امام رضا علیه السلام در زمان مامون
مامون در میان خلفای بنی عباس از همه داناتر و مکارتر بود. درس خوانده بود و از فقه و علوم دیگر اگاهی داشت. چنانکه با برخی از دانشمندان به بحث و مناظره می نشست.. البته آگاهی او از علوم روز، وسسیله ای برای پیشبرد سیاست های ضد انسانی او بود و گرنه هرگز به دین و اسلام پایبند نبود.
در عیاشی و فسق و فجور و اعمال شنیع دیگر، از سایر خلفا کم نداشت. البته از دیگر خلفا محتاط ر رفتار می کرد و با سالوس نمایی و ریا عوام فریبی می نمود.
مامون با توجه به رفتارهای هارون و جنایت های او و اثر سوء آن در روحیه ی مردم می خواست زمینه های انقلاب و شورش را از بین ببرد و مردم را راضی نگه دارد تا بتواند بر مرکب خلافت سوار باشد. از این رو به جبران کمبودها و نارضایتی ها می پرداخت و وانمود می کرد در صدد اصلاح امور است و با خلفای دیگر تفاوت دارد.
خلفای اموی و عباسی . معمولا ائمه را زیر نظر و مراقبت شدید داشتند و از تماس مردم با آنان جلوگیری می کردند و سعی آنان بر گمنام بودن و ناشناخته ماندن آن بزرگواران بود. لذا هر یک از ائمه علیهم السلام همین که تا حدودی در بلاد اسلامی نام آور می شد توسط خلفا مقتول یا مسموم می گشت.
پذیرش –به اجبار- ولایتعهدی از طرف امام علیه السلام باشرایطی بود که در حکم نپذیرفتن می نمود. البته شهرت این مسإله در سرزمین های دور و نزدیک اسلام و این که مامون اعتراف کرده امام رضا علیه السلام پیشوای امت و سزاوار خلافت است و همچنین این که مامون از ایشان خواسته خلافت را بپذیرد ولی ایشان به اصرار مامون ولایتعهدی را با شرایطی پذیرفته، به سود امام و شکستی برای سیاست مامون بود.

   چهارشنبه 4 شهریور 1394نظر دهید »

امام رضا علیه السلام در زمان امین


پس از هارون بر سر خلافت بین امین و مامون اختلافی سخت روی داد . هارون، امین را برای خلافت بعد از خود تعیین کرده و از او تعهد گرفته بود که پس از امین، مامون خلیفه شود و حکومت بر خراسان در زمان خلافت امین در دست مامون باشد. ولی امین پس از مرگ پدرش هارون، در سال 194 هجری قمری مامون را از ولایتعهدی خود عزل و فرزند خود موسی را منصوب نمود.
بالاخره پس از درگیری های خونینی که میان امین و مامون رخ داد امین در سال 198 هجری قمری کشته شد و مامون به خلافت رسید.
امام رضا علیه السلام در طول این مدت، از درگیری های دربار خلافت استفاده کرد و به ارشاد و تعلیم و تربیبت پیروان خود پرداخت.

   چهارشنبه 4 شهریور 1394نظر دهید »

امام رضا علیه السلام در زمان هارون


امام رضا علیه السلام پس از شهادت امام کاظم علیه السلام امامت و دعوت خود را آشکار ساخت و بی پروا به رهبری امت پرداخت. جوّ سیاسی جامعه در زمان هارون چنان خفقان آور بود که حتی برخی از صمیمی ترین یاران امام از این صراحت و بی پروایی او، بر جانش بیمناک بودند.
صفوان بن یحیی می گوید:
«امام رضا علیه السلام پس از رحلت پدرش چنان سخنانی فرمود که ما بر جانش ترسیدیم و به او عرض کردیم مطلبی بزرگ را آشکار کرده ای. ما بر تو از این طاغوت (هارون) بیمناکیم.
فرمود: هر چه می خواهد تلاش کند راهی بر من ندارد.»

   چهارشنبه 4 شهریور 1394نظر دهید »

نمونه ای از سیره فردی امام رضا علیه السلام

1) شیخ صدوق علیه الرحمه از ابراهیم بن عباس نقل مى کند که گفت : هرگز ندیدم که امام على بن موسى الرضاعلیهماالسلام کسى رابا کلام خودرنج دهد و ندیدم که گفتار کسى را قطع کند و در میان سخنش ، سخن گوید.در مقابل کسىکه با او سخن مى گفت تکیه به جایى نمى داد و در حضور کسى که با اونشسته بود، پادراز نمى کرد، به خدمه خود ناسزا نمى گفت و هیچگاه ندیدم که آب دهانخود را دورافکند و ندیدم که در خنده خود قهقهه کند، بلکه خنده او تبسّم بود.
2) درکتاب زندگانى حضرت على بن موسى الرضا علیه السلامازابن شهر آشوب نقل کرده که : آن حضرت روز عرفه در خراسان ،تمام اموال خود را بخشید.
و نیز در همان کتاب نوشته است که : کلینى درکافىو ابن شهر آشوب ازالیسع بنحمزه قمىروایت نموده اند که گوید: من نزد حضرت رضا علیه السلام بودم ،جمعىهم در خدمتش ‍ حضور داشتند و مسایل حلال و حرام مى پرسیدند، ناگاه مردى وارد شدوسلام کرد و عرض کرد: من از دوستان تو و پدران تو و نیاکان تومى باشم ، از حجّ برگشته ام و هزینه سفرم کم آمده ، اکنون چیزى که مرا به منزلمبرساند ندارم ،استدعا دارم خرجى راه مرا فراهم فرمایید و مرا به میهن خود برسانید ومن در آنجاسرمایه و مکنت دارم و چون به وطن خود رسیدم آنچه را که به من عطا فرماییداز جانب شماصدقه مى دهم .
حضرت به او اجازه جلوس داده فرمود: خدا تو را رحمت کند.
پس از آن با آن مرد قدرى صحبت نمود وبعد حضرت برخاسته به اندرون رفت ، قدرىدرنگ نموده بیرون آمد در را بست ، پس از آندست مبارکش را از بالاى در بیرون آورده فرمود: خراسانى کجا است؟
خراسانى عرضه کرد: در اینجا حاضرم .
فرمود: این دویست دینار را بگیر و آن را درمخارج اهل و عیالت مصرف کن و بدان تبرک بجوى و بیرون شو که من تو را نبینم و تومرانبینى .
سلیمان گوید: آن مرد رفت ، من به حضرت عرض کردم : فدایت شوم ! عطاى زیاد دادىو مرحمت فرمودى ، پس چرا روى از اوبرگرفتى ؟
حضرت فرمود: براى اینکه ذلّت سؤ ال را جهتبرآوردن حاجت در او نبینم .
3) امام على بن موسى الرضا علیهماالسلام از نظرتقوى و عبادت آنچنان بود که تمام اوقات خود را به عبادت و ذکر خدا مى گذرانید و ازنظر علم و دانش ‍ آنچنان بود که او راعالم آل محمّدلقبدادند.
از امام موسى بن جعفر علیهماالسلام نقل شده که مى فرمود: شنیدم از پدرمجعفر بن محمّدعلیهماالسلام که مکرر به من مى فرمود که : عالم آلمحمّد در صلب تو است و اى کاش که من او را مى دیدم . او همنام امیرالمؤ منین على علیهالسلام است

   چهارشنبه 4 شهریور 13941 نظر »

چند نمونه از دلایل امامت حضرت رضا علیه السلام


1- تصریح و اشارات امام کاظم علیه السلام بر امامت حضرت رضا علیه السلام ؛این مطلب را جمع کثیرىنقل کرده اند از جمله از اصحاب نزدیک و مورد اطمینان و صاحبانعلم و تقوا و فقهاىشیعیان امام کاظم علیه السلام که به نقل آن پرداخته اند، عبارتند از:
داوودبن کثیر رِقّى ، محمّد بن اسحاق بن عمّار، علىّ بن یقطین ، نعیم قابوسى و افراد دیگرکه ذکر آنان به طول مى انجامد.
داوود رِقّى مى گوید: به اباابراهیم امام کاظم علیه السلام عرض کردم : فدایت شوم ! سنّ وسالم زیاد شده و پیر شده ام، دستم را بگیر و از آتش دوزخ مرا نجات بده ،بعد از توصاحب اختیار ما یعنى امام ما کیست ؟
آن حضرت اشاره به پسرش امام رضا علیهالسلام کرد و فرمود:هذا صاحِبُکُمْمِنْبَعْدِى؛ امام شما بعد از من این پسرم مى باشد.
2- محمّدبن اسحاق مى گوید: به ابوالحسن اوّل امام کاظم علیه السلام عرض ‍ کردم : آیا مرا به کسى که دینم را از او بگیرم،راهنمایى نمى کنى ؟
در پاسخ فرمود:آن راهنما این پسرم على علیه السلام است. روزى پدرم امام صادق علیه السلام دستمرا گرفت و کنار قبر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم برد و به من فرمود:پسر جان ! خداوند متعال در قرآن مىفرماید:… اِنّى جاعِلٌ فِى الاَْرْضِ خَلِیفَة …؛ من در روى زمین جانشین وحاکمى قرار خواهم داد، خداوند وقتى سخنى مىگوید و وعده اى مى دهد، به آن وفا مى کند
3- نعیم بن صحاف مى گوید: من و هشام بن حَکَم و علىّ بن یقطین در بغدادبودیم ،على بن یقطین گفت : در حضور عبد صالح امام کاظم علیه السلام بودم ، بهمن فرمود:اى على بن یقطین ! این على ،سرور فرزندان من است ، بدان که من کُنیه خودم یعنى ابوالحسن را به او عطا کردم .
و در روایت دیگر آمده است که : هشام بن حَکَم پس از شنیدن این سخن از على بن یقطین دستش را بر پیشانى خود زد وگفت : راستى چه گفتى ؟ او چه فرمود؟!. على بن یقطین در پاسخ گفت :سوگند به خدا! آنچه گفتم امام کاظم علیهالسلام فرمود.
آنگاه هشام گفت :سوگند به خدا! امر امامت بعد از اوامام هفتم همان است که به حضرت رضا علیه السلام واگذار شده است .
4- نعیم قابوسى مى گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:پسرم على ،بزرگترین فرزند و برگزیده ترین فرزندانم ومحبوبترین آنان در نزدم مى باشد واو به جفرمى نگرد و هیچ کس جزپیامبر یا وصىّ پیامبر به جفر نمى نگرد.

 

   چهارشنبه 4 شهریور 13941 نظر »

مقام مادر حضرت رضا علیه السلام


مادر ارجمند حضرت رضا علیه السلام بانویی از اهالی مغرب به نام تکتم که حمیده خاتون مادر امام کاظک علیه السلام با او آشنا شد . و او را به همسری فرزندش امام کاظم علیه السلام انتخاب نمود. تکتم در خانواده امامت نجمه نامیده شد.
او از بهترین زنان از نظر عقل و دین بود، و از همه بیشتر به صاحبش حمیده، احترام می کرد.
روایت شده: حمیده در عالم خواب، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دید، آن حضرت به حمیده فرمود: «ای حمیده نجمه را به پسرت موسی بن جعفر علیه السلام ببخش، همانا به زودی پسرت، از او دارای پسری خواهد شد که بهترین مردم روی زمین است.»
حمیده، پس از این خواب، نجمه را به پسرش بخشید[و از آن هنگام نجمه، همسر امام کاظم علیه السلام گردید] هنگامی که حضرت رضا علیه السلام از او متولد شد امام کاظم علیه السلام نجمه را «طاهره» نامید.
حضرت نجمه علیها السلام به قدری به عبادت و مناجات با خدا علاقه داشت که در آن مدتی که حضرت رضا علیه السلام شیر می داد به بستگان فرمود: با یافتن دایه مرا کمک کنید
از او سوال شد مگر شیرت کم شده؟
در پاسخ فرمود: سوگند به خدا دروغ نمی گویم شیرم کم نشده ولی برای من ذکرهایی از نماز و تسبیح هست که از هنگام پرستاری و شیردادن به این نوزاد، لز عباداتم کاسته شده است کمک می خواهم تا به عبادات و مناجاتم برسم.
این بانوی مکرمه در مشربه ام ابراهیم در مدینه منوره مدفون می باشد

 

   چهارشنبه 4 شهریور 13941 نظر »

[1]
ومن خطبة له عليه السلام
يذكر فيها ابتداءَ خلق السماءِ والاََرض، وخلق آدم عليه الصلاة والسلام

[وفيها ذكر الحج] [وتحتوي على حمد الله، وخلق العالم، وخلق الملائكة، واختيار الاَنبياء، ومبعث النبي، والقرآن، والاَحكام الشرعية:]

صفحات: 1· 2· 3· 4· 5· 6· 7· 8· 9· 10· 11· 12· 13· 14· 15· 16· 17· 18· 19· 20

   چهارشنبه 21 مرداد 1394نظر دهید »

(ومن کتاب له علیه السلام ) (إلیهم بعد فتح البصرة).

از نامه هاى آن حضرت علیه السَّلام است باهل کوفه (که از آنان) پس از فتح و فیروزى (از جنگ) بصره (قدر دانى نموده).

وَ جَزَاکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ مِصْرٍ عَنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ أَحْسَنَ مَا یَجْزِی الْعَامِلِینَ بِطَاعَتِهِ وَ الشَّاکِرِینَ لِنِعْمَتِهِ فَقَدْ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ دُعِیتُمْ فَأَجَبْتُمْ .

خدا بشما اهل کوفه از جانب خاندان پیغمبرتان پاداش دهد نیکوتر پاداشى که به فرمانبران و سپاسگزاران نعمت و بخشش خود مى دهد که (دستور ما را) شنیدید و (از آن) پیروى نمودید، و (براى یارى دین) دعوت شدید و پذیرفتید (تا آنکه دشمنان خدا را شکست داده از پا در آوردیم). 

منبع نهج البلاغه نامه ۲


موضوعات: نامه ها
   یکشنبه 18 مرداد 1394نظر دهید »

1 ... 192 193 194 ...195 ... 197 ...199 ...200 201 202 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو