
اتفاق حیرت انگیز در یمن
امیرالمومنین در یمن
همان طور که در مطلب قبل اشاره شد،همزمان با آماده سازی مردم برای شروع سفر به مکه،امیرالمومنین علیه السلام از طرف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و به همراه لشکری، مدینه را به قصد سرزمین یمن برای دعوت آنان به اسلام ترک کرد.
نظر دهید » 
ناسزا، هرگز
ابو عبد الرحمان احمد بن شعيب نسائى از دانشمندان اهل سنّت (قرن سوم) نقل مىكند: ابو بكر فرزند خالد مىگويد: سعد بن مالك را در مدينه ديدم گفت: خبردار شدم شما على را ناسزا مىگوييد. گفتم: آرى، چنين مىكرديم. گفت: شايد هنوز هم چنين باشى؟ ! گفتم: پناه به خدا! گفت: هرگز به على ناسزا مگو اگر بر فرق سر من اره نهند [و بخواهند آن را دو تكه كنند]تا على را ناسزا گويم هرگز چنين نمىكنم پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله آنچه بايد [دربارۀ على]بشنوم، شنيدم [كه فرمود: هركس على را ناسزا گويد من را ناسزا گفته است]. 1
1) . ويژگىهاى امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب عليه السّلام، ص 101.
نظر دهید » 
سى هزار منقبت
شخصى به ابن عباس گفت: سبحان اللّه! مناقب و فضايل على عليه السّلام چهقدر زياد است؟ گمان مىكنم سه هزار منقبت باشد.
ابن عباس گفت: اگر سى هزار بگويى به واقع نزديكتر است. 1
1) . قطرهاى از درياى فضايل اهل بيت عليهم السّلام، ج 2، ص 311.
نظر دهید » 
خطبه مهم پیامبر در مسجد خیف
بعد از غروب آفتاب، پیامبر صلی الله علیه و آله از عرفات به سمت مشعر الحرام حرکت کرد.کاروان در مسیر از مکان سابق بت پرستی عبور کرد.بعد از رسیدن به مشعر،با نمایندگان تازه مسلمانان ملاقات هایی داشت.بعد از آن به سمت “مِنا ” حرکت کردند.بعد از ورود به منا نوبت به انجام مراسم “رمی جمره” می رسید. بعد از انجام آن اعمال،پیامبر درباره ی قربانی دستوراتی را به مردم داد و از اهمیت و فضیلت مراسم مطالبی را بیان نمود. بعد از انجام مراسم، به قربانی شتر هایی که آورده بودند پرداختند. بعد از آن نوبت به تراشیدن موی سر رسید. بعد هم وقت آن بود که به مکّه بازگشته و طواف و سعی را در آنجا انجام دهند. پس از طواف به چاه زمزم رسیدند و هر کدام از آن نوشیدند.
نظر دهید » 
از مکه تا مدینه
بیش از هفتاد هزار نفر آماده ی حرکت بودند.چند روز بود که کاروان های کوچک و بزرگ از اطراف مدینه از روستاها و شهر ها و حتی چادرنشینان خود را آماده ی سفر کرده بودند تا در روز مقرر همراه پیامبر صلی الله علیه و آله باشند و اعمال حج را بیاموزند.
نظر دهید » 
حضرت علي علیه السلام و استدلال به غدير
احتجاج و استناد به غدیر
سليم بنقيس هلالي ميگويد:
در زمان خلافت عثمان، در مسجد النبي صلی الله و علیه و آله نشسته بودم؛ جمعي از مردم نيز در مسجد در حال گفتگو بودند. علي بن ابيطالب علیه السلام به پاخاست، سوابق خويش در خدمت به اسلام را برشمرد و همگي بر درستي گفتارش گواهي دادند. حضرت درباره روز غدير خم فرمود:
نظر دهید » 

نظر دهید » 
شعر غدير

صداى كيست چنين دلپذير مىآيد؟
كدام چشمه به اين گرمسير مىآيد؟
چه گفته است مگر جبرئيل با احمد
صداى كاتب و كلك دبير مىآيد
خبر به روشنى روز در فضا پيچيد
خبر دهيد: كسى دستگير مىآيد
على عليه السّلام به جاى محمد صلّى اللّه عليه و اله به انتخاب خدا
خبر دهيد: بشيرى نذير مىآيد
كسى كه مثل كسى نيست؛ مثل او تنهاست
كسى شبيه خودش بىنظير مىآيد
خبر دهيد كه دريا به چشمه خواهد ريخت
خبر دهيد به ياران غدير مىآيد
خم غدير به دوش از كرانهها مردى
به آبيارى خاك كوير مىآيد
شبيه آيه قرآن نمىتوان آورد
كجا شبيه به اين مرد، گير مىآيد؟
على عليه السّلام هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق، هميشه امير مىآيد
مرتضى اميرى اسفندقه
الدّراية فى حديث الولاية *
1) . خمخانه عشق، ص 37.
نظر دهید » 
فرش على عليه السّلام

سبط بن جوزى از سويد بن غفله نقل مىكند كه سويد مىگويد: روزى نزد حضرت رفتم و ديدم در خانه جز حصير كهنهاى كه بر آن نشسته است، فرشى ندارد. گفتم: «اى امير مؤمنان، مگر شما سلطان و حاكم مسلمين نيستيد؟ ! مگر همۀ بيتالمال در اختيار شما نيست؟ ! نمايندگان دولتها نزد شما مىآيند، در حالى كه در خانۀ شما جز اين حصير چيز ديگرى نيست!» .
امام فرمود: «اى سويد! خردمند در خانۀ گذر اثاثيه نمىنهد و حال آنكه خانۀ هميشگى پيش روى است و ما زندگى و اثاث خود را به آنجا فرستادهايم و به زودى به آن سرا خواهيم رفت» .
به خدا سوگند، اين سخن على عليه السّلام مرا به گريه انداخت. 1
1) . امير مؤمنان على عليه السّلام از ديدگاه شخصيتهاى برجسته، ص 207(دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 11، ص 198، نقل از تذكرة الخواص، ص 110) .
نظر دهید » << 1 ... 133 134 135 ...136 ...137 138 139 ...140 ...141 142 143 ... 203 >>