در کربلا کسانی بودند که رویش کردندمثل زهیربن قین که  اصلاً ارتباطی با امام(علیه السلام) نداشته و طرفدار عثمان بوده است. اما وقتی امام حسین (علیه السلام) برای او پیام دعوت فرستادند،زمانیکه کاروان آنها در مسیر مکه به کربلا تقریباً همسفر بودند، و زهیر سعی می‌کرد فاصله‌اش را با کاروان امام حسین (علیه السلام) حفظ کند و حتی پس از دریافت دعوت امام (علیه السلام)، نمی‌خواست آن را بپذیرد  همسرش او را از رد دعوت امام حسین (علیه السلام) نهی کرد و‌‌ او رفت پیش امام حسین (علیه السلام) و از یاران باوفای ایشان شد.

و حر بن ریاحی از اولین کسانی بود که آب را  بروی امام حسین (علیه السلام) و خانواده و یارانش بست ولی در آخرین لحظه برگشت پیش امام (علیه السلام) و یارانش شد و از اولین کسانی بود  که به شهادت رسید و آن هایی که ادعای مسلمانی میکردند مثل شمر که چند با پای پیاده به مکه رفته بود و حتی نمازهای نافله اش ترک نمیشد آنطور امام حسین (علیه السلام) را سر می برد و ایشان را از دین خارج شده میشمارد و آنها به شهادت میرساند.

یا مثل عبیدا.. بن حُرّ جُعفی که حتی امام (علیه السلام) برایش پیام فرستادند و او با کراهت پذیرفت نزد ایشان برود و وقتی هم ایشان را دید، گفت: من از کوفه بیرون نیامدم، مگر اینکه با شما ملاقات نکنم.

   دوشنبه 1 آذر 1395نظر دهید »

اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین‌بن‌علی(علیه‌السّلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسل‌های بعد، از دستاورد شهادت استفاده‌ی زیادی نخواهند برد…



اگر زینب‌کبری(سلام‌اللَّه‌علیها) و امام سجّاد(صلوات‌اللَّه‌علیه) در طول آن روزهای اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت فلسفه‌ی عاشورا و هدف حسین‌بن‌علی(علیه السلام)و ظلم دشمن را بیان نمیکردند، واقعه‌ی عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمیماند.


از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره‌ی اربعین حسینی

 

 

   شنبه 29 آبان 1395نظر دهید »

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)




اربعين سيد الشهدا عليه السّلام مصادف با روز بيستم صفر است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت حسن عسکرى عليه السّلام روايت كرده: نشانه هاى مؤمن پنج چيز است: پنجاه و يك ركعت نماز گذاردن، كه مراد هفده ركعت واجب، و سی و چهار ركعت نافله [مستحب] در هر شب و روز است، و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده: اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده، كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت اربعين به من گفت: هنگامیكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده، بخوان:




السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ،


سلام بر ولىّ خدا و حبيبش، سلام بر دوست خدا و نجيبش، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آن دچار گرفتاري ها و كشته اشك ها، خدايا من گواهى میدهم كه حسين ولىّ تو و فرزند ولىّ تو، و فرزند برگزيده توست حسينى كه به كرامتت رسيده، او را به شهادت گرامى داشتى، و به خوشبختى اختصاصش دادى، و به پاكى ولادت برگزيدى، و او را آقايى از آقايان، و پيشروى از پيشرويان، و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى، و ميراث هاى پيامبران را به او عطا فرمودى، و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادى، و در دعوتش جای عذرى باقى نگذاشت، و از خيرخواهى دريغ نورزيد، و جانش را در راه تو بذل كرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند، درحالی كه بر عليه او به كمك هم برخاستند، كسانیكه دنيا مغرورشان كرد، و بهره واقعى خود را به فرومايه تر و پست تر چيز فروختند، و و آخرتشان را به كمترين بها به گردونه فروش گذاشتند، تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند، تو را و پيامبرت را به خشم آوردند،

ادامه »

   شنبه 29 آبان 1395نظر دهید »

یکی از سنّت‌های الهی آزمایش مردم است. این سنت در تمام امّت‌های گذشته نیز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنَ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ» عنکبوت/ 2.؛ «آیا مردم خیال می‌کنند که همین که گفتند ایمان آوردیم رها شده و دیگر امتحان نمی‌شوند.



کسانی را که قبل از آن‌ها بودند، آزمایش کردیم تا خداوند راستگویان و دروغ‌گویان را مشخص کند.»با توجه به آیه فوق، خداوند متعال در هر زمان و دوره‌ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می‌دهد تا مؤمنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند.



امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و کمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت کبری، با غایب شدن حجت خدا(عجل الله تعالی)، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می‌شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر کدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.



سدیر می‌گوید: در خدمت مولایمان امام صادق (علیه‌السلام)بودیم، امام علیه‌السلام روی زمین نشسته و عبائی بی‌یقه و با آستین کوتاه پوشیده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گریه می‌کرد، آثار حزن از رخسار مبارکش نمایان بود و می‌فرمود:آقای من! غیبت هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه‌های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک، دلی دریا و چشمی بینا می‌خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی‌توانند به تمام اسرار آگاه باشند، تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب کرده است.آقای من! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین کرده مثل کسی که تمام بستگانش را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد و تنها می‌ماند.سدیر می‌گوید: از ناله‌های جانگداز حضرت، پریشان شده و عرض کردم: ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) خداوند دیدگان شما را گریان نکند، برای چه این قدر ناراحت و محزون هستی؟امام صادق (علیه‌السلام) آه سوزناکی کشید و [بدین مضمون] فرمود: «قائم ما غیبت طولانی کرده و عمرش طولانی می‌شود. در آن زمان اهل ایمان امتحان می‌شوند و به واسطه طول غیبتش شک و تردید در دل آن‌ها پدید می‌آید و بیشتر، از دین خود برمی‌گردند.»

منبع:

اسرار غیبت امام زمان (عجل الله تعالی)

حسین الهی‌نژاد

   جمعه 21 آبان 1395نظر دهید »

با کمال تأسف بسیاری از مورخان بر شایعات نادرست پیرامون رهبری امام مجتبی (علیه السلام) تأکید نموده و ایشان را متهم به ضعف و عقب نشینی در برابر فشار حوادث جامعه می نمایند و یا می گویند که ایشان از حق خود گذشت و در برابر به ایجاد فتنه در جامعه اسلامی رضایت داد و یا اینکه امام به اسلام خیانت کرد و قدرت سیاسی را بدون هیچ گونه مقاومتی تسلیم معاویه نمود تا به آرامش و آسایش دست یابد…
شایعات ننگین و عقاید نادرست درباره ی امام مجتبی (علیه السلام) بدین جهت در میان مورخان رسوخ کرده است که ایشان از حکومت تحلیل می کنند. و این طرز تفکر علاوه بر اینکه تفکری است بسیار غلط، دلالت بر جهل و ناآگاهی این مورخان به شرایط و تاریخ زندگانی ائمه (علیهم السلام) نیز دارد.

 


چرا که ائمه (علیهم السلام) به رغم دور نگه داشتنشان از مسئولیت حکومت، به طور مداوم و مستمر، در حفظ مکتب و دستاوردهای آن احساس مسئولیت نموده و برای حفظ آن از سقوط در پرتگاه انحراف و از دست رفتن مبانی و ارزشهای مکتبی از هیچ فداکاری دریغ نمی کردند.

 


و امام مجتبی  (علیه السلام) نیز آن گاه که با معاویه صلح و سازش نمود و خود را از حکومت کنار کشید هدف خود را تغییر امت و حفظ آن از خطرهایی که تهدیدش می کرد و نیز اشراف و سرپرستی پایگاه مردمی و آگاه نمودن ایشان به خواسته های برحقشان به عنوان یک انسان مسلمان و بسیج مجدد و آماده نمودن آنها در راه دفاع از مکتب قرار داد.

 

 

و همین نقش مثبت امام  (علیه السلام) و تحرک فعال ایشان در صحنه ی حوادث بود که دستگاه حکومتی را مجبور می ساخت ایشان را به طور مداوم تحت مراقبت و یا محاصره قرار دهد و یا آنکه بارها قصد ترور ایشان را داشته باشد و هدف این تحرکات، هر چه باشد امام به وضوح بر این امر دلالت دارد که حکومت از حضور امام و وجود ایشان به عنوان یک نیرو که نمایانگر و نماینده عواطف مردم و آگاهی رو به رشد آنها بود احساس خطر شدید می کرد تا جایی که این احساس را در حکومتیان ایجاد کرده بود که شاید در آینده نزدیک مردم دست به شورش و انقلاب علیه حکومت ظالمانه بنی امیه بزنند. و سرانجام ترور امام در سال 49 به وسیله ی سم، خود فریادگر آن است که امام حضوری فعال و دائمی در صحنه داشته است تا بتواند از این طریق امت را از خمودی و سستی حفظ نموده و همواره هشیارش بدارد. پس در نتیجه امام (علیه السلام) هیچ گاه خود را از رهبری امت و مبارزه با ظالمان کنار نکشید. و معاویه نیز بخوبی دریافته بود که صاحب مکتب و عقیده، امام حسن(علیه السلام) است و بسختی کوشش می کند که بار دیگر حکومت را با استفاده از روشهای خاص، از چنگ ظالمان به در آورد.

منبع:

نقش امامان معصوم در حیات اسلام

عادل ادیب

   دوشنبه 17 آبان 1395نظر دهید »

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا سَيِّدَتَنا رُقَيَّةَ، عَلَيْكِ تَحيَّةُ وَ السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُهُ. اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خاتَمِ الأَنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلين مُحَمَّدٍ صَلَّي اللّه ُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَميرَالْمُؤمِنينَ عَلي بْنِ اَبي طالِب عَلَيْهِ السَّلام. اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ فاطِمَةُ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمين. اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَديجَةَ الْكُبْري اُمَّ الْمُؤْمِنين و المُؤمِنات. اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ الْحُسَيْنِ الشَّهيد. السّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصِّديَقَةُ الشَّهيدَةَ. السَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضيَّةِ المَرْضيَّةِ. السّلامُ عليكِ اَيَّتُهَا التَّقيَّةُ النَّقيَة. السلام عليكِ ايتها الزَّكيَّةُ الفاضِلَة. السلامُ عليكِ اَيَّتُهَا الْمَظلوُمَةُ الْبَهيَّةُ صَلّي اللّه ُ عليكِ وَ عَلي رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ. فَجَعَلَ اللّه ُ مَنْزِلَكِ وَ مَأواكِ فِي الجَنَّةِ مَعَ آبائِكِ وَ اَجْدادِكِ الطَّيِبينَ الطاهِرينَ المَعْصوُمينَ. السّلامُ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَي الدّار و عَلَي الْمَلائِكَةِ الْحافّينَ حَوْلَ حَرَمِكِ الشَّريفِ و رحمةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُه وَ صلّي اللّه ُ عَلي سَيِّدَنا مُحَمّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين. بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمين.
سلام و درود بر تو اي بانوي بزرگ! اي رقيه! درود و تحيّت خداوند بر تو باد!
سلام بر تو اي دخت آخرين فرستاده خدا، محمد كه سلام و ثناي الهي بر او و خاندانش باد! سلام بر تو اي دختر اميرالمؤمنين عليه السلام . سلام بر تو اي دختر بزرگ بانوي جهان، فاطمه زهرا عليهاالسلام . درود خدا بر تو اي دختر مادر بزرگوار مؤمنان، حضرت خديجه عليهاالسلام . سلام بر تو اي دختر حسين شهيد عليه السلام . درود خدا بر تو باد اي راست گفتار شهيد. درود بر تو اي آن كه به رضاي حق راضي گشتي. تحيّت پروردگار بر تو اي بانوي پرهيزگار و پسنديده. سلام بر تو اي بانوي پاكدامن و فرهيخته. سلام بر تو اي بانوي بزرگوار و ستم ديده. سلام و ثناي خداوند بر تو و بر روح و جسم تو. خداوند جايگاه تو را در بهشت نزد نياكان وارسته و پاك و معصومت قرار دهد. سلام بر آن صبري كه پيشه ساختيد و چه جايگاه نيكويي بر خود رقم زديد. سلام بر فرشتگاني كه گرداگرد حرم ملكوتي ات در گردش اند. تحيت پروردگار بر همگي شما باد. خداوندا بر آقاي ما محمد و خاندان پاكش درود فرست كه تو مهربان ترين مهرباناني!


 

   شنبه 15 آبان 1395نظر دهید »

مسئله‌ی انتظار جزء لاینفک مسئله‌ی مهدویت است، از آن کلیدواژه‌های اصلی فهم دین و حرکت اساسی و عمومی و اجتماعی امت اسلامی به سمت اهداف والای اسلام است؛ انتظار یعنی ترقب، یعنی مترصد یک حقیقتی که قطعی است، بودن؛ این معنای انتظار است. انتظار یعنی این آینده حتمی و قطعی است؛ بخصوص انتظارِ یک موجود حىّ و حاضر؛ این خیلی مسئله‌ی مهمی است.



اینجور نیست که بگویند کسی متولد خواهد شد، کسی به وجود خواهد آمد؛ نه، کسی است که هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد که مردم او را میبینند، همچنانی که او مردم را میبیند، منتها نمی شناسند. در بعضی از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف که برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در کنار آنها بود، روی فرش آنها راه میرفت، ولی نمیشناختند. یک چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌ای؛ این کمک میکند به معنای انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامی به طریق اولی نیاز دارد.


این انتظار، تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتی انسان یقین دارد که یک چنین آینده‌ای هست؛ همچنانی که در آیات قرآن هست: «و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذّکر انّ الارض یرثها عبادی الصّالحون. انّ فی هذا لبلاغا لقوم عابدین» مردمانی که اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند باید خود را آماده کنند، باید منتظر و مترصد باشند.

انتظار لازمه‌اش آماده‌سازی خود هست. بدانیم که یک حادثه‌ی بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت که حالا سالها یا مدتها مانده است که این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت که این حادثه نزدیک است و در همین نزدیکی اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود.



انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلی، به آن صورتی، به آن هیئت و خُلقی نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ی انتظار است. وقتی بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یک چنین دورانی قرار است باشد - ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آماده‌ی عدل کنیم، آماده‌ی پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتی را به وجود میآورد.

یکی از خصوصیاتی که در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است که انسان به وضع موجود، به اندازه‌ی پیشرفتی که امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبه‌روز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوی و الهی را در خود، در جامعه بیشتر کند. اینها لوازم انتظار است.

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در مورد مهدویت

کلیدواژه ها: انتظار, تکلیف
   جمعه 30 مهر 13951 نظر »

 

یابن الحسن روحی فداک ای گل نرگس متی ترانا و نراک



ای کل نرگس ای یادگار فاطمه ای گل نرگس ای عشق و امید همه



ای گل نرگس یابن الحسن گفتم منم در میزنم ای گل نرگس گفتی به تو سر میزنم


ای گل نرگس من هم مکرر میزنم

ای گل نرگس متی ترانا و نراک

یاصاحب الزمان الغوث والامان

   جمعه 30 مهر 1395نظر دهید »

پيش از هر چيز تمامي ارزشهاي اسلامي در نهضت عاشورا خلاصه شده است؛ چرا كه بي شك هنگامي اين نهضت مي‌تواند مشعل دار هدايت انسانها گردد نيازهاي فكري جامعه باشد. از اين رو پيش از هر چيز بايد ثابت شود كه قيام عاشورا خود از هر نظر كامل، و حاوي ارزشهاي ناب اسلامي است و پس از آن روشهاي استفاده از اين قيام مقدس در احياي دين و ارزشهاي حاكم بر آن بررسي مي‌گردد.براي اثبات اين مدعا ابتدا بايد نگاهي گذرا به وضعيت اسلام در سالهاي پيش از قيام بيفكنيم؛ چرا كه در پرتو اين نگرش خواهيم ديد كه چگونه اسلام از مسير اصلي خود خارج شده بود و جامعه با حذف اسلام واقعي فاصله چنداني نداشت. در اين فضاي آكنده از فساد، نياز به قيامي همه جانبه و همه بعدي براي تجديد اسلام احساس مي‌گرديد! سپس با نگاهي به وقايع و حوادث عاشورا بخوبي صحت اين مدعا را مي‌توان دريافت.البته روشن است كه مراد از تبلور تمامي ارزشها در قيام عاشورا تدوين تمامي فروع و اصول اسلامي نيست، بلكه مراد آن دسته از ارزشهايي است كه ماهيت و اساس دين شمرده مي‌شوند.


اگر بخواهيم انحراف دين را در دوران قبل از قيام ريشه‌يابي كنيم، بايد به روزهاي پس از وفات پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بازگرديم، زيرا از همان دوران، طلايه‌هاي جدايي حركت جامعه از مسير اسلام حقيقي مشاهده مي‌گرديد. در اين دوران گروهي از صحابه با اجماع در مقابل نص صريح پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، پيشوايان حقيقي جامعه را منزوي كردند و معيار اصلي تشخيص حق از باطل - اهل بيت علیهم السلام -را در رهبري جامعه ناديده گرفتند.



حضرت علی(علیه السلام) درباره ي اين حقيقت مي‌فرمايد:«… وقتي اوضاع را آنچنان ديدم[ غصب خلافت ]، در كار خود انديشه كردم كه آيا با دست بريده و[ نداشتن يار و ياور ]حمله كنم يا بر تاريكي[ گمراهي مردمان ]صبر پيشه سازم.[ آن تاريكي كه غم واندوهش ]» پيران سالخورده را فرتوت مي‌كند و خردسالان را كهنسال مي‌نمايد. چون انديشه كردم، ديدم صبر به خرد نزديكتر است. پس داروي صبر را برگزيدم، در حالي كه در چشمم خار رفته بود و بر گلويم استخوان نشسته بود؛ چرا كه ميراث خود را كه به تاراج رفته بود، مي‌ديدم.».


ادامه »

   پنجشنبه 29 مهر 13951 نظر »

1 ... 72 73 74 ...75 ... 77 ...79 ...80 81 82 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو