حضرت زهرا علیهاالسلام احترامی عمیق نسبت به پدر می‌گذاشت. به استقبال پدر می‌رفت، پدر را می‌بوسید و در کنار پدر می‌نشست. اگر احساس می‌کرد کارش برای پدر ناخوشایند است، به زودی جبران می‌کرد. پدر را با ادب و احترام صدا می‌زد و از او کوچکترین سوء ادبی سر نمی‌زد.
فرزندان امروز نیز باید همچون حضرت زهرا علیهاالسلام باشند و احترام به مادر و پدر را یک اصل در زندگی خود بگیرند؛ که فاطمه علیهاالسلام بهترین اسوه در این‌باره است.
عشق حضرت زهرا علیهاالسلام به پدر، وصف‌ناپذیر است. آن گونه که با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روز به روز از جسمش کاسته شد و دیری دوام نیاورد.
دختران و پسران جامعه اسلامی می‌توانند از این ارتباط بسیار احترام‌آمیز و پرمحبت، سرمشق بگیرند، آنگاه پی‌آمدهای شگفت این تأسی را در زندگی خویش بیابند. و جهنم ناهنجاری‌های خانوادگی موجود را به بهشت آرامی تبدیل کنند.
حضرت زهرا علیهاالسلام در سخنرانی خویش فرمود: خداوند، نیکی به پدر و مادر را بر فرزندان واجب کرده تا از خشم و نفرت به دور باشیم.
بسیاری از نکبت‌ها، بدبختی‌ها، ناآرامی‌ها و اختلافها و جهنم‌های ساختگی ما، معلول عدم رعایت این اصل مهم در زندگی است.

أمالی صدوق، مجلس 24، ص 100.

کلیدواژه ها: ارتباط با پدر
   جمعه 7 اسفند 1394نظر دهید »

از گفتار و رفتار سرور زنان، صدیقه‌ی طاهره علیهاالسلام به دست می‌آید که ارتباط زنان با نامحرمان باید به حداقل برسد و به هنگام برخورد با نامحرم، پوشیده و با عفاف کامل باشند؛ به گونه‌ای که این ارتباط، تحریک‌زا و تهییج‌کننده نباشد، تا عفت عمومی آسیب نپذیرد.
فاطمه علیهاالسلام فرمود: بهترین چیز برای زنان، عدم ارتباط با مردان نامحرم است، به گونه‌ای که مردی آنان را نبیند و آنان نیز مردی را نبینند.
به هنگام نیاز و ضرورت برخورد با مردان نامحرم نیز، شایسته است زنان ما، همانند آن اسوه‌ی عفاف عمل کنند. آنچنان که حضرت زهرا علیهاالسلام پوشیده و در حجابی کامل به گونه‌ای که حتی قدمهایش نیز در لباسهایش پنهان شده بود، پا به مسجد گذارد و برای احقاق حق، گرچه کوبنده، لیکن از پشت پرده سخن گفت.
باید دید چه زنانی در جامعه‌ی ما توانسته‌اند، در برخورد با مرد بیگانه از رفتار دختر پیامبر خویش، سرمشق بگیرند؟ آنان که در برخورد با نامحرمان و سخن گفتن با آنان، نه حرمت ایمانی خویش را پاس می‌دارند و نه از پوشش کامل و خوبی برخوردارند؟! با این وضع آیا می‌توان پیروی از آن تجسم عفاف ملکوت را ادعا کرد؟
از حضرت زهرا علیهاالسلام می‌پرسند: چه هنگامی زن به خدای خویش نزدیک‌تر است؟ پاسخ می‌دهد: هنگامی که در اندرون خانه است.
این سقوط زن نیست که در خانه بماند، بل از دیدگاه حضرت زهرا علیهاالسلام معراج زن و اوج پرواز اوست. چه این که در خانه‌ماندن زن، آبادی و جریان درست زندگی خانوادگی و ارضاء عاطفی روانی شوهر و فرزندان را از یک سو و کاسته شدن زمینه‌ی بسیاری از مفاسد اجتماعی را در پی دارد.
لیکن، در سایه‌ی حضوری بی‌پروای زن در محیط بیرون، گذشته از این که محیط خانه روبه خرابی می‌گذرد و شوهر و فرزندان، پناه خویش را از دست می‌دهند، جامعه و محیط بیرون، نیز آلوده می‌گردد. و این چیزی نیست که نیازمند اثبات باشد. اگر چشم بر واقعیت‌ها نبندیم، واقعیت خود گویا و نمایان است.

 مناقب این شهر آشوب، ج 3، ص 227.

   جمعه 7 اسفند 1394نظر دهید »

 

وقتی که خبر مصادره‌ی فدک به فاطمه علیهاالسلام رسید، با گروهی از خدمتگزاران و زنان روانه‌ی مسجد شد. بسیار شبیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گام برمی‌داشت و چادرش از ناراحتی به پایش می‌پیچید.
ابوبکر با گروهی از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بود. فاطمه علیهاالسلام وارد مسجد شد، در حالی که پرده نازک سفیدی پیش رویش افکنده بود. آنگاه ناله‌ای سر داد که مردم از شنیدن آن به شدّت گریستند. لحظاتی سکوت کرد تا صدای شیون مردم خاموش شود. وقتی که سکوت سراسر مسجد را فراگرفت و جوش و خروششان فرونشست، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آغاز سخن کرده، فرمود:
حمد و ثنا پروردگار را سزا است که از نعمتهای خویش برخوردارمان ساخت. سپاس هم برازنده‌ی اوست که به ما درس سپاسگزاری آموخت و مواهب بی‌منتهای خود را بی‌دریغ به ما ارزانی فرمود و منتهای بی‌پایان خود را کریمانه بر ما فروگذاشت.
آنچه به ما موهبت کرده، از شمار افزون است و در برابر این عطایا و نعمتها کسی را یارای تدارک و تلافی نیست. فقط از ما می‌خواهد که قدر نعمت بدانیم و شکر نعمت فروگذاریم و از کفران و ناسپاسی بپرهیزیم.

ادامه »

   پنجشنبه 6 اسفند 13941 نظر »

نخستین انگیزه‌ی مطالبه فدک از جانب فاطمه علیهاالسلام این بود که با مطالبه‌ی فدک و استرداد آن، می‌توانست خلافت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را- که با توطئه «سقیفه‌ی بنی‌ساعده» از دستش خارج نموده بودند و ابوبکر را جانشین وی کرده بودند- به شوهرش بازگرداند و از حقوق آن حضرت دفاع کند.
ابن ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه می‌نویسد:
از علی بن الفارقی (مدرس غربیه بغداد) پرسیدم: آیا فاطمه علیهاالسلام راستگو نبود؟
او جواب داد: آری، راستگو بود.
پرسیدم: چرا ابوبکر حقش را به وی برنگرداند؟
لبخندی زد و با آهنگی که کمتر رنگ شوخی داشت و هاله‌ای از لطافت و ظرافت و ابهت آن را در بر گرفته بود، گفت: اگر ابوبکر، امروز فدک را به فاطمه علیهاالسلام می‌داد، فردا خلافت را برای همسرش امیرالمؤمنین علیه‌السلام مطالبه می‌کرد و ابوبکر را از مقام خلافت می‌راند. ابوبکر نمی‌توانست برای خلافت عذری داشته باشد و ناگزیر به ترک آن می‌شد، زیرا فاطمه علیهاالسلام راستگو و در سخنش صادق بود و در ادعایش نیاز به گواه و شاهد نداشت. بنابراین، دیگر عذر ابوبکر پذیرفته نمی‌شد. [1] .[2]

انگیزه‌ی دوم این است که حق گرفتنی است نه دادنی. هر کسی موظف است حقوق از دست رفته‌اش را مطالبه کند و باز ستاند، اگر چه نسبت به آن احساس بی‌نیازی کند، این با زهد و تقوای انسان منافات ندارد و شایسته نیست که انسان در برابر از دست رفتن حقوق خویش سکوت کند، چه سکوت در برابر ظالم، کمک به ظلم است. اگر در برابر او ایستادگی نشود، ممکن است به کار خود ادامه داده، دست تعدی را به سوی دیگران دراز کند.
انگیزه‌ی سوم این است که آدمی هر چند دلبستگی به دنیا نداشته باشد و دنیایش را به خاطر آخرت رها کند، ولی برای حفظ آبرو و امرار معاش و ادامه‌ی زندگی به عوامل مادی نیازمند است و از طرفی می‌تواند از ثروت خویش نه تنها به زندگی خود بهبود ببخشد، بلکه می‌تواند به دیگران نیز کمک کند، کما اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با ثروت خدیجه علیهاالسلام توانست علاوه بر احیای دین خدا، به یاری بینوایان و تهیدستان نیز بشتابد.
انگیزه چهارم اینکه انسان به اقتضای عقل باید به دفاع از حقش بپردازد. اگر پیروز شد به هدف خود دست می‌یابد و اگر نتوانست به حق خود برسد، مظلوم واقع خواهد شد و با این مظلومیت و ستمدیدگی، غاصب و ستمگر را که مدعی درستی است، رسوا خواهد کرد. علاوه بر آن، مظلومیت یک فرد، بهترین وسیله جلب قلوب و انظار است و ظالم و ستمگر طبیعتاً مورد تنفر همگانی واقع خواهد شد. [3] .[ 4]

منبع:

[1] شرح ابن ابی‌الحدید بر نهج‌البلاغه، ج 16، ص 284.
[2] معصوم سوم، ص 45- 47.

[3] فاطمه علیهاالسلام من المهد الی اللحد، ص 356- 357.
[4] محرقة القلوب، ص 30.

   پنجشنبه 6 اسفند 1394نظر دهید »

زمانی که برای خلافت ابوبکر، از علی علیه‌السلام بیعت گرفتند، عایشه خرسند شد و این خرسندی تا پایان خلافت ابوبکر و عمر و عثمان ادامه داشت. وقتی که عثمان به قتل رسید، چون عایشه می‌خواست که پسر عمویش طلحه پس از او به خلافت برسد، بیش از همه خوشحال شد، اما علی‌رغم انتظارش علی علیه‌السلام به خلافت رسید. همین جا بود که فریاد برآورد:
وا عثمانا، قتل عثمان مظلوما، دریغا که عثمان مظلوم کشته شد.[1]

در همین زمان بود که فتنه‌ی جنگ جمل را طرح‌ریزی و برپا نمود و خود بر شتر (جمل) سوار شد و به جنگ با علی علیه‌السلام رفت. [2] .
از این مطالب که توسط ابویعقوب (به نقل از ابن ابی‌الحدید) ذکر گردید، معلوم می‌شود که غصب فدک بدون مقدمه نبوده و نقشه‌ای از پیش طراحی شده بود.
ابوبکر با کینه و دشمنی قدیمی که از فاطمه علیهاالسلام و امیرالمؤمنین در دل داشت، همین که به خلافت رسید، بی‌درنگ فدک را از دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفت.
انگیزه‌ی دیگری که برای مصادره فدک وجود داشت، همانا تضعیف موقعیت اقتصادی اهل‌بیت علیهم‌السلام بود و در حقیقت می‌توان آن را جنگ اقتصادی نامید، زیرا با باز پس گرفتن فدک که یک پشتوانه‌ی نیرومند اقتصادی برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام محسوب می‌شد، می‌خواستند آن حضرت از نظر مالی تضعیف شود و پشتوانه‌ی مردمی ایشان از بین برود. این همان شیوه‌ی منافقین بود که درباره‌ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اجرا می‌شد، چه آنان می‌گفتند: به کسانی که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند کمک و انفاق نکنید تا از گردش پراکنده شوند. [3] .
درآمد سالانه فدک- که رقم مهم و قابل توجهی بود- می‌توانست در پیشبرد اهداف امیرالمؤمنین علیه‌السلام که همان ادامه راه رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم و اجرای عدالت و برقراری حکومت حق و تأمین رفاه مسلمین و کمک و یاری مستضعفین و… بود، مؤثر باشد. چنین رقم مهمی از درآمد، عامل تعیین کننده‌ی سرنوشت جنگ اقتصادی است. به همین خاطر بود که مخالفان خلافت امیرالمؤمنین علیه‌السلام اولین کاری که کردند، مصادره فدک بود. به نظر آنان با انجام این عمل، مشکلات دیگری که در این راه وجود داشت به آسانی حل می‌شد.[4]

منبع:

[1] جلاء العیون، ص 127.

[2] شرح ابن ابی‌الحدید بر نهج‌البلاغه، ج 9، ص 192- 199.
[3] فاطمه علیهاالسلام من المهد الی اللحد، ص 354.

[4] پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، ج 1، ص 279.

کلیدواژه ها: کینه آشکارا
   پنجشنبه 6 اسفند 1394نظر دهید »

زمانی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیمار شد (بیماری که منجر به رحلت آن حضرت گشت)، عایشه توسط پیکی از پدرش که تحت لشکر اسامه قرار بود عازم جبهه شود، درخواست کرد تا از اسامه سرپیچی کرده، خود را به مدینه برساند. با آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود: لشکر اسامه را تجهیز کنید خدا لعنت کند کسی را که از او سرپیچی نماید. و این جمله را سه بار تکرار فرمود. [1] .
آنگاه عایشه به بلال گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: ابوبکر امامت کند و با مردم نماز گزارد.
نمازی که عایشه بدان اشاره می‌کرد، نماز صبح بود، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین سخنی نفرموده بود و نامی از ابوبکر نبرده بود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود:

لیصل بهم احدهم، یکی از آنان نماز بگزارد.
پیامبر از شخص معینی نام نبرد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با آنکه به شدت بیمار بود و ضعف و ناتوانیشان به حدی بود که نمی‌توانست روی پای خود بایستد، به همراه علی علیه‌السلام و فضل بن عباس [2] به آرامی به مسجد وارد شد و ابوبکر را به کناری زد و نماز را خود خواند.
ابویعقوب استاد ابن ابی‌الحدید چنین ادامه می‌دهد:
وقتی که فاطمه علیهاالسلام وفات یافت، بجز عایشه، بقیه‌ی همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تسلیت گویی بنی‌هاشم آمدند. فقط عایشه بود که تمارض کرد (خود را به مریضی زده) و حاضر نشد به نزدشان برود، حتی بعدها به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفتند که عایشه در مرگ فاطمه علیهاالسلام شادی می‌کرد.[3]

منبع:

[1] (ملل و نحل، ص 37).

[2] به روایتی، پیامبر صلی الله علیه و آله، دست خود را بر دوش عباس گذارد و به مسجد رفت. (ناسخ التواریخ، ج 3، ص 446)

[3] فاطمه، فاطمه است، ص 121.

کلیدواژه ها: مخالفت علنی
   پنجشنبه 6 اسفند 1394نظر دهید »

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بارها در حضور عام و خاص می‌فرمود:
انها سیدة نساء العالمین و انها عدیلة مریم بنت عمران و اذا مرت فی الموقف، نادی مناد من جهه العرش: یا اهل الموقف! غضوا ابصارکم، لتعبر فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله و سلم،
به راستی فاطمه علیهاالسلام سرور زنان جهان و همتای مریم دختر عمران است و چون بر عرصه محشر عبور کند، از جانب عرش ندا در رسد که ای مردم موقف! چشمانتان را ببندید، زیرا دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم از اینجا عبور خواهد کرد. (این خبر از احادیث معتبر است).
مقام فاطمه علیهاالسلام آن چنان بود که خداوند او را در آسمان (به شهادت و گواهی فرشتگان) ابتدا به عقد علی علیه‌السلام درآورد و در مرحله‌ی دوم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دخترش را با علی علیه‌السلام کابین بست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بارها می‌فرمود:
یوذینی ما یوذیها و یغضبنی ما یغضبها و انها بضعه منّی یریبنی ما ارابها، هر چه موجب آزار فاطمه علیهاالسلام شود، مرا آزرده کند و هر چه که او را خشمگین کند، مرا به خشم می‌آورد. او پاره‌ی تن من است، چیزی که او را ناپسند آید، مرا نیز ناپسند آید.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر چه بر محبت به فاطمه علیهاالسلام می‌افزود و با کلمات محبت‌آمیز، دخترشان را مورد خطاب قرار می‌داد، بر کینه و حسد عایشه افزوده می‌شد و گله و شکایت فاطمه علیهاالسلام را نزد پدرش ابوبکر ابراز می‌کرد. تدریجاً کینه و دشمنی ابوبکر نیز نسبت به فاطمه علیهاالسلام و همسرش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام زیادتر می‌شد، بویژه آن که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم علی علیه‌السلام را گرامی می‌داشت و احترام زیادی نسبت به وی قایل بود.

منبع:

[120] معصوم سوم، ص 34- 35.

   پنجشنبه 6 اسفند 1394نظر دهید »

قبل از هر سخن، تذکر این نکته ضروری است که این عمل ابوبکر بی‌مقدمه نبود و نقشه‌ای از پیش طراحی شده بود. «ابن ابی‌الحدید» که از علمای مهم عامه است در شرح خویش بر نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌نویسد:
ابوبکر در زمان حیات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به فاطمه‌ی زهرا علیهاالسلام کینه و دشمنی داشت، ولی تا زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رحلت نفرموده بود، مجالی نداشت که این کینه‌توزی را ابراز نماید و عامل ایجاد این دشمنی نیز دخترش، عایشه بود.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ای خطاب به مردم بصره می‌فرماید:
هر که بتواند نفس خویش را در هنگام بروز مفاسد و فتنه‌ها لگام بزند، باید بدان دست یازد و به فرمان خداوند تن در دهد. پس اگر فرمان‌پذیر من باشید، انشاءالله شما را به راه بهشت رهنمون خواهم شد، هر چند پیمودن راه بهشت بدون رنج و زحمت نخواهد بود، اما فلانه (عایشه) تحت تأثیر اندیشه‌ی زنانگی قرار گرفته، کینه و حسد در سینه‌اش مانند دیگ آهنگران به غلیان آمده است، اگر وادارش می‌کردند که آنچه با من کرد، با دیگران انجام دهد، نمی‌کرد. احترام اولیه‌اش (که در زمان حیات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم داشت)هم اکنون برایش برقرار است و حساب روز رستاخیزش با خداست. [1] .

ابن ابی‌الحدید در شرح این خطبه می‌گوید: از استاد خویش، ابویعقوب یوسف بن اسماعیل لمعانی که از اجله علمای معتزله بغداد است، مفهوم این کلمات حضرت امیر علیه‌السلام را پرسیدم. در پاسخم چنین گفت: عایشه که نخستین همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از مرگ خدیجه بود، نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام کینه و حسادت داشت و این بیشتر به خاطر محبت و علاقه‌ی شدید رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به دخترش بود. علاقه و دلبستگی آن حضرت به دخترش بالاتر از علاقه‌ی یک پدر به فرزند بود.[2]

منبع:

[1] نهج‌البلاغه گردآوری صبحی صالح، ص 218.

[2] ناسخ التواریخ، جلد چهارم از کتاب دوم، ص 41، معصوم سوم، ص 32.

   پنجشنبه 6 اسفند 1394نظر دهید »

ده روز پس از آنکه حکومت ابوبکر تثبیت شد و امیرالمؤمنین علیه‌السلام از حق مسلم و الهی خلافت- که حقیقتاً شایسته چنین مقامی بود- محروم گشت، فدک از دست فاطمه علیهاالسلام گرفته شد و ابوبکر دستور داد کارگزاران فاطمه علیهاالسلام از آنجا بیرون رانده شوند. توجیه ابوبکر برای این عمل این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: نحن معاشر الانبیاء لا نورث، ما پیامبران مالی را به میراث نمی‌گذاریم.
بدین ترتیب فدک از دست فاطمه زهرا علیهاالسلام به ناروا گرفته شد و به دست غاصبان حکومت افتاد .

منبع:

فاطمة الزهرا علیهاالسلام من المهد الی اللحد، ص 195- 196، معصوم سوم، ص 30، ناسخ التواریخ، جلد چهارم از کتاب دوم، ص 47.

 

کلیدواژه ها: فدک مصادره می‌شود
   پنجشنبه 6 اسفند 1394نظر دهید »

1 ... 78 79 80 ...81 ... 83 ...85 ...86 87 88 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو