https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

مگر عشق را جز در هجران و فرقت و غربت می توان آموخت؟

 پس این درد فراق همه هستی آدمی است و مایه ي اصلی هنر نیز همین غربت است که با اوست از آغاز تا انجام.

جملات قصار شهید آوینی

کلیدواژه ها: عشق, غربت

موضوعات: روايت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

زهير بن قين (شهادت 61 ق )


در سال 16 هجرى در كربلا در ركاب امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد.
بعد از بيانات شب عاشوراى امام حسين عليه السلام اصحاب يكى پس از ديگرى وفا دارى خود را ابراز مى نمودند. زهير بن قين برخاسته عرضه داشت : به خدا سوگند كه من دوست دارم كشته شوم آناه زنده گردم دوباره كشته شوم تا هزار مرتبه مرا بكشند و زنده شوم و در مقابل آن خداوند شما و فرزندان و اهلبيت شما را سالم نگه دارد.

نام كتاب : طعم خوب بندگى

نكته هايى از بزرگان علم و دين

مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى


موضوعات: عبوديت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

زيد بن صوحان العبدى


از فضل بن شاذان روايت است كه : كه زيد از رؤ ساى تابعين و زهاد ايشان بود و چون عايشه به بصره رسيد به او نامه اى نوشت :
اين كتابتى است از عايشه زوجه پيامبر صلى الله عليه و آله به فرزندش زيد بن صوحان خالص الاعتقاد وقتى اين نامه بدست شما رسيد مردم كوفه را از نصرت و يارى على بن ابيطالب باز دار تا امر ديگرم به تو برسد.
وقتى نامه بدست زيد رسيد جواب نوشت : ما را امر كرده اى به چيزى كه به غير آن را ماءموريم و خود ترك چيزى كرده اى كه به آن ماءمور هستى و السلام .

نام كتاب : طعم خوب بندگى

نكته هايى از بزرگان علم و دين

مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى


موضوعات: عبوديت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

حارث بن عبدالله همدانى


حارث شبى به خدمت حضرت امير مؤ منان عليه السلام رسيد، آن حضرت پرسيد چه چيزى ترا در اين شب به نزد ما آورده است ؟
حارث عرض كرد: به خدا قسم كه دوستى و محبت بر شما من را به نزدت آورده است !
امام عليه السلام فرمود: اى حارث بدان كسى كه مرا دوست دارد نمى ميرد مگر اينكه در وقت جان دادن مرا ببيند و به ديدن من اميدوار رحمت الهى گردد و نيز نمى ميرد كسى كه مرا دشمن دارد مگر آنكه در آن وقت مرا به بيند و از ديدن من عرق خجالت بريزد و در نااميدى نشيند.
يا حار همدان من يمت يرنى
من مؤ من او منافق قبلا
در روايت آمده است كه حارث به امام على عليه السلام عرض كرد: دوست دارم كه به منزلم آئى تا مرا با اين كار گرامى دارى و از طعام ما ميل فرمائى . امام فرمود: بشرط آنكه خود را به تكلف و سختى نيندازى . وقتى امام به منزل حارث رفت ، حارث پاره نانى براى آن حضرت آورد امام عليه السلام شروع به خوردن كرد و حارث عرض كرد كه با من چند درهمى هست اگر اجازه بفرمائيد. تا چيزى بخرم ، امام فرمود: اين نيز از همان چيزى است كه در خانه است يعنى عيبى ندارد و تكليف نيست .

نام كتاب : طعم خوب بندگى

نكته هايى از بزرگان علم و دين

مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى


موضوعات: عبوديت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

سعد بن مالك


سعد بن مالك از جوانان پرشور و انقلابى صدر اسلام بود. او در 17 سالگى به آيئن نبى اكرم گرويد و در شرايط مشكل قبل از هجرت همه جا مراتب وفادارى خود را به دين اسلام و مخالفت خويش را با سنن نادرست جاهليت ابراز مى كرد.
سعد مى گويد: من نسبت به مادرم خيلى مهربان و نيكوكار بودم . موقعى كه قبول اسلام كردم و مادرم آگاه شد روزى به من گفت فرزند، اين چه دينى است كه پذيرفته اى بايد از آن دست بردارى و به بت پرستى برگردى . و مرا در دين جديدم سرزنش و ملامت نمود.
سعد كه به مادر علاقه زياد داشت با كمال مهربانى و ادب به وى گفت : من از دينم دست نمى كشم ، و از شما درخواست مى كنم كه از خوردن و آشاميدن خوددارى نكنى ، مادر به گفته فرزند اعتنا نكرد، يك شبانه روز غذا بخورد و فرداى آن روز سخت ضعيف و ناتوان شد.
ما در تصور مى كرد كه سعد با آن همه علاقه و مهرى كه نسبت به وى دارد اگر او را با حال ضعف بيندازد از دين خود دست مى كشد.
به همين جهت روز دوم ، وضع سخن گفتن سعد تغيير كرد. او با منطقى قاطع به مادر گفت : والله لو كانت لك الف نفس فخرجت نفسا نفسا ما تركت دينى به خدا قسم اگر هزار جان در تن كشته باشى و يك يك از بدنت خارج شود من از دينم دست بر نمى دارم .
وقتى مادر از تصميم جدى فرزند آگاه شد و از تغيير عقيده سعد ماءيوس ‍ گرديد امساك خود را شكست و غذا بخورد.(25)

نام كتاب : طعم خوب بندگى

نكته هايى از بزرگان علم و دين

مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى


موضوعات: عبوديت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

مالك بن نويرة


مالك بن نويره به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: يا رسول الله به من ايمان بياموز، آن حضرت فرمود: الايمان ان تشهد ان لا اله الا الله و انى رسول الله و تصلى الخمس و تصوم شهر رمضان و تؤ دى الزكوة و تحج البيت و توالى وصيى .
هذا و اشار الى على بن ابيطالب عليه السلام :
و اين را كه بعد از من وصيم خواهد بود دوست دارى و اشاره به امام على عليه السلام كرد. بعد از گفتار حضرت رسول صلى الله عليه و آله مالك برخواست در حاليكه خوشحال و مسرور بود مى گفت : تعلمت الايمان و رب الكعبه يعنى به خدا كعبه قسم احكام دين را آموختم .
مورخين آورده اند: بعد از وفات رسول اكرم صلى الله عليه و آله مالك به مدينه آمد سؤ ال كرد كه بعد پيامبر صلى الله عليه و آله چه كسى اين مقام را دارد؟
تا اينكه ديد ابوبكر روز جمعه بر بالاى منبر رفت و براى مردم خطبه خواند!
مالك طاقت نياورد بعد سؤ ال كرد آيا تو همان برادر تيمى ما نيستى ؟
گفت هستم ، مالك گفت : چه علتى پيش آمد آن وصى حضرت رسول را كه مرا به ولايت او ماءمور ساخته بود؟
گفتند: اى اعرابى بسيار است كه كارى بعد از كارى حادث مى شود!
مالك گفت : والله هيچ كارى ديگر حادث نشد و بلكه شما در كار خدا و رسولش خيانت كرده ايد.
بعد به ابوبكر گفت : چه كسى تو را به اين منبر بالا برده در حاليكه وصى پيامبر نشسته است ؟
ابوبكر با جمله زشت دستور داد كه او را از مسجد بيرون كنند؛ آنوقت قنفذ و خالد بن وليد او را از مسجد بيرون كردند. مالك با ذكر صلوات بيرون رفت .
شيعه و سنى نقل كرده اند كه خالد بن وليد مالك بن نويره را بى تقصير به شهادت رسانيد و سر او را از بدنش جدا كرد و با زوجه اش هم بستر شد و نيز طايفه مالك را هم كشت و زنان آنها را اسير كرد.(24)

نام كتاب : طعم خوب بندگى

نكته هايى از بزرگان علم و دين

مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى


موضوعات: عبوديت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

حجر بن عدى (وفات 60 ق )


در مروج الذهب مسعودى است : عدى بن حاتم به معاويه برخورد كرد و معاويه از او سؤ ال كرد كه فرزندانت را چه كردى ؟
گفت : آنها در ركاب امام على عليه السلام به شهادت رسيدند.
معاويه گفت : آيا از انصاف است كه فرزندان على زنده بمانند اما فرزندان شما كشته شوند؟
عدى جواب داد: اى معاويه من انصاف را درباره على عليه السلام رعايت نكردم . زيرا او كشته شد و من زنده ماندم ، مى بايست جان خود را در زمان حيات فدايش مى كردم .
معاويه گفت : هنوز از قصاص خون عثمان باقى مانده او را برطرف نمى كند مگر خون شريفى از اشرف يمن ، (غرض معاويه جناب عدى بود.)
عدى فرمود: والله قلبهاى ما كه بغض تو را در سينه هاى ما است دارا مى باشد و شمشيرهاى ما كه با تو جنگ كرديم به شانه هاى ما مى باشد و بدرستى كه قطع حلقوم و رسيدن جان به سينه آسانتر است بر ما از شنيدن سخن سويى درباره مولاى مان حضرت على عليه السلام .

نام كتاب : طعم خوب بندگى

نكته هايى از بزرگان علم و دين

مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى


موضوعات: عبوديت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

مردمان مسافر کاروان مرگند 

 اما خود نمی دانند ، مرگ کاروان دار سفر زندگی است و کجاوه ثابت می نماید اما کاروان در سفر است.

جملات قصار شهید آوینی


موضوعات: روايت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

عاشقان عاشق بلایند.

در حیات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت، در ژرفای اقیانوس بلا عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشد چگونه به دریا زنند؟

جملات قصار شهید آوینی


موضوعات: روايت
   پنجشنبه 29 مرداد 1394نظر دهید »

1 ... 609 610 611 ...612 ... 614 ...616 ...617 618 619 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو