
نهم ربیع الاول، سال روز آغاز امامت امام دوازدهم شیعیان، امام زمان، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است. رویدادی که در سال 260 هجری قمری رخ داد و از جهت تاریخی، شباهت فراوانی با بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و واقعه غدیر خم دارد؛ به گونه ای از که می توان آن را دوازدهمین و آخرین غدیر امامت و ولایت دانست.

و چون این روز در اهمیت و جایگاه تاریخی، مرتبه ای همانند بعثت و غدیر دارد، می طلبد که در آداب و رسوم و فرهنگ اجتماعیِ جوامع شیعی، به این روز به عنوان روز عید و جشن و شادی و سرور، توجهی ویژه شود و حال که این روز به عنوان عید امامت و مهدویت تعطیل رسمی نیست، حداقل همانند عید بعثت و غدیر و سال روز میلاد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و نیمه شعبان، به عنوان روزی مهم از سوی دولت مردان، هیئت های مذهبی و اصناف و گروه های گوناگون مردمی مورد توجه قرار گرفته و مناسب شأن آن، مورد تکریم و احترام قرار گیرد.
تکریم و پاس داشت این روز، همانند جشن های انتظار در نیمه شعبان، باعث ایجاد فضای امید و نشاط و آینده نگریِ مقدس خواهد شد و بلکه ظرفیت ها و استعدادهای این روز برای ایجاد امید و نشاط بیش تر از جشن نیمه شعبان است؛ بدان جهت که نیمه شعبان، سال روز میلاد امام موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است و نهم ربیع الاول، سال روز آغاز امامت و ولایت ایشان.
فعلیت ولایت و امامت آن امام غائب، تاریخ بشر را نسبت به ظهور نزدیک تر ساخته و پاس داشت آن در چارچوب مبانی فرهنگ دینی می تواند این روز را _ که سال روز آغاز دوران غیبت نیز هست _ به دوران ظهور نزدیک تر سازد.
نهم ربیع الاول، نه تنها می تواند عیدی مهم برای شیعه باشد، بلکه شایسته ترین عید و جشن برای شیعه است؛ درست همان گونه که محرم و صفر (عاشورا و اربعین و 28 صفر) محزون ترین مناسبت های شیعه هستند. چراکه این هفته مصادف با سخت ترین مصائب اهل بیت علیهم السلام هم چون حمله به خانه اهل بیت علیهم السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و پس از آن، دهه جشن ها و شادی های نبوی فرا می رسد. زیرا روز دهم ربیع الاول، سال روز ازدواج پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و خدیجه کبری علیها السلام است؛ دوازده تا شانزدهم این ماه، سال روز ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به قبا و مدینه در سفر تاریخی هجرت می باشد و 17 ربیع الاول نیز سال روز میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام صادق علیه السلام است.
پس نهم ربیع الاول، در مرز دو دوره عزاداری شیعه و دهه جشن های نبوی است و می تواند نقطه عطف فرهنگی شیعه از حزن مقدس به شادی آسمانی باشد.
این اثر _ که از معدود آثاری است که به این موضوع در حیطه معارف مهدوی می پردازد _ تلاش می کند تا به جای مطالب حماسی و احساسی، قرائتی علمی و تحلیلی درون دینی از رویداد نهم ربیع الاول ارائه دهد و اهتمام دارد تا رویداد نهم ربیع الاول را از زوایای گوناگون نظری، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مورد بازشناسی قرار دهد؛ تا هم مبانی و خاستگاه این رویداد بررسی شود، هم پاس داشت آن، مورد اثبات و تأکید قرار گیرد و هم در مقام تعریف فرهنگ سازیِ جشن مقدس نهم ربیع الاول، مسئولیت ها و رسالت های شیعیان در قالب آئین ها و شعائر فرح افزا معرفی گردد و کارکردها و چرایی و چیستی آن شعائر معرفی شود. تا در نهایت دانسته شود که نهم ربیع الاول، مهم ترین روز در پیوند شیعه مهدی باور و امام غائب است و شیعیان نباید از این روز غفلت ورزند.
نظر دهید » 
انواع هجرت
چهار نوع هجرت داریم؛ اول هجرت مکانی. دوم هجرت معنوی (هجرت از گناه) است، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث در این باره فرمود: بالاترین هجرت کنار گذاشتن کار زشت است.

روزی نوجوان یهودی که خیلی پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را دوست می داشت، بیمار شد و پیامبر به عیادت او رفت، فرمود می خواهی مسلمان شوی و به من ایمان آوری؟ عرض کرد: بله، نگاهی به پدرش کرد، پدرش با این کار مخالفت نکرد، پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود شهادتین را برایش گفت و او نیز تکرار کرد، پیامبر از این اتفاق بسیار خوشحال شد. این یک هجرت معنوی است.

هجرت دیگر اعتقادی است؛ اینکه فردی عقیدۀ باطلی دارد و آن را کنار بگذارد. سید حمیری کیسانی مذهب بود و امام صادق(علیه السلام) را قبول نداشت، امام(علیه السلام) با او صحبت کرد و او هم از عقایدش هجرت کرد، او معتقد به امامت محمد حنفیه بود.

«هجرت دیگر هجرت علمی است؛ اینکه کسانی وارد عرصه های علمی اعم از حوزه و دانشگاه می شوند، مصداقی از این هجرت علمی است، مثلاً آیت الله بروجردی به قم آمد و شاگردانی تربیت کرد که یکی از آنها امام خمینی(ره) بود.»

ابراهیم(علیه السلام) به همراه لوط(علیه السلام) به شام آمد، از خدا اولاد خواست و این در حالی بود که همسرش اولاد دار نمی شد، او با هاجر که کنیزه ساره بود وصلت کرد و خدا به او اسماعیل (علیه السلام) را عطا کرد، او همچنان از خدا درخواست می کرد که به من فرزندانی صالح عطا کن، خدا فرزندی صالح به نام اسحاق و نوه ای صالح به نام یعقوب به او عطا کرد. یکی از توفیقات انسان در زندگی داشتن فرزند صالح است.
نظر دهید » 
اهمّیت / فضیلت :
بدان که این ماه، ماه حزن اهل بیت (علیهم السّلام) و شیعیان ایشان است ( مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) . از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است که چون ماه محرّم داخل می شد، پدرم را کسی خندان نمی دید و اندوه و حزن، پیوسته بر او غالب می شد تا روز دهم چون روز عاشورا می شد، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه ی او بود و می فرمود : امروز روزی است که حسین علیه السّلام شهید شده.

آداب و اعمال :
روز اوّل : اوّل محرّم، اوّل سال(قمری) است و در آن دو عمل وارد است :
۱- روزه : در روایت ریان بن شبیب از حضرت امام رضا علیه السّلام مروی است که هر که در این روز روزه بدارد و خدا را بخواند، خداوند دعای او را مستجاب کند چنان که دعای زکریا را مستجاب نمود.
۲- نماز : از حضرت امام رضا (علیه السّلام) منقول است که حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم روز اوّل محرّم دو رکعت نماز می کرد و چون فارغ می شد، دست ها را بلند می کرد و دعائی را می خواند … ( مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .

روز سوم :
۱- روزه : و چنین وارد شده که در آن روز یوسف علی نبینا و آله و علیه السّلام از چاه به در آمد و هر کس آن روز را روزه بگیرد خداوند غصّه و اندوه او را بزداید و مشکل را بر او آسان کند ( المراقبات . ص ۵۵ ) و ( به همین مضامین در مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .

روز نهم :
تاسوعا؛ روز آمادگی برای شهادت
تاسوعا یعنی روز نهم محرم و یک روز مانده به عاشوراست. در فاصله میان رسیدن شمر در روز نهم تا روز دهم حوادثی اتفاق افتاد که می توانیم آن را آمادگی روانی برای شهادت بخوانیم.
در کربلا تا روز نهم محرم خبری از جنگ نبود. سپاهیان دشمن مانع حرکت آن حضرت به کوفه شده بودند و اصرار می کردند که ایشان با یزید بیعت کند و امام هم نمی پذیرفت. در روز نهم – یعنی تاسوعا - شمر وارد کربلا شد و نامه ابن زیاد را به عمر بن سعد داد که دستور جنگ بود. در ابتدا ابن سعد رغبتی به این کار نداشت اما حاضر نشد که کنار بکشد. به این جنگ راضی شد و خود را بدبخت جاویدان کرد.

آداب و اعمال مخصوص روز عاشورا :
روز دهم : روز شهادت اباعبدالله الحسین علیه السّلام و روز مصیبت و حزن ائمّه اطهار علیهم السّلام و شیعیان ایشان است .
بنی امیه لعنه الله علیهم از برای برکت، آذوقه ی سال را در روز عاشورا در خانه ذخیره می کردند؛ از حضرت امام رضا علیه السّلام منقول است که هر که ترک کند سعی در حوائج خود را، در روز عاشورا و پی کاری نرود، حق تعالی (حوائج) دنیا و آخرت او را برآورد و هرکه روز عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه ی او باشد، حق تعالی روز قیامت را روز فرح و سرور و شادی او گرداند و دیده اش در بهشت به ما روشن گردد … ( مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .
۱- عدم توجه به امور دنیا : شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کاری از کارهای دنیا نگردند و از برای خانه ی خود چیزی ذخیره نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و تعزیت امام حسین علیه السّلام را اقامه نمایند و به ماتم اشتغال نمایند به نحوی که در ماتم عزیزترین اولاد و اقارب خود اشتغال می نمایند.
۲- خواندن زیارت عاشورا : زیارت عاشورای آن حضرت را بخوانند و سعی کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند: (( أعظَمَ اللهَ اُجَورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالحُسَینِ عَلَیهِ السَّلاَمُ وَجَعَلَنَا وَ إِیّاکُم مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیهِ الإِمَامِ المَهدِی مِن آلِ مَحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلاَمُ )) .
۳- گریه و مقتل خوانی : شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند .
۴- امساک از خوردن و آشامیدن : شایسته است که شیعیان در این روز امساک کنند از خوردن و آشامیدن بی آن که قصد روزه کنند و در آخِر روز بعد از عصر افطار کنند به غذایی که اهل مصیبت (می خورند) مثل ماست یا شیر و امثال آنها نه مثل غذاهای لذیذه … .
۵- استحباب لعن بر قاتلان امام حسین علیه السلام : هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگوید : (( اَللَّهُمَّ العَن قَتَلَهَ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلاَمُ )) (مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .
…………………………………………………………………………
کتاب شریف (( مفاتیح الجنان )) تألیف محدّث بزرگ حاج شیخ عبّاس قمی رحمه الله می باشد.
کتاب شریف (( المراقبات )) تألیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله می باشد.
وقایع :
۱۰ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ شهادت حضرت امام حسین علیه السّلام در سنّ ۵۷ سالگی و اصحاب ایشان علیهم السّلام و وفات دو دختر امام حسین علیهم السّلام در غروب روز عاشورا بعد از فرار از خیمه ها .
۱۱ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ حرکت کاروان اهل بیت علیهم السّلام به سوی کوفه .
۱۲ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ ورود کاروان اسرا علیهم السّلام به کوفه .
۱۴ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ خاکسپاری شهدای کربلا توسّط قبیله ی بنی اسد به راهنمایی امام زین العابدین علیه السّلام .
۱۹ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ حرکت کاروان اسرا علیهم السّلام به سوی شام .
۲۵ محرّم سال ۹۵ ه.ق ( یا ۱۲ یا ۱۸ ) ؛ شهادت حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السّلام در سنّ ۵۷ سالگی .
منبع : پرسمان
نظر دهید » 
شهید مطهری رحمهم الله درباره ساعات آخر عمر حضرت علی علیه السلام می فرماید: شگفت انگیزترین دوره های زندگی علی علیه السلام در حدود 45ساعت؛ یعنی فاصله ضربت خوردن تا شهادت می باشد. انسان کامل بودن علی علیه السلام این جا ظاهر می شود؛ یعنی در لحظاتی که مواجه با مرگ شده است. شگفتی های علی علیه السلام و معجزه های انسانی او در این جا ظاهر می شود. علی علیه السلام در بستر افتاده و ساعت به ساعت حالش وخیم تر می شود و سموم روی بدن مقدس علی علیه السلام بیش تر اثر می گذارد، اصحاب ناراحتند، گریه می کنند، ناله می کنند؛ ولی می بینند لب های علی خندان و شکفته است و می فرماید: «شهادت در راه خدا، همیشه آرزوی من بوده و برای من چه چیز از این بهتر که در در حال عبادت شهید شوم». پر حرارت ترین سخنان علی علیه السلام آن هایی است که در همین 45 ساعت از ایشان صادر شده است.

علی علیه السلام از دیدگاه ابن ابی حدید
ابن ابی حدید، شارح بزرگ نهج البلاغه و از متفکران برجسته جهان اسلام می نویسد: «امتیازات علی علیه السلام از لحاظ عظمت و جلال و شهرت در آن حدّ اعلاست که شرح کردن و بحث و تفصیل دادن آن ها ناروا و بیهوده است… من چه بگویم در حق مردی که دشمنانش نتوانستند عظمت ها و فضایل او را منکر شوند و همه آنان به برتری شخصیت او اعتراف کردند…؟ من چه بگویم درباره مردی که همه فضیلت ها به او منتهی می شود و هر مکتب و هر گروهی خود را منتسب به او می سازد. آری، اورئیس همه فضیلت ها است».

در زلال کلمات مولایمان علی علیه السلام
با مردم به گونه ای معاشرت کنید که اگر مُردید، بر شما بگریند و اگر زنده بودید، با شما دوستی کنند.
چون سرآغاز نعمت به شما رسد، با کم سپاسی دنباله آن را نَبُرید.
کوتاهی سخن، نشانه کمال خرد است.
نفَس های آدمی، گام های او به سوی مرگ است.
خودپسندی، مانع افزایش علم و نعمت می شود.
هر که در مقابل حق بایستد، هلاک شود.
آدم شکیبا، هر چند سختی و گرفتاری اش به طول انجامد، سرانجام پیروز خواهد شد.
سخت ترین گناهان، گناهی است که گناه کار آن را ناچیز و آسان شمرد.
از جمله چیزهایی که گناهان بزرگ را محو می کند، یاری کردن مظلوم و شاد نمودن اندوهناک است.
سلامت بدن، از کمی حسد است.

در کران بی انتهای وصایای علی علیه السلام
به شما سفارش می کنم که دنیا را مخواهید، هر چند به دنبال شما بیاید و به چیزی از این دنیای گذرا که از شما کناره جسته است، افسوس مخورید.
شما دو فرزندم [حسن و حسین] و همه خاندان و فرزندانم و هر کس را که این وصیت من بدو رسد، با تقوای از خدا و سامان بخشیدن به کارها سفرش می کنم.
درباره یتیمان از خدا بترسید. مبادا که گرسنه بمانند و در جمع و جامعه شما تباه شوند. من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: اگر کسی یتیمی را تا آن جا که بی نیاز شود سرپرستی کند، خداوند به پاداش این کار، بهشت را بر او واجب می کند؛ چنان چه اگر کسی مال یتیم را بخورد خداوند - سوختن در - آتش را بر او واجب می فرماید.

حرمت قرآن را پاس بدارید. مراقب باشید مبادا کسی در عمل به آن بر شما سبقت بگیرد.
شما را درباره همسایگانتان سفارش می کنم؛ زیرا پیامبر درباره ایشان سفارش فرموده است و آن قدر آن جناب درباره آن ها سفارش می فرمود که ما پنداشتیم همسایه را از همسایه ارث خواهد داد.
شما را درباره نیازمندان و درماندگان سفارش می کنم. ایشان را هم در زندگی و آسایش خویش شریک گردانید.
خدا را، خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مال هایتان و جان هایتان و زبان هاتان، بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به بخشیدن. مبادا از هم روی بگردانید و پیوند را بگسلانید.
تو را سفارش می کنم به ترس از خدا و پیوسته در فرمان او بودن و دلت را به یاد او آبادان نمودن و به ریسمان و اطاعتش چنگ زدن؛ و کدام رشته استوارتر از اطاعت خدا میان تو و اوست؟
منبع:حوزه نت
نظر دهید » 
دوباره همه از تو میگویند و میشنوند
شیرینی نام تو و شهد یادت به کامها مینشیند
دوباره طاقها برای نصرت تو قد علم میکنند
کاغذهای رنگی به شاد باش تو در باد میرقصند
دوباره همه دیوارهای شهر با سرانگشتانِ احساس چراغان میشود.
اما…

کاش گفتن و شنودن از تو سهم همه ثانیهها باشد و یادآوریت همه دقایق را پر کند و خدمت به تو انگیزه همه حرکتها شود!
کاش سینهمان صندوق صدقهای شود و قلبمان سکهای نذر سلامتت!
کاش دردمان همیشه با توسل به تو آرام گیرد و دستمان جز به دعا برای تو به آسمان نرود،
کاش انتظار تو زنگی باشد که از نافرمانیت بازمان دارد!
کاش حال و هوای همیشه دلمان به رنگ نیمه شعبان باشد…!

هنگامه زمزمه دعای عهد با همهمه تسبیج پرندگان و نیایش دریاها، و خش خش برگها در هم میآمیزد و صبحی پرطراوت و سرشار از امید، آمیخته با بوی گل نرگس را به ارمغان میآورد. روزی که سرمشقش نام یار باشد آکنده از یاد اوست. یاد مهربان یاری که صبح هنگام «رنگین کمانِ» رنگ رنگ وجودش، گل محفل دوستارانش است.
انگار که صبح، نم نم باران عهد آمده باشد و همان وقت هم نگاه آفتاب تابنده هستی به این خیل مشتاق افتاده باشد و از این دو «رنگین کمانی» بر آسمان آبی و پاک دل منتظرانش، نقش ببندد. «رنگین کمانی» که هر رنگش نشانی از او دارد؛ از محبتش، از دعایش، از اشکش، از …

و باز آن زمان که خورشید آهنگ رفتن میکند، انگار که با سرخی خود میگوید که شب غیبتش را تاب بیاورید به این امید که آفتاب وجود او، فردای شما را روشن کند؛ آن وقت شراری از سرخی خورشید به دل دوستداران میافتد که:
من کجا و آفتاب وجود او کجا؟
این همه گناه من کجا و نیم نگاه او کجا؟
دل سیاه من کجا و امید به آمدن او کجا؟
و خبر ندارد این دل بیچاره از گناه، که او، لحظه به لحظه مراقبش است. مراقب، که مبادا به دامی در افتد.
دعا گو، که مبادا به چالهای فرو غلتد. و نمیداند این دل سیاه از گناه، که آنی که شیطان وسوسهاش میکند این اوست که دست به دعا بلند میکند و از خدا نجاتش را میطلبد و نمیداند این دل تنها، که او فقط یک دل را نمیبیند، بلکه هزاران دل را نظارهگر است…!

☆•☆•☆
سلام بر جانها، طراوت هستی، شادابی بخش روزگاران
سلام بر امام عالَم و آدم، مولای انس و جان، یکتا نگار جهان
سلام بر امید زندگی و مایه حیات…!
سلام بر مهدی، آنکه نام دلنشینش جان را معطر میکند و یاد دلانگیزش روح را طراوت میبخشد… سلام بر تو ای بقیه اولیای خدا در زمین، ای ذخیره خاندان وحی، ای آخرین امید سالروز میلادت را جشن میگیریم و یکدیگر را غنچههای تهنیت نثار میکنیم و شکوفههای تحیت میافشانیم…

اما همینکه خاطر را از یاد ولادتت خوش میداریم، گلخندههای شوق بر لبهایمان میپژمرد و غمی بزرگ بر جانمان سایه میافکند و نقش خیال را برهم میزند. غم دوری تو عزیزترین…
آخر کدام هجران دیر پای تاریخ است که بیش از هزار و صد سال به درازا کشیده شده باشد؟!
آیا هجران امروز ما به فردای وصال تو نمیرسد؟!
آیا درد عالم سوز ما را درمانی نیست؟!
آیا تشنگی ما را آب گواراریی فرو نخواهد نشاند؟!
آری وعده خدا تخلفناپذیر است. به یقین روزی خواهد آمد…!

این یلدای هجران را صبحی در میرسد. این زمستان بیفروغ را قدوم بهاران در هم خواهد شکست.
روزی خواهد رسید که آفتاب از کعبه میدمد و گلهای امید شکوفه میکند. زمین به نور پروردگارش روشن میشود.
تو خواهی آمد، ذوالفقار علی در دست. بر کعبه تکیه خواهی زد و فریادی جهانگیر بر خواهی داشت که: انا بقیه الله المنتقم!
ای مهدی!
حسرت یک لحظه دیدار، دلهای شیفتگانت را گداخت و امید وصل تو جانهای به لب رسیده را به نسیم لطف بنواخت. گوشها منتظر انتشار سرود ظفر و چشمها در اشتیاق دیدار رهبر، نفسها در سینه حبس؛ و تو ای حبیب، همچنان در پس پرده غیبت نهانی و نمیدانیم تا كی…
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته صفورا دادخواه
نظر دهید » 
حسین بن علی النقی(ع) معروف به شاهزاده حسین(ع) از امامزادگان بزرگواری است که مزار مطهرش باوجود بزرگی مقام و بلندمرتبگی جایگاه، گمنام مانده و کمتر فردی از وجود تنها یادگار امام هادی(ع) در ایران و عموی بزرگوار امام زمان(عج) خبر دارد.

استان همدان به دلیل برخورداری از قدمت تاریخی، قرار گرفتن در شاهراه ارتباطی شرق و مرکز کشور با غرب و کشور عراق از دیرباز پذیرای سلسله جلیلالقدر سادات بوده است.
این سادات جلیلالقدر که حالا مزارشان همچون نگینی بر جایجای استان میدرخشد بنا بر شرایط زمانه و برای فرار از ستم خلفای عباسی، تشرف به زیارت امام رضا(ع) و یا تبلیغ دین به ایران سفر کرده و تعدادی از آنها در همدان سکونت دائمی داشته یا رحلت فرمودهاند.
امامزادگانی که امروز مزارشان نهتنها زیارتگاه مشتاقان که تسلیبخش قلبهای دردمند است؛ پناهگاه دیرینهای که هر انسان خسته از گذر زمان به سایهسار امنشان پناه میبرد.
حسین بن علی النقی(ع) معروف به شاهزاده حسین(ع) یکی از بقعههای شریف همدان است که بنا بر گفته علمای علم نسبشناسی، نسب ایشان بدون واسطه به امام دهم حضرت هادی(ع) میرسد.
بنا بر نظر علمای شیعه، وجود مبارک دهمین پیشوای شیعیان 4 پسر به نامهای “حسن(ع)، محمّد(ع)، حسین(ع) و جعفر(ع) برای امام هادی(ع) داشتهاند که حسن(ع) معروف به “زکیّ” امام یازدهم و پدر بزرگوار امام زمان(عج) بوده و مزار مطهرش در سامرا قرار دارد.
محمد معروف به “سید محمد” هم در هشت فرسخی سامرا و نزدیکی قریه “بلد” به خاک سپردهشده و بارگاه مطهرش در بین شیعه و اهل سنت از جایگاه رفیعی برخوردار است و کرامات بسیاری از ایشان صادرشده است.

بارگاه مطهر سید محمّد بن علی النقی(ع)
جعفر(ع) فرزند دیگر امام هادی(ع) هم در سامرا و پایین پای ضریح مطهر به خاک سپردهشده؛ ضریحی که مدفن امام هادی(ع)، امام حسن(ع)، نرجس خاتون(س) مادر گرامی امام زمان(عج) و حکیمه خاتون(س) عمه امام حسن عسکری(ع) است.
البته در حرم امامین عسکرین(ع) مزار 22 نفر از امامزادگان و اعضای خانواده ائمه هم وجود دارد که یکی از آنها سوسن خاتون(ع) مادر بزرگوار امام حسن(ع) و همسر امام هادی(ع) بوده و دیگری هم جعفر(ع) است و گفته میشود حسین(ع) هم در این مکان به خاک سپردهشده است.
بنا بر روایات تاریخی و اظهارنظر علمای علم نسبشناسی، حسین بن علی النقی(ع) همان شاهزاده حسین(ع) است که مزار مطهرش در کهن دیار هگمتانه قرارگرفته است.

اثبات وجود مزار فرزند امام دهم(ع) در همدان از منظر اسناد تاریخی
در زیارتنامه و شجرهنامه قدیمی منصوب در داخل این آستان مقدس، نسب امامزاده چنین نوشته شده است:
«السلام علیک یابن ائمة الهدی ـ السلام علیک یابن زمزم و صفا ـ السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علی المرتضی ـ السلام علیک یا حسین بن علی النقی».
موافق با مطالب شجره نامه فوق، برخی از پژوهشگران چون مرحوم عندلیبزاده معتقد است که شخص مدفون در این بقعه، حسین بن علی النقی (ع) فرزند بلاواسطه امام علی النقی(ع) است.

ایشان با توجه به شجره نامه قدیمی مزار و اقوال معمّرین و عالمان نسب شناس صاحبنظر و بر پایه مطالعات و بررسی هایی که خود در این رابطه انجام داده؛ انتساب مزار را به حسین بن علی النقی(ع) قطعی دانسته و در اینباره نظر برخی از افراد صاحب تحقیق در زمینه مزارشناسی و نسب شناسی چون مرحوم آیتالله مرعشی نجفی و مرحوم آیتالله العظمی آخوند ملاعلی معصومی وفسی را هم بدر پژوهش خود آورده است.
مرحوم عندلیبزاده به نقل از مرحوم آیتالله مرعشی نجفی چنین نوشته است: «از مرحوم علم الهدی ملایری عالم متتبّع و جلیلی که خود از سادات تقوی بوده و کتابخانهای عظیم مشتمل بر نسخههای منحصر به فرد داشته است؛ شنیدم که ایشان با اسناد به یکی ازکتابهای قدیمی خطی در علم انساب مدفن جناب حسین بن علی النقی(ع) را در همدان میدانست«.
مرحوم آیتالله العظمی آخوند هم در این باره گفته است که این امرهیچ استبعادی ندارد؛ زیرا درآن زمان نمایندگان ائمه اطهار(ع) به همدان رفت و آمد داشتهاند و افرادی از قبیل جناب ابراهیم بن محمد و جناب علی بن ابراهیم بن محمد همدانی، وکیل مخصوص امام هادی(ع) در این شهر بودهاند.
مرحوم عندلیبزاده در تصریح نگره خود و ردّ نظر برخی از دانشمندان فن انساب چون مرحوم محدّث قمی که معتقدند حسین بن علی النقی(ع)، پیش از پدر بزرگوارشان در سامراء از دنیا رفته است و قبر او نزد مرقد عسکریین است هم مینویسد «با توجه به وجود نظایری برای این مسئله، احتمال اینکه امام (ع) دو فرزند به نام حسین داشته باشد، هست.
در تصریح و اثبات این موضوع همین بس که در کتاب خطی «بحر الانساب» ابوالحسن فتونی عاملی از علمای انساب چنین آمده است که «امام هادی(ع) دو فرزند به نام حسین داشت که یکی در سامرا دفن است و دیگری در همدان.»
منبع تسنیم
1 نظر » 
امام محمد بن علی (ع) فرزند امام رضا (ع) نهمین اختر تابناک امامت و ولایت دارای فضایل، معجزات، القاب و کنیههای بسیاری است. امام نهم دارای چهار کنیه است؛آن حضرت به دلیل اینکه تنها فرزند امام رضا (ع) بوده اند کنیه (ابن الرضا) و با توجه به نام تنها فرزند پسرشان امام علی نقی (ع) کنیه (ابوعلی) و در پرتو بندگی خدا کنیه (ابوعبدالله) داشته اند، اما کنیه مشهور آن حضرت (ابوجعفر) بوده است. ابوجعفر در صحیفه فاطمیه الهی که در اختیار امامان بوده و اکنون در نزد امام مهدی (عج) ثبت است به قدری مشهور شده و به کار رفته که جایگزین نام اصلی آن حضرت شده است.

امام جواد (ع) در پیوند و ارتباط با کنیه جد خویش امام باقر (ع) (ابوجعفر) نامیده شدند ، چون پس از امام پنجم به این کنیه آراسته شدند به ابو جعفر ثانی معروف است. امام رضا (ع) همواره از فرزندشان با کنیه ابوجعفر یاد کرده و حتی در کودکی و خرد سالی به وی احترام میگذاشته وبه جای نام وی کنیه مقدس جد خویش رابرای ایشان به کار برده اند.

بر اساس روایتی از محمدبن ابی عباد؛ امام رضا (ع) هیچگاه نام فرزندش امام محمد تقی (ع) را جز با کنیه نمیبرد و میگفت: ابوجعفر برای من نامهای نوشته است! و من به ابوجعفر نامه نوشته ام در حالی که او هنوز کودکی در مدینه بود امام رضا (ع) او را با تعظیم و کمال احترام خطاب میکرد و متن نامههای ابوجعفر در نهایت بلاغت و نیکی به امام میرسید.

شنیدم امام رضا (ع) میفرمود: ابوجعفر پس از من وصی و جانشین من در میان خاندانم است. این گونه مناسبات و روابط امام رضا (ع) با فرزند خردسال خویش گذشته از اینکه برای فراهم سازی زمینه امامت آن حضرت بوده است روش درست و مطلوب ارتباطات پدر و فرزندان را نیز آموزش میدهد. احترام گذاشتن پدر به فرزند، احترام به دیگران رابه فرزند میآموزد و به وی شخصیت میدهد و او را برای پذیرش مسئولیتهای بزرگ آماده میکند. هریک از چهار کنیهای که برای امام نهم ذکر شد بیانگر یک ویژگی و فضیلت امام نهم (ع) است.

القابی که برای امام نهم تنها فرزند امام رضا (ع) در تاریخ زندگانی آن حضرت (ع) به کار رفته است گویای فضایل و اوصاف الهی ایشان است و امتیازات این اسوه عالی رانشان میدهد.

تقی، جواد، منتجب، مرتضی، مختار، متوکل، متقی، زکی، قانع، نجیب و عالم یازده لقب برای امام نهم است که ابعاد شخصیت بزرگ الهی آن حضرت را آشکار میکند؛ جواد و تقی مهمترین و مشهورترین القاب امام نهم است.
حوزه
نظر دهید » 
باقر العلوم لقب امام پنجم است. امام باقر(علیه السلام)، در سال 57 هجری در شهر مدینه، دیده به جهان گشود. درباره روز ولادت ایشان بین تاریخ نویسان اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را اول ماه رجب و برخی سوم ماه صفر می دانند. از مهم ترین امتیازات امام باقر علیه السلام که زمان، زمینه آن را فراهم کرد، این است که حضرت بنیانگذار انقلاب فرهنگی و نهضت علمی شیعه و بلکه اسلام شمرده می شود.

شناسنامه امام محمد باقر علیه السلام
امام محمد باقر (ع) در روز جمعه یا دوشنبه یا سه شنبه اول ماه رجب یا سوم ماه صفر سال 57 هجری یا به روایتی دیگر سال 56 هجری، در مدینه به دنیا آمد و در روز دوشنبه هفتم ذی حجه یا ربیع الاول و یا ربیع الاخر سال 114 هجری، در همان شهر بدرود حیات گفت. بنابراین، آن حضرت 57 سال در این جهان زیست . از این مدت چهار سال با جدش امام حسین (ع) و پس از وی 35 سال با پدرش زندگی کرد و هیجده سال بقیه عمرش را به تنهایی به سر برد.
مادر آن حضرت، فاطمه دختر حسن بن علی بود که با کنیه ام عبد الله و بنابر قول دیگر، ام الحسن خوانده شده است. بنابراین امام باقر (ع) از سلاله پدر و مادری هاشمی علوی و فاطمی به شمار می آید. بدین جهت او نخستین کسی است که از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به دنیا آمده است.
کنیه وی را بعضی ابو جعفر و برخی ابو جعفر اول خوانده اند.
آن حضرت القاب بسیاری داشت که از آن میان لقب «باقر یا باقر العلم »از همه مشهورتر است.

دوران زندگی و سیره سیاسی امام محمد باقر علیه السلام
در دوران امام باقر علیه السلام، حاکمان اموی به دلیل تعارضات داخلی از نهضت عظیم علمی آن حضرت غافل بودند، ولی این به معنای در امان بودن آن امام نیست; بلکه حجم وسیعی از روایات گویای اوضاع خشونت آمیز آن دوره، و ظلم و تجاوز حاکمان وقت نسبت به دین، مسلمانان و امام آنان است، به گونه ای که امام علیه السلام بارها تقیه می کرد و سرانجام نیز بر سر تعارضات مبنایی با نظام خلافت ظالمانه، توسط هشام به شهادت رسید .
میزان اهتمام حضرت باقر علیه السلام به تقیه چنان بود که می فرمود: «التقیة من دینی و دین آبائی و لا ایمان لمن لا تقیة له: تقیه از دین من و دین پدران من است . و کسی که تقیه ندارد، ایمان ندارد .» این امر به دلایل متعددی مانند: حفظ جان نیروهای خودی، حفظ توان اقتصادی خودیها، اجرای برنامه های مهم تر، حفظ ارزشها و … صورت می گرفت و امام با رعایت این اصل، حرکت سری خود در تداوم وظیفه امامت را طی می کرد.
سیره علمی و فرهنگی امام محمد باقر علیه السلام
امام باقر(ع) در دوران امامت خویش، با وجود شرایط نامساعدی که بر عرصه فرهنگ اسلامی سایه افکنده بود، با تلاشی جدّی و گسترده نهضتی بزرگ را در زمینه علم و پیشرفت های آن طراحی کرد. تا جایی که این جنبش دامنه دار به بنیان گذاری و تأسیس یک دانشگاه بزرگ و برجسته اسلامی انجامید که پویایی و عظمت آن در دوران امام صادق(ع)، به اوج خود رسید.
امام با برقراری حوزه درس، با کج اندیشی ها، زدودن چالش های علمی، تحکیم مبانی معارف و اصول ناب اسلامی با تکیه بر آیات رهنمون گر قرآن مبارزه کرد و تمام ابواب فقهی و اعتقادی را از دیدگاه قرآن بررسی کرد و به پرورش دانشمندان و فرهیختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمی کمر بست؛ به گونه ای که دانشمندی چون «جابر بن یزید جعفی» هر گاه می خواست سخنی در باب علم به میان آورد ـ با آن توشه ای که از دانش داشت ـ می گفت: «جانشین خدا و میراث دار دانش پیامبران محمد بن علی(ع) برایم این گونه گفت» و به دلیل ناچیز دیدن موقعیت علمی خود در برابر جایگاه امام، از خود نظری به میان نمی آورد.
سیره اخلاقی امام محمد باقر علیه السلام
هر چند امام عائله زیاد و زندگی ساده ای داشت، ولی بین مردم به بخشندگی و کرامت مشهور بود. همواره به نیازمند و بی نیاز بخشش می کرد و این رفتار را مایه خرسندی خویش قرار داده بود. در بخشش ها، همیشه شأن و مرتبه افراد را در نظر می گرفت به اندازه ای که نه موجب اسراف و زیاده روی و نه سبب تحقیر و پایین آمدن شأن آنان شود.
امام از شاد کردن دیگران خشنود می شد و از زبان جد بزرگوارش رسول اکرم صلی الله علیه وآله این روایت را برای مردم می خواند که هر کس مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد کند، خدای را خشنود ساخته است
رشحاتی از کلام نورانی امام محمد باقر علیه السلام
جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل نموده که فرمود: «زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن زمان، امامشان غایب خواهد شد؛ پس خوشا به حال کسانی که بر امر ما ثابت باشند؛ همانا کم ترین پاداش ایشان، آن است که خداوند خطاب به آنان می فرماید: بندگان من! به سرّ من ایمان آوردید و غیبت حجت مرا تصدیق نمودید؛ پس به بهترین پاداش از سوی من بر شما بشارت باد! بندگان من شمایید از شما می پذیرم و شما را عفو می نمایم و به وسیلة شما، رحمت و باران را بر بندگانم نازل می کنم و برای شما است که از بندگان بلا و عذاب را دور می کنم…. »
شاگردان امام باقر علیه السلام
زراره یکی از یاران و شاگردان ممتاز امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود که بـرجسته ترین مـتکلم و محدث زمان خود به حساب می آمد و محفلی وسیع از شیعیان را در کوفه هدایت می نمود او در علم کلام و مسائل اعتقادی و استدلالی به قدری ماهر بود که متکلمان شیعه،شاگرد مکتب او محسوب می شوند.
زراره یـکی از آن چـهار نفری است که امام صادق(ع) درباره آنها فرموده اند: “مکتب ما و احادیث پدرم را چهار نفر زنده کردند:زاره،ابو بصیر،محمد بن مسلم و برید بن معاویه عجلی “«اربعة نجباء امناء الله علی حـلاله و حـرامه لولا هولاء انقطعت آثار النبوة و اندرست» امام دربارهء آنها فرمودند:"اگر این چهار نفر نبودند کسی از تعالیم دین و مکتب پیامبر (ص) بهره ای نداشت. اینها حافظان دین و امینان پدرم در بیان حلال و حرام دیـن بـودند""ایـن چهار نفر از میان شیعیان مـا نـخستین کـسانی بودند که با مکتب ما آشنا شدند و در روز رستاخیز پیش از دیگران به ما می پیوندند.
این شهر آشوب می گوید: “دانشمندان اسلامی در این باره اتـفاق نـظر دارنـد که در میان شاگردان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شـش نـفر از همه داناتر بودند و آنها عبارتند از:زراره،معروف مکی،ابو بصیر اسدی،فضیل بن یسار،محمد بن مسلم طائفی،و برید بـن مـعاویه عـجلی “
امام باقر علیه السلام از نگاه دیگران
دعا و نیایش به درگاه خداوند و رو آوردن به او در مشکلات و دشواری های زندگی، بی تردید یکی از ریشه دارترین نیازهای روح و جان انسان هاست و نیایش، تأثیر شگرفی در ساختار روحی و معنوی بشر دارد. نیایش با معبود بی همتا در هر جا و هر زمان مطلوب است؛ ولی در لحظه ها و مکان های خاص، مطلوب تر و به اجابت دعا نزدیک تر است. امام صادق(ع) نقل می کند:
«کان أبی إذا طلب الحاجةَ طلبها عِند زَوالِ الشمسِ فاذا ارادَ ذلک قدّم شیئاً فَتَصَدَّقَ به و شمَّ شیئاً مِن طیبٍ و رَاح اِلی المسجِدِ دَعا فی حاجته بماشاءَ؛ راه و روش پدرم بدین سان بود: هر زمان که حاجتی داشت، آن را در موقع زوال خورشید ظهر شرعی طلب می کرد، به این گونه که نخست، چیزی را صدقه می داد و عطر استعمال می کرد و راهی مسجد می شد و در آنجا دعا می کرد و از خداوند بر آورده شدن آن را درخواست می کرد».
امام محمد باقر علیه السلام در شعر و ادب
در پنجمین فصل کتاب امامت، روایت زندگی ات را نوشته اند: نامت محمد است و تصویر محمد صلی الله علیه و آله رسول خدا، در آیینه چشمانت افتاده است.
لقبت باقر است و پهنای علوم دینی را شکافته ای؛ شیعه هنوز از دسترنج کِشته های تو بهره می گیرد.
کُنیه ات ابوجعفر است و تشیع جعفری، در دست تو بزرگ شده است.
خانه ای که در آن نفس کشیدی، عطر و عود نیایش داشت و دامنی که در آن رشد یافتی، نظیر نداشته است.
پنجمین نامه مهر شده وصیت را به تو سپرده اند؛ تو، پنجمین تفسیر قرآن و پنجمین باب ورود به بهشت موعودی.
فصاحت و بلاغت تو اینک به زبان می آید تا جلوی خرافات را بگیرد و در برابر انحراف ها بایستد. شمشیر سخن را آخته ای تا شاخه های بی ثمر را ببری و ریشه های خشک را بزنی.
قرار بسته اند با تو، تا به یاری رمق های مانده در کالبد دین بشتابی و هرزه های روییده بر حاشیه کتاب رسالت را هرس کنی.
صدای تو اینک در شبستان های پرسکوت خدعه ها و نیرنگ ها طنین می اندازد و رؤیای دژخیمانه دین ستیزان را بر می آشوبد.
حوزه
2 نظر » 
فضائل
«حضرت زینب سلام الله علیها» دختر امیر المومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود و بدین جهت مورد توجه مسلمانان قرار داشت.
او در بزرگ ترین حماسه نبرد حق علیه باطل، نقش مهمّ و سرنوشت ساز داشته و پیام رسان انقلاب عاشورا بود.

زینب (سلام الله علیها) علاوه بر شخصیت خانوادگی، از نظر اخلاقی و معنوی دارای کمالات فراوان بود. او عالمه غیر معلّمه، سخنوری کم نظیر، زاهدی شب زنده دار، مجاهدی نستوه و الگوی کامل زن معرّفی شده در قرآن بود. او با شجاعتی تحسین برانگیز، رو در روی یزید و مزدورانش ایستاد و پیروزی نهضت حسینی و شکست امویان را اعلام کرد:
فَکِد کَیْدَک واسْعَ سَعْیَک، فَواللَّهِ لا تَمْحُو ذِکْرَنا، وَ لا تُمیتُ وَحْیَنا … یزید! هر حیله ای که داری به کار گیر و هر تلاشی می توانی انجام ده، سوگند به خداوند که هرگز نمی توانی نام و یاد ما را از ذهن ها محو کنی و یا آیین و وحی ما را از میان برداری …

این سخنان را زن داغدیده ای اظهار کرد که یزیدیان عزیزترین کسان او را با دلخراش ترین وضع به شهادت رسانده بودند!
ایمان محکم و استوار حضرت زینب (سلام الله علیها) نیز تحسین برانگیز است؛ وقتی ابن زیاد گفت: رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟
فرمود: من جز نیکی ندیدم. اینان مردمانی بودند که خداوند تعالی کشته شدن را برای آنها مقدّر فرموده بود و آنان نیز (با کمال افتخار) به آرامگاه خود شتافتند … ولی بدان که به زودی خدای (با عظمت) میان تو و ایشان جمع خواهد کرد و تو را مورد بازخواست و احتجاج قرار خواهد داد.

«حزیم اسدی» می گوید: سوگند به خدا! زن با حیایی سخنورتر از زینب ندیدم، گویا او با زبان امیرالمومنین علی (علیه السلام)سخن می گفت!
او بدون کوچک ترین واهمه ای در مجلس «ابن زیاد» در کوفه و مجلس «یزید بن معاویه» در شام در معرّفی اهل بیت (علیهم السلام)و اهداف والای شهدای کربلا سخن راند و چهره کریه بنی امیّه را به مردم نمایاند.
بدون تردید نقش و تأثیر شخصیت زینب کبری (سلام الله علیها) در شکل گیری و موفقیّت نهضت خونین عاشورا بسیار چشمگیر بوده است.
منبع:
حضرت زینب ( سلام الله علیها ) نائبه الامام
محمدرضا شریفی
2 نظر » << 1 ... 57 58 59 ...60 ...61 62 63 ...64 ...65 66 67 ... 203 >>