زندگانی سراسر افتخار پیامبر اسلام و ائمه ی هدی - صلوات الله علیهم اجمعین - از زوایای مختلف قابل بررسی است. روش تبلیغی معصومان علیهم السلام نیز مانند دیگر ابعاد زندگی شان اسوه و الگو به شمار می آید.

وقتی از این زاویه زندگی این بزرگان را مورد مطالعه قرار می دهیم، خود را با وظیفه یی سنگین رو به رو می یابیم; زیرا این نورهای پاک لحظه یی از عمل به تکلیف و ابلاغ رسالت الهی غافل نبودند.

 

 

 

در سیره ی تبلیغی امام جواد علیه السلام، موارد زیر مهم و در خور تامل می نماید:

1. تبلیغ از راه مناظره
بارزترین نوع تبلیغ امام جواد علیه السلام مناظره است. مناظره های آن حضرت - که از نخستین روزهای امامتش آغاز شد - وی را در تثبیت جایگاه ولایت و امامت، هدایت حق جویان و آشکار ساختن سستی گفتار ستمگران یاری داد. آن حضرت به دو جهت در عرصه ی مناظره های علمی گام نهاد.

نخست نیاز شیعیان که با توجه به سن اندک آن حضرت در پی کشف جایگاه معنوی اش بودند و دوم خواست مامون و معتصم که اندیشه ی خوار ساختن امام و اثبات الهی نبودن آگاهی های وی در سر می پروراندند.

خلفا می کوشیدند با برپا ساختن مجالس مناظره امامان شیعه را رو در روی برخی از دانشمندان بنام زمان قرار دهند تا شاید از پاسخ پرسشی باز مانند و جایگاه معنوی شان مورد تردید واقع شود.

اهداف امام علیه السلام در مناظره ها
الف) اثبات امامت خود
امام جواد علیه السلام در این مناظره ها پیش از هر چیز در پی اثبات حقانیت خود بود. بر اساس گفته ی مورخان امام - با آن که هفت سال بیش نداشت - در یکی از محافل به سی پرسش پاسخ داد. (1)

ب) رسوا ساختن دروغ پردازان
امام علیه السلام در مناظره چنان رفتار می کرد که نادرستی فضائل ساختگی خلفا آشکار شود.

در یکی از مجلس ها مامون از یحیی بن اکثم خواست پرسشی مطرح کند. یحیی عرض کرد: یابن رسول الله، بر اساس روایت ها جبرئیل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا محمد، خداوند سلامت می رساند و می فرماید از ابوبکر بپرس آیا از ما خشنود است؟ زیرا من از وی راضی ام; در این باره چه می فرمایید؟

امام علیه السلام فرمود: فضل ابوبکر را انکار نمی کنم، ولی آن که این خبر را روایت کرده باید به خبری که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة الوداع فرمود توجه کند. حضرت صلی الله علیه و آله فرمود:

لقد کثرت الکذابة علی … .

دروغ گویان بر من بسیار شده اند و نسبت دروغ بر من فزونی یافته است. پس هر که بر من دروغ بندد، خداوند نشیمن گاهش را از آتش پر می سازد. چنانچه حدیثی برایتان آوردند، آن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید; هر چه با آن موافق بود بپذیرید و آنچه مخالف بود رها سازید، خداوند می فرماید:

«ولقد خلقنا الانسان ونعلم ما توسوس به نفسه ونحن اقرب الیه من حبل الورید» . (2)

به تحقیق ما انسان را آفریدیم و می دانیم آنچه نفس به او وسوسه می کند و ما از رگ گردن به وی نزدیک تریم.

روایتی که شما ذکر کردید، نشان می دهد خشنودی یا ناخشنودی ابوبکر بر حضرت حق پوشیده بود و این نزد عقل محال و ممتنع است » . (3)

 

 

2. تبلیغ عملی علیه حکومت مامون
مامون امام علیه السلام را بسیار احترام می نهاد و دخترش ام الفضل را، به رغم مخالفت های گوناگون به عقد وی درآورد. این برخوردها هرگز امام را به دستگاه خلافت خوش بین نساخت. او خلیفه را ستمگر می شمرد و اندیشه ی مخالفت با آن را در سر می پروراند. بنابر این، در نخستین فرصت به بهانه ی حج سمت مدینه رهسپار شد و در آن دیار اقامت گزید. حسین مکاری می گوید: هنگامی که حضرت محمد تقی علیه السلام نزد خلیفه جایگاهی والا داشت، وارد بغداد شدم و به دیدار وی شتافتم. چنان می اندیشیدم که حضرت دیگر به مدینه باز نخواهد گشت. چون این امر را به خاطر آوردم، امام علیه السلام سر فرو افکند. اندکی بعد سربلند کرد و در حالی که رنگ مبارکش زرد شده بود، فرمود: حسین، نان جو و نمک نیم کوب در حرم رسول الله صلی الله علیه و آله از آنچه مشاهده می کنی برایم بهتر است. (4)

 

 

3. پدید آوردن حوزه ی علمی
پرورش دانش پژوهان روشن بین نیز در شمار روش های تبلیغی امام نهم علیه السلام جای دارد. آن حضرت ضمن پاس داری از حوزه یی که امام صادق علیه السلام بنیان نهاده بود، دویست و هفتاد شاگرد تربیت کرد که گروهی از آنان نیز از شاگردان امام هشتم شمرده می شدند. (5)

 

 

4. اعزام نماینده
امام نهم علیه السلام برای خنثا ساختن تبلیغات شوم بنی عباس و ارائه ی اسلام راستین به مردم، نمایندگانی به مناطق مختلف گسیل می کرد. این نمایندگان، کارگزاران امام علیه السلام شمرده می شدند و در مراکزی چون اهواز، همدان، سیستان، بست، ری، بصره، واسط، بغداد، کوفه و قم زمینه ی اتحاد شیعیان و پیوند آن ها با معصوم را فراهم می آوردند.

امام علیه السلام همچنین به پیروانش اجازه می داد درون دستگاه حکومت نفوذ کنند و پست های حساس را در دست گیرند. «محمد بن اسماعیل بن بزیع » و «احمد بن حمزه قمی » از این فرصت بهره بردند و با رسیدن به موقعیت های ممتاز حکومتی در مسیر خدمت به دین و دین داران گام برداشتند.

«حسین بن عبدالله نیشابوری » حاکم «بست » و «سیستان » و «حکم بن علیا اسدی » حاکم «بحرین » نیز از یاران حضرت شمرده می شدند و خمس دارایی شان را نزد وی گسیل می کردند. (6)

پ ن:

1) منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، انتشارات هجرت، ج 2، ص 577 .

2) ق / 16 .

3) سیره ی پیشوایان، مهدی پیشوایی، انتشارات توحید، ص 552 .

4) منتهی الآمال، ص 582 .

5) امام الجواد من المهد الی اللحد، سید محمد کاظم قزوینی، ص 89 .

6) سیره ی پیشوایان، ص 559 .

منبع: حوزه

   جمعه 26 خرداد 1402نظر دهید »

از حضرت صادق(علیه‌السلام) روایت شده: هرکه چهل صبحگاه این عهد را بخواند، از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حق‌تعالی بر هر کلمه هزار حسنه به او کرامت فرماید و هزار گناه از او محو سازد و آن عهد این است:

 

 

 

 


اللّٰهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ، وَرَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفِيعِ، وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالزَّبُورِ، وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ، وَرَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَالْأَنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلِينَ .


خدایا ای پروردگار نور بزرگ و پروردگار کرسی بلند و پروردگار دریای جوشان و فرو فرستنده تورات و انجیل و زبور و پروردگار سایه و حرارت خورشید و نازل کننده قرآن بزرگ و پروردگار فرشتگان مقرّب و پیامبران و رسولان.

💖


اللّٰهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ وَمُلْكِكَ الْقَدِيمِ، يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ، أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَبِاسْمِكَ الَّذِي يَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ، وَيَا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ، وَيَا حَيّاً حِينَ لَاحَيَّ، يَا مُحْيِيَ الْمَوْتىٰ، وَمُمِيتَ الْأَحْياءِ، يَا حَيُّ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ؛


خدایا از تو می‌خواهم به ذات بزرگوارت و به نور روی نوربخشت و فرمانروایی دیرینه‌ات، ای زنده و پا برجای دائم، از تو می‌خواهم به حق نامت که به آن آسمان‌ها و زمین‌ها روشن شد و به حق نامت که پیشینیان و پسینیان به آن شایسته می‌شوند، ای زنده پیش از هر زنده، ای زنده پس از هر زنده، ای زنده در آن وقتی که زنده‌ای نبود، ای زنده کننده مردگان و میراننده زندگان، ای زنده، معبودی جز تو نیست؛

💖


اللّٰهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقائِمَ بِأَمْرِكَ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِ وَعَلَىٰ آبائِهِ الطَّاهِرِينَ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ فِي مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها، وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَعَنِّي وَعَنْ وَالِدَيَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللّٰهِ، وَمِدادَ كَلِماتِهِ، وَمَا أَحْصاهُ عِلْمُهُ، وَأَحاطَ بِهِ كِتابُهُ .


خدایا برسان به مولای ما امام راهنمای راه‌یافته، قیام کننده به فرمانت که درودهای خدا بر او و پدران پاکش، از سوی همه مردان و زنان مؤمن، در مشرق‌های زمین و مغرب‌هایش، همواری‌ها و کوه‌هایش، خشکی‌ها و دریاهایش و از طرف من و پدر و مادرم، از درودها به وزن عرش خدا و امتداد کلماتش و آنچه دانشش برشمرده و کتابش به آن احاطه یافته.

💖


اللّٰهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هٰذَا وَمَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَعَقْداً وَبَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لَا أَحُولُ عَنْها وَلَا أَزُولُ أَبَداً، اللّٰهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ، وَالذَّابِّينَ عَنْهُ، والْمُسارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضاءِ حَوَائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلِينَ لِأَوامِرِهِ ، وَالْمُحامِينَ عَنْهُ، وَالسَّابِقِينَ إِلىٰ إِرادَتِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ؛


خدایا در صبح این روز و تا زندگی کنم از روزهایم، برای آن حضرت بر عهده‌ام، عهد و پیمان و بیعت تجدید می‌کنم که از آن‌، رو نگردانم و هیچ‌گاه دست برندارم. خدایا مرا، از یاران و مددکاران و دفاع‌کنندگان از او قرار ده و از شتابندگان به سویش، در برآوردن خواسته‌هایش و اطاعت‌کنندگان اَوامرش و مدافعان حضرتش و پیش‌گیرندگان به سوی خواسته‌اش و کشته‌شدگان در پیشگاهش؛

💖


اللّٰهُمَّ إِنْ حالَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَىٰ عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي، شاهِراً سَيْفِي، مُجَرِّداً قَناتِي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحاضِرِ وَالْبادِي . اللّٰهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ، وَاكْحُلْ [وَاكْحَلْ] ناظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَأَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُكْ بِي مَحَجَّتَهُ، وَأَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ .


خدایا اگر بین من و او مرگی که بر بندگانت حتم و قطعی ساختی حائل شد، کفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور، با شمشیر از نیام برکشیده و نیزه برهنه، پاسخگو به دعوت آن دعوت‌کننده، در میان شهرنشین و بادیه‌نشین. خدایا آن جمال با رشادت و پیشانی ستوده را به من بنمایان و با نگاهی از من به او، دیده‌ام را سرمه بنه و در گشایش امرش شتاب کن و راه آمدنش را آسان گردان و شیوه و روشش را وسعت بخش و مرا به راهش درآور و فرمانش را نافذ کن و پشتش را محکم گردان،

💖


وَاعْمُرِ اللّٰهُمَّ بِهِ بِلادَكَ، وَأَحْيِ بِهِ عِبادَكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ: ﴿ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِي النّٰاسِ﴾، فَأَظْهِرِ اللّٰهُمَّ لَنا وَلِيَّكَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمَّىٰ بِاسْمِ رَسُولِكَ، حَتَّىٰ لَايَظْفَرَ بِشَيْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُحَقِّقَهُ؛


خدایا به دست او کشورهایت را آباد کن و بندگانت را به وسیله او زنده فرما، به درستی که تو فرمودی و گفته‌ات حق است که: «در خشکی و دریا به سبب آنچه [از اعمال زشت] که مردم به دست خود مرتکب شدند تباهی و فتنه آشکار شده است»، خدایا ولی‌ات و فرزند دختر پیامبرت که به نام رسولت نامیده شده، برای ما آشکار کن تا به چیزی از باطل دست نیابد، مگر آن را از هم بپاشد و حق را پابرجا و ثابت نماید؛

💖


وَاجْعَلْهُ اللّٰهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ، وَناصِراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ، وَمُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ، وَمُشَيِّداً لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِينِكَ وَسُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وآلِهِ، وَاجْعَلْهُ اللّٰهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِينَ .


خدایا او را قرار ده پناهگاهی برای ستمدیدگان از بندگانت و یاور برای کسی که یاری برای خود جز تو نمی‌یابد و تجدیدکننده آنچه از احکام کتابت تعطیل شده و محکم‌کننده آنچه از نشانه‌های دینت و روش‌های پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) رسیده است و او را قرار ده، خدایا، از آنان‌ که از حمله متجاوزان، نگاهش داری،

💖


اللّٰهُمَّ وَسُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وآلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلَىٰ دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ . اللَّهُمَّ اكْشِفْ هٰذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هٰذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَنَرَاهُ قَرِيباً، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.


خدایا پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به دیدار او و کسانی که بر پایه دعوتش از او پیروی کردند شاد کن و پس از او به درماندگی ما رحم فرما، خدایا این اندوه را از این امت به حضور آن حضرت برطرف کن و در ظهورش برای ما شتاب فرما که دیگران ظهورش را دور می‌بینند و ما نزدیک می‌بینیم، به مهربانی‌ات ای مهربان‌ترین مهربانان.

💖


آنگاه «سه بار» بر ران راست خود دست می‌زنی و در هر مرتبه می‌گویی:
الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلايَ يَا صاحِبَ الزَّمانِ.
شتاب کن، شتاب کن،‌ ای مولای من‌! ای صاحب الزمان

   جمعه 26 خرداد 1402نظر دهید »

خانه‌ای که یک فرد مسلمان در آن قرآن تلاوت می‌کند، برای اهل آسمان نورانی دیده می‌شود، همچنان که مردم دنیا در آسمان ستاره‌ی درخشان را می‌بینند. 

 

 

 

- خداوند بر خلق خویش، درکلام خودش تجلّی کرده است، ولی آنان خدا را نمی‌بینند. 

- هرجوان مؤمنی که قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خون او در می آمیزد و خداوند او را با فرشتگان بزرگوارهمراه می‌سازد و قرآن روز قیامت نگهدارنده‌ی او [از دوزخ] خواهدبود. 

- خدای متعال قرآن را برای زمانی خاص یا مردمی خاص قرار نداده است. از این رو قرآن در هر زمان تازه است و نزد هرقومی شاداب است تا روز قیامت. 

منبع: مجله رشد

   جمعه 26 خرداد 1402نظر دهید »

 دوستی خدا

دوستی خدا را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم.

منبع: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳ و ۱۷۴.


سروری و بزرگی

سروری و بزرگی را جستجو کردم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.

منبع: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳ و ۱۷۴.

 


خشنودی خداوند

خوشنودی خداوند را جستجو نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.

منبع: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳ و ۱۷۴.

 


آرامش و همدمی نیک

آرامش و همدمی نیک را جستجو کردم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.

منبع: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳ و ۱۷۴.

 


برتری دو مسلمان

از دو مسلمان که به هم برخورد می‌کنند، آنکه دیگری را بیشتر دوست دارد بهتر است.

منبع: اصول کافی، ج ۳، ص ۱۹۳.

 


عاقل ترین مردم

عاقل‌ترین مردم خوش ُخلق‌ترین آنهاست.

منبع: اصول کافی، ج ۱، ص ۲۷.

 


آزمون شیعیان
شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید:
در مواظبت بر اوقات نمازها،
در نگهداری اسرارشان از دشمنان ما،
در همدردی و کمک مالی به برادرانشان.

منبع: میزان الحکمه، باب صفات الشیعه.

   جمعه 26 خرداد 1402نظر دهید »

صوت حجت السلام عالی - تعجّب امام صادق علیه السّلام از چهارچیز

 

 

 

تعجب امام صادق علیه السّلام از چهارچیز:

 

 

 

 

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی‌برد؟


در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر « حَسْبُنَا اَللّٰهُ وَ نِعْمَ اَلْوَکِیلُ » پناه نمی‌برد؛

زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یادشده فرمود: پس (آن‌کسانی‌که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آن‌ها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچ‌گونه بدی به آنان نرسید.


و در شگفتم برای کسی‌که اندوهگین است، چگونه به ذکر « لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ اَلظّٰالِمِینَ» پناه نمی‌برد؛

زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده) از اندوه نجات دادیم و همین‌گونه مؤمنین را نجات می‌بخشیم .


و در شگفتم برای کسی‌که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر « وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ» پناه نمی‌برد؛

زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یادشده) از شرّ و مکر فرعونیان مصون داشت .


و در شگفتم برای کسی‌که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست، چگونه به ذکر « مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ » پناه نمی‌برد؛

زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یادشده (از زبان مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمت‌ها بهره‌مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی، پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد. 

به فرموده‌ی امام صادق علیه السلام این چهار ذکر را بگو:

برای غلبه‌ بر ترس:
« حَسْبُنَا اَللّٰهُ وَ نِعْمَ اَلْوَکِیلُ »

برای غلبه‌ بر اندوه:
« لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ اَلظّٰالِمِینَ»

برای غلبه‌ بر مکر و حیله‌ی دیگران:
« وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ»

برای طلب دنیا و زیبایی‌های آن:
« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ »
پ.ن
۱. بیانات امام خامنه‌ای - ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
۲. من لا یحضره‌الفقیه، ج۴، ص۳۹۲ و الأمالی (للصدوق) ، ترجمه کمره ای، ج ۱ ، ص ۶.

منبع: سایت حوزه 
 

   جمعه 26 خرداد 1402نظر دهید »

دعای توصیه شده امام زمان برای رفع گرفتاری و تنگی معیشت و بدهکاری:

 

 

 

صالح متقی، حاجی شیخ علی مکی فرمود:
من به تنگی معیشت و بدهکاری های زیاد مبتلا شدم به حدی که ترسیدم طلب کارها مرا به قتل برسانند یا از تنگدستی و غصه بمیرم، ناگاه دست به جیب خود کردم دعایی در آن دیدم بدون این که خودم گذاشته باشم یا کسی که او را دیده باشم در جیبم گذاشته باشد. از مشاهدۀ آن دعا خیلی تعجب کردم و متحیر شدم! در خواب مردی را با هیئت صلحا و زهاد دیدم که به من می گوید:« فلانی، دعای مربوط به خودت را به تو دادیم، آن را بخوان تا از تنگی و شدت رها شوی!» من او را نشناختم و تعجبم زیاد شد.

مرتبۀ دوم حضرت حجت(ع) را در خواب دیدم فرمودند:« آن دعایی را که به تو عطا کردیم بخوان و به هر کس که می خواهی تعلیم بده»شیخ علی مکی می گوید: آن دعا را چند بار تجربه کردم و فرج و گشایش را به زودی مشاهده نمودم ولی پس از مدتی مفقود شد در این مدت به خاطر از دست دادن آن تأسف می خوردم و از بدی عمل خود استغفار کردم اما بعدها شخصی نزد من آمد و گفت: این دعا در فلان مکان از تو مفقود شده بود و آن را به من داد ولی من به خاطرم نیامد که به آن مکان رفته باشم.دعا را گرفتم و سجدۀ شکر به جا آوردم، دعا این است:

بسم الله الرحمن الرحیم

رَبِّ أَسْأَلُكَ مَدَداً رُوحَانِيّاً تُقَوِّي بِهِ قُوَى الْكُلِّيَّةِ وَ الْجُزْئِيَّةِ حَتَّى أَقْهِرَ عبادي نَفْسِي كل نفس قاهرة فَتَنْقَبِضَ لِي إِشَارَةُ

رَقَائِقِهَا انْقِبَاضاً تَسْقُطُ بِهِ قُوَاهَا حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْكَوْنِ ذُو رُوحٍ إِلَّا وَ نَارُ قَهْرِي قَدْ أَحْرَقَتْ ظُهُورَهُ يَا شَدِيدُ يَا شَدِيدُ

يَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِيدِ يَا قَهَّارُ أَسْأَلُكَ بِمَا أَوْدَعْتَهُ عِزْرَائِيلَ مِنْ أَسْمَائِكَ الْقَهْرِيَّةِ فَانْفَعَلَتْ لَهُ النُّفُوسُ بِالْقَهْرِ أَنْ تُودِعَنِي

هَذَا السِّرَّ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ حَتَّى أُلَيِّنَ بِهِ كُلَّ صَعْبٍ وَ أُذَلِّلَ بِهِ كُلَّ مَنِيعٍ بِقُوَّتِكَ يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِين.

و کیفیت آن این است که در سحر سه مرتبه - در صورت امکان - و صبح سه مرتبه و در شب هم سه مرتبه خوانده شود و چنانچه مشکل شدید بود بعد از خواندن آن سی مرتبه بگوید:


يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ أَسْأَلُكَ اللُّطْفَ بِمَا جَرَتْ بِهِ الْمَقَادِيرُ


منبع: بحار الانوار ج 53 ص 225
نجم الثاقب ص 360
برکات حضرت ولی عصر(ع)، صفحه409،

   پنجشنبه 25 خرداد 1402نظر دهید »

 ارتباط امام با شیعیان فراتر از یک ارتباط معمولی و عادی و از سازماندهی و پیچیدگی بیشتری برخوردار بود. از این رو، افراد معمولی توانایی انجام چنین مسؤولیتی را نداشتند و مسؤولیت ارتباط میان «امّت» و «امامت» بر عهده افرادزبده ای مثل مـحمّد بن داوود قمی، ابوعلی بن راشد امثال آنان گذاشته می شد، سیستمی که برقراری و تنظیم این ارتباط محکم وسازمان یافته را برعهده داشت، سیستم «وکالت» بود. رسالت اصلی این سازمان، ایجاد ارتباط منظّم و تشکیلاتی میان امام (ع) و پایگاههای مـردمی، پاسـخگویی به سؤالات و مشکلات فقهی، اعتقادی و سیاسی شیعیان، رفع گرفتاری ها و نیازمندی های آنان، جمع آوری وجوه مالی از قبیل: خمس، زکات، نذور و هدایای مردم ازمناطق مختلف و تحویل آنها به امام (ع) و. .. بود. سیستم وکالت عـلاوه بـر رسالتهای یاد شده نقش مهمّی در معرفی و تثبیت امامت امامِ بعدی و ثبات سیاسی و فرهنگی شیعیان و تشکل و موفقیت آن داشت. با احضار امام هادی (ع) به سامّرا و اسکان آن گرامی در محلّه «عسکر» ومنع شیعیان از ارتـباط بـا او، نمایندگان و وکلای آن بزرگوار که در مناطق و شهرهای مختلف پراکنده بودند نقش حسّاس تر، اختیارات بیشتر و مسؤولیت سنگین تری پیدا کردند. صاحبنظران با استفاده از منابع تاریخی، قلمرو فعّالیت و کلای امام هادی (ع) را به چهارمنطقه اصـلی ومـرکزی تـقسیم کرده اند: ناحیه نخست، بغداد، مـدائن و کوفـه. نـاحیه دوّم، بصره و اهواز. ناحیه سوّم، قم و همدان و ناحیه چهارم، حجاز، یمن و مصر. (دکتر جاسم حسین،ص:137) بطور معمول، در هر ناحیه فردی که قویتر و طـبعاً دارای اخـتیارات بـیشتری بود منصوب می شد و کارگزاران و نمایندگان محلّی موظّف بـودند زیر نـظر او انجام وظیفه نمایند. این سازمان را می توان از دستورالعمل های امام (ع) به بعضی از وکلای مستقل خود به دست آورد. محمّد بن عیسی نـقل مـی کند: امـام هادی (ع) به موالی بغداد، مدائن، بین النّهرین و توابع آن، نامه ای بـدین مضمون نوشت: من «ابوعلی بن راشد » را جایگزین «علی بن حسین بن عبد ربّه» و دیگر وکلای پیشین خود کردم. فـرمانبری از او را هـمچون فـرمانبری از خود واجب و نافرمانی از وی را در حکم نافرمانی از خود می دانم و این نامه را به خطّ خـود نـوشتم. (شیخ طوسی،ص:212ومجلسی،ج50، 1404 ق، ص:220)

امام (ع) درنامه ای دیگر به دو تن از یاران و وکلای خود، یک سلسله نکات اطّلاعاتی و امنیتی را به آنـان یادآوری کرده و بـدین وسـیله روابط سازمانی و تشکیلاتی شان را سازمان می دهد. خلاصه مضمون این دستورالعمل ارزشمند چنین اسـت: ای ایوبـ بـن نوح! به تو دستور می دهم که از ارتباط و رفت و آمد زیاد با «ابوعلی» بپرهیزی و هر کدام ازشما در قـلمرو مـأموریت خـود، مشغول انجام امور محولّه باشید و حتی اگر شما بر اساس دستورالعمل تعیین شده رفـتار نـمایید از ارتباط (پیوسته) با من نیز بی نیاز خواهید بود. ای ابوعلی! به تو نـیز هـمان دسـتوراتی را می دهم که به «ایوب» دادم و نیز به شما دستور می دهم که از اهالی بغداد و مدائن چیزی را که برای شما مـی آورند نـپذیرید و نیز برای دیدار با من به آنان وقت ملاقات ندهید و کسانی که راکه از خارج قلمرو مـأموریتی شـما بـرای شما چیزی می آورند به وکیل ناحیه مربوطه راهنمایی کنید. لازم است هر یک از شما این دستورات را پذیرفته و اجرا نـماید. دقّت در مضمون این نامه ها، وظایف و حدود اختیارات وکلای مستقل که مسؤولیت منطقه وسیعی را بر عـهده داشـته اند و نـیز ارتباط وکلای جزء با ایشان و در نهایت ارائه خط مشی های کلّی از سوی امام (ع) به آنان و حمایت و پشـتیبانی از ایشـان را نـشان می دهد.

 منبع:(مـجلسی،ج50، 1404ق،ص:224)

 

   چهارشنبه 24 خرداد 1402نظر دهید »

امام هادی (ع) از اوضاع و احوال دوران خود و نـیز دوران فرزندش امام حسن عسکری (ع) آگاهی کامل داشت و می دید روز به روز جوّ فشار و اختناق، شدیدتر و حسّاسیت دستگاه خـلافت نـسبت به امامان شیعه بیشتر می شود. هم چنین می دانست که در آینده نزدیک، تاریخ امـامت در آسـتانه تحوّلی جدید و بی سابقه یعنی غیبت امـام (ع) از انـظار قـرار می گیرد؛ از این رو، یکی از محورهای فعّالیت خود را آماده ساختن اذهـان شـیعیان نسبت به غیبت نوه بزرگوارش حضرت مهدی (ع) قرار داد. فعّالیت های امام (ع) در این زمینه در شـعاعی مـحدود و در نهایت دقّت و احتیاط صورت مـی گرفت و سـعی حضرت بـر این بـود که هـیچ مشخّصه ای از حضرت مهدی (ع) - حتّی نام او - بـرای مـردم بازگونشود تا مبادا به گوش حکمرانان عباسی برسد و از لحاظ امنیتی به زیان جـبهه امـامت تمام شود. درادامه به چند روایـت درهمین مورد اشاره مـی شـود.عبدالعظیم حسنی، یکی از یاران امام هـادی (ع)، بـه حضور آن حضرت رسید و عقاید خود بر او عرضه کرد. در بخش امامت، یکایک امامان را نام برد و چـون بـه امام هادی (ع) رسید درنگ گـرد. امـام (ع) سـخن او را پی گرفت و فرمود: پس از مـن، حـسن است؛ پس مردم با جـانشین او چـگونه خواهند بود؟: عبدالعظیم پرسید: چگونه سرورم!؟ فرمود زیرا او دیده نمی شود و جایز هم نیست نام او برده شود تـا زمـانی که قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نـماید، آنـسان که از ظلم و جـور پر شـده اسـت. 

درروایـتی دیگر آمده است که علی بن عبدالغفّار می گوید: شیعیان پس از درگذشت امام جواد (ع) به امام هـادی (ع) نـوشتند و از جانشین آن حضرت پرسیدند. امام (ع) در پاسخ نـوشت: امـر امـامت تـا مـادامی که من زنده ام بـر عـهده من است و پس از من بر عهده جانشین من که از سوی خدا تعیین شده است. چه خواهد بـود بـرای شـما نسبت به «خَلَفِ» بعد از «خَلَف»؟(ابن بـابویه، ج2،1377ش،ص:382و411 ) هـمین طـور عـلی بـن مـهزیار می گوید: به ابوالحسن عسکری (ع) نوشتم و از آن حضرت از «فَرَج» پرسیدم. امام (ع) در پاسخ نوشت:زمانی که مولا و صاحب شما از سرزمین ستمگران غایب شد، منتظر فرج باشید. (همان،ص:380) ایوب بن نوج از امام هـادی (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: زمانی که پیشوای شما از میان شما برداشته شود، از زیر پای خود منتظر فرج باشید.(کلینی،ج1،ص:341) امام هادی (ع) در این بیانات، بطور کلی و سربسته به موضوع غیبت امام زمان (ع) اشاره نموده، اذهان یاران خـود را بـرای رویارو شدن با این دوران آماده کرده است. از طرف دیگر، حصر امام هادی(ع) و فرزند بزرگوارشان امام حسن عسکری(ع) درخانه ای در درون پادگان دشمن، مردم را آماده پذیرش عصر غیبت و ارتباط غیرمستقیم با امام مـی کـرد. دوره غیبت صغری امام عصر(عج) که ارتباط مردم با ایشان فقط از طریق ۴ تن از نواب خاص آن حضرت انجام می شد، شباهت زیادی به دوره در حـصر قـرار داشتن امام هادی و امام حـسن عـسکری (علیهماالسلام) داشت، چون در دورانی که این دو امام بزرگوار تحت حصر قرار داشتند، هر کس به سهولت نمی توانست با این دو بزرگوار ارتباط برقرار کـند و ایـن شرایط زمینه پذیرش غـیبت صـغری را برای امام زمان (عج ) آماده می کرد و بعد هم که غیبت کبری آغاز شد، شرایط به گونه ای بود که امکان ایجاد انحراف در میان شیعیان را از بین می برد؛ در حالیکه بـدون ایـن زمینه سازی ها امکان انحراف، بسیار فراوان بود. همان طور که در دوران ائمه قبلی شاهدیم که به عنوان نمونه وقتی امام صادق(ع) یا امام موسی کاظم(ع) به شهادت رسیدند، انـحرافاتی در جـامعه اسلامی پدیـد آمد و فرقه هایی به وجود آمد که مدعی بودند مهدی موعود هستند. اما با زمینه سازی هـا و برنامه ریزی دقیقی که امام هادی و امام حسن عسکری (علیهماالسلام ) انـجام دادنـد در عـصر غیبت صغری و بعد هم در دوره آغاز غیبت کبری شیعیان با چنین مشکلات و معضلاتی که قبلا و در عصر شهادت بـقیه امـامان (علیهم السلام) بوجود آمده بود ، رو به رو نشدند.

منبع:(ابن بابویه،ج2،1377ش، ص:380 وطبری،ص:409)

   چهارشنبه 24 خرداد 1402نظر دهید »

امام هادی (ع) در این زیارتـنامه بـه مـعرفی جایگاه و شناسایی ابعاد وجودی امامان (ع) در نظام آفرینش و نقش هدایتگرانه آنان در به کمال رساندن استعدادها و سـیراب کردن تشنگان از سرچشمه های زلال معرفت و دانش و… پرداخته و در بیانی ژرف و قالبی رسا و عارفانه از گوشه هایی از اسرار نـهفته امامت پرده برداشته وتـنها راه سـعادت و دستیابی به کمال را در پیروی از امامان (ع) و چنگ زدن به ریسمان محبّت و ولایت شان و دوری و بیزاری از دشمنان شان دانسته است. زیارت جامعه کبیره که از متقن ترین، صحیح ترین و جامع ترین متون زیارتی شیعه است، علاوه بر بـیان اصل امامت، مسئله مهدویت ودوران ظهور حضرت مهدی (ع) و رهاورد حکومت ایشان را مورد اشاره و توجّه قرار داده است. این مقاله به طرح نگرش قرآنی امام هادی(علیه لسلام)در زیارت جامعه کبیره به امام مـهدی(عـلیه السلام)پرداخته است.

 

 

الف) بقیّة اللّه
«السَّلَامُ عَلَی الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ… وَ بَقِیَّةِ اللَّهِ؛ سلام بر امامان دعوت کننده [به سوی خداوند]… و باقیمانده خدا، شیخ صدوق نقل کرده است که: «اولین آیه ای که حـضرت قـائم (ع) به هنگام قیام می خواند، این آیه است: «بَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُوءْمِنینَ»؛ «بقیة اللّه بهتر است برای شما، اگر مؤمن باشید.»آن گاه می فرماید: «أَنَا بَقِیَّةُ اللّهِ فـِی اَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلا یُسَلِّمَ عَلَیهِ مُسْلِمٌ اِلاَّ قالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّةَ اللّهِ فِی اَرْضِهِ؛ من بقیة اللّه در زمین خدا و خلیفه و حجّت او بر شما هستم. پس هر مسلمانی که به او سـلام مـی کـند، می گوید: درود بر تو ای بـقیة اللّه در زمـین او

ب)خـبر از غیبت امام زمان(ع)
در سخت ترین دورانی که اختناق همه جا را فرا گرفته بود و امامان معصوم (ع) تحت نظر بودند و به شدّت حـرکات و رفـتار و گـفتار آنها کنترل می شد، حضرت هادی (ع) از دعا و زیـارت بـیشترین استفاده را برد و مسائل مهم امامت را بیان کرد و مسئله غیبت امام زمان (ع) را گوشزد نمود تا شیعیان را برای چنین دوران سخت و غـمباری آمـاده سـازد و لذا فرمود: «مُوءْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلَانِیَتِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُم؛ ایمان آورنـده به نهان و آشکار شما و حاضر و غائب شما و اوّل و آخر شما.»مراد از شاهد، امامی است که مردم او را مشاهده کنند و او مـردم را مـشاهده نـماید و مراد از غایب، حضرت قائم (ع) است که در هستی و جامعه حضور دارد، ولی ظهور نـدارد؛ یـعنی او مردم را می بیند و می شناسد، امّا مردم یا او را نمی بینند و یا می بینند، ولی نمی شـناسند.

ج) انـتظار ظـهور دولت حق
از بهترین و برترین آرزوهایی که امامان ما به جامعه تلقین کرده و نـوید تـحقق آن را داده انـد، ظهور حکومت عادلانه مهدوی است. تزریق و تلقین این آرزو، جامعه را با نشاط و فعال و سرزنده نـگه مـی دارد و روح امـید را در دل انسانها می دمد.حضرت هادی (ع) نیز این آرزوی بلند را این گونه تلقین می کند: «مـُنْتَظِرٌ لِاَمـْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ؛ منتظر امر [و خروج] شما و چشم به راه دولت شمایم.»جمله فوق هر چـند بـه صـورت خبری است، ولی گویا انشاء این امر است که انتظار آمدن مهدی (ع) و تشکیل حکومت تـوسط آن حـضرت امری است مستحب و با فضیلت؛ چنان که در روایات دیگر نیز به آن اشـاره شـده اسـت. امام صادق (ع) فرمود: «مِنْ دِینِ الْاَئِمَّةِ الْوَرَعُ وَالْعِفَّةُ… وِانْتِظارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ؛ از دین امامان، ورع و عـفت… و انـتظار فرج با صبر کردن است.»عمّار ساباطی می گوید: از امام صادق(ع) پرسـیدم کـه: آیـا عبادت پنهانی با امام غائب و پنهان در دوران دولت باطل بهتر است و یا عبادت با ظهور دولت حق [و در زمـان ظـهور مـهدی(ع) حضرت فرمود: «شما در ورود به دین خدا و نماز و روزه و حج و دیگر خیراتی که خـداوند تـوفیق داده و به عبادت خدا در پنهان سبقت دارید و از دیگران پیشی گرفتید و پیوسته به حق امام و حقوق خویش مـی نـگرید که در دست ستمگران است و ایشان که شما را ناچار به زندگی دنیوی و طـلب مـعاش با شکیبایی بر دین و عبادت و طاعت امـام و خـوف از دشـمنان نموده اند. بنابراین، خداوند اعمال شما را در دنـیا مـضاعف کرده است. پس گوارای وجود شما باد)تنها به آرزوی تشکیل دولت حضرت مهدی(ع) اکـتفا نـمی شود، بلکه گام را فراتر نـهاده و آرزو مـی کند کـه جـزء حـکمرانان و کارگزاران و یاران اصلی حضرت مهدی(ع) قـرار گـیرد و لذا می فرماید: «وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ… وَ یُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ وَ یُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ وَ یُمَکَّنُ فـِی أَیـَّامِکُم؛ و مرا از کسانی قرار بده… که در دولت شـما به فرمانروایی رسد و در عـافیت شـما گرامی گردد و در روزگار شما تـمکّن یـابد.»یعنی در دولت شما از حکمرانان و فرمانداران بر مردم باشم و در زمان سلامت و عافیت شما به جـایگاه بـلند برسم؛ به طوری که سـتم سـتمکاران و طـاغیان به من نـرسد و در زمـان دولت و چیرگی شما دارای ارزش و اعتبار و مـنزلت شـوم.و با این آرزوها، آرزوی دیدار آن حضرت نیز برآورده می شود که: «وَ تَقَرُّ غَدا بِرُؤْیَتِکُمْ؛ و چـشمش فـردا به دیدار شما روشن شود)

د)رجـعت در زمـان حضرت مـهدی(عـج)
یـکی از اعتقادات قطعی شیعه، اعـتقاد به رجعت است. براساس این اعتقاد و بر مبنای روایات اهل بیت (ع) در زمان حضرت مهدی (ع) عـدّه ای از انـسانهای خوب و بد به این دنیا بـاز خـواهند گـشت.از جـمله مـسائلی که در جای جـای زیـارت جامته به آن تصریح شده، بحث رجعت است؛ آن هم با عبارات قطعی و یقینی. در یک جا مـی فـرماید: «مـُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ؛ مؤمن به آمدن شـما و تـصدیق کـننده رجـعت شـما هـستم.»دو جمله فوق صرفا برای تأکید نیست؛ بلکه برای بیان اعتقاد به این است که رجعت اتفاق می افتد، چه اینکه هر چه را معصومین (ع) که از اشتباه و خطا مـصون اند خبر دهند، واقع خواهد شد و باید به آن ایمان داشت.و در جای دیگر می فرماید: «وَ یَکُرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ؛ [و قرار ده مرا از کسانی که] باز گردد در رجعت و برگشت شما!» و در زیارت وداع در ذیل زیـارت جـامعه می خوانیم: «وَ اَحْیانِی فِی رَجْعَتِکُمْ؛ [خدا] زنده گرداند مرا در رجعت و برگشت شما )

 منبع: قیومی اصفهانی، جواد، صحیفه امام هادی(ع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۱

 

   چهارشنبه 24 خرداد 1402نظر دهید »

1 ... 27 28 29 ...30 ... 32 ...34 ...35 36 37 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو