبر به تو دستور داده که آن را به فرزندت محمد بن علی بدهی، از قول پیامبر و از قول من به او سلام برسان.

سپس رو به فرزندش امام حسن علیه السلام کرد و فرمود: پسرم، تو صاحب اختیار امور و ولی خونم هستی، اگر بخشیدی حق داری و اگر کشتی یک ضربه به جای همان یک ضربه بزن و خطا و تجاوز نکن!

 

 

سپس فرمود: بنویس:

بسم الله الرحمن الرحیم، این وصیت علی بن ابیطالب است، وصیتش این است: شهادت می دهد که خدایی جز الله وجود ندارد، یگانه است و شریک ندارد، و محمد بنده و پیامبر اوست، او را به هدایت و دین حقیقی فرستاده، آن دین را بر همه دینها برتری داده، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. نماز، عبادات، زندگی و مرگم برای خداوند، پروردگار جهان است که شریک ندارد. به این مطلب دستور داده شده ام و من از تسلیم شدگانم.

 

 

سپس وصیت می کنم ترا ای حسن و ای همه فرزندان و اهل بیتم و ای همه کسانی از مؤمنین که نوشته من به دست او می رسد: به تقوی و پرهیزکاری، و اینکه مسلمان از دنیا بروید، همگی چنگ به ریسمان خدا زنید، و متفرق نشوید، آن نعمت خدا را بیاد آورید که دشمن یکدیگر بودید و خداوند بین قلبهای شما دوستی و الفت ایجاد کرد.

 

 

 

از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: اصلاح بین دو نفر بهتر از بسیاری از نماز و روزه است و دشمنی دین را از بین می برد و فساد بین دو نفر است و قوتی و نیرویی جز به کمک خداوند وجود ندارد. به خویشانتان توجه داشته باشید، با آنان رفت و آمد کنید تا خداوند حساب را بر شما سبک گرداند.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره یتیمان، مبادا دهانشان خالی بماند. مبادا با بودن شما از بین بروند.

از پیامبر شنیدم که می فرمود: هرکس یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز گردد خداوند بهشت را بر او واجب می کند، همچنانکه آتش را برای خورنده مال یتیم واجب می کند.

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد قرآن، مبادا دیگران در عمل به آن بر شما پیشی گیرند.

خدا را خدارا در نظر داشته باشید در مورد همسایه هایتان، خدا و پیامبرش درباره آنان سفارش کرده است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد خانه پروردگارتان (کعبه) مبادا تا وقتی شما زنده هستید از شما خالی بماند، چون اگر خانه خدا ترک شود به شما مهلت داده نمی شود. کسی قصد آن را بکند، کمترین چیزی که همراه آن باز می گردد این است که گناهان گذشته اش بخشوده می شود.

 

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره نماز، نماز بهترین اعمال است، نماز عمود دین شما است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره ماه رمضان که روزه آن سپر از آتش است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره فقرا و مساکین، آنان را در زندگی خودتان شریک قرار بدهید.

 

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد جهاد در راه خداوند به اموال و جانتان، مجاهد واقعی در راه خدا دو نفرند: یکی امام هدایت شده و دیگری مطیع او که به هدایت او اقتدا کند.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد نسل پیامبرتان، مبادا در میان شماها مورد ظلم قرار گیرند در حالی که شما قدرت بر دفع آن داشته باشید.

خدا را خدا را مواظبت داشته باشید درباره آن دسته از اصحاب پیامبر تان که بدعتی نگذاردند و بدعت گذاری را جای ندادند (یعنی جلوی فعالیتش را گرفتند) چون پیامبرتان در مورد آنان وصیت کرده است. و بدعت گذاران از آنها و از غیرشان و کسی که بدعت گذاری را جای دهد لعنت کرده است.

 

 

 

 

با مردم سخن نیکو بگویید همانطور که خداوند به شما دستور داده است. مبادا امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید که خداوند امورتان را به دست اشرارتان می دهد آنجاست که دعا می کنید ولی مورد اجابت قرار نمی گیرد. فرزندانم، بر شما باد که با همدیگر رفت و آمد و تبادل افکار و نیکی کنید، بپرهیزید از اینکه از همدیگر قطع کرده و رو گردان باشید و پراکندگی و جدایی کنید. در نیکی و تقوی به یاری یکدیگر برخیزید. و علیه گناه و تجاوزکاری یکدیگر را یاری کنید. از خدا بترسید که عذاب خداوند دردناک است. خداوند شما اهل بیت را محفوظ بدارد و یاد پیامبر را در میانتان زنده نگاه دارد شما را به خدا می سپارم و بر شما سلام می فرستم.

 

 

 

 

علی علیه السلام شروع به گفتن لا اله الا الله کرد تا در شب اول از دهه آخر ماه رمضان، شب بیست و یکم، شب جمعه، چهل سال بعد از هجرت به مقام قرب حق نائل و شهید شد.

 منبع:

حضرت علی علیه السلام 

کاظم ارفع.

   سه شنبه 23 خرداد 1396نظر دهید »

از خطبه هاي حضرت درباره مرگ و قيامت

 

(21) (و من خطبة له ( عليه‏ السلام ))

فَإِنَّ الْغَايَةَ أَمَامَكُمْ

وَ إِنَّ وَرَاءَكُمُ السَّاعَةَ تَحْدُوكُمْ

تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا

فَإِنَّمَا يُنْتَظَرُ بِأَوَّلِكُمْ آخِرُكُمْ

أقول إن هذا الكلام لو وزن بعد كلام الله سبحانه و بعد كلام رسول الله (( صلى ‏الله‏ عليه‏ و آله و سلم )) بكل كلام لمال به راجحا و برز عليه سابقا

فأما قوله (( عليه‏السلام )) تخففوا تلحقوا

فما سمع كلام أقل منه مسموعا و لا أكثر محصولا

و ما أبعد غورها من كلمة

و أنقع نطفتها من حكمة

و قد نبهنا في كتاب الخصائص على عظم قدرها و شرف جوهرها

 

***

ادامه »

کلیدواژه ها: نهح البلاغه

موضوعات: خطبه ها
   سه شنبه 23 خرداد 1396نظر دهید »

از سخنان حضرت در جنگ جمل

 

(11) (و من كلام له ( عليه‏السلام )) لابنه محمد ابن الحنفية لما أعطاه الراية يوم الجمل‏

تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ

عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ

أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ

تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ

ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ

وَ غُضَّ بَصَرَكَ

وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ

 

***

 

ادامه »

کلیدواژه ها: نهج البلاغه

موضوعات: خطبه ها
   سه شنبه 23 خرداد 1396نظر دهید »

 اغاز افرينش اسمان و زمين و خلق آدم

 

1- (فمن خطبة له ( عليه‏السلام )) يذكر فيها ابتداء خلق السماء و الأرض و خلق آدم‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ

وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ

وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ

الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ

 

ادامه »

کلیدواژه ها: نهج البلاغه

موضوعات: خطبه ها
   سه شنبه 23 خرداد 1396نظر دهید »

1 ... 144 145 146 ...147 ... 149 ...151 ...152 153 154 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو