5
اردیبهشت

شناخت امام زمان (علیه السلام) چه ضرورتی دارد؟

  اوضاع این گونه بود تا اینکه با شخصی آشنا شدم که به نظر میرسید میتواند به سؤالاتم پاسخ دهد. در اولین برخورد به او گفتم: آیا میتونم با شما بیپرده سخن بگم، به همه چیز در مورد امام زمان با دیده ی شک نگاه کنم و از صفر شروع کنم؟!

او گفت: اگر غیر از این باشه اشتباه کردی. کسانی که ساختمان افکار و عقیده شونو از رو میسازند و زیر بنای فکرشونو محکم نمیکنن، با یک طوفان سؤالات یا یک سیل مختصر شبهات، ساختمونشون خراب میشه و همه ی ایمان و عقیده شون با سیل میره.

گفتم: پس من قبل از هر حرفی میخوام بدونم اصلا چه ضرورتی داره من امام زمانمو بشناسم و آیا اگه من بیتوجه به دنبال زندگی خودم باشم چیزی رو از دست دادم و ضرری کردم؟

 

 

گفت: این آیه رو شنیدی که خداوند میفرماید:«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم؟»نسا/59

گفتم: بله.

گفت: معنای این آیه چیه؟

گفتم: از خدا، رسول، و اولی الامر اطاعت کنین.

گفت: درسته، حالا چطور ممکنه ما از کسی که اونو نمیشناسیم اطاعت کنیم؟! مراد از اولی الامر در این آیه امام و حجت خدا در هر زمانه و اگه انسان امام خودشو نشناسه نمیتونه از او اطاعت کنه، پس باید اونو بشناسیم.

گفتم: از کجا معلوم که مراد از اولی الامر توی این آیه امام زمان باشه؟

گفت: جالبه بدونی همین سؤال در صدر اسلام و هنگام نزول این آیه مطرح شد. جابر یکی از اصحاب رسول خدا به اون حضرت گفت: یا رسول الله ما خدا و رسول رو میشناسیم اما نمیدونیم مراد از اولی الامر در این آیه چه کسانی هستن؟

حضرت فرمودند: مقصود از اولی الامر، علی و فرزندان اویند و تک تک اماما رو تا امام زمان نام بردن و این روایت علاوه بر مدارک ما شیعیان، در برخی کتب اهل سنت هم اومده.

گفتم: حالا فهمیدم که شناخت امام زمان یک تکلیف واجبه چون اطاعت از ایشون واجب شد مقدمه ی اون هم که شناخته، واجب میشه.
او گفت: بله، و دلائل و انگیزه های دیگه هم برای شناخت امام زمان داریم، مثلا این حدیث پیامبر عزیزمون که مورد اتفاق همه ی مسلموناست: هر کس امام زمان خودشو نشناسه و بمیره به مرگ جاهلیت مرده.

 

 

اگه ترک کاری(شناخت امام زمان) موجب میشه من در حکم جاهلان و مشرکان قبل از اسلام باشم، آیا انجام اون کار ضرورت پیدا نمیکنه؟ پس ملاحظه میکنی که مساله ی آشنایی با امام زمان و شناخت اون حضرت خیلی مهمتر از اونه که ما با اون برخورد میکنیم.

منبع:گفت و گویی که به عشق انجامید/ مهدی عدالتیان.


free b2evolution skin
5
اردیبهشت

آیا تأخیر در فرج موجب قساوت قلب میشود؟

آنچه که بر هر مؤمنی بلکه بر هر انسانی لازم است اینکه هیچگاه از چنگ تأخير فرج و ظهور منجی نا امید نباشد، بلکه باید به ریسمان صبر زده تا به سر منزل مقصود رهنمون شود و این تنها از راه ایمان قلبی به خداوند متعال و اینکه او خُلف نمیکند میسر است و نیز با سیر و بررسی سرگذشت امتهای گذشت امتهای پیشین که چگونه بعد از هر شدّت و گرفتاری ،شدید خداوند آخر الأمر برای آنها آسایش و فرجی حاصل ،نمود، به دست می آید و همچنین با مراجعه به فطرت و میل درونی خود که چگونه به ظهور منجی بشریت متمایل است میتواند خود را از یأس و ناامیدی رهانیده و به ظهور منجی امیدوار باشد.

 

 

در ذیل آیه شريفة (وَلا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ )  از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: تأویل این آیه برای مردم عصر غیبت ،است و روزهای زمان غیبت غیر از روزهای اهل زمانهای دیگر .است خداوند متعال شیعیان را از شک در حجّت خود نهی کرده است و نیز نهی کرده از اینکه گمان کنند که خداوند زمین را یک چشم برهم زدن از حجت خالی میگرداند

منبع: پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی


free b2evolution skin
2
اردیبهشت

دیداری به یادماندنی

 اولین پرتو خورشید بر زمینهایی که هنوز از بارش برف روزهای گذشته سفید پوش بود میتابید. تلالوی قطره هایی که همچون حباب هفت رنگ میدرخشید توجهم را به خود جلب کرد. لحظه ای درنگ کردم و در دل به این همه زیبایی و به خالق آن آفرین گفتم. زندگی هر گوشه ای درسی است و زیباییاش جلوه ای ست از جمال خداوندی، اما ما آن قدر در سیاهی دود و آهن و درگیر و دار زندگی صنعتی اسیر شدیم که بی اعتنا از کنار همه ی آنها میگذریم. مدتی حال و هوای دیگری پیدا کرده بودم سرانجام بایست از جایی شروع میکردم. ماهی دریا بودم و سالها در جستجوی آب، حیران میگشتم. بایست به چشمه میرسیدم و در زلال آن چشمان غبار گرفته ام را میشستم. اما کجاست آب؟ کجاست چشمه حیات؟

 

 

درست نمیدانم از چه زمانی، اما خیلی کوچک بودم که میشنیدم بزرگترها نامی را به عظمت و بزرگی یاد میکنند. وقتی کمی بزرگتر شدم دیدم در خانه، مدرسه و محیطهای دیگر، این نام خیلی بر زبانهاست. مهدی موعود، صاحب الزمان، حجة ابن الحسن و… تعبیرات دیگر همه نامهایی بود که برای شخصیتی بسیار عزیز و دوست داشتنی در نظر مردم، و این صحبتها در نیمه شعبان به اوج خود میرسید.

من همه کم کم متوجه شده بودم که او امام دوازدهم ما شیعیان و فرزند امام عسگری (علیه السلام) است که بیش از هزار سال قبل متولد شده و اکنون زنده و از نظرها غایب است. بتدریج علاقه ی او هم در دلم خانه کرد و به جشنها و مراسم مربوط به او هم تمایل پیدا کردم و در آنها شرکت جستم. گاهی هم خودم در آن مجالس خدمت میکردم. اما خیلی سؤالات و ابهامها در مورد او فکرم را مشغول کرده بود.

 

 

دلم میخواست همه چیز را راجع به او بدانم. بعضی اوقات در فکر فرو میرفتم و سؤالاتی در ذهنم رژه میرفتند:

او حتما میاد؟ نکنه ما در اشتباه باشیم. آیا میشه من با او ارتباطی داشته باشم؟ اصلا چرا غایب شده و چرا همون وقتی که میخواد ظهور کنه چند سال قبلش متولد نمیشه؟ وجود او در پس پرده غیبت چه فایده ای میتونه داشته باشه؟ او با ظهورش چه اهدافی رو دنبال میکنه و…ناگهان به خود میآمدم که چه مدت زیادی است در این افکارم. بلند میشدم و به دنبال کارهایم میرفتم اما باز در فرصتی دیگر همین برنامه تکرار میشد.

گاهی هم با بعضی از دوستان یا اقوام سر حرف را باز میکردم اما میدیدم خیلیها در این عوالم نیستند. احساس غربت میکردم، با خود میگفتم: از دو حال خارج نیست، یا او اصلا واقعیت نداره، امام ما نیست، موجود نیست که باید معلوم بشه و خودمونو معطل نکنیم، این همه جشن و پوستر و شعار و غیره رو بریزیم دور و یا واقعا هست، امام ماست و حجت خداست که در این صورت ما خیلی نسبت به او کوتاهی و جفا میکنیم.

 

 

اگر او امام ماست آخه نباید اونو بشناسیم؟ به او اظهار محبتی کنیم؟ با او همراهی کنیم، با او حرف بزنیم و با او ارتباطی روحی معنوی برقرار کنیم؟چقدر ما بی انصافیم! واقعا اگه پدر ما به مسافرتی طولانی بره، ما اونو بکلی فراموش میکنیم و طوری رفتار میکنیم که انگار نه انگار پدری داشتیم؟ یا اینکه به یاد او، پیگیر کار او و در پی کسب اطلاعاتی در موردش و ایجاد ارتباط با او هستیم.

بالاخره هرچه فکر میکردم او امام ماست، ما خیلی در حقش کوتاهی کرده ایم. این بود که آرام نمیگرفتم و به دنبال کسی میگشتم که بتواند عطش مرا نسبت به این معما فرو بنشاند و سؤالاتم را پاسخ دهد.

با خود میگفتم: چطوره که اگه کیف پولم گم بشه، به هر کس میرسم میگم، به هر جایی سر میزنم، با هر فرد وارد و آشنایی مشورت میکنم تا گمشده ی خودمو پیدا کنم، اما نسبت به حقیقتی به این بزرگی بی اعتنا باشم؟ نه باید مطالعه کنم، سؤال کنم، فکر کنم و تلاش کنم تا حقیقت برام روشن بشه.

 

 

 

 

روزی در یک کتاب دعا، جمله ای به چشمم خورد که برایم بسیار جالب بود (اللهم عرفنی نفسک…) خدایا خودت رو به من معرفی کن که اگه تو رو نشناسم رسول تو رو نمیتونم بشناسم، خدایا رسولت رو به من معرفی کن که اگه رسول تو رو نشناسم حجت تو رو هم نمیتونم بشناسم، خدایا حجت خود رو به من بشناسون که اگه اون رو نشناسم گمراه میشم.

خیلی برایم جالب بود، با خود گفتم: این دعا رو باید هر روز بعد از نمازها و گاهی در دعاهام بخونم تا خدا یاریم کنه: شاید امام زمانمو بشناسم و ابهامات و سؤالاتم به علم و روشنی مبدل بشه.

منبع :گفت و گویی که به عشق انجامید/ مهدی عدالتیان.


free b2evolution skin
2
اردیبهشت

حقیقت انتظار چیست؟

انتظار، کیفیتی روحی است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگی است برای آنچه انتظار دارند و ضدّ آن یأس و ناامیدی است. هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی بیشتر است اگر انسان مسافری داشته باشد که چشم به راه آمدن او است هر چه زمان رسیدن او نزدیک تر گردد آمادگی برای آمدنش فزونی می یابد حالت انتظار گاهی به پایه ای میرسد که خواب را از چشم میگیرد چنان که درجات انتظار از این نظر تفاوت میکند همچنین از نظر حبّ و دوستی نسبت به آنچه را انتظار دارد تفاوت دارد هر چه عشق به منتظر افزون باشد آمادگی برای فرا رسیدن محبوب افزون میگردد و دیر آمدن و فراق محبوب دردناک میگردد تا بدانجا که انسان منتظر از خود بیخود میشود و دردها و سختیهای دردآور و مشکلات سخت خود را در راه محبوب حس نمیکند.

 

 

 

 

انتظار در درجه نخست ویژه حیات و زندگی است. ماهیت زندگی انسان با انتظار و امید به آینده عجین شده است به گونه ای که بدون انتظار، زندگی مفهومی ندارد و شور و نشاط لازم برای تداوم آن در کار نیست حیات حاضر و کنونی ظرف ،پویایی تلاش و حرکت به سوی فردا و فرداهاست و این چنین پویایی و حرکتی بدون عنصر «انتظار» ممکن نیست؛ زیرا امید به تداوم حیات است که به زندگی کنونی معنا و مفهوم میبخشد و پویایی و نیروی لازم برای ادامه آن را تأمین می.کند. از این رو است که ماهیت زندگی با انتظار پیوستگی ناگسستنی دارد.

و لذا در روایات اسلامی میبینیم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پیامبر شمرده شده است یعنی ویژگی انتظار در عمل در راه رسیدن به حیات است. شاید یکی از علل این گونه آموزشها این بوده است که پیروان امام مهدی (علیه السلام) بکوشند تا خود را به امامشان نزدیک کنند و مانند او بیندیشند و امت با امام در انتظار به سر برند، زیرا امام نیز در انتظار ظهور خود به سر میبرد.

 

 

در حالت ،انتظار بهترین شیوه پیوند و همسویی و همدلی با امام نهفته است و غفلت از انتظار و معنای صحیح آن باعث بی خبری و بی احساسی نسبت به سوزها و شورهای امام موعود است. شاید در دوران ،غیبت انتظار راستین برای فرج یعنی حضور امام در جامعه انسانی نخستین راه بیعت و هم پیمانی با امام موعود باشد؛ زیرا انتظار حضور در متن جریانها و حوادث پیش از ظهور است و مایه یادآوری هدفها و آرمانهای امام موعود و زمینه آگاهی و هوشیاری همیشگی است و در حال انتظار نبودن به معنای غفلت و بی خبری و بی احساسی و بی تفاوتی نسبت به حوادث پیش از ظهور و اصل ظهور است. جامعه منتظر هر حادثه ای هر چند عظیم و ویرانگر و هر عاملی هر چند بازدارنده و یأس ،آفرین او را از تحقق هدفهای مورد انتظار مأیوس نمیکند و در راه آن هدفها از پویایی و تلاش باز نمی ایستد و همواره به امام خود اقتدا میکند.

امامی که در برابر مشکلات شکننده و حوادث کوبنده قرنها و عصرها استوار و نستوه ایستاده است و ذره ای در اصالت راه و کار خود تردید نکرده است.

 

 

حضرت مهدی (علیه السلام) فرمود …. چون خدا با ما است نیازی به دیگری ،نیست حقانیت با ما میباشد و کناره گیری عده ای از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد. 

آری! امام مهدی (علیه السلام) در چنین انتظاری به سر می برد و با چنین ایمانی در این شب یلدای زندگی استوار و تزلزل ناپذیر ایستاده است و جامعۀ «منتظر» و امت چشم به راه نیز باید این ویژگی ها را در امام موعود و منتظر خویش نیک بشناسد و تا حد امکان مانند خود او در انتظار باشد.

منبع : پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی


free b2evolution skin
25
فروردین

چه نوع آمادگی برای رسیدن به حکومت عدل جهانی لازم است؟

ما هر قدر خوشبین و امیدوار باشیم باید بدانیم رسیدن به مرحله ای از تاریخ که در آن همه انسانها زیر یک پرچم گرد آیند و کشمکش ها و بازی های خطرناک سیاسی و استعمارگری از بین برود احتیاج به آمادگی های عمومی ،دارد گرچه به جهت تحولها و دگرگونی هایی که به سرعت در عصر اخیر پدید آمده نباید آن را دور بدانیم ولی در هر حال برای اینکه دنیا چنان حکومتی را پذیرا گردد احتیاج به آمادگی هایی از قبیل موارد ذیل است:

 

 

 

1 - آمادگی فکری و فرهنگی به این معنا که سطح افکار مردم جهان آن چنان بالا رود که بدانند مثلاً مسأله «نژاد یا مناطق مختلف جغرافیایی مسأله قابل توجهی در زندگی بشر نیست …..

2 - آمادگی اجتماعی به این معنا مردم جهان باید از ظلم خسته شده و عدالت را از جان و دل طلب نمایند.

 

 

،آری اگر بنا بود همه کارها با «معجزه» صورت پذیرد وجود چنین نظامی بدون وسایل پیشرفته صنعتی قابل تصور بود ولی مگر اداره زندگی مردم جهان با معجزه ممکن است؟ معجزه استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت برای اثبات حقانیت یک امر ،آسمانی نه برای ادارۀ همیشگی نظام جامعه زیرا این کار تنها باید بر محور قوانین طبیعی صورت بگیرد.

منبع:پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) /تالیف علی اصغر رضوانی


free b2evolution skin