« درنگ11درنگ9 »

این دفعه هم به یاد مشکل خودت افتادی؟؟؟؟؟؟؟

اینکه فکر می کنی چیزی در دنیا بزرگ تر از مشکل تو نیست؟

گرفتاری ای که گویی همه دنیا را گشته و بین این همه آدم تو را پیدا کرده؟

اصلاً این خاصیت مشکل ها و غصه هاست که مثل خوره به جان آدم می افتد

و می خواهد وادارمان کند که تسلیم شویم.

مشکل تو چیست؟ خیلی بزرگ است؟

نزدیکی های غروب که از کتابخانه بر می گشتم، پسر نوجوانی رادیدم که توی ایستگاه اتوبوس نشسته بود.

انگار غمی بزرگ توی چشمهایش موج می زد.

کتاب های مدرسه اش را توی یک کیسه پلاستیکی گذاشته بود و بلیت را توی مشتش نگه داشته بود.

صفحات: · 2· · 4· 5


موضوعات: درنگ
   شنبه 10 مرداد 1394نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو