
حکایت های قرآنی
شیعی می گوید: وقتی نشسته بودم حمّالی رسید و با او خُمی بود. خُم را بر زمین گذاشت. پس به نزد من آمد و گفت: تو شیعی هستی؟ گفتم: بلی. گفت: خبر ده مرا که آیا ابلیس زن دارد؟ گفتم من در مجلس عقد شیطان نبودم. آنگاه این آیه به یادم آمد که «اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ اَولِیَاء»:آیا ابلیس و فرزندانش را به دوستی انتخاب می کنید؟(کهف/50) من دانستم که فرزندان، بی زوجه نمی شود، لذا گفتم: بلی، ابلیس هم زوجه دارد. پس خُم خود را به دوش گرفت و رفت.
هزارو یک حکایت قرآنی/ص ۱۲۶
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
عبدالرحمن سُلَّمی، سوره مبارکه حمد را به فرزندان امام حسین علیه السلام آموخت. وقتی که آن فرزند، سوره ی حمد را نزد امام حسین علیه السلام به خوبی خواند، امام علیه السلام هزار دینار و هزار حلّه به معلم او جایزه و انعام داد و دهان او را پر از «دُر» کرد.
بعضی از این موضوع تعجب کرده و زبان به اعتراض گشودند. امام علیه السلام فرمود: تعلیم او کجا و عطای من کجا؟!
هزار و یک حکایت قرآنی/ص ۴۰۳
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله بر جنازه سعد بن معاذ نماز خواندند و نود هزار فرشته که در میان آنها جبرئیل هم بود اقتدا کردند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به جبرئیل فرمود: برای چه سعد بن معاذ استحقاق پیدا کرد که تو با آن همه فرشتگان بر جنازه اش نماز بخوانید؟
عرض کرد: سعد، سوره توحید (قُل هُوَ اللهُ اَحَد) را همواره ایستاده و نشسته، سواره و پیاده، هنگام رفتن و برگشتن می خواند.
پندهای جاویدان/ص۴۳۰
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت قرآنی
خواجه نصیر الدین طوسی وقتی که فهمید نزدیک است از دنیا به جوار الهی ارتحال کند، وصیت کرد : مرا از کنار امام هفتم (ع) بیرون نبرید و در عتبه به خاک بسپارید و روی قبرم در پیشگاه امام هفتم (ع) مثلاً نوشته نشود : آیت الله یا علامه، چون آن بزرگوار قرآن ناطق و امام ملک و ملکوت است؛ بلکه روی قبرم بنویسید «وَ کَلبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیهِ بِالوَصِید» :
و سگ آنها دستهای خود را بر دهانه ی غار گشوده بود و نگهبانی می کرد. (کهف/۱۸)
محمدحسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
خانم فاطمه طباطبایی، عروس امام خمینی (ره) می گوید: یک دفعه که با ایشان (امام) در نجف بودیم چشمشان ناراحت شده بود دکتر بعد از معاینه چشمشان گفت:«شما باید چند روز قرآن نخوانید و به چشمتان استراحت بدهید». امام خمینی خندیدند و گفتند:«من چشمم را برای قرآن می خواهم، چه فایده ای دارد که چشم داشته باشم ولی قرآن نخوانم؟ شما یک کاری بکنید که من بتوانم قرآن بخوانم»
هزار و یک حکایت قرآنی/ص ۴۸۶
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حکایت های قرآنی
از علامه طباطبائی نقل شده که فرمودند: هنگامی که مرحوم آیت ا… شیخ محمد تقی آملی در نجف اشرف مشغول تحصیل بودند یک شب بخاطر خستگی به بالشی که پشت سرشان بود تکیه داده و قرآن تلاوت می کنند. فردا که خدمت استاد اخلاقشان مرحوم آیت ا… میرزا علی آقا قاضی می روند استاد بی مقدمه می فرمایند «موقع تلاوت قرآن خوب نیست که آدم به بالش تکیه دهد!»
هزار و یک حکایت قرآنی/ص۵۲۶
محمد حسين محمدي
نظر دهید » 
حضرت مهدی(ع):در تشکیک نسبت به روایاتی که موثقان ما برای شما نقل می کنند،احدی از شیعیان ما عذری ندارند.
وسائل الشیعه،ج1،ص38
نظر دهید » 
عزيزان، در همه ى مراحل به ياد خدا باشيد و گوش به فرمان امام.
فرازی از وصیتنامهشهید حسين خواجگى
نظر دهید » << 1 ... 627 628 629 ...630 ...631 632 633 ...634 ...635 636 637 ... 798 >>