
پيشگوئيهاى اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد عبدالله بن زبير ملعون
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
يكى از كسانى كه مدتى به حكومت دست يافت و دنيا را بازيچه مطامع خود قرار داد، عبدالله بن زبير است .
حضرت على عليه السلام در اشاره اى به او فرمود:
((خب صب يروم امرا و لا يدركه ، ينصب حبالة الدين لا صطياد الدنيا و هو بعد مصلوب قريش ؛ يعنى : نااميد باد جوانى كه به دنبال كارى است كه به آن دست نيابد، دين را دامى قرار مى دهد براى صيد دنيا و او پس از آن به دار آويخته قريش خواهد بود.))
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در اين جمله كوتاه سه پيشگوئى در مورد عبدالله بن زبير نمود، اول آنكه فرمود: او دنبال كارى است كه به آن دست نيابد.
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
پيشگوئى اول : هدف شوم نافرجام
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مراد از هدف نافرجام او مى تواند تصميم شومى باشد كه در مورد بنى هاشم گرفت ، زيرا او به شدت با خاندان پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله دشمنى و كينه داشت ، و گذشته از آن در جنگ جمل شكست سختى را از اميرالمؤمنين عليه السلام متحمل شده بود و با اينكه حضرت بر او منت نهاد و او را آزاد كرد ولى آنقدر كينه توز بود كه دست از دشمنى برنداشت و چون به قدرت رسيد، بنى هاشم را در دره اى محاصره و زندانى كرد و تصميم گرفت تا آنها را با آتش بسوزاند.
مسعودى گويد: ابن زبير در يك سخنرانى گفت : مردم با من بيعت كردند و هيچكس از بيعت با من امتناع نكرده است جز اين جوان محمد بن حنفية (فرزند اميرالمؤمنين عليه السلام .)
نظر دهید » 
پيشگوئى سوم حضرت در مورد قتل ابن زبير
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
ديديم كه حضرت امير عليه السلام در مورد عاقبت ابن زبير فرمود: او سرانجام به دار آويخته قريش است . و چنين شد كه حضرت فرموده بود زيرا بعد از يزيد بن معاويه ، عبدالله بن زبير وقتى از جانب سپاه شام با مرگ يزيد راحت شد، دعوى خلافت كرد و كار او كم كم بالا گرفت ، تا آنكه در زمان عبدالملك بن مروان ، حجاج را براى سركوبى ابن زبير به مكه فرستاد.
نظر دهید » 
مختصرى از حالات عبدالله بن زبير
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
پدرش زبير از ياران پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و ياران اهل البيت عليه السلام بود تا اينكه در اثر رياست طلبى و اميرالمؤمنين عليه السلام شورش كرد و جنگ جمل را به پا نمود و به گونه اى كه قبلا ذكر شد كشته گرديد، بيشترين محرك او در اين امر، فرزندش عبدالله بود، به گونه اى كه حضرت امير عليه السلام مى فرمود: زبير همواره با ما بود تا وقتى كه پسر شوم او بزرگ شد. از آن پس زبير در صف دشمنان و مخالفان سرسخت ما قرار گرفت .
او در دشمنى و عداوت با خاندان پيامبر بسيار عجيب بود، و ديديم كه تصميم گرفته بود تا بنى هاشم را به آتش بسوزاند.
سعيد بن جبير گويد: عبدالله بن عباس پيش ابن زبير رفت ، به ابن عباس گفت : آيا توئى كه مرا پست و بخيل مى دانى ؟ گفت : آرى ، از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله شنيدم كه مى فرمود: از اسلام بيرون است كسى كه شكم خود را سير كند در حالى كه همسايه اش گرسنه باشد.
ابن زبير گفت : اى پسر عباس من چهل سال است كه بغض شما خاندان را در دل گرفته ام آرى او آنقدر خبيث بود كه چهل روز بر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در خطبه ها صلوات نفرستاد و مى گفت : وقتى بر پيامبر صلى الله عليه وآله صلوات مى فرستم عده اى سرفرازى مى كنند (يعنى خاندان پيامبر در اثر تعظيم و احترام محترم مى شوند و افتخار مى كنند و او راضى به اين نيست !)
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
حرمت كعبه به واسطه او شكسته مى شود
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
وقتى سيدالشهداء عليه السلام از بيعت با يزيد امتناع نمود و از مدينه به مكه هجرت فرمود، عبدالله بن زبير نيز به مكه آمد در روز ترويه (هشتم ذيحجه ) در مسجدالحرام ميان حضرت با عبدالله بن زبير سخنانى رد و بدل شد، عبدالله به حضرت گفت : اگر مى خواهى شما در همين جا (مكه ) بمانى و حكومت را در دست بگير و ما با تو بيعت كرده ، تو را يارى دهيم !
نظر دهید » 
پيشگوئى حضرت امير عليه السلام در مورد حكومت بنى عباس
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
عبدالله بن عباس صاحب فرزندى شد و نتوانست نماز ظهر را به جماعت با حضرت على عليه السلام بخواند، حضرت بعد از نماز فرمود: چرا ابن عباس به نماز حاضر نشده است ؟
نظر دهید » 
پيشگوئيهاى اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد خلفاى بنى عباس
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرتش در يك سخنرانى كه از آينده خبر مى داد فرمود:
واى بر اين امت از مردان شجره ملعومه (بنى اميه ) كه پروردگار شما در قرآن ذكر نموده است ، اوائل ايشان سبز و با طراوتند (كاملا بر امور مسلط هستند) و پايان آنها فرار و گريز است آنگاه بعد از بنى اميه زمان امت محمد صلى الله عليه وآله را مردانى به ارث مى برند كه اولى آنها رئوف ترين آنهاست ، دومى آنها خونريزترين آنهاست ، پنجمى آنها كبش است (بزرگ و سردار) هفتمى از آنها داناترين آنهاست ، دهمى آنها كافرترين آنهاست و نزديكترين مردم به او او را مى كشد پانزدهمى ايشان مردى است با زحمت بسيار و آسودگى اندك ، شانزدهمى ايشان بيش از همه رعايت تعهد كند و از همه نسبت به اولاد من بيشتر پيوند دارد.
گويا هيجدهمى ايشان را مى بينم كه در خون خود دست و پا مى زند، از پسران او سه مرد هستند كه روش آنها روش ضلالت و گمراهى است ، بيست و دومى آنها پير مرد سالمندى است كه حكومت او طولانى و مردم در زمان او توافق خواهند داشت ، و (سرانجام ) پادشاهى از بيست و ششمين آنها مى گريزد او را مردى احمق و زياده گو يارى مى كند كه گويا او را مى بينم كه بر روى پل بغداد كشته شده است .
((وذلك بما قدمت يداك و ان الله ليس بظلام العبيد.))
حضرت امير عليه السلام در اين سخنرانى به خبرهاى غيبى متعددى اشاره فرمود، مثل حكومت بنى اميه ، و منقرض شدن آن ، و حكومت بنى العباس و ادامه آن تا مستعصم ، و ضمنا به خصوصيات چند نفر از حاكمان مهم آنها اشاره نمود.
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
اولين آنها مهربانترين آنهاست
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
و او ابوالعباس سفاح بود كه در حالات او نوشته اند مردى رئوف و مهربان بود و در وقت غذا هميشه خوشروتر و خوشحالتر بود.
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
اما دومى آنها منصور دوانيقى است
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
كه حضرت او را به عنوان خونريزترين آنها معرفى كرد، ابوجعفر عبدالله المنصور در 12 ذى حجه سال 136 هجرى خليفه شد، گويند از عجائب آنكه ولادت و خلافت و مرگ منصور هر سه در ماه ذى حجه بوده است او حدود بيست و دو سال حكومت جابرانه كرد، عده بسيارى از اولاد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله را كه فاميل او هم بودند به بدترين وجه قتل عام كرد.
نظر دهید » << 1 ... 163 164 165 ...166 ...167 168 169 ...170 ...171 172 173 ... 203 >>