2
اردیبهشت

حضرت خدیجه سلام الله علیها

خدمات حضرت خدیجه سلام الله علیها به اسلام
حضرت خدیجه علیها السلام در 24 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم )، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت های مالی، روحی، عاطفی از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیها السلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می فرماید: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود.»

 

 

 

حضرت خدیجه علیها السلام، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت آید. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می آمد، خدیجه او را دلداری می داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می زدود. اموال حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت. جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام در سفر هجرت به مدینه صرف شد. سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد. آخرین آن ها هم قافله ای بود که امیر المؤمنین علیه السلام آن را سرپرستی کرد.

وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها سه سال قبل از هجرت بیمار شد. چون بیماری خدیجه شدت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم: من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی.

عرض کرد: یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید؛ و به فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) اشاره کرد. چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند. مبادا کسی به صورتش سیلی بزند. مبادا کسی بر اوفریاد بکشد. مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده ای داشته باشد. اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه عرض می کنم تا او برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.

 

 

پس فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آن پیراهن را برای خدیجه فرستاد و او بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه، پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت، نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم. حضرت خدیجه سلام الله علیها در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا (ص) شخصا خدیجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه  ای که جبرئیل  از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد. رسول  خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شخصا درون قبر رفت، سپس خدیجه را در خاک نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت. او بر خدیجه اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید. آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون » واقع است.

منبع حوزه نت


free b2evolution skin
15
اردیبهشت

پيشتازترين بانو در گرايش به حق و عدالت

حضرت خديجه (سلام الله عليها) پيشتازترين زن در تاريخ اسلام، در گرايش به حق و عدالت است، و اين پيشتازي در اسلام، پيشگامي در ايمان، در نماز و نيايش با خداي يكتا و برپايي فرهنگ و منش مترقي، و سبقت در دست بيعت دادن با پيامبر، از ویژگی‌های معنوي درخشان او به شمار می‌رود.

 

1- پيشتازي در اسلام:
 
از پيامبر گرامي صلی الله علیه و آله آورده‌اند كه خديجه (سلام الله عليها) به دخترش فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: «ثُمَّ تَسْتَقْبِلُكَ اُمُّكِ خَديجَةُ (سلام الله عليها) اَوَّلُ المُؤمناتِ بِاللهِ وَ بِرَسُولِهِ…..»؛ «سپس به پيشواز تو می‌آیند مادر ارجمندت خديجه (سلام الله عليها)، آن بانويي كه نخستين ايمان آورنده‌ی به خدا و به رسولش بود.».
و همچنين برخي از حديث نگاران آورده‌اند كه؛ پيامبر صلی الله علیه و آله در چهلمين روز از زندگی‌شان بود، روزي در غار «حراء» در حال نيايش با خدا و راز و نياز با او، فرشته‌ی وحي بر آن حضرت فرود آمد، و در حالي كه دو یار همراه او، علي علیه‌السلام و خديجه (سلام الله عليها) در چند قدمي آن بزرگوار بودند، مژده‌ی پيام رساني و رسالت را به او داد، و اين آيات را به قلب محمد صلی الله علیه و آله خواند: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَق‏» «به نام خداوند بخشاینده‌ی مهربان. (هانی محمد!) قرآن را به نام پروردگارت كه خداي آفریننده‌ی عالم است قرائت كن. آن خدايي كه آدمي را از خون بسته آفريد… ».
پيامبر صلی الله علیه و آله بعد از آنكه آيات الهي به رایشان نازل شد، به پيش خديجه (سلام الله عليها) آمدند، اما در راه خود به سمت خانه، سنگ‌ها و شن‌ها و گياهان و درختان را می‌دیدند كه در برابر او سرت عظیم فرود آورده بودند و بر او سلام كردند.
هنگامي كه وارد خانه شدند، از خديجه (سلام الله عليها) خواستند و گفتند: «زَمِّلونِي وَ دَثِّروني»؛ «مرا بپوشانيد و جامه‌ام را به رويم بكشيد تا اندكي آرامش پيدا كنم.».
خديجه (سلام الله عليها) هنگام استقبال از پیامبر صلی الله علیه و آله در سيماي ملكوتيشان درخشندگي و معنويت خاصي ديد، و از پيامبر پرسيدند؟ «وَماهذَا النّور»؛ «اين نور چيست!؟».
پيامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «هذَا نُورُ النُّبُوَّةِ قُولِي لااِلهَ الاّ اللهِ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهَ»؛ «خديجه! اين روشنايي، فروغ تابناك رسالت است، پس اينك با تمام وجود بگو خدايي جز خداي يكتا نيست و محمد صلی الله علیه و آله پيامبر خداست.».
اين جا بود كه حضرت خديجه (سلام الله عليها)، احساس ویژه‌ای در دلش كرد و گفت: من از زمان‌های گذشته در انتظار چنين روزي بودم و در این مورد مطالعه و فكر کرده‌ام، پس با همه‌ی وجود به يكتايي خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله ايمان آورد: «آمَنْتُ وَ صَدَّقْتُ وَ رَضيتُ وَ سَلَّمْتُ»؛ «اي پیامبر خدا! من به آنچه خدا فرو فرستاده، ايمان آوردم و دين و آيين او را تصديق نمودم و به گرايش به اين راه و رسم خشنود گردیده‌ام و در برابر فرمان خدا فرمان بردارم.».
- و اما گفته‌های تاريخي در مورد پيشتازي خديجه (سلام الله عليها) در اسلام زياد است، نمونه‌ای از آن‌ها: «اَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِرَسول الله صلی الله علیه و آله مِنَ الرِّجال عَلِيُّ علیه السلام وَ مِنَ النِّساء خَديجَه (سلام الله عليها)»؛ «اولين كسي كه ايمان آورد به رسول خدا صلی الله علیه و آله از مردان علي علیه السلام بود از زنان خديجه (سلام الله عليها).».

2- پيشتازي در ايمان:
 
به عقیده‌ی عده‌ای، دو واژه‌ی اسلام و ايمان، داراي يك معنا و مفهوم است، اما از ديدگاه عده‌ای ديگر با هم تفاوت دارند، چرا که اسلام به مفهوم پذيرش و اقرار به زبان است، اما ايمان، به باور عميق قلبي گفته می‌شود.
اسلام عبارت است از اعلام قانون گرايي و فرمان برداری از حق و پذيرش ره آورد وحي و رسالت است. بر همين اساس است كه امنيت انسان تضمين می‌شود، اما اگر اين اعلام، همراه با باور و عقیده‌ی قلبي باشد، از آن به ايمان تعبير می‌شود و به دارنده‌ی آن، مسلمان و با ايمان می‌گویند.
اما كساني كه تنها با زبان اسلام آورده‌اند و به خاطر امتياز و فرصت‌ها و شرايط اطراف و دفع خطر و هزينه، به اين راه آمده‌اند، این‌ها از دایره‌ی ايمان بيرون هستند، هرچند به ظاهر مسلمان باشند.
اين تفاوت‌ها و نوشته‌ها برگرفته از آیه‌ی شریفه‌ی قرآن است، كه می‌فرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»؛  «اعراب بني اسد و غيره كه بر تو منت گذارده و گفتند ما ايمان آورديم به آن‌ها بگو شما كه (ايمانتان) به قلب وارد نشده به حقيقت هنوز ايمان نیاورده‌اید لكن بگویید ما اسلام آورديم و اگر خدا و رسول وي را اطاعت كنيد او از (اجر) اعمال شما هيچ نخواهد كاست و از گناه گذشته‌ی شما می‌گذرد كه خدا بسيار آموزنده و مهربان است.».
از پيامبر صلی الله علیه و آله آورده‌اند كه در تفاوت اسلام و ايمان فرمود: «اَلاِسْلامُ عَلانيَةٌ، وَالاِيمانُ فِي الْقَلبِ»؛ «اسلام آشكار است و به وسیله‌ی زبان هويدا می‌شود، اما ايمان باور عميق قلبي است».
آن گاه با دست به سینه‌ی خود اشاره كرد و فرمود: «المُسْلِمُ مَنْ سَلُمَ المُسْلِمُونَ مِنْ لِسانِهِ وَ يَدْهِ …»؛ «مسلمان آن كسي است كه ديگران از دست و زبان او امنيت داشته باشند، و او قدرت و امكانات و مقررات خدا و حقوق مردم را پايمال نكند.».
بله، ايمان فراتر از اسلام است و علاوه بر اقرار آگاهانه و آزادانه به اصول و فروع دين و معارف و مقررات خدا، زندگي فردي و اجتماعي و حتي ازدواج خود را بر اساس انديشه و باور منش مورد نظر قرآن و آوردنده ي قرآن تنظيم می‌کند و رابطه‌اش و رفتارش هم با خدا، خويشتن، پدیده‌های متنوع طبيعي و همنوعان بر اساس عدل و داد می‌شود و اين می‌شود يك زندگي و ازدواج معنوي و برتر كه لياقت الگو شدن را دارد.
از ویژگی‌های معنوي خديجه (سلام الله عليها) اين است كه نه تنها توحيد گرا و ايمان آورنده‌ی واقعي به خدا و پيامبر و باور کننده‌ی پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ بود و در کل بانوي ايمان و باور بود بلكه در اين مسير از همه‌ی زنان نوانديش و كمال طلب جلوتر بود، و در ایمان واقعي به خدا و پيامبر، پيشگام تر ین و پيشتازترين زنان شد.
اين ويژگي، خديجه (سلام الله عليها)، در بسياري از روايات بيان شده كه ما به ذکر دو موردكفايت می‌کنیم: - پيامبر صلی الله علیه و آله، بارها در برابر ادعاي دروغين برخي از زنان خود، در تجليل از خديجه (سلام الله عليها) فرمود: «ما اَبْدَلَنِيَ اللهُ خيراً مِنْها لَقَدْ آمَنَتْ بِي حِينَ كَفَرَ النّاسُ وَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النّاسُ… »؛ «خداوند هرگز همسر و همراه و مشاوري بهتر از او (خديجه) به من ارزاني نداشت، چرا که در آن شرايط بحراني كه مردم به دعوت توحيدي من كفر می‌ورزیدند، او با شهامت و درايت به راه و رسم آسماني من ايمان آورد، و آنگاه كه آنان من را در رسالتم، دروغ‌گو می‌دانستند، او با اخلاص و درستي و راستي من را در دعوتم گواهي داد و… ».
در تاريخ همچنين آمده است: «وَجاءَتِ النُّبُوَّةَ فَأسْلَمَتْ فَهِيَ اَوَّلُ إمْرَأةٍ آمَنَتْ بِهِ …»؛ «چون امر نبوت ظاهر شد، خديجه (سلام الله عليها) با اسلام رو آورد، او نخستين بانويي است كه به ايمان آورد… ».
يكي از حقايق دقيق تاريخي و روايي اين است كه؛
خديجه (سلام الله عليها) نخستين بانويي است كه به پيامبر و پيام آسماني او ايمان آورد، و اين ويژگي معنوي او به طوري مشهور و معروف است كه در میان تاريخ نگاران و محدثان و دانشمندان نظر مخالفي ندارد.

3- پيشتازي در نماز:
 
نماز و نيايش به معناي واقعي آن، اگر در زندگی فردي، خانواده، جامعه و حكومت، مخصوصاً در زندگي زناشويي، از جايگاه معتبر و خالصانه و درستي برخوردار باشد، به عنوان مراسمي تشريفاتي و يا سوداگرانه به آن نگاه نشود، هم نشانه‌ی رابطه‌ی دوستانه‌ی آن نمازگزاران با خداست و هم دليل بر ویژگی‌های معنويتي و حق طلبي و قانون مداري و بشر دوستي آن‌هاست و هم اثر فوق‌العاده سازنده در بينش و منش و عملكرد و زندگي و در ادامه نسل‌های آن‌ها دارد.
چرا که اين برنامه‌ی شبانه روزي در فرهنگ قرآن و روايات ما، در حقیقت روح عبادت، جان پرستش، بارزترين نوع بندگي و خلوص، پرواز روح و جان شیفته‌ی حق، معراج انسان در فضاي بي كران معنويت، كليد بهشت، اوج گرفتن به قرب پروردگار، مهم‌ترین سفارش پيامبر صلی الله علیه و آله و… می‌باشد.
نمونه‌ی بارز سفارش به نماز در آيات الهي، از اين قرار است: «… وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ»؛ «و نماز را (كه بزرگ عبادت خدا است) بسته بجاي آر كه همانا نماز است كه اهل نماز را از هر کار زشت و منكر باز می‌دارد و همانا ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هرچه كنيد آگاه است.».
از پيامبر گرامي صلی الله علیه و آله در اين مورد آورده‌اند كه: «لاصَلوةَ لِمَنْ لَمْ يُطِعِ الصَّلوةَ وَطاعَةُ الصَّلوةِ أنْ يَنْتَهِىَ عَنِ الَفَحْشاءِ وَالمُنِكرُ»؛ «كسي كه فرمان برداری از نماز نكند، نماز او در حقیقت نماز درست و خداپسندانه‌ای نيست، و فرمان برداری از نماز نيز آن است كه نمازگزار از زشتي و گناه دوري گزيند.».
به عبارتي ديگر پيام اين روايت را می‌توان این‌طور گفت كه:
نمازي انسان را از گناه و زشتي دور می‌سازد، كه نماز واقعي باشد يعني نمازي باشد كه به آن دل دهيم و پيام انسان ساز آن را بشنويم و در كنارش كارهايي را انجام دهيم كه ما را به خدا نزديك كند. نه اينكه نمازگزار از گناه و زشتي و پايمال ساختن امنيت و آزادي مردم دوري نكند و يا اينكه حتي در نماز تازه گم‌شده‌هایمان را پيدا كنيم، تنها وقتي نماز اثربخش است كه از نافرماني خدا توبه‌ی واقعي كنيم و خود را از اسارت هواها و وسوسه‌های شيطاني دور كنيم، همان طور که خديجه (سلام الله عليها) این‌گونه برتر و والاتر بودند و نه تنها نماز و نيايش واقعي داشتند بلكه در انجام آن پيشتاز بودند، از جمله برخي روايات در زمینه‌ی پيشتازي خديجه (سلام الله عليها) در نماز؛
- پيامبر گرامي اسلام صلی الله علیه و آله پيش از دعوت اسلام و دعوت به ايمان، بارها فرشته‌ی وحي را ديده بود و نماز و نيايش را آموخته بود، و مدت‌ها بود كه به طور پنهاني خدا را پرستش می‌کرد و نماز می‌خواند، روزي در حال نماز خواندن بود كه علي علیه السلام آمد و آن حضرت را در حال نماز خواندن ديد، او پیامبر را در حال دعا و نيايش ديده بود ولي در حال نماز خواندن نديده بود، پس پرسيد:
«ياابالقاسم، ماهذا!؟»؛ «اي پيامبر، اين چه عبادتي است!؟».
«قالَ: هذِهِ الصَّلواةُ اللَّتي اَمَرَاللهُ بِها… فَدَعاهُ اِلي الإسلامِ فَاَسْلَمَ وَصَلّي مَعَهُ وَ اَسْلَمَتْ خَديجَة…»
پيامبر فرمود: «اين نماز است كه خدا من را به انجام آن فرمان داده است… پس پيامبر صلی الله علیه و آله، علي علیه السلام را به اسلام دعوت كرد، و او اسلام آورد و با پيامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند و خديجه (سلام الله عليها) نيز اسلام آورد و از آن روز به بعد هنگامي كه پيامبر صلی الله علیه و آله به نماز می‌ایستاد، علي علیه السلام و خديجه (سلام الله عليها) نيز با آن حضرت نماز می‌خواندند.».
روزي جناب ابوطالب به همراه پسرش جعفر از جايي می‌گذشت كه ديدند، پيامبر صلی الله علیه و آله در جلو در حال نماز خواندن هستند و علي علیه السلام در سمت راست و خديجه (سلام الله عليها) پشت سر او، به آن حضرت اقتدا كرده و نماز می‌خواندند، ابوطالب پس از تحقيق و فهميدن، به پسرش جعفر فرمود: «صَلِّ جَناحَ اِبْنِ عَمِّك.»؛ «در كنار عموزاده گران قدرت محمد صلی الله علیه و آله قرار بگير و با او نماز بخوان.».
جعفر با شنيدن حرف پدرش جلو رفت و اسلام آورد، و نماز خواند، در اين حال ابوطالب شاد شد و سروده‌هایی را خواند.
عبدالله بن مسعود آورده است:
اولين چيزي كه از اسلام و پیامبر گرامی ديدم و با شگفتي و شور و شوق ياد گرفتم، نماز و نيايش بود، روزي من به همراه گروهي از بستگانم و افراد قبیله‌ام به مكه رفته بوديم، پس از زيارت كعبه به رسم آن روز براي خريد، پيش عباس عموي پيامبر رفتم با او در حال گفتگو بوديم ديديم مردي بزرگ وارد مسجدالحرام شد، در حالي كه طرف راست او نوجواني پرشكوه و پشت سرش بانويي باوقار بود، آنان تا نزديك «حجر الا سود» رفتند، سپس آن مرد بزرگوار با نهايت ادب دستي بر آن سنگ كشيد و آن دو. همراهش هم، همين كار را تكرار كردند، بعد از آن هر سه نفر به طواف خانه‌ی خدا پرداخته و هفت بار طواف كردند، پس از طواف كنار «حجر اسماعيل» آمدند و به نماز جماعت ايستادند، من كه تا آن روز چنين نماز و نيايشي نديده بودم، در فكر رفتم و به عباس گفتم: «اين چه ديني و آييني است!؟ انگار دين تازه‌ای در مكه ظاهر شده و ما بي خبريم!؟».
عباس گفت: «بله، دين تازه‌ای است! محمد صلی الله علیه و آله فرزند عبدالله و برادرزاده ي ارجمند من است و آن نوجوان هم علي علیه-السلام برادرزاده‌ی ديگرم، پسر ابوطالب است و آن زن نيز خديجه (سلام الله عليها) بانوي خردمند و كمال جوي حجاز و همسر محمد صلی الله علیه و آله است. محمد صلی الله علیه و آله از جانب خدا پيام آورده است كه : «پروردگار او همان پديد آورنده و تدبيرگر جهان و انسان است و از سوي او برنامه اي براي رستگاري و نجات مردم آورده.».
پرسيدم:آيا مردم هم به دين و آيين او آمده اند!؟
جواب داد: «واللهِ ماعَلَي الارضِ كُلِّها اَحَدٌيَدينُ بِهذَا الدّين اِلاّ هوُلاءِ الثَّلاثهَ»؛ «به خدا سوگند، كه به كران تا كران اين زمين پهناور، جز اين سه تن و انسان توحيدگرا، كس ديگري را بر اين دين نمي شناسم.».

ویژگی های معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
منبع:راسخون


free b2evolution skin
19
بهمن

ام البنین سلام الله علیها

فاطمه کلابیه معروف به ام‌البنین (زادهٔ ۵ قمری، کوفه - درگذشته ۷۰ قمری)، همسر امام اول شیعیان، علی بن ابی طالب و دختر حزام بن خال است. پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، حضرت علی علیه السلام با معرفی برادرش عقیل با فاطمه کلابیه ازدواج کرد.

 

 

او را بخاطر داشتن چهار پسر به نام‌های: عباس بن علی، عبدالله بن علی، جعفر بن علی و عثمان بن علی، ام‌البنین (مادر پسران) خواندند. هر چهار فرزند او در کربلا شهیدشدند.
 
 

 


سالروز وفات حضرت ام‌البنین سلام الله علیها مادر گرامی حضرت عباس (علیه السلام) تسلیت باد


free b2evolution skin
11
اسفند

خواب ام البنین یک شب قبل از خواستگاری

تبار و نسب  ام البنین (فاطمه کلابیه) از تبار خورشید

پدر ام البنین است مردی شجاع و دلیر و راستگو که از صفات ویژه او اوست. وی از استوانه‌های شرافت در میان عرب به شمار می‌رفت و در بخشش، مهمان‌نوازی، دلاوری و رادمردی و منطق قوی مشهور بود.تاریخ ویژگیهای این مرد بزرگ را به مناسبتهای گوناگون چون جریان خواستگاری ام البنین و ازدواج حضرت علی علیه السلام ذکر می کند مادر بزرگوار ام البنین، «ثمامه (یا لیلی) دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب (از اجدادرسول خدا وامیرالمومنین )» است که در تربیت فرزندان کوشا بوده و تاریخ از وی چهره درخشانی را به تصویر کشیده است. بینش عمیق، دوستی با اهل بیت و دوستی با فرزندان در کنار وظیفه مهم مادری و چونان معلمی دلسوز آموختن باورهای اعتقادی و مسایل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگیهای خاص این بانو است. 
نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی علیه السلام با کنیه “امُّ البنین” (مادر پسران) مشهورشد. پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد صلی الله علیه و آله بودند و دارای خوبیها و صفات خانوادگی مشترک بودند فاطمه دختری پاکدل وباتقوا بود . وی شرافت خانوادگی و اصالت ذاتی و پاکی فطری را با نیروی جسمانی و زیبایی اندام یکجا به همراه داشت. 

 

 

 

خواب ام البنین یک شب قبل از خواستگاری
در روز خواستگاری ام البنین در حالی که مادرش موهای او را شانه می کرد خوابی را که شب گذشته دیده بود برای مادر تعریف می کرد و خواستار تعبیر آن بود؛ او گفت «مادر خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و در باره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم. در مورد آسمان که بدون ستون بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان … در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت: 
بشراکِ فاطمةُ بسادة الغُرَر ***
ثلاثة انجم و الزاهر القمر 
ابوهم سیّد فی الخلق قاطبة ***
بعد الرسول کذا قد جاء فی الخبر 
«فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست بعد از پیامبر گرامی و اینگونه در خبر آمده است.» 

 

 

 

از فاطمه تا ام‌البنین
فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک با علی علیه‌السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته، در ذهن آن‌ها تداعی نگردد و رنج بی‌مادری آن‌ها را آزار ندهد. حضرت علی علیه السلام در همسرش، خردی نیرومند، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ او کوشید.

ثمره ازدواج ام البنین با حضرت علی علیه السلام
فاطمه کلابیه بنا به نقل تاریخ دومین یا سومین همسر علی بن ابی طالب علیه السلام بوده است. آنچه در زندگی مشترک این دو بزرگوار مطرح است حس وفاداری به یکدیگر و احترام متقابل می باشد. ثمره ازدواج حضرت علی با او، چهار پسر رشید بود به نامهای: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام‌البنین، یعنی مادر پسران می‌خواندند. فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه‌السلام ادامه یافت.

 

 

 

علم و دانایی ام البنین علیها السلام

« برای عظمت و معرفت و بصیرت ام البنین کافی است که او هر گاه بر امیرالمؤمنین وارد می شد و حسنین مریض بودند با ملاطفت و مهربانی با آنها صحبت می کرد و از صمیم قلب با آنها برخورد می کرد چونان مادری مهربان و دلسوز.»  او همسرش را تنها همسر نمی دانست که قبل از همسر او را امام و «ولی » خویش می داند و همچنین به این دو بزرگوار، حسنین، به جهت عشق به امامت و ولایت و به خاطر اتصال آنها با ولی خویش اینچنین محبت و ارادت نشان می دهد. یکی دیگر از مظاهر بصیرت و بینش این بانو که مبتنی بر علم و معرفت اوست جریان صحبت او با «بشیر» است که خبر شهادت فرزندانش را به او می رساند این نهایت بینش و بصیرت و علم و دانایی است که محور زندگی فردی امام و مولای او باشد. کمال بندگی و عبادت نیز همین است که آدمی خود و تعلقات خود را در جهت خواست محبوب ازلی، خداوند یکتا، فدا کرده و از آنها بگذرد.او دوست می داشت حسین سالم مانده و فرزندانش در راه حسین قربانی می شدند این علاقه قلبی او بحسین گواه خلوص ایمان و عقیده اوست علمِ سرشارِ وی در کلام او و فرزند بزرگوارش عباس نمایان است. او از محدثات شیعه است و فرزندان خود را با علم و دانایی تربیت کرد. 

 

 

 

ام البنین الگویی تمام عیاربرای ما
اگر بخواهیم چشم اندازی از زندگانی سراسر ایثار و از خودگذشتگی ام البنین، مادرِ شجاعت، را در برابر آیندگان بگشاییم باید بگوییم که: ام البنین آسمانی زندگی کرد و در دامان حقیقتها پرورش یافت و در بوستان زندگی خویش گلهایی را پرورش داد و سپس با دست خویش و از اعماق قلب مطهرش به امام زمان خود، حسین علیه السلام فرزندِ پاک بانوی آفرینش، تقدیم کرد. زندگانی این بانوی حرم علی بن ابی طالب علیه السلام آینه ای است برای هدایت بشر امروز و به ویژه درسی برای زنان برجسته است

منبع:

زندگینامه مادر مهتاب حضرت ام البنین علیها السلام 


free b2evolution skin