
وصى پيامبر بعد از او چند سال عمر مى كند
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام باقر عليه السّلام فرمود: مردى يهودى خدمت امير عليه السّلام آمده در مورد امورى از حضرت سؤ ال كرد تا اينكه پرسيد: وصى پيامبر شما بعد از پيامبر چند سال عمر مى كند؟ حضرت فرمود: سى سال .
پرسيد: مى ميرد يا كشته مى شود؟ فرمود: ضربه اى بر فرق او وارد مى شود كه محاسن او رنگين مى شود. مرد يهودى گفت : به خدا قسم راست گفتى ، اين مطلب به خط هارون و املاء موسى عليه السّلام مى باشد
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
امشب همان شبى است كه به من وعده داده شده است
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
اميرالمؤمنين عليه السّلام در آن شبى كه ضربت خورد، تمام شب را بيدار بود، بسيار از اتاق بيرون مى آمد و به آسمان نگاه مى كرد و مى گفت :
به خدا قسم دروغ نگفتم و به من خبر دروغ نداده اند، امشب همان شبى است كه به من وعده داده شده است ، آنگاه دوباره به اندرون باز مى گشت .
چون طلوع فجر (وقت نماز صبح ) شد، حضرت كمر خود را محكم كرد و در حالى كه اين شعر را زمزمه مى كرد.
اشدد حيازيك للموت فان الموت آتيكا و لا تجزع من الموت اذا حل بواديكا.
يعنى : سينه خود را براى مرگ محكم كن كه مرگ به سراغت خواهد آمد، و چون مرگ تو را دريافت از آن بى تابى مكن .
و چون حضرت مى خواست از خانه خارج شود مرغابى هائى به دنبال حضرت فرياد مى زدند! اهل خانه مشغول دور كردن آنها شدند كه حضرت فرمود:
اينها را رها كنيد، فريادهائى است كه به دنبال آن ناله هاست ، آنگاه به مسجد رفت و شد آنچه شد.
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
يكى دو شبى بيش نيست
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
در آخرين رمضان عمر اميرالمؤمنين عليه السّلام حضرتش شبى را نزد فرزندش حسن عليه السّلام و شبى را نزد فرزند ديگرش حسين عليه السّلام و شبى را نزد (دامادش كه شوهر حضرت زينب عليهما السلام بود) عبدالله بن جعفر افطار مى كرد و در هر شب از سه لقمه بيشتر نمى خورد، يكى از فرزندانش حسن يا حسين عليهم السلام در اين مورد سؤ ال كردند (كه چرا بيشتر غذا تناول نمى فرمائى ؟) فرمود:
مى خواهم فرمان پروردگارم در حالى بيايد كه من گرسنه باشم سپس فرمود: يكى دو شبى بيش نيست
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
قاتل تو بدبخت ترين امت است
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
راوى گويد: در يكى از بيماريها حضرت على عليه السّلام را عيادت كردم و به ايشان گفتم : يا اميرالمؤمنين از اين بيمارى بر شما نمى ترسم ، فرمود: به خدا قسم من (نيز) بر جان خود نگران نيستم زيرا از صادق مصدق (پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم ) شنيدم كه مى فرمود:
همانا ضربتى بر اين مكان - و اشاره به سر خود نمود- زده مى شود به گونه اى كه محاسن تو از خون سرت رنگين گردد، قاتل تو بدبخت ترين اين امت است همچنانكه پى كننده ناقه صالح بدبخت ترين قوم ثمود بود.
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
به خدا سوگند من كشته خواهم شد
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مردى از خوارج بنام جعد بن بعجه به اميرالمؤمنين عليه السّلام گفت : يا على از خدا بترس كه خواهى مرد!
حضرت فرمود: (نه من به مرگ عادى نخواهم مرد) بلكه بخدا سوگند من كشته (شهيد) خواهم شد در اثر ضربه اى كه بر اين مكان زده مى شود و اين مكان رنگين مى گردد و حضرت دست خود را بر سر و محاسن خويش گذارده فرمود: قرارى است منعقد شده و هر كه افترا بندد زيانكار است
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
امسال در يك صف حج خواهيد نمود
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرت امير عليه السّلام فرمود: اى مردم ماه رمضان كه بهترين ماههاست آمد، آسياى حكومت در اين ماه به چرخش خواهد آمد، آگاه باشيد شما امسال در يك صف حج مى كنيد و علامت اين مطلب اين است كه من ميان شما نيستم .
ياران حضرت متوجه مى شدند كه حضرت خبر رحلت خود را مى دهد
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
اميدوارم آسايش من نزديك باشد
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
اميرالمؤمنين عليه السّلام در يك سخنرانى كه در آخر عمر شريف خود ايراد فرمود: به خدا قسم از آن هنگام كه خداوند، محمد صلى الله عليه و آله وسلم را به پيامبرى برانگيخت تا به امروز راحتى نديده ام و الحمدلله .
به خدا سوگند در كودكى در هراس بودم و چون بزرگ شدم مشغول جهاد گرديدم ، با مشركين مى جنگيدم و با منافقين دشمنى مى ورزيدم تا اينكه خداوند پيامبرش را برد و آن مصيبت بزرگ رخ داد و من همواره نگران آن بودم كه كار به گونه اى شود كه نتوانم تحمل كنم ولى بحمدلله جز خير نديدم .
به خدا سوگند از كودكى شمشير مى زدم تا اينكه به پيرى رسيدم ، و آنچه مرا در اين حالاتم به شكيبائى وادار مى كند اين است كه همه آنها در راه خدا و رسول اوست . و من اميدوارم كه آسايش من سريع و نزديك باشد زيرا اسباب آن را مى بينم . پس از اين سخنان اندكى نگذشت كه حضرت به شهادت رسيد.
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
سخن مردم آن زمان فحش و دشنام است
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
(در آن زمان ) به دنبال رياست براى فخرفروشى و ظلم و ستم بر يكديگر مى روند، اماكن آنها (منازل و دكانها و ساير ساختمانها) مسجدهاى آنها را تنگ مى كند (مسجدها را خراب كرده مغازه و خيابان و غيره مى نمايند) در حق ايشان كافر حكم كند، بعضى بر بعضى ستم مى كنند و دسته اى دسته اى را مى كشند از
نظر دهید » 
در آخر زمان حج كنندگان بر سه دسته اند
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مردها به مردها اكتفا كنند (و لواط انجام دهند) و زنها به زنها اكتفا كنند (و شوهر نگيرند)، زنها بر زينها(ى اسب يا مطلق زين اسب و ماشين و غيره ) سوار شوند، زن بر شوهر خود بر تمام امور غلبه داشته باشد، (در آن زمان ) حج كنندگان بر سه دسته اند: ثروتمندان براى تفريح و خوشگذرانى حج مى كنند، مردمان متوسط براى تجارت و فقيران براى پول در آوردن ، احكام الهى باطل شود، اسلام باطل و ناچيز شمرده شود، دولت اشرار ظاهر گرديده ، ظلم و ستم در تمام شهرها جائز (و رايج ) شود.
نظر دهید » << 1 ... 139 140 141 ...142 ...143 144 145 ...146 ...147 148 149 ... 203 >>