
(موجب حفظ مال )
(حضرت ابوالحسن الرضا عليه السلام ) از خراسان بقچه اى برايم فرستادند كه در بين آن تربتى بود، به آورنده بقچه گفتم : اين تربت چيست ؟
گفت :تربت قبر حضرت امام حسين عليه السلام است .
حضرت ابوالحسن الرضا عليه السلام جامه يا غير آن را وقتى به جائى مى فرستند حتماً همراه آن تربت سيدّالشهداء عليه السلام را قرار داده و مى فرمايند:
اين تربت به اذن خدا امان و موجب حفظ مال مى باشد.
شُتربانا توقّف كن توقّف كن در اين صحرا
كه گردد يك گلستان گل همينجا پرپر از زهرا
بزن جام بلا اينجا
كه باشد كربلا اينجا
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(قبة الاسلام )
از (فضل بن يحيى ) از پدرش از (امام صادق عليه السلام ) از (اميرالمؤ منين ) از (رسول خدا) صلى اللّه عليهم اءجمعين روايت كند كه فرمود، پسر من بخاك سپرده ميشود در زمينى كه آنجا را (كربلا) نامند و همان بقعه ايست كه (قبة الاسلام ) آنجاست كه خداوند مؤ منين را كه با حضرت نوح عليه السلام نوح ايمان آورده بودند در طوفان نجات داد.
سر سبزى بهشت ز بستان كربلاست
ميعادگاه عشق بيابان كربلاست
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(انتفاع از گِل )
(ابن ابى يعفور) روايت كند كه گفت : خدمت (حضرت صادق عليه السلام ) عرض كردم : چگونه است كه انسانى از گِل (قبر امام حسين عليه السلام ) برميدارد و نفع ميبرد، و ديگرى ، بر ميدارد ولى نفع نميبرد؟
فرمود: نه بخدائيكه جز او خدائى نيست هر كسى از آن بگيرد و عقيده داشته باشد كه خدا بواسطه او نفع ميدهد منتفع ميشود و نفع ميبرد.
بار بگشائيد اينجا كعبه جانان ماست
سرزمين كربلا قربانگه ياران ماست
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(غفلت از تربت )
راوى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كرد: من مردى هستم كه زياد مريض ميشوم و هيچ دوائى را فرو نگذاشته ام و بهمه داروها مداوا كرده ام ولى اثرى نديدم ؟ حضرت فرمود: چرا از گِلِ قبرِ امام حسين عليه السلام غفلت دارى بدرستيكه در آن شفاء هر درديست ، و اَمنِ از ترس است و هر وقت خواستى آن را بگيرى بگو: (اَلُّهُمَّ اِنى اءسئَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ الطِينَةِ وَ بِحَقِّ المَلَكِ الّذىِ اَخَذَها، و بِحَقِّ النبىِّ الّذى قَبَضَها، و بِحَقِّ الوَصِّى الّذى حَلَّ فِيها صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيتِهِ، وَ اجْعَل فِيها شِفاءا مِنْ كُلِّ داءٍ وَ اَمانا مِنْ كُلِّ خَوفٍ) سپس فرمود: اما ملكى كه آن گل را گرفت جبرئيل بود كه نشان پيغمبر صلى الله عليه و آله داد و عرض كرد: اين خاك پسر تو است كه بعد از تو امتت او را ميكشند.
كربلا يا كوى فداكاران
حرم اطهر تو قبله گه خوبان است
تربت پاك تو آرامگه جانان است
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(هر خاكى حرام است )
از (مسيب بن زهير) روايت كند كه گفت :
(حضرت موسى بن جعفر عليه السلام ) بعد از آنكه مسموم شد بمن فرمود: از خاك من چيزى براى تبرك نگيريد، بجهت آنكه هر خاكى كه از ما است حرام است ، مگر تربت جدم حسين بن على عليه السلام كه آن را خدا شفاء قرار داده براى شيعيان و دوستان ما.
پس چون يكى از شماها بخواهد آن تربت را بر دارد بايد ببوسد و بر چشمش بگذارد و بمالد بر تمام جسدش ، و بگويد:(الَّلهُمَّ بِحَقِّ هذِهِ التُربَةِ، وَ بِحَقِّ مَنْ حَلِّ بِها وَ ثَوى فِيها، وَ بِحَق اءبِيهِ وَ اُمهِ وِ اِخيهِ وَالائِمَةِ مِنْ وُلْدِهِ، وَ بِحَقِّ المَلائِكةِ الحافينَ بِهِ اِلا جَعَلْتَها شِفاءُ مِنْ كُلِّ داءٍ، وَ بُرءا مِنْ كُلِّ مَرَضٍ، وَ نَجاةً مِنْ كُلِّ آفةٍ، وَ حِرزا مِمّا اءَخافُ و اَحْذَرُ) پس از آن استعمالش كند.
پس بگير از آن خاك كه شفاى هر درديست و سپر است از هر چه ميترسى .
و برابرى نكند آن را هيچ چيزى از چيزهائيكه بآنها طلب شفا ميكنند مگر دعاء. و چيزيكه آن را فاسد ميكند آن است كه در ظرفهاى
نا مناسب ميگذارند و كسانيكه معالجه بآن نميكنند، يقين ايشان كم است و اما كسانيكه يقين دارند آن شفا است اگر معالجه بآن كنند كفايت كند باذن خدا و بغير آن احتياج پيدا نكنند. (وايضا) چيزيكه آن را فاسد ميكند شياطين وكافران جنّ هستند كه خود را بآن تربت ميمالند و بو ميكنند.
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
(فضيلت زمين )
(حضرت ابى عبداللّه عليه السلام امام صادق ) فرمودند:
زمين كعبه در مقام فخر و بزرگى گفت : (كدام زمين مثل من است ) زيرا خداوند متعال خانه اش را بر پشت من بنا كرده و مردم از هر راه دور
و نزديك بايد متوجه من شوند، و حرم امن خدا قرار
داده شده ام ؟!!
خداوند متعال به سويش وحى كرد و فرمود:
بس كن و آرام بگير، به عزّت و جلال خودم قسم آنچه را كه تو براى خود فضيلت مى دانى در قياس با فضيلتى كه به زمين كربلاء اعطاء نموده ام ، همچون قطره اى نسبت به آب دريا است ، كه سوزنى را در آن فرو برند و آن قطره را با خود بر دارند.
اساسا اگر خاك كربلاء نبود اين فضيلت هم براى تو نبود و نيز اگر آنچه كه اين خاك آن را در بر دارد نبود تو را نمى آفريدم و بيتى را كه تو به آن افتخار مى كنى خلق نمى كردم . بنابراين آرام بگير و ساكت باش و متواضع و خوار و نرم باش و (نسبت به زمين كربلا استنكاف و استكبار و طغيانى از خود نشان مده ) و اِلاّ تو را فرو برده و در آتش جهنّم قرارت مى دهم .
اى كه به عشقت اسير، خيل بنى آدمند
سوخته گان غمت با غم دل ، خرّمند
هر كه غمت را خريد، عشرت عالم فروخت
باخبران غمت بى خبر از عالمند
يوسف مصر بقا در همه عالم توئى
در طلبت مرد و زن آمدِ با دِرهمند
تاج سر بوالبشر خاك شهيدان توست
كاين شهدا تا ابد فخر بنى آدمند
گشت چو كرب و بلا رؤ يت عشقت بلند
خيل ملك در ركوع پيش لوايت خمند
خاك سر كوى تو زنده كند مرده را
زانكه شهيدان او جمله مسيحا دمند
مردم ، از اين تشنه گان گرطلبى بذل جان
در قدمت جان فشان با قدمى محكمند
در غم جسمت محب اشك نريزد چرا
كاين قطرات عيون زخم تو را مرهمند
نام كتاب : داستانهايى از خاك تربت امام حسين (ع)
نويسنده : شهيد احمد مير خلف زاده و على مير خلف زاده
نظر دهید » 
عنايت خدا و رسول صلي الله عليه وآله وسلم به (غدير)

خداى سبحان عنايتى فراوان داشت كه حديث و ماجراى (غدير خم ) علنى و آشكار باشد، تا زبانها و نقلهاى راويان پيوسته بر مدار آن بچرخد، تا آن كه حجت و دليلى آشكار براى حمايتگر بزرگوار دينش حضرت امام على (ع ) گردد.
از اين رو، ابلاغ اين ماموريت را هنگامى به پيامبرش داد، كه همراه جمعيت انبوهى از حج اكبر بازمى گشت . پيامبر خدا (ص ) نيز در حالى اين دعوت را ابلاغ كرد كه توده هاى وسيعى از مردم از شهرها و آباديهاى مختلف بر گرد او بودند. فرمان داد تا جلو رفتگان برگردند و عقب ماندگان برسند، آن گاه پيام را به همه گوشها رساند و به حاضران فرمان داد تا به غايبان برسانند، تا همگان راوى اين حديث باشند، در حالى كه حاضران بيش از صد هزارنفر بودند.
خداوند به اين مقدار بسنده نكرد، بلكه در اين باره آياتى نازل فرمود، تا پيوسته و با گذشت روز و شب ، تلاوت شود، تا مسلمانان هر لحظه به ياد اين ماجرا باشند و راه و پيشوايى را كه بايد به او روى آورند و دين خود را از او فرا گيرند، بشناسند.
اين عنايت و توجه خاص را رسول خدا (ص ) نيز داشت ، آن حضرت در آن سال ، گروههاى مختلف مردم را به حج فرا خواند و مردم ، دسته دسته به او پيوستند و پيامبر اكرم (ص ) مى دانست كه در پايان اين سفر، آن (خبر بزرگ ) را به آنان خواهد داد؛ خبرى كه قوام بخش بناى مكتب و مايه سرورى امت اسلام برامتهاى ديگر و سيطره حكومت اسلام بين خاور و باختر مى شد، اگر به مصالح امت مى انديشيدند و راه روشن هدايت را مى ديدند و مى پذيرفتند.
به خاطر همين هدف بود كه امامان (ع ) پيوسته يادآور اين واقعه بودند و براى اثبات امامت اميرالمؤ منين (ع ) به آن احتجاج و استدلال مى كردند. خود حضرت امير (ع ) نيزدر طول حياتش به آن استدلال مى كرد و در اجتماعات و جلساتى كه مردم دور هم بودند، از كسانى كه در صحنه غدير حضور داشتند مى خواست كه آن را بازگو كنند و شهادت دهند. همه اينها به اين جهت بود كه داستان غدير، على رغم گذشت دورانها و سالها، همچنان تر و تازه و شاداب بماند.
از اين رو به پيروان خود دستور مى دادند كه روز غدير را عيد گرفته ، دور هم جمع شوند، به يكديگر تبريك و شادباش گويند، تا آن حادثه بزرگ ياد شود (كه اشاراتى به اين مساله خواهد آمد).
در روز غدير، شيعيان در كنار مرقد مقدس علوى ، اجتماع شكوهمندى دارند كه بزرگان قبايل و چهره هاى برجسته شهرهاى دور و نزديك ، براى گراميداشت اين خاطره گرامى جمع مى شوند و به نقل از پيشوايان دين ، زيارت بلندى را روايت و تكرار مى كنند كه متضمن دلائل امامت و حجتهاى استوارى از قرآن و حديث در اثبات خلافت و به ويژه حديث غدير است . هر يك از آن هزاران نفر را مى بينى كه با شادى و مسرت ، الفاظ آن را بر زبان جارى مى سازد و خدا را سپاس مى گويد كه او را بر اين راه روشن (ولايت )، رهنمون شده است و خود را راوى آن فضيلت و اثبات كننده آن مى بيند كه به مفاد آن حديث ، ايمان دارد. كسانى هم كه توفيق حضور در آن گردهمايى مقدس را ندارند، در شهرهاى دوردست ، هر جا هستند آن زيارت را تلاوت كرده و از همانجا به قبر شريف مولى اشاره مى كنند.
روز غدير، برنامه هايى از قبيل روزه ، نماز و دعا دارد كه همه ، احياگر ياد آنند و شيعيان در شهرهاى كوچك و بزرگ و دور و نزديك و روستاها و آباديها به آن مى پردازند. ميليونها نفر شيعه كه به يك سوم يا يك دوم مسلمانان تخمين زده مى شوند، راوى اين حديث و معتقد به آنند و آن را دين و آيين خويش قرار داده اند.
و اما كتب حديث ، تفسير، تاريخ و كلام شيعه ، بر هر كدام كه دست بگذارى ، مى بينى كه در اثبات داستان غدير و استدلال به مفهوم حديث غدير، استوار و پرمطلب است ، چه كتبى كه احاديث را با سلسله سند تا به حضرت رسول (ص ) نقل كرده ، چه آن ها كه به خاطر اتفاقى بودن حديث ميان همه فرقه هاى اسلامى ، سند را نياورده و احاديث را به صورت مرسل ، نقل كرده است .
فكر نمى كنم كه اهل سنت ، در اثبات اين حديث و پذيرش صحت آن و گرايش به مفاد آن و صحيح شمردن احاديث غدير و ادعاى تواتر آن ، خيلى كمتر و عقب تر از شيعيان باشند! البته به جز عده اى كه بيراهه رفته اند و تعصب كوركورانه ، آنان رابه گفتار بى پايه واداشته است . آنان تنها خودشان را عالم و انديشمند مى پندارند. وگرنه ، محققان برجسته و آگاه و خبره ، هيچ شكى در اعتبار سلسله سند حديث غدير ندارند و سند آن را به صورت تواتر، به صحابه و تابعين مى رسانند.
نام كتاب :عيد غدير در اسلام
تدوين و ترجمه : جواد محدثى
نظر دهید » 
توصيه هاى كاربردى به متوليان امور اجتماعى جهت كاهش مشكلات رفتارى
1. كمك به برنامه ريزى صحيح براى اوقات فراغت و تقسيم بندى اوقات فراغت جهت درس ، تفريح و سرگرمى ، ورزش و هنر، مطالعه كتاب هاى مفيد، مباحثه با اشخاص مطلع و صالح ، شركت در اجتماعات مذهبى ، ترتيب دادن گردش هاى علمى ، نوشتن خاطرات روزانه ، رفتن به پارك ها و تماشاى تلويزيون ، به طورى كه باعث خستگى زياد جسمى و فكرى نشده و از اعتدال خارج نشود. در همه اين موارد فرد، انتخاب گر باشد و هيچ گونه اجبارى در ميان نباشد.
1 نظر » 
همسايگان
همسايگان نيز يكى از عوامل تاءثير گذار محيطى اند. آن ها به دليل ارتباط زيادى كه به طور طبيعى وجود دارد در يكديگر تاءثير مى گذارند. در اين ميان ، تاءثير فرزندان بر يكديگر و ارتباط آن ها با هم ، به خصوص اگر هم سال و هم جنس باشند چشم گيرتر است . در سيره تربيتى امام على (عليه السلام ) اين عامل مهم ، مورد توجه قرار گرفته و توصيه شده كه انسان قبل از انتخاب محل زندگى از همسايگان و وضعيت اخلاقى آنان تحقيق كند. حضرت على (عليه السلام ) به فرزندش امام حسن (عليه السلام ) فرمودند:
سل عن الرفيق قبل الطريق ، وعن الجار قبل الدار ؛
فرزندم !قبل از مسافرت از وضعيت رفيق و هم سفرت سؤ ال كن و قبل از انتخاب خانه درباره همسايه (وضعيت اخلاقى آنان ) پرسش نما!
نام كتاب :سلوك علوى (راهبردهاى امام على (ع ) در تربيت فرزندان )
مؤ لف : سيد حسين اسحاقى
نظر دهید » << 1 ... 265 266 267 ...268 ...269 270 271 ...272 ...273 274 275 ... 798 >>