
اثبات وجود امام مهدی عجل الله تعالي فرجه الشريف
اثبات وجود حضرت حجت علیه السلام با دلایل عقلی
1. چطور حضرت چنين عمر طولاني دارند ؟ با ادله اثبات کنيد؟ چگونه اين همه مصائب را تحمل مي کنند ؟
پاسخ: سؤال از چند بخش تشکيل ميشود که بايد به چند مطلب توجه کرد:
يکم. شيعه معتقد است در هر زمان بايد حجت خدا وجود داشته باشد.
اين حجت يا پيامبر خداست و يا وصي او. و چون ما خاتميت پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم و وصايت و امامت امامان دوازدهگانه معصوم را پذيرفته ايم، بنابراين، بعد از رحلت آن بزرگوار امامان يکي پس از ديگري به مقام امامت رسيده و حجت خدا در ميان مردم درزمان خود بودند. و چون يازده امام از امامان شربت شهادت نوشيدند، بنابراين امام دوازدهم حجت خداوند خواهد بود و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ميباشند.
وجود حجت در هر زمان هم استدلال عقلي دارد ـ که تحت عنوان واسطه فيض و اضطرار انسان به حجت مطرح ميشود ـ و هم در آيات و روايات به آن تصريح شده است.
نظر دهید » 
علائم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالي فرجه الشريف چیست؟
تعدادي از نشانه های ظهور متصل به ظهور خواهند بود و به گونه ای که میان آن ها و ظهور فاصله زیادی نیست و از پدیدار شدن نخستین نشانه تا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالي فرجه الشريف نشانه ها همچون حلقه های زنجیر، بدون فاصله و پی در پی می آیند، چنان چه امام صادق عليه السلام در این باره می فرماید: محققا همچون مهره های تسبیح، نشانه ها یکی پس از دیگری می آید.[۱]
علایمی که در آستانه ظهور تحقق خواهد یافت پنج نشانه است که به آن ها علائم حتمی گویند و به طور یقین واقع شدنی است، این علائم پنج گانه حتمی در روایات و اخبار از حضرات معصومین عليهما السلام به حضرت امام علی عليه السلام، امام باقرعليه السلام و امام صادق عليه السلام مطرح شده است. حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند:« پنج علامت قبل از قیام قائم ـ علیه السّلام ـ است:
یمانی، سفیانی، نداكنندهای كه از آسمان ندا درمیدهد، فرو برده شدن در بیداء، كشته شدن نفس زكیه.»[۲]
نظر دهید » 
اعتراف به وجود غيب ؛ پايه ى شناخت
اساس شناخت و معيار عقلى ، آن پذيرفتن انواع دوگانه ى موجودات است ؛ غيب و شهادت . بى ترديد وحدت خداوند و ساير اوصاف ذاتى او نسبت به عالم طبيعت غيب است و از پليدى و آلودگى طبيعت منزه است و نيز ملائكه و وحى و نبوت و رسالت و خلافت الاهى و عصمت و علم به غيب و خبر دادن از آن و مثال اين گونه امور كه همگى از معارف قرآنى است ، به عالم غيبى مربوط مى شود كه حواس آن را درك نمى كند و دست تجربه و اعتبار اجتماعى به آن نمى رسد و بافته هاى خيال و احساسات وهم ، كرامت آن را لمس نمى كند.
بنابراين ، اساس علوم قرآنى بر پايه ى مجردات غايب از اوهام و به طريق اولى غايب از حس استوار است و مهم ترين شرط لازم براى شناخت قرآن آن است كه عقل پيراسته از طبيعت ، معيار شناخت قرار گيرد و پذيرفته شود كه مطلق وجود، تنها در طبيعت خلاصه نمى شود، بلكه دو نوع طبيعى و فرا طبيعى دارد. در اين صورت است كه تدبر در قرآن و استنباط از آن و اعتماد و استناد و استدلال به آن و بهره گيرى از هدايت آن ممكن مى گردد؛ اين مهم نيز پس از به دست آوردن ساير شرايط است .
نظر دهید » 
مراتب شناخت غيب و ايمان به آن
اين شرط معرفت يعنى شناخت غيب و ايمان به آن چون ساير پيش گفته داراى مراتبى است . هر كه تمام آن درجات را داشته باشد، بهره ى او از قرآن بيش تر است و هر كه بعضى از آن مراتب را دارا باشد، به همان اندازه از قرآن بهره مى برد. چنان كه قرآن عينى يعنى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم براى همه ى فرستاده شد؛ و ما اءرسلناك الا كافة للناس بشيرا و نذيرا ، ولى تنها مؤ من به غيب از وجود ايشان بهره مند مى شود. از اين رو خداى متعالى مى فرمايد: لقد من الله على المؤ منين اذ بعث فيهم رسولا .
اكنون انسان آگاه زيرك به اهميت اين شرط در مقايسه با ساير شرايط پى مى برد، به گونه اى كه اگر گفته شود: اين شرط از آن جا كه به عقل نظرى مربوط است ، مهم ترين شرط است ، سخن گزافى نيست . زيرا شرايطى كه مربوط به عقل عملى است ، در رتبه ى شرايطى نيست كه مربوط به عقل نظرى است ، چنان كه خود عقل عملى نيز در رتبه ى عقل نظرى نيست .
براى مثال ، طهارت از آلودگى تعلق به دنيا و نيز گسستن از اين دنياى كوچك و پيراستن از پستى وابستگى به ماده و تجملات و جواهرات و زيبايى هاى آن و امثال اين گونه اوصاف نفسانى كه مربوط به عقل حقيقى است و به واسطه ى آن خداى رحمان عبادت و بهشت كسب مى شود. همه ى اين امور از شئون عقل عملى است كه در مقايسه با شناخت غيب و ايمان به آن كه از شئون عقل نظرى است ، از اهميت كم ترى برخوردار است .
نظر دهید » 
نمونه هايى از معارف غيبى انكار شده
اكنون نمونه هايى از معارف غيبى قرآن را مى آوريم كه ملحدان به انكار آن ها پرداخته اند و از آن ها شگفت زده شده اند و بيزارى جسته اند و از آن معارف غيبى به اسطوره ياد كرده اند. زيرا اين گمان بر اوهام شان چيره شده كه موجود فقط شى ء محسوس است و هر چه را كه حس به ذات و جوهر آن نمى رسد، فرض وجودش محال است ، و نيز هر چيزى كه مانند جسم ذاتا يا به سبب چيزى كه در آن است ، مانند احوال جسم ، اختصاص به مكان يا وضعيتى نيابد، بهره اى از وجود ندارد.
نظر دهید » 
راه هاى تحصيل طهارت
1. انفاق در راه خداوند؛ خذ من اءموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها .
2. رعايت حجاب و عفاف ؛ و اذا ساءلتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب ذلكم اءطهر لقلوبكم و قلوبهن .
3. وضو و تيمم براى اعمالى كه مشروط به طهارت است و ان كنتم مرضى اءو على سفر اءو چاء اءحد منكم من الغائط اءو لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا… و لكن يريد ليطهركم و ليتم نعمته عليكم … مراد از طهارت در اين آيه ، تنها نظافت و پاكيزگى ظاهرى نيست . زيرا از سويى در اين نوع از طهارت ، قصد قربت شرط است و از سوى ديگر، نظافت به وسيله خاك - در تيمم - حاصل نمى شود. چون خاك مالى كردن صورت و دو دست نظافت نيست .
پس منظور از آيه ، طهارت از آلودگى خواهش هاى نفسانى و نيز پاكيزگى از پليدى غرور و مانند آن است ؛ گر چه در بعضى از اين موارد به نوعى از نظافت ظاهرى هم مى انجامد.
نام كتاب : قرآن كريم از منظر امام رضا عليه السلام
نام مؤ لف : آية الله جوادى آملى
نظر دهید » 
آگاهى عترت از باطن قرآن
در مباحث پيشين گذشت كه ائمه عليهم السلام و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نور واحدند؛ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از جهت نبوت و رسالت نسبت به ائمه عليهم السلام امتياز دارد، ولى از جهت ولايت هيچ اختلافى با يكديگر ندارند. ايشان به تفسير و تاءويل و ظاهر و باطن قرآن عالم هستند. چنان كه اقتضاى همراهى و جدايى ناپذيرى ثقلين از يكديگر در همه ى مراتب وجودى چنين است .
پس رسيدن به كليه ى حدود الاهى شدنى نيست ، مگر با رجوع به عترت طاهره عليهم السلام چنان كه اعتماد بر روايات نقل شده از ايشان شدنى نيست ، مگر پس از عرضه ى آن ها به قرآن ، آن روايات متعارض باشند يا نه ؛ چنان كه امر به عرضه ى روايات به قرآن به صورت متواتر از رخ ود ائمه عليهم السلام نقل شده است و اين نيز مقتضاى اطلاق معيت ثقلين است .
كسى كه به اسلوب ثقلين آگاه باشد، به خوبى مى داند كه چگونه فهم هر يك در گرو فهم ديگرى است ، بدون آن كه اشكال دور پديد آيد؛ بدين بيان كه براى فهم قرآن بايد به كلام معصوم عليه السلام نگريست و براى درك كلام معصوم نيز بايد به قرآن رجوع كرد. افزون بر آن كه بر اثر و نتيجه ى تلازم ثقلين و امتناع جدايى آن دو از يكديگر نيز بر اين اسلوب متوقف است .
حضرت رضا عليه السلام نيز به اين مطلب كه علم به باطن قرآن و نيز تاءويل آن نزد دعوت طاهره عليهم السلام است ، اشاره كرده است . در پاسخ على بن محمد بن الجهم كه پرسيد: اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آيا شما به عصمت پيامبران اعتقاد داريد؟ حضرت فرمودند: آرى . وى پرسيد: پس در مورد آيه ى : و عصى ادم ربه فغوى چه مى فرماييد؟ حضرت فرمودند: واى بر تو اى على ! تقوا پيشه كن و زشتى ها را به پيامبران نسبت نده و كتاب خداوند بزرگ را با راءى خود تاءويل مكن . خداى والا مى فرمايد: و ما يعلم تاءويله الا الله و الراسخون فى العلم … و يحك يا على ، اتق الله و لا تنسب الى اءنبياء الله الفواحش ، و لا تتاءول كتاب الله عزوجل براءيك ، فان الله عزوجل يقول : و ما يعلم تاءويله … .
نام كتاب : قرآن كريم از منظر امام رضا عليه السلام
نام مؤ لف : آية الله جوادى آملى
نظر دهید » 
اهل بيت عليهم السلام تنها عارفان به كنه قرآن
خداوند متعالى پس از بيان اين شرط مهم ، دارندگان اين شرط را نام مى برد؛ انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اءهل البيت و يطهركم تطهيرا و چون تطهير در حقيقت براى نابود ساختن آثار پليدى است ، پس از آن كه خود آن رجس از بين رفت ، تطهير را پس از پاك سازى ذكر كرد؛ يعنى هيچ مجالى براى خود رجس و اثر آن در اهل بيت عليهم السلام وجود ندارد و به طور كلى ، اين در مقام دفع رجس است از اول رجس وجود ندارد، نه اين كه رجسى وجود دارد و خداوند آن را رفع مى كند.
نظر دهید » 
شرايط شناخت قرآن
از جمله شرايط شناخت قرآن ، طهارت از هر پليدى و پاكى از هر گونه آلودگى است . خداوند سبحان مى فرمايد: انه لقران كريم * فى كتاب مكنون * لا يمسه الا المطهرون؛ آن چه از كتاب مكنون از اجنبى پوشيده است ، براى انسان پيراسته از هر آلودگى نيل پذير است و آن كتاب مكنون نيز ظرف اين قرآن كريم و محيط به آن و باطن آن و معنا و مقصد آن است و براى حواس فهم پذير نيست .
نام كتاب : قرآن كريم از منظر امام رضا عليه السلام نام مؤ لف : آية الله جوادى آملى
نظر دهید » << 1 ... 381 382 383 ...384 ...385 386 387 ...388 ...389 390 391 ... 798 >>