https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

انگیزه ی حرکت امام حسین(ع) از امور پربحث است که این کتاب عهده دار بررسی این مهم است.

 

 

 

در زندگی فردی و اجتماعی انسانها همواره تحولات و دگرگونیهای فراوانی رخ می دهد که بسیاری از آنها قابل ارزیابی و دقّت است و برای آیندگان بهترین آموزگار و معلم ارزش هاست، و برای پندآموزان و انسان های تشنه حقیقت، عبرت آموز است که نباید از کنار حوادث و رویدادهای تاریخی گذشتگان به سادگی عبور کرد. حادثه عظیم عاشورای حسینی نیز یکی از تحوّلات مهم سیاسی تاریخی بشریت، و یکی از رویدادهای بی نظیر در تداوم خط رسالت پیامبران آسمانی است که باید بدرستی تجزیه و تحلیل گردد و به خوبی مورد ارزیابی قرار گیرد و علل و انگیزه های آن، با روشهای صحیح تحقیق، کشف و شناسایی شود تا همواره بهترین الگو و عالیترین سمبل آزادگی و روشن ترین راه آزادی باقی بماند و بشریّت را به راه نجات و امیدواری، به تکامل و رستگاری رهنمون گردد.

با بررسی صحیح تحولات بشری و قیام ها و نهضت های سیاسی، عوامل گوناگونی را می توان کشف و شناسایی کرد مانند: علل و عوامل سیاسی، علل و عوامل حکومتی، علل و عوامل جغرافیایی، علل و عوامل روانی و اخلاقی، علل و عوامل نظامی و توسعه طلبی های میلیتاریستی، علل و عوامل اقتصادی، علل و عوامل علمی و فرهنگی.

از این رو ارزیابی قیام عاشورا، از یک هدفداری خاصّی برخوردار است و انواع پیام های ارزنده سیاسی، معنوی، عقیدتی را به همراه می آورد. عبرت آموز و سرنوشت ساز است، الگوی آزادگان و سمبل آزادی است، محرومان را به مبارزه و تلاش وا میدارد و روح ظلم ستیزی و شهادت طلبی را تقویت می کند .

در آن روزگاران حساس، یزید با اراده و اختیار برای استحکام حکومت خود، و تداوم هواپرستی و سلطه گری امویان، خود را از انجام آن همه جنایات ناگزیر می شمارد تا منافع امویان را با تهاجم به عترت پیامبر(ص) و نابودی ارکان دین تامین کند و امام حسین(ع) نیز در آن مقطع زمانی خاص، با اراده و آگاهی، با انتخاب و آزادی، دفاع از دین و امت اسلامی را برمی گزیند، و آگاهانه شهادت را می طلبد، و به همه دین خواهان و تشنگان آزادی نامه می نویسد، پیام می دهد که راه حفظ دین و سلامت قرآن، امروز در سایه قیام و شهادت است. عناوین مطرح شده عبارت اند از: مسئله تحلیل تاریخ، تحقق سیستم حکومت اسلامی…، تحقق شرائط رهبری، مبارزه با روش های دروغین انتخاب رهبری، حاکمیت دوباره جاهلیت، مبارزه با حاکمیت باطل، دفاع از سلامت دین، دفاع خونین و حل بن بست ها، مبارزه با خودپرستی ها، مبارزه با مفاسد اخلاقی، مبارزه با روح ذلّت پذیری، زنده نگهداشتن سنت و احکام الهی.

منبع:حدیث نت

   دوشنبه 2 مرداد 1402نظر دهید »

اشعار شهادت حضرت علی اصغر سازگار

 

 

 


ای یگانه کودک یکتا پرست وی به طفلی مستِ صهبای الست گرچه شیر مادرت خشکیده است شیر رحمت از لبت جوشیده است

ای یگانه کودک یکتا پرست
وی به طفلی مستِ صهبای الست
گرچه شیر مادرت خشکیده است
شیر رحمت از لبت جوشیده است
غم مخور ای آخرین سرباز من
غم مخور ای بهترین هم راز من
غم مخور ای کودک خاموش من
قتلگاهت میشود آغوش من
غم مخور ای کودک دُردی کِشم
من خودم تیر از گلویت میکشم
در حرم زاری نکن از بهر آب
چون خجالت میکشم من از رباب
میبرم تا آنکه سیرابت کنم
از خدنگ حرمله خوابت کنم
مخفی از چشم زنان دلپریش
میکَنم قبر تورا با دست خویش
صورتت را میگذارم روی خاک
تا ز خاک آید ندای عشق پاک

 

ادامه »

   دوشنبه 2 مرداد 1402نظر دهید »

چهل سؤال و جواب در رابطه با واقعه کربلا 

با توجه به روایات مختلف، ظاهراً تعداد شهدای کربلا بیش‌ از هفتاد و دو نفر است پس چرا همواره از عدد هفتاد و دو نفر به عنوان تعداد شهدای کربلا نام می‌برند؟
روایات مشهوری است، که اسلام را (دین‌الهی) 1000 نفر حفظ کردند. که 313 نفر یاران پیامبر در جنگ بدر بودند و 313 نفر صحابه امام زمان‌(عج) و 313 نفر یاران طالوت بودند، و بقیه یاران حضرت اباعبدالله(ع) بودند، مانده اعداد از 1000 نفر را گفته‌اند صحابه خالص ابا عبد الله‌ (ع) به‌جز بنی‌هاشم بوده‌اند. نکته قابل‌توجه این است که اگر با 18 نفر بنی هاشم جمع شوند با یاران امام‌ مساوی می‌شود.
در زیارت ناحیه 10 نفر بیش‌تر از عدد مشهور 72 نفر است. در زیارت رجبیه جز 82 نفر کسانی دیگری نیز هستند. در نتیجه تعداد یاران قطعاً‌ بیش‌از 72 نفر خواهد بود. امام سجاد‌(ع) یاران اباعبدالله را در روز عاشورا 145 نفر معرفی کرده است، که تعدادی از آن‌ها زنده می‌‌مانند، احتمالاً عدد 72 صحابه حضرت اباعبدالله به‌جز بنی‌هاشم باشند ، جز کسانی که بعد از کربلا یا پیش‌از کربلا به شهادت رسیدند مانند هانی، مسلم و…

 

 

چرا امام‌حسین‌(ع) مانند برادرش امام‌حسن‌(ع) صلح نکرد؟
یکی از دلایل این‌که امام ‌با یزید صلح نکرد، این بود که یزید با معاویه کاملاً متفاوت بود. اگر معاویه برخی از شئون را حفظ می‌کرد، یزید هیچ‌چیزی را حفظ نمی‌کرد. یزد« شارب‌َ الخمر مُعلِمً بالفسق و قاتل‌النفس المحترمه» ، یعنی هم قاتل است، هم فساد علنی دارد وهم شرب خمر دارد و« مثل لایبُالُ» ،مثل‌ منی‌ هرگز صلح نمی‌کند، یزید علناً قصد کشتن اباعبدلله (ع) را کرده بود. بنابراین اباعبدلله (ع)‌ چاره ای جز نپذیرفتن صلح نداشت. کما این که جابربن عبدالله انصاری وقتی گفت، چرا مثل برادرت حسن (ع)‌صلح نمی‌کنی، فرمود: اگر پیامبر بیاید و با تو سخن بگوید می‌پذیری ، در یک عالم مشاهده و مکاشفه ایشان می‌فرماید هر چیزی فرزندم تصمیم بگیرد تصیم من است.
فضای عصر امام‌حسین‌(ع) قابل مقایسه با امام‌حسن‌(ع) نبود. پس‌از شهادت امام‌حسن‌(ع) تا عصر یزد 10 سال فاصله است و امام‌حسین‌(ع) ده سال در زمان معاویه زندگی کرده است و قیام نکرده است. معلوم است که شرایط و زمینه‌های زندگی او مثل عصر امام مجتبی (ع) بوده است.

———————————————————————————————————————-
اگر یزید از امام‌حسین‌(ع) تقاضای بیعت نمی‌کرد، آیا باز هم آن حضرت قیام می‌‌کرد؟
بی‌شک یزد با شخصیت و با جهت‌گیری‌های سیاسی خاصی که داشت، هرگز امام‌حسین (ع) در مقابل اعمال او ساکت و آرام نمی‌نشست، کما ‌این که در یکی از سخنرانی‌های خودش که در آغاز حرکت دارد فرمود: من از زبان رسول‌خدا شنیدم که هر کسی پادشاه ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده و«ونا منشأ لا حد الله» عهد خدا را شکسته است و بر علیه او برنخیزد، خداوند او را با آن ظالم مشهور می کند. بنابراین در فرهنگ ابا عبدالله سازشکاری با شخصی مثل یزید محال بود.امام قطعاً درمقابل یزید مقاومت می‌کند.«من مرا تا سلطاناً بی اورمتهل حرام الله»

 ———————————————————————————————————————-

آیا یزید قصد کشتن امام‌حسین‌(ع) را داشت یا فقط بیعت آن حضرت را می‌خواست؟
آن چه که مشخص و مسلم است، در مدینه بیعت می‌خواست اما در زمانی که امام‌حسین‌(ع) در مجلس ولید آمد، امام حسین (ع)‌ با زیرکی و ترفند خاصی فرمود که مسئله را به فردا بگذارید تا مردم هم باشند، من می دانم که دوست نداری که این جا در شهر وقتی کسی نیست با تو بیعت کنم، بگذار فردا باشد.اما مروان متوجه شد و گفت اگر حسین از مجلس بیرون برود، نه او را خواهی یافت و نه او بیعت خواهد کرد. پس او را در همین‌جا به قتل برسان.امام با زیرکی خاصی از قبل کسانی را اطراف دارالاماره قرار داده بود و گفته بود تا صدای من بلند شد بریزید در آن‌جا. وقتی آن‌ها ریختند،عوامل یزید هیچ اقدامی نمی‌توانستند بکنند.
امّا امام در مکه زمانی که قصد طواف دارد، متوجه می‌شود که مأمورانی از طرف یزید قصد کشتنش را دارند،‌ زیر احرام شمشیر بسته‌اند و چون امام نمی‌خواست حرمت خانه خدا شکسته شود، در این حال امام فرمود: من از خانه کعبه دور می‌شوم، و اگر قرار است خونم ریخته شود، اگر یک‌ وجب هم دور از خانه خدا باشد بهتر است. حضرت اباعبدالله نخواست حرمت خانه خدا شکسته شود.

 ———————————————————————————————————————-

در حادثه کربلا چند نفر از سپاه یزید به امام‌حسین‌(ع) پیوستند؟ ظاهراً غیر از حربن‌ریاحی افراد دیگری هم بودند؟
تعداد کسانی که به حضرت اباعبدالله پیوستند بیش‌از 12 نفر بودند، جز حضرت حّر، فرزند حضرت حرّ ، علی هم به او پیوست و شهید شد. ابوالفتوح آخرین نفری است که از سپاه عمرسعد به اباعبدالله می‌پیوندد، آن هم پس‌از شهادت اباعبدالله، پس‌از فریاد زینب، آیا در میان شما مسلمانی وجود ندارد، ابوالفتوح و دو برادرش می‌جنگند و به شهادت می‌رسند.
یک‌دسته، کسانی هستند که اصلاً از کوفه به قصد پیوستن به اباعبدالله (ع)‌ در سپاه عمرسعد آمدند، چون راه‌ها را بسته بودند. نمی‌توانستند بیایند.امّا بعضی‌ها متحول شدند، از جمله حضرت حر و ابوالفتوح بودند.

 

ادامه »

   دوشنبه 2 مرداد 1402نظر دهید »

روضه‌های خانگی باعث طول عمر و زیاد شدن رزق و روزی صاحب خانه می‌شود. در روایات آمده است پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌‌وآله وسلم فرمودند:«خانه‌ای که در آن قرآن زیاد تلاوت شود، خیر و برکتش زیاد می‌شود و اهل خانه در وسعت قرار می‌گیرند و آن خانه برای اهل آسمان می‌درخشد، همان گونه که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند». علاوه بر اینکه این مجالس با تلاوت قرآن آغاز می‌شود، یاد اهل بیت علیه‌السلام هم مصداق یاد خداست و مشمول این حدیث قرار می‌گیرد.



 
 
 

 

گرچه این روزها برپایی روضه‌های خانگی، نسبت به گذشته کمی کمرنگ شده است. ولی هنوز خانه‌هایی هستند که علاوه بر ماه محرم به صورت منظم روضه خانگی برگزار می‌کنند. شاید برای شما این سوال به وجود بیایید که با وجود کثرت هیئت‌ها و دسته‌های عزاداری چرا باید در خانه‌مان مراسم روضه برپا کنیم. 


اگر نمی‌توانید در روز عاشورا کربلا باشید، روضه خانگی برگزار کنید

امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی‌توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستور عزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه، عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه‌اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه، تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه‌السلام در خانه‌هایشان ملاقات کنند. (۱)

 

 
روضه‌های خانگی را می‌توان بی‌تکلف برگزار کرد

اگر تنها دلیل‌تان برای برگزار نکردن روضه خانگی خرج و مخارج‌ این مراسم است، لازم نیست نگران باشید. می‌توانید تنها با چای و قند از مهمانان پذیرایی کنید. علاوه بر این حتما اصراری به برگزاری روضه‌هایی با جمعیت زیاد نداشته باشید، روضه خانگی حتی می‌تواند با فقط با حضور اعضای خانواده برگزار شود. مهم نیت و برگزاری یک مراسم بی‌تکلف است. ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﺎﺿﯽرحمه الله در این‌باره فرمودند:«دﺭ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍ علیه‌السلام ﻣﺴﺎﻣﺤﻪ ﻧﻨﻤﺎﯾﯿﺪ، ﺭﻭﺿﻪ ﻫﻔﺘﮕﯽ ﻭﻟﻮ ﺩﻭ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻫﻔﺘﮕﯽ ﻫﻢ ﻧﺸﺪ ﺩﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﺤﺮﻡ ﺗﺮﮎ ﻧﺸﻮﺩ».

 

روضه‌های خانگی باعث طول عمر و ازدیاد رزق و روزی می‌شود

روضه‌های خانگی باعث طول عمر و زیاد شدن رزق و روزی صاحب خانه می‌شود. در روایات آمده است پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌‌وآله وسلم فرمودند:«خانه‌ای که در آن قرآن زیاد تلاوت شود، خیر و برکتش زیاد می‌شود و اهل خانه در وسعت قرار می‌گیرند و آن خانه برای اهل آسمان می‌درخشد، همان گونه که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند».(۲) علاوه بر اینکه این مجالس با تلاوت قرآن آغاز می‌شود، یاد اهل بیت علیه‌السلام هم مصداق یاد خداست و مشمول این حدیث قرار می‌گیرد.

 

روضه خانگی باعث صله رحم می‌شود

روضه‌های خانگی باعث تقویت روابط میان اهل محل و خانواده می‌شود. مخصوصا در خانه‌های آپارتمانی این روضه‌ها می‌تواند باعث آشنایی هر چه بیشتر همسایه‌ها با یکدیگر شود. مجالس روضه محمل بسیار مناسبی برای صله رحم با اقوام و آشنایان است. در این مجالس نه از سلسله مراتب خبری است و نه ساختار سازمانی برای نظم بخشی به کارها وجود دارد، همین موضوع باعث می‌شود که افراد شرکت کننده در آن با هم‌دلی هر چه بیشتر کارها را به سرانجام برسانند.

 

ایجاد ارتباط قوی بین روحانیت و عزاداران در روضه‌های خانگی

یکی از محاسن برگزاری روضه‌های خانگی ایجاد ارتباط صمیمانه بین مومنین و روحانیت است. در این مجالس مردم می‌توانند مسائل دینی و سوالات شرعی خود را با روحانی مراسم در میان گذاشته و به صورت مستقیم پاسخ سوالات خود را دریافت کنند. صاحب‌خانه باید توجه داشته باشد که برای مجالس روضه از یک روحانی باسواد استفاده کند، همچنین در زمان سخنرانی همه به صحبت‌های روحانی مراسم توجه داشته باشند و سرگرم کارهای دیگر نشوند.

 

آشنایی و انس کودکان با اهل بیت‌ علیه‌السلام در روضه‌های خانگی

در روضه‌های خانگی فرزندانمان از کودکی می‌آموزند که چگونه با اهل بیت ‌علیه السلام ارتباط یرقرار کنند و به صورت غیرمستقیم مسائل دینی را به آنها آموزش می‌دهیم. همچنین در خانه‌هایی که مراسم روضه برگزار می‌شود، کودکان با کمک در برگزاری و پذیرایی از مهمانان در لذت پذیرایی از عزاداران اهل بیت علیه‌السلام شریک شده و روحیه مسئولیت پذیری در آنها تقویت می‌شود. پیشنهاد می‌کنیم حتما قبل از شروع مراسم برای کودکتان از ثواب کار کردن برای عزاداران بگویید و به آنها بگویید که حتی جفت‌کردن کشف عزاداران امام حسین علیه‌السلام هم ثواب زیادی دارد. بی‌شک یکی از خاطرات خوبی که فرزندتان بعدها در جوانی از آن یاد می‌کنند، همین مراسم روضه‌های خانگی است.

 

روضه‌های خانگی جایی برای باخبر شدن از مشکلات و گرفتاری‌های دوستان و آشنایان

در این زمانه کمتر کسی از احوال زندگی دوستان و آشنایان خود باخبر است. روضه‌های خانگی فرصت خوبی است که از مشکلات و گرفتاری‌های اطرافیانمان باخبر شویم و قدمی هر چند کوچک برای رفع آن گرفتاری برداریم. یکی از سنت‌های خوب در همین زمینه ایجاد صندوق قرض‌الحسنه در بعضی از این مجالس است. صندوقی که می‌تواند گرفتاری‌های مالی و معیشتی شرکت‌کنندگان در روضه‌ها را برطرف کند. درباره ثواب کار گره‌گشایی از مومن آیات و روایت فراوانی وجود دارد. در همین باره امام رئوف فرمودند:«هر کس گره از کار مؤمنی بگشاید و غمی را از او بزداید، خداوند هم در قیامت، کار بسته او را می‌گشاید و اندوهش را می‌زداید»(۳)

پی‌نوشت:

۱. کامل الزیارات، ص ۱۷۵

۲. بحارالانوار، ج ۹۲۲، ص ۳۰۰؛ اصول کافی، ج ۲، کتاب فضل قرآن، ح ۱.

۳. کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۲۰۰

   یکشنبه 1 مرداد 1402نظر دهید »

پرسش ها و پاسخ های اعتقادی

 سؤال 1
دین چیست و ادیان موجود کدامند؟

پاسخ: دین در لغت به معنی کیش و مسلک و آیین است؛ ولی در اصطلاح به معنی مجموعه قوانین و دستورات الهی است که توسط پیغمبری از جانب خداوند برای مردم نازل شده است.

و ادیان الهی موجود و رسمی جهان که دارای کتاب هستند سه تا است:

1 - اسلام

2 - مسیحیت

3 - یهود

 

 سؤال 2
دین اسلام چیست؟

پاسخ: اسلام در لغت، یعنی تسلیم بودن و در قرآن کریم سوره آل عمران آیه 19 که می فرماید:

«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»؛»دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است.«یعنی روح دین همان تسلیم در برابر حقّ است.

در اصطلاح نیز بین ادیان موجود، دین حضرت محمّد صلی الله علیه وآله که خاتم پیامبران است را دین اسلام می گویند و پیروان آن حضرت را مسلمان می خوانند.


 سؤال 3
هر دینی اصولی دارد، اصول دین اسلام چیست؟

پاسخ: اصول دین ما پنج تا است:

اوّل: توحید؛ یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و یگانه پرستی، در نتیجه همه ادیان الهی باید یگانه پرست باشند.

دوم: عدل الهی؛ یعنی خداوند که خالق همه چیز است، همه کارها و دستوراتش بر اساس عدالت تنظیم شده و به کسی ظلم نمی شود.

سوم: نبوّت؛ یعنی اعتقاد به رسالت حضرت محمّد بن عبداللَّه صلی الله علیه وآله و پیامبران پیشین.

چهارم: امامت؛ یعنی اعتقاد به دوازده امام علیهم السلام به عنوان جانشینان حضرت رسول صلی الله علیه وآله.

پنجم: معاد؛ یعنی اعتقاد به جهان پس از مرگ.


 سؤال 4
شیعه و سنّی از چه زمانی به وجود آمد؟

پاسخ: مرحوم علّامه طباطبایی رحمه الله در کتاب شیعه در اسلام می فرماید: چون مسأله جانشینی و خلافت بعد از پیغمبر بارها توسط پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله مطرح شده بود و حضرت علی علیه السلام را معرفی می فرمودند، در زمان حیات حضرت، مردم به طرفداران حضرت علی علیه السلام مثل مقداد و سلمان و ابوذر «شیعه علی» می گفتند؛ لذا بر همین اساس پس از رحلت حضرت رسول صلی الله علیه وآله به پیروان ایشان و فرزندان آن حضرت که امامان معصوم ما هستند، شیعه گفتند، ولی آنهایی که نخواستند به سفارش پیغمبرصلی الله علیه وآله عمل کنند و پذیرای ولایت و رهبری حضرت علی علیه السلام نبودند، برای توجیه کار خود گفتند: ما فقط به سنّت پیغمبرصلی الله علیه وآله (شیوه رفتاری او) عمل می کنیم؛ لذا آنها را سنّی نامیدند.

 

ادامه »

   یکشنبه 1 مرداد 1402نظر دهید »

سرانجام حضرت قاسم با نشان دادن بازوبندی که پدرش امام حسن (علیه‌السلام) به بازویش بسته بود و در او وصیت کرده بود که هرگز دست از یاری عموی خود حسین (علیه‌السلام) برندارد… اذن میدان گرفت.

 

 


قاسم فرزند امام حسن (علیه‌السلام) به سال ۴۷ ه. ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود.   مادرش ام‌ولدی  به نام «نفیله»  یا «رمله»  یا «نجمه» بود. در دو سالگی پدر بزرگوارش را از دست داد؛   و تا هنگام شهادت در دامان پرمهر و عطوفت عموی گرامی خود، امام حسین (علیه‌السلام)، پرورش یافت و در واقعه کربلا به اتفاق مادر و دیگر برادران و خواهران خود حضور داشت.

قاسم در شب عاشورا
به نقلی در شب عاشورا، آنگاه که امام حسین (علیه‌السلام) خطبه خواند و به یاران خود فرمود: «فردا من و شما همه کشته خواهیم شد» وی پنداشت این افتخار از آنِ مردان و بزرگسالان است و شامل نوجوانان نمی‌شود. از این‌رو پرسید: «آیا من هم فردا کشته خواهم شد؟» امام (علیه‌السلام) با مهربانی پرسید: «فرزندم، مرگ در نزد تو چگونه است؟» عرض کرد: «احلی من العسل؛ شیرین‌تر از عسل.» حضرت فرمود: آری به خدا سوگند، عمو به فدایت، تو از آنان هستی که پس از گرفتار شدن به بلایی سخت کشته خواهی شد.

رجز در میدان نبرد
در روز عاشورا هنگامی که نوبت مبارزه به قاسم رسید، برای کسب اجازه خدمت امام حسین (علیه‌السلام) آمد. حضرت او را در آغوش گرفت و هر دو قدری گریستند و قاسم مجددا اجازه خواست و امام حسین (علیه‌السلام) امتناع فرمود. قاسم دست و پای امام را بوسه می‌زد و بر خواسته‌اش پای می‌فشرد. ولی امام (علیه‌السلام) اجازه نمی‌داد تا سرانجام موفق به دریافت اجازه گردید. ملاحسین کاشفی درباره چگونگی اذن خواستن حضرت قاسم از امام حسین (علیه‌السلام) و اذن ندادن آن حضرت می‌نویسد: سرانجام حضرت قاسم با نشان دادن بازوبندی که پدرش امام حسن (علیه‌السلام) به بازویش بسته بود و در او وصیت کرده بود که هرگز دست از یاری عموی خود حسین (علیه‌السلام) برندارد… اذن میدان گرفت.

 وی در حالی که مادرش بر در خیمه ایستاده او را نظاره می‌کرد، وارد میدان کارزار شد.
به گزارش ابن شهرآشوب، قاسم در میدان جنگ، چنین رجز می‌خواند:
«انی انا القاسُم من نسل علی•••نحن و بیت الله اولی بالنبی•••من شمر ذی الجوشن او ابن الدعی؛ من قاسم، از نسل علی هستم. به خانه خدا سوگند، ما از شمر ذی الجوشن یا حرامزاده (ابن زیاد)، به پیامبر سزاوارتریم».

 وی سرانجام پس از کشتن تعدادی از دشمنان خدا، به درجه شهادت نایل آمد.

شهادت قاسم
طبری و ابوالفرج اصفهانی کیفیت شهادت حضرت قاسم را به نقل از حمید بن مسلم چنین آورده‌اند:
«نوجوانی به سوی ما آمد که چهره‌اش همانند پاره ماه می‌درخشید، شمشیری به دست و پیراهن و اِزاری (شلوار) بر تن و دو نعلین به پا داشت، که بند یکی از نعلین‌های وی پاره شد؛ فراموش نمی‌کنم که بند چپ بود. عمرو بن سعید ازدی به من گفت: به خدا به او حمله می‌کنم! گفتم: سبحان الله، پناه بر خدا! از این کار چه می‌خواهی، انبوه لشکری که دور او را گرفته‌اند کارش را تمام خواهند کرد. گفت به خدا بر او حمله خواهم کرد! او حمله کرد و با شمشیر بر سر قاسم زد. قاسم بر روی افتاد و فریاد برآورد «عموجان» به فریادم برس. به خدا سوگند حسین چون عقاب از جا جست و همانند شیر خشمگین بر قاتل قاسم حمله‌ور گردید و ضربتی سخت بر وی فرود آورد. او دست خود را سپر کرد، ولی آن ضربت دستش را از آرنج قطع کرد. او فریادی زد و خود را کنار کشید. گروهی از کوفیان یورش بردند تا او را نجات دهند، ولی او را زیر گرفتند و زیر سم اسبان لگدمال کردند تا آنکه جان داد.

پس از چندی که گرد غبار میدان نبرد فرونشست، امام حسین (علیه‌السلام) را دیدیم که بر بالین آن جوان ایستاده و او پاشنه‌های پای خود را بر زمین می‌ساید. امام حسین (علیه‌السلام) در آن حال می‌گفت: «بعداً لقوم قتلوک و من خصمهم یوم القیامة فیک جدک؛ قومی که تو را کشتند از رحمت خدا به دورند و در روز رستاخیز جد تو از جمله دشمنان آنان خواهد بود.»
سپس فرمود: «عزّ والله علی عمّک ان تدعوه فلا یجیبک فلا ینفعک صوت والله کثر واتروه و قلّ ناصروه؛ سوگند به خدا برای عموی تو بسیار دشوار است که او را بخوانی و نتواند به تو پاسخ دهد، یا به تو پاسخ گوید اما به حال تو سودی نبخشد؛ در یک چنین روزی که دشمنان او بسیار و یاران او‌ا ندک باشند.»

 حمید بن مسلم گوید: آن‌گاه او را برداشت، دو پای پسر را دیدم که روی زمین می‌کشید و حسین (علیه‌السلام) سینه به سینه وی نهاده بود. با خود گفتم «او را کجا می‌برد»؟ وی را برد و در کنار پسرش علی‌ اکبر (علیه‌السلام) و دیگر شهدا قرار داد. از اسم آن نوجوان پرسش کردم. گفتند وی قاسم بن الحسن (علیه‌السلام) است.

در زیارت ناحیه مقدسه از حضرت قاسم چنین یاد شده است:
«درود بر قاسم بن الحسن (علیه‌السلام) که شمشیر بر فرقش وارد شد و زره‌اش را به غارت بردند. هنگامی که عمویش حسین را صدا زد، حسین مانند باز شکاری خود را به قاسم رسانید. مشاهده کرد قاسم در حال جان دادن پاها را بر زمین می‌ساید. فرمود: از رحمت خدا دور باد آن مردمی که تو را کشتند و در قیامت جد و پدرت دادخواه آنان باد!

هر کس به زمین می‌افتاد، امام را صدا می‌زد و امام سریعاً به بالینش می‌آمد؛ امّا آه از آن ساعتی که امام حسین (علیه‌السّلام) با تن غرق به خون در گودال قتلگاه افتاد، زینب کبری (علیهاالسّلام) فریاد بر آورد: «وا مُحَمَّداه! وا عَلیّاه، وا جَعْفَراه!»

منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ

   یکشنبه 1 مرداد 1402نظر دهید »

هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر شهدای کربلا علیهم السلام را زیارت نمود. اما به زیارت حر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر سالارش فاصله دارد، نرفت.

 

 

 

پرسیدند: « چرا؟»
استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شده بود از سالارش حسین علیه السلام دور نمی ماند.
توضیح دادند که: « شاها ! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسین علیه السلام بستگانش بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به خاک سپردند.»
شاه گفت: « من می روم با این شرط که دستور دهم قبر او را بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره می سازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد. »
پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد.
هنگامی که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخمهای بی شمار گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیه السلام بر فرق او بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد.
شاه اسماعیل گفت: « این دستمال از امام حسین علیه السلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری بست اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف ساختن آن بی حاصل ماند.
به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حر بست و گوشه ای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان  فراخواند.

 

منبع : کرامات صالحین، مرحوم محمد شریف رازی

   یکشنبه 1 مرداد 1402نظر دهید »

آموزش نماز به کمک تصاویر



 
نماز یکی از ۵ رکن اصلی دین اسلام است، که پایه و مبنای زندگی اسلامی را تشکیل میدهد و برگزار کردن آن ضروری شمرده می شود. این پنج رکن اصلی اصول دین یا پنج ستون اسلام نامیده می شوند. در این مقاله آموزش نماز خواندن به صورت تصویری را برای شما مخاطبان عزیز گردآوری کرده ایم.
شرایط لباس نمازگزار:

نمازگزار باید به یک سری از موارد برای شروع نماز حتما دقت داشته باشد یکی از این موارد لباس نماز گزار است که حتما باید دارای شرایط زیر باشد:
الف) پاک باشد.
ب) غصبی نباشد (مباح باشد).
ج) از اجزای مردار نباشد.
د) از حیوان حرام گوشت نباشد.
هـ) طلا بافت نباشد.
و) از ابریشم خالص نباشد.

 

شرایط مکان نمازگزار:

یکی دیگر از موارد مهم مکان است که مکان نمازگزار باید دارای شرایط زیر باشد:
۱. مباح باشد. (یعنی غصبی نباشد).
۲. بی حرکت باشد.
۳. از جاهایی نباشد که توقّف در آن حرام است.
۴. جلوتر از قبر پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و امام (علیه السلام) نایستد.
۵. محل سجده‌ی نمازگزار پاک باشد.
۶. موجب نجاست لباس و بدن نمازگزار نشود.
۷. میان‌ زن‌ و مرد در حال نماز بنا بر احتیاط واجب حداقل یک وجب فاصله باشد.
۸. مسطّح باشد.


احکام قبله:
مسلمان باید نماز را رو به سوی کعبه بگذارد که به این اعتبار به آن «قبله» می گویند. امّا برای افردی که از آن دورند محاذات حقیقی میسّر نیست، و همین میزان که بگویند رو به قبله نماز می خواند، کافی است.

نمازگزار باید برای قبله یقین و اطمینان پیدا کند، چه از راه قبله نمای صحیح و معتبر و چه از راه آفتاب و ستاره ها (برای کسی که اشنا به استفاده از آنها است) و بسیاری راه های دیگر برای پیدا کردن قبله، و در صورتی که نتوانست اطمینان پیدا کند به هر طرف که احتمال بیشتر می یابد، نماز بخواند.

 

تکبیرة الاحرام
“نماز” با گفتن “الله اکبر” آغاز می شود، گفتن “الله اکبر” در آغاز نماز به معنای جدایی از غیر خدا و پیوستن به اوست. اعلام بزرگی پروردگار و دوری جستن از تمام قدرت های دروغین است.

 

 


آموزش نماز

با این تکبیر به حریم نماز وارد می شویم و برخی کارها بر ما حرام می شود. هنگامی که نماز را شروع می کنیم باید متوجّه باشیم که چه نمازی را می خوانیم؛ مثلا نماز ظهر است یا عصر و آن را تنها برای اطاعت فرمان خداوند بجا آوریم که این همان “نیّت” است و از اجزای اصلی نماز به شمار می آید.
 
هنگام گفتن “الله اکبر” مستحبّ است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببریم. پس از گفتن “الله اکبر” سوره حمد را می خوانیم:

 

 


آموزش نماز همراه با تصویر

  بسم الله الرحمن الرحیم
(الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ  الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ  مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ)
 
پس از سوره حمد، یک سوره دیگر از قرآن را می خوانیم به عنوان نمونه، می توان سوره توحید را خواند:

 

 


آموزش نماز به کودکان

سوره توحید
 بسم الله الرحمن الرحیم
(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ)
 
پسرها و مردها باید در نماز صبح، نماز مغرب و نماز عشا، حمد و سوره را (در رکعت اول و دوم) بلند بخوانند ولی دخترها و بانوان، اگر نامحرم صدای آنان را نشنود می توانند بلند بخوانند و در نماز ظهر و نماز عصر همه باید حمد و سوره را آهسته بخوانند.

انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسی که اصلا نمی تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می تواند بخواند و بهتر آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.  

 

 


آموزش تصویری نماز

  رکوع نماز
رکوع نماز پس از تمام شدن حمد و سوره سر به رکوع خم می کنیم و دستها را به زانوها می گذاریم و می گوییم:

“سبحان ربی العظیم و بحمده”
و یا می گوییم: “سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله”


 واجبات رکوع:
۱. خم شدن به اندازه‌یی که بتواند دستها را به زانو بگذارد
۲. ذکر
۳.  آرامش بدن در حال گفتن ذکر رکوع
۴. ایستادن بعد از رکوع
۵. آرامش بدن بعد از رکوع


سجده نماز
سپس سر از رکوع برداشته (می ایستیم) و آنگاه به سجده می رویم و هفت عضو بدن؛ یعنی پیشانی، کف دو دست، سر زانوها و نوک انگشتان بزرگ پا را بر زمین گذاشته و می گوییم:

“سبحان ربی الاعلی و بحمده”
یا “سبحان الله” را سه مرتبه تکرار می کنیم.
 

واجبات سجده:
۱. گذاشتن هفت عضو از بدن بر زمین.
۲. ذکر.
۳. آرامش بدن در حال ذکر سجده.
۴. بر زمین بودن هفت عضو در هنگام ذکر.
۵. سر برداشتن و نشستن و آرامش بین دو سجده.
۶. مساوی بودن جاهای سجده، مگر به اندازه‌ی چهار انگشت بسته.
۷. پاک بودن جایی که پیشانی را بر آن می‌گذارد. (خاک یا سنگ یا چیزهای دیگر که از زمین می روید و برای خوراک و پوشاک انسان مصرف نمی شود نیز صحیح است)
۸. حایل نبودن چیزی بین پیشانی و آنچه بر آن سجده می‌کند.
۹. گذاشتن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است.
۱۰. نشستن بعد از سجده‌ی دوم در رکعاتی که تشهّد ندارد بنابر احتیاط واجب.

 

سجده دوم نماز
پس از سجده اول، می نشینیم و بار دیگر به سجده رفته و سجده دوم را مانند سجده اول بجا می آوریم. با تمام شدن سجده دوم، یک رکعت نماز به پایان می رسد؛ یعنی تا بدینجا، رکعت اول نماز را خوانده ایم، بنابراین بطور خلاصه، رکعت اول نماز عبارت است از:


تکبیره الاحرام (گفتن “الله اکبر” در آغاز نماز)
قراءت (خواندن حمد و سوره)
رکوع و ذکر آن
 دو سجده و ذکر آنها

     

 


تصاویر آموزش نماز

   رکعت دوم نماز
پس از تمام شدن رکعت اول نماز، بدون آنکه صورت نماز به هم بخورد و یا فاصله ای ایجاد شود، از جا برخاسته، بار دیگر می ایستیم و حمد و سوره را به همان ترتیبی که در رکعت اول نماز گفته شد، می خوانیم.   

 

 


آموزش نماز

قنوت نماز
در رکعت دوم نمازهای روزانه، بعد از تمام شدن حمد و سوره و قبل از رکوع، مستحب است، دستها را روبروی صورت گرفته و دعایی بخوانیم؛ این عمل را “قنوت” گویند.در قنوت نمازمی توان این دعا را خواند:

 

 


 آموزش نماز به کودکان

“ربّنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخرة حسنة و قِنا عذاب النار”
 
پیامبر خدا (ص) فرمود: “کسی که قنوت نمازش طولانی تر باشد، حسابرسی او در روز قیامت راحت تر است.

پس از قنوت، رکوع وسجده ها را مانند رکعت اول بجا می آوریم.    

 

 


 آموزش تصویری نماز

تشهد نماز
در رکعت دوم هر نماز، پس از تمام شدن سجده دوم باید در حالی که رو به قبله نشسته ایم “تشهّد” نماز را بخوانیم؛

یعنی بگوییم:
“اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و أشهد أنَّ محمّداً عبده و رسوله الّلهمَّ صلِّ علی محمد و آل محمد”
 
سلام نماز
تا اینجا رکعت دوم نماز هم تمام می شود و اگر نماز دو رکعتی باشد؛ مانند نماز صبح، بعد از تشهد، با گفتن سلام، نماز را تمام می کنیم؛ یعنی می گوییم:

السلام علیک ایّها النبی و رحمة الله و برکاته

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اکنون نماز صبح را فرا گرفتیم و چنانچه نمازی که می خوانیم سه رکعتی یا چهار رکعتی باشد، باید در رکعت دوم نماز، بعد از خواندن تشهد، بدون آن که سلام نماز را بگوییم، بایستیم و رکعت سوم نماز را بخوانیم. 

 

 


آموزش نماز همراه با تصویر

  رکعت سوم نماز
رکعت سوم نماز هم مانند رکعت دوم است، با این تفاوت که در رکعت دوم نماز باید با حمد و سوره بخوانیم، ولی در رکعت سوم، سوره و قنوت ندارد و فقط “حمد” را می خوانیم و یا به جای حمد، سه مرتبه می گوییم:

“سُبحانَ اللهِ و الحَمدُ للهِ وَ لا اِلهَ الاّ اللهُ و اللهُ اکبرُ”
 پس اگر نماز مغرب می خوانیم، باید بعد از سجده دوم (در رکعت سوم) تشهّد بخوانیم و با سلام، نماز را پایان دهیم: 

 

 

 


تصاویر آموزش نماز

 رکعت چهارم نماز
اگر نمازی که می خوانیم چهار رکعتی باشد؛ یعنی: نماز ظهر یا  نماز عصر یا نماز عشا؛ پس از سجده ها (در رکعت سوم) بدون آنکه تشهّد یا سلام را بخوانیم، می ایستیم و رکعت چهارم را مانند رکعت سوم انجام می دهیم و در پایان نماز؛ یعنی پس از سجده دوم می نشینیم و تشهّد و سلام را می خوانیم و نماز را تمام می کنیم.   



 

 

آموزش نماز

 

     


 
مبطلات نماز:
۱. از بین رفتن یکی از چیزهایی که باید در حال نماز رعایت شود، مثل پوشش واجب یا غصبی نبودن مکان.  
۲. باطل شدن وضو.
۳. پشت به قبله نماز خواندن.
۴. حرف زدن.
۵. دست بسته نماز خواندن آنگونه که بعضی از فرق اسلامی انجام می‌دهند.
۶. آمین گفتن بعد از حمد.
۷. خندیدن.
۸. گریه کردن.
۹. به هم خوردن صورت نماز، مانند کف زدن و به هوا پریدن.
۱۰. خوردن و آشامیدن.
۱۱. شک‌هایی که نماز را باطل می‌کند، مانند شک در رکعتهای نماز دو رکعتی یا سه رکعتی.
۱۲. کم و زیاد کردن ارکان، مانند کم و زیاد کردن رکوع.

 

آموزش نحوه خواندن نماز به صورت نشسته برای آنان که عذری دارند

همه ما مسلمانان معتقدیم که تحت هیچ شرایطی نمی شود نماز را ترک کنیم. درمواردی شاید دیده باشیم کسانی با مشکلات جسمی مثل زانو درد، کمر درد، آرتروز، کهولت سن یا زمان بارداری در ادای فریضه نماز که جزء اصول دین است سستی و کاهلی می کنند که این اینگونه برخورد بانماز در دین ما جایز نیست.
نمازگزاران گرامی میدانند که نماز ستون دین ونشانه ایمان است و نماز خواندن جزء واجبات دین اسلام است. کسی که العیاذ بالله نماز نخواند و آن را ترک کند ناشی از ضعف ایمان و بی توجهی به فرمان الهی است پس ادای فریضه نماز تحت هر شرایطی الزامیست.

قابل توجه است در مواقعی که عذری پیدا شود توصیه میشود از صندلی نماز استفاده شود نمازگزاران باید بدانند که حتی الامکان باید نماز را بصورت عادی و ایستاده انجام داد و ارکان نماز را رعایت نمایند.

یکی از ارکان نماز قیام است (یعنی موقع تکبیرة الاحرام و پیش از رفتن به رکوع نمازگزار ایستاده باشد) نمازگزارانی که عذر جسمی و شرعی دارند باید بدانند که تا جایی که امکان دارد باید ارکان نماز مثل تکبیرة الاحرام، قیام، رکوع و سجود را بصورت صحیح انجام داد. مگر این که حس کنند نمی توانند و یا طبق دستور پزشک منع شده باشند.

نمازگزار باید به هر اندازه که مى تواند ولو با تکیه دادن به دیوار و امثال آن بایستد، درصورتی که فرد می تواند حمد و سوره را ایستاده بخواند و رکوع را نمیتواند، می تواند بعد از حمد و سوره بر روی صندلی بنشیند. متأسفانه دیده می شود بعضی از سالخوردگان از خانه تا مسجد با عصا حرکت می کنند ولی در نماز به میزان یک حمد و سوره نمی ایستند! باید توجه نمود چه بسا اگر نتوان حمد و سوره را ایستاده بخواند و تنها تکبیره الاحرام را میتواند بایستد؛ باید چنین کند. از همان اول نمیتواند روی صندلی یا زمین بنشیند. پس تا آن جا که امکان دارد باید اجزاء و شرایط نماز را رعایت نماید.

وضعیت خواندن نماز بصورت نشسته:
در صورتی میتوان نماز را بصورت نشسته خواند که یکی از این دو وضعیت را داشته باشد
1- در قیام کردن ضعیف باشد
2- ایستادن باعث به خطر افتادن سلامتی شود

آموزش تصویری خواندن نماز بصورت نشسته با صندلی نماز:

 

 

 

نحوه قیام کردن
 

 

 

خواندن حمد و سوره
 

 

 

نحوه رکوع کردن
 

 

 

نحوه سجده کردن به صورت نشسته
 

 

 

قنوت در نماز
 

 

خواندن تشهّد و سلام در نماز به صورت نشسته
 
آموزش خواندن نماز بصورت نشسته بر روی زمین:
اما کیفیت نماز نشسته اینست که در حال نشسته پس از نیّت، تکبیرة الاحرام گفته میشود و بعد از حمد و سوره موقع رکوع سر را تا روبروی زانوها خم می کنیم و بعد از آن به وضعیت نشسته قرار می گیریم و بعد به سجده می رویم. و رکعت دوم هم به همین صورت انجام میشود و در حال نشسته تشهّد و سلام خوانده میشود.


برگرفته شده از: أربعینات chelhadith.ir

   یکشنبه 1 مرداد 1402نظر دهید »

در قیام کربلا چند تن از پسران امام حسن(علیه السلام) همراه با امام حسین(علیه السلام) آمده بودند که یکی از آن‌ها «عبدالله» نام داشت.

 

 

 


در قیام کربلا چند تن از پسران امام حسن(علیه السلام) همراه با امام حسین(علیه السلام) آمده بودند که یکی از آن‌ها «عبدالله» نام داشت، روز پنجم محرم به نام ایشان نام‌گذاری شده است، تا فداکاری این سرباز کوچک کربلا برای امروز ما درس ولایت‌مداری باشد.

از مهمترین ویژگی‌های حماسه کربلا و قیام امام حسین(علیه السلام) وجود شخصیت‌های ممتازی چون حضرت زینب(س)، حضرت رقیه، امام سجاد(علیه السلام)، حضرت علی‌اصغر(علیه السلام)، حضرت ابوالفضل(علیه السلام)، قاسم، عبدالله و … است.
گذشته از همه عزت، عظمت و شکوهی که خود این قیام دارد و درس‌ها و پندهایی که این حماسه عظیم برای مردم دارد، وجود چنین شخصیت‌هایی در سنین مختلف از طفل شیرخواره گرفته تا کودک، نوجوان، جوان، بزرگسال، میان‌سال، زن و مرد نیز عظمت واقعه کربلا را چندین برابر کرده است.
هر یک از اصحاب و اهل‌ بیت امام حسین(علیه السلام) که در این حماسه تاریخی حضور داشتند خود استادی از معرفت، ولایت‌مداری و عشق به امام خود بودند و امروز هرکدام از این شخصیت‌ها و چهره‌های کربلا به الگویی برای هم‌سن و سالان خودشان تبدیل شده‌اند.
در قیام کربلا چند تن از پسران امام حسن(علیه السلام) همراه با امام حسین(علیه السلام) آمده بودند که یکی از آن‌ها «عبدالله» نام داشت و روز پنجم از ماه محرم به نام ایشان نام‌گذاری شده است.
«عبدالله» کودک چند ساله امام حسن‌ مجتبی(علیه السلام) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن‌عبدالله بجلّی» بوده است. از دیگر فرزندان امام حسن‌ مجتبی(علیه السلام) که در کربلا حضور داشت می‌توان از حضرت قاسم نام برد.
امام حسین(علیه السلام) به فرزندان امام حسن‌ مجتبی(علیه السلام) خیلى مهربانى می‌‏کرد، شاید بیش از آن اندازه که به پسران خودش مهربانى می‌کرد چون آن‌ها یتیم بودند و پدر نداشتند.
شیخ مفید چنین نقل می‌کند: پس از آن که «مالک بن نسر کندی» با شمشیرش به سر مبارک امام حسین(علیه السلام) زد، امام(علیه السلام) پارچه‌ای درخواست فرمود و با آن سر مبارکش را محکم بست و عمامه‌ای بر کلاه خود بست. شمر و دیگران هم به جایگاه خود بازگشتند. زمانی گذشت تا امام بار دیگر به میدان بازگشت و آن‌ها هم بازگشتند و آن حضرت را محاصره کردند.
عبدالله(علیه السلام) با وجودی‌که در قیام عاشورا هنوز به حد بلوغ نرسیده بود و کودکی هشت یا یازده ساله بود در خیمه‌گاه با زنان به سر می‌برد هنگامی‌که متوجه حمله دشمن به جانب امام حسین(علیه السلام) شد، از خیمه‌گاه بیرون دوید. او سراسیمه و شتابان رو به جانب امام حسین(علیه السلام) رفت و در کنار عمویش ایستاد. حضرت زینب(س) او را دنبال کرد و به او رسیده بود. او تلاش کرد که آن کودک را نگه دارد.
امام حسین(علیه السلام) به خواهرش فرمود: «احبسیه یا اخیه؛ ای خواهرم! او را نگهدارید» آن کودک از این‌که بازداشته شود، سخت امتناع می‌ورزید. او به عمه‌اش گفت: «والله لا افارق عمّی؛ سوگند به خدا، از عمویم جدا نمی‌شوم».

شهادت عبدالله بن‌الحسن(علیه السلام)

وقتی در روز عاشورا «ابجر بن کعب» شمشیر خود را به سوی امام حسین(علیه السلام) پایین آورد. عبدالله فریاد زد: ای پسر زن ناپاک! وای بر تو! آیا می‌خواهی عمویم را بکشی؟» بَحر قصد ضربه زدن به امام را داشت.ناگاه عبدالله دستش را پیش آورد تا ضربه را از امام دور سازد. ولی دست مبارکش تا پوست قطع شد و دست آویزان گشت.
کودک فریادش بلند شد: «یا امتاه؛ ای مادرم!».
امام حسین(علیه السلام)، عبدالله را به سینه گرفت و فرمود: ای عزیز برادر، صبر کن خداوند تو را به پدرانت ملحق گرداند. در حالی‌که در دامن عموی بزرگوارش بود، حرمله ملعون با تیری سه شعبه و زهرآگین گلوی مبارک او را هدف قرار داد و به شهادت رسانید.
در این هنگام امام دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: «پروردگارا! قطرات باران را از این‌ها دریغ بدار و برکات زمینت را از این‌ها بازدار؛ پروردگارا! پس اگر تا هنگام (مرگ) آن‌ها را مهلت داده و بهره‌مند می‌سازی، بین آن‌ها تفرقه بینداز و هر کدام را به راهی جداگانه بدار؛ و سردمداران را هرگز از این‌ها راضی مدار؛ چرا که این‌ها ما را دعوت کردند تا که یاری‌مان کنند، سپس، بر ما دشمنی کردند و ما را کشتند».

منبع:

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ

 

   شنبه 31 تیر 1402نظر دهید »

1 ... 21 22 23 ...24 ... 26 ...28 ...29 30 31 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو