پیامبر صلّی الله علیه و آله از این که قبیله قریش او را تکذیب کنند, در اندیشه بود و بیم داشت که به او نسبت دیوانگی داده یا بگویند شیطان بر او مسلط شد؛حال آن که منفورترین چیزها در نزد او شیطان و گفتار و کردار دیوانگان بود.ازاین رو خداوند اراده کرد که این افکار را از ذهن پیامبر بزداید؛لذا،کوه و سنگ را به زبان آورد کرد و هرگاه پیامبر بر آنها عبور می کرد او را چنین ندا می دادند که:

«السّلامُ عَلَیکَ یامُحَمَد،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِیَّ اللهِ،السَّلامُ عَلَیکَ یا رَسُول اللهِ»؛بشارت باد تو را که خداوند بزرگ تو را بر همه انسان های گذشته و آینده برتری داده است.از کلام قریش که تو را دیوانه بخوانند غمگین مباش؛زیرا که انسان برتر،کسی است که خدا او را برتری دهد .

💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌💖‌‌‌

منبع:تاریخ پیامبر و اهل بیت علیهم السلام / علی بمان ملک احمدی.

   جمعه 28 بهمن 1401نظر دهید »

کوه بلند«حِرا»که آن را«جبل النّور»نیز می نامند, در شش کیلومتری شمال شرقی مکه واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 200 متر است.شهر مکه شهری کوهستانی است که در دامنه کوه حرا واقع شده و غار حِرا در پنجاه متری قله این کوه قرار دارد.این غار از دو تخته سنگ بزرگ که به یک دیگر تکیه داده اند, تشکیل شده است.وقتی انسان از دهانه ورودی این غار داخل می شود, از دهانه دیگر غار که در فاصله چند متری آن قرار دارد،خانه خدا به خوبی دیده می شود.بلندی این غار به اندازه قد یک انسان میانه متوسط بوده و عرض آن در سطح زمین به قدری کم است که یک نفر به زحمت می تواند در آن بخوابد.

حضرت محمد صلّی الله علیه و آله پیش از بعثت،هر ماه چند روزی و در هر سال, همه ماه رمضان را در این غار مشغول عبادت خداوند بود و آثار عظمت خدا را در عظمت مخلوقاتش و از فراز این کوه مشاهده می کرد.چهل سال از عمر پیامبر می گذشت و ایشان به عادت همیشگی که هر ماه چند روز را در غار حرا مشغول عبادت بود،در 27 ماه رجب آن سال هم بر فراز جبل النور به مناجات خدا مشغول بود که پیک وحی خداوند یعنی جبرئیل امین بر او نازل شد و مژده پیامبری را به او داد.

امام هادی علیه السّلام در این باره می فرمایند:آن گاه که پیامبر خدا چهل سالش کامل شد و خداوند قلب او را بهترین قلب ها و مطیع ترین و خاشع ترین آنها دید،درهای آسمان ها را به روی او گشود و به ملائکه اجازه فرود آمدن داد و محمد به آنان می نگریست.پس فرمان داد تا رحمتش از عرش الهی بر محمد فرود آید و او را بپوشاند.محمد،جبرئیل را دید که بر او فرود آمد و بازویش را گرفت و او را تکان داد و به او فرمان داد که ای محمد!بخوان.پاسخ گفت:چه بخوانم؟گفت:اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ * اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ ؛بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛او انسان را از خون بسته آفرید؛بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است؛همان کسی که با قلم انسان را تعلیم نمود و به انسان آن چه را نمی دانست یاد داد.جبرئیل فرمان رسالت الهی را به محمد ابلاغ کرد.محمد از کوه سرازیر شد و عادتش این بود که وقتی از کوه حرا به زیر می آمد, به خانه خدا می رفت و هفت دور به گرد خانۀ خدا می گشت و سپس به منزل خدیجه می رفت.محمد صلّی الله علیه و آله در حالی از کوه سرازیر می شد که عظمت پروردگار،تمام وجودش را گرفته بود و گرما و لرزش بر بدنش چیره شده بود.

منبع:تاریخ پیامبر و اهل بیت علیهم السلام / علی بمان ملک احمدی.

   جمعه 28 بهمن 1401نظر دهید »

وجوهات بسياري به جاي آن كه به دربار روانه شود به وكيلان و يا خانه امام (علیه السلام) روانه مي شود و مردي قدرتمند و ثروتمندتر از امام كاظم (علیه السلام) نيست با آن كه بسياري را خرج و هزينه دوستان و پيروان مي كند. اين پول ها به او كمك مي كند كه به پيروان ضعيف و ناتوان خود كمك كند. وي را باب الحوائج مي خوانند زيرا هيچ حاجت مندي را بي بهره برنمي گرداند.

اين گونه است كه خليفه قلب ها مي شود و همان نظامي را تقويت مي كند كه رقيب جدي نظام خلافت سلطنتي است. هارون پس از نوميدي به اين نتيجه مي رسد كه مي بايست امام را در بازداشت خانگي قرار دهد. بدين ترتيب آن حضرت سال ها در بازداشت قرار مي گيرد و زماني كه هارون از اين راه نيز به نتيجه نمي رسد ايشان را به سياه چال مي اندازد و دژخيمان را بر او مسلط مي سازد. با اين همه امام جامعه اي را چنان كه مي خواهد از دور مديريت مي كند و حتي دژخيمان خويش را تحت تأثير قرار مي دهد. اين پول ها به او كمك مي كند كه به پيروان ضعيف و ناتوان خود كمك كند. وي را باب الحوائج مي خوانند زيرا هيچ حاجت مندي را بي بهره برنمي گرداند. اين گونه است كه خليفه قلب ها مي شود و همان نظامي را تقويت مي كند كه رقيب جدي نظام خلافت سلطنتي است. هارون پس از نوميدي به اين نتيجه مي رسد كه مي بايست امام را در بازداشت خانگي قرار دهد.

بدين ترتيب آن حضرت سال ها در بازداشت قرار مي گيرد و زماني كه هارون از اين راه نيز به نتيجه نمي رسد ايشان را به سياه چال مي اندازد و دژخيمان را بر او مسلط مي سازد. با اين همه امام جامعه اي را چنان كه مي خواهد از دور مديريت مي كند و حتي دژخيمان خويش را تحت تأثير قرار مي دهد.در اين زمان وكيلان وي در همه جا جامعه را مديريت مي كنند و نخبگان و دانشمندان دست پرورده او آموزش هاي مشخصي را به فعالان مي دهند. فعال ترين حزب رقيب در عصر عباسي حزب علويان است كه با مديريت امامان (علیهم السلام) ايجاد شده است. هر قيامي به گونه اي، مرتبط با آنان است از اين رو هارون خطر را در خود امام مي يابد. شاگردان امام نيز با انواع شگردهاي مختلف خود را به وي مي رسانند و دستورهاي لازم را مي گيرند.

اين گونه است كه امام (علیه السلام) نظام تشكيلاتي را مي سازد كه داراي گروه هاي مجزا و متشكل مي باشد. اين نظام، تشكيلاتي است كه بعدها مي خواهد امام رضا (علیه السلام) را به قدرت برساند و مأمون با آگاهي به اين كه قدرت يابي آن به معناي تشكيل نظام ولايي است با ترفندي مي كوشد تا از ايجاد آن جلوگيري كند. هارون پيش از اين مسئله را درك كرده بود. براي همين محدوديت ها را تشديد مي كند و مي كوشد با شناسايي رهبران و وكيلان، گروه ها را به تشتت و درگيري بكشاند. ولي وي در اين كار موفق نمي شود و در نتيجه ناچار مي شود تا خود امام را با زهر مسموم و به شهادت برساند.

منبع امام موسي كاظم علیه السلام و چالش هاي پيش رو ،خليل پور منصوري

   چهارشنبه 26 بهمن 1401نظر دهید »

به هر حال امام (علیه السلام) به قدرت الهي و علم لدني خويش، مديريت جامعه اي را به دست مي گيرد كه امامان پيش از او ساخته بودند. هارون الرشيد همواره از قدرت بي چون و چراي امام كاظم علیه السلام و نفوذ معنوي ايشان مي هراسيد.

از اين رو در اوج قدرت و اقتدار حكومت خلافت سلطنتي، اين انديشه نظام ولايي با مهندسي كامل آن بود كه رقيب جدي آن به شمار مي رفت. هارون نظام سياسي خويش را از درون با چالش هاي جدي مواجه مي بيند. در دستگاه خلافت سلطنتي، حتي در حوزه وزارتي عناصر امام (علیه السلام) نفوذ كرده و به هدف ياري به نظام ولايي فعاليت مي كنند. جاسوسان هر روز اخبار وحشتناكي را گزارش مي كنند كه مي تواند نظام خلافت سلطنتي را همانند حكومت يزيدي و اموي از هم فرو بپاشاند.

منبع امام موسي كاظم علیه السلام و چالش هاي پيش رو ،خليل پور منصوري

   چهارشنبه 26 بهمن 1401نظر دهید »

قال على عليه السلام:«ما اطالَ احَدٌ الْامَلَ الّا نَسِىَ الْاجَلَ و اساءَ الْعَمَلَ»؛«هيچ انسانى آرزوهاى خود را طولانى نمى كند، مگر اين كه مرگ را فراموش مى كند و اعمال او بد مى شود!» شرح و تفسير،آرى آرزوهاى دور و دراز، انسان را گرفتار سوء رفتار و قبح اعمال مى كند. در زبان عرب دو لغت به معناى اميد و آرزوست؛ يكى «رجاء» و ديگرى «أمَل» است، اوّلى بار مثبت دارد و منظور از آن اميد و آرزوى سازنده است، ولى «امَل» گاه بار منفى دارد و به معنى آرزوهاى غيرسازنده است. ظاهراً در فارسى «اميد» معادل «رجاء» و «آرزو» معادل «امل» است.

حضرت على عليه السلام در اين روايت پرمعنى به يكى از جنبه هاى منفى «أمل» مى پردازد و تأثير سوء آن را در اعمال انسان گوشزد مى نمايد.سؤال: راستى چرا «آرزوهاى طولانى» اين قدر بد است؟پاسخ: خاصيّت زرق و برق مادّى دنيا اين است كه از دور جاذبه قوى دارد، امّا وقتى انسان به نزديك آن مى رسد به آن عادت مى كند و جاذبه خود را از دست مى دهد. مانند موادّ مخدّر كه افراد قبل از رسيدن به آن برايشان جاذبه دارد، امّا وقتى معتاد شدند ديگر جذبه اى براى آن ها ندارد. و بايد مرتّباً مقدار آن را افزايش دهند تا در كام مرگ فرو روند.شخصى كه اجاره نشين است و از مشكلات آن رنج مى برد آرزو مى كند كه خانه اى ملكى، هر چند كوچك نصيبش شود و اين برايش فوق العاده جاذبه دارد، امّا هنگامى كه به آن مى رسد، پس از مدّت كوتاهى برايش عادى مى شود و آرزوى خانه اى بزرگ تر با امكانات بيش تر مى كند، امّا به آن هم قانع نيست و هر روز در فكر منزل مرفّه ترى است.

هفت اقليم ار بگيرد پادشاه همچنان در بند اقليمى دگر!بنابراين آرزوها مرز و پايانى ندارد، بدين جهت اگر انسان بخواهد به آرزوهاى خويش برسد بايد تمام نيرويش را صرف رسيدن به آن نمايد و طبيعى است كه ديگر وقت و نيرويى ندارد كه صرف جهان آخرت نمايد.

بدين جهت در احاديث معصومين آرزوهاى طولانى مذمّت گرديده و موجب فراموش كردن آخرت شمرده شده است .

اين مطلب را نيز در نظر داشته باشيم كه زيادى نعمت، كه معمولًا آرزوهاى طولانى در راستاى تحصيل آن است، در بسيارى از موارد مايه بدبختى است! حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم از بيابانى عبور مى كردند، فرمود: برويد مقدارى شير بياوريد و پول آن را هم به صاحب حيوان بدهيد. صاحب آن حيوان از دادن شير به پيامبر صلى الله عليه و آله امتناع ورزيد! پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كرد كه اموالش زياد شود! از آن جا گذشتند و به شبان ديگرى رسيدند و همان تقاضا را مطرح كردند. آن شبان ادب كرد و به سرعت مقدارى شير در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم و همراهان قرار داد. حضرت دست به دعا برداشت و فرمود: خدايا! به اندازه كفاف و عفاف به او نعمت ارزانى دار! اصحاب از تفاوت اين دو دعا، براى آن دو نفر پرسيدند؟ حضرت فرمود: زيادى نعمت براى شخص اوّل مايه رنج و عذاب است.

منبع

 110 سرمشق از سخنان حضرت على (علیه السلام) ، مکارم شیرازی

   چهارشنبه 26 بهمن 1401نظر دهید »

در زندگی ما آدمها ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام صراط مستقیم است. اگه تو راه افتادی مقصد مشخص و طی مسیر با امنیت و آسایش خواهد بود و خود راه شما را به منزل مقصود خواهد رساند.صراط مستقیم حق، علی اول الی آخر تو عین حقی و جز تو نباشد تا خدا راهی.

آیه : اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ * صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ . الفاتحه /7-6.ترجمه : ما را به راه راست هدایت فرما، راه کسانی که نعمت خود را برآنها ارزانی داشته ای، نه راه گمراهان و آنهائی که مورد خشم تو هستند.

رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم به حضرت علی علیه السلام فرمود:« تو راه روشن خداوند و صراط مستقیم …می باشی»در زیارت امیرالمؤمنین می خوانیم:« السلام علی صراط الله المستقیم » 

آیه ای دیگر
وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ. الانعام /153. ترجمه : و این است راه راست من، پس از آن پیروی کنید و از راههای [دیگر] که شما را از راه وی پراکنده می سازد پیروی مکنید اینهاست که [خدا]شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا بگرایید.

امام باقر علیه السلام فرمود: مقصود از صراط مستقیم، ولایت علی علیه السلام و جانشینان اوست» .

منم آن ره سلامت که صراط نام دارم

منم آن بهشت باقی که نعیم جاودانم

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:« …خداوند می توانست خود را به بندگان معرفی نماید، لکن ما را ابواب و صراط و سبیل و وجه خود قرار داد که مردم به واسطه ما او را بشناسند، پس کسی که ولایت ما را نپذیرند و دیگران را بر ما مقدم دارند از صراط منحرف شده اند»« صراط مستقیم یعنی دین حقی که خداوند غیر آن را نمی پذیرد به این دلیل به دین حق صراط گویند: که دین حق انسان را در مسیری قرار می دهد که منتهی به بهشت خواهد شد و صراط (راه راست)نیز مسیری است که ما را به بهشت می رساند» حضرت امیر راه هموار و تراز شده برای رسیدن به خداست.

منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد

   سه شنبه 25 بهمن 1401نظر دهید »

 لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیم. البقره/256.

در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.

رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود: تویی دستگیره محکم رسیدن به خدا که هرگز گسسته نمی شود. 

 

منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد،

   یکشنبه 23 بهمن 1401نظر دهید »

پایین کوه ایستاد و نگاهش رو به بلندای قلّه انداخت از پایین تا بالای نگاهش، فقط کوه بود به صعود فکر می کرد و به فتح قُله طناب مخصوصش رو درآورد و آن را دور کمرش پیچید و توی دستش گرفت به اندازه کافی محکم بود آنقدر که با کشیده شدن روی سنگ های تیز کوه از بین نرود شروع کرد به بالا رفتن آنقدر از کوه بالا رفت که به نزدیکی قله رسید.

خسته شده بود و طنابِ دور دستش شل شد و در یک لحظه حواس پرتی، طناب ول شد یک دفعه چند متر سقوط کرد و به پایین پرتاب شد چشمانش را از ترس بسته بود و نفس نفس می زد ما بین زمین و آسمان معلق مانده بود قلبش می تپید و عرق از روی پیشانیش پایین می آمد چشمانش رو آرام باز کرد و دوباره طناب را محکم گرفت زیر لب زمزمه کرد: اگه طناب محکم نبود حتماً مرده بودم دوباره شروع کرد به بالا رفتن تا به قله رسید با خودش فکر می کرد آدمها تو دنیا، مثل کوهنوردها می مانند کسی که در مسیر صعود طنابی محکم نداشته باشد سرنوشتی جز افتادن به ته دره نخواهد داشت.

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

آیه : وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا… آل عمران / 103 .و همگی به ریسمان الهی در آویزید و پراکنده نشوید.امام صادق علیه السلام فرمودند: « مائیم ریسمان الهی که خداوند عزوجل فرمود: ( و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید)» . امام کاظم علیه السلام فرمودند: «علی بن ابیطالب علیه السلام ریسمان محکم الهی است »

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

امام باقر علیه السلام فرمود: «ریسمان محکم خداوند، که مردم مأمور به توسل به آن هستند، آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم می باشند». به هنگام زیارت امیرالمؤمنین می خوانیم « سلام بر تو ای رشتۀ محکم خدا» «که به ریسمان تو چنگ زده ام».

به درگاه مسجد کوفه چون می رسیم در وصف امیر مؤمنان علی می خوانیم « ای رشته ی وصل کننده ما بین خدا و بندگان او» ریسمانی از آسمان به زمین، برای واسطه شدن میان خدا و خلق خدا، گویی دنیا به ظلمتکده ای تشبیه شده که راه برون رفت از آن در گرو چنگ زدن به حبل الهی است، چرا که بدان می توان نجات و رهایی یافت و یا خود را حفظ نمود .

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

بواسطۀ ریسمان محکم می توان از چاه ظلمت بیرون آمد و یا به اوج قله ی انسانیت صعود نمود و در پرتگاهها و بحرانها آن را بهترین دست آویز قرار داد اگر این رشته نازک باشد، سقوط حتمی است ولی اینان (حبل الله المتین )اند.

یک سر این رشته در دستان معتصمین به ولایت است، و طرف دیگرش وصل شدن به درگاه خدای کریم است همگی را نیز به این موضوع امر نموده اند که متفرق و پراکنده نشوید.

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم  فرمود: « اگر مردم همگی حول محور ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام جمع می شدند خداوند آتش را نمی آفرید »

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

برای طی طریق و گذر از معابر و به چاه نیفتادن هر نابینا ریسمانی می کشیدند و بدو می گفتند سر رشته بگیر و بیا و اینجا حکایت همان است که کورکورانه، دست باید گرفت و دانست تنها راه رساندن این است و بس.

منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد،

   جمعه 14 بهمن 1401نظر دهید »

قال على عليه السلام:«كُلُّ امْرٍ ذى بالٍ لَمْ يُذْكَرْ فيهِ اسْمُ اللَّهِ فَهُوَ ابْتَرُ»؛«هر كار داراى اهميّتى كه بدون ياد خدا آغاز گردد، به سرانجام نمى رسد» .

شرح و تفسير

ياد خداوند در تمام اعمال و گفتار انسان مؤثّر است و غفلت از آن نتيجه منفى دارد. بر اين اساس در اين روايت شريف توصيه به ذكر نام اللَّه در هر كارى شده است و روشن است كه منظور از بردن نام خدا و آغاز هر كارى به نام او، فقط گفتن بسم اللَّه نيست، بلكه هدف اين است كه خداوند در تمام اعمال ما حضور داشته باشد، بدين جهت در اين روايت، بر خلاف روايات مشابه، به جاى «لَمْ يُبْدَأْ» جمله «لَمْ يُذْكَرْ» آمده است.كه نه تنها در شروع كار، بلكه در ادامه كار هم ذكر اللَّه لازم است.

چگونه خدا را ياد كنيم؟

«ذكر اللَّه» و به ياد خالق و آفريدگار جهان هستى بودن انواعى دارد، برترين آن اين است كه انسان بداند او وجودى است وابسته، كه بدون تكيه بر خداوند، حتّى براى يك لحظه، نمى تواند به زندگى خود ادامه دهد. وابستگى ما انسان ها، بلكه تمام موجودات جهان هستى به خداوند متعال، مانند وابستگى نور چراغ ها به منبع انرژى است كه در ابتدا و ادامه نياز به آن منبع دارد. اگر انسان به اين مرحله از ياد خدا برسد و از آن غفلت نكند، بدون شك متحوّل و دگرگون مى گردد و ديگر به هيچ كس جز خدا تكيه نمى كند و امكان ندارد كه آلوده به گناه شود؛ زيرا چنين انسانى همواره خويش را در محضر خدا مى بيند و تمام نعمت ها و در يك جمله هستى اش را از ناحيه او مى داند و روشن است كه چنين انسانى هرگز گرفتار معصيت نمى شود. گناهان در لحظه هايى رخ مى دهد كه انسان از خدا غافل مى شود . انسانى كه دائماً به ياد اوست گناه نخواهد كرد.

منبع 110 سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام / مولف مکارم شیرازی 

   جمعه 14 بهمن 1401نظر دهید »

1 ... 37 38 39 ...40 ... 42 ...44 ...45 46 47 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو