
قال الله تبارک و تعالی: «وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ»(زمر، 73)
![]()
همه ما آرزوی رفتن به بهشت را داریم و مرتب از خدا درخواست بهشت می کنیم. بهشت ویژگی هایی دارد که باید به دنبال آن بود: برخی از این ویژگی ها عبارتند از : جاودانگی، عدم وجود غم، خستگی، ناراحتی، لغو و بیهودگی، نعمت های معنوی (لقاء الله، رضایت خدا، آمرزش، هم نشینی با ابرار)، نعمت های مادی (درختان، نهرهای جاری، سایه های درختان، سرور و شادمانی، فرش های گرانبها، خدمتکاران ویژه، انواع خوردنی ها، لباس های بهشتی) و بالاخره هر چه انسان بخواهد. بهشت دار الأخره. دار السلام، دار المتقین، دار المشاهد، فردوس، جنة المأوی و مقام امین است.
انبیاء الهی و اولیاء خدا همواره از خدا خواهان بهشت بوده اند:
1. قرآن کریم از زبان حضرت ابراهيم نقل می کند که چنین دعا می کرد. «وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ» و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.
2. آسیه می گفت: «رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ»؛ پروردگارا!؟خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز.
![]()
قرآن کریم شرط ورود به بهشت را مخالفت نفس و ترس از عظمت خدا ذکر می کند: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى»؛ و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی باز دارد. قطعاً بهشت جایگاه اوست.
منبع سخنرانی های استاد رفیعی : نوشته های درب های بهشت و جهنم (چگونه بهشتی شویم؟!)حسینی نیشابوری، سید علی اکبر،
نظر دهید » 
خدا از ما امتحان نمیگیرد که معلوم شود ما قبول میشویم یا رد.

خدا در تمام امتحانات بنا دارد خوبی های ما را رو کند و زیباییهای روح ما را متجلی نماید.هر بار که ما در یک امتحان شکست میخوریم خدای مهربان از راه دیگری وارد میشود تا بلکه ما بتوانیم رو سفید شویم و مولای خود را سربلند سازیم.
منبع سخنرانی استاد پناهیان
نظر دهید » 
وجود مقدس امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب علیه السلام وقت ظهر دیدند خانمی در کوچه های کوفه وحشت زده آمد و گفت: یا ابالحسن، نجاتم بده همسرم می خواهد مرا بزند، مرا از خانه بیرون کرده است. آقا فرمودند: من به دنبال تو می آیم. در خانه را زدند، جوان مغروری در را باز کرد، او امیرالمؤمنین علیه السلام را نمی شناخت.

آقا با ملاطفت فرمودند: «یا عبدَ الله، اتّقِ الله»؛ بنده خدا! تقوا داشته باش، زن را که نمی زنند، زن ریحانه است. - امام صادق علیهالسلام فرمود: بهترین زن های شما کسانی هستند که «خَیْرُ نِسَائِکُمُ الطَّیِّبَهُ الرِّیحِ، الطَّیِّبَهُ الطَّبِیخِ مانند گل باشند و زندگی را برای شما شاد نگه دارند. - جوان مغرور گفت: حالا که آمده شما را واسطه کرده است او را آتش می زنم. نوشته اند امیرالمؤمنین در رفت و آمدها همراهش هم تازیانه بود هم شمشیر، گاهی این تازیانه را در بازار به دست می گرفت و به متخلفین تذکر میداد و گاهی اگر مبارزه ای پیش می آمد دست به شمشیر می برد. حضرت وقتی دیدند این جوان دارد باطلی را مطرح می کند به تازیانه دست بردند. جوان تا نگاهش به تازیانه و غضب أمير المؤمنین افتاد مقداری جا خورد. بعضی ها آمدند، شخصی که راوی این حدیث است می گوید من آقا را معرفی کردم، جوان عذرخواهی کرد و آقا فرمودند: با همسرت مهربان باش، با هم زندگی خوب داشته باشید، و همسرش را به خانه اش فرستاد. در روایت داریم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: اگر زنی به همسرش غضبناک نگاه کند سرمه ای از خاکستر آتش جهنم به چشمانش می کشند. معلوم است سرمۂ خاکستر جهنم با چشم چه می کند. بعضی خانم ها این گونه اند، حرف نمی زنند، اما در نگاهشان تحقیر و ذلت مرد است. بعضی آقایان هم این طور هستند، فرق نمی کند. گرچه این حرف هایی را که من می زنم غالبأ هر کس آن را برای دیگری می داند ولی اگر هر کس به میزان خودش توجه کند، میزانی که اسلام برای تکریم و برای تجلیل بیان کرده است خیلی از مشکلات حل می شود.
منبع سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده،حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری
نظر دهید » 
شیطان: نخستین کسی بود که بعضی کارها را مرتکب شد و پیش از او کسی آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قراراند:

- اولین کسی که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت: من از آتشم و او از خاک در حالی که آتش از خاک بالاتر است.

- اولین کسی که در پیشگاه با عظمت الهی تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.
- اولین کسی که که معصیت و نافرمانی خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.
- اولین کسی که به دروغ گفت: خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسی از آن بخورد تا ابد زنده می ماند و با خدا شریک می شود.
- اولین کسی که که قسم به دروغ خورد و گفت: من شما را نصیحت می کنم.
- اولین کسی که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.
- اولین کسی که منبر رفت و برای ملائکه سخنرانی و صحبت کرد.
- اولین کسی که که به خدا مشرک شد.
- اولین کسی که که غنا و آواز خواند، همان زمانی که آدم علیه السلام از درخت نهی شده خورد.
- اولین کسی که از خوشحالی سرود خواند و آن هنگامی بود که آدم به زمین آمد.
- اولین کسی که نوحه خواند و گریست؛ چون اورا به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهای آن نوحه و گریه کرد.
- اولین کسی که لواط کرد چون زمانی که به میان قوم لوط آمد خود را در اختیار آنان قرار داد تا با او لواط کنند.
- اولین کسی که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولین کسی که دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سیلمان علیه السلام داد تا نظافت کنند.
- اولین کسی که ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، برای این که موهای اضافی پای بلقیس پادشاه سبا را از زمین ببرند.
- اولین کسی که دستور ساختن شیشه را داد
حضرت سلیمان علیه السلام آن را روی خندق گذارد و بلقیس را آزمایش کند.
- اولین کسی که دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشویند.
- اولین کسی که دستور ساختن آسیاب را داد تا مردم گندم های خود را آرد کنند.
- اولین کسی که با ابوبکر بیعت کرد تا مردم را منحرف کند و از مسیر حق برگرداند.
- اولین کسی که خدا را در آسمان ها پرستید.
- اولین کسی که عبادت و بندگی او، فرشتگان را به تعجب در آورد.
- اولین کسی که به خدای خود اعتراض کرد.
- اولین کسی که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد.
- اولین کسی که سحر و جادو کردو آن دو را به مردم یاد داد.
- اولین کسی که ساز درست کرد و خود، آن را نواخت.
- اولین کسی که برای زیبایی، زلف گذاشت.
- اولین کسی که برای مخالفت با پیامبران ریش خود را تراشید.
- اولین کسی که برای مست شدن مردم، شراب درست کرد.
- اولین کسی که ساختن آلات لهو و لعب و موسیقی را به قابیل آموخت.
- اولین کسی که وقتی وارد جهنم می شود، خطبه می خواند.
- اولین کسی که مکر و حیله و خدعه نمود.
- اولین کسی که نقاشی کرد و چهره کشید.
- اولین کسی که آتش حسدش شعله ور شد.
- اولین کسی که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.
- اولین کسی که خدای تعالی به او لعنت نمود و او از ناراحتی فریاد کشید.
- اولین کسی که به خدا کفر ورزید.
- اولین کسی که گریه دروغی نمود.
- اولین کسی که عبادت و خلقت خود را ستود.
- اولین کسی که صورت های مجسمه و بت را ساخت.
- اولین کسی که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل او را لعنت کردند.
- اولین کسی که از ترسد..ملائکه فرار کرد و خود را مخفی نمود.
- اولین کسی که دستور مساحقه داد. امام باقر علیه السلام فرمود: (وقتی خواسته ابلیس در قوم لوط عملی شد، خود را به صورت زن در آورد و سراغ زنان آمد و گفت: آیا مردان شما با هم لواط می کنند؟ در جواب گفتند: آری. دستور داد شما نیز با هم مساحقه کنید).

معنی شیطان
شیطان دو معنی دارد: یکی اصطلاحی، و آن همان معنایی است که بر سر زبان مردم است. وقتی کلمه شیطان گفته می شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونی می شود که رو در روی خدا ایستاد و نافرمانی کرد و در برابر آدم علیه السلام سجده نکرد.
دیگری معنی لغوی آن است، شیطان از (شطش) و (شاطن) گرفته شده و هر دو به معنی پلید، خبیث، پست و موجودی سرکش، متمرد و نافرمان به کار برده می شود. به عبارت دیگر، به هر چیز مرموز، موذی و آزار دهنده گفته می شود. هم چنین به معنی منحرف و منحرف کنند، یاغی و طاغی، شریر و شرارت کننده، دور بودن و دور شدن از حق و حقیقت، دور شدن از رحمت و مغفرت الهی، بدخوی و سخت دل، بدجنس و بد ذات و ناپاک، هلاک شده و هلاک شونده آمده است. این معانی و صفات در انسان باشد یا در جن، در چهار پایان باشد یا وحوش، خزندگان و غیره همه این ها از معانی و مصادیق شیطان است.
و فرد شاخص آن، همان معنا و مفهوم اصطلاحی آن است که در میان مردم معروف مشهور است و آن ابلیس و لشگریان و اعوان و انصار و یاوران او است. همان کسی که باعث بدبختی خود و آدم علیه السلام، باعث بیرون شدن خود و آدم علیه السلام از بهشت شد.
منبع شیطان در کمین گاه نوشته نعمت الله صالحی حاجی آبادی
نظر دهید » 
چرا ترس، تکبر و بخل برای مرد بد است، ولی برای زن خوب است؟

روایت داریم حضرت علی علیه السلام فرمود: بدترین صفات مرد، بهترین صفات زن است. برای مرد تكبر بد است، ترس بد است باید در میدان جنگ شجاع باشد، بخل بد است باید دست و دلباز باشد. اما امیر مؤمنان علی علیه السلام بفرمود: این صفات برای زن خوب است. معنی این روایت چیست؟ 1- ترس؛ اگر زن ترس داشت با هر نامحرمی سخن نمی گوید، با هر کسی گفت وگو نمی کند، هر ماشینی را سوار نمی شود، به هر ندایی پاسخ نمی دهد که بعد سر از فساد در بیاورد. جسور بودن زن گاهی کار دستش می دهد منظور از این ترس، نه ترس از گربه است، نه ترس از سوسک، و نه ترس از ورود در دانشگاه و مراکز اجتماعی است، این ترس یعنی ترس از این که خودش را به آب و آتش بزند. 2- بخل؛ یعنی مال شوهرش را حفظ کند 3- تکبر؛ مرد باید متواضع باشد، اما یک زن در مقابل مرد نباید با خضوع و کرنش و نرمی طوری حرف بزند که مرد تحریک شود. مگر خدا به زنهای پیغمبر نمی فرماید: « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»؛ وقتی با مرد حرف می زنید - این خطاب برای همه است. طوری حرف نزنید که کسی تحریک شود.تکریم همسر یکی از اصولی است که باید در ازدواج، رعایت شود، زن مرد را تکریم کند، مرد نیز زن را تکریم کند. نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: اگر مردی به زنش سیلی بزند خدا در ازای این سیلي ناحقی که به همسرش زده است در قیامت به فرشته عذاب امر می کند هفتاد سیلی از آتش به آن مرد بزند.
منبع سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری
نظر دهید » 
به این روایت دقت کنید پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: سعادت یک مرد در این است که زنش این سه ویژگی را داشته باشد:

1- «اِذا نَظَرَ اِلَیْها سَرَّتْهُ » وقتی به او نگاه می کند لذت ببرد و شاد شود نه مثل آن بنده خدا که به خانه آمده بود به خانمش نگاه میکرد، زن گفت: چرا این قدر نگاه میکنی؟ گفت: من در خیابان به زنهای نامحرم نگاه می کنم، که گناه است، برای کارهاش می آیم به تو نگاه می کنم، تو از بس بدخلقی من از نگاهت شاد نمی شوم کفاره آن گناه این است که می آیم به تو نگاه می کنم. این طور نشود که برای کفاره به زنش نگاه کند. امیرالمؤمنین فرمود: من وقتی به فاطمه می نگرم هم و غمم رفع میشود، غم و اندوهم کنار می رود. 2- «وَ إِذَا أَمَرَهَا »؛ وقتی فرمانی به او می دهد «أطاعته»؛ اطاعت و پیروی کند. 3- «وَ اِذا غابَ عَنْها»؛ وقتی مرد خانه نیست «حفظته»؛ آبرو، و شخصیت و مالش را حفظ کند.
منبع سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده
حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری
نظر دهید » 
اولین حق متقابل زن و شوهر تکریم و احترام همدیگر است. امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَهً فَلْیُکْرِمْهَا»

کسی که همسری اختیار می کند باید اکرامش کند. نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله می فرمود: بدترین زنها اینها هستند: «شِرَارُ نِسَائِکُمُ الْمُعْقَرَهُ الدَّنِسَهُ اللجُوجَهُ الْعَاصِیَهُ الذَّلِیلَهُ » کسانی که لجباز هستند، کسانی که رعایت برخورد با همسر را نمی کنند، فرمان همسر را اجرا نمی کنند و کسانی که نسبت به همسرشان تند و نسبت به دیگران خوش اخلاق اند.
منبع سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده
حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری
نظر دهید » 
لذا روایت داریم که پیامبر فرمود: «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأهِ»؛ اگر مردی به زنش بگوید «انّي أحبّك»؛ من تو را دوست دارم «لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أبَداً» ؛ این جمله هرگز از ذهن زن خارج نمی شود. بعضی می گویند این حرفها زن را لوس می کند، با این حرف ها مرد را لوس می کند. نه، این گونه نیست، امام حسین علیه السلام فرمود:

«لَعَمْرُکَ إنَّنِی لأحَبُّ دَارا***تَکُونُ بهَا سَکَیْنَهُ وَالرُّبَابُ»
من خانه ای را دوست دارم که در آن رباب، همسرم باشد. ائمه علیهم السلام محبت شان را ابراز می کردند. حضرت علی علیه السلام محبتش را ابراز می کرد، حضرت زهرا سلام الله علیها محبتش را ابراز می کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دوستی اش را نسبت به خدیجه کبری سلام الله علیها ابراز می کرد. این آیه قرآن است که می گوید: ازدواج و کانون خانواده نشانه خداست.
آیه دوم «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» به قول یکی از نویسندگان غیر مسلمان که وقتی به این آیه می رسد در کتابش درباره خانواده می گوید از این زیباتر نمی توان گفت که زن لباس مرد است، و مرد لباس زن است. مگر لباس چه کار می کند؟ لباس عیب آدم را می پوشاند، لباس انسان را در مقابل سرما و گرما حفظ می کند، لباس انسان با فصل تغییر میکند، شما در زمستان لباس گرم می پوشید در تابستان لباس سرد می پوشید، در عروسی لباس شاد می پوشید در عزا لباس مناسب با عزا می پوشید. «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ» معنایش این است که مرد و زن باید با شرایط هم خودشان را تغییر بدهند. یک وقت خانم مریض است مرد باید عاطفه و احساسش بیشتر شود، یک وقت مرد از سر کار می آید و خسته است، زن باید برخوردش تفاوت کند. یک وقت خانم بچه به دنیا آورده شرایط ویژه ای دارد یا دوران خاصی در زندگی اش پیش می آید یک وقت مرد دچار مشکلات می شود، پس همان گونه که شما با تغییر شرایط لباستان را تغییر می دهید شرایط مرد و زن نیز نسبت به هم باید تفاوت کند.

آیه سوم در سوره فرقان خدا برای بندگان ویژه اش دوازده ویژگی بیان می کند. یکی از بزرگان کتابی به نام «انسان کامل» یا «مربی کامل» دارد که در تفسیر سوره فرقان این صفات را بحث می کند. بعضی از عزیزان نیز در این رابطه کتاب نوشته اند یعنی غیر از اینکه کل قرآن را تفسیر کرده اند برخی از علما در باره این دوازده صفتی که در این سوره آمده کتاب نوشته اند. اواخر سورة فرقان که از کلمه «عِبادُ الرَّحْمنِ» شروع می شود، «اَلَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی اَلْأَرْضِ هَوْناً »؛ بندگان خوب خدا مستكبر نیستند، «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً» ؛ با جاهل خوب برخورد می کنند، دعوا نمی کنند، او را تحمل می کنند. این صفات ادامه می یابد تا می رسد به این جا که می فرماید یکی از صفات بندگان خوب خدا این است که می گویند «رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً»(2)، انسان های خوب می گویند: خدایا زن و فرزندانمان را نور چشم ما قرار بده، همان تعبير نور چشمی که ما در فارسی می گوییم؛ یعنی چشم روشنی ما قرار بده. و ما را پیشوا و الگوی متقیان قرار بده. می خواهم این را بگویم که قرآن توجه ویژه ای به بحث خانواده دارد. قرآن می فرماید «يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ » حضرت اسماعیل به خانواده اش می گفت نماز بخوانید. وقتی حضرت ابراهیم زن و بچه اش را در سرزمین مکه گذاشت که یک خانم جوان و بچه ای کوچک بود، نگفت: خدایا آنها آمده اند غذا بخورند، به آنها جا و مکان بده، گفت: «ليُقِيمُوا الصَّلاةَ» خدا آنها را این جا گذاشتم که نماز و دین بر پا شود.

وقتی هم دعا می کند می گوید: خدایا خانواده من را اهل نماز قرار بده. لقمان در قرآن به پسرش نصیحت می کند: «يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ » امیرالمؤمنین به فرزندش نامه می نویسد - نامه 31نهج البلاغه - عرض من این است که خانواده در قرآن کریم بسیار مورد توجه و عنایت است. در دعاها نیز غالبأ به خانواده توجه شده است. در صفات و ویژگی های انبیا می بینید که نسبت به خانواده و اهلشان توجه شده است. خدا در سوره تحریم آية ششم می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا »، این آیه خطاب به همه مؤمنان است،«قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ» مردم خودتان و خانواده هایتان را از جهنم نجات بدهید. پس این که می گوید «ذريه» یا «ازدواج» معلوم می شود خانواده در اسلام قوام و نظامی دارد، و توجه ویژه ای به آن شده است. امروزه در غرب خانواده از هم پاشیده شده، و تک زیستی، تجرد، هم جنس گرایی، دارد جای کانون خانواده را می گیرد. متأسفانه این فرهنگ در کشورهای اسلامی هم کم کم دارد رسوخ میکند. رابطه های قبل از ازدواج که غالبأ به ازدواج منجر نمی شود، روابط نادرست، از هم پاشیدگی زندگی، طلاقها و جدایی ها. در گذشته در جامعه این قدر طلاق و اختلاف بین زن و شوهر جوان نداشتیم. شما شهرهایی را که بافت مذهبی آن حفظ شده ببینید، هر اندازه یک شهر بافت مذهبی و دینی اش حفظ شده است طلاق و اختلاف در آن کمتر بوده است. لذا بحث خانواده را که در این جلسه مطرح می کنم بحث مهمی است، ببینید اسلام چگونه جایگاهی برای زن و مرد در نظر گرفته است

در این جا به حقوق مشترک می پردازم، و به حقوق زن یا مرد کاری ندارم. حقوقی که هم خانم و هم آقا باید رعایت کنند تا فرزندان سالم باربیایند و این گلهای زندگی پژمرده نشوند.دختران از خانه فرار نکنند، قاچاق زنها صورت نگیرد، جوان ها و نوجوان ها در مراکز فساد حضور پیدا نکنند، اعتیاد و افسردگی پیدا نشود.
منبع:حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری
نظر دهید » 
قال الله تبارک و تعالى: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً ».
یکی از کانون های مهم اجتماع، خانواده است. نخستین کانون اجتماعی خانواده زن و شوهر است. این کانون است که بعدأ كانون اجتماع را می سازد، فرزند ابتدا در نهاد خانواده شکل می گیرد بعد به اقیانوس جامعه می پیوندد. در واقع اگر جزئی تر نگاه کنید می بینید خانواده ها، فرهنگ خانواده ها، برخورد خانواده ها، اخلاق خانواده ها در جامعه تبدیل به اجتماع می شود. به قول یکی ازنویسندگان غربی به نام گاردنر، ایشان کتابی به نام جنگ علیه خانواده دارد که ترجمه هم شده است، در این کتاب می نویسد: هیچ کانونی جای کانون خانواده را نمی گیرد، نه مهد کودک، نه دبیرستان، نه دانشگاه، نه اجتماعاتی که در جامعه تشکیل می شود. در واقع اگر کانون خانواده ای گرم باشد و اگر کانون خانواده ای عواطف داشته باشد، فرزندان بانشاطی تحویل جامعه می دهد. اگر در خانه ای جنگ و درگیری و اختلاف باشد گل وجود بچه ها را پژمرده جامعه می دهد. لذا اخلاق در خانواده و تعاملزن و مرد مسأله مهمی است. زن و مرد غالبأ طلبکار هم هستند؛ یعنی خانم از آقا طلبکار است، آقا از خانم طلبکار است. غالبأ نیز حقوق یکدیگر را خوب بلد هستند؛ یعنی حقوق طرف مقابل را میدانند؛ آقایان حقوق زنها را و خانم ها حقوق آقایان را خوب بلد هستند. هیچ کس نمی گوید حقوقمن این است، می گوید حقوق زن من این است، او باید اینها را رعایت کند. خانم می گوید حقوق شوهر من این است او باید اینها را رعایت کند.
منبع
سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده
حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری
نظر دهید »