

چشم به راهم تا تو آيي
در پشت نگین واره ی اشک های جانسوز، انعکاسی از انتظار آمدنت موج می زند آنجاست که دل در سینه ام چونان گنجشکی مانده در بند بالا و پایین می شود. به یاد آن روزم که دست های سردم را با شعله های عشق تو گرم خواهم نمود.
آنروز می دانم همین نزدیکی ست. مثل خدای نور و صلابت و مهر، مثل شکوه شب پره هایی که پشت شیشه های باران زده اشک را تلاوت می کنند. من آن روز اذان نیایش را از حنجره ی سرخ لاله ای خواهم شنید که زیر آواره ترین عشق مدفون شده بود.
من آن روز تمام بی کسی و بی پناهی ام را در ظهرترین نماز کرب و بلا فریاد می زنم و برای آمدنت ثانیه ها را با گرمای عشقت آب می کنم تا زود بیایی .
تو روزی پا بر سنگفرش حقیقت خواهی گذاشت. فرشی از گلهای رازقی، بابونه، اطلسی هایی که عطر دل آویزشان هر کوی و برزنی را مست می کند. می دانم آن روز آفتابگردان ها تا ابد رو به سمت تو می گردانند و نور می گیرند و مهربانی سر بر آستان مقدست فرود می آورد، تو در هم می شکنی رعشه های ترس و گمراهی را، پلیدی و سیاهیِ شبهای بی ستاره را.
اندوه جانکاهی در چشم هایم لانه کرده است آقا! بغض، گلوگاه سربی ام را می تراشد و می سوزاند عمق وجود بی وجودم را. با که بگویم غریبی شبهایی که یتیم وار بر سرِ دردهایم دست نوازشی از ترحم و منت می کشیدند دشمنان دوست نما؟
با که بگویم رازِ مخوف تنهایی مبهمی که تا سالها با من بود و بی تو بیشتر و بیشتر؟ با که بگویم از دست هایی که هر غروب آدینه زیر چانه های فراق در پشت کوچه های این شهر آلوده ی زنگاری بی تاب تر می شود؟ از کدامین خامه بگویمت که لحظه لحظه از نوشتن از تو وا می ماند و هر بار هجوم افکار بی تو بودن، مأمن احساسم را شکنجه گاهی کرده است؟
با تو می گویم از تمام تلخکامی ها و خودکامگی هایم تمام سرودهای نخوانده ام و چشمهای ندیده ام از شعرهای که سروده نشد.
مرا در انتظار دیدن خود حل کن…ای سپید ترین غزلواره عدالت و عشق …
2 نظر » 

یاران حضرت مهدی عليه السلام
امام رضا علیه السلام از اجداد بزرگوارشان نقل میکنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی به خدمت جدم رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم رسیدم، اُبَیّ بن کعب نیز آنجا بود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در پاسخ به سؤالات او، ضمن معرفی ائمه علیهم السلام، حضرت مهدی عجّل اللَّه تعالی فرجه را اینگونه معرفی فرمودند :«خداوند - تبارک و تعالی - در صلب امام حسن عسکری علیه السلام نطفه ای با برکت و پاک و پاکیزه قرار داده است… او امامی… هدایتگر و هدایت شده است، به عدل حکم میکند و به عدالت امر میکند…».
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم درباره تعداد و اسامی اصحاب حضرت مهدی علیه السلام فرمودند:«خداوند تبارک و تعالی از دورترین شهرها به تعداد اهل بدر - یعنی سیصد و سیزده نفر - برای او سپاه گرد می آورد، آن حضرت نوشته ای در دست دارد که لاک و مهر شده و در آن تعداد اسامی اصحاب ایشان و نیز نسب و شهرهای آنها، خلق و خوی، وضع ظاهری، چهره و قیافه، و نیز کنیه آنها ثبت شده است…».
سپس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند :
یا أُبَیّ،
طوبی لِمَن لَقِیَه،
خوشا به سعادت کسی که مهدی علیه السلام را ملاقات کند.
طوبی لمَن أَحَبَّهُ،
خوشا به حال کسی که مهدی علیه السلام را دوست بدارد.
طوبی لمَن قالَ بِهِ،
خوشابه سعادت کسیکه معتقد به امامت مهدیعلیه السلام باشد.
پس از آن بشاراتی را در رابطه با اصحاب امام زمان علیه السلام بیان فرمودند :
یُنجیهِمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ الهَلَکَةِ وَبِالإقرارِ بِاللَّهِ وبِرَسُولِهِ وَبِجَمیعِ الأَئِمَّةِ.
خدای تبارک و تعالی آنان (محبّین و معتقدین به مهدی علیه السلام) را بخاطر آن حضرت و به واسطه اعتقاد به خدا و رسولش و ائمه اطهار از هلاکت نجات میدهد.
یَفْتَحُ اللَّهُ لَهُمُ الجَنَّةَ.
خدا، درهای بهشت را بر روی آنان میگشاید.
و در وصف پیروان و دوستان امام عصر علیه السلام اینگونه فرمودند :
مَثَلُهُمْ فی الأَرْضِ کَمَثَلِ الْمِسْکِ الّذی یَسْطَعُ رِیحُهُ وَلا یَتَغَیَّرُ أَبداً.
مَثَل آنها در روی زمین، مَثل مُشک است که دائم از خود بوی خوش میپراکند ولی در آن تغییر ایجاد نمیشود.
وَمَثَلُهُم فی السَّماءِ کَمَثَلِ الْقَمَرِ المُنیرِ الّذی لا یُطفی نورُهُ أَبَداً. [1] .
و مَثَل آنها در آسمان مانند ماه درخشانی است که نورش هرگز خاموش نمیشود.
پی نوشت:
1- عیون اخبار الرضا علیه السلام،ج1،باب 6،ح 29.
2 نظر » 
انتظار سرخ
حرف اول از نوع دیگری است . از نوع حرف هایی که به نقطه ای از تاریخ می پیوند و تاریخ چه بی انتهاست در غروب پر طلوع یک روز .
روزی که انتظار چه غریب معنی یافت . انتظار در غربت پوچستانی از مردمان تنگ دل تا ابد منتظر تعیبر شدن از پا نشست .
حرف از یک لحظه نیست از یک عمر بصیرت بی نفس شده در هیاهوی دنیای عده ای دنیاپرست است .
حرف از انتظار از جنس کوچه های تنگ کوفه است ، انتظاری که مسلم را در آغوش خود به دام کشید .
انتظاری که نه در دل ها که بر زبان ها می نشیند و شمشیر می شود ، در غروب بصیرت ها .
راستی می دانی حسین(عليه السلام) ارباب خوبِ خوب ما به دست کسانی سر به نی شد که ادعای انتظار او را داشتند !!!
آیا توانسته ای معنای انتظار را درک کنی ، انتظاری که فضیلتش بالاتر از پاداش هزار شهید از شهدای بدر و احد ، انتظاری که افضل اعمال است … انتظاری که انگار در خیمه حضرت مهدی(عجل الله تعالي) بوده ای ..یا اینکه در خدمت ایشان شمشیر زده باشی ..حتی انگار کنار رسول خدا جهاد کرده باشی..
ای دل هشدار که مبادا انتظارت تو را روسیاه کند در محضر حضرت عشق که رسم انتظار با نشستن و گریستن نمی سازد .
منتظر که باشی خون هزار بار در رگهایت جانی تازه می گیرد که او نیز منتظر جوششی دوباره است .
منتظر که باشی پرونده اعمالت پُر از ارادت به اوست …
امیدم به دعایی است از جنس عاشورا به امید جرعه ای بصیرت : اَللّـهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الاِْمامَ الْهادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقائِمَ بِاَمْرِکَ صلوات الله علیه و علی ابائه الطاهرین..
منتظر که باشی هر صبح نه با روشنی آفتاب که با جرعه ای از عشق در دل بیدار می شوی که موعد قرار رسیده است . خورشید به بدرقه ی چشم های بارانی تو می آید که خوانده ای : اَللّـهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبیحَةِ یَوْمی هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فی عُنُقی..
منتظر که باشی تمام ثانیه های زندگیت پر از چشم هایی می شود که عمری پا در رکاب دل انداخته اند تا مهیا شوند با فرازی از آیه عشق که : اَللّـهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّابّینَ عَنْهُ وَ الْمُسارِعینَ اِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلینَ لاَِوامِرِهِ وَ الُْمحامینَ عَنْهُ ، وَ السّابِقینَ اِلى اِرادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ…
منتظر که باشی حتی مرگ هم برایت سد نخواهد بود که بلندای هیچ دیواری ایستادن در برابر عشق بازی عشاق را تاب نمی آورد که از ازل بر قاب دلت حک کرده ای : فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْری ، مُؤْتَزِراً كَفَنى ، شاهِراً سَیْفی ، مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی..
و چشم هایت چه جوان می شوند در حضور آیینه های نگاهش که سپیدیشان را به دیدار یوسف حسنش مژده می دهی آنگاه که می خوانی : اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ..
و اکنون تو با کوله باری از انتظار به فراز آخر می رسی که فراز آخر همان وعده حق خداست که تو با تمام وجودت آن را فریاد می زنی .. انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا برحمتك یا الرحمن الراحمین..
گوارای وجودت عطر ناب حضورش آن دم که از کعبه ندا دهد :
الا یا اهل العالم انا المهدی قائم آل محمد ..
ان شاء الله..
1 نظر » 
استدلال های استاد قرائتی درباره ی حجاب

نکتهای را هم در مورد مساله حجاب بگوییم.
شما نمیتوانید یک زن را با هر دین و مرامی در جهان پیدا کنید که بگوید من میخواهم همسرم ۹۵ درصد به من علاقه داشته باشد و ۵ درصد هم به زنهای دیگر علاقه داشته باشد. این را هیچ کدام از زنهای دنیا قبول نمیکنند، چرا که می خواهند صددرصد علاقه ی همسرشان متعلق به خودشانباشد.
اگر اینگونه است، پس چرا بعضی از زنها فوکل و آرایش می کنند و بیرون میآیند.
چرا چیزی را که خودشان برای خود نمی پسندند و نمی خواهند برای دیگران انجام میدهند.
اگر اسلام حتی بگوید، حجاب آزاد است باز هم زنها این کار را نمی کنند، البته مردها هم نباید نگاه کنند.
برای جدا کردن دختر و پسر در دانشگاه مسئولان نمی خواهند کاری انجام دهند؟ چرا که بچهها که در کودکی شهوت ندارند جدا هستند.
در دبیرستان هم که هنوز این شهوت زیاد نشده، دختر و پسر جدا هستند. اما در اوج شهوت در دانشگاه یکی می شوند.
حالا یک اتاق هم دارند به اسم اسلامی کردن دانشگاهها، با این اتاق و موزخوردن که دانشگاه اسلامی نمی شود.
صبحها دخترها به دانشگاه بیایند و بعدازظهر پسرها. این شدنی نیست؟
مردم وارد جمهوری اسلامی شدهاند، اما هنوز دین وارد آنها نشده است.
چشمچرانی شاید شش ماه ازدواج را عقب بیاندازد. خدا می گوید از رزق حلال هم باید به اندازه خورد، مگر چقدر لذت جنسی میخواهند.
رزق ما دو نوع است یکی محاسبات خودمان و دیگری اهدای بی حساب و کتاب خداوند.
اگر بی تقوایی کردی، راه اهداء خداوند قطع می شود و تنها میماند محاسبات خودمان که یا درست است یا غلط.
نظر دهید » 
کرامت زنان
پوشش زن در اسلام به این معنا است که، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوهگری و خودنمایی دوری کند. بنابراین؛ لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ کرامت زن است،تا مورد بهرهبرداری هوسبازان، قرار نگیرد.
نظر دهید » 
فلسفه حجاب 
فلسفة حجاب از چهار جهت قابل بررسی است:
1 ـ آرامش روانی:
زیرا آزادی معاشرتهای بیبند و باری، هیجان ها و التهاب های جنسی را زیاد میکند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزهای نیرومند است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکشتر میشود. افزون بر این، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آنها منجر به اختلالات روحی و روانی میشود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه میبندد. یعنی نگاه که اولین واسطه ارتباط زن و مرد است، باید کنترل شود. به مرد میگوید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم …»به زن هم میگوید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ … » یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه کنند، و یک وظیفه خاص نیز برای زن دارد؛ و آن این که خود را از مردان بیگانه بپوشاند.
2 ـ استحکام پیوند خانواده:
اختصاص یافتن التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهر را محکم میسازد و به هر یک از طرفین این اعتماد را میدهد که او تنها کسی است که مورد عنایت و علاقه شریک زندگی خود قرار دارد. در حالی که در جوامع غربی و سیستمهای آزاد؛ رقیب و مزاحم، امنیت خاطر زوجین را از بین میبرد.
3 ـ استواری اجتماع:
ارتباط حساب نشده و بیبند و باریها، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف میکند. اسلام با فعالیتهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست. ولی با آلوده کردن محیط کار و فساد مخالف است. لذا در اجتماعی که حریم بین زن و مرد رعایت نشود، رکود فعالیتهای اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود.
4 ـ ارزش و احترام زن:
زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری، همیشه بر مرد تفاوت دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعیت خویش میشود. اسلام تأکید دارد که هر اندازه زن متینتر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده میشود.
پرسمان
نظر دهید » << 1 ... 237 238 239 ...240 ...241 242 243 ...244 ...245 246 247 ... 798 >>