تحلیل خصوصیت های حضرت معصومه سلام الله علیها (قسمت دوم)
«عالمه غیر متعلمه»
دومین خصوصیت عرشی حضرت معصومه سلام الله علیها «عالمه غیر متعلمه» است.

به این معنا که هرچند علوم اکتسابی غیرحضوری نیازمند به تعلیم، آموزش و مکتب دیدن است؛ ولی از خصوصیت معصومین علیهم السلام این است به دلیل اینکه آنان مظهر اسماءالحسنی و تجلی صفات جمال و جلال الهی هستند همه سنخ و جنس علومشان از جنس علم حضوری ولدنی است.
حضرت معصومه هرچند پیامبر و امام نیست؛ ولی شواهد و قراینی وجود دارد که تایید میکند که ایشان نیز در همین سن کوتاه خودشان، آن چنان در سلوک معنوی طی طریق کرده بودند که مظهر اسماءالحسنی شده بودند و علوم اکتسابی برای آن حضرت از سنخ و جنس علم حضوری شده بود و شخصیت«معلمه غیر متعلمه» داشتند که مکتب نرفته و معلم ندیده بر علوم احاطه داشتند.
از همین رو از آیت الله مستنبط(ره) از علمای معروف نجف اشرف، نقل شده که گفت:
از کتاب «کشف اللئالی» که نسخه خطی آن در کتابخانه شوشتری های نجف موجود است روایت شده:
روزی جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ پرسشهای خود به محضر امام کاظم(ع) رهسپار شدند آن حضرت مسافرت بودند پرسشهای خود را نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم(ع) تحویل دادند تا در سفر بعد به آن نایل شوند
حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ پرسشهای را نوشته و آماده کرد آنها شادمان شدند و آن را گرفتند.
هنگام مراجعت در مسیر راه با امام کاظم(ع) ملاقات نمودند و ماجرا را به عرض رساندند امام آن نوشته را از آنها طلبید و مطالعه کرد و پاسخهای حضرت معصومه(س) را درست یافت سه بار فرمودند:
فداها ابوها پدرش به فدایش باد” (بحارالانوار, ج۶۰, ص۲۲۸.)
این موضوع در زمانی رخ داد، که حضرت معصومه(س) خردسال بودند و در این هنگام حدود ده سال سن داشتند. این ماجرا انسان را به یاد حضرت فاطمه زهرا(س) می اندازد که پیامبر اکرم(ص) در شان او مکرر فرمودند: “فداها ابوها; پدرش به فدایش باد” (بحارالانوار, ج۶۰, ص۲۲۸ .)
منبع:تحلیل خصوصیت های حضرت معصومه سلام الله علیها / سید محمدتقی قادری»
تحلیل خصوصیت های حضرت معصومه سلام الله علیها| قسمت اول
ایام منتسب به حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها فرصت مناسبی خواهد بود که به تحلیل برخی از خصوصیت این دو شخصیت آسمانی بپردازیم و با ابعاد وجودی آن حضرت، معرفت و شناخت پیدا کنیم، تا به موازات شناخت و معرفت به این خصایص، به نهادینه کردن این خصایص آسمانی و ملکوتی در وجودمان بر آییم، و با چنین رویکردی در مرحله نخست به تحلیل پانزده خصیصه حضرت معصومه سلام الله علیها و سپس هشت خصصیصه ملکوتی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می پردازیم.

۱. پیشگویی ولادت
نخستین خصوصیت عرشی حضرت معصومه سلام الله علیها «پیشگویی در تولد» است.
به این معنا که هرچند در بین معصومین علیهم السلام پیشگویی ولادت آنان مسبوق به سابقه است، چرا که در چگونگی ولادت امام باقر علیه السلام روایت شده است که پنجاه سال پیش از ولادت شان، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله خطاب به جابربن عبدالله انصاری فرمودند:
«ای جابر تو زنده میمانی تا آنکه فرزندم «محمد بن علی بن الحسین علیهالسلام» را که در تورات به «باقر» معروف است ملاقات کنی، چون وی را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان.»
جابر پس از رحلت رسول خدا(ص) در مسجد پیغمبر(ص) مینشست و به امید دیدار پیشوای پنجم علیهالسلام و در انتظار رسیدن آن لحظهی موعود برای رساندن سلام رسول اکرمص فریاد برمیآورد: «یا باقر العلم» «یا باقر العلم» ای شکافندهی علم، ای شکافندهی دانش. مردم مدینه -که به این راز آگاه نبودند- میگفتند: جابر (بر اثر پیری و ضعف نیروی اندیشه) هذیان میگوید.
جابر در پاسخ آنان می گفت: نه به خدا هذیان نمی گویم و لیکن از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمودند:
“تو به زودی مردی از خاندان مرا درک خواهی کرد که نام او نام من و شمایل او شمایل من است، علم و دانش را میشکافد”
من بر اساس پیشگویی پیامبر (ص) این سخن را بر زبان می آورم.
جابر عمری دراز یافت تا این که- طبق نقل امام صادق(ع)- روزی امام باقر(ع) به نزد وی رفت و بر او سلام کرد. جابر جواب سلام را داد و چون نابینا بود پرسید: چه کسی هستی؟ فرمود: محمد بن علی بن الحسین. جابر گفت: فرزندم پیش بیا، امام (ع) نزدیک رفت. جابر دست امام (ع) را بوسید و خود را روی پای وی انداخت، میبوسید و میگفت: رسول خدا (ص) تو را سلام رسانده است… . و از آن پس جابر پیوسته خدمت امام (ع) میرسید و از محضر پر فیض شان استفاده میکرد.«بحار، ج۴۵، ص۲۹۴»
هم چنین در پیشگویی ولادت حضرت مهدی علیه السلام آمده است پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :
“الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقا” (همان، ج۳۶، ص۳۰۹)؛
«مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیة او کنیه من است و او از لحاظ جسمی و روحی و اخلاق شبیه ترین مردم به من است».
در بین امام زادگان تنها حضرت معصومه سلام الله علیها است که ۴۵ سال پیش از تولدش امام صادق علیه السلام در ملاقاتی که با یکی از اصحاب داشت تولدش را با جزئیات این چنین پیشگویی نمود و خطاب به آن شخص فرمودند:
” تعجّب نکن! این کودک فرزند من، موسی است. خداوند از او دختری به من عنایت کند که نامش فاطمه است، او در سرزمین قم به خاک سپرده می شود، و هر کس او را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب است” (مِنهاج الدُّموع ص ۴۴۱)
منبع: تحلیل خصوصیت های حضرت معصومه سلام الله علیها / سید محمدتقی قادری»
مراد از رستگاری و سعادت در زیارت حضرت معصومه (س)
نقل است که زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) از زبان مبارک امام رضا (علیه السلام) صادر شده و لازم است با دقت بیشتری به این زیارت نظر کرد. یکی دیگر از فرازهای زیارت نامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) بحث عاقبت به خیری است؛ «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَة؛ خدایا از تو میخواهم که عاقبت امر مرا به سعادت ختم کنی.» سپس در ادامه آمده است: «فَلَا تَسْلُبَ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ؛ خدایا آنچه من در آن قرار گرفتهام را از من سلب نکن» حال این سوال به وجود میآید که مگر زائر در چه چیزی قرار گرفته است که نباید از او سلب شود؟ با بررسی خود زیارتنامه جواب این سوال مهم قابل مشاهده است، زیرا در چند جمله قبل چنین آمده: «وَ أَنْ لَا یَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَکُمْ؛ از خدا میخواهم که معرفت شما اهل بیت را از ما سلب نکند.» نتیجه این دو جمله چنین میشود: خدایا معرفت و ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را از ما سلب نکن! چرا که همین معرفت است که باعث رستگاری و سعادت مؤمن میشود.

عاقبت به خیر، کسی است که با معرفت و ولایت اهل بیت (علیهم السلام) از این دنیا خارج شود. در نتیجه مراد از رستگاری و سعادتی که در زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) آمده است همان ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است و فاطمه معصومه، واسطه در رستگاری مؤمن میباشد. البته اگر چه طبق منابع اسلامی خدای متعال محبت اهل بیت (علیهم السلام) را در قلب همه شیعیان قرار داده است، ولی رستگاری که نتیجه معرفت نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) است نیاز به تلاش و کوشش فراوانی دارد و یکی از واسطههای این رستگاری که راه را برای انسان هموار میکند، حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) است.

وساطت حضرت معصومه (سلام الله علیها) از آنجاست که در زیارت ایشان بعد از سلام به چهارده معصوم، چنین درخواست میکنیم: «عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّة؛ خدا بین ما و شما در بهشت آشنایی و شناخت برقرار کند.» سپس از فاطمه معصومه (سلام الله علیها) میخواهیم که ایشان واسطه چنین فیضی برای ما شود: «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ؛ای فاطمه معصومه برای من در بهشت شفاعت کن؛ زیرا تو نزد خدا جایگاه بلندی داری.» پس فاطمه معصومه (سلام الله علیها) واسطه در این فیض بزرگ؛ یعنی رستگاری و سعادت مؤمن است و این بهره منیع در گرو معرفت پیدا کردن به جایگاه ایشان است؛ زیرا امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة؛ کسی که فاطمه معصومه را زیارت کند در حالی که معرفت به او دارد، بهشت بر او واجب میشود.»

جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها، پیشینه تاریخی، وجود علما و صدها حوزه علمیه و طلاب از صد و بیست کشور جهان، توجه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به قم و وجود مسجد جمکران و عوامل دیگر مدفن حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را جهانی کرده است؛ لذا این جایگاه بینالمللی اقتضا میکند شهر مقدس قم از جهات مختلف الگوی جهان باشد. حتی در روز قیامت خداوند با شهر قم بر شهرهای دیگر احتجاج میکند. در روایت داریم قم حجت بر بلاد دیگر است.
منبع مهر
کلیپ ولادت حضرت معصومه و روز دختر
کلیپ ولادت حضرت معصومه و روز دختر ۱۴۰۲
منزلت حضرت معصومه(سلام الله علیها) در بیان آیتالله بهجت
ماجرای دعایی که کریمه اهلبیت(سلام الله علیها) اجابت فرمود
حضرت معصومه سلاماللهعلیها زیارت مخصوص به خود را دارد که از سوی امام رضا علیه السلام صادر شده است.

مقام و منزلت حضرت معصومه سلام الله علیها بهاندازهای است که مانند ائمه اطهار علیهم السلام زیارتنامه مخصوص به خود را دارد؛ آن هم زیارتنامهای که امام علیبن موسی الرضا علیه السلام به ما آموزش دادهاند، حتی عنوان معصومه نیز لقبی است که از سوی برادر بزرگوار ایشان به آن بانوی باکرامت داده شده است تا بدانیم هرچند این بانوی بزرگوار جزء چهارده معصوم محسوب نمیشوند، اما در معصومیت و طهارت مثالزدنی هستند.
بخشهایی از سخنان گهربار آیتاللهالعظمی محمدتقی بهجت رحمة الله علیه درباره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، درصدد شناخت بیشتر کریمه اهلبیت علیهم السلام در بیان بزرگان دینی است.
پدر و مادرم به فدایش!
حضرت معصومه سلام الله علیها از قبیل امامزادههای مطلق نیست که هنگام زیارت او زیارتنامه مطلق امامزادهها خوانده شود، بلکه زیارت مخصوص به خود را دارد؛ زیرا در روایت است: «مَن زارها وَجَبت لَهُ الجَنَّة؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود.»، خیلی کلمه بزرگی است!
نقل شده که روزی حضرت امام موسی کاظم علیه السلام در مدینه، در خانه تشریف نداشتند. شخصی آمد که سؤالی از آن حضرت بنماید. حضرت معصومه علیها السلام که در سن کودکی بودند و در خانه تشریف داشتند، میفرمایند: «آن حضرت تشریف ندارند، چهکار دارید؟» آن شخص عرض کرد: «مسئلهای دارم.» میفرماید: «بنویس.» مینویسد. ایشان پاسخ آن را میدهد.
بعد که حضرت امام کاظم علیه السلام به خانه برمیگردد، مادرش جریان را به آن حضرت عرض میکند. حضرت میفرماید: «بأبی هیَ و أمی، حَکَمَت بِما حَکَمَ الله! پدر و مادرم به فدایش، به آنچه خداوند حکم فرموده، حکم نموده است.»
اینها افراد عادی نبودهاند. خدا میداند این خاندان چه شخصیتهایی بودهاند. اینهمه کرامات برای ایشان ذکر کردهاند، پس چه میگویند کسانی که این مطالب را درباره خود حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هم خرافات میدانند!
نماز بر پیکر مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها
درباره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نقل شده وقتی جنازه آن حضرت را حاضر کردند، دو سواره از کوهِ کنار قم، از طرف شاه جمال که شاید نامش محمد الحبیب باشد، آمدند و بر آن حضرت نماز خواندند و حضرت را دفن کردند و رفتند و کسی آنها را نشناخت.
(بحارالانوار، جلد48، صفحه290؛ بهنقل از کتاب تاریخ قم)
دعایی که حضرت معصومه سلام الله علیها اجابت فرمود
پیرمردی قمی که آدم راستگویی بود، چهل سال قبل [البته آیتالله بهجت رحمة الله علیه این مطلب را سالها قبل نقل فرمودند] برای ما نقل کرد که “خیلی میل داشتم مسجد جمکران را سفید کنم. ازآنجا که بسیار به این کار تمایل داشتم، به حرم حضرت معصومه علیها السلام رفتم و از آن حضرت خواستم از خدا بخواهد که من به این کار موفق شوم.
تا اینکه در خواب و یا بیداری به من فرمودند: «به فلان تاجر یا کاسب مراجعه کن.»، به او مراجعت کردم، او هم موافقت کرد. همراه با چهار کارگر به آنجا رفتیم. در خواب به من فهمانده بودند که گچ و لوازم کار و ترتیبات مصالح را مهیا میکنند و گفته بودند که «سه روز و نصف کار دارد و گچ را از فلان جا روزی 15 مَن میآورند و اینکه با آن گچها، مسجد و حجره خادم را نیز سفید کنید.»
تا اینکه پیرمردی را دیدم که محاسن سفید و پارچه سفیدی بر سر داشت. او گفت: «اینجا سه روز و نصف کار دارد. از این باغ کنار مسجد هر روز 15 من گچ مقابل مسجد میریزم و مشغول کار میشوید و صبحانه و نهار شما هم با من باشد.»، گفتم: «چطور حساب میکنید؟ کجا شما را پیدا کنیم؟»، گفت: «یکجوری حساب میکنیم.»، گفتم: «کجا شما را ببینم؟»، گفت: «فلان جا.»
در هر حال، آن مرد هر روز 15 من از باغ کنار مسجد گچ میآورد و مقابل مسجد میریخت و صبحانه و نهار هم میآورد.
پس از پایان کار به رفقای کارگر گفتم: «اینجا باشید»، و رفتم با آن شخص تسویهحساب کنم. ولی دیدم آن جا مسکونی نیست! به آبادی نزدیک جمکران رفتم و سراغ آن مرد را گرفتم و نیز گفتم: «آیا کسی به این قیافه را در اینجا میشناسید؟»، گفتند: «چنین کسی اینجا نیست.»
گفت: بیچاره شدم. کارگرها هم منتظر، از شدت ناراحتی با صدای بلند گفتم: «ای کسی که مرا سرگردان کردی، بهحق فلان، بیا حساب ما را تسویه کن و ما را از سرگردانی نجات بده.»، صدایی را شنیدم ولی کسی را ندیدم که گفت: «حسین، مرا نشناختی؟!»، مثل اینکه حضرت خضر علیه السلام بود، فهمیدم متعارف نیست.
با خود گفتم: «اگر عملهها گفتند چرا دیر کردی، جواب آنها را چه بگویم؟»، ولی وقتی به آنها رسیدم دیدم میگویند «چه خوب زود آمدی!»
با اینکه هر هفته به جمکران میرفتیم، گویا در آن مدت خواب بودم و با آنچه قبلاً میدیدم کاملاً متفاوت بود، زیرا در آن مدت در کنار مسجد باغ بود و اتاقی مقابل مسجد بود که آن آقا گچ را در آنجا میریخت، در حالی که قبلاً پهلوی مسجد باغی نبود که از آن باغ گچ بیاید! و نیز هیچ اثری از اتاق روبهروی مسجد که گچ را در آنجا میریخت، دیده نمیشد!
ولی در این میان سفیدکاری شدن مسجد یقینی بود و خواب و خیال نبود و واقعاً مسجد سفید شده بود. حتی هفته بعد رفتم ببینم آیا راستی مسجد را گچکاری کردهام یا در خواب بوده، دیدم سفید شده و حتی حجره خادم هم سفید است.”
منبع: تسنیم