
| « درنگ13 | درنگ11 » |

نوش جان و گوارایت ای علی. من هم طبق ندای حق تعالی آن را گفتم
پس همگی از آن خرما خوردند همین که دست کشیدند و سیر شدند آن مائده آسمانی به آسمان برخاست (و ناپدید شد).
فاطمه عرض کرد: پدر جان امروز چیز عجیبی از شما دیدم، پیامبر فرمود:
ای فاطمه! خرمایی که در دهان حسین نهادم و گفتم: گوارایت ای حسین،
از این رو بود که شنیدم میکائیل و اسرافیل به او میگویند: گوارایت ای حسین. من نیز همچون آنان گفتم.
خرمای دوم را برداشته در دهان حسن نهادم، شنیدم جبرئیل و میکائیل به او میگویند:
گوارایت ای حسن. من نیز مثل آنان گفتم.
نظر دهید »
فرم در حال بارگذاری ...


لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است