
استغفار سبب معطر شدن معنوی انسان می شود
اگر کسی مشمول این صلوات الاهی شد آن گاه به آسانی از گناه می گذرد. آن شامه او بوی بد گناه را می شنود. حقیقتا گناه بدبو است اما ما آن را احساس نمی کنیم. خیلی از چیزها است که ما نه می بینیم و نه می شنویم. فرمود هر چیزی ملکوتی دارد، ملکوت سما و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، «وَ کَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»[1] شما نگاه کنید مگر به دیدن به برسید، بلکه ببینید: «أَوَلَمْ یَنظُرُواْ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»[2] اگر کسی با این دید با باطن گناه آشنا شد می فهمد گناه زباله و بدبو است و آن گاه می گوید خودتان را با استغفار معطر کنید و گرنه بوی بد گناه شما را رسوا می کند.
به ما گفتند اگر مجامع عمومی می روید عطر بزنید. این عطر برای شامه ملکی است اما استغفار برای شامه ملکوتی است. فرمود بدن و دهانتان را با استغفار پاک کنید. نماز و قرآن را با دهان پاک بخوانید. این قرآن از این دهان بیرون می آید اگر این دهان که کانال عبور قرآن است آلوده باشد؛ آب زلال را آلوده می کند. نفرمود دهانتان را مسواک کنید. مسواک کردن ثواب دارد. فرمود دهانتان را پاک کنید. حرف ناشایست اگر از دهان درآمد این دهان آلوده است. ورود و خروجش اگر آلوده بود این دهان آلوده است و آن گاه قرآن اگر از این دهان بیرون آمد اثر نمی کند. آن چه که ما را از تیرگی و تاریکی نجات می دهد؛ عنایت خاص الاهی است که در ذیل بندگی ما است که خداوند در ادامه فرمود دائم الفضل خداوند است. انسان بداند اگر مشمول صلوات ذات اقدس اله شد از تیرگی درونی و تاریکی بیرونی نجات پیدا می کند.
[1] انعام، 75.
[2] اعراف، 185.
پایگاه حوزه
نظر دهید » 
تأثیر لقمه حلال و حرام/آهن و آهن ربا
آهن ربا، ذره آهن را هر کجا که باشد، به سمت خود می کشد. اگر یک مقدار پنبه را از کنار یک آهن ربا عبور دهید، آهن ربا کششی نسبت به پنبه ندارد، اما اگر مقداری خرده آهن را درون پنبه قرار دهیم، در این حالت پنبه به سمت آهن ربا کشیده شده و جذب آن می شود. در این جا خود پنبه جذب نمی شود، بلکه براده های آهنی که با خود آهن ربا هم جنس هستند، به سمت آن کشیده می شوند.
معصیت ها مثل آهن ربا و لقمه حرام مانند ذرات آهن است، وقتی که انسان در وجودش لقمه حرام نباشد، می تواند از کنار معصیت ها عبور کند و خود را نگه دارد. اما وقتی که لقمه حرامی را خورد، از کنار معصیت که می گذرد مجذوب آن می شود، این خاصیت درونی نان و لقمه حرام است. اما لقمه صد درصد حلال که انسان کار صحیح درستی را انجام داده است و اجرت طیّب و صحیح و طاهری را در مقابل آن به انسان داده اند- که البته این کم پیدا می شود- وقتی که این لقمه را انسان مصرف می کند، از کنار عبادات که می گذرد، عبادات او را جذب می کنند، از کنار امامزاده که می گذرد، به زیارت آن میل و گرایش پیدا می کند. میل و گرایش به مسجد و روضه و تربت شهدا پیدا می کند و این جزء خاصیت و ذات لقمه ای است که از همه جهت حلال باشد. هنگامی که انسان آن را مصرف می کند در انسان نوری را ایجاد می کند.
همه طاعات و عبادات، جذابیت و گیرایی دارند ولی همه آنها با لقمه حلال سنخیت دارند، نه تنها با لقمه حلال، بلکه با مسکن و لباس حلال و امثال اینها. در محلی که از راه حلال به دست آورده اید، موقع نماز که فرا می رسد، نسبت به نماز شوق و رغبت پیدا می کنید، اما اگر از راه حرام به دست بیاید، وقتی که در آن محل غیبت انجام شود، نسبت به غیبت میل پیدا می کنید و قوه جلوگیری کم می شود. حلال و حرام وقتی مخلوط شود، طاعات و معصیت هم با هم مخلوط می شود.
منبع : مثل ها و پندها، حائری شیرازی، محی الدین
نظر دهید » 
تأثیر همنشین
اخلاق بد هم مثل میکروب های آبله است که مسری می باشند. مثلاً تکبّر، خودش یک بیماری مسری است. گاهی انسان با متکبّر معاشرت می کند، متکبر می شود، همانطوری که اگر با شخص آبله ای هم غذا شود، آبله می گیرد.
با غافل هم که انسان می نشیند، غافل می شود، با اهل دنیا هم که بنشیند، اهل دنیا می شود. وقتی با کسی که همه چیزش برای تجملات و برای به رخ مردم کشیدن، یا امثال اینها کار می کند، معاشرت کرد یاد می گیرد. بچّه هم اگر با اینها معاشرت کرد، یاد می گیرد. کسی که غیبت می کند، اگر انسان با او معاشرت کرد، اهل غیبت می شود.
منبع : مثل ها و پندها، حائری شیرازی، محی الدین
نظر دهید » 
آیات للسائلین . . .
شنیدن صدای پای یاوران قائم آل محمد، گوش نمی خواهد.
دیدنش چشم نمی خواهد
تجسس هم . . . شاید نمی خواهد!
مگر دیدن نور در شرف طلوع ، با چشم بسته و بدون قدرت شنوایی نمی شود؟
لطافت حرارتش را گونه ها احساس نمی کنند؟
در یک کتابی چاپ جدید چند وقت پیش خواندم: طلبه ای جوان که بسیار در علم و دانش هم دارای مقامات عالیه بود و بگمانم در شرف یا در نزدیکی حائز اجتهاد شدن بود ، نمیدانم در این چند ساله یا قبل از این ایام، در قم . .
بسیار انسان متواضعی بود طوری که به تواضع و خشوع بسیار بیشتر از مقامات علمی و تحقیقی اش معروف و زبانزد شده بود،
و از روزی دیگر کسی ایشان را نمی بیند . . .
چندی بعد در خواب یکی از دوستانشان می آید که : صاحب الزمان بوسیله یکی از یارانشان از من دعوت کردند که جزو اصحابشان و در رکابشان قرار گیرم و من فی الفور اجابت کردم!!!
. . .
لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ
ای سائلین قائم آل محمد، . . .
بهترین بودن بعید نیست ، وقتی چنین اجری داشته باشد.
مگر نبود که عزیزی می فرمود: شما بهترین باشید، خودشان به سراغتان می آیند؟ . . .
نظر دهید » 
جرعه ای آب از دستان مبارک امام زمان علیه السلام
اللهم عجل لولیک الفرج
هوا به شدت گرم شد. صحرای سوزان حجاز، زیر تابش آفتاب، بوی تفتیدگی می داد. همه جا خشک و داغ بود.
مرد بیچاره از قافله عقب مانده و راه را گم کرده است. او انسانی شایسته و از شیعیان پاکدلی است که دیارش را به قصد انجام حج، پشت سر گذاشته و آهنگ مکه نموده است. اما میان بیابان ماند و سرگردان شد.
نظر دهید » 
داستان حسن بن فضل و عنایت امام زمان علیه السلام به او
حسن بن فضل بن یزید یمانى گوید: پدرم بخط خود نامه اى (به حضرت قائم ) نوشت و جـواب آمد، سپس من هم بخط خود نامه ئى نوشتم و جواب آمد. آنگاه مردى از فقهاء هم مذهب مـا نـامـه ئى بـه خـط خودش نوشت و جواب نیامد، چون فکر کردیم علتش این بود که آن مرد قرمطى شده بود.
نظر دهید » 
کرامتی از امام زمان علیه السلام
شیخ ابن بابویه روایت کرده است از احمد بن فارس ادیب که گفت: من وارد شهر همدان شدم و همه را سنّی یافتم به غیر یک محله که ایشان را بنی راشد می گفتند و همه شیعه ی امامی مذهب بودند، از سبب تشیّع ایشان سوال کردم. مرد پیری از ایشان که آثار صلاح و دیانت از او ظاهر بود، گفت:سبب تشیّم ما آن است که جدّ اعلای ما که ما همه به او منسوبیم به حج رفته بود، گفت: در وقت مراجعت پیاده می آمدم، چند منزل که آمدیم در بادیه روزی در اول قافله خوابیدم که چون آخر قافله برسد بیدار شوم. چون به خواب رفتم بیدار نشدم تا آنکه گرمی آفتاب مرا بیدار کرد و قافله گذشته بود و جاده پیدا نبود.
نظر دهید » 
بشارت های ظهور
-آیت الله محمد جواد انصاری همدانی: نقل قول از حاج احمد انصاری فرزند برومند عارف کم نظیر و دلسوخته آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی(1281-1339 ه.ش): (عرض کنم که ایشان وقتی اسم حضرت ولی عصر علیه السلام برده می شد یک مرتبه تغییر رنگ می داد، قیافه اش عوض می شد ، می فرمودند:«ظهور نزدیک است ولی اگر دعا کنید نزدیک تر می شود ، چون دعا خیلی مؤثر است.هرچه می توانید برای ظهور حضرت دعا کنید.»
-عارف واصل حضرت آیت الله شیخ عبدالقائم شوشتری اهل باطن بودند و باطن اشخاص را می دیدند و گاهی خدمت رجال الغیب می رسیدند. ایشان قضیه ای را که برای خودشان در یکی از سفرها رخ داده بود ، چنین نقل نمودند:«یک روز در سفری که به سوریه رفته بودم خیلی هوا گرم بود. به قصد زیارت حضرت مقداد حرکت کردم و پس از جستجوی زیاد قبر ایشان را پیدا کردم. صدایی از قبر جناب مقداد به من گفت:"تا کی می خواهی به زیارت مقدادها رفته و بیایی؛ برو سراغ مقدادهای زنده.”
و این اواخر در مکه با شخصی از رجال الغیب برخورد کردم. سوالات متفاوتی از ایشان پرسیدم و جواب هایی را مرحمت فرمودند. یکی از سوالات این بود که آیا ظهور نزدیک است؟
در جوابم فرمودند:«ظهور نزدیک است از آنچه در ذهن شما هم هست ، نزدیکتر است.»
منابع :
-نرم افزار مبشرات ظهور (میر میلاد)
نظر دهید » 
معجزاتی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
-هنگامی که امام مهدی علیه السلام از مادر متولد شد، ایشان را به امام حسن عسکری علیه السلام دادند. آن حضرت ، وی را در آغوش گرفت و فرمود:«قرآن بخوان.»
امام مهدی علیه السلام شروع به قرآن خواندن کرد.
نظر دهید » << 1 ... 376 377 378 ...379 ...380 381 382 ...383 ...384 385 386 ... 798 >>