
از ملحقات مفاتیح الجنان، حدیث شریف کسا را می خوانیم: به سند صحیح از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
از فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله،
قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى بَعْضِ الاَیّامِ
(جابر) گوید شنیدم از فاطمه زهرا كه فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در یکى از روزها
فَقالَ السَّلامُ عَلَیْكِ یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیْكَ السَّلامُ
و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم: بر تو باد سلام
قالَ: اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُكَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ
فرمود: من در بدنم سستى و ضعفى درك مى كنم، گفتم: پناه مى دهم تو را به خدا اى پدرجان از سستى و ضعف
فَقَالَ یا فاطِمَةُ إیتینى بِالْكِساءِ الْیَمانى فَغَطّینى بِهِ، فَاَتَیْتُهُ بِالْكِساءِ الْیَمانى فَغَطَّیْتُهُ بِهِ
فرمود: اى فاطمه بیاور برایم كساء یمانى را و مرا بدان بپوشان من كساء یمانى را برایش آوردم و او را بدان پوشاندم
نظر دهید » 
یا اَهْلَ الْکِتَابِ لاَتَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ وَ لاَتَقُولُواْ عَلَی اللّهِ إِلاّ الْحَقِّ. (نساء: 171) ای اهل کتاب! در دین خود زیادهروی مکنید و درباره خدا جز [سخن] درست مگویید.

غلو، در لغت به معنای تجاوز از حد همراه با زیادهروی و مسئله ای است که درباره پیشوایان دین ها و مذهب های گوناگون امکانپذیر است. این امر، یکی از مهمترین سرچشمه های گمراهی در هر دین است و منشأ آن نیز از اینجاست که آدمی به خویشتن علاقه دارد. در نتیجه، به رهبران و پیشوایانی که برای خویش انتخاب کرده، علاقه دارد و می خواهد آنها را بیش از آنچه هستند، بزرگ نشان دهد تا از این راه، بر بزرگی خود و دین انتخابیاش بیفزاید. گاه نیز زیاده روی در باور داشتن به پیشوایان، با این انگیزه صورت می پذیرد که افرادی می پندارند با غلو کردن در حق پیشوایان، ایمان و علاقه و عشق خود نسبت به شایستگی آنان را نشان داده اند. در صورتیکه غلو، همواره عیبی بزرگ را به همراه دارد و آن اینکه، ریشه اصلی مذهب یعنی خداپرستی و توحید را ویران می کند و شأن والای خداوند، در نگاه مردمان پایین میآید. ازاین روست که در اسلام، درباره زیادهروی کردن ها به شدت سخت گیری شده و در قرآن نیز هشدارهای صریحی در این زمینه آمده است .به جز آیه نخست این بخش که در آن هشدار صریح الهی در این باره آمده است، آیه هایی نیز بهطور تلویحی به این مسئله هشدار دادهاند. ازجمله، آیه هایی که در آن یهودیان و مسیحیان توبیخ شدهاند که چرا عزیر پیامبر یا حضرت مسیح را پسر خدا پنداشتهاند و با این کار، به کافران شباهت یافته و از حق بازگشتهاند.

از مجموع آیه های موجود در این باره، چنین استفاده میشود که قرآن مجید، به مخاطبان خود از اهل اسلام نیز درباره غلو هشدار داده است و با ذکر این نکته که اهل کتاب با سخنان غلو آمیز خویش، به کافران شبیه شدهاند، مسلمانان را از ابراز کردن باورهای غلوآمیز حذر داده است. این هشداردهی در روایت های پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نیز با صراحت بیشتری آمده است، چنان که در حدیثی از آن حضرت می خوانی«إیّاکُمْ والغُلُوَّ فی الدین؛ از غلو کردن در دین بپرهیزید.»امامان شیعه نیز با سخنان و نکته های بسیار رسا و آشکار، بیزاری خود را از افرادی که درباره آنها غلو میکردند، ابراز داشتند. این افراد که به غالی مشهور بودند، می پنداشتند خدا امور جهان، از جمله خلق و رزق و اماته و احیا را به ائمه واگذار کرده است یا علم ائمه را عین علم خدا میدانستند که ائمه نیز در برابر این افراد، برائت خویش را به آشکارا و نهانی بیان می کردند و نه تنها شیعیان را از ابراز اینگونه باورها برحذر می داشتند، بلکه درباره همصحبتی و همنشینی شیعیان خویش با غالیان نیز هشدار می دادند.
منبع هشدارها و تحذیرهای قرآنی/ حمیدرضا حبیب اللهی
نظر دهید » 
کفران بعضی آیه ها و ایمان داشتن به برخی دیگر
إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ اَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ اَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً أُوْلَ_ئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا. (نساء: 150و151)
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
کسانی که به خدا و پیامبرش کفر می ورزند و میخواهند میان خدا و پیامبران او جدایی اندازند و میگویند: ما به بعضی ایمان داریم و بعضی را انکار میکنیم و می خواهند میان این دو نفر راهی برای خود اختیار کنند، آنان به راستی کافرند و ما برای کافران، عذابی خفتبار آماده کردهایم.
1- البته بر اساس دیگر آیه های قرآن، بخشایش گناهان مشروط به توبه کردن و اهل ایمان و صلاح شدن است، چنانکه در آیه 119 سوره نحل چنین آمده: «ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَهٍ ثُمَّ تَابُواْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ پروردگار تو درباره کسانی که به نادانی مرتکب گناه شده، سپس توبه کرده و به صلاح آمدهاند، البته پروردگارت پس از آن آمرزنده و مهربان است».
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
از جمله مفاهیمی که قرآن درباره آن هشدارهای جدی داده است، چشمپوشی کردن از بعضی نشانه ها و دستورهای الهی و ایمان داشتن به برخی دیگر است. طبع بشر چنین است که همیشه به دنبال دینداری آسان است و دینی را میخواهد که منافع او را به خطر نیندازد، ولی اگر در جایی تضاد آشکاری میان خواسته های او و احکام و دستورهای دین پدید آمد، اینجاست که شیطان با فریبکاریهای خود، انسان را گمراه میسازد و کاری میکند که با توجیه های گوناگون، احکامی از دین را که به زیان اوست، کنار بگذارد و بقیه را محترم بشمارد و بدان ایمان داشته باشد. این عمل، کاری است که پیشینه تاریخی نیز دارد و در زمان پیامبر و حتی پیش از آن، یهودیان به آن دچار بودند و قرآن مجید در دو موضع به آن اشاره کرده است.
در آیه 84 سوره بقره پس از آنکه خداوند تعدادی از تعهدها و میثاق هایی را که بنیاسرائیل به رعایت آنها فرمان گرفته بودند، بیان میکند، در ادامه می فرماید که شما میثاق و عهد خویش را زیر پا گذاشتید و یکدیگر را به قتل رساندید و عده ای از شما عده ای دیگر را از دیار خود بیرون راندند. آنگاه می فرماید:
أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنْکُمْ إِلّاَ خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یُرَدُّونَ إِلَی أَشَدِّ الْعَذَابِ وَ مَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ. (بقره: 85)
آیا شما به بعضی از کتاب [تورات] ایمان می آورید و به بعضی دیگر کفر می ورزید؟ پس جزای هر یک از شما که چنین کند، جز خواری در زندگی دنیا چیزی نخواهد بود و روز رستاخیز، ایشان را به سختترین عذاب ها باز برند و خداوند از آنچه انجام می دهید غافل نیست.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
در این آیه، به آشکارترین هشدارها که همان ذکر فرجام بسیار شوم این عمل است، اشاره شده است.در آیه ابتدای بحث نیز خداوند به کسانی که میگویند به برخی از نشانه ها ایمان می آوریم و به برخی کافر میشویم، نسبت کفر حقیقی داده و عذاب خوارکننده برایشان آماده کرده است. این، هشداری جدی به کسانی است که به پندار خام خویش فکر می کنند که می توانند هر آنچه از دستورهای دین را که دلخواهشان بود، برگزینند و آنچه را به دلخواهشان نبود یا با منافعشان سازگاری نداشت، رها کنند.
منبع هشدارها و تحذیرهای قرآنی/ حمیدرضا حبیب اللهی
نظر دهید » 
لاَتَیْاَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَیَیْاَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ. (یوسف: 87)از رحمت حق ناامید مباشید؛ زیرا جز گروه کافران، کسی از رحمت حق ناامید نمی شود.
![]()
ناامیدی از رحمت الهی، از جمله مسائلی است که خداوند آن را نکوهش کرده و درباره دچار شدن به آن هشدار داده است؛ زیرا اگر امید به بخشایش خداوند در کسی به کلی از بین برود، این امر، زمینه ساز گناهان بزرگ و روی گردانی همیشگی بنده از خداوند خواهد بود، به گونه ای که باب توبه را به روی خود بسته می بیند و روز به روز از خداوند دورتر می شود. بدین ترتیب، خداوند در چند آیه، مستقیم و غیرمستقیم، درباره ناامید شدن بندگان از رحمت الهی هشدار داده است: از جمله می فرماید:

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ اَسْرَفُوا عَلَی اَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ. (زمر: 53)بگو ای بندگان من که بر خویشتن زیادهروی روا داشتهاید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می آمرزد که او آمرزنده مهربان است خداوند در این آیه، بخشایش همه گناهان را به خواست خویش ممکن دانسته است. پس دیگر جای ناامیدی نیست.همچنین در آیههای 55 و 56 سوره حجر، به حضرت ابراهیم(علیه السلام) از سوی فرشتگان این گونه خطاب می شود:
فَلاَ تَکُن مِّنَ الْقَانِطِینَ قَالَ وَ مَن یَقْنَطُ مِنرَّحْمَهِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ.از نومیدان مباش. (ابراهیم) گفت: و چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید می شود.در این آیه ناامیدی از رحمت حق، کردار گمراهان شمرده شده است.از آیه ای نیز که در ابتدا آورده شد و از زبان یعقوب(علیه السلام) به فرزندانش نقل می شود، چنین درمییابیم که ناامیدی از رحمت خدا، برابر است با کفر و گمراهی که این خود، جدیترین هشدار درباره مسئله ناامیدی از رحمت حق است.
منبع هشدارها و تحذیرهای قرآنی ٫ حمیدرضا حبیب اللهی
نظر دهید » 
وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللّهِ کَذِبًا اَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَُ یفْلِحُ الظَّالِمُونَ. (انعام: 21)
و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بسته یا آیههای او را تکذیب کرده است؟ بی تردید، ستم کاران رستگار نمی شوند.

دروغ شمردن و رویگردانی از آیهها و نشانه های الهی، مطلبی است که در بسیاری از آیههای قرآن به چشم می خورد. ازاینرو، هشدار درباره این موضوع، از جمله هشدارهایی است که به گونههای مختلف در قرآن آمده
است. در برخی از آیهها خداوند می فرماید: «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ»که با توجه به قید «یَوْمَئِذٍ» و اشاره داشتن آن به قیامت، از سرانجام شوم و دردناک دروغانگاران نشانههای الهی آگاه می شویم. در آیه ای نیز که در ابتدا آورده شد، خداوند، ظالمترین افراد را کسانی می داند که به خداوند سخن دروغ می بندند یا نشانه های او را دروغ می پندارند. در پایان، هشدار می دهد که چنین افراد ظالمی، طعم رستگاری را نخواهند چشید.

در مجموع، از این آیه ها برمی آید که خداوند خواسته است با این تعبیرها، بندگان را از سرانجام دروغ انگاشتن نشانه های خود باخبر کند و هشدار دهد، ولی منظور از نشانه های الهی چیست که دروغ انگاشتن آنها چنین سرانجامی را به دنبال دارد؟
نمونه های قرآنی این مطلب فراوان است و خداوند، بسیاری از پدیده ها را با عنوان آیه معرفی می کند که برخی از آنها چنین است:
یک _ آفرینش آسمان ها و زمین؛
دو _ آمد و شد شب و روز؛
سه _ شناوری و روندگی کشتی ها در دریا
چهار _ بارش های آسمانی و زنده شدن زمین و پراکنده شدن موجودات زنده در زمین و وزش بادها و ابرهای مسخر شده میان آسمان و زمین؛
پنج _ جفت بودن میوه های زمین و پوشاندن روز و شب؛
شش _ بیرون آمدن عسل از شکم زنبور عسل
هفت _ سرگذشت و عذاب قوم های پیشین، از جمله قوم ثمود، قوم عاد و قوم شعیب.
همه این موارد که به عنوان آیه در قرآن ذکر شدهاند، آیهها و نشانه هایی هستند که بر آفریننده و مدبّری حکیم دلالت می کنند و البته به اشاره صریح خود قرآن، تنها صاحبان علم، عقل و فکر هستند که به پدیده های یاد شده به عنوان آیه می نگرند و از آنها عبرت می گیرند.

افزون بر اینها، پدیده دیگری نیز که در قرآن از آن به عنوان نشانه ها یاد شده، همان آیه های قرآن(4) یا معجزه های پیامبران(5) پیشین است که از نمونه های آشکار نشانه های الهی است. در آیه شریفه ای نیز که در ابتدا آورده شد و ظالمترین افراد، دروغ پندارندگان نشانه های الهی معرفی شدند، منظور از آیه ها در آن آیه شریفه، همان آیه های قرآن است.(6) حال با توجه به این مطلب، میتوان چنین برداشت کرد که هشدارهای قرآنی درباره دروغ و انکار، بیش از همه، خطاب به کسانی است که رسالت پیامبر و آسمانی بودن قرآن را انکار میکنند و پس از آن، شامل همه کسانی است که آیه ای از آیه های الهی را در طبیعت و جهان آفرینش یا در تاریخ و سرگذشت قوم های پیشین می بینند، ولی آن را انکار می کنند و از آن روی برمی تابند.
منبع هشدارها و تحذیرهای قرآنی/ حمیدرضا حبیب اللهی
نظر دهید » 
اقسام ايمان در قرآن امام صادق (علیه السلام) مي فرمايد: «ايمان در قرآن چهارگونه مطرح گشته است:

اقرار زباني
خداوند مي فرمايد: «يا ايهاالذين آمنوا خذوا حذركم…» (اي كساني كه «ايمان آورده ايد با كمال دقت مراقب دشمن باشيد (تا غافلگيرنشويد) و در دسته هاي متعدد يا به صورت اجتماع، (براي مبارزه) به راه افتيد، در ميان شما افرادي (منافق) وجود دارند كه هم خودشان سست مي باشند و هم ديگران را به سستي مي كشانند، اگر مصيبتي به شما برسد مي گويند: خدا به ما نعمت داد كه با مجاهدان نبوديم تا شاهد صحنه هاي دلخراش گرديم. و اگر با خبر شوند كه مومنان واقعي پيروز شده اند و طبعا به غنائمي نيز دست پيدا كرده اند، همچون افراد بيگانه اي كه هيچ ارتباطي ميان آنها و مومنان نبوده، از روي حسرت مي گويند: اي كاش ما هم با مجاهدان بوديم و سهم بزرگي نصيب ما مي شد.) . امام مي فرمايد: اگر اهل شرق و غرب اين سخن را بر زبان جاري مي ساختند از دايره ايمان بيرون مي رفتند. اما با اين حال چون اقرار زباني كرده بودند خداوند آنها را مومن ناميده و به همين جهت مومنان دعوت مي شوند كه ايمان آورند: «يا ايهاالذين «آمنوا»، «آمنوا» بالله و رسوله كه خداوند به خاطر اقرار زباني آنها را مومن ناميده و به ايشان فرموده ايمان آوريد يعني تصديق هم بنماید.
منبع
با امام صادق (علیه السلام)در سايه قرآن، سيد عليرضا جعفري
نظر دهید » 
إِنَّ اللّهَ لاَیَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ. (نساء: 48)به یقین، خدا این را که به او شرک ورزیده شود، نمی بخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد، می بخشاید.
![]()
شرک، از مفاهیمی است که درباره آن، بیشترین هشدارها در قرآن داده شده و باورهای شرکآمیز در آیه های قرآن محکوم شده است؛ به گونه ای که خداوند، بخشایش هر گناهی را از سوی خود ممکن دانسته است، به جز شرک که در آیه بالا آشکارا به این مطلب اشاره میکند.به جز این آیه، هشدارهای آشکار دیگری نیز درباره شرک به بیان های گوناگون در قرآن آمده است. خداوند به پیامبر خویش چنین می فرماید:
لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ.(زمر: 65)اگر شرک بورزی، حتماً کردارت تباه شده و به یقین، از زیانکاران خواهی شد.نیز در جای دیگر درباره پیامبران الهی می فرماید:وَ لَوْ أَشْرَکُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ. (انعام: 88)اگر آنان شرک ورزیده بودند، به یقین آنچه انجام می دادند، از دستشان می رفت.
در آیههایی دیگر، شرک، گناه عظیم،(نساء: 48) ضلالت بعید(نساء: 116) و ظلم عظیم(لقمان: 13) دانسته و آشکارا هشداداده شده است که هر کس شرک ورزد بهشت بر او حرام و جایگاهش آتش است.(مائده: 72)
با جستوجو در قرآن کریم درمییابیم که شرک، مفهومی گسترده دارد. قرآن تنها مشرکان زمان پیامبر را که بت ها را میپرستیدند، مشرک معرفی نمیکند، بلکه بیشتر مردمان پیشین را مشرک میداند.(1) حال، این شرک گاه به سبب پرستش خورشید(2) و ماه(3) است و گاه پرستش و بالاتر از حد دانستن افراد بشر همچون حضرت عیسی و حضرت عزیر(ع).(4)
![]()
جالب توجه است که مشرکان، موارد نامبرده بالا را خالق یا رازق نمی دانستند، چنان که در قرآن نیز درباره آنان چنین آمده است:- «قُلْ سِیرُوا فِی الارْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ کَانَ أَکْثَرُهُم مُّشْرِکِینَ؛ بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانی که پیشتر بوده [و] بیشترشان مشرک بودند، چگونه بوده است». (روم: 42)
2- چنانکه در سوره نحل ضمن نقل داستان حضرت سلیمان(ع) و دوران حکومت او، هدهد برای او خبر می آورد که با گروهی برخورد کرده که بر خورشید سجده می کردند و از زبان او اینگونه آمده است: «وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللّهِ؛ او(ملکه سبأ) و قومش را چنان یافتم که به جای خدا بر خورشید سجده می کنند». (نمل: 24)
3- از داستان حضرت ابراهیم(ع) که در سوره انعام ذکر شده است و اینکه او نخست ستاره، سپس ماه و بعد خورشید را پروردگار خویش خواند، آنگاه با افول آنها از همهشان بیزاری جست، مشخص می شود که در آن زمان، مردمان این اجرام آسمانی را میپرستیدند و شریک خدا می دانستند. (انعام: 76-79)
4- «وَ قَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ وَ قَالَتِ النَّصَارَی الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ مَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَ_هًا وَاحِدًا لاَّ إِلَ_هَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ؛ و یهود گفتند: عزیر، پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح، پسر خداست. اینان، دانشمندان و راهبان خود و مسیح، پسر مریم را به جای خدا به الوهیت گرفتند. با اینکه مأمور نبودند، جز اینکه خدای یگانه را بپرستند که هیچ معبودی جز او نیست. منزه است او از آنچه [با وی] شریک می گردانند». (توبه: 30 و31)
منبع هشدارها و تحذیرهای قرآنی/ حمیدرضا حبیب اللهی
نظر دهید » 
بسم الله الرحمن الرحیم
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(۵۵)
خداوند به کسانی که از شما ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند وعده داده که حتما آنها را خلیفه روی زمین خواهد کرد،
همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده پا برجا و ریشهدار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل میکند. آنچنانکه تنها مرا میپرستند و چیزی را برای من شریک نخواهد ساخت و کسانی که بعد از آن کافر شوند فاسقند.

از آنجا که در آیات قرآن سخن از اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده آیه مورد بحث همین موضوع را پیش میگیرد و نتیجه این اطاعت را که همان حکومت جهانی است بیان میکند.از مجموع این آیه چنین برمیآید که خداوند به گروهی از مسلمانان که دارای این دو صفت هستند (ایمان و عمل صالح) سه نوید میدهد.1- حکومت و خلافت روی زمین.2- نشر آیین حق به طور اساسی و ریشهدار در همه جا (که این مطلب از کلمه تمکین استفاده میشود).3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنی که نتیجه این سه برنامه این خواهد شد که با نهایت آزادی خدا را بپرستند و فرمانهای او را گردن نهند و هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند.بدیهی است که محصول تمام زحمات رسولان و تبلیغات پیگیر آنها و نمونهی کامل حاکمیت توحید و امنیت کامل و عبادت خالی از شرک در زمانی تحقق مییابد که مهدی موعود علیهالسلام سلالهی انبیاء و فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اسلام ظاهر شود. مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه میگوید:از اهل بیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )روایت شده است که این آیه دربارهی مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
منبع:
سیمای مهدویت در قرآن
محمدجواد مولوینیا.
نظر دهید » 
فضیلت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ,صفات خدا

رحمان از اسماء مختص به خداوند است، و در مورد غير او به كار نميرود
1. صفت «رحمان» اشاره به رحمت عام خداوند است كه شامل؛ دوست و دشمن، مؤمن و كافر و… ميباشد و همه بندگان از مواهب گوناگون حيات بهرهمندند.و صفت «رحيم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ويژه بندگان مطيع، صالح و فرمانبردار است.
2. صفت «رحمان» در همه جاي قرآن به صورت مطلق بيان شده است، كه نشانه عموميت است، در حالي كه صفت «رحيم» گاهي به صورت مقيد ذكر شده، كه دليل بر خصوصيت آن است.مانند: « هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا؛ او كسى است كه بر شما درود و رحمت مىفرستد، و فرشتگان او [نيز] براى شما تقاضاى رحمت مىكنند تا شما را از ظلمات [جهل و شرك گناه] به سوى نور [ايمان و علم و تقوا] رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است! » و گاهي هم به صورت مطلق آمده، مانند: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ آمده كه فرمود: «خداوند معبود همه چيز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان و نسبت به خصوص مؤمنان رحيم است»
3 . علاوه بر آن، رحمان را صيغه مبالغه دانستهاند كه خود دليل ديگري بر عموميت رحمان است. و «رحيم» را صفت مشبهه كه نشانه ثبات و دوام است كه ويژه مؤمنان است.
4 . رحمان از اسماء مختص به خداوند است، و در مورد غير او به كار نميرود. در حالي كه رحيم هم براي خدا و هم براي غير خدا به كار ميرود. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: « رحمان اسم خاص است، امّا صفت عام دارد؛ ولي رحيم، اسم عام است به صفت خاص».
با اين مقدمه ميتوان گفت: در آغاز همه كار لازم است از صفتي استمداد كنيم كه آثارش بر سراسر جهان پرتو افكن است، همه موجودات را فراگرفته، گرفتاران را در لحظات بحراني نجات بخشيده است.
« وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ؛ و براى ما، در اين دنيا و سراى ديگر، نيكى مقرّر فرما؛ چه اينكه ما به سوى تو بازگشت كردهايم! ([خداوند در برابر اين تقاضا، به موسى] گفت:) مجازاتم را به هر كس بخواهم مىرسانم؛ و رحمتم همه چيز را فراگرفته؛ و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند، و زكات را بپردازند، و آنها كه به آيات ما ايمان مىآورند، مقرّر خواهم داشت! » ؛
« الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ ذَابَ الْجَحِيمِ ؛ فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن [طواف مىكنند] تسبيح و حمد پروردگارشان را مىگويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مىكنند [و مى گويند:] پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است؛ پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مىكنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!»
و پيامبران نيز براي نجات خود از چنگال حوادث به دامن رحمت خدا چنگ ميزدند، قوم حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ براي نجات از چنگال فرعونيان، ميگويند:
« وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ؛ و ما را با رحمتت از [دست] قوم كافر رهايى بخش! »
بنابراين در مورد آغاز كارها به هنگامي كه ميخواهيم به نام خداوند شروع كنيم، بايد دست به دامن واسعه او بزنيم؛ هم رحمت عام و هم رحمت خاصش. لذا بسم الله با صفت رحمان و رحيم مزين شده است.
آيا براي پيشرفت در كارها و پيروزي بر مشكلات صفتي مناسبتر از اين صفات ميباشد؟
لذا اين دو صفت نسبت به ديگر صفات خداوند داراي عموميت و شمول بيشتري هستند.
منبع: انديشه قم
1 نظر »