
بیست و هشتم ماه سفر روز رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله است، فرصت و توفیقی برای آن دسته از اردتمندانی است که در مقام بالابردن سطح معرفت و آگاهی خویش نسبت به سیره عملی حضرت می باشند از همین رو بطور مشخص و معین ساعتی از وقت و عمرشان در چنین روزهای مناسبتی اختصاص به مطالعه و تامل سیره رسول گرامی می دهند، نویسنده با توجه به چنین زمینه ای و باهمین نیت و از باب خدمت به چنین طبقه فهیم و ارادتمند یادداشت کوتاه تحلیلی از چهارده سیره عملی و کاربردی پیامبر اکرم تهیه و تقدیم محضر نموده است، البته آن بخش از سیره ای که جامعه امروز سخت محتاج و نیازمند به آن است.

با این که رسول الله(ص) از جامعه ای برخاست که فاقد هرگونه نظافت و بهداشت بود ولی سراسر زندگی شخصی آن حضرت آمیخته از رعایت اصول اولیه نظافت و بهداشت است از همین رو نه تنها به عنوان دستو العمل همگانی فر مود: (النظافه من الایما ن: پاکیزکی جزیی از ایمان است. بحار ،ج۲۱،ص۲۷۵) وفرمود: (ان ا لله تعالی یبغض الوسخ والشعث: خداوند متعال شخص آلوده و ژولیده را دشمن می دارد. کنز العمال ج۱۷ ص۱۸۱) بلکه خود به نظافت وپاکیزکی مبادرت می کرد که نمونه هایی از نطافت و بهداشت رسول الله (ص) را دراینجا می آوریم؛
۱- نظافت بدن: حمام کردن، شستشو، نظافت بدن و زدون موهای زائد و نیز چیدن موی سبیل، گرفتن ناخن از سیره عملی بهداشتی و نظافت ان حضرت بوده است از همین رو امام صادق(ع) فرمود: (رسول خدا(ص) موهای زیر ناف ومیان پا ها را در جمعه نوره می کشید. المستدرک،ج۶،ص۵۰۷) فرمود: (روز های جمعه پیش از انکه برای نماز خانه خارج شود، ناخن خود را می گرفت و شاربش را کوتاه می کرد. المستدرک،ج۱، ،ص۴۱۴) امام موسی بن جعفر(ع) فرمود: (پنج چیز در سر، و پنج چیز در بدن از سنت (رسو ل الله) است، انچه در سر است: مسواک کردن، کوتاه کردن شارب، تفریق کردن سر، مضمه و استنشاق نمودن است، و اما انچه در قسمت بدن است: ختنه کردن ،ازاله موی نافه و زیر بغلها و گرفتن ناخن ها و استبراکردن می باشد. خصال ،ح۱۱)
۲- دهان ودندان: حفظ بهداشت و سلامت دهان و دندان سیره عملی دیگر رسول الله (ص) بوده است که به شدت به ان اهتمام می ورزید، از همین رو نه تنها دیگران را به عنوان دستورالعمل سفارش به مسواک زدن می نمود و می فرمود: (ان الاسنان وهی جوهره صافیه یتلوث یصجه مضغ الطعام فیغربها رایحه الفهم پیتپلد منها الفساد فی المدماغ فاذا استاک زال عنها الفساد وعادت الی اصلها: دندانها که صاف و زیبایند بواسطه جویدن غذا کثیف والوده می شوند و کم کم بوی دهان تغییر پیدا می کند و ایجاد فساد در قوای دماغیه می نماید. وقتی که انسان مسواک می زند فساد از بین می رود و دندان دومرتبه تمیز وپاکیزه می گردد).
امام صا دق (ع) روایت می کند که پیامبر(ص)می فرمود: (مازال جبرییل یوصینی باالسواک حتی ظننت انه سیجعله فریضه مستدرک الوسایل ج۱ص۳۶. پیوسته جبرییل مرا به مسواک زدن سفارش می کند، تا جایی که که گمان کردم از امور واجب باشد) و نیزمی فر مود: (طیبوا افواهکم باالسواک: دهانتان را با مسواک زدن خوشبو کنید) بلکه خود اهتمام ویژه ای به بهداشت دهان و دندان داشت که در روایت امده است: (رسول خدا(ص) مسواک را بالا سرش می گذاشت و پیش از خواب مسواک می زد، وقتی بیدار می شد مسواک می زد و می فرمود انقدر از سوی خداوند به مسواک فرمان داده شدم که ترسیدم بر من واجب شود) نه تنها به مسواک زدن توصیه و سفارش می کرد بلکه ادب و کیفیت مسواک را نیز بیان می کرد و می فرمود: (اذا استکم فاستاکوا عرضا؛ مکارم الاخلاق،ص۳۵سنن الکبری ج1ص۴۰، چون خواستید مسواک کنید از عرض دندان مسواک کنید) و انچه که قابل تامل در سیره رسول خدا(ص) نسبت به حفظ بهداشت دهان و دندان می باشد این است که ان حضرت می فرمود: (تخللوا فانها من النطافه و النظافه من الایمان و الایمان مع صاحبه فی الجنه: دندانهای خود خلال کنید، زیرا خلال کردن جز نطافت است و نظافت از ایمان است و شخص با ایمان داخل بهشت می شود) و انچنان برای حضرت خلال دندان در مرتبه اهمیت قرار داشت که می فرمود: (ان من حق الضیف ان یعدله یکی از حقوق مهمان به گردن میزبان این است که برای مهمان چوب خلال در وقت غذا خوردن اماده کند)
۳- نظافت محیط زیست: رعایت نظافت و بهداشت محیط زیست و اطراف محیط زندگی سیره عملی دیگر رسول الله (ص) است که توصیه به پاکیزگی و نظیف بودن محیط زندگی به ویژه محل سکونت می نمود و می فرمود: (لا تبتوا القمامه فی بیوتکم و اخرجوا نهارا،فانها مقعد الشیطان:زباله را درشب در خانه های خود نگه ندارید وان را در روز به بیرون از خانه منتقل کنید زیرا زباله نشیمنگاه شیطان است :من لا یحضر الفقیه ،ج۴،ص5،ح۴۹۶۸)ونیزفرمود: (لاتو التراب خلف الباب فانه ما وی الشیطان: زباله را پشت در حیاط جمع نکنید زیرا لانه شیطان می شود، همان)
4-آراستگی ظاهری: مرتب بودن در پوشش ظاهری و آراسته بودن در اصلاح سر و صورت، از سیره بارز و برجسته رسول خدا(ص) بود و هرگز ژولیدگی و شلختگی در زندگی آن حضرت که موجب نفرت و دوری دیگران از شخص می شود دیده نمی شد، بلکه مظهر هرگونه اراستگی و زیبایی بود چرا در سیره آن حضرت آمده است؛
۱- اصلاح سر وصورت: رسول خدا(ص) بین ذی پیامبری و عارف و عاشق حضرت حق بودن، و ظاهر اراسته و مرتب داشتن، نه تنها منافات نمی دید بلکه به حکم ایه مبارکه: ((یابنی ادم خذوا زینتکم عند المسا جد: اعراف،ایه،۲۲۲)) موی سر و محاسن و شارب خود را مرتب و اراسته و اصلاح می نمود از همین رو روایت شده است؛ (رسول خدا(ص)در روز جمعه پیش ازخارج شدن برای نماز، ناخنهای خود را می گرفت و شاربش را کوتاه می کرد. مستدرک،ج۱،ص۴۱۴) و می فرمود: (گرفتن از موی شارب به حدی که خط لب اشکارشود سنت است همان ص۵۹) و می فرمود (مجوسیان (زرتشتیان )ریش خود را می تراشند و سبیل پر پشت می گذارند و ما سبیل خود را می زنیم و ریش خود را بلند می گذاریم. همان ص۵۹) و می فرمود: (کسی از شما شارب خود را بلند نکند؛ زیرا شیطان ان را پناهگاه خود قرار می دهد) و برای اینکه در مقدار محاسن کسی دچار افراط نشود مقدار و اندازه را مشخص کرده و می فرمود: (وقتی محاسن را در دست می گیرید، هر چه از مشت بیشتر باشد باید کوتاه شود).
از همین رو بود که: (رسول خدا(ص) مردی را نگریست که محاسن بلندی داشت فرمود: چه می شد اگر محاسنش را اصلاح می کرد؟ خبر به ان مرد رسید، محاسنش را اصلاح کرد نه بلند بود نه کوتاه سپس به دیدار حضرت رفت پیامبر با دیدن او فرمود: این گونه اصلاح کنید. من لایحضره الفقیه،ج۴ص۵) و همچنین موی سر و صورت را مرتب و اراسته می کرد که علی (ع)می فرماید: (رسول خدا(ص)موی خود را شانه می زد و بیشتر اوقات ان را با اب صاف و مرتب می کرد و می فرمود: اب برای خوشبوکردن مومن کافی است: المستد رک،ج ا،ص۵۹ ).
امام صادق (ع)فرمود: (… رسول خدا(ص) زیر محاسن خود را چهل بار و روی ان را هفت بار شانه می زد و می فرمود: این کار حافظه را زیاد می کند و بلعم را از بین می برد: مکارم الا خلاق،ج۱،ص۳۵) و ان چنان اراسته بودن برایش اهمیت داشت که در روایت امده است: (روزی مردی در خانه پیامبر امد، اجازه ورود خواست ان حضرت طبق معمول در ایینه نگاه کردند و سر و صورت خود را مرتب و اراسته نمودند،عایشه به پیامبر عرض کرد یا رسول الله تو برترین فرزندان ادم و پیامبر پروردگار جهانی در برابر ظرف اب می ایستی و موی سر و صورت خود را مرتب می کنی؟ حضرت فرمود: ای عایشه خداوند دوست دارد وقتی بنده اش برای دیدن برادرانش از خانه بیرون می رود خود را مرتب و ارسته کند: مکارم الاخلاق ج۲،ص۱۸۳)
2- معطر بودن: همان گونه رسول الله(ص) در معاشرت با دیگران و زندگی شخصی بدن و لباسش نظیف و پاکیزه بود نه چرکین، در معاشرت با خانواده و دیگران سنت و سیره اش نیز بران بوده است که خود را خوشبو و معطر نماید تا دیگران از همنشینی با وی نشاط پیدا کنند نه انکه متنفر و ازرده شوند و این سیره و سنت انچنان برایش اهمیت داشت که امام صادق(ع) فرمود: (رسول خدا(ص)بیش ازمقداری که خرج خوراک می کرد خرج عطر می کرد: کافی،ج۶،ص۵۱۲) و نیز فرمود: (بر هر مکلفی لازم است که در هرجمعه شارب و ناخنهای خود را بگیرد و مقداری عطرمصرف کند. رسول خدا(ص) چون جمعه فرا می رسید و عطر نزد اونبود برخی از روسری های زنان که(معطر) بود می گرفت و با اب نم می زد و به صورت خود می کشید؛همان،۵۱۱) و همچنین امام صادق(ع) فرمود: (رسول خدا(ص) مشکدانی داشت که بلا فلا صله پس از وضو با همان دست تر ان را می گرفت و خود را خوشبو می ساخت، و چون از خانه بیرون می شد مردم از بوی خوش ان می دانستند که آن حضرت می آید. همان،ص۵۱۵)
3- آراستگی لباس: هرچند رسول الله(ص) ساده زیست بودند و هرگز لباس فاخر و گرا ن قیمت نمی پوشید ولی همان لباس ساده را که می پوشید از هر رنگ یا جنس نمی پوشید بلکه جنس و رنگ لباسش انتخاب ویژه داشت، چرا که جنس لباسش از پنبه، و رنگش بیشتر سفید و سبز، و کمتر زرد بود. از همین رو علی(ع) فرمود: (رسو ل خدا (ص) لباس پنبه می پوشیدکه ان لباس رسول خدا(ص) بود. و آن حضرت لباس مویین و پشمین نمی پوشید مگر انکه علت و ضرورتی پیدا می شد. المستد رک،ج۱،ص۲۰۹) و همچنین در روایت آمده است: ازلباس سبز خوشش می امد و بیشتر لباسهایش سفید بودو می فرمود: زندگان خود را سفید بپوشانید ومردگانتان را در ان دفن کنید. بحار،ج۱۶،ص۹۸) و نیز روایت شده است: (پیامبر خدا(ص) ملحفه ای داشت که با زعفران رنگ امیزی شده بود و گاهی تنها با پوشیدن همان با مردم نماز می خواند. بحا،ج۱۶، ص۹۸)
منبع:«تحلیل چهارده سیره کاربردی و عملی رسولالله صل الله علیه و آله»/ سید محمدتقی قادری»
نظر دهید » 
پس از مرگ معاویه و اصرار یزید برای اینکه والی مدینه از هر راهی از امام حسین (علیهالسلام) بیعت بگیرد، امام از مدینه به سمت مکه به راه افتادند و زمانی که یزید عدهای را برای دستگیری ایشان به مکه فرستاد، امام از مکه به سمت کوفه رفتند. اما چرا کوفه مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) شد؟ چرا ایشان سایر مراکز شیعه نشین آن زمان مانند یمن را به عنوان نقطۀ آغاز قیام انتخاب نکردند؟ پاسخ به این شبهه نیازمند بررسی ابعاد گوناگون قیام امام است، که در این مقاله به مهمترین آنها خواهیم پرداخت، اما در ابتدا لازم است برای رسیدن به پاسخ چرایی انتخاب کوفه به عنوان مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) کمی از شرایط جامعه اسلامی را در زمان شروع امامت ایشان شرح دهیم.

دوران امامت امام حسین (علیهالسلام) در سالهای پایانی حکومت معاویه آغاز شد، جامعه اسلامی در اواخر حکومت معاویه دچار دگرگونی و انحراف شدید بود، اما به حکومت رسیدن شخصی با خصوصیات یزید میتوانست نقطۀ پایانی بر حکومت اسلام بر جامعه باشد؛ زیرا یزید در عمل حتی به هیچ یک از ظواهر اسلام هم مقید نبود. سالها فرمانروایی معاویه جامعه را کم کم به مرز انحطاط کشانده بود، گناه و فحشا قبیح شمرده نمیشد، مردم حکومت غاصبان را خواست خدا میدانستند، پرداخت مالیاتهای سنگین آنها را از تفکر به مشکلات دیگر بازداشته و اشراف را روز به روز بر همۀ جوانب زندگی مردم مسلطتر میکرد.
یزید چنین جامعهای را از پدر تحویل گرفته بود و خود و اطرافیانش میدانستند که مرگ معاویه میتواند آغازگر قیامهایی با اهداف مختلف باشد. در نتیجه یزید پیکهایی را برای بیعت گرفتن از افراد مختلفی که از جایگاه اجتماعی آنان میترسید، روانه کرد.[1] در رأس این فراد امام حسین (علیهالسلام) قرار داشتند. ایشان بزرگ هاشمیان و نوادۀ پیامبر بودند و طبق تعهد معاویه در صلحنامهای که با امام حسن (علیهالسلام) امضاء کرده بود، حکومت میبایست به ایشان تحویل میشد. یزید وجود امام را خطر بزرگی برای ادامه حکومت خود تلقی میکرد و به همین علت فشار و تهدیدی فراوان برای بیعت گرفتن از امام حسین (علیهالسلام) وارد میآورد، واضح است که امام حسین (علیهالسلام) هرگز حاضر به بیعت با چنین فردی نبودند.[2]
اما چه شد که کوفه مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) شد؟ امام حسین (علیهالسلام) از همان ابتدای خروج از مدینه هدف خود را عمل به واجب فراموش شده، یعنی امر به معروف و نهی از منکر بیان کردند و فرمودند جهان اسلام را گناه و انحراف فراگرفته و من برای عمل به مسئولیت شرعی و الهی خود و اصلاح امت جدم قیام میکنم.[3] پیداست که امام برای عملی کردن این تصمیم نیاز به همراهی مردم داشتند و این همراهی در درجه اول نیازمند آگاه سازی مردم از شرایط موجود بود.
نظر دهید » 
1. حفظ امنیت و جلوگیری از هتک حرمت خانواده اولین دلیل از دلایل همراهی خانواده امام حسین(علیهالسلام)

بعد از آنکه یزید به والی مدینه دستور داد، به هر طریقی که میتواند از امام بیعت بگیرد، حضرت این شهر را ناامن دیدند و راهی مکه شدند. در مدینه هیچ خانۀ امنی وجود نداشت که امام اهل خویش را به آنها بسپارند. البته این ناامنی تنها ویژۀ مدینه نبود و هیچ نقطۀ امن دیگری نیز برای ایشان وجود نداشت. این عدم امنیت امام را بر آن داشت که خانوادۀ خویش را با خود همراه سازند.
با مطالعۀ سلوک خاندان اموی و به ویژه شخص یزید میتوان دریافت اصلاً بعید نبود، که آنان موجبات هتک حرمت خانوادۀ حضرت را فراهم آورند و این بزرگواران را به گروگان بگیرند و در نتیجه اسارت آنها و حوادث ناگوار در پی آن امام حسین (علیهالسلام) را از جهاد و شهادت بازدارد.
ممکن است این سؤال پیش بیاید که در ادامۀ واقعۀ عاشورا نیز این خانواده به اسارت درآمدند؛ اما نکتۀ قابل توجه این است که این دو نوع اسارت بسیار با هم تفاوت داشتند. در اسارت نوع اول هیچکدام از خواستهها و اهداف امام تحقّق نمییافت؛ اما نوع دوم اسارت کارکردهایی داشت که میتوان از آن به عنوان یکی از دلایل همراهی خانواده امام حسین (علیهالسلام) با ایشان یاد کرد.
علاوه بر این مردم مدینه پس از اینکه متوجه شدند امام با یزید بیعت نکردهاند، حضور امام و خانوادۀ ایشان را برای خود خطرناک میدانستند و خود این مردم و بزرگانشان به امام توصیه کردند که از مدینه خارج شوند. این توصیه را نمیتوان تنها به عنوان مصلحت اندیشی برای امام در نظر گرفت، زیرا اگر مصلحت امام برای مردم مدینه اهمیت داشت، خود در کنار ایشان قیام میکردند؛ بلکه این توصیهای بود برای حفظ امنیت و آرامش مدینه. در نتیجه مردم مدینه با حضور خانوادۀ امام که میتوانست این امنیت را بر هم بزند نیز مخالف بودند.
1 نظر » 
محرم و صفر فرصت مناسبی برای افزایش علم و معرفتمان به امام حسین (ع) و یاران ایشان است.

در نوشتار پیش رو مروری داشته ایم بر چهار کتاب «پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع)»، «عاشورا شناسی»، «حقیقت عاشورا» و «تراژدی جهان اسلام» که هرکدام میتوانند در تقویت شور و شعور حسینی مؤثر باشند.
تحلیلی بر چرایی حادثه عاشورا

کتاب «پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع)» اثر سید جعفرشهیدی، نویسنده، مترجم، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، فقه و تاریخ اسلام و استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است که نخستین بار سال ۱۳۵۸ منتشر شد.
شهیدی که در این کتاب، از زوایای جدیدی به بررسی و تحلیل قیام امام حسین (ع) پرداخته است، بیش از آنکه در جست وجوی چگونگی آن رخداد عظیم باشد، به دنبال چرایی حادثه عاشورا بوده است. خود او درباره دلیل نگارش کتاب «پس از پنجاه سال» نیز چنین گفته است: مقصود من از نوشتن این یادداشتها مقتل نویسی، تبلیغ مذهبی و حتی نوشتن تاریخ نیست. من کوشیده ام تا خود بدانم آنچه رخ داد، چرا رخ داد؟
در واقع در این کتاب، بیان حوادث تاریخ صدر اسلام و روایت زندگی امام حسین (ع) برای نویسنده چندان موضوعیتی ندارد و تحلیل و علت شناسی عاشوراست که مدنظر قرار گرفته است. شهیدی علت فاجعه را هم فقط در سال ۶۰ و ۶۱ هجری جست وجو نمیکند و برای بازگو کردن چرایی این حادثه به مرور و تحلیل آنچه از سالهای قبل بر جامعه مسلمین گذشته میپردازد.
به همین دلیل هم نام «پس از ۵۰ سال» را برای اثرش برگزیده است. این کتاب، سی فصل دارد که سیزده فصل نخست آن برای ورود به جزئیات حوادث سالهای ۶۰ و ۶۱ هجری و بیان وقایع نهضت سیدالشهداست که در واقع کلید تحلیل حادثه را در خود جای داده. در صفحه ۸ کتاب «پس از پنجاه سال» مؤلف درباره زاویه نگاه خود چنین گفته است: «من در این کتاب از زاویهای بدین حادثه نگریسته ام که در گذشته کمتر بدان توجه کرده اند.
اگر در چنین کوششی توفیق یافته باشم، یقین دارم آنچه به دست آورده ام، عبرتی برای حال و آینده خواهد بود. چه اگر قهرمان حادثه کشته شده است [اما]آنچه او برای آن میجنگید و آنان که برای رسیدن به هدف بدو وعده یاری دادند و به وعده خود وفا کردند یا نکردند، در طول تاریخ فراوان بوده و هستند و خواهند بود.» کتاب «پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع)» نخستین بار در ۲۱۶ صفحه از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی در دسترس علاقهمندان قرار گرفته و تاکنون بارها تجدید چاپ شده است، کتابی که میتواند منبع خوبی برای دیگر نویسندگان و همچنین الهام بخش جوانان انقلابی باشد.
نظر دهید » 
اهداف قیام امام حسین علیه السلام: و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة َ؛ - خدایا- جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد.

امام حسین علیه السلام قبل از خروج از مکه خطاب به برادرش محمد حنفیه وصیت نامه ای نوشتند که ضمن آن اهداف خود را از قیام اعلام می دارند. در آنجا می فرماید: من برای اصلاح دین جدّم رسول الله و امر به معروف و نهی از منکر قیام می نمایم.
با مطالعه تاریخ زمان امام حسین علیه السلام در می یابیم که در دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تغییرات بسیاری ایجاد شده و بدعت های فراوانی نهاده شده بود. امام برای این که حقیقت دین رسول اکرم صلی الله علیه و آله حفظ شود و دینی سالم به نسل های بعدی رسانده شود هیچ راهی نداشت جز این که قیام نماید و بدین وسیله اعلام کند که حقیقت دین اسلام به یغما برده شده و دین کنونی، دینی است تحریف شده که خلفا به واسطه آن راهی برای حکومت نامشروع خود یافته اند. پس امام قیام می کند تا پیام دین واقعی را به گوش افرادی که خواهان شنیدن حقیقت هستند برساند.
منبع: پایگاه تخصصی منبرها
نظر دهید » 
از سنتهای الهی فرستادن بلا و سختی برای اولیاء و انبیاء است و با استناد به روایات می توان گفت که هرچقدر ایمان شخص بیشتر شود، غالبا سختی و مرارت بیشتری بر او وارد می شود . در این باره روایات زیادی وارد شده; تا جایی که در متون روایی یک باب با عنوان …

درس صبر و استقامت در مکتب زینب علیها السلام
در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت خانه نبوت با بی قراری تمام در انتظار مولودی بود که تا چند لحظه دیگر پای به این جهان می نهاد . پس از آن که لحظه فرخنده فرا رسید، خبر مسرت بخش آن منتشر شد و عطر خوش این ولادت کوچه های مدینه را فراگرفت . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پس از تبریک و تهنیت، نام او را «زینب » گذاشت تا به این وسیله خاطره دختر مرحومه اش «زینب» را که کمی قبل از ولادت این کودک، جهان را بدرود گفته بود زنده نگاه دارد . او بعدها در کسب فضایل و مناقب و کمالات انسانی زبان زد عام و خاص گشت; به حدی که برای او بیش از 60 لقب ذکر شده است . برخی از این القاب عبارتند از: نائبة الزهراء، ملیکة النساء، سیدة العقایل، فصیحة، بلیغة، کاملة، عابدة، فاضلة، عارفة، صابرة، و عظیمة بلواها .
مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی در سروده های معروف خود به فضائل و القاب آن بانوی بزرگ اشاره کرده است که برای اختصار به ذکر برخی از ابیات آن اکتفا می کنیم:
ما ورثته من نبی الرحمة
جوامع العلم اصول الحکمة
سر ابیها فی علو الهمة
والصبر فی الشدائد الملمة
ثباتها تنبئ عن ثباته
کان فیها کل مکرماته
لها من الصبر علی المصائب
ما جل ان یعد فی العجائب «او جوامع علم و اصول حکمت را از پیامبر رحمت به ارث برده است . در بلند مرتبه بودن همت و صبر در سختیهای خسته کننده و طاقت فرسا سر پدرش بود . (یعنی اوصاف پدرش در او نهان بود). استقامت و ثبات زینب از استقامت و ثبات پدرش خبر می دهد، گویا در وجود او تمام کرامتها [و صفات پسندیده] حضرت علی علیه السلام وجود دارد . در صبر و شکیبایی بر مصیبتها آن چنان بود که نزدیک است از عجائب شمرده شود .»
آن بانوی بزرگ که در دوران زندگی خود با حوادث و مصائب بزرگی مواجه شده بود، در نیمه رجب سال 62 هجری در سن 56 سالگی با کوله باری از غم و اندوه، دنیای فانی را وداع گفت و به دیار حق شتافت .
از آن جا که شخصیت حضرت زینب علیها السلام با واژه صبر و استقامت در برابر مصائب و سختیها قرین است به حدی که او را «ام المصائب » و «ام العزائم » نامیده اند، از اینرو برآنیم تا در این مقال، مختصری پیرامون موضوع «صبر و استقامت » مطالبی را بیان کرده و سپس با ذکر نمونه هایی از صبر و استقامت آن بانوی بزرگ، این بحث را به پایان رسانیم .
آثار صبر بر مصیبت
صبر و استقامت در برابر سختیها، یکی از مهمترین اصول اخلاقی اسلام است . در روایات به سه نوع صبر اشاره شده است; صبر بر مصیبت، صبر در مقابل معصیت و صبر در مقام عبادت و بندگی . از آنجا که در این مقاله از صبر بر مصیبتها و سختیها سخن می گوئیم، در اینجا برخی از آثار صبر بر مصائب را بیان می کنیم .
نظر دهید » 
توضیحات

درسهای عاشورا، عوامل واقعه عاشورا، پیامدهای واقعه عاشورا، در سوگ سیدالشهدا
مولف / مترجم: آیت الله محمد صادق(محی الدین)حائری شیرازی
دیگر مولفان : گردآوری : محمد مرادی و سعید فلاحی
ناشر: دفتر نشر معارف
سال چاپ: 1398
تعداد صفحات: 228
نوع جلد: نرم
مشخصات کتاب آئینه تمام نما
نام :
کتاب آئینه تمام نما
درسهای عاشورا، عوامل واقعه عاشورا، پیامدهای واقعه عاشورا، در سوگ سیدالشهدا
مولف ، نویسنده :
آیت الله محمد صادق(محی الدین)حائری شیرازی
گردآوری : محمد مرادی و سعید فلاحی
انتشارات، نشر :
دفتر نشر معارف
تعداد صفحات / سایز و مدل :
228 / رقعی شومیز
شابک :
9786004411431
موضوع :
درسها ، عوامل و پیامدهای واقعه عاشورا، در سوگ سیدالشهدا
این کتاب درس گفتارهای این عالم ربانی با محوریت عاشورا است که در این کتاب به صورت منسجم ارائه شده است. این کتاب که در هفت فصل ارائه شده، با محوریت عاشورا مباحثی نظیر بینش و بصیرت حسینی، درسهای عاشورا، عوامل واقعه عاشورا، پیامدهای واقعه عاشورا، در سوگ سیدالشهدا و … عنوان شده است.
در نهمین دوره پویش ملی کتابخوانی «روشنا» کتاب « آیینه تمام نما» به عنوان کتاب محوری این مسابقه کتاب خوانی انتخاب شده است.کتاب «آیینه تمام نما» درس گفتارهای آیت الله حائری شیرازی با محوریت عاشورا است که در این کتاب به صورت منسجم ارائه شده است.در این کتاب که در هفت فصل با محوریت عاشورا ارائه شده، مباحثی نظیر بینش و بصیرت حسینی، درس های عاشورا، عوامل واقعه عاشورا، پیامدهای واقعه عاشورا، در سوگ سیدالشهدا علیه السلام، زیارت امام حسین (ع) و انقلاب اسلامی در پرتو عاشورا عنوان شده است.این کتاب که درس های آن با تمثیل هایی خواندنی همراه شده، خواننده را در فهم بیشتر حرکت سیدالشهدا (ع) در سال ۶۱ ه.ق که منجر به شهادت آن حضرت شد، یاری می کند.این کتاب با توجه به این که بر مبنای سخنرانی ها تنظیم شده، خواننده را با فضای متن کتاب به خوبی همراه می کند.
در بخش هایی از کتاب می خوانیم:
درباره کار اباعبدالله (ع) و بچه ها و جوان ها و اهل بیت آن حضرت تأمل کنید. آن حضرت می خواهد عاشورا آئینه تمام نمای دو نوع اسلام باشد.بعضی از آئینه ها کوچک هستند که آدم فقط صورتش را در آن ها می بیند و بعضی هم به اندازه قد انسان هستند و انسان تمام قامتش را در آن می بیند. آن حضرت می خواهد تمام قامت دو اسلام را معرفی کند و برای این کار دعوت کرده و تربیت می نماید.
مولف : آیت الله حائری شیرازی
ناشر : انتشارات نشر معارف
نظر دهید » 
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
رقیه دختر امام حسین علیه السلام

عرض کنم که همانطور که وعده داده بودم یه مقدار اگر این بحث امشبم طول میکشه یه مقدار از یک ساعت میگذره قبل از آنکه شروع کنم و بگم عذرخواهی میکنم یه مقدار تحمل کنید من خیلی عرض شود بر اینکه راجع این موضوع دقیق و منظم و مضبوط و مُسْتَدَلْ حرف بزنم.
عرض شود بر اینکه هر چند وقت یه بار یه مطلبی مد میشه و یه هجومی به یه موضوعی در میگیره امسال تابستان که من اصفهان بودم یکی از این آقایون اهل منبر رو منبر یه مطلبی گفته بود و نوارشُ من گوش کردم خودم نبودم پا منبرش نوار من گوش کردم کاست قسم والله میخوره از منبریهای معروفی هم هست نسبتاً میگوید والله قسم امامحسین(ع) دختری نداشته است اسمش رقیه باشد، امامحسین(ع) دختری به نام رقیه والله نداشته و حالا این همه مشکل شیعه داره در ایران در افغان در عراق در لبنان الی آخر این همه داخل کشور ما فساد و فحشا و زنا و شراب و دزدی و ربا و حیف و میل به بیتالمال و رام خواری و گرونی از اطراف اینقدر مشکل همه حل شده همین یکی مونده و این حالا چه صیغهای واقعاً نمیدانم من.
عرض شود بر اینکه حالا ببینید که میگویند که و حرفهایی که میزنند یکی اینکه میگویند در کتب قدما نیست بنده عرض شود بر اینکه برا ایشون پیغام دادم و اون کسی هم که پیغام منو بُرد بُرد و بهش گفت خبر آمد که رفتم بهش گفتم گفتم آقاجون اگر من پا منبر شما بودم پا میشدم وا میایستادم میگفتم آقاجون شما که میگویی ساختمان خوب نیست خرابش کن چی چی جاش ساختی؟ شما که میگوئی امامحسین(ع) دختری به نام رقیه نداشته است، حالا که نداشته است پس این رقیه این اسمش چی چیه؟ و دختر کی؟ لابد میخواهی بگوئی اسمش عایشه است دختر ابوبکر اینطوری میخواهی بگوئی، میخواهی بگوئی دختر یزید، میخواهی بگوئی دختر معاویه است، آخه یه چیز جاش بساز، حالا گفتی تو اصفهان نوارم شد و سی دی هم شد پخش هم شد و شیعیان تو اصفهان اینور و اونور متزلزل کردی گفتند ایبابا بریم شام زینب که میگویند اون نیست رقیه هم که میگویند این نیست که چی مثلاً اونوقت، حالا چه دردی از مرضت عِلاج شد؟ حالا کدوم از این مرض تو معالجه شد چی چی گیرت اومد؟ خلاف کردی چی چی جاش ساختی؟ فاحشه خانه، حالا من یه مقدار خدا کنه که واقعاً قبل از اومدن توسل پیدا کردم که به خودم مسلط باشم عصبی نشوم داد نزنم آروم آروم ببینیم همینجور هست یا نه؟
نظر دهید » 
شهادت و گواهی امام صادق علیه السلام به عظمت و برتری امام حسین علیه السلام

- اللهم انی اَشهَدُ أنـَّهُ وَلیـُّکَ وَ ابنُ وَلیِّک؛ بار خدایا گواهی می دهم که ( امام حسین) ولی تو و فرزند ولی تو است.
- وَصَفیـُّکَ وَ ابنُ صَفیـِّک، الفائزُ بِکـَرامـَتـِک؛ و نیز گواهی می دهم که او برگزیده ی تو و پسر برگزیده ی تو است که به کرم تو رستگار است.
- اَکرَمتـَهُ بالشَّهادة؛ خدایا گواهی می دهم که او را به وسیله شهادت گرامی داشتی .
- و حَبوتـَهُ بالسـَّعادة؛ و به او سعادت عطا فرمودی.
- و اجتـَبـیتـَه بطیبِ الولادة ؛ و او را از اصل و نسب ، پاکی ولادت بخشیدی.
- و جَعَلتـَه سیداً من السادة و قائِداً من القادة؛ او را آقایی از آقایان و رهبری از رهبران قرار دادی.
- و ذائدً مِنَ الذادة و اَعطیتـَهُ مَواریثَ الانبیاء؛ و او را مدافعی از مدافعان قرار داده و ارث تمام انبیاء را به ایشان عطا فرمودی.
- و جعلته حُجَة ًعلی خـَلقِک مِنَ الاوصِیاء؛ و شهادت می دهم که او را حجت بر خلق خود از اوصیاء قرار دادی.
- فـَاَعذَرَ فی الدُعاءِ وَ مَنَحَ النُصح؛ پس امام حسین علیه السلام نیز در دعوت ، عذری باقی نگذاشت و خیر خواهی نمود.
در این دنیا هر کس توسط چیزی و یا عملی به عزت می رسد. امام صادق علیه السلام در این فراز از زیارت، امام حسین علیه السلام را توصیف می نماید که خدایا او ولی تو و فرزند ولی توست، او برگزیده و پسر برگزیده توست. یعنی با تمام عزت و احترامی که برای ایشان قائل بودی ولی به وسیله شهادت به او عزت بخشیدی.
تو خواستی که امام به وسیله شهادت، آن هم چنین شهادتی به عزت برسد. خدا به وسیله شهادت، امام حسین علیه السلام را به سعادت رسانید. طوری که یزید و وزرایش به دنبال دنیا و کسب مقامات دنیوی بودند و به نوعی به دنبال کسب اعتبار بودند ولی امام حسین علیه السلام که هیچ چشم داشتی به دنیا نداشت و حکومت را هم صرفاً به عنوان ابزاری برای برافراشتن اسلام و اقامه عدالت می دانست.
امام حسین علیه السلام و اهل بیت ایشان در فجیع ترین وقایع و جنایت ها، قرار گرفته بودند. اگر چه مدت زمان جنگ کم بوده؛ اما در این مدت کم، انواع و اقسام جنایت ها و پستی ها دیده می شود که البته بزرگترین چهره این جنایات اینست که بر امام معصوم وارده شده است. شهید مطهری(ره) می فرماید: ” یک وقت حساب کردم و ظاهراً در حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم و خیال نمی کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود، که تا این اندازه تنوع داشته باشد.و به امام با گذراندن چنین وضعیتی کرامت و شرافت داده شد.
منبع: پایگاه تخصصی منبرها
نظر دهید » << 1 ... 8 9 10 ...11 ...12 13 14 ...15 ...16 17 18 ... 798 >>